چگونه می توانید به علاقه یک زن به خودتان پی ببرید
قبل از اینکه مطلب را بخوانید باید خدمتتان عرض کنم که به دلیل دست تنها بودن در روزهای اخیر و گرفتاری های کاری سایت تا شنبه آپدیت نخواهد شد .
خوش باشید . سردبیر

هفت تیر 7tir.com : شـنيدن جواب رد از طـرف يـك زن بـراي مـردان اصـلا” مسئله خوشايندي نمي باشد. هيچ چيـز بـه انـدازه اينكه زن روياهايتان تقاضاي ازدواج شمـا را نـپـذيـرد، براييـتـان گـران تـمـام نـمي شود. پـيـش خـود تـصـور ميكرديد كه او به شما علاقه مند است ولي احتمالا” برداشتتان از علائم علاقمندي او اشتباه بوده است.
از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علايق رومانتيك خود بصورتي زيركانه و پيچيده عمل ميكنند(مگراينكه طرف مقابلشان خوش تيپ و پول دار باشد آنجوريكه خودشان اظهار مي كنند) و اكثر آنها جوابهاي ضـد و نقيضي ميـدهـند چون خودشان مطمئن نيستند كه چـه چيزي در سرشان ميگذرد.
بنابراين آنچه كه اغلب آقايان به دنبالش هستند، يك سري علائم و نشانه هايي اسـت كه بوسيله آنها متوجه علاقمندي حقيقي طرف مقابلشان شوند.
در زير برخـي از نـشـانه هـاي كـه مي تـواند نـشانه علاقمندي يك زن باشد را مشاهده ميكنيد:
1- او همگام با شما است
ناگهان متوجه ميشويد كه او همه جا حضور دارد. او “بطور اتفاقي” هر كجا شما هستيد پيدايش مي شود، يا در راه روي محل كارتان مرتب جلوي شما قدم ميزند، يا “تصادفي” به شما برخورد ميكند، يا در ميهماني در اطراف شما مانور مي دهد.
آنچه كه او انجام ميدهد تلاش براي جلب توجه شما است، و بـراي اين اسـت كه خود را در موقعيتي قرار دهد تا شما “قدم اول” را برداريد. مسئله اينـجا اسـت كــه بـسـيـاري از مردان نسبت به اين عمل زنان بيتوجه هستند و به همين دليـل بسياري از فرصت ها را از دست ميدهند. مردان مستقيم عمل مي كنند، زنان غير مستقيم. بنابرايـن اگر زنـي مكررا” شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اينكه او اينكار را عمدا” انـجام ميدهد زياد است
.
2- او حركاتي بخصوص انجام مي دهد
يك جمله قديمي مي گويد:”جسم دروغ نمي گويد.” طبيعت بشر را جوري برنامه ريزي نموده كه هنـگام ابـراز عـلاقه بـي اخـتيـار شـروع بـه انـجام يـك سـري حركات جسماني مشخص ميكند. اين اعمال غير شفاهـي از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چيزي جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغير است
.
در اينجا برخي از علائم زبان جسماني را مشاهده ميكنيد:
اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
بازي كردن با مو و دست كشيدن لاي موها
نوازش كردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عينك
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
تقليد از حركات شما ( مثلا” اگر دست خود را روي ميز بگذاريد او هم همين كار را ميكند.)
لبخند زدن هنگاميكه شما او را برانداز ميكنيد.
اگر برخي از اين علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نموديد، تقريبا” مي توانيد مطمئن شويد كه او چراغ سبز شروع رابطه براي ازدواج را دارد به شما نشان ميدهد
۳- او هيچگاه براي شما سرش شلوغ نيست
اين اصلي ترين قانون بازي عشق است. اگر زني علاقه به برقراري رابـطـه و بـيرون رفتن با شما داشته باشد، هميشه خودش را در دسترس قرار ميدهد. يـعنـي او يـك شـمـاره تلفن كاري يا آدرس ايميل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن يا ايـميـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را براي با هم بودن خواهد پذيرفت – و اگر او در روزي كه شما تعيـين كرده ايد وقت نداشت، چيزي شبيـه اين خواهد گفت: “خوب، اين پنجشنبه نميتونم، اما اگر اشكال نداره بندازيم براي پنجشنبه ديگه، باشه؟ ”
شـمـا هـرگـز از يـك زن عـلاقـمـند چـنين جملاتي را نخواهيد شنيد: ” الان واقـعـا” سـرم شلوغه”، يا
“بذار بينم وقت دارم”، يا “نميدونم بتونم بيام يا نه”
4-او در مورد شما كنجكاو است
زني كه به شما علاقمند است دوست دارد همه چيزتان را بداند ( تا بتواند در اين مـورد با دوستان دخترش صحبت كند). او درمورد خانواده،پيشينه،سليقه غذايي، موسيقي، فيلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد كرد. انگيزه اصلي او اين اسـت كـه عـلايـق شما را بشناسد تا بتواند خود را داراي علايق مشــتـرك بــا شما نموده و پـيـوسـتـگـي بيشتري با شما ايجاد كند- اگر از قايق سواري خوشتان نميآيد، او نيز ناگهان از اين كار متنفر مي شود
5- او وضعيت مالي شما را مي سنجد
زن علاقمند دوست دارد منابع و بنيه مالي همسر آينده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتي مانند: “كجا زندگي ميكني؟”، “چه ماشيني داري؟” و “شغلت چيه؟” مـيتواند نشانه علاقمندي وي باشد. اگر پاسخ اين سؤالات مطابق با “استانداردهاي” او باشــد، علائم بعدي ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباري از مه فرو خواهد رفت
6- او در مورد آينده صحبت ميكند
يك زن علاقمند هميشه دوست دارد در مورد نقشه هاي آينده و كارهايي كه ميتوانيد با هم انجام دهيد اشتياق نشـان مـي دهد. درواقع او اغلب چيزي شـبـيـه ايـن ميـگـويـد: “واي… تـو هـم از بـوليـنگ خوشت مياد؟ بايد يه بار با هم بريم بازي كنيم.” اگر او چنين عمل نمود، شك نكنيد كه دوست دارد ازش بخواهيد با شما بيرون برود
7- او بيقراري و بي تابي ميكند
اگر او واقعا” علاقمند باشد، همانند يك گربه دور و بر شما دستپاچه و بيقرار خواهد بود، بخصوص هنگاميكه شما نتوانيد متوجه علائم اشتياق او شويد. البته ممكن است كه ذاتا” يك شخص خجالتي نرمال باشد – اگر او فقط پيش شما بي قراري ميكند، احتمالا در سرش فكر ازدواج دارد
8- او نسبت به زنان ديگر، حسادت مي ورزد
يك زن سعي مي كـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند يك عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ كند. بنابراين اگر در حـال جوك گفـتن بـراي زنـان ديـگر متـوجـه حرص خوردن و جلز و ولز كردن او شـديـد، بـدانـيد كـه او انـتظار دارد برايش بيشتر از يك دوست باشيد.
نشانه هاي فوق ممكن است لزوما” دليل بر علاقـمـندي يك زن نـبـاشد چـون بـرخـي از زنان كلا” با ديگران حالتي دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زيـادي از ايـن عـلائم را در فـردي مشاهده نموديد ميتوانيد به خود اميدواري دهيد و به دلتان صابون بزنيد
مارس 5th, 2008 at 8:42 ب.ظ
با تشکر از جناب سردبیر سایت وزین هفت تیر
خانوم ها حتی وقتی به کسی علاقمند می شوند همواره فرد مورد علاقه شون رو با افراد جدیدی که می بینند مقایسه می کنند. نوعی کمال طلبی است اما به نظر من ازش بدجوری بوی خیانت می آد.
البته نظر منه چون تجربه کردم اما خوشحال می شم کسی از بچه های خواننده این نظر منو نقد کنه.
مارس 5th, 2008 at 9:08 ب.ظ
وقتی یه خانمی از پسری خوشش می اد از نوع رفتارش مشخصهءاز خنده هاش از نگاهشءهمون موقع در مورد یه موضوع اظهار نظر کن ببین چه جوری با نگاه تحسینت میکنهء//ولی اینکه جنس مخالف از کلیتت خوشش بیاد خیلی با حالهءحس میکنی کارت درسته
مارس 5th, 2008 at 9:10 ب.ظ
زن بدليل شرايط بيو لوژيكي اش كه مو جب سيستم باور پذيري او و معيار جذ ب يا دفع طرف مقا بلش مي گردد و نيز واكنش او در هر يك از دو وجه بالا ميشود احتما ل ان هست كه در صورت بروز اعمال بالا تر ديد ويقين را جا بجا استنباط گردد وهمين امر موجب از دست رفتن فرصت ويا پا سخي عجولا نه شود بنا براين بعنوان يك مشاور در اين امور كه تجربه هاي مو فقي بر پايه واقعيت هاي روانشنا ختي دا شته است پر سش را اينگونه مطرح نما ئيم كه يك زن در نها يت ناخود اگاهش كه اگاهي خود اگاهانه بران داشتن نياز به اطلا عات نسبي دارد از يك مرد با خواسته شراكت در سرنوشت چه ميخواهد؟ وبه چه طريق ميتواند از بر خورد هاي اوليه به صحت گفتار و رفتار وي مطمئن گردد/
مارس 5th, 2008 at 9:20 ب.ظ
خانم ارتا با سلام كما ل طلبي با تنوع مبحثي متفاوت دارد مو ضوع يا داشت شما بستگي به شرايط مختلف دارد (1) شريط سن و سال (2)تجربه هاي ديداري ويا شنيداري(3)ا نگيزه هاي مختلف و……دارد
مارس 5th, 2008 at 9:34 ب.ظ
یک چیز اشتباه در بین دخترهای زیبا امروز رایج شده و اون هم اینکه در سنین زیر 22 سال به دنبال موقعیت های بهتر ، موقعیت های خوب را معطل نگاه می دارند و فوقالعاده ایده آل جویی می کنند و چون پسرهای به خیال خودشون ایده آل بهشون محل می گذارند این خیال را می کنند که پس این ایده ال ها را دارند و می توانند بهتر نیز داشته باشند و فعلا برای تصمیم گرفتن برای آنکه با یکی تا آخر باشم زود است ..
در حالی که نمی دانند واقعا این ایده آل ها را ندارند و این یک تخیل است که خیال می کنند همه این پسرهای ایده آلی که در دنبال اوناند ، را تصاحب کرده اند . در واقع هر کدام از آن پسرهای ایده آل خودشان دوبرابر آن دوست دخترها دوست دختر ایده آل دارند ولی نقششان را برای همه خوب بازی می کنند ….
و وجود این توهم باعث فریب دختر و از دست دادن موقعیت های مناسب در سنین زیر 22 سال می شود و دقیقا دختری که همه چیز تا دیروز به کام دلش بود و همه نوع پسر پولدار و خوشگلی برایش می مرد دقیقا از لجظه ای که مثلا در 25 سالگی تصمیم به ازدواج می گیرد می بیند ناگهان هیچ کس از آن افراد ایده آل وجود ندارد . خواستگار باز وجود دارد ولی از زمین تا آسمان با آنچه ایده آل او بوده فرق دارند و دایره وسیع انتخاب در کار نیست …
دخترها احمقند
حماقت می کنند و همیشه بهترین های واقعی را از دست می دهند زیرا به دنبال بهترین های دختر باز می روند که صدها دوست دختر دارند
مارس 5th, 2008 at 10:51 ب.ظ
اصلا این طوری نیست اتفاقا خانم ها از هر کی خوششون بیاد سعی میکنن محلش نذارن.
