روایتی واقعی از عدم امنیت اجتماعی زنان در جامعه ایران

زمان: ساعت 9:30 صبح دوشنبه 15 ارديبهشت ماه 1388
مکان: سعادت¬آباد، کمي بالاتر از ميدان کاج
هفت تیر 7tir.com : زن جواني با بسته های خريد از خواربارفروشي نزديک ميدان بيرون مي¬آيد تا بسته¬ها را در ماشينش بگذارد. مردي را مي¬بيند که دور و بر ماشين او مي¬چرخد. زن گمان مي¬برد او نمي¬تواند از پارک خارج شود. با لحني آشتي¬ جويانه مي¬گويد: “دارم مي¬روم.” اما مرد با لحن پرخاشگرانه فرياد مي¬زند: “تو صاحب اين 206 هستي؟ معلوم نيست کدام فلان فلان شده¬اي اين ماشين را زير پاي تو انداخته.” زن که جا خورده است، مي¬پرسد: “اين حرف¬ها يعني چه؟ مگر چه شده است؟ ” مرد با صدايي جمعيت جمع کن فرياد مي¬زند: “زدي سپر ماشين مرا کندي، تازه مي¬گي چي شده؟!” زن لحظه¬اي هاج و واج به او نگاه مي¬کند و به او مي¬گويد: ” اگر فکر مي¬کنيد من سپر آهني ماشين BMW شما را با سپر فايبرگلس خود کنده¬ام، پس چرا هيچ اثري بر روي ماشين من نمانده است؟”
يک مرتبه آتشفشان فحش فوران مي¬کند. فحش¬هايي که گوش از شنيدن آن¬ و زبان از بازگفتنش به درد مي¬آيد. زن لحظه¬اي خود را در محاصره¬ي خيل عظيمي مي¬بيند. سعي مي¬کند توجه پليس راهنمايي رانندگي را به خود جلب کند، ولي پليس خودش را به آن راه زده است. به مرد مي¬گويد: “يا شما برويد پليس بياوريد يا من مي¬روم.” سکوت تأييد آميز جمعيت نسبت به رفتارهاي زشت و غير انساني مرد او را جري¬تر مي¬کند تا فحش¬هاي آب نکشيده¬تري نثار زن جوان کند.
همه¬ي اين¬ها در چند قدمي گشت ارشاد که در مقابل مسجد جاخوش کرده است و مواظب است که نکند تار موي دخترکي بيرون باشد تا امنيت اجتماعي را به خطر اندازد روي مي¬دهد و آب از آب تکان نمي¬خورد.
در ميان چهره¬هايي که زن جوان را محاصره کرده¬اند، تنها زني ميان¬سال به او نزديک مي¬شود، صورت خيس او را مي¬بوسد و در گوشش مي¬گويد: “دخترم، خودت را از اين مهلکه به در ببر که دست کمکي نيست.” زن سوار ماشين مي¬شود تا با پليس 110 تماس بگيرد که طبق معمول راه به جايي نمي¬برد. مرد اين بار با حالتي تهاجمي درِ ماشين را باز مي¬کند و به او امر مي¬کند پياده شود و به او تهمت مي¬زند که خواسته است فرار کند. زن که کم کم کنترل اعصابش را از دست داده، مي¬گويد: “من که کاري نکردم که فرار کنم. ولي واي به روزگار تو اگر پاي نيروي انتظامي به اينجا برسد.” (چه خوش خيال!) مرد او را مسخره مي¬کند: “زنگ بزن ببينم چه … مي¬خوري؟!” زن نااميد به چهره¬هاي پيرامون خود مي¬نگرد، چه مي¬بيند؟ انسان؟
دريغا! نمي¬دانم بر کساني که مي¬ايستند و به هتک حرمت هم¬ وطن خود نگاه مي¬کنند و دم برنمي¬آورند چه نامي بايد گذاشت. مرد پس از نثار فحش¬هاي زشت سوار ماشين مي¬شود تا برود. اين بار زن مقابل ماشين او مي¬ايستد و مي¬گويد: “تا پليس نيايد و به ادعاها و توهين¬هاي تو رسيدگي نکند، حق نداري بروي.” مرد حرکت مي¬کند و با سپر به پاي زن مي¬زند و در حاليکه مي¬خندد و زن را مسخره مي¬کند، راهش را مي¬گيرد و مي¬رود و دوباره حرف زشتش را تکرار مي¬کند: “تو هيچ … نمي¬تواني بخوري.”
