پليس تهران مردي را به خاطر شباهت به کاظم شفيعي بازداشت کرد
هفت تیر 7tir : تحقيقات ويژه پليس آگاهي سراسر کشور براي دستگيري قاتل توريست فرانسوي در حالي ادامه دارد که کارآگاهان تهراني سه روز قبل در پي گزارش هاي مردمي خود را در يک قدمي اين جاني يافتند اما پس از دستگيري مردي که شباهت زيادي به کاظم شفيعي دارد متوجه شدند جاني فراري همچنان به زندگي پنهاني خود ادامه مي دهد.
به گزارش خبرنگار ما دوشنبه هفته جاري مردي در تماس با کلانتري 103 گاندي خبري حساسي را به اطلاع ماموران رساند. او گفت به احتمال زياد کاظم شفيعي وارد تهران شده و قصد دارد آپارتمان وي را اجاره کند. پس از اعلام اين گزارش بلافاصله تيم ويژه يي از کارآگاهان وارد عمل شدند و به پرس وجو از مرد صاحبخانه پرداختند. او توضيح داد؛ مشتري من مردي است که شباهت زيادي به کاظم شفيعي دارد و رفتارش بسيار مشکوک است. وي ادعا مي کند براي انجام کاري از شمال کشور به تهران آمده و قصد دارد فقط براي يک ماه آپارتمان مرا اجاره کند اما حاضر نيست اجاره نامه به نام خودش تنظيم شود و اصرار دارد قولنامه را مردي که به عنوان راننده شخصي اش معرفي کرده، امضا کند.
کارآگاهان پس از دريافت جزئياتي از عملکرد مرموز مرد ناشناس توانستند وي را طي قراري صوري به بهانه تنظيم اجاره نامه به تله بکشانند و بازداشت کنند.
اين مرد پس از انتقال به پليس آگاهي هنگامي که متوجه شد او را به چه دليل بازداشت کرده اند، هويت واقعي اش را اعلام کرد و مدارک لازم را به ماموران ارائه داد. پس از تحقيق درباره اين مدارک ادعاهاي مظنون به اثبات رسيد با اين وجود از آنجا که رفتار او مشکوک بود کارآگاهان پرونده يي تشکيل دادند و بازپرس توکلي- بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي تهران- مسوول رسيدگي در اين خصوص شد.
جزئيات زندگي کاظم
در همين حال تلاش هاي پليس آگاهي سراسر کشور براي دستگيري کاظم شفيعي و اعضاي خانواده اش ادامه دارد. جاني 26 ساله که متهم به سه فقره قتل در شيراز و اصفهان از جمله قتل توريست فرانسوي و چندين فقره سرقت مسلحانه است در شرايطي به فرار خود ادامه مي دهد که تحقيقات صورت گرفته جزئيات تازه يي از زندگي وي را فاش کرده است.
کاظم که اصالتاً ترک قشقايي است در سال 72 هنگامي که 12 سال داشت به همراه پدر خود به نام حسين و سه عمويش به عنوان ييلاق راهي حوزه ايرج مرودشت فارس شد و در روستاي رضاآباد اقامت گزيد. پس از آن اين خانواده يکجانشين شدند و با خريد ملک و زمين کشاورزي در روستاي رضاآباد به زندگي خود ادامه دادند تا اين که عموي بزرگ کاظم به نام «اميرآقا» از خانواده جدا شد و روستاي علي آباد را براي ادامه زندگي برگزيد. چندي بعد در جريان پاکسازي اين روستا از سلاح هاي غيرمجاز اميرآقا توسط ماموران اطلاعات نيروي انتظامي دستگير و به پاسگاه منتقل شد اما در شرايطي که تحقيقات از او در جريان بود اين مرد جان باخت و پليس علت مرگ وي را استرس و بيماري قلبي اعلام کرد.
پس از اين حادثه پدر کاظم براي روشن شدن علت فوت برادرش عليه ماموران نيروي انتظامي شکايت کرد ولي متهمان پس از چند جلسه محاکمه تبرئه شدند و قاضي پرونده مرگ اميرآقا را طبيعي دانست.