مارس 5th, 2008 at 11:08 ب.ظ
سپیده راست میگه . خیلی دخترا این طورین که از هر کی خوششون میاد کم محلی میکنن و بعد چوبش را هم میخورن . جون پسری که رفتار احمقانه از دختری ببینه و اولش کم محلی ببینه هیچ ارزشی به اون دختر نمیده و بعد از اینکه بدستش اورد و ترتیبش را داد خیلی راحت ولش میکنه . چون این دختر به غیر س.ک.س ارزش دیگه ای نداشته و اگر یه دختر با شخصیت بود از اول این طوری رفتار نمی کرد پس پسر چون فقط در همچین دختری س.ک.س را دید و استفاده کرد حق داره که ولش کنه
مارس 5th, 2008 at 11:11 ب.ظ
یکی را دوست می دارم
ولی افسوس .او هرگز نمی داند
نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من
که او را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند
به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت
به کوی او سلام من رسان و گوی:
تو را من دوست می دارم
ولی افسوس چون مهتاب به روی مه ترش لغزید
یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشاند
صبا را دیدم و گفتم :
صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم
تو را من دوست می دارم ولی افسوس و صد افسوس
ز ابر تیره برقی جست که قاصد را میان ره بسوزاند
کنون وامانده از هر جا دگر با خود کنم نجوا
یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند
مارس 5th, 2008 at 11:14 ب.ظ
بسیار زیبا بود مهرشاد جان . خیلی منو برد تو حس . دمت گرم . پا بده یه شب شعر با هم بریم
مارس 5th, 2008 at 11:30 ب.ظ
مهرشاد جونم مرسی،اشکما در اوردی!با اجازت این شعر را کپی کردم.
مارس 5th, 2008 at 11:39 ب.ظ
خواهش میکنم آقا احمد. اگه دوست داشتین اطلاع بدین تا با هم بریم.
مارس 5th, 2008 at 11:53 ب.ظ
اصلا با تیریپ love حال نمی کنم …
(((
((( امل بازی …
((
اه اه
مارس 5th, 2008 at 11:58 ب.ظ
من که تو شهر شما نیستم وگرنه حتما برنامه مرتب میزاشتم که ببینمتون از نزدیک استفاده کنیم . ولی باز خوبه اینجا میتونیم در کنارتون باشیم .
.
کی دهد دست این غرض یارب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
مارس 6th, 2008 at 12:14 ق.ظ
سپيده جان اتفاقا بر عکسءخيلي از محل نذاشتن دخترا از 100 تا محل گذاشتن بهتره چون نشون دهنده اينه که اون دختر از پسره خوشش اومده ولي مثلنه خودش داره سر سنگين رفتار ميکنه//اين تزه دوم احمد هم واقعيته ولي احمد جون خودتم ميدوني که همون دختر به غير از سکس ارزشه ديگه اي هم دارهءضمنا کم محليه يه دختر ربطي به شخصيت نداره چون ميتونه 1000 تا استدلال از طرف اون دختر پشتش باشه
مارس 6th, 2008 at 12:30 ق.ظ
ok احمد آقا.
مارس 6th, 2008 at 1:23 ق.ظ
مهرشاد جان شعرت خیلی قشنگ بود. منم اونو کپی کردم.
مارس 6th, 2008 at 1:27 ق.ظ
هشیار سری بود ز سودای تو مست
خوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دست
بی تو همه هیچ نیست در ملک وجود
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست
مارس 6th, 2008 at 3:19 ق.ظ
آری آغاز دوست داشتن است…
گرچه پایان راه ناپیداست…………
من دگر به پایان نیندیشم …………….
که همین دوست داشتن زیباست…………….
خدای عاشقی ها یاورتان…………………………………………………….
مارس 6th, 2008 at 3:27 ق.ظ
پرسپوليس سوراخه.هاهاهاها………..
مارس 6th, 2008 at 7:28 ق.ظ
یکی یک انبر بیاره این کیان رو برداره بندازه بیرون.
مارس 6th, 2008 at 7:41 ق.ظ
اقا كيان حسرت داداش حسرت ؟ اخه اينجا جاي اين حرفهاست -
مارس 6th, 2008 at 8:05 ق.ظ
تهران 9419855 انگاری بدجوری حالتو گرفتنا……………….عیبی نداره دوباره سعی کن شاید این دفعه شد………………………….من هم برات دعا میکنم………………………….
مارس 6th, 2008 at 8:23 ق.ظ
مهرشاد جون خیلی باحالی بخدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. صفای تو رو عشقه با مرام. این همون شعری بود که حرف دلمو زد.
مارس 6th, 2008 at 8:38 ق.ظ
جزمسخره نيست عشق تا بوده و هست
با مسخرگي جهاني انداخته دست
اي كاش كه در دل طبيعت ميمرد
اين طفل حرامزاده از روز الست …
مارس 6th, 2008 at 8:48 ق.ظ
جنس مونث خيلي مرموزتر از اين حرفهاست كه شما در چند پاراگراف اورديد مخصوصا در مورد بروز دادن حس دروني و نشون دادن عشق خود اگر قبول نداريد حتما از خانمها سوال كنيد .
مارس 6th, 2008 at 8:49 ق.ظ
سلام دوستان من داشتم نظر ها رو میخوندم دیدم یکی نوشته تریپ عاشقی امل بازی آخه یکی نیست بگه آخه امل تو که عاشقی رو امل بازی میدونی بدون که هیج کس دوست نداشته تا بفهمی عشق یعنی چی سعی کن همیشه دوست داشته باشند و یا لااقل تو یکی رو ددوست داشته باش اونوقت میبینی زندگی چقدر شیرین و لذت بخش میشه مثل (محمد حسین شهریار)
مارس 6th, 2008 at 9:06 ق.ظ
پسر هاي زيادي هستند كه به دختر به چشم سكس نگاه نمي كنند. و متاسفانه اين تفكرشون از طرف خيلي از دوستاشون احمقانه و دليل بر بي عرضه بودنشون محسوب ميشه. جالب اينه كه اين جور پسر ها نه تنها از طرف پسرها محكوم هستند بلكه از طرف دختر ها هم يك فرد جالب محسوب نميشن و به قول احمد براي دخترا دنبال يك پسر دختر باز بودن براي دخترا لذت بخش تر هست. چرا؟؟؟؟ نميدونم
مارس 6th, 2008 at 9:19 ق.ظ
با نظر احمد كاملاً موافقم اما فكر كنم چندتا خواهر داري احمدآقا و اين چيزها رو تجربه كردي كه اينقدر دلت پره ، بعدشم از پاراگراف حركات جسماني اصلاً خوشم نيومد چون ارزش دختر بيشتر ازين چيزاس كه بخواد خودشو با اين حركات واسه مردا كوچيك كنه و احساسشو اينجوري بيان كنه كه مثلاً طرف ازش خوشش بياد اين ميشه يه جور تحميل به طرف مقابل… برا اون دسته كه اينجورين واقعاً متأسفم!!!!!!!!!
مارس 6th, 2008 at 9:42 ق.ظ
اگر با دیگرانش بود میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
فقط ببخشید نمیدونم این شعراز کیه؟
مارس 6th, 2008 at 9:46 ق.ظ
جالب بود
وتقریبا تمامش درست بود
فقط اگرشخصی عاشق باشد چه زن و چه مرد حاضر به هرگونه از خودگذشتگی میباشد.
زنان به هیچ وجه خیانت را نمی پذیرند
و عشق مردان اگر حقیقی باشد
حتی از عشق حقیقی خانمها صمیمیتر-عمیق تر و ماندنی تر است…
مارس 6th, 2008 at 9:52 ق.ظ
احساس می کنم تمام حرفها درست وقابل قبوله ولی ااز نظر من زن توی هر شرایطی نمیشه بهش اعتماد کرد چون به قول آرتا خانم که اسمشو گذاشته کمال گرایی توی ذات خانم هاست که بی وفا باشند انگار همه خانم ها این صفت رو به ارث بردن
مارس 6th, 2008 at 9:54 ق.ظ
ولی خودمونیم این عکس که اون بالا مدیرمحترم وخوش صلیقه سایت گذاشته عجب تیکه ئیه ها ، بدجور منو گرفته و
مارس 6th, 2008 at 10:24 ق.ظ
خيلي خيلي عجيب سپيده اس اس فقط يك نظر داده ؟منكه نگرانش شدم خدا كنه بلايي سرش نيامده باشه
مارس 6th, 2008 at 10:55 ق.ظ
استقلال سوراخه@@
مارس 6th, 2008 at 11:48 ق.ظ
باداشتن پسرهايي كه درجامعه ما هستند دخترها بايد براي اونها كلاس بزارند بد نيست سركارشون هم بزارن
مارس 6th, 2008 at 11:52 ق.ظ
تويه سن 15-16 پسرا فکر ميکنن دختره بايد بياد طرفشون(غرور) بعدش ميفهمن که نه اين قانون طبيعته که مذکر دنبال مونث باشهء/همه ميدونيد که خانما به دلايل مختلف از اقايون تويه اين زمينه ها جلو ترن و زرنگتر(زودتر به بلوغ فکري ميرسن يه دختر 18 ساله از لحاظ طرز تفکر برابر با يه پسر 24 سالهءسياست خاصي که در مقابله جنس مخالف همشون دارن)//يه دختر وقتي به يه پسر اصطلاحا امار ميده و به هر صورت بابه اشنايي بينشون باز ميشه تا ته کارو خونده(که چه جوري اون پسر رو به اون طرفي که ميخاد هدايت کنه (يه برنامه بلند مدت براي ازدواج)) ولي پسره فقط از بابه يه مدت دوستي و نهايتا سکس به قضيه نگا ميکنه//ما اقايون فقط امروزو فردا رو ميبينيم ولي خانما رويه case مورد نظرشون برنامه ريزي ميکنن براي سالهاي اينده .
مارس 6th, 2008 at 11:56 ق.ظ
معلومه همه شما ها مجرد و آطل و باطل هستید و در آینده که ازدواج کردید میدانید که زندگی این چرت و پرتها که مینویسید نیست .آن موقع است که در مشکلات زندگی [...] تا زیر گلویتان پاره میشه و جر میخوره و آن وقت میفهمید که وقت را از دست داده اید و هم [...]
مارس 6th, 2008 at 11:56 ق.ظ
مستيم و خرابيم و كسي شاهد ما نيست
بگذار بجنبد كفل از تو كمر از من
(( ايرج ميرزا ))
مارس 6th, 2008 at 12:10 ب.ظ
مهرشاد خیلی باحالی
این کیان چی میگه این وسط
واااااای مهرشاد بازم میگی خیلی باحالی
بااحمدم تقریبا موافقم تقریبا
مارس 6th, 2008 at 12:21 ب.ظ
زمان دانشجويي با يه اتفاق ساده (همكاريه فرهنگي) آشناييم با يكي از همكلاسي هام بيشتر شد. جالبه اينه مواردي كه سردبير محترم گفتن به جز شماره “5″ وبعضي علائم جسماني من بقيه اين موارد رو واقعا توي وجود اون آقا ديدم.حتي طوري شد كه احساس ميكردم وقتي با بقيه پسراي همكار توي جمع صحبت ميكنم ناراحته! وقتي متوجه شد خرگوش دارم سريع اونم يه خرگوش خريد و عكسشو بهم نشون داد!! ورفتن به كلاس موسيقي رو شروع كرد!! بقدري صادق و دل پاك بود كه عاشقش شدم! توي 2سال رابطه هيچوقت “دوست دارم” رو بهم نگفتيم وحتي بيرون از دانشگاه همديگرو نديديم!در حاليكه ميدونستيم تو دلمون چه خبره…بعد ازدواج اجباريم هنوز به يادشم و دوستش دارم.ميدونم اونم همين طوره. ما هيچوقت به س.ك.س فكر نكرديم!(هرچيزي بجاش خوبه)
من تمام پسرا و مرداي با غيرت كشورمو دوست دارم ولي ربطش به س.ك.س چيه؟؟! اينكه حمايتشونو ميبينم لذت مي برم…….
مارس 6th, 2008 at 12:39 ب.ظ
کیان خان دمتون گرم که صبح اول صبحی حال دادی … ایول
مارس 6th, 2008 at 12:40 ب.ظ
هرکسی ذرای ابراز احساست راه و روشی داره اینکه میگم همیشه یادتون باشه ….
