روایت یک خبرنگار از 48 ساعت بازداشت در پلیس آگاهی تهران
هفت تیر 7tir.com به قلم رضا جلودارزاده روزنامه نگار : به مدت ۴٨ ساعت به دلیل اختلاف مالی كه منجر به درگیری و زد و خورد با یکی از طرفهای مالی موسسه تحت مدیریتم شد، در بازداشتگاه کلانتری ]…[ خيابان "ن" تهران و پایگاه ]…[ آگاهی به مدت دو روز در بازداشت بودم.
در این خصوص، پروندهای در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۴ رسالت تشکیل و اینجانب با قید کفالت تا رسیدگی پرونده آزاد شدم.
موضوع پرونده یک مورد شخصی است که دلیلی براي رسانهای کردن آن وجود ندارد اما در طاین ۴٨ ساعت رفتارها و برخوردهایی را از سوی برخی از افراد پلیس با متهمین مشاهده کردم که هویت حرفهای من ایجاب میکند که به آن اشاره کنم.

رضا جلو دار زاده
انچه در ادامه ميخوانيد، شرح اين ماجراست:
برخوردهای فیزیکی با روش هایی نظیر سیلی زدن ، پس گردنی و لگد زدن به پهلو و شکم به گمان در کلانتری ها بطور اعم و در آگاهی ها بطور اخص یک امر کاملا طبیعی به نظر میرسد!
البته متهم هرچه جوان تر باشد بیشتر مورد اینگونه روش ها واقع خواهد شد و فحاشی های رکیک که جای خود دارد. فردی هم که مسول بازدید بدنی است، قبل از تفتیش به متهم میگوید؛ «اگر چیزی داری هوای منو داشته باش»!
جمله ای که به خود من نیز گفته شد و جالب اینکه هر آن کسی که به این درخواستها پاسخی احتمالا ریالی ندهد و یا موارد خلافی نداشته باشد، بیشتر مورد بی احترامی و به تبع مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، همان گونه که من دچار آن شدم.
البته بعد آنکه دو کارت جانبازی و خبرنگاری ام را نشان دادم از برخوردهای فیزیکی در امان ماندم به گونهای که افراد پلیس با علامت دادن به یکدیگر، با من دیگر برخورد نامناسبی نداشتند اما پیش از این یک سیلی و دو پس گردنی و دو سه تا فحش آبدار و بسیار زشت را دریافت کرده بودم!
در این نوشته سعی می کنم تنها به یکی از نمونه ها که شاهد و ناظر آن بودم به اجمال اشاره ای داشته باشم :
از برخوردهای بد پلیس و بسیاری از نیروهای انتظامی با مردم به لحاظ رفتاری در جاها و مکان های مختلف بسیارشنید و حتا دیده بودم اما هرگز آن صحنه ای که در پایگاه چهارم پلیس آگاهی دیدم حتی تصور اش برایم مشکل بود.
از متهم پرسیده شد؛
«بچه کجایی و چند سالته؟»
صدایی با لکنت و رعشه شنیده شد:
«اهل زنجانام و متولد ١٣۶۴…»
هنوز پاسخ جوان متهم به اتمام نرسیده بود که صدای چک و لگد بود و شیون و آه وناله های آن جوان که تمام سالن را پر کرده بود. ساعت حوالی ٩ شب بود.
دقایقی بعد پسر جوان را به دیواری آویزان کردند به این صورت که دیواری به طول تقریبی دو متر که حدود یک متر بر بالای آن میله های آهنی قرار داشت، دست های جوان نگون بخت را با دست بند به آن میله ها بستند، بطوری که جوان متهم مثل لوسترهای سقفی کاملا آویزان شده بود.
جیغ و داد و گریه های سوزناک این جوان بود و سیلی ها و مشت و لگدهای که در پی برسرورویاش میبارید.
جوان آویزان شده فریاد میزد که «شما را به خدا دست هایم در حال قطع شدن است، من غلط کردم و….. هرچی شما میگید درسته، بهخدا امضا میکنم» و…
اما با این اوصاف آنچه که برای خودم اتفاق افتاد تا اندازه های بسیار زیادی گویای بسیاری از نادیده های عجیب بود !