کاظم هنگامي که 14 سال داشت به همراه خانواده و يکي از عموهاي خود روستاي رضاآباد را ترک و به روستاي قاسم آباد نقل مکان کرد و اين دو خانواده در آنجا نيز پس از خريد زمين کشاورزي تلاش کردند از طريق زراعت امور خود را اداره کنند ولي به شدت از مشکلات مالي رنج مي بردند و فقر زندگي آنها را آشفته کرده بود. 6 سال بعد برادر کاظم به نام کريم به همراه پسرعموي خود و يکي ديگر از اقوام به نام رحيم اعمال مجرمانه يي را آغاز کردند و در روستاي گرم آباد مرودشت به راهزني مشغول شدند تا اينکه يک روز هنگامي که مسوول وقت پايگاه مقاومت بسيج گرم آباد به نام مجيد هاشمي سوار بر يک موتورسيکلت به سمت روستا در حرکت بود راهزنان وي را متوقف کردند. در اين اثنا گلوله يي از سلاح کمري مسوول بسيج شليک و به مرگ کريم – برادر کاظم – منجر شد.
پس از اين حادثه پدر کاظم خواستار محاکمه و مجازات عامل قتل فرزندش شد. در شرايطي که تحقيقات در اين خصوص آغاز شده بود، رحيم – يکي از سه راهزن – نيز بازداشت و راهي زندان شد و چندي بعد خانواده کريم به قصد انتقام جويي به سراغ مجيد رفتند و با شليک گلوله وي را مجروح کردند. مدتي بعد مجيد در دادگاه از اتهام قتل عمدي برادر کاظم تبرئه و براي وي قرار منع تعقيب صادر شد. در پي صدور اين حکم خانواده کريم تهديد کردند خودشان اقدام به خونخواهي خواهند کرد و به اين ترتيب بود که کاظم نيز که از کودکي در محيطي آشوب زده و پرتشنج زندگي مي کرد وارد عرصه تبهکاري شد. او باندي را راه اندازي کرد که همه عاملان آن از اعضاي خانواده شفيعي و نامجو بودند. اين شبکه پس از چندين فقره سرقت مسلحانه در شيراز و کشتن يک لاستيک فروش به اصفهان مهاجرت کردند و تبهکاري هايشان را پي گرفتند تا اينکه سرانجام در جريان تحقيقات پليسي دو پسرعمه کاظم و 5 تن ديگر از همدستان وي به زندان افتادند. در اين ميان کاظم براي رهانيدن اعضاي گروه از بند ابتدا به سوي يک مامور اداره اتباع بيگانه اصفهان آتش گشود و پس از کشتن توريست فرانسوي نامه يي در صحنه جنايت به جاي گذاشت که در آن نوشته بود؛ «7 نفر دستگير شده بايد آزاد شوند واگر آنها جرمي انجام داده اند با اصرار و تهديد من بوده است.»
پس از آنکه عکس کاظم، دو برادر و مادرش در روزنامه ها منتشر شد وي مدتي را در سکوت گذراند تا اينکه با سرقت مسلحانه از بانکي در اراک و کشتن يک نگهبان خودروي حمل پول دوباره اظهار وجود کرد. تحقيقات صورت گرفته نشان مي دهد کاظم در طول زندگي پنهاني خود تاکنون چند بار خانه هايي در اصفهان و شهرهاي مختلف اجاره و هر بار اسامي جعلي و تازه يي براي خود انتخاب کرده است.
طبق اين اطلاعات بهبود شيرازي متولد اصفهان، بهبود شيرازي متولد مرودشت، بهنام شيرواني، محمدرضا غلامي، محمدرضا فارسي، شهرام غلامي، محمدرضا هوشمند و مجيد کياني از جمله هويت هايي است که کاظم تاکنون براي خود جعل کرده است. بنابر اين گزارش هم اکنون برخي منابع خبري از حضور کاظم در قم خبر مي دهند، با اين وجود هنوز محل اختفاي وي شناسايي نشده است.
.
مطالب قبلی در مورد کاظم شفیعی :
کاظم شفيعي قاتل اصفهاني این بار در اراک دست به جنايت زد
.ماجرای قتل زوج ثروتمند در خیابان ملاصدرا اصفهان توسط یک دزد
.قاتل اصفهانی دستگیر شد
.بازار داغ شایعات پیرامون قاتل فراری در اصفهان
.قاتلی که قول کشتن ۳۰۰ مأمور را داده بود … دیشب یک جهانگرد را کشت
کاظم شفيعي – قاتل اصفهانی – قاتل مرودشتی – عکس قاتل- فیلم

فوریه 27th, 2008 at 7:48 ق.ظ
نیروی انتظامی عزیز،
فقط ادعاتون میشه که این هفته سلاحه زمین به هواو زمین به زمونه فلانا ساختیم
ابله ها به خدا همه چی انرزیه هسته ای نیست یه کم هم به فکر ملت باشین
فوریه 27th, 2008 at 8:24 ق.ظ
زندگي نامه تاسف باري بود ولي من اين گونه برداشت كردم كه اين بيچاره ها مقصر نبودند بلكه مقصر اصلي نيروي انتظامي بوده كه عمويش را(به طرز مشكوك ) كشته وبعد اون بسيجيه كه برادرش را كشته بوده
وقتي عدالت در اين كشور اجرا نمي شه افرادي مثل كاظم به وجود ميايند .