زن داخل ماشين سرش را روی رل مي¬گذارد و مي¬گريد. بر بي¬گناهي و بي¬پناهي خودش و بر اينکه کسي به راحتي او را متهم کرد، خود قاضي شد، قضاوت کرد، حکم صادر کرد و به زشت¬ترين شيوه هایی حکم خود را اجرا کرد و رفت، بي¬آنکه فريادرسي باشد. جمعيت پراکنده مي¬شوند تا با آب و تاب داستان به خاک ماليده شدن پوزه¬ي يک ضعيفه! را توسط يک ابرمرد! نقل کنند و تفريح کنند.

شوهر پريشان از راه مي¬رسد. زن جوان و درهم شکسته¬ي خود را دلداري مي¬دهد و وعده مي¬دهد که شکايت مي¬کنند. هر دو با خوش¬بيني به نيروي انتظامي محل مي¬روند تا طرح شکايت کنند. جالب اينکه از پليس دمِ در تا افسري که شکايت را تنظيم مي¬کند، به ساده¬ دلي آن¬ها مي¬خندند و مي¬گويند: “چيزي نشده، سخت نگيريد. پي¬گيري دردسر دارد.” باور مي¬کنيد؟ هتک حرمت از يک زن جوان، در انظار عمومي، چيزي به حساب نمي¬آيد. ولي وقتي آن¬ها اصرار مي¬ورزند، سرانجام آن¬ها را به دادگاه محل ارجاع مي¬دهند.
آن دو خسته و درمانده، ولي اميدوار به ديدار قاضي مي¬روند. زن وقتي مي¬فهمد قاضي زن است خوشحال مي¬شود. فکر مي¬کند دست کم قاضي حرف او را خواهد فهميد. ولي دريغ که قاضي پس از مرور متن شکايت، با بي¬ادبي و خشونت، با لفظ مبارکش مي¬فرمايد: “براي اين شِر و وِرها وقت دادگاه را نگيريد.” بي¬آبرو کردن يک زن خانواده در انظار عمومي و اهانت، توأم با رفتارهاي مجرمانه خشونت¬آميز از ديد يک قاضي شِر و وِر است! اين بار هر دو مي¬شکنند. مرد با عصبيت مي¬گويد: “همين کارها را مي¬کنيد که مردم را وادار مي¬کنيد خودشان اجراي عدالت را به دست گيرند.”
نتيجه، زن جوان دو روز است که در بستر افتاده، زيرا زخم بر جسم مداوا دارد، ولي زخم بر حيثيت انسان به راحتي ترميم نمي¬شود. اين زن و شوهر جوان هر دو آرزو دارند مرد را بيابند و او را به دست مادرش بسپارند تا با روش قرون وسطي دور لبهايش را سوزن بزند و نمک بپاشد تا شايد در اين سن و سال بياموزد که زشت گويي، زشت خويي مي¬آورد. چون ظاهراً براي اين رفتارهاي مجرمانه¬ي آشکار، مجازات ديگري وجود ندارد.حال معنی کنید حقوق شهروندی،منزلت انسانی و امنیت اجتماعی را…
Tags: اجتماعی, امنیت, جامعه, حقوق زنان, دعوا, زن, زنان, شوهر, فحش
می 18th, 2009 at 9:19 ق.ظ
خفه شو اكبر از رفسنجون،الان هم عده ي زيادي از فقر و…مي ميرن.درود بر موسوي.دوره شيخا(رفسنجاني،كروبي،خاتمي تموم شده)احمدي نژاد هم كه از خودشونه/آشغال كون بت ميدن كه دفاع مي كني.حروم زاده
می 18th, 2009 at 9:31 ق.ظ
متاسفانه این جور مردها که البته ادعای فمینیست بودنشون هم جلوی دیگرون (مخصوصا توی این سایت ) میشه زیادند. که حرفشون زمین تا زیرزمین با عملشون فرق داره .