از همان ابتدای ورود به کلانتری ١٢٧ با فرمان کلاغ پر تا انتهای سالن بصورت کلاغ پر رفتم و در انتهای سالن با یک ستوان جوانی روبرو شدم که از من خواست که هرچه در جیب دارم بیرون بریزم .
من در حال انجام خالی کردن تمامی وسایل داخل جیبم بودم که افسر جوان با یک آرامش خاصی که توام با ادبیات ملایم بود به من گفت؛ «اگر موردی در جیبات داری به من بگو تا هوای ات را داشته باشم»!
البته من از این جمله چیزی نفهمیدم اما در پایان کار به وضوح متوجه آن شدم، مثلا از میان وسایل توی جیبم یک عطر بیک داشتم که آن را یک افسر دیگر برای خود برداشت!
در مورد ديگري از بین ٨٠ هزار تومان پول نقد و ١ میلیون تومان تراولچک همراهام ، آخرالامر و هنگام ترخیص با یک ترفندی فقط ٩٠٠ هزار تومان از تراولها را به من تحویل دادند! ٨٠ هزارتومان در کلانتری به جیب افسری به نام “ص” رفت و یک تراول ١٠٠ هزار تومانی هم در آگاهی به درون جیب افسری بنام “ش” غلتید.
مشاهدههاي من به اينجا ختم نميشود.
در مراکز نظامی مانند ادارات پلیس کسی اجازه استعمال دخانیات ندارد و اين شايد امر نیکویی است اما این ممنوعیت در مراکز پلیس به اهرمی مبدل شده که سربازان و برخی از افراد پلیس با بهرهبرداری از این مقررات به کسب درآمد نامشروع می پردازند. یعنی با خرید سیگار برای فرد بازداشت شده از آن مبالغ گزافی را دریافت می کنند و یا اینکه افسر پرونده در جریان بازجویی به صراحت به متهم می گویند که «اگر هوای مرا داشته باشی گزارشات را به گونه ای می نویسم که قاضی نتواند تو را محکوم کند»…!
احساس من از این مشاهدات دو روزه این است که این نوع مراودات و جریانات تلخ و زشت به گمان به یک روال عادی هم برای مردم و هم برای پلیس تبدیل شده است که به این سادگی ها هم قابلیت اصلاح ندارد.
براساس مشاهدههاي من گويا اکثریت افراد پلیس برای سر کیسه کردن افراد بازداشت شده گوی سبقت از یکدیگر میربایند و در چنين فضايي هرمتهمی که از نظر فرد پلیس به لحاظ مالی ضعیفتر باشد تنها باید خود را آماده کتک خوردن کند و البته آنکه بلحاظ مالی توانمند تر است می باید سر کیسه را برای پرداخت رشوه شل بکند
Tags: آگاهی, رضا جلودار زاده, شکنجه, شکنجه و ضرب و شتم در پلیس آگاهی تهران, پلیس آگاهی
می 18th, 2009 at 8:40 ق.ظ
درگذشت آيت الله العظمي بهجت راتسليت ميگوييم
می 18th, 2009 at 9:44 ق.ظ
حالا متوجه شدیدید چطوری اعتراف می گیرن؟!
به خدا اگه تو گوانتانامو از این خبرا باشه
می 18th, 2009 at 9:52 ق.ظ
هست محمدددددددددددد هست
اینو از یه خارجی (از آسیای شرقی) توی روزنامه خارجی خوندم که
با وجود اینکه بیگناه بوده اما5 سال در این زندان مخوف گوانتانامو گذرونده با انواع شکنجه های روحی و روانی.و بعد از این همه سال بیگناهی وشکنجه آزادش کردن.
امان از این سیاستها وقدرتها.که چه برسر بشریت میاره…
می 18th, 2009 at 10:16 ق.ظ
البته که سیاست پدر و مادر نداره اما حداقل اونا با شهروندای خودشون این کا را رو نمی کنن و یه مشت مسلمون بدبختو اونجا اسیر کردن
می 18th, 2009 at 10:41 ق.ظ
نه محدددد نه
.اون طور که من خوندم اونجا غیرمسلمونها هم اسیرن. این آقا که سرنوشتش رو خوندم اصلا مسلمون نبود .فقط چون بهش مظنون بودن اینهمه شکنجه دیده بود .