فوریه 27th, 2008 at 9:16 ق.ظ
كم كم اعلام مي كنن كه به كمك مردم نياز دارند .
فوریه 27th, 2008 at 10:37 ق.ظ
ای بابا ! اول و آخرش بگا ميره !
فوریه 27th, 2008 at 10:54 ق.ظ
احتمالن با رفيقدوست اشتباهي گرفتنش اخه اونم خيلي عذاب ديده چشماش فرورفدگي پيدا كرده حقيقت اينكه مذير عامل يه بانك رو كه ميلياردي دزدي كرده ولش ميكنند دنبال اين بدبختن
فوریه 27th, 2008 at 11:05 ق.ظ
آخي تاسف بار بود خيلي هم زندگي نامش هم اون طفلكايي كه كشته
آخه اون فرانسوي بدبخت چه گناهي كرده بود .
خاك برسر دولت ما كه باعث وباني اين چيزا ميشه بعد وقتي ميگن ايران تروريسته چيكار ميكنن كه همه با ما بدن .اين همه قاتل وجاني تو كشور خودمون اين همه قتل اتفاق ميفته صداشو در نميارن اونوقت خدا نكنه توي فلان مدرسه آمريكا يا فرانسه يه بچه اسلحه داشته باشه تا 3 روز توي اخبار ميگن كه اين كشورا مشكل دارن
فوریه 27th, 2008 at 12:44 ب.ظ
من این پسر عمه یا عموشو هفته پیش تو کیوسک تلفن دیدم چرا عکس اینو الان گذاشتید
شما نمی خواد دلتون برای این قاتل بسوزه دلتون برای خانواده مقتولین بسوزه که چند وقت دیگه اونا می شن کاظم شفیعی
فوریه 27th, 2008 at 1:28 ب.ظ
سلام دستت درد نکنه دویی کاظم حمایت میکنیم ازت …فقط دستت درد نکنه از مقامات بکش به مردم کاری نداشته باش ما هم حمایتت میکنیم .
از طرف خسرو خان قشقایی نمایینده مردم اقلید
فوریه 27th, 2008 at 2:16 ب.ظ
علت اين قتل هاش همين [...] كه با بي قانوني باعث ميشه كاظم خودش دست به كار يشه.
نيروي انتظامي فعلا كار هاي مهم تري داره هوا كم كم داره گرم ميشه لباس ها باز تر ميشه بايد نظارت بشه خب كاظم شفيعي هم نقشه نخودي داره براي نيروي انتظامي.
فوریه 27th, 2008 at 3:09 ب.ظ
این جرم و جنایات و سرقتها همه ریشه در اجتماع داره . ریشه در سیاست های حکومت داره .
چطور میگن که زمان شاه ما نانوتکنولوژی نداشتیم ولی الان داریم ، ولی نمیگن که ما زمان شاه اینهمه دزد و جانی نداشتیم ولی الان داریم .
[...]
به جای اینکه دنیال حل مشکلات مردم و معضلات اجتماعی باشن ، فقط میگرین میبرن اعدام میکنن فکر میکنن که همه مشکلات حل شد .
فوریه 28th, 2008 at 12:32 ق.ظ
منو تحریک نکن چون یه قاتلم
شده تیکه تیکه شم از شما یکی میمیره
یکی داره شماره 110 رو میگیره
صدای آژیر میاد کوچه رقص نور داره
تو به کلان میگی که این قصد جون داره
تا یه سر بچرخونی کاظم شفیعی نیست دیگه
یه کلان دنبالشه و داره ایست میده
فوریه 28th, 2008 at 2:08 ب.ظ
بچه ها هيچكس جديد با ريميكس مهرشاد جان به بازار آمد.