اگه دختری خیلی تو مختون بود خیلی دربدرش بودید یادتون باشه …!!!
مدام کاری کنید که فکر کنه از اون بدتون میاد !!! مثلا وقتی دیدی از در خونشون اومد بیرون و شما هم زان خواستید از خونه بیاید بیرون با دیدن اون بگید خدا بخیر کنه امروز صبح اینو دیدم تاشب چه بلایی سرم بیاد خدا میدونه و برگردید برید خونه تا اون رد شه بره …. دخترا طبق ساختار طبیعی شون فضول تشریف دارن و همیشه این براشون یک سوال چرا این از من بدش میاد و مدام دنبال برقراری ارتباط با شماست اگه زرنگ باشی می فهمی مثلا تو خونه نشستی می بینی زنگ خونتون به صدا در اومد دررو باز میکنی میبینی همون عشق تو که به ظاهر ازش بدت میاد میگی بفرمایید میگه ببخشید کسی خونمون نیست میخوام میز کامپیوترمو جابجا کنم سنگین میشه کمکم کنید !!! خره مثل بز نپر بگو باشه بریم … بگو نه دیشب تا دیر وقت جایی بودم کمرم درد میکنه اون موقع به اینکه بهش نه گفتی فکر نمی کنه به اینکه کجا بودی و کمرت درد می کنه فکر میکنه تا درس بعدی تمرین کنید 2 ساعت دیگه میام …..
مارس 6th, 2008 at 12:52 ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشيد به بر و بچه هاي هفت تير .
اين مواردي را كه در رابطه به زنان در بالا گفته شد بصورت كلي مي باشد و هر زني را كه من مي بينم س مي توان به عنوان زن خود دانست لذا در موارد آينده جزئيات را نيز بنويسيد تا بتوانيم همسر خود را انتخاب نماييم چون با اين موارد بسيار بيشتر گيج شدم !!!!!…..
مارس 6th, 2008 at 1:12 ب.ظ
راست ميگي مصطفي مشهد: 285.189.14 . ولي حيف كه تو سوراخي . بجاي دو تا ستاره خوشگل ** كه نشان قهرماني استقلال در باشگاههاي آسياست عكس سوراخ خودت و يك پس پس ( لنگي ) ديگه رو كشيدي . يادت باشه بالا بري ، بزير بري ، سينه خيز بشي ، مجبور به چهار دست و پا شدن هم كه بشي باز استقلال مثل عقاب بالاي سرتونه . اينو توگوشت خوب فرو كن . اگر هم نميتوني آدرس بده بيام كمكت كنم تا حرف بهتر تو گوشت فرو بره !!!!
مارس 6th, 2008 at 1:29 ب.ظ
ببخشیدا بعضیهاتون خیلی احمقانه فکر میکنید البته همه دختر ها هم به این صورت کم محلی نمیکنند اما مطمئن باشی همشون با یک نگاه از درون شما پی میبرند.اما مرد ها خییلی خوش خیالند و مطمئن باشید که زن ها از نیت قلبی مرد ها سر سه صوت با خبر میشوند.
مارس 6th, 2008 at 1:31 ب.ظ
پيامهاي بازرگاني دمت گرم حال كردم و ايول بابا مرسي .
مارس 6th, 2008 at 2:27 ب.ظ
به نظر من رابطه دختروپسری که توش س ک س نباشه به هیچ دردی نمیخوره ، زنده باد س ک س .
مارس 6th, 2008 at 2:59 ب.ظ
ناشناس به خوبی به این علاقه پی برده.بله درست حدس زدید.و اون شخص کسی نمیتونه باشه جز سپیده.از طرف همه بهتون تبریک میگم
مارس 6th, 2008 at 3:01 ب.ظ
سپیده املات فاجعه س.آخه بی سواد سوت نه صوت دلبندم
مارس 6th, 2008 at 3:02 ب.ظ
چی؟؟؟؟؟؟؟خودتون فهمیدین چی نوشتین؟
مارس 6th, 2008 at 3:05 ب.ظ
من نمی دانم چی بنویسم لطفا من راراهنمای کنید
مارس 6th, 2008 at 3:07 ب.ظ
اون بالایی منم.خب اشتباه کردم حواسم نبود وقتی شما اشتباه مینویسید من هیچ چی نمیگم سعی کنید طبع بلندی داشته باشید
مارس 6th, 2008 at 3:08 ب.ظ
سپیده
مارس 6th, 2008 at 3:10 ب.ظ
سپیده خانم
مارس 6th, 2008 at 3:16 ب.ظ
به لره ميگن درد عشق بدتره يادرد دندون ميگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
مارس 6th, 2008 at 3:23 ب.ظ
برین ببینین جون بگیرین.البت فقط پسرا.خانوما لطف کنن لینک بالا رو نزنن
مارس 6th, 2008 at 3:24 ب.ظ
خيلي از ما پسرا که با يه دختر س.ک.س رو برقرار ميکنيم فکر ميکنيم ته بچه زرنگيم و مثلا(ميگيم مخشو زديم) در صورتي که اين ظاهر قضيستء خود اون دختر هم نياز جنسي داره و اگر ارامش و امنيتو از اون پسر بگيره امادست براي سکس(البته س.ک.س که نه خاله بازي)// دخترا با برقرار شدن س.ک.س به چند تا هدفشون ميرسن 1.عواطف و احساسات اون پسر رو بدست ميارن2.به نظر خودشون اون پسر رو حفظ ميکنن از اين ور و اون ور پريدن( که البته نظر درستيه)3.نياز جسمي و روحيه خودشون بر طرف ميشه./////ولي پسرا فقط 2 تا هدف دارن برطرف شدن نياز جنسي و عاطفي
مارس 6th, 2008 at 3:26 ب.ظ
ای بابا چرا پاک کردی عزیز من؟مگه توام ………..
مارس 6th, 2008 at 3:43 ب.ظ
عالي بود
مارس 6th, 2008 at 3:45 ب.ظ
روش های تور کردن شوهر:
1-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . توی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی …ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا
2- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی با اون ازدواج کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونتت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یه جوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه… تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.
3- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از آیکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجودی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!
4- روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
5-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.
6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!
7-روش بچه مثبت:
طرف رو به یه کافی شاپ دعوت می کنی و اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟ (الان پسرا نیششون تا ته بازه)
8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیست پات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلاصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.
9-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلآ از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.
10-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.
به امید موفقیت……….
مارس 6th, 2008 at 3:46 ب.ظ
طلایی جان. نبینم زرد قناری گریه بکنه. مرسی.
مانیا جان و محمود جون…. از شما هم ممنونم.
مارس 6th, 2008 at 4:11 ب.ظ
دوستم داشته باش دوستم داشته باش بادها دلتنگ اند
دستها بيهوده چشم ها بي رنگ اند دوستم داشته باش
شهرها مي لرزند برگها مي سوزند يادها مي گندند
باز شو تا پرواز سبزشو از آواز آشتي كن با رنگ
عشق بازي با ساز دوستم داشته باش
سيبها خشكيده ياسها پوسيده شيرهم ترسيده دوستم داشته باش
عطرها در راه اند دوستت دارم ها آه چه كوتاه اند…
دوستت خواهم داشت بيشتراز باران گرم تراز لبخند
داغ چون تابستان دوستت خواهم داشت شادترخواهم شد
ناب تر روشن تر بارور خواهم شد
دوستم داشته باش برگ را باور كن آفتابي تر شو
باغ را از بركن دوستم داشته باش
عطرها در راه اند دوستت دارم ها آه چه كوتاه اند…
خواب ديدم در خواب آب آبي تر بود روز پرسوز نبود
زخم شرم آوربود خواب ديدم درتو رود ازتب مي سوخت
نورگيسو مي بافت باغچه گل مي دوخت دوستم داشته باش
عطرها در راه اند دوستت دارم ها آه چه كوتاه اند…
مارس 6th, 2008 at 4:11 ب.ظ
llll
مارس 6th, 2008 at 4:13 ب.ظ
مهرشاد جون .چه خبره تغییره فاز دادی ؟اونور عشق و عاشقی از اینور خنثی میکنی جدا تو یه جوب میره؟
ولی هر دوتاش قشنگ بود….مرسی…
7تیر ه عزیز میخواستم بگم یه کاریم برای خانوما بکنی.منتها مهرشاد نذاشت به شما برسه..
مارس 6th, 2008 at 4:21 ب.ظ
آقا یا خانم جینی پاتر:
اگر مطالبی که گقتم هیچ تناقضی با هم نداشت و هر دو شعر می تونه از دید یک انسان عاشق باشه.
مطلب “روش های تور کردن شوهر” نیز هر چند برای خانم ها نوشته شده اما بهتره آقایون هم پیش زمینه قبلی داشته باشند.
مارس 6th, 2008 at 4:28 ب.ظ
مهر شاد عزیز همون طور که از اسمم (جینی)انتظار میره دختر هستم…
در ضمن واسه اقایون همین یکی که 7تیر گذاشته زیادم هست…اقایون خودشون تو اینکارا استادن…
مارس 6th, 2008 at 4:29 ب.ظ
(-:}فقط خودت عزیز دلم.
مارس 6th, 2008 at 4:38 ب.ظ
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد
نگاهم کرد پنداشتم که صد دل عاشقم است
نگاهم کرد…………
و بعدها فهمیدم که فقط نگاهم کرد
مارس 6th, 2008 at 5:31 ب.ظ
طرف باید خودش تیز باشه
حالا اینا هم ممکنه کمکش کنه
مارس 6th, 2008 at 5:35 ب.ظ
طلايي جان با اسم جديدت چطوري؟بهش عادت كردي؟
مارس 6th, 2008 at 5:40 ب.ظ
http://KHODA19.blogfa.com
مارس 6th, 2008 at 5:50 ب.ظ
سلام
به نظر من عشق دروغه
چونکه آدمها بخصوص دخترا رنگ عوض می کنن
و روی قول آنها نمی شه حساب کرد
امروز خواستگارشی و برات می میره
فردا یه خوستگار پولدار میاد و با تو عوض می شه
خیلی بی وفا هستن
بهت می گه با نداری قبولت دارم
ولی فردا . . .
در پایان بگم
پاییز را دوست دارم
چون فصل غم است
غم را دوست دارم
چون همیشه با من است
مارس 6th, 2008 at 5:58 ب.ظ
دوستت دارم
قربونت برم
عاشقتم
میمیرم برات
تو نباشی زندگی معنی نداره
همش حرف مفته چونکه معنی نداره
تا پای از ما بهترون وسط نیومده خریدارشونیم
ولی به محض اینکه اومد
میگن
آخر عشق ما چیه؟
ما برای هم ساخته نشدیم
منو فراموش کن و . . .
این حرفهاست
حرکات دخترا رو مکر بدونین چون مکارند
به عشق باور نکنین (عشق دخترا)
مارس 6th, 2008 at 6:42 ب.ظ
مریم خانوم این دیگه چه وبلالگیه؟آخه چرا ما اینقدر با “فکر”بیگانه ایم؟شاید این یارو توی ذهنش دوست داشته یه همچین آدمی باشه ولی اینرا بدون فرضا اگه هم کسی یه همچین ویژگی هایی داشته باشه هرگز نمیاد وبلاگش کنه.این وبلاگ بیشتر به نظر میرسه متعلق به یک “هری پاتر مسلمان” باشه.ما به اندازه ی کافی ورد و ادعا و سیاحت غرب و شرق و دعاهای عجیب غریب داشتیم کم مونده بود وبلاگش هم در بیاد.اینم نتیجه ی اسلام زدگی
مارس 6th, 2008 at 6:48 ب.ظ
اصلا” هم عشق دروغ نیست.عشق قشنگترین معنی زندگیه.حسام جان اگه یه بار تو عاشقی شکست خوردی معنیش این نیست که باورت به عشق این باشه.