حتی زور سازمان حقوق بشر هم به این قدرتها وسیاستها نمیرسه.
می 18th, 2009 at 10:59 ق.ظ
بعضی از این ماموران واقعاً عقده های بسیار خطرناکی دارند . اینها خودشون را مالک و ارباب مردم می دانند و مردم را همانند گوسفندانی فرض می کنند که مطیع سگ گله هستند .
در تمام دنیا مردم با دیدن مامور پلیس احساس آرامش و آسوده خاطری می نمایند ولی در ایران با دیدن پلیس اولین چیزی که به ذهن انسان می رسد رشوه است و بعد از آن ترس از کتک و بی حرمتی .
می 18th, 2009 at 11:13 ق.ظ
لطفاکسی هر تقی به توقی میخوره ایران رو با جاهای دیگه مقایسه نکنه که صورت مساله رو پاک کنه آخه ایران چیش قابل مقایسه با کشور های دیگست؟ کشوری که به گفته خودشون بر پایه کامل ترین دین بنا شده و هیچ حقی ناحق نمیشه بنا شده و الان وضعش اینه چه ربطی به گوانتانامو و … داره؟کشری که با این شعار حجاب مصونیت است سر مردم رو شیره مالیدند الان تجاوز مصونیت شده!
مگه رکسانا صابری الکی دستگیر نشد؟اینهمه نفر در سال 67 بدون اتهام آره بدون هیچ پرونده و حکمی اعدام شدند.البته از همون سال 58 تا 67 هم اعدام های زیادی بدون اتهام انجام شده بود.پالیزدار به چه دلیلی گم و گور شد؟بروجردی چی؟(کاری به شخصیت و … ندارم)اتهامش چی بود؟حکمش چیه؟مگه برای مردم صحبت نکرده بود خب مردم باید شاکی باشند از حرف هاش مثلا اگه دروغ باشه و به قول اینها تشویش اذهان!!
کدوم کشور استمال مواد مخدر هیچ حکمی نداره ولی مشروبات الکی سزاش شلاقه؟!! چرا چون خود دوستان همشون عملی تشریف دارند؟کسی که 3 بار در ملا عام به جرم مستی دستگیر شه باید اعدام شه ولی توی پارک ها در طول روز هزاران نفر مواد میکشن و هیچی به هیچی مثله نقل و نبات برای همه ی ما گیر میاد.
می 18th, 2009 at 11:24 ق.ظ
وااای امان از این حزفهای تکراری: (همه دنیا عالی .خوب . بهشت برین اما ایران بد .جیز .جهنم.)
یه بار نشد این آدما(مثل علیرضا) حرفهای درست ومنطقی بزنند…
پسر جان همه جای دنیا رو که بگردی همه پلیسها سر وته یه کرباسند. وقتی بخوان کاری کنن واعترافی بگیرن همه جوره میگیرن.حالا جایی با شدت بیشتره جایی با شدت کمتر.
یه جا مثل کشورهای اطرافمون با کتک و زور یه جا مثل کشورهای دور که کمی ادعای دموکراسیشون میشه با غرق مصنوعی وبی خوابی وهزارتا روشهای به قول خودشون مدرن.
نتیجه اینکه همه جا آسمان همین رنگ است (البته بعضی جاهاش کمرنگتره بعضی جاهاش پررنگتر)
فقط عقده ای بدن بعضی مامورها رو که گفتی قبول دارم.
می 18th, 2009 at 12:28 ب.ظ
ناشناس
بله در تمام دنیا اعتراف می گیرند ولی در مملکت اسلامی که همه اسم بچه هاشونو حسن و حسین می گذارند و هر روز دولا و راست می شوند و احکام اسلامی رو به شدت هر چه تمامتر اجرا می کنند ،به خاطر چک برگشتی به طرف نمی گند باید کلاغ پر بری یا بهش پس گردنی بزنند ( برای مثال) . برای مجرم و متهم به قتل انسانها طرف رو اویزونش هم می کنند ولی اینجا به خاطر اینه پسر و دختری با هم راه می روند طرف رو آویزونش می کنند .