می 18th, 2009 at 9:35 ق.ظ
اکبر وسارا سلام شما خود تون را الکی خسته نکندد اونی که خدا بخواد میاد سر کار
می 18th, 2009 at 9:36 ق.ظ
خاک بر سر شما که حتی با خوندن این مقاله تکون هم نخوردید و دارید به ارباباتون درود می فرستید
لعنت به این جامعه که همیشه از هر فرصتی استفاده میکنه تا از آب گل آلود ماهی بگیره
آقا یا خانمی هم که به اسم سارا اومدی، حرمت رو نگه دار و مثل اون آقای تو اون مقاله الفاظ رکیک رو اینقدر آبدار بیان نکن
می 18th, 2009 at 10:57 ق.ظ
یه مرد با فرهنگ جلو مردم با فرهنگ به یه خانم با فرهنگ بی ادبی کرده .اون چیز زیادی خورده مردم چرا واستادن به تماشا .فکر کنم جامعه زنان مشکلات خیلی ریشه ای تر ازاین مقاله داره
می 18th, 2009 at 11:09 ق.ظ
آقا یا خانمی که این مقاله رو نوشتید ، خودتون اونجا چیکار می کردید ؟ مشخصه که خودت هم مثل چغندر واستاده بودی و تماشا می کردی و تمام لحظات را در مغزت ضبط می کردی که چطوری مقاله ات را بنویسی .
دیگه اون سالهایی نیست که کسی به خانمی بی احترامی کند و مردهای اصیل ایرانی دهنش را جر بدهند . الان با بروز چنین اتفاقاتی اولین چیزی که مردم انجام می دهند درآوردن گوشی موبایلشان و تصویربرداری از زن و دختر بیچاره است .
می 18th, 2009 at 11:13 ق.ظ
سارا
چه موسوی چه اعلمی و کروبی و چه آشغالهایی مانند رفسنجانی همشون ریشه شون از یک گهه .
می 18th, 2009 at 11:17 ق.ظ
علیرضا به نظرم بگیم تو گونتانامو و آمریکا و غرب هم اینگونه موارد هست تا خیال اون ابلهه هایی که می یان میگن رو راحت کنیم تو این تاپیک!
می 18th, 2009 at 11:23 ق.ظ
اینکه با الاغ فروختن و اینکه زمین برهوت یکی دمه اتوبان افتاده باعث شده یکی از الاغ سواری سوار BMW بشه انتظاری هم نباید داشت!
فکرکنه چون پولش از طرف مقابل بیشتره باید توهین اش هم بیشتر باشه!!
می 18th, 2009 at 11:27 ق.ظ
واقعا خنده داره همین الان اول صفحه نوشته بابا به هم بها بدید کمتر به هم توهین کنید پس بگید این مقاله زرشکه دیگه
نه به نظرم اینجوری ها هم نیست اقای سردبیر عزیز بنده نمیدونم از کدوم حز و گروه هستید ولی سعی کنید اذهان عمومی مردم رو انقدر متشنج نکنید یعنی چی که”"”"” توجه پليس راهنمايي رانندگي را به خود جلب کند، ولي پليس خودش را به آن راه زده است”"”"”"شما هم ببخشیدا انگار ملت رو منگول گیر اوردی هر چی دلت بخواد مینویسی قبول کنید همین هنوشته های شما باعث میشه مردم به پلیس هم اعتماد نکنند جمع کن اقا تا کی میخوای این نوشته های مسخره رو به مردم بدی
مسخره بود خیلی مسخره بودددددددددددد
می 18th, 2009 at 11:27 ق.ظ
متاسفانه وقتی دز جامعه ما عضو درجه 2 حساب میشه ، باید هم ارزشی نداشته باشه. و لی مردانی که زنان رو کم میگیرند باید بدونند که ازشکم این اعضای درجه 2 زاده شدن!