مارس 6th, 2008 at 6:51 ب.ظ
وقتی میبینم یه پسر شکست عاطفی خورده خندم میگیرهءالان 24 سالمه از 16 سالگی تا الان بالای40 دوست دختر داشتم(بی اغراق) ولی جز یه مورد(اونم 17 سالگی) هیچ وقت ضد حال عاطفی نخوردم..یه اصله در رابطه با جنس مخالف=هیچ وقت دلتو بهش خوش نکن(مگر همسرت)ء البته اینو نگم نامردیه بعضی دخترا خیلی نانازن(از لحاظ معرفت و اخلاق) اینا حسابشون جداست
مارس 6th, 2008 at 6:59 ب.ظ
نیما.تهران یه اصله دیگه در رابطه با جنس مخالف=هیچ وقت بهش نگو دوست دارم حتی اگه واقعا دوستش داشته باشی
مارس 6th, 2008 at 7:27 ب.ظ
دوست داشتن و علاقه و … همش چرت و پرته. یه سری توهماته که از حس جنسی نشات میگیره.
مارس 6th, 2008 at 7:27 ب.ظ
دست مریزاد آق نیما
مارس 6th, 2008 at 7:36 ب.ظ
کلیه موجودات مؤنث ، فوق العاده پیچیده هستند و عملاً اونقدر منتقشون غیر قابل درکه که به نظر استوکستیک(رفتارهای احتمالی وا بسته به مکان و زمان) میان تمام اون چیزهایی که در بالا خوندم تقریبی خطی از یک موجود غیر خطی بود. پیشنهاد میکنم در مواجهه با این موجود ، ژیاد فکر نکنین و خودتون رو به خدا بسپارین. البته هالو نباشین و فراموش نکنین موجودات بسیار سیاست مداری هستن و خدا بیامرزه اونی رو که گفت صداقت در مقابل سیاست حماقته ، هر چیزی که از یک موجود مؤنث میشنوین به احتمال خیلی زیاد معنی دومی هم داره ، حتی اگه هیچ وقت نفهمین
یا حق
مارس 6th, 2008 at 8:12 ب.ظ
هيچ جور نميشه پي برد مگه دختراهم علاقمند ميشند؟
مارس 6th, 2008 at 8:13 ب.ظ
ويه چيز ديگه نيما اينجا جاي خالي بندي نيست
مارس 6th, 2008 at 8:34 ب.ظ
من الان اومدم بحث سر چیه؟
مارس 6th, 2008 at 8:40 ب.ظ
فردین خان دعوی سر لاحاف ملاست
مارس 6th, 2008 at 8:42 ب.ظ
ایتس لایک استیل ، لایک استب فرام اِ نایف
یا حق
مارس 6th, 2008 at 8:54 ب.ظ
عشق به شكل پرواز پرندست
عشق خواب يك آهوي روندست
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما كشندست
من ميمرم از اين آب مسموم
اما اونكه از مرده عشق تا قيامت هر لحظه زندست
من ميميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز پرندست
تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا كن اسممو از عمق شب از لب به ديوار
براي زنده بودن دليل آخرينم باش
منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش
عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده
مارس 6th, 2008 at 9:07 ب.ظ
با سلام خدمت همگي من از مشهد هستم وبا توجه به اينكه وفات امام رضا نزديكه وما در اينجا رسم داريم در اين روز پاي پياده به زيارت امام رضا ع ميريم ها لا اگه كسي بهر دليلي نمي تونه تو اين روز ها به زيارت امام رضا بياد يا توي شهرستان هاي ديگست مي تونه پيام بذاره تا نايب زياره باشم ..
مارس 6th, 2008 at 9:10 ب.ظ
از مهرشاد وطلايي هم مي خوام بابت مسائلي كه قبلا باهم داشتيم مي خوام منو ببخشن
مارس 6th, 2008 at 9:54 ب.ظ
7تير جان ديگه ازين ….تو سايتت نذار كه حالم از هرچي عشق و علاقه س به هم ميخوره .مردشوره هر چي دختر ه
مارس 6th, 2008 at 10:16 ب.ظ
اقا مهدی ما رم دعا کنید.
مارس 6th, 2008 at 10:17 ب.ظ
اون بالایی منم
مارس 6th, 2008 at 10:29 ب.ظ
برای سلامتی هرکی که مارو دوست داره وما نمیدونیم وسلامتی هرکی که مادوسش داریم ونمیدونه صلوات
الله م………………………
مارس 6th, 2008 at 11:11 ب.ظ
آقا مهدی ( saw ) بهتره گذشته ها رو فراموش کنیم. التماس دعا برادر.
مارس 6th, 2008 at 11:16 ب.ظ
اقا مهدی اسم واقعیه من رضاست.امام رضا و مشهد را هم خیلی دوست دارم.از طرف ما هم نایب زیاره باشید.ضمنا من دیشب وقتی نظرهای شما و سپیده خانوم را خوندم می خواستم بیام و معذرت خواهی کنم.اما دیدم این یه حرفی بین شما و سپیده خانم.برای همین گفتم دخالت نکنم.همین جا به خاطر مسایل پیش امده معذرت می خوام من را هم دعا کنید.ما می تونیم دوستای خوبی برای هم باشیم.
مارس 6th, 2008 at 11:56 ب.ظ
آقا مهدی التماس دعا
در وبلاگم (سفالین) مطلبی نوشتم درباره ی امام رضا
آخه امسال برای اولین بار اومدم مشهد
یکبار هم وقتی کوچک بودم مشهد رفتم .
اما…
بحثی در مورد شکوه و جلالش نیست..
خوشحال میشم به سفالین هم سر بزنید
http://sofalin.blogsky.com/?PostID=46
دعا فراموش نشود.
ممنون
مارس 7th, 2008 at 12:04 ق.ظ
MAGIAN بي خيال حرص نخور
مارس 7th, 2008 at 12:13 ق.ظ
آقا لحاف ملا کجاست اگه گفتی
مارس 7th, 2008 at 12:17 ق.ظ
زنها فقط به مورد شماره 5 دقت ميكنند و لا غير
مارس 7th, 2008 at 12:56 ق.ظ
یکی منو راهنمایی کنه
لحاف ملا کجاست
مارس 7th, 2008 at 12:59 ق.ظ
من نمیدونم ولی کسی رو ندیدم که به عشقش برسه بد بازم بگه عاشقه
مارس 7th, 2008 at 1:07 ق.ظ
البنه یک راه دیگه این موضوع اینه که.
اگر دختری با شما کل کل کرد میتونید بفهمید که به شما علاقه مند هست
مارس 7th, 2008 at 1:13 ق.ظ
قابل توجه پسران:هیچ وقت به یه دختر نگو دوست دارم چون اگه بدونه اذیتت میکنه
مارس 7th, 2008 at 1:15 ق.ظ
قلمبه حرفت اشتباست
مارس 7th, 2008 at 1:16 ق.ظ
مایا جان تو این زمینه تجربه داشتی
مارس 7th, 2008 at 1:27 ق.ظ
دختر پسرهای عاشق! سعی کنید از این مهلکه(عاشقی)جون سالم بدر ببرید.خودم کشیدم. بد دردیه! بهترین حالت حصول عشق درجریان زندگیه که هم شیرین تره هم واقعیه،چون شرایط برای فیلم بازی کردن خیلی سخت شده.
مارس 7th, 2008 at 1:27 ق.ظ
سلام
آقایون و خانمهای محترم و محترمه ،،، از شما خواهش میکنم یکی دو دقیقه وقت بذارین و منو تا اونجایی که میتونین راهنمایی کنین.. خیلی خیلی ممنونتون میشم.. چون من الان 22 سالمه و دیگه خودتون بقیش رو حدس یزنید که کم تجربه هستم…
راستش ما عاشق یه دختری شدیم و حالا به نظرم اون دختره طاقچه بالا میذاره ،، میگه که من یه خواستگار دارم که استاد دانشگاه هستش… ولی چون اون مشروب میخوره و الی آخر انجام میده من ازش خوشم نمیاد ،، به من هم جواب قطعی نمیده … در ضمن من هم موقعیتم تقریبا خیلی خوبه… حالا من در مورد اون خواستگارش و بطور کلی چه برخوردی باهاش داشته باشم؟؟
اگه بهم جواب بدین خیلی سپاسگزارتون میشم..
موفق باشین
مارس 7th, 2008 at 8:10 ق.ظ
مجتبی جون دوست عزیز چیزی که تو این دوره زمونه ریخته دختره البته قبول دارم خوبش کم گیرمیاد ولی گیرمیاد اما اگه میخوای ببینی که اون واقعا بهت علاقه داره سعی کن یجوری توروبایه دوختر دیگه ببینه یا یه بار که با همین بهش بگو یه دختریه ولمون نمیکنه و دائم مزاحمم میشه از همه چیه زندگیمم با خبره نمیدونم شماره منو از کجا گیراورده و خلاصه ببندش به چاخان بعدم بگو یه جا باهاش وعده کردم که ببینمش اما میخوام اون منو نبینه میای با هم بریم سراقش بعدنم اگه کسی رو داری که هیچی و اگه نداری اونوقت دو راه داری یابرو یکی رو بجور یا اون روزی که میخوای ببریش اونو ببینه برو تو یه جایی که چنتا دختر خشگل هست و یکی از اون خشگلتراشونو بهش نشون بده و الکی بگو اینه اگه خواست بره سراغشم بزار بره چون نه تو اونو میشناسیش نه اون تو رو. فوقش یخورده با هم بگو مگو میکنن و کار تموم میشه ولی بعدش لذت داره …………
مارس 7th, 2008 at 9:16 ق.ظ
اقا مجتبيراهنمايي حميد اصلا منطقي نيست زندگي كه بخواد با اين همه دروغ شروع بشه همين بهتر كه نشه اگرهم جور بشه يه عمر زنت ميخوا دغر بزنه كه اون دختره كي بود ؟هنوز با هم رابطه داريد؟؟؟؟
مارس 7th, 2008 at 10:11 ق.ظ
http://takzarb.com/link.php?url=http://www.cofetitr.iranblog.com
مارس 7th, 2008 at 10:54 ق.ظ
سلام به همه
چند نکته:
آدمایی رو می بینم که شادن از شادیشون خوشم می آد ولی دلم پر از غمه.
دنیا برای اونایی قشنگه که دلشون خوشه.
خوش به حال:
خنده: معشوق برای عاشق دوست داره.
اشک: معشوق برای عاشق می ریزه.
دلتنگی: موقعی که همدیگر رو نبینند دلتنگ می شن.
تکیه گاه: که برای هم هستن.
دوری: که هر دو ازش بیزارن
بچه ها خوش به حالتون دلتون خوشه.
مارس 7th, 2008 at 11:05 ق.ظ
هر کی یه نظری داره
ولی به نظر من
این راه هایی که گفته شد
اولاً ارزششون رو میاره پایین
دوماً مردها که از این حرکات خوششون نمی آد
سوماً راههای دیگری هم هست که دامهایی راه که خود دخترا پهن می کنن
اینو هم بگم که در جواب مانیا است آقا یا خانم مانیا شما که از عشق حرف می زنین معنیش رو می دونین؟
بعدش: همون جور که دخترا تکیه گاه می خوان مردها هم وفا می خوان که دخترا ندارن البته همشون نه تعداد اندکی از اونا خیلی کم هستن.
نوکر همه برو بچه های ایران هم هستم.
مارس 7th, 2008 at 11:16 ق.ظ
یه جواب به دوست عزیزم که انتقاد کرد از نظر من . من گفتم میزان علاقشو به خودت بفهمی نه زندگیرو باهاش شروع کنی یه سوالم دارم از همگی دوستان شما فکر نمیکنید ما شیعها داریم زیادی بیمزش میکنیم دیگه زیادی داریم از اعمه و و اهلبیت تعریف وتمجید میکنیم مگه خودمون کم ادم حسابی داریم که همش باید از خارجی جماعت تعریف کنیم بزرگانی چون کورش کبیر زرتشت بزرگ و داریوش بزرگ وهزاران نفر دیگه که حتی خیلی ها اسما شونو نشنیدن ؟
مارس 7th, 2008 at 11:31 ق.ظ
آقای سام من در مورد چیزی که معنیشو ندونم و یا اطلاعی در موردش نداشته باشم صحبتی نمیکنم.درسته بعضی از دختر و پسرا ممکنه بی وفا باشن ولی همشون اینجوری نیستن.من در مورد عشق اینجوری صحبت کردم چون تجربه خوبی ازش داشتم و دارم.پسر و دختر خوب و با وفا هم پیدا میشه.اگه هر دو تا قصد و نیت بدی نداشته باشن خدا پشتشونه .من به این باور رسیدم.در ضمن خانم مانیا نه آقای مانیا.