روز اخری که قرار بود از سنگاپور به مالزی حرکت کنیم پلیس فرودگاه سنگاپور به خاطر ایرانی بودن ما رو به اتاق دیگه ای بردند و با نهایت احترام تفتش بدنی کردند و در آخر که چیزی پیدا نکردند یکی از پلیسها
با نهایت فروتنی خم شد که بند کفش منو ببنده و پلیس دیگه هم برای ما آبمیوه آوردند در حالی که ما هنوز هم باور نداشتیم که پلیسها هم چنین کاری رو می کنند ؟
حالا شما بگو ، اگه تو ایران چنین اتفاقی برامون می افتاد مطمئناً به خاطر اعتراضمون به جای آبمیوه چند تا سیلی هم خورده بودیم .
می 18th, 2009 at 12:44 ب.ظ
آره . شما تا حدودی درست می فرمایید.
البته همون سنگاپور هم که گفتین جزو کشورهای مسلمان حساب میشه برادر من.
شما با نام کشورها نظر بده نه با دین وایمانشان.
یه مثال شما زدین منم بگم از دوست دانشجوی ایرانی در کشور دیگه که مهد تمدن هست (وبهشت فرض میشه برای بعضیها ) که فقط به بهانه نداشتن کارت کتابخانه پلیس اونجا اون فرد رو مورد ضرب وجرح قرار داد اونم با باطوم برقی و البته فیلم این کار که توسط همکلاسی هاش با تلفن همراه ظبط شده بود پخش هم شد
پس ببینید همه جا پلیسها خوب و بد دارن و هیج جا خوب مطلق یا بد مطلق وجود نداره و البته دین وایمان هم ملاک نمیشه قرار داد.
بعضی ها از قدرتشون سوءاستفاده میکنن وبعضی ها نه.
می 18th, 2009 at 12:46 ب.ظ
والبته یادم رفت بگم:
منم فقط با این نظرت موافقم. عملکرد جامعه با دین باید یکی باشه اما اینا متاسفانه نمی خوان عمل کنن.
می 18th, 2009 at 1:04 ب.ظ
ناشناس
اون پسره به خاطر اهانت و بی حرمتی و زدن پلیس ( اون هم از روی عمد ) موجب شد تا پلیس رفتاری این چنینی را باهاش داشته باشه و حقش هم بوده .
می 18th, 2009 at 1:41 ب.ظ
ولی تا جایی که من میدونم وهمکلاسیهاش گفتن اون پسره هیچ کاری با اونا نداشت
چون یه اعتراض دسته جمعی هم پدانشجوها علیه این کار پلیس کرده بودن.
می 18th, 2009 at 1:45 ب.ظ
سلام داش علیرضا چاکرم خیلی مردی به نظرت به کی رای بدم بهتره؟
می 18th, 2009 at 1:52 ب.ظ
درود آریایی:
دوستان عزیر پلیس بودن باید بعنوان یک شغل انتخاب بشه نه بعنوان یک عقیده .خیلی از پلیسهای ما متاسفانه عقیده های شخصی شونو قاطی قوانین و مسولیتهاشون میکنن که موجب نارضایتی مردم میشه والا هیچ مملکتی خالی از جرم و جنایت نیست و هیچ کشوری هم خالی از پلیس .نباید همه رو با یه چوب برونیم پلیس خوب و وظیفه شناس ومردم دوست تو جامعه کم نیست هرچند بعضی وقتا قانون مشکل داره که پلیس هم مجبور به اجرای اونه .
می 18th, 2009 at 2:16 ب.ظ
داش بهنام
سلام علیکم . اگه از من می پرسی من می گم اصلاً رای ندی بهتره . البته شما خودت آگاه تر و بینا تری که منو خجالت زده می کنی .
می 18th, 2009 at 3:51 ب.ظ
درود آریای :
قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی کای بی خبران راه نه آنست و نه این
(خیام)
28 اردیبهشت سالروز تولد حکیم عمر خیام نیشابوری بر همه ایرانیان گرامیباد.
می 18th, 2009 at 4:52 ب.ظ
خداييش هر نظري دوست داريد بديد ولي ايران جهان چهارمي رو قايسه نكنيد با كشورهاي پيشرفته كه خيلي خنده داره………..