می 18th, 2009 at 11:28 ق.ظ
در ضمن آقای موسوی هم یه دوره درس طلبگی خوندن مثل اکثر سیاستمدارای ما!
می 18th, 2009 at 12:14 ب.ظ
سانای
مگه پلیس ایران قابل اعتماده؟
می 18th, 2009 at 12:29 ب.ظ
متاسفانه همه چیز رو با هم قاطی کردید
می 18th, 2009 at 1:32 ب.ظ
درود آریایی:
بنظر میاد خانم های محترم ایرانی به همین اوضاع رضایت دادن وخواستهاشونومطرح نمیکنن.فکر کنم حجب و حیا و مظلومیت زنان اونارو از طلب خواسته هاشون محروم کرده .همچنین قیم شدن مردها برای طلب حقوق خانمهای محترم باعث به انحراف کشیدن اندک تلاشهای اونا میشه سیاسی کردن هرخواسته ای باعث سواستفاده نظام در سرکوب این تلاشهاست.
می 18th, 2009 at 2:36 ب.ظ
FOROOD BAR AHMADI NEJAD MONGOL
می 18th, 2009 at 2:43 ب.ظ
آسمون به زمین بیاد یا زمین به آسمون بره- فرقی نمی کنه. باز هم باید بگی:
خاک تو سر احمدی نژاد!
می 18th, 2009 at 3:30 ب.ظ
ببین علیرضا نمیشه همیشه به همه چیز بدبین بود من نمتونم بگم پلیس کشورم قابل اعتماد نیست میتونم بگم ؟چون تنها جاییه که میتونند به کارهام رسیدگی کنم من فقط اینو میگم خوشبین باشیم همین
می 18th, 2009 at 5:12 ب.ظ
رای دادن بی معنیه .
می 18th, 2009 at 5:12 ب.ظ
راستی بهجت دماغ مرده .
می 18th, 2009 at 5:32 ب.ظ
هوی کاکو حواست باشه داری در مورد کی صحبت می کنی
ایشون دیگه نه هاشمی هست نه احمدی نژاد و نه آدم دیگه ای
اگه نمی شناسیش می تونی لال بشی و زبان در کان بگیری و خفه شی
ما و بقیه دوستان اگه دارن به یک سری آدم فحش و بد و بیراه می دن می دونن یه مشت کلاه بردار و دزد و قالتاق و از خدا بی خبرن که خون مردم رو تو شیشه می کنن.
آقای بهجت کسی نیست که لیاقت بی احترامی رو داشته باشه. نه حقی رو پایمال کرده نه مالی رو دزدیده و نه مثل توی احمق به کسی توهین کرده.
پس گوسفند حواست رو جمع کن.
می 18th, 2009 at 5:36 ب.ظ
متاسفانه در این جور مواقع مردهای باغیرت ایرانی فقط تماشاچی هستند!
می 18th, 2009 at 5:48 ب.ظ
درود آریایی :
قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی کای بی خبران راه نه آنست و نه این
(خیام)
28اردیبهشت سالروز تولدحکیم عمرخیام نیشابوری برهمه ایرانیان گرامی باد
می 18th, 2009 at 6:22 ب.ظ
ناشناس
بهتره بلد باشی درست حرف بزنی .
بهجت یا هر گه دیگه ، آخوند آخوند فرقی هم نمی کنه خوب یا بد . آخوند یا بد یا بدتر .
