نوبتهاي چند ماهه براي بيماران جن زده!

اخبار داغ هفت تیر خرافات و باورهای خرافی

هفت تیر 7tir.com:  برخي باورها آنچنان در روح و جان گروهي از افراد رخنه دارند که گويي جز آن نمي تواند چيز ديگري باشد، باورهايي مثل صحبت با ارواح، تاثير زندگي جنيان بر روي آدمها و مقولاتي از اين دست، گاه انسانهاي بي گناه را به کام مرگ مي کشد.

اين مقولات در اغلب نقاط کشور ديده مي شوند اما استانهاي جنوب شرقي ايران در اين زمينه به نوعي پيشتازند و چه بسا هزينه هاي جاني که در اين راه پرداخت مي شود و غيرقابل جبران است.

گزارشی که می خوانید که روايتیست که عينا نقل مي شود.

“بيمار يک زن روستايي باردار در يکي از روستاهاي اطراف بوشهر بود که هشتمين ماه بارداري خود را مي گذراند. اين زن دو روز بود که حرف نمي زد يا به سختي صحبت مي کرد. نمي توانست روي پاهاي خود بايستد يا راه برود و هر از گاهي دچار تشنج مي شد.

دوست من که از بستگان اين زن به شمار مي رفت از من خواست که او را همراهي کنم و با موافقت طرفين راهي منزل وي شديم. پس از ورود، ما را به يک اتاق شش تا هفت متري راهنمايي کردند، زن بيمار را که حليمه نام داشت در يک جاجيم دستبافت محلي پيچيده بودند و در حالي که يک قطعه آهن پهن به طول تقريبا 20 سانت زير سر او گذاشته بودند، مثل يک جنازه تقريبا در وسط اتاق خوابانده بودندش و در حالت اغماء به سر مي برد.

در گوشه ديگر اتاق يک کمد تخته اي تقريبا دو متري قرار داشت که مردها هنگام ورود آن سوي کمد مي نشستند و زنها بر بالين بيمار حلقه مي زدند، رفته رفته اطاق پر از زن و مرد شد.

از يک طرف مردها در مورد بيماري زن که گفتم حليمه نام داشت اظهار نظر مي کردند و از طرفي ديگر زنها به دوا و درمان مشغول بودند.

در همين بين يکي از زنها که کودک خردسالي در دامن داشت و جوان هم بود گفت: “همه اش تقصير از خودمان است، وقتي راه مي رويم بسم الله نمي گوييم، هنگامي که آب روي زمين مي ريزيم، صلوات نمي دهيم، در شب با احتياط راه نمي رويم، سر قضا (منظور زن ارواح، جن و انس بود) همه جا هستند وقتي به حمام مي رويم قطعه اي آهن براي پرهيزگاري با خود حمل نمي کنيم، معلوم است که اين بلاها سرمان مي آيد”.

هنوز حرف اين زن تمام نشده بود که يک زن کهنسال از راه رسيد. اين زن که نشان مي داد از بستگان حليمه است به حالت هيجان و اضطراب از شوهر حليمه که او را رضا صدا مي کردند پرسيد: رضا نرفتيد کسي که بهره (بهره دار به کسي گفته مي شود که بتواند با ارواح صحبت کند و آنان را آرام کند تا از بدن بيمار بيرون بروند) داشته باشد بياوريد؟

هنوز رضا لب به سخن نگشوده بود که يکي از مردها که به مشهدي کرم معروف بود و در جمع مردها نشسته بود گفت: من رفتم پايين پاهايش نشستم و دست روي پاي او گذاشتم حالش بدتر شد.

با اين بيان مشخص شد که مشهدي کرم از جمله کساني است که بهره دارند. مشهدي کرم در ادامه سخنان خود معتقد بود که جن و انسي که در بدن حليمه هستند از جنس مونث هستند و به همين خاطر بود که حال حليمه بدتر شده بود!

اين زن مجدداً گفت: همسرت را مي آوري تا بر بالين حليمه بنشيند؟. هنوز اين بحث ادامه داشت که يک نفر از مردها سئوال کرد: او را دکتر برده ايد؟ ديگري قبل از اينکه رضا شوهر حليمه سخن بگويد، گفت: “دکتر چه فايده دارد؟ هميشه همين بوده است اگر ارواح بخواهند زنده مي ماند و مي زايد و اگر نخواهند هر تصميمي بگيرند ما راضي هستيم”.

