این مرد احتمالا اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا خواهد شد: باراک اوباما

هفت تیر 7tir.com : باراک اوباما نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا در مصاحبه اختصاصی با روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت، قول داد: به تعهدات سستی ناپذیر آمریکا در قبال امنیت اسرائیل، اجرای دیپلماسی ستیزه جویانه در برابر ایران و تلاش جهت فراهم ساختن زمینه صلح برای اسرائیل پایبند بماند.
.
به گزارش هفت تیر به نقل از روزنامه یدیعوت آحارانوت، زمانی که اوباما مبارزات انتخاباتی خود را آغاز کرد، کمتر کسی می دانست که او نام حسین را با خود یدک می کشد. رقبای سیاسی اوباما با افشای این حقیقت سعی کردند که وی را به عنوان یک مسلمان طرفدار اعراب معرفی کنند.
ظرف چند هفته گذشته، رقبای وی شایعاتی را پخش کردند مبنی بر اینکه اوباما به یک مدرسه مذهبی اسلامی در اندونزی که به عنوان کمپ آموزش تروریستی مورد استفاده قرار می گیرد، می رفته است.
این در حالی است که وی با دادن پاسخ های مکتوب به روزنامه یدیعوت آحارانوت، به شرح دیدگاه های خود را در برابر اسرائیل، فلسطینیان و ایران پرداخته است.
مصاحبه وی بدین شرح است:
سناتور اوباما، دو سال پیش برای اولین بار سفری به اسرائیل داشتید. چه تاثیری از این سفر گرفتید و آیا به اطلاعات جدیدی در مورد اسرائیل دست یافتید؟
- سفر سال 2006 به اسرائیل، تاثیر ماندگاری بر من گذاشت. همواره به وضعیت دشوار موجود در اسرائیل و نیاز مردمان آن به برقراری امنیت و صلح اشراف داشتم. اما هیچ چیز نتوانست جایگزین تاثیری شود که از این سفر گرفتم.
برای سال های طولانی، اسرائیل به عنوان یک دوست خوب کاخ سفید در نظر گرفته شده است. آیا این دوستی در صورت انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور نیز ادامه می یابد؟
- قطعا همین طور خواهد بود. این دوستی به همراه تعهد به برقراری امنیت برای اسرائیل با من به کاخ سفید انتقال خواهد یافت. روابط آمریکا و اسرائیل ریشه در منافع، ارزش ها و تاریخ مشترک و دوستی عمیق بین مردمان آن دارد.
در مبارزات انتخابی تان گفته بودید که تلاش های سختی را برای برقراری صلح بین اسرائیل و فلسطینیان آغاز خواهید کرد. طرح شما در این زمینه چیست و چگونه تصور می کنید در راهی که بیشتر روسای جمهور آمریکا در آن ناکام بوده اند، موفق خواهید شد؟
- می دانم که اسرائیل تا چه حد خواهان صلح است. اصولی که در این زمینه مرا هدایت می کند، عبارتند از: 1 ) امنیت اسرائیل باید تضمین شده باشد؛ 2 ) وضع موجود در طولانی مدت بدین شکل نخواهد ماند و تنها ضمانت تامین امنیت، توسل به راهکار مذاکره با فلسطینیان برای تشکیل دو کشور خواهد بود؛ و 3 ) اسرائیل باید یک کشور یهودی باقی بماند و کشور فلسطین نیز باید به بقاء خود ادامه دهد.
این در حالی است که موفقیت در این راه تضمین شده نیست. اسرائیل باید مطمئن باشد که رهبری فلسطین به صلح پایبند است و از توان لازم برای دنبال کردن تعهدات خود برخوردار است. پیشنهاد ما این است که پای میز مذاکره بنشینید اما اعتمادسازی را تا زمانی که طرف فلسطینی نیز آن را دنبال کند، به تعویق اندازید.
شما گفته بودید که آماده مذاکره با “دشمنان” آمریکا هستید. برخی از اسرائیلیان تردید دارند که تنها با مذاکره با رهبران ایران، بتوان آنها را از تولید سلاح هسته ای منصرف کرد. چنانچه راهکار دیپلماسی با شکست مواجه شود، آیا از اعمال زور علیه ایران همانطور که اسرائیل علیه عراق در سال 1981 استفاده کرد، حمایت می کنید؟
- معتقدم نیستم که دیپلماسی به تنهایی بتواند جلوی روند هسته ای ایران را بگیرد. به نظر من برای دستیابی به این هدف، باید تمامی جنبه های قدرت ملی خود را به کار بندیم. در حال حاضر ایران مهمترین تهدید علیه اسرائیل به شمار می رود. محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران همچنان بر موضع خود در مورد انکار هولوکاست و تقبیح اسرائیل پافشاری دارد. تهدید در مورد نابودی اسرائیل نباید به عنوان لفاظی در نظر گرفته شود.