می 18th, 2009 at 4:53 ب.ظ
خداييش هر نظري دوست داريد بديد ولي ايران جهان چهارمي رو مقايسه نكنيد با كشورهاي پيشرفته كه خيلي خنده داره………..
می 18th, 2009 at 5:09 ب.ظ
آره خدا وکیلی
می 18th, 2009 at 6:56 ب.ظ
اين شد ثمر حكومت انسانى
نيروى جوان ما بشد قربانى
يا در خط و مرز جبهه او را كشتند
يازنده بماند و عاقبت شد جانى
فرزند وطن اسير دست كه شده
آدم بده او خراب و مست كه شده
جانى نبده به جان خود افتاده
بى تربيت از مرام پست كه شده
می 18th, 2009 at 7:11 ب.ظ
الا ملت بگير آزاديت را
خرابى كرداى آباديت را
شدى مظلوم و ظا لم كرده كارت
بگير از ناكسان آقايت را
می 18th, 2009 at 7:37 ب.ظ
یه مقایسه
شمارو قسم میدم راستشو بگین:
1.ایران بهترین رهبر جهان رو داره 2.بهترین ریس جمهور جهان رو داره 3.بهترین و کامل ترین دین رو داره 4.بیشترین ذخایر طبیعی و زیر زمینی 5. باهوش ترین مردم جهان رو داره
در مقابل
1و2. امریکا بدترین رهبر و ریس جمهور رو داره 3.دینشون به کاملی اسلام ما نیست4.ذخایرشون مثل ما زیاده.5.مردمشون به باهوشی ایرانیها نیستن.
فکر میکنم برای پیشرفت و رفاه یه ملت همین گزینه ها کافی باشه.
با این حساب ساده ما در عرشیم و امریکا (دنیا)در فرش.
×× همه موارد بالا قابل تایید نظام جمهوری اسلامی هستن فقط نظر شما رو بدونم ممنون میشم (طرفداران رژیم ارجح تر هستند.)
می 18th, 2009 at 7:48 ب.ظ
منظور از بیشترین ذخایر اینه که: به نسبت جمعیت. بیشترین ذخایر رو داره
می 18th, 2009 at 8:01 ب.ظ
بزن فریاد انسانی تو آدم
غلط کردم که آزادی بدادم
زنم داد و بگیرم حق خود را
خطا کردم که بر آن پا نهادم
می 18th, 2009 at 8:14 ب.ظ
کردیم مبارزه رود استبداد
نا حق برود حق بشود استرداد
تا حق ز در آمد این فضاحت را دید
پا زد به فرار و داد زد استمداد
می 18th, 2009 at 8:58 ب.ظ
رهبرا جانت فدای
ببین دوست عزیز ایران فقط یه مشکل داره و اونم ما مردمش هستیم ! باور کن راست میگم از قدیم گفتن خلایق هر چه لایق و من به این جمله اعتقاد دارم.
حالا من ازتون یه سوال دارم به نظر شما اگه حکومت مارو وردارن ببرن امریکا و مال اونارو بیارن اینجا ! بعد از 6 ماه چه اتفاقی میفته؟
می 18th, 2009 at 9:24 ب.ظ
کامنت های 26 و 22 که شعر و غزل نوشته شده اند از طرف من نیست .
می 19th, 2009 at 12:35 ق.ظ
به درک رفتن افت الله بهجت رو به همه تبریک میگیم.
می 19th, 2009 at 12:49 ق.ظ
خاک تو سر احمدی نژاد
می 19th, 2009 at 11:57 ق.ظ
من يه عمويي داشتم كه عمرش رو داد به شما؛اين عموي من تنها تو يه خونه تو كرج زندگي ميكرد
يه روز به ما خبر دادن كه عمو فوت كرده و تو خونه اش افتاده و براي باز كردن در بايد يه نفر از بستگانش باشند؛خلاصه من و بابام رفتبم و پليس هم اومد ؛ساعت حدود 1-2 شب بود.عموي من به علت سكته مغزي فوت كرده بود و چون 2-3 روز ار فوتش ميگذشت يه كم جسد فاسد شده بود و و بوگرفته بود و در ضمن به شكل خيلي بدي افتاده بود و خون تمام كف زمين رو پوشونده بود
خلاصه پليس اومد و گفت اين مشكوك به قتل هست و بايد بره پزشكي قانوني براي كالبد شكافي.باباي من هم اصزاز كه نمي خاهيم جسدش تيكه پاره بشه و نميخواد ببرين.خلاصه اينا گير دادن كه اصلا تو(يعني بابام مشكوك به قتل هستي)خلاصه كار به ائنجا رسيد كه با دادن 200 هزار تومان افسران محترم تجسس راضي شدن كه قتل نيست و احتياج به پزشكي قانوني هم نيست !