مارس 7th, 2008 at 11:36 ق.ظ
سام عزیز چه قدر نا امیدی
تاریکترین لحظه ی شب نزدیک سپیده دم است. احساست را به کسی نفروش بلکه به طلبکارش بده اگر فروختی به حراجی نذار بلکه به قیمت بده اگر حراج کردی دیگر به ارزش چیزی که از دست دادی فکر نکن چون واقعا ارزشی نداشته.
و زیباترین عکسها در اتاق تاریک ظاهر میشن پس هر وقت تو قسمت تاریکه زندگیت واقع شدی بدون که خدا قصد داره یه تصویره زیبا ازت بسازه.
مارس 7th, 2008 at 11:37 ق.ظ
عشق یه هدیه خداست
که تو قلب آدماست
قدرشو باید بدونی اگه مهمون شماست
عشق بهار دلو جونه
قلب عاشق مهربونه
هر که عشقی داره در دل
اگه صد ساله ست جوونه
مارس 7th, 2008 at 11:42 ق.ظ
سام اینقدر نا امید نباش.با این نوشته های غم انگیز اشکارو در نیار. امیدوارم همیشه تو زندگیت شاد و خوشحال باشی.به جای پاییز بهارو دوست داشته باش.
مارس 7th, 2008 at 12:03 ب.ظ
در زمانهای قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلتها و تباهیها در زمین ساکن بودند. روزی همه فضایل و تباهیها دور هم جمع شده بودند خسته تر و کسل تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی کنیم مثلا قایم باشک. همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فریاد زد: من چشم می گذارم . و از آنجايي که هيچکس دوست نداشت دنبال ديوانگي بگردد ، همه قبول کردند . ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمهايش را بست و شروع کرد به شمردن یک دو سه … همه رفتند و جايي پنهان شدند .
لطافت خود را به شاخه ي ماه آويزان کرد ، خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد . اصالت در ميان ابرها مخفي شد . هوس به مرکز زمين رفت . دروغ گفت که زير سنگي پنهان مي شود ولي به ته دريا رفت . طمع داخل کيسه اي که خودش دوخته بود پنهان شد.
ديوانگي مشغول شمردن بود 79 ،80 ،81 و همه پنهان شدند به غير از عشق که عشق همواره مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد و جاي تعجب هم نيست چون همه ميدانيم که پنهان کردن عشق کار دشواري است . در همين حال ديوانگي به انتهاي شمارش رسيد 95 ،96 ،97 هنگامي که ديوانگي به 100 رسيد عشق پريد و لاي بوته ي گل سرخ پنهان شد .
ديوانگي فرياد زد : دارم ميام . اولين کسي را که پيدا کرد تنبلي بود چون تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود . لطافت را يافت که به شاخه ي ماه آويزان بود .دروغ ته درياچه . هوس مرکز زمين . همه را يکي يکي پيدا کرد به جز عشق . ديوانگي از يافتن عشق نا اميد شده بود که حسادت در گوشش زمزمه کرد : تو فقط بايد عشق را پيدا کني او لاي بوتهي گل رز پنهان شده است . ديوانگي شاخه ي چنگک مانندي را از درخت کند و با شدت و هيجان زياد آنرا داخل بوته ي گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره . ناگهان با صداي ناله اي متوقف شد . عشق از لاي بوته بيرون آمد . صورتش را با دستهايش پوشانده بود و خون از لاي انگشتانش بيرون مي زد . عشق کور شده بود . ديوانگي فرياد زد : من چه کردم ؟ چگونه مي توانم تو را درمان کنم؟ عشق گفت : تو نمي تواني مرا درمان کني اگر مي خواهي کاري بکني راهنماي من شو.
و این گونه بود که از آن روز به بعد عشق کور شد و ديوانگي همواره در کنار اوست ………
مارس 7th, 2008 at 1:08 ب.ظ
سام بابا بی خیال(سام از اوناست که فقط داریوش گوش میکنه)ء//تویه رابطه با دختر باید هدفت مشخص باشه تا بتونی مسیرتو انتخاب کنی(فقط دوستی_برای ازدواج)//اکثر خانما که امروزه هدفشون ازدواجه مخصوصا بالای سن21
مارس 7th, 2008 at 2:23 ب.ظ
مهرشاد هر چی تو شعر حوصلم را سر بردی روشهای تور کردن شوهرت حرف نداشت راستی چرا اینقدر سوسولی
مارس 7th, 2008 at 2:24 ب.ظ
مهرشاد هر چی تو شعر حوصلم را سر بردی روشهای تور کردن شوهرت حرف نداشت راستی چرا اینقدر سوسولی
مارس 7th, 2008 at 3:28 ب.ظ
خانم معترض یا مهناز-
1- از اسم اولت که نوشتی معترض مشخص هست که نسبت به همه چیز بدبین هستی
2- اینکه دو اسم داری نشون از عدم ثبات شخصیتت میده.
3- وقتی نظرت رو مثلا توی صفحه “دهها دختر فرانسوی…” دیدم متوجه شدم دچار نوعی کجی شخصیتی هستی و فکر نمی کنم در شان من باشه جواب شما رو بدم.
4- اینکه نوشتی از شعرها حوصلم سر رفت اما “روش های تور کردن شوهر” برات جالی بوده مال این هست که احتمالا دختر زشتی هستی که کسی محلت نگداشته و برای همین هم عاشق نشدی تا از خوندن شعر خوشت بیاد و چون دنبال راهی برای جلب توجه دیگران بودی مطلب “روش های تور کردن شوهر” به مذاقت خوش اومده.
5- اینکه نوشتی چرا سوسولی , همونطوری که گفتم چون خیلی زشتی و پسرهای خوشگل محلت نمیگذارن دچار نوعی عقده شدی که از پسرهای خوشگل بدت میاد و از سر ناچاری بهشون انگ می چسبونی.
مارس 7th, 2008 at 3:41 ب.ظ
هر آدمی توی ذهنش یه معیارهایی داره.فیافه طرف ءتیپءهرچی…
حالا هر چه قدر طرفشون به معیاراشون نزیک تر باشه زودتر توی دلشون جا باز میکنه.
شاید معیاراشون خیلی هم سطحی و پیش پا افتاده باشن اما به هر حال واسه خودشون ارزش داره.
مارس 7th, 2008 at 3:57 ب.ظ
مطلب جالب بود. لطفا اگه کسی دوست داره با هم تبادل اطلاعات کنیم بهم ایمیل بده: dreamy_night2000@yahoo.com
من رضا 24 ساله هستم
مارس 7th, 2008 at 4:04 ب.ظ
واااا…ااای…مهرشاد خیلی خیلی باحال بود جوابت…ایول خیلی توپ بود ….خیلی خوشم اومد.
دست شما درد نکنه دل ما رو اینجوری شاد میکنی…
مارس 7th, 2008 at 4:11 ب.ظ
آیا یک مرد می تواند بعد از ازدواج عاشق زن دیگری شود اوزنش را دوست دارد و نمی خوا هد از دستش بدهد و برای اولین بار است که با دیدن زنی قلبش تند تند میزند واحساس علاقه به او میکند آیا این احساس درست است کمکم کن
مارس 7th, 2008 at 4:12 ب.ظ
آقا مهرشاد ماشاا… زبون.
خوشم اومد
نه واسه اینکه اون حرفا رو واسه خانم معترض یا مهناز گذاشتین نه.
واسه اینکه با مزه جواب میدین.
مارس 7th, 2008 at 4:33 ب.ظ
آقای ناشناس اگه کسی واقعا” زنش رو دوست داشته باشه و عاشقش باشه محاله عاشق زن دیگه ای بشه.
مارس 7th, 2008 at 4:36 ب.ظ
مهرشاد جان بازم مرسی از شعرات . من عاشق شعرم مخصوصا” شعرای عاشقونه.
مارس 7th, 2008 at 4:39 ب.ظ
سلام بچه ها
و . . . خدا عشق را آفرید
تا یکی قربونی دیگری بشه
یکی رو غمگین کنه و بدبخت بشه و شکست بخوره
یکی رو بخندونه و خوشبخته کنه و پیروز شه
خدا بزرگه
آره بزرگه چونکه بزرگیش رو به من
به من که کوچکترین بنده او هستم نشان داد
آره بزرگه خیلی هم بزرگه
مارس 7th, 2008 at 4:43 ب.ظ
شب رو از یاد نبر
که در خلوت شب
و سیاهی شب رو احساس کنم
منم ئآن خسته دل عاشق مست
که در آن خلوت شب تنها شدم
منم و گریه ی عاشقانه ام
که به هیچ رفت و من فنا شدم
مارس 7th, 2008 at 4:48 ب.ظ
سلام
مارس 7th, 2008 at 4:57 ب.ظ
جینی پاتر و مرجان ( یه جایی همین نزدیکیا):
خواهش می کنم. از اظهار نظرهایی که کردین.
راستی خانم جینی پاتر راجع به جواب دیروزت در اظهار نظر شماره 66:
در جواب به این حرفت: “مهر شاد عزیز همون طور که از اسمم (جینی)انتظار میره دختر هستم…”
1- در اینکه اسم جینی اسم دختر هست شکی نیست هر چند بعضی اسم ها در هر زبانی ممکن است برای هم دختر و هم پسر بکار رود اما صرف اینکه اسم خودت را جینی گذاسته ای نمی توان نتیجه گرفت دختر هستی. چرا که شاید از سر ارادت و علاقه ای چنین اسمی رو انتخاب کرده باشی.
2- جینی در زبان انگلیسی در اصل به معنی “نژاد سفید” هست.
در مورد این حرفت: “در ضمن واسه اقایون همین یکی که ۷تیر گذاشته زیادم هست…اقایون خودشون تو اینکارا استادن…”
1- درست دو نظر بالاتر یعنی نظر 64 نوشته ای ” ۷تیر ه عزیز میخواستم بگم یه کاریم برای خانوما بکنی.منتها مهرشاد نذاشت به شما برسه..” که این دو نظر کاملا متناقضه.
2- با نگاهی به نظر 106 (نظر آقا مجتبی) که تقاضای کمک و مشاوره کرده در می یابی که همه آقایان هم راجع به این مطالب استاد نیستند.
مارس 7th, 2008 at 4:59 ب.ظ
راستش من فقط 17 سالمه همه می گن خوشگلم ولی خودم فکر می کنم هی چی نیستم…راستش به شما میگم چون وقتی به این سایت اومدم فکر کردم میتونید به من کمک کنید…حالا هم که نوشته ها تون رو دیدم باورم شد اولش با CHAT شروع کردم دیدم مسخره بازیه همه میگن من هکرم….!از این چرتا.اومدم بیرون …یه مدت گذشت بعد به این فکر افتادم که شمارم رو به یکی از بهترین رفقام بود که شانسه من ..نمیدونم بگم خوب یا بد تو این کار برای خودش خبره بود ..ولی هر چی منتظر شدم کسی زنگ نزد ..خودمم که فکر کنم غرضشو ندارم مثلا میدونم دختره از من خوشش اومده ولی نمیتونم ÷ا ÷یش بزارم خوشحال میشم اگه….مرسی
مارس 7th, 2008 at 5:00 ب.ظ
مانیا
خواهش می کنم. خوشحالم که مورد توجهت قرار گرفته.