فوریه 28th, 2008 at 3:34 ب.ظ
کور خوندین!! فکر کردین میتونین منو بگیرین.
فوریه 28th, 2008 at 4:38 ب.ظ
این بابایی که اسمشو گذاشته قشقشایی احتمالا مردم قشقایی رو ندیده که فکر میکنه اونا هم به اینترنت دسترسی دارن.
خسرو خان جان من ایران دو دسته نیست یکی مردم یکی دولت که مردم خیلی خوبن و دولت خیلی بد یا به قول خردسالان خیلی اخ. دولت هیچگاه جدای از مردم نیست منظورم اینه که وقتی یه کارمند بانک یا … رشوه میگیره نمیشه گفت که این دولت خیلی بده مردم خیلی خوب.
منظورم به هیچ وجه دفاع از دولت نهم نیست یه بابایی اومده بود درد دل میکرد کارمند نیروی انتظامی بود می گفت به ما میگن برو ماهواره ها رو جمع کن اگه یه کم شل کار کنیم پدرمونو در میارن از اون ور هم مردم میخوان پدر ما رو در بیارن من نمیگم به افسر کلاه کج گشت ارشاد لبخند بزن برعکس میگم به همه اونا اعتراض کن تا فکر نکن کارشون درسته ولی با انداختنچشم بسته یه مامور کلاه کج تو اسید یا سوزاندن اون ما اروپا نمیشیم.
فوریه 29th, 2008 at 6:18 ق.ظ
به بیوگرافی که توسط رژیم نوشته میشه نمیشه اطمینان کرد.اینها روز و شب نشون میدن.شاید این هم یک آدم وطن پرست باشه که بر اثر جور به قیام مسلحانه دست زد.مثل ریگی که طوری توی سایتهاشون (مثل انتخاب)وانمود میکردن که گوئی بدبخت برادر ملا عمره و کارش قاچاق و تجاوز به نوامیس مردمه.در صورتی که اگه آدم مصاحبه هاشو بشنوه متوجه میشه که اونم یک جون مثل ماست(با شهامتی بیش از ما)که ازاون همه بی عدالتی که تو ولایتش رخ میده کارد به استخونش رسیده و اسلحه بدست گرفته و تو روی این بیشرفها ایستاده.
فوریه 29th, 2008 at 9:14 ب.ظ
فواد نظر شما درسته ریگی را در مصاحبه با دکتر نوری زاده دیدم آدم با شعوری بود
فوریه 29th, 2008 at 9:15 ب.ظ
ویکی بلا چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مارس 1st, 2008 at 3:17 ب.ظ
همه كساني كه خلافكار واقعي بودند چون اسما” نيروي انتظامي هستند به نوعي از گناهشان تبرئه شدند پس اين كاظم بيچاره چاره اي نداره جز اينكه خودش حقشو بگيره چون عدالت نيست چون قانون نيست همه چيز بر اساس زوره وبيش از اين هم از كاظم نمي توان انتظار داشت و نمي توان او را مقصر اصلي دانست.
مارس 21st, 2008 at 11:53 ب.ظ
کاظم جان حالا که آب از سرت گذشته و پیداست که به اسلحه هم میتونی دسترسی بیشتری داشته باشی بیا و مردی کن ؛ چند تا مثل خودت که از دست همۀ دنیا شاکی هستند و به آنها بسیار ظلم شده است و صدایشان را هم کسی نمیشنود و چیزی برای از دست دادن ندارند را جمع کن و یک سری اسلحۀ سنگین هم به آنها بده و برو به حساب کله گنده ها برس ؛ یعنی اگر هم باز بانکی مانکی را بزنی میدونی که نمیتونی بری باهاش ویلای کنار دریا بخری , و یا عشق و حالی بکنی ؛ پس بیا و از کله گنده ها شروع کن ؛ اگر اینکار رو کنی ؛ مطمئن باش خانواده های اون چند بیگناهی را هم که کشتی از سر تقصیراتت میگذرند و در ضمن ؛ نام نیکی هم از خود و دوستانت به جا میگذاری ؛ اگر میخواهی زنده بمانی باید از کله گنده ها شروع کنی ؛
خیلی دمت گرم که اسلحه داری ؛ و جرات داری و میتونی ازش استفاده کنی ؛
اگر من دستم به یک اسلحه میرسید اونوقت بود که میدونستم , چه ظالمینی را از نفس کشیدن بیاندازم