بهجت هم کثافتی بود از این گله گرازها که کارش دروغ گویی و فریب مردم بود . شاید در سیاست دستی نداشت ولی در مکر و فریب افراد آخوند خبره ای بود .
لعنت به روح ناپاک و نجسش .
می 18th, 2009 at 6:37 ب.ظ
علیرضا
تو ایرانی هستی؟ به احترام بعضی از هموطنان که ایمان دارند( حتی اگه با تعداد انگشتان دست شما هستند) ولی با رژیم سرو کاری ندارند، فحش نده.
فقط به احترام اونها!
شما مخالفی، حق داری.ولی فحش خوب نیست.
می 18th, 2009 at 6:40 ب.ظ
این زنهای عقده ای که این کارا رو میکنن از هر چی مرد زن ستیزه بدترن.
متاسفانه وقتی بشر قدرت پیدا میکنه، معمولا خودشو گم میکنه.
این پلیسهای زن هم یه روزی روزگارشون به سر میاد. چون هم ظلم میکنن و هم ایمان مردم رو از بین میبرن
می 18th, 2009 at 7:01 ب.ظ
نا شناس شرمنده من فکر کردم بهجت همون احمدی نژاده نشناختم /درسته بهجت از رو دماغش کاملا قابل شناسایی هست / بهجت لایق بی احترامی نیست . اون لایق دسته بیل و گریس نسوز اعلای امریکایی هست حیف که مرد نشد …. اگرمال مردم رو ندزدیده ( که محاله) عقایدشونو که دزدیده وخرافاتیشون کرده/
بی سواد بسیجی کون مسجدی زبان در کام میگیرن نه در کان احمق تو هم مثل کردان بیسوادی . توهین کردن رو هم از تو بی ادب یاد گرفتم .
یه سوال :میگن بهجت با امام زمان ارتباط داشته و ادمای بد رو به شکل حیوون میدیده درسته ؟اگه میشه جواب بده
می 18th, 2009 at 7:05 ب.ظ
بر دین وایین محمد ناسزا
می 18th, 2009 at 7:07 ب.ظ
من بهجتو میشناختم از اون تخم سگا بود . یه سگ ولگرد کمتر شهر زیباتر
می 18th, 2009 at 7:29 ب.ظ
کاکو دمت گرم .
جواب منو سردبیر محترم حذفش کرد ولی شما بجاش جبران کردی .
می 18th, 2009 at 8:09 ب.ظ
اقایونی که دم به ساعت دارند به بهجت میگند ادم بدی بودی و از این حرفها در تمام کردن همه حرفهاشون بگم که وقتی بهش تل میزدی بدون اینکه بگی مشکلت چیه اون خودش جواب مشکلت رو میداد من نمیدونم شما به این ادم چی میگید
ما خودمون یه بار زنگ زدیم گفت خانم من خواب تعبیر نمیکنم قبل از اینکه ما بگیم میخوایم تعبیر خوابمون رو بگید
در مورد چشم هم میگن که چشم برزخی داشته به نظرم وقتی اون شرط رو داشته باشه این دیگه چیزی نیست
می 18th, 2009 at 8:13 ب.ظ
سانای خودش تل رو جواب میداد؟یا منشی داشت؟وقتی بود؟شیتیلی بود یا مجانی؟
گوشی اش چی بود؟
میگن تل هم میداد آره؟!
از یکی یه چیزی شنیدی نیا به اسمه خودت تموم کن!