مارس 7th, 2008 at 5:31 ب.ظ
بازم میگم:
وقتی خدا بهت میگه “باشه ” چیزی رو که میخوای بهت میده وقتی میگه “صبر کن ” چیز بهتری بهت میده و قتی میگه” نه” داره بهترین رو برات اماده میکنه.
مارس 7th, 2008 at 5:39 ب.ظ
دوست عزیز :: حمید از اصفهان
ممنون از لطفتون،،
درسته خوب گیر میاد ولی کم گیر میاد.. آخه این با شرایط من خیلی جوره..
بعدش ،، اتفاقا من خودم هم یه همچین نقشه ای داشتم و می خواستم از یکی بپرسم که این کار خوبه یا نه و آیا این کارو بکنم یا نه که شما زحمت کشیدین و گفتین … همین روزا این نقشه رو عملی میکنم… مرسی
یه مشکل دیگه ای هم که هست اینه که اون 8 ماه از من بزرگتره… خودش هم میگه که سن چندان برام مهم نیست. به نظر شما بعدا برام مشکلی پیش نمیاد؟ مثلا اون بگه من بزرگترم و تو فلانی و باید هر چی من میگم انجام بدی و… ؟؟؟
بازم ممنون
مارس 7th, 2008 at 5:47 ب.ظ
احمد: 89.191.107
نظر شما هم درسته دوست عزیز ،، ولی فکر کنم اگه اولش این کارو بکنم و بعد از ازدواج بگم اون جریانی که قبلا گفتم دروغ بود و یا چیز دیگه ای جور کنم وبهش بگم بهتر باشه..
و به قول حمید جان با این کار میتونم علاقشو به خودم بفهمم و فکر کنم با این کار میتونم یه مقدار علاقش رو به خودم بیشتر کنم و همچنین کمتر برام طاقچه بالا بذاره..
به نظر شما درست نیست؟
مرسی
مارس 7th, 2008 at 6:03 ب.ظ
مجتبي جان اون مطلب بالاتو خوندم ميدوني که دخترا در هر صورت ناز کردنشونو دارن(خصلته وجوديشونه) ولي معمولا اگر به يکي زياد بها بدي سر گيجه ميگيره(مخصوصا در رابطه با جنس مخالف)ء خودتو دست کم نگير با يه سياست خاص سعي کن به دستش بياري ولي اگر ديدي خيلي طاقچه بالا ميذاره بيخيالش بشوءcase خوب براي ازدواج زياده
مارس 7th, 2008 at 6:36 ب.ظ
مرسی نیما جان..
درسته .. میخوام که یه مقدار کم محلش کنم نظر شما در این مورد چیه؟؟؟
مارس 7th, 2008 at 6:58 ب.ظ
مجتبی اصلا ناراحت نباش.زمان همه چیزا روشن می کنه.هرچی که قسمت باشه همون میشه.در ضمن نقشه ات را حتما پیاده کن چون ادم تا وقتی یه چیزی را داره قدرشا نداره.اما فقط کافیه که احساس کنه که داره از دستت می ده.انوقت می بینی که چی جوری دو دستی می چسپتت.مگر اینکه اصلا دوست نداشته باشه!که در این صورت هم به درد نمی خوره.چون عشق یه طرفه به مفت نمی یرزه.و اگه این جوری باشه حتی اگه بدستش هم بیاری همیشه بهت سر کوفت می زنه. و بعد اینکه 8 ماه اختلاف زیادی به حساب نمی یاد که ناراحتش هستی.
مارس 7th, 2008 at 7:05 ب.ظ
مجتبی جان در مورد ازدواج من دوست دارم انتخاب کنم تا اینکه انتخاب بشمءمیدونی که اینا از زمین تا اسمون با هم فرق دارنءاگر فکر کنی میبینی که باید خیلی چنتت پر باشه(از هر لحاظ)/خیلی وقتا هم یه خانم خیلی کارش درسته و در موقعیت انتخابهءببین شما و اون خانم تویه چه موقعیتی قرار دارید؟(بر اساس یه سری سر فصلای زندگی و منصفانه)
مارس 7th, 2008 at 8:34 ب.ظ
دوستان عزيزي كه همش دم از شكست و بي وفايي زدن بايد به خودشون و رفتارشون مراجعه كنن!
اگه كمي به رفتار خودشون فكر كنن حتما متوجه مي شن كه خودشون هم براي شكست خودشون كاري كردن!
در ضمن عاشق شدن و عاشق بودن و عاشق ماندن كار هر كسي نيست چون مرز بين نياز و عشق انقدر باريكه كه تشخيصش كار هر كسي نيست!
خيلي ها، خيلي وقت ها فقط فكر ميكنن عاشق هستن!
هر وقت حس كرديد آدم بسيار خوب و با گذشتي شديد و همه صفت هاي خوب دنيا در شما به وجود اومده، اونوقت به خودتون بگيد عاشق!
مارس 7th, 2008 at 9:38 ب.ظ
تشکر دوست عزیز “طلایی” جان،،
راستش من خودم همه چیز رو به دست خدا سپردم و به خدا میگم خدایا هر چی که به خیرمون هست پیش بیاد.
تا حالا که خدا بهترین چیزا رو بهم داده و مطمئنم که اگه این کار هم به خیرمون باشه این کار حتما به ازدواج منتهی میشه.
چشم حتما اون نقشه رو علنیش میکنم.به نظرم خیلی این نقشه جواب بده.
————————————————————————————-
و دوست عزیز “نیما.تهران” ،،
به نظرم اگه منصفانه فکر کنیم حدود 80% از شرایطمون مثل هم هستش.
در مورد انتخاب کردن فکر کنم اکثر پسرا دوست دارن انتخاب کنن تا اینکه انخاب بشن ، من همین طور دوست دارم که انتخاب کنم تا انتخاب بشم….
الان تقریبا همه چیزم واسه ازدواج مهیاست .. مثلا بابام یه خونه بهم داده که 300 میلیون قیمتشه .. و سربازی هم معاف میشم و به طور کلی شرایط عالی هست ولی فقط یه مشکلی هست اینه که دقیقا از نظر شغلی 100% مشخص نیست … وبرای کارم هم داریم یه کارخونه ای رو میخریم که اون هم تا یک دو ماه دیگه درست میشه…
دختره همه ی شرایطم رو قبول کرده فقط از نظر شغل بهم گیر داده که اون هم درست میشه حتما.
پس فکر کنم اون موقع که شرط شغلی ام هم کاملا مشخص بشه اون موقع من هستم که باید طاقچه بالا بذارم
به هر حال خیلی تشکر از شما دوستان عزیز که منو راهنامیی کردین…
موفق باشین
مارس 7th, 2008 at 10:34 ب.ظ
ممنون از سایت باهالتون.
بهر آن است میل در ماده به نر** تا بود تکمیل کار یکدگر
میل اندر مردو زن حق زان نهاد** تا بقا یابد جهان زین اتحاد…(مولانا)
درسته که رابطه جنسی نازی که خدایه مهربون تو آدما قرار دادرو برطرف میکنه اما افراط در اون خیلی مشکلات پیش میاره(روحی و روانیو جسمی. از کننده کار میگم از خودم در نمیارم)
مارس 7th, 2008 at 10:44 ب.ظ
یه پسر یا با انگیزه عشقو ازدواج میره جلو یا در نهایت برای رسیدن به اندام لخت یه دختر(س ک س)که دومی خیلی خیلی بیشتره و دخترها هم به گفته شاعر وعارفمون مولانا از این امر مستثنی نیستند.ولی دخترها در مورد دوم(س ک س)چون روشون نمیشه و اگه واضح بگن سرخورده میشن برای همین عشقو دوست داشتن روبهانه میکنن تا در نهایت به (س ک س) برسند(البته اون دخترایی که از لذت و آرامش یه س.ک.س خوب چیزی نمیدونن ممکنه جبهه گیری کنن به نفع دخترها و منو فحش بدن…عیبی نداره)
مارس 7th, 2008 at 10:50 ب.ظ
ممکنه حرفام به سپیده اس اس بر بخوره که میگه ارزش دختر خیلی خیلی خیلی زیاده و…ولی عینه حقیقت.
مارس 7th, 2008 at 10:57 ب.ظ
اقا مهرشاد:
اون نظری رو که گفتم : واسه اقایون همین یکی که ۷تیر گذاشته زیادم هست…اقایون خودشون تو اینکارا استادن…”محض شوخی بود.در واقع ((جدی نگیرید)) بود.ولی قبول ندارم که با نظر 64 در تناقض بود.من اون جا راجع به این گفتم که واسه خانوما یه مطلب بذاره که از علاقه ی اقایون با خبر شن.
در نظر بعد گفتم اقایون تو تشخیص این امر واردن و فکر نکنم این دو مطلب تناقضی داشته باشن…
و این چیزایی رو که راجع به اسم ((جینی)) گفتید رو هم نمیدونستم .خیلی ممنون که گفتید .نمیدونم میدونی یا نه . جینی پاتر اسم یه شخصیت داستنی و من این اسم و از اونجا برداشتم.باز هم تشکر…
مارس 7th, 2008 at 10:58 ب.ظ
من با النگو طلا فهميدم زنم به من علاقه داره
مارس 7th, 2008 at 10:58 ب.ظ
اشتباه تایپی بود.((داستانی)) نه ((داستنی))
مارس 7th, 2008 at 11:00 ب.ظ
اگه ترویج فساد گناه باشه و عذاب اخروی داشته باشه پس وای به حال صاحبان ایرانسل و باعث و بانی مکالمات رایگان ایرانسل.!!!!!! چندهزاردختر پاک وچشمو گوش بسته با ایرانسل خراب شدن؟؟حتما شما هم چند نفری رو آمار دارین نه؟؟؟؟…چند هزار جوون صبح زود از خواب پا نمیشن و صبح هشیار نیستن برای آباد کردن ایران واسه اینکه دیشبش تا بوق سگ بیدارن تا مفتی با ایرانسل فک بزنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مارس 7th, 2008 at 11:00 ب.ظ
همچو مجنون کو سگی را می نواخت / بوسه اش میداد و یشش می گداخت
گرد او می گشت خاضع در طواف / هم جلاب شکرش مداد صاف
بوالفضولی گفت ای مجنون خام این چه شیدست این که می آری مدام
پوز سگ دائم پلیدی می خورد مقعد خود را بلب می استرد
عیبهای سگ بسی او بر شمرد عیب دان از غیب دان تویی نبرد
گفت مجنون تو همه نقشی و تن اندر آ و تنگرش از چشم من
کین طلسم بسته مولیست این پاسبان کوچه لیلیست این
همتش بین و دل و جان و شناخت کو کجا بگزید و مسکن گاه ساخت
او سگ فرخ رخ کهف منست بلک او هم درد و هم لهف منست
آن سگی کی باشد اندر کوی او من بشیران کی دهم یک موی او
ای که شیران مرسگانش را غلام گفت امکان نیست خامش والسلام
گر زصورت بگذرید ای دوستان جنتیست و گلستان د رگلستان
صورت خود چون شکستی سوختی صورت کل را شکست آموختی
ولی کجاست آن عشقی که مولانا سرود!!!!!!!!!!
هر چه بزرگ شدیم گمان کریدم عشقمان هم باید بزرگ تر بشه ولی عشق بزرگ مال روح بزرگه
مارس 7th, 2008 at 11:07 ب.ظ
همچو مجنون کو سگی را می نواخت / بوسه اش میداد و یشش می گداخت
گرد او می گشت خاضع در طواف / هم جلاب شکرش مداد صاف
بوالفضولی گفت ای مجنون خام/ این چه شیدست این که می آری مدام
پوز سگ دائم پلیدی می خورد/ مقعد خود را بلب می استرد
عیبهای سگ بسی او بر شمرد/ عیب دان از غیب دان تویی نبرد
گفت مجنون تو همه نقشی و تن/ اندر آ و تنگرش از چشم من
کین طلسم بسته مولیست این /پاسبان کوچه لیلیست این
همتش بین و دل و جان و شناخت/ کو کجا بگزید و مسکن گاه ساخت
او سگ فرخ رخ کهف منست/ بلک او هم درد و هم لهف منست
آن سگی کی باشد اندر کوی او/ من بشیران کی دهم یک موی او
ای که شیران مرسگانش را غلام/ گفت امکان نیست خامش والسلام
گر زصورت بگذرید ای دوستان /جنتیست و گلستان د رگلستان
صورت خود چون شکستی سوختی /صورت کل را شکست آموختی
ولی کجاست آن عشقی که مولانا سرود!!!!!!!!!!