می 19th, 2009 at 12:32 ب.ظ
آره تجربه 24ساعت پلیس امنیت در چهارشنبه سوری را فقط به جرم تماشا دارم
یادش که می افتم استرس عجیبی پیدا میکنم
می 19th, 2009 at 9:00 ب.ظ
مجید
نامردی اگر که بت پرستی بکنی
در سایه ظلمتش تو پستی بکنی
در بزم گل و بلبل و ساقی بودم
گفتند برو اگر که مستی بکنی
می 25th, 2009 at 10:32 ب.ظ
من فکر میکنم مردم ایران خیلی آگاه وروشن هستند کسی فریب نمیخوره مثلا اینجا هوا داران آقای احمدی نژاد توغالب ضد آخوند خودش رو نشون میده
توغالب ضد آمریکا نشون میده
طرفدار امریکا نشون میده
ضداسرائیلی نشون میده
اسرائیلی نشون میده
خیلی مراقب باشید این جماعت در هر شکلی بتونه برای احمدی نژاد رای جمع کنه میکنه حتی اگه شده خودش رو همجنس باز هم نشون بده که رای همجنس باز ها و فاحشه ها رو هم جمع کنه میکنه الان موقع رای جمع کردنه اینقدر مهربون شده تمام گشت مفاصد رو جمع وجور کرده مهربون شده لبخند میزنه ناز دار شده (یکی نیست به این آقا بگه خر خودتی مرتیکه(احمدی نژاد) عمله برو گمشو جمع کنید بساط تون رو بس کنید تحقیر ملت بزرگ ایران رو خاک کاهو تو سرت که پر گوهه
می 25th, 2009 at 10:43 ب.ظ
مواظب باشید فریب حقه ها و تبلیغات باند احمدی نژاد رونخورید مثلا یه جا اومدن به احمدی نژاد بد گفتند بعد همونجا به آیت ا… بهجت توهین کردند میدونید میخواند القا کنند که مخالفین احمدی نژاد ضد دین و خدا و ائمه هستند . اگه من یه مثنوی صد منی از شگرد های این باند که خودم توشون هستم بگم کم گفتم شاخه های مختلف تشکیل دادیم و داریم بشدت تبلیغات مسموم و حساب شده میکنیم خیلی باید دقیق باشید که متوجه بشید اکثر برو بچه هایی که تو صندوق ها هستند حساب شده جمع آوری شدند اینا به امیدی پیروزی صد درصدی هستند الان تبلیغات در جناح احمدی نژاد برنامه ریزی شده و حساب شده هست اصلا افراد عادی تو این جنگ روانی نیستند بیشتر از نیروهای معتمد و بسیج داریم استفاده میکنیم پول و امکانات هم نامحدود در اختیار داریم یقینا تصور میشه صد درصد پیروزی جعلی مال احمدی نژاده واقعا تو خلوت خودم تاسف میخورم که چه خطی داره کشور رو به سمت پرتگاه میبره خدایا تو میدونی من دوست ندارم به مردمم ظلم کنم و نمی کنم همین مطالبی که میزنم همه بخونند شاید از بارگناه همکاری من با اینا کم کنه چه کنم مجبورم جایی کار نیست این هم با هزار نقش بازی کردن گیر آوردم خدا از سرشون نگذره حقیقت و حق رو براحتی پایمال میکنند مثل آب خوردن دروغ تحویل مردم میدند واقعا علنا به مردم توهین میکنند میگویند مردم توان تعقل ندارند بد و خوب را تشخیص نمی دهند این ما هستیم که باید جامعه را به هرسمتی صلاح میدانیم هدایت کنیم واقعا این فکر زشت وناپسند نیست