اين آقا بر اين عقيده بود که اگر حليمه دکتر برود يا آمپول بزند برايش مضر و خطرناک است و ممکن است ارواح خبيثه او را بيشتر ناراحت سازند.

در حالي که همه سر در گريبان داشتند و نگران حال حليمه بودند، يکي ديگر از مردها که فردي مسن بود و و لنگي دور سرش بسته بود، سکوت را شکست و سئوال کرد: آيا برايش “عزايم” ( جلسه اي که تسخير کنندگان ارواح با چند نفر از همدستان و بيمار جن زده تشکيل مي دهد و از اهل پريون مي خواهد که فرد جن زده را راحت بگذارد!) گرفته ايد؟

پدر حليمه که حدود 50 سال بود و کت سياهي برتن کرده بود و ظاهراً خيلي ناراحت به نظر مي رسيد، گفت: همه کاري کرده ايم از ديروز تا به حال چه کاري که نکرده ايم ؟ رفتيم پيش سيد دعا نوشتيم، ديروز غروب به زيارت شاه جبار رفتيم.

پدر حليمه افزود: در محل قدمگاه شاه جبار که بوديم حالش بهتر شد و چند قدمي راه رفت ولي هر کاري کرديم که در ضريح خوابش ببرد خوابش نبرد.

مادر حليمه که براي جلوگيري از تشنج دخترش پايين پاي حليمه نشسته بود و دو پاي او را سفت گرفته بود دائما از دل آه مي کشيد و به خدا پناه مي برد و حالت منتظري را داشت که هر آن در انتظار حادثه اي است به همين دليل هر کس صحبتي مي کرد به دهان او خيره مي شد و با دقت حرفها را گوش مي داد.

اتاق پر شده بود از زن و مرد به طوري که ديگر جاي نشستن نداشت، دود قليان فضاي اطاق را پر کرده بود به حدي که انسانهاي سالم از اين هواي آلوده رنج مي بردند و حليمه همچنان در بستر خوابيده و به فاصله هر چند ثانيه يک سکسکه بزرگ مي کرد، گاهي هم حالت تشنجي پيدا مي کرد.

زنها وقتي مي خواستند از حليمه خداحافظي کنند اول از خدا مي خواستند که او را شفا دهد و وقتي برمي خواستند انگشت سبابه خود را که آب دهان خود را روي آن قرار داده بودند به منظور رفع نظر و چشم زخم در دهان بسته حليمه فرو مي بردند.

در حالي که چند ساعتي بيش از شب نگذشته بود، زنان و مردان روستا فوج فوج به عيادت حليمه مي آمدند. اتاق ديگر جاي نشستن نداشت. يکي از جوانها پيشنهاد کرد مردها بهتر است به اتاق ديگري بروند، تعدادي اين پيشنهاد را پذيرفتند تعدادي هم مخالفت کردند.

پدر رضا يکي از مخالفين بود. او نظرش اين بود که کساني که به عيادت مي آيند بايد کنار بستر بيمار بنشينند نه در اتاق ديگر زيرا شگون ندارد!

به ناچار عده‌اي از مردها به اتاق ديگري که کنار اتاق حليمه بود و حدود پنج متر طول داشت هدايت شدند. اين اتاق ظرف مدت کوتاهي پر شد، همه ناراحت بودند و براي بهبودي حال حليمه هر کس پيشنهادي مي داد يکي مي گفت: او را دکتر ببريد. ديگري مي گفت اين کار بسيار خطرناکي است چون اهل پريون بسيار از دوا و دکتر و سوزن بدشان مي آيد. به هر حال شمار عيادت کنندگان حليمه به حدي بود که ما به ناچار منزل رضا را ترک کرديم.

از شوهر حليمه پرسيديم بالاخره دکتر نگفت مريضي حليمه چيست؟ گفت: “مسئله خاصي ندارد و فرزندش در حال رشد است بنيه جسمي او ضعيف شده چند قرص و يک سوزن تقويتي برايش نوشته و گفته تا چند روز بايد استراحت کند اما ديگران با تجويز دکتر مخالف هستند”.