هر چه بزرگ شدیم گمان کریدم عشقمان هم باید بزرگ تر بشه ولی عشق بزرگ مال روح بزرگه
مارس 7th, 2008 at 11:30 ب.ظ
خانم جینی پاتر
1- نوشته ای “من اون جا راجع به این گفتم که واسه خانوما یه مطلب بذاره که از علاقه ی اقایون با خبر شن.” اما قبلش هم گفته بودی “۷تیر ه عزیز میخواستم بگم یه کاریم برای خانوما بکنی.منتها مهرشاد نذاشت به شما برسه..” در صورتی که مطلبی که من نوشتم روش های تور کردن شوهر بود و نه روشی جهت تشخیص علاقه آقایان به خانم ها.
2- جینی پاتر علاوه بر اونی که گفتید اسم یک بانوی قهرمان هاکی روی یخ آمریکایی هست که در سه المپیک زمستانی پی در پی در سالهای 1998-2002و 2006 به ترتیب طلا – نقره و برنز گرفته. الان هم 29 سالشه. یعنی در 19 سالگی طلا – 23 سالگی نقره و 27 سالگی مدال برنز گرفته.
مارس 7th, 2008 at 11:33 ب.ظ
دوستان عزيزم وسدبير گرامي سلام منهم تازه به اين سايت پيوستم و احساس بسيار خوبي از يا فتن ايهمه دو ستان خوب وهمدل دارم واجازه ميخواهم بگويم كه با توجه به شغلم و سن وسالم نه به معني اينكه درك بيشتري از شما در اين موارد داشته با شم بلكه تجربه و برخورد هايم موجب شده اند كه عنوان نمايم بيش از 90% از مراجعين به داد گاه خانواده و مشاورين جهت متاركه در ابتداي ازدواج داراي معيار هائي بوده اند كه امروز در اضهار نظر ها ديده ميشود تكيه بر دارائي /زئبا ئي و امثال اينها در شرايط اقتصا دي ما جزء مهم است اما براي يك زندگي امن و مداوم تعين كننده نيست چنانچه هدف به ازدواج داريد حتما” با مشا وران پژشك مشورت نما ئيد /عشق تنها رهاننده در تلاطم زيستن است (دوستدار همتان)
مارس 7th, 2008 at 11:44 ب.ظ
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
چون که آنجا جمله اعضاء چشم باید بود و گوش
بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
مارس 7th, 2008 at 11:51 ب.ظ
فرزاد جون قبل از ایرانسل هم اپراتورای دیگه بودن که جوونا ازشون از شب تا صبح استفاده میکردن وقتی ایرانسل اومد که بد تر.//خراب شدنی رو که گفتی (به نظرم این جوری نیست) ولی تا صبح بیدار بودنو هشیار نبودنو باهاتم(درست میگی)
مارس 7th, 2008 at 11:55 ب.ظ
مهرشاد جالب بود. مرسی.
مارس 8th, 2008 at 12:10 ق.ظ
جینی پاتر خواهش می کنم.
مارس 8th, 2008 at 12:10 ق.ظ
من یه پیشنهاد دارم. اگه میشه جلوی اسم هامون سنمون رو هم بنویسیم.
مارس 8th, 2008 at 12:23 ق.ظ
با پیشنهاد مانیا اصلا موافق نیستیم چون بعضا خوانمها سن واقعیشونونمیگن و برای پسران دردسر درست میکنن
مارس 8th, 2008 at 12:29 ق.ظ
مانیا با پیشنهادت موافقم. من یک پیکر تراش پیر و فرتوت هستم.
پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیال
یک شب ترا ز مرمر شعر آفریده ام
تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام
بر قامتت که وسوسه ی شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را
تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان ، نگاه را
تا پیچ و تاب قد ترا دلنشین کنم
دست از سر نیاز بهر سو گشوده ام
از هر زنی ، تراش تنی وام کرده ام
از هر قدی ‚ کرشمه ی رقصی ربوده ام
اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای
مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که ترا ساخت ، کنده ای
هشدار زانکه در پس این پرده ی نیاز
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام
یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند
ببینند سایه ها که ترا هم شکسته ام
مارس 8th, 2008 at 12:33 ق.ظ
ولی من با مانیا موافقم .پسرایی که بالا و پایین سن خانوما مشکل واسشون ایجاد میکنه میتونن شرکت نکنن.
مانیا جون خودت افتتاح کن عزیزم .خودم پشتتم.
مارس 8th, 2008 at 12:43 ق.ظ
خوب حالا که سن می گید شهر را هم بنویسید
مارس 8th, 2008 at 1:01 ق.ظ
قلمبه شروع میکند
25ساله تهران
پسر
مارس 8th, 2008 at 1:03 ق.ظ
…قبول …
مارس 8th, 2008 at 1:10 ق.ظ
اینکه دخترا تا یه پسر بهتر از قبلی پیدا میشه قبلیرو فراموش میکنن قبول دارم.اما اگه واقعا یکیو دوست داشته باشن هیچوقت خیانت نمیکنن.نمی خواستم بگم ولی یکیش خود من .دوره لیسانسم همکلاسیم توی ترم 3 بهم پیشنهاد ازدواج داد جوگیر نشدمو سریع بله نگفتم .حدود 1 سال البته با اجازه خونوادم باهاش حرف زدم تا ببینم فکرامون و…با هم تناسب داره یا نه.بعدا به این رسیدیم که به درد هم میخوریم.از اون موقع تا الان که وکیلم و هم دانشجوی ارشد هنوز بهش وفادارم .اونم همین.رابطمون فقط در حد صحبت توی کافی شاپه.بچه ها عشق اگه پاک و با هدف باشه به س.ک.س و…ختم نمیشه.پسری که فقط هدفش س.ک.س با دختره بدونید اصلا دوسش نداره اگه داشت ازش نمی خواست.
مارس 8th, 2008 at 1:18 ق.ظ
حدیث پس سعید چی میشه؟
مارس 8th, 2008 at 1:27 ق.ظ
مهرشاد :پیمان شکنی نکن…سن و شهرت رو درج کن لطفا.
مارس 8th, 2008 at 1:30 ق.ظ
مهرشاد جون نترس سعید هم سرش بی کلاه نیست!دور و ورش شلوغه!!!
مارس 8th, 2008 at 1:31 ق.ظ
(-;
مارس 8th, 2008 at 1:31 ق.ظ
بعضی از نظرات حدیث در صفحه “دهها دختر فرانسوی…..”
1- حدیث :” اینکه شوهر قحطیه قبول دارم.من خودم هم دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد هستم وهم وکیل.۲۴ سالمه.زشتم نیستم.خودمو قبول دارم.زیادم به ازدواج فکر نمیکنم .ولی شوهر قحطی هست گفتم کارم چیه تا به دخترای گل بگم با این موقعیتم بازم در قحطی بسر میبرم .آقایونم حق دارن چون خواهراشونم در قحطی همچنان بسر میبرن.حرص نخورید درست میشه.بای بای”
حدیث: “سعید از شیراز.حیف که شهرامون از هم دوره وگرنه زنت میشدم.منم فوق لیسانس و وکیل پایه یک دادگستری هستم .در ضمن ۲۴ سالمه وبا نمک وجذابم هستم ولی مشکل اینه که قصد ازدواج ندارم…اینکه میگی دخترا ناز میکنن رو جدی نگیر .از خداشونه.فقط جو گیر میشن.یکیش خودم .وقتی بهم پیشنهاد ازدواج میشد اینقدر ناز میکردم که طرف میرفتو پشت سرشم نگاه نمیکرد.”
الف- اگه همچین پیری هست چرا گفتی در قحطی شوهرهستی؟
ب- اگه هدفت در رابطه با این پسر ازدواجه چرا گفتی قصد ازدواج ندارم؟
ج-اگه بهش وفاداری چرا به سعید گفتی تنها به خاطر دوری راه زنت نمیشم؟
مارس 8th, 2008 at 1:33 ق.ظ
همچین پسری
مارس 8th, 2008 at 1:36 ق.ظ
مهرشاد جون تو دیگه کی هستی!!!
مارس 8th, 2008 at 1:46 ق.ظ
جون طلایی کیف کردی؟
مارس 8th, 2008 at 1:55 ق.ظ
اون هم نه یه بار بلکه دوبار.یه بار هم وقتی جواب مهناز خانوم را دادی تا نیم ساعت تو کف بودم.
مارس 8th, 2008 at 2:05 ق.ظ
طلایی تو بگو
مارس 8th, 2008 at 2:06 ق.ظ
طلایی یک کشف دیگه هم کردم. شخصی به نام کاظم شفیعی در صفحه “کاظم شفیعی این بار در اراک دست به جنایت زد نظر داده بود و گفته بود کسی نمی تونه گیرش بندازه اما بلافاصله از روی شماره اش شناسایی شد که bambam هست که تو صفحات ورزشی نظر میده.
مارس 8th, 2008 at 2:10 ق.ظ
ای وای من با بم بم دوستم.نکنه منا بکشه.قلمبه جون چیا بگم
مارس 8th, 2008 at 2:11 ق.ظ
مهرشاد و بر وبچ بیاید تو صفحه مرگ متفاوت را تجربه کنی یه بحث جدید شروع کنیم
مارس 8th, 2008 at 2:32 ق.ظ
تا 3 نشه بازی نشه.این هم از کاظم شفیعی.رفتم دیدم خیلی باحال بود.
مارس 8th, 2008 at 8:54 ق.ظ
مهر شاد خیلی خودت را تحویل گرفتی در ضمن منظور من این نبود که می خوام پسر تور کنم چون هنوز علاقه ای به این چیزا ندارم در ضمن چقدر جنبت کمه من گفتم تو شعر حوصله ام سر رفت نگفتم بد بود در رابطه با اسم هم اول میخواستم با همین اسم بنویسم ملی بالا نیومد بعد معترض رازدم متاسفانه دیدم هر دوتا اومده حالا اگه بهت برخورد ببخشید
مارس 8th, 2008 at 8:57 ق.ظ
مهر شاد این همه شعر از کجا
مارس 8th, 2008 at 12:30 ب.ظ
مهرشاد جون دوست داریم…….مهرشاد جون دوست داریم…….مهرشاد جون دوست داریم…….مهرشاد جون دوست داریم…….خیلی باهات حال کردم،اگه پا بودی میلت رو بذار باهات یه سلام علیکی بکنیم…..
مارس 8th, 2008 at 12:51 ب.ظ
حديث
مارس 8th, 2008 at 12:52 ب.ظ
مهناز
1- نوشته ای “….در رابطه با اسم هم اول میخواستم با همین اسم بنویسم ملی بالا نیومد بعد معترض رازدم…. ” در صورتی که اول با اسم معترض وارد شدی و بعد با اسم مهناز. (تناقض شماره 1)
2- همین یک نکنه نشون می ده که بقیه حرفهات هم حال و هوای خوشی نداره و جواب دادن به انسانهای بی منطق همچون آب در هاون کوبیدن می باشد. ولی ابا ابن حال جواب بقیه قسمت ها رو هم میدم.
3- نوشته ای “…منظور من این نبود که می خوام پسر تور کنم چون هنوز علاقه ای به این چیزا ندارم …” اولا من روش تور کردن شوهر را گفته بودم و نه پسر. در ثانی شما الان نوشته ای علاقه ای نداری ولی در بالا گفته بودی از نوشتن این متن خوشت آمده که خوش آمدن انسان از هر مطلبی به علاقه او بر می گرده.(تناقض شماره 2)
4- نوشته ای “….در ضمن چقدر جنبت کمه من گفتم تو شعر حوصله ام سر رفت نگفتم بد بود ….”