می 18th, 2009 at 8:28 ب.ظ
کاکو و علیرضای نفهم
هر چند میدونم هر چی بگم آب در هاون کوبیدن هست ولی جواب ابلهان خاموشی است ولی خواستم بگم که
اولا من نه بسیجی هستم و نه موافق این نظام و سیاست و دولت ولی موافق دینم هستم. و دین به معنی آخوند نیست. شما بعید می دونم به امام زمان هم اعتقاد داشته باشید که بخواهید در موردش صحبت کنید. مطمئنا اگر به جاش برسه به ایشون هم فحاشی می کنید. با شما هستم آقای کاکو که در مورد رابطه پرسیدی . پس دلیل نداره به آدم بی دینی مثل شما جواب بدم. شما نمونه بارزی از کفر هستید که فقط جوابتون رو باید از خدا و ائمه بگیرید و نه دیگری.
دوما آقای کاکو زبان در کام رو به آدمای محترم می گن به آدمی مثل تو مخصوصا گفتم در کان که در همون کانت بگیری . یه کم برو دوزارت رو بده صاف کنن برات .
و آقای علیرضا که فکر می کنم آدم خیلی کثیفی باشی.
کسی دین کسی رو نگرفته همین توی آشغالی که با بی دینی تمام به دین فحاشی می کنی باید بدونی که اینقدر آزاد بودی که به این راحتی فحاشی کنی و کسی هم کاریت نداره. واسه این که لیاقت داشتن دین رو نداری
بهتره بیش از این وقتم رو با اراذلی مثل شما دو نفر هدر ندم. با تمام احترامی که برای بقیه بچه ها قائلم
می 18th, 2009 at 9:34 ب.ظ
ناشناس
مسلمون واقعی ، تو که گفتی داری میری گورتو گم کنی چرا بس دوباره برگشتی ؟
زنیکه مسخره تو حق نداری در مورد آزادی دین چرت و پرت بگی . تو رو چه به این چیزها . بهترین جا برات حوزه علمیه قم است که زنانش هر روز هویج تو ک….. بگذارند .
در ضمن نیازی نیست که از امام زمان هم صحبتی به میان بیاد ، به اندازه کافی سر این مردم بیچاره رو با این چیزها مشغول کردید که شده دستاویز خنده این و آن .
می 18th, 2009 at 10:37 ب.ظ
وقتی انسانهای مختلفی به یک آیین قسم یاد میکنند بین اونها هیچ فرقی نمیتونه باشه. به هر حال بهجت همون اصولی رو معتقد بود که خامنه ای و یا مکارم شیرازی یا خامنه ای
وقتی اصل یک آیین خراب باشه همه مثل همن و …
دوستان عزیز ما در دولت عدالت محور و حتی قبلی ها همون ارزش هایی رو دوست دارند اجرا کنند که بهجت به اونها پایبند بود، یکی مثل خاتمی به زبان مدارا میگه دنیا بیا مسلمون شو یکی مثل این محمود منگله همیشه چوبش دستشه به تقلید از حضرت علی
می 19th, 2009 at 1:40 ق.ظ
محمدددد
خیلی ها به خیلی اصول معتقدند ، ولی مهم اینه که به این اعتقاد پایبند باشند
تو اصول انسانیت رو قبول داری ظاهرا . ولی به اونها پایبندی؟نه!!!!!!!!!!!
می 19th, 2009 at 1:46 ق.ظ
***ناشناس******
آخه آقا یا خانوم! امام زمان دیگه چه فریبیه؟!مغز مردم رو با این جفنگیات و خرافات مشغول کردن تا راحتتر بچاپن!
بهجت هم یک ابله روانی بود که با خرافاتش مغز مردم جاهل و بد بخت رو شستشو می داد…
می 19th, 2009 at 11:51 ق.ظ
آقای ناشناس عزیز
من به ((انسان)) و انسانیت معتقدم ولی اصولی رو قبول ندارم که توش سنگسار یه حکم غیر قابل انکاره، حد زدن به خاطر مشروب یه حکم معمولیه, اعدام یه نوجوون(به هر علت) باید اجرا بشه،صیفه و چند زنی حق مسلم یه مرده، خون یه زن نصف یه مرده، شهادت یه زن نصف یه مرده،زن به هزار اسم(مهریهو…) خرید و فروش می شه،رهبر از جانب خدا تعیین میشه نه مردم و…………………
اینا اصولی نیست که یک انسان آزاد و بالغ بتونه بهشون پایبند باشه
می 19th, 2009 at 7:08 ب.ظ
ابوالفضل
ای سلطنت فرقه بد کاران است
دیکتاتوری جورگه مکاران است
این خرقه که میکند حکومت اینجا
خود پادو و دلقک ستمکاران است
……….یا حق ………..