در حالي که با رضا خداحافظي مي کرديم، مادر رضا که به سختي راه مي رفت چند قدمي پشت سر ما آمده و از ما تشکر کرد و گفت: نمي دانم چه چيزي به حليمه رسيده که اينطور حالش بد شده است ما هم گفتيم انشاالله خدا شفا مي دهد و خداحافظي کرديم و از حياط رضا بيرون رفتيم”.


آنچه که روايت شد، نه رمان بود و نه تخيل بلکه عين واقعيتي بود که حتي يک کلمه در آن اغراق نشده و تنها آنچه ديده و شنيده شد در اين گزارش آمد، واقعيتي که در قرن 21 در ايران اسلامي به خصوص در برخي نقاط جاري و ساري است .

متاسفانه نه تنها در روستاهاي اطراف بوشهر، مردم دچار چنين خرافاتي هستند بلکه در سراسر استان معمولا چنين صحنه هاي چندش آوري وجود دارد. در اين ميان نيز تعدادي به عنوان بهره دار که مي توانند ارواح را به تسخير خود درآورند، دکان و دستکي دارند و کاسبي مي کنند و چه بسا جانهايي که در اين ميان به خطر مي افتد و از دست رفتن آنها به خواست ارواح و پريان و تقدير … نسبت داده مي شود.

نمونه بارز گرايش مردم استان به خرافات و نيز تبعات شوم آن در مرکز استان به صورت آشکار فعاليت مي کند. مطب يکي از همين آقايان بهره بردار از مطب پزشکان متخصص شلوغتر است و نوبتهاي يک ماهه و چند ماهه به بيماران جن زده داده مي شود.

نکته جالب توجه ديگر اينکه تسخير کنندگان ارواح به راحتي مريضهاي جن زده خود را نمي بينند، بلکه بايد چند نوبت مراجعه کنند و پشت درب مطب بايستند و به او معتقد شوند و از همه پزشکان و مخلوقات روي زمين به جز خدا قطع اميد کنند! تا آنگاه نوبتي به فاصله يک ماه به آنان داده شود.

جن گيري و فال بيني و درمان بيماران با پري و جمادات بسیار رايج شده به گونه اي که امروز در استان هر کس کوچکترين بيماري رواني پيدا کرد بلافاصله مي گويند جن زده شده و به دعا نويسهاي محلي و جن گيران روي مي آورند و با اين توهمات بيمار را رواني تر مي سازند.

متاسفانه بسيار هم مشاهده شده که اين گونه بيماران به علت عدم مراجعه به دکتر يا جان باخته اند يا سربار جامعه شده اند.

Tags: , , , , , , , , , , , , ,

18 Responses to “نوبتهاي چند ماهه براي بيماران جن زده!”

  1. یس Says:

    اینگونه اتفاقات منشا در جهل مادارند

  2. بابک Says:

    تو مملکتی که جرثومه ای مثل احمدی نژاد رییس جمهورش باشه بهتر از این نمیشه

  3. بابک Says:

    کاملا واضحه حکومتی که خمینی پایه گزارش بوده تو این 30 سال به اندازه 100 سال کشور و به عقب کشونده
    وقتی تنها رسانه عمومی تو کشور صدا سیما باشه اونم تو این 30 ساله ترویج خرافات بکونه وضع بهتر از این نمیشه

  4. ستاره Says:

    بيماران جن زده ديگه چه نوعشه ؟؟؟؟

  5. نگين Says:

    خرافات تو خون مردم ايران

  6. علیرضا Says:

    ستاره جان
    عزیزم نمونه اش همین از خلخال خودمونه .

  7. علیرضا Says:

    این گونه خرافات در همه جای ایران است و فقط نوعش فرق می کنه . کسانی هستند که به خاطر یک عطسه از تصمیم خود منصرف می شوند و هزارها مورد دیگه .
    مملکتی که به آن حد رشد فرهنگی نرسیده و مردمانش از سر نادانی و ناچاری تن به این کارها می دهند ، خود این خرافات مانند بیماری مسری است که همه جامعه رو آلوده می کنه و مختص به یک شهر و روستا نیست .