تهدید از طرف ایران، واقعی است و هدف من به عنوان یک رئیس جمهور، از بین بردن این تهدید است. پایان جنگ با عراق، به عنوان یک گام مهم در دستیابی به این هدف تلقی می شود، زیرا این اقدام، انعطاف پذیری ما را در زمان مقابله با ایران افزایش می دهد. اشتباه نکنید؛ ایران بزرگترین ذینفع استراتژیک جنگ عراق است و من قصد دارم این رویه را تغییر دهم.
پیشنهاد من در مورد ایران مبتنی بر دیپلماسی ستیزه گری است. من گزینه نظامی را از دستور کار خارج نمی کنم. اما همچنان معتقدم که در زمان دولت کنونی، ما شاهد افزایش تهدیدات بوده ایم که من قصد تغییر آن را دارم.
زمان برای مذاکره مستقیم با ایرانیان و ارائه مناسبات روشن به آنها از جمله پایان بخشیدن به تعقیب برنامه هسته ای، حمایت از تروریسم و تهدید علیه اسرائیل و کشورهای دیگر منطقه، فرا رسیده است. برای دستیابی به این هدف باید برای ارائه راهکارهای تشویقی همچون برقراری روابط بهتر و یکپارچگی با جامعه بین الملل و غیر تشویقی همچون اعمال تحریم های بیشتر، آماده باشیم.
من اعمال این تحریم ها را از طریق سازمان ملل دنبال می کنم و دوستانمان در اروپا و کشورهای حاشیه خلیج فارس را به اعمال فشار اقتصادی علیه ایران در خارج از محدوده سازمان ملل ترغیب می سازم.
برخی از افراد در اسرائیل و شماری از رهبران یهودی آمریکا معتقدند شما به دلیل پیشینه مسلمانتان، نسبت به اعراب نظر موافق تری دارید. نظر شما در این خصوص چیست؟
- در ابتدا باید حقایقی را روشن سازم. من مسلمان نیستم و هرگز هم مسلمان نبوده ام. هرگز در مدرسه مذهبی اسلامی حضور نداشته ام و برای شروع کارم به قرآن سوگند نخورده ام. من یک مسیحی متعهدم. در دوران کودکی چهار سال در اندونزی زندگی کرده و در آنجا در مدارس غیر مذهبی تحصیل کرده ام و برای شروع وظایف کاریم به انجیل سوگند خورده ام.
افرادی که این حقایق را می دانند، نسبت به تعهدات من در قبال امنیت اسرائیل و روابط اسرائیل – آمریکا نگران نیستند. من از حمایت فراگیر در میان جامعه یهودیان که مرا بهتر می شناسند و جامعه یهودیان در شیکاگو هستند، برخوردارم. ممکن است ریشه خانوادگی آفریقایی و برخورداری از تجربه زندگی در اندونزی به من امکان دهد تا دیپلماسی موثرتری را در برابر جهان مسلمان پیاده کنم. من از این توانایی درجهت منافع آمریکا و امنیت اسرائیل بهره خواهم گرفت و امیدوارم این رویه به برقراری روابط بهتری بین مسلمانان و کشورهای ما بینجامد.
.
مصاحبه با باراک اوباما – رئیس جمهور آینده آمریکا – اخبار انتخابات آمریکا – هیلاری کلینتون – عکس اوباما
فوریه 29th, 2008 at 5:27 ب.ظ
آره بابا خسته شدیم از این سفیدای بور،یه کم هم میدون به این سیاه ها بدن
فوریه 29th, 2008 at 6:42 ب.ظ
آدم بدی به نظر نمی امد.ولی باید قبول کنیم هرکی رئیس جمهور آمریکا میشه از اسرائیل جانب داری می کنه و فشار ها رو بر ایران نگه می داره.مخصوصا اینکه رئیس جمهور ما احمدی نژاد باشه
فوریه 29th, 2008 at 7:47 ب.ظ
فقط عين قبلي تخم سگ نباشد باقيش مساله ي ندارد سفيد يا سياه
فوریه 29th, 2008 at 7:52 ب.ظ
من فکر می کنم باراک اوباما انتخاب نمیشود چون طرفداران هیلاری به مک کین رای می دهند و آراء او بیشتر می شود زنده باد هیلاری کلینتون
——————————–
سردبیر : اوباما و هیلاری از یک حزب هستند و در حال حاضر رقابت درون حزبی دارند اما اگر قرار باشد اوباما از حزب دموکرات نامزد شود طرفداران هیلاری هم به اوباما رای خواهند داد
فوریه 29th, 2008 at 11:37 ب.ظ
این بایا پدرش اهل کنیای آفریقاست که سال 82 باباش تصادف می کنه و میمیره و مادرش میره به یکی دیگه شوهر می کنه.
همینمون مونده بود یک کنیایی که ناپدریش بزرگش کرده واسه ما آریایی ها دور برداره.