می 19th, 2009 at 7:17 ب.ظ
خداوندا
خوانند ترا و صد خیانت بکنند
با نام تو این همه حجایت بکنند
گر میشنوی صدای آنان را تو
پس ملت ما که را عبادت بکنند
…..ابوالفضل….یا حق…
می 19th, 2009 at 7:20 ب.ظ
با نام تو این همه جنا یت بکنند
می 19th, 2009 at 7:27 ب.ظ
آقای علیرضا بی عقل هر گردی گردو نیست
هر ناشناسی دیدی فکرت طرف اون بنده خدا نره .
راست میگن که تو ظاهربینی.
پس منم از این به بعد هروقت هر علیرضایی دیدم توی سایت میگم تویی
واقعا فکر نداشتنت جالبه .
می 19th, 2009 at 7:36 ب.ظ
درود بررزمندگان اسلام
مرگ بر ضد ولایت فقیه
………………………………..
میبینی علیرضا راحت میشه با اسم هرکس نظر داد
پس بی زحمت دیگه دنبال دسته بندی و نامگذاری آدها نباش
(
می 19th, 2009 at 8:12 ب.ظ
چرا دروغ میگین
روایت واقعیتون این بود.این که بیشتر شبیه داستانهای مجله خانواده سبز بود
من خودم سر اینکه با یه خانوم درگیر شدم ناخواسته فحش دادم 24 ساعت پوستم کندن اخر سرم چون طرف شکایت نکرد ولم کردن
همه کسایی که الان نظر دادن اینو میدونن ولی سر یه چیزایی که حق هم دارن حاضر نیستن دروغای شمارو رد کنن
می 19th, 2009 at 8:28 ب.ظ
گفتی ز ولایت ا زجنایت هم گو
از بی شرفی و از فضاحت هم گو
از آنکه ترا به جهل خود آلوده
از ظلم نظام و از خیانت هم گو
علی ناراضی به علیرضا …45
می 19th, 2009 at 9:37 ب.ظ
ایرانی تو اگه مایه دار بودی که برات تیز نمیکردن !
دیدن پول و پله ای نداری گفتن ..س لیسی کنن برای اون خانمه
می 19th, 2009 at 10:44 ب.ظ
اینو یادم رفت بگم پرشیام 1 هفته تو پارکینگ خوابید
اونقدرم شاسکول نیستم که کسی برام تیز کنه
لطفا شما (کامنت48)
هم ادب رعایت کنین وهم چشماتون باز
ایا واقعا کشور ما اینجوریه که اینا میگن
من با زم میگم از کسی حمایت نمیکنم ول بهتر هممون هم نیمه پر و ببینیم هم نیمه خالیو هر چند شاید نیمه خالیه این نظام بیشتر باشه
در ضمن من واقعا خوشحا ل میشم اگه تو این مملکت قاضی زن هم داشته باشیم!!!
می 19th, 2009 at 10:54 ب.ظ
پژو پارس و نه پرشیا شرمنده ولی معلومه برات تیز کرده بودن
می 19th, 2009 at 11:12 ب.ظ
البته که پارس
از یاد اوریتون ممنون.
شما افغانیا بیشتر از ما به زبان فارسی تعصب نشون میدین
می 20th, 2009 at 12:34 ق.ظ
ناشناس جون
چقدر با نمکی عزیزم !!