  8. ستاره Says:

    عليرضا جون ممنون از نمونه بارزي كه گفتيد

  9. میلاد Says:

    خرافات در همه جای دنیا هست حتی در پیشرفته ترین کشورهای اروپایی مثل شگون نعل اسب ، رد شدن از زیر نردبان ، دیدن گربه سیاه و این درحالی است که رمالها در اروپا از این خرافه پرستی مردم درآمدهای میلیاردی دارند که در خبرها آمده بود . پس بیشتر از این خود را جاهل و عقب مانده خطاب نکنیم.

  10. حسنا Says:

    علی
    این چه حرفیه
    انگلیسی ها از همه مردم دنیا خرافاتی تر هستند هنوز که هنوز نعل اسب در خونه هاشون میزنند.

  11. علیرضا Says:

    حسنا
    اونها به باورهای خارجی زیادی معتقد هستند ولی این گونه چیزها هیچ گاه باعث کندی زندگی و خطر و مرگ برای همنوعانشان نمی شود و جلوی رشدشان را هم نمی گیرد ولی این گونه باورها که خرافات بهترین کلمه برای آن است در کشورهایی مثل ایران و …… باعث عوض شدن سرنوشت یک نفر و داغون شدن زندگی فرد دیگه ای می شود .
    اتفاقاً کاملاً درست میگی ، انگلیسیه بیشتر از کشورهای دیگه اروپایی به چیزهای ماوراء طبیعه باور دارند ولی این اختیار در دست خودشان است که در همه مسایلشان این گونه چیزها را وارد نکنند .
    نمی دونم که تونستم مطلبم را برسونم یا نه ؟ ممنون از یادآوری ات .

  12. صم سام Says:

    ایتالیایی هم آدم های عجیب خرافاتی هستند مثلا تو بعضی هاشون اگه کسی دستش به نمکدون بخوره و نمک بریزه با دست راست رو شونه ی چپ خودش نمک میپاشه تا براش اتفاق بدی نیفته!

    زنها وقتي مي خواستند از حليمه خداحافظي کنند اول از خدا مي خواستند که او را شفا دهد و وقتي برمي خواستند انگشت سبابه خود را که آب دهان خود را روي آن قرار داده بودند به منظور رفع نظر و چشم زخم در دهان بسته حليمه فرو مي بردند

    از بزاق هر کدوم یه بیماری بگیره تمومه دیگه احتیاج به زاد و ولد اجنه نیست

  13. محمد يا مريم فرق نداره!! Says:

    عامو جمع كنيد اين در و دكونا يكي سؤال گفته يكي جواب اين ديگه چه وضعيه؟؟
    بابا جن چي چيه؟ بيماري چي چيه؟

  14. محمد يا مريم فرق نداره!! Says:

    ولي من تا يه حدي اين چيزا رو باور دارم بقيه رو نميدونم !!

  15. از خلخال Says:

    آهای علیرضای ملعون و منصوب صهونیسم تو و اون صم سام لجن خوار هنوز به صراط مستقیم نیامدید کج و کوله ها اون آق مری هم که بیش از کوپن اش صحبت می نماید در اسرع وقت حساب همه تان را می رسم حتی ستاره و حسنا یاوه گو را چون فعلا در آستانه عزم ملی(انتخابات) مشغله فکری زیادی دارم
    از خلخال اصل @

  16. زبل خان Says:

    خرافات خرافاته هیچ فرقی نداره چه فرمی باشه
    فقط مشکل ما اینه که خرافات خودمونو موجه میدونیم و مال اونارو مسخره!

    نمونه بارزش همین امام زمانه که خیلی هاتون با اینهمه ادعا قبول دارید! و قبول نمیکنید که اونم یه خرافه هستش
    متاسفانه از این جور اعتقاد های خطرناک ما خیلی زیاد داریم که حتی خودمونم هنوز نمیدونیم که اینا خرافاته

    پ.ن:یه نمونه دیگش که الان یادم اومد اماما هستا که تا یکی مریض میشه بجای دکتر میفرستش پیش امام رضا یا یکی از شعبش!!!

  17. سیما (کانادا) Says:

    باز این خال خال بوگندو اومد! برو جمش کن با اون انتخابات کشکیت خائن عرب وطن فروش!

  18. علیرضا Says:

    زبل خان:
    صدرحمت به خرافات ، اینها همشون چرندیات و خزعبلاته .

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.