مارس 1st, 2008 at 1:24 ق.ظ
سردبیر نظر شما درست ولی این دو درست است که از یک حزب هستند ولی در حال حاضر رقیب هستند و این احتمال وجود دارد که به هر صورت حتی اگر هم اوباما نامزد نهائی حزب شود به تلافی انتخاب نشدن هیلاری به سود رقیب اوباما رای بدهند سیاست را که میشناسید پدر مادر ندارد
مارس 1st, 2008 at 10:07 ق.ظ
ايران شده صيد متحرك كه هركي ميخوادتو كشورش يكاره بشه ميگه كه ايران رو شكارميكنه .به اميد روزيكه اين صيد تنها به شكارچي قابلي تبديل بشه .
مارس 1st, 2008 at 1:08 ب.ظ
دیگی که واسه ما نجوشه بهتره کله سگ توش بجوشه!
مارس 1st, 2008 at 3:02 ب.ظ
من با کلینتون موافقترم چون انتخاب اون 1 تحول و پیشرفتی در جنبش برابری زن و مرد ایجاد میکنه و به زنان دنیا ثابت میکنه که اگه بخوان میتونند در چه جایگاهی قرار گیرند.
مارس 2nd, 2008 at 1:29 ب.ظ
اگه دوست داريدكه جاي خانم كلينتون باشيدحرفي نيست ولي مشابه ماجراي مونيكا لوينسكي با آقاي كلينتون را هم بايد تجربه كنيد. حالا ديديد ظرفيت طرف چقدر فرق ميكنه .
مارس 3rd, 2008 at 8:06 ق.ظ
برده ها هم آدم شدند
مارس 4th, 2008 at 1:36 ب.ظ
در هر صورت در سرنوشت ما بي تاثير نيست
مارس 4th, 2008 at 6:49 ب.ظ
بوش هم اول از این حرفا زیاد میزد
نوامبر 6th, 2008 at 3:05 ب.ظ
با سلام خدمت دوستان
من فك نمي كنم بحث رياست جمهوري آمريكا اينقدر مهم باشه كه كل مردم جهان خودشونو كشتن . فعلا كه ما بايد به فكر كشور خودمون باشيم كه واقعا ديگه جاي زندگي كردن نيست .
ژانویه 26th, 2009 at 3:10 ق.ظ
کاش سياه بودم
کاش سياه بودم. سياه به رنگ شب. ساکن کلبه عمو تم. زنجيرها بر دست و پا. پاروزنان از تام تام قبيله به سوي آبهاي دور.کاش سياه بودم. به خشونت مشت. فرياد مي زدم: “آرزوئي دارم. روزي خواهد آمد که فرزندان ما با هر رنگ پوست، با هر مذهب و هرعقيده، دست در دست فرداي سرزمينم را خواهند ساخت.”کاش سياه بودم. سياه به رنگ تغيير. 40 سال از فريادم نگذشته، کاخ سفيد را در دست هاي سياهم مي گرفتم و به گشادگي افق لبخند مي زدم.من سياه نيستم، اما درميهنم نه خانه دارم و نه گور.
من سياه نيستم، اما در ميهنم مرگ هر روز در خانه ام را مي زند، وقت و بيوقت. هر وقت که بخواهد.
من سياه نيستم، آقا ندارم. برده نيستم. اما سرنوشتم را “آقا” رقم مي زند و بيشتر نوکرهايش.
من سياه نيستم، در مزارع، پنبه نمي کارم. اما آفتاب صبحگاهان نيشابور را ازمن دريغ کرده اند.من سياه نيستم، درخاکي بدنيا آمده ام که زرتشت نورش را به جهان داد، کورش حقوق بشر را. نام شاه ايراني را دارم که کاشف آهن و آتش است. اما در زير زمين بويناک پايتختم، کسي با نام عربي بر من فرياد مي کشد: “غريبه اي. از اينجا گمشو.”من سياه نيستم. اما برادران سياهي دارم. يهودي نيستم.. اما دوستان خوبي ازاين تبار دارم. همه شاعرند……
من سياه نيستم. نيستم. نيستم. اما از بردگانم. نگاه کنيد که ريسمان اسارت از سوراخ هاي کتفم گذرانده اند.کاش سياه بودم. به رنگ شب. به رنگ طغيان. دستکم مي توانستم رويائي داشته باشيم: “رويائي دارم من که هرشب با بادهاي شمال مي آيد و درآب هاي جنوب غرق مي شود: روزي خواهد آمد که فرزندان ميهنم درميهن غريبه نخواهند بود. آنان مثل آن روزها که مدرسه مي رفتيم و با يقه هاي سفيد سرود اي ايران، اي مرز پر گهر مي خوانديم، دست در دست هم ايران را خواهند ساخت. آنان با هررنگ پوست، با هر مذهب و عقيده…”من سياه نيستم، اما برده ام.
من سياه نيستم و امروز در جشن جهاني رفتن يک سياه به کاخ سفيد، آرزويم را فرياد مي کنم.