می 20th, 2009 at 12:47 ق.ظ
بشوی اوراق اگر هم درس مایی
که حرف عشق در دفتر نباشد…
قرآن از معدود کتابایی هست که توش هرگز اشاره ای به عشق نشده!!! ناشناس محترم که بیخودی هم وقت ما رو می گیری همیشه با دلیل بیا جلو و زیاد به نداشته هات غرّه نشو
اینو بدون اگه ما تو دنیای آزاد از جانب شما دینداران کور، سرکوب میشیم ، اینجا دیگه باج نمی دیم، اینجا گاهی وقتا تو تنهایی و بهتره زیاد ادامه ندی که بیشتر از این تو نادونسته هات فرو بری
می 21st, 2009 at 3:05 ق.ظ
توی هر مملکتی که دین حاکم باشه همین میشه. 30-40 سال دیگه درست میشه وضع ما هم.
می 21st, 2009 at 4:20 ق.ظ
ناشناش:
بابا جمع کنید کاسه کوزتونو … زمان خر کردن مردم با دین و مذهب و این اراجیف گذشت.. به اسم دین هرکی هر گ.. که میخواد میخوره… من اینجا بین آدمایی زندگی می کنم که دین ندارن اما هیچکدوم مثل این مسلمونای پرمدعا کثیف نیستن… کاش این همه سال جای این مزخرفات یه کم انسانیت بهمون یاد میدادن…
دین دین دین جمع کنید بابا… مهم اینه که آدم به یک خالق اعتقاد داشته باشه بقیشو بگی بشا… توش
” مذهب شوخي سنگيني بود كه كه محيط با من كرد. و من سالها مذهبي ماندم, بي آنكه خدايي داشته باشم”
می 21st, 2009 at 10:47 ق.ظ
” مذهب شوخي سنگيني بود كه كه محيط با من كرد. و من سالها مذهبي ماندم, بي آنكه خدايي داشته باشم”
بالاخره یکی پیدا شد یه حرف خیلی حسابی بزنه ما یه چیزی یاد بگیریم
مرسی مهسا
می 21st, 2009 at 2:19 ب.ظ
محمدددد:
محمد عزیز من از خط به خط نوشته هات چه تو این مطلب چه مطالب دیگه کلی چیز یاد گرفتم.. حالا خیلی مونده ما به شما برسیم
می 23rd, 2009 at 8:50 ق.ظ
لعنت بر تو با این وب سایتت خیلی مزخرف
می 23rd, 2009 at 8:54 ق.ظ
خدا همه ما و شما را به راه راست هدایت کند شما با این وب سایتت داری همه جوان ها را به انحراف می کشانی اللهم عجل لولیک الفرج
می 23rd, 2009 at 11:13 ق.ظ
انیشتین
از کی تاحالا قاضی زن هم داریم
لااقل دروغهای شاخدار نگید
باش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می 28th, 2009 at 11:02 ق.ظ
بچه ها, خودمونیما, چه کشور کیری شده ایران از بنگلادش هم عقبتر رفتیم..خاک بر سر جمهوری آشغالی .نه قانوندارد نه فهم از قانون. همتون بهتر, راهزن و قاتل و تیر خلاص زن بشن رئیس جمهوری.
ژوئن 10th, 2009 at 9:16 ب.ظ
با سياستهاي آبدوغ خياري هاشمي و خاتمي و محمود مخصوصا در باب مسكن و زمين خيليا پاشونو از رو بيل برداشتن گذاشتن رو گاز ماشين آخرين مدل.
البته به ماجراي اين داستان كاري ندارما
واقعيت اينه
ژوئن 10th, 2009 at 9:16 ب.ظ
با سياستهاي آبدوغ خياري هاشمي و خاتمي و محمود مخصوصا در باب مسكن و زمين خيليا پاشونو از رو بيل برداشتن گذاشتن رو گاز ماشين آخرين مدل.
البته به ماجراي اين داستان كاري ندارما
واقعيت اينه