اولا من هم نگفته بودم که گفته ای شعر بد است بلکه علت اینکه چرا حوصلت در شعر سر رفته را توضیح دادم.
ثانیا خیلی از دوستان دیگر قبل از اینکه شما راجع به شعر نظر بدهید از آن تمجید کرده بودند و اینکه شما بدون مقدمه و هیچ گونه آشنایی قبلی در یک سایت عمومی اینگونه اظهار نظر کردید نشان از بی جنبه بودن خودتان می دهد.
ثالثا نظرات من خوانندگان خاص خودش را دارد و اجازه نمی دهم هر کسی سر زده از راه وارد شد در مورد نظرات من مطلب بنوسه. شما بگونه ای مطلب نوشته ای که گویا شعر را برای شما نوشته ام که حالا حوصله تان سر رفته است و این شمایید که خودتان را تحویل می گیرید و نه من.
5- بهتر است در ادبیات نوشتاری خود تغییرات اساسی دهید. تنها نکته مثبتی که دیدم این بود که معذرت خواهی کرده اید و کمی امیدوار شدم.
مارس 8th, 2008 at 1:02 ب.ظ
حديث جون يه جورايي حرفات تناقض داره ها/از تو بعيده اين حرکات
مارس 8th, 2008 at 1:24 ب.ظ
طلایی جان: گفته بودی تا 3 نشه بازی نشه.
این هم سومیش: در صفحه “حسين رضا زاده در حال تبليغ املاك رابينسون دبي در ماهواره ” شخصی به نام “نژادپرستی ممنوع” نظر داده بود و بلافاصله شناسایی شد. نام واقعی : “اکبر-کرج”
مارس 8th, 2008 at 1:42 ب.ظ
گردن کلفت خان!
هر چند از اسمت می ترسم اما باز هم ممنون بابت لطفی که داشتین.
این هم به خاطر شما:
منم بچه میدون
منم لات چاله میدون
به چاقو کشی
به آدم کشی
گردنم کلفته
هر جا که پا میزارم
خون راه می افته
منم اسماعیل غزلخون
منم بچه میدون…
مارس 8th, 2008 at 1:44 ب.ظ
منم سرگشته ي حيرانت اي دوست ******* كنم يك باره جان قربانت اي دوست
تني نا ساز از شوق وصل كويت ******* دهم سر بر سر پيمانت اي دوست
دلي دارم در آتش خانه كرده ******* ميان شعله ها كاشانه كرده
دلي دارم كه از شوق وصالت ******* وجودم را ز غم ويرانه كرده
من آن آواره ي بشكسته حالم ******** ز هجرانت بتا رو بر زوالم
منم آن مرغ سرگردان و تنها ******* پريشان گشته شد يكباره حالم
ز هر سر بر سر سجاده كردم ******* دعايي بهر آن دلداده كردم
ز حسرت ساغر چشمانم اي دوست ***** زبان از يكسره از باده كردم
دلا تا كي اسير يـــاد يــــــاري **** ز هجـــــــر يار تا كي داغــــــداري
بگو تاكي ز شوق روي ليلي ******** چو مجنون پريشان روزگاري
پريشانم پريشان روزگارم ********* من آن سرگشته ي هجر نگارم
كنون عمريست با اميد وصلت ******** درون سينه آسايش ندارم
ز هجرت روز و شب فرياد دارم ******* ز بيدادت دلي ناشاد دارم
درون كوهسار سينه ي خود ******* هزاران كشته چون فرهاد دارم
چرا اي نازنينم بي وفايي ******** ز مادام با دل من در جفايي
چرا آشفته كردي روزگارم ******* عزيزم دارد اين دل هم خدايي
عزيزم دارد اين دل هم خداي ي ي
مارس 8th, 2008 at 1:44 ب.ظ
سلام به همگي از جمله به اقا مهرشاد وطلايي والهام خانوم وسپيده و.. من ديروز به زيارت رفتم وحسابي حال وهوام عوض شد و همونطور كه قول داده بودم اونجا براي شما هم دعا كردم اميد وارم كه سال خوبي داشته باشيد
مارس 8th, 2008 at 1:53 ب.ظ
ضمن تشکر از آقا مهدی (saw):
ای دوست ای دوست ای دوست
جور تو از آن کشم که روی تو نکوست
گویند کسان که بهشت خواهی یا دوست؟
ای بی خبران بهشت با دوست نکوست.
مارس 8th, 2008 at 2:07 ب.ظ
حالا یکی به من بگه چگونه میتوان به علاقه یک مرد به خودمان پی برد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مارس 8th, 2008 at 2:14 ب.ظ
مهدی saw.آی لاو یوو مای فرند.اقا مهرشاد شما کارتون درسته.ما ارادتمون را قبل از این اعلام کردیم.
مارس 8th, 2008 at 2:18 ب.ظ
چون همه ی پسر ها زود با یه دختر خودمونی می شن اما در اکثر مواقع این بخاطر علاقه نیست بلکه بخاطر…..!!!بنا بر این هیچ راهی وجود نداره!
مارس 8th, 2008 at 2:21 ب.ظ
کاملا” درسته مطالبتون ولی افسوس که من هر کدوم از این کارها رو کردم طرفی که می خواستمش نگرفت!!
مارس 8th, 2008 at 2:40 ب.ظ
دخترها همهشون فقط بلدند خیانت کنن مخصوصا وقتی میفهمن طرف عاشقشون شده
مارس 8th, 2008 at 3:36 ب.ظ
سلام
مهرشاد جان دستت درد نکنه خیلی حال کردم ظرف 20 دقیقه آمار این حدیث خانومو دآوردی و دستشو رو کردی راستش من از این جور دخترها خوشم نمیاد چند کلاس درس می خونن فکر می کنن چه خبره خصوصاً اگه وکیل باشن وای وای خدا میدونه چه زبونی دارن
حدیث خانم منتظر توضیحات شما در باره این تناقض گویی هم هستیم
یه چیزه دیگه : مرد اگه 40 سالشم بشه براش دختر 18 ساله پیدا میشه ولی زن به 25 که رسید …….. پس به نظر من شما نزدیک به ترشیده شدن هستید یه فکری به حال خودتون بکنید هرچی باشه شوهر واجب تر از درسه و بیشتر به کارتون میاد
آقا مهرشاد Mer 29+1 داری
مارس 8th, 2008 at 4:22 ب.ظ
اگر دختری با چشم خوردتون این داره نخ که چه عرض کنم داره طناب میدهءدخترا بلدن چه جوری دل پسرا رو ببرن
مارس 8th, 2008 at 4:58 ب.ظ
مکی موز خان-
خواهش می کنم. بعضی جاها نمی شه سکوت کرد و باید حرف حق رو زد. منم مجبور بودم.
مارس 8th, 2008 at 5:09 ب.ظ
خانم اقا خيلي باحال بود دوستم ميگه اقايون بچه هستن خانوم ها بايد بزرگشون كنند
اقايون بدون خانم ها هيچن /گشنه /تشنه/كثيف وبدبووووووووووووووووووووووووووووووووو
مارس 8th, 2008 at 5:13 ب.ظ
خدايي من با ادب هستم اما اين دوستم تازه از قزوين امده حرف هاي زشت مي زنه و منو مجبور ميكنه كه حرف هاي زشت بزنم
مارس 8th, 2008 at 5:16 ب.ظ
اقا مهدی ممنون هم از شعرتون هم از دعاتون.موفق باشید.
مارس 8th, 2008 at 5:16 ب.ظ
خداحاحافظ بچه ها اگه كارداشتيد ئشد maniya-safa
مارس 8th, 2008 at 5:17 ب.ظ
شعر از کیه خیلی قشنگه.
مارس 8th, 2008 at 6:41 ب.ظ
چی؟
مارس 8th, 2008 at 6:41 ب.ظ
سلام
مارس 8th, 2008 at 7:27 ب.ظ
با سلام به همه دوستان گلم
یه شب یه ستاره ازآسمون به زمین افتاد گفت دنیا رو می خوای یا یه دوست خوب
گفتم هیچ کدام چون یه دوست دارم که واسم یه دنیاست
مارس 8th, 2008 at 10:05 ب.ظ
بچه ها سلام كسي هست با ما هم درد و دل كنه
مارس 8th, 2008 at 10:22 ب.ظ
مهرشاد جون عجب گل کردیا اینجا…
مارس 8th, 2008 at 10:24 ب.ظ
جینی پاتر راست میگی. طرفدارهام زیاد شدند. نمی دونم چکار کنم.
مارس 8th, 2008 at 10:25 ب.ظ
وقتي به تو فكر مي كنم حس مي كنم كنارمي
اون موقعه بغضم مي گيره ياد گذشته مي كنم
حسرت بي تو بودنو با گريه هام سر مي كنم
اي كاش تو بودي واسه من منم بودم براي تو
اما چه فايده نازنين اينا همش يه خيال
خيالي كه اي مهربون تو رو به يادم مي سپاره
مارس 8th, 2008 at 10:27 ب.ظ
مانیا جون عزیزم .غصه نخور به خودم بگو .اینا فعلا یه فاز دیگن…
مارس 8th, 2008 at 10:30 ب.ظ
يك النگو طلا براي چهار تا شب جمعه كافي هست علاقه سيخي جند است
مارس 8th, 2008 at 10:31 ب.ظ
مهرشاد تو وکیل شی کارت میگیره ها…حالا هیچی نشده باید با وقت قبلی باهات صحبت کرد.یه کاره ای بشی دیگه هیچی…البته جسارت نشه .شما الانشم همه کاره ای…
مارس 8th, 2008 at 10:40 ب.ظ
مهرشاد یه سرم به قسمت های دیگه بزن.ما عادت کردیم شعراتو همه جا ببینیم.ولی اینجا بد گیر کردی .
مارس 8th, 2008 at 11:02 ب.ظ
جینی کم و بیش صفحات دیگه هم مطلب نوشتم. اگه صفحات خاصی مد نظرته بگو تا برم.
مارس 8th, 2008 at 11:17 ب.ظ
خانم ها مردها رو فقط برای پول می خوان و بس این نسل جدید یک نسل از هم گسیخته و بی در و پیکر است هیچ کدام به همدیگر وفادار نیستند و به طور پنهانی دارای دوست پسر و دوست دختر هستند
مارس 8th, 2008 at 11:25 ب.ظ
واقعیت جامعه ما این هست که سن ازدواج بالا رفته دختر از نه سالگی به سن بلوغ می رسه ودر سن 25 تا28 سالگی عروس می شن و پسرها در 15 سالگی به سن بلوغ می رسن و در 27 تا34 سالگی داماد می شن تمام این مدت از بلوغ تا ازدواج داخل پرانتز زیر سئوال هست که اینها با شهوت خودشان چه کار کردند اگر کسی مدعی شود که کاری نکرده دروغ می گوید
مارس 8th, 2008 at 11:49 ب.ظ
پروانه ز من شمع زمن گل زمن آموخت
افروختن و سوختن و جامه دریدن
آهو زتو آموخت به هنگام دویدن
رم کردن و استادن و واپس نگریدن
وقتی درباره عشق صحبت می کنید نمی توانید مسایل جنسی را مطرح کنید.
مطلب بالاهم درباره عشق نیست. بلکه نشانه های تمایل به از دواج در خانم هاست .
نتیجه این که شعر من خیلی بی مورد بود
مارس 8th, 2008 at 11:50 ب.ظ
سعید جان اینا به شهوتشون پاسخ میدنءبا دوستاشونءاونی که دختره با b/f ش اونی که پسر با دوست دخترش/فکر میکنم چون از بقیه جا افتاده تری منطقی بتونی جواب بدیءبه نظرت ایرادی داره؟
مارس 9th, 2008 at 12:20 ق.ظ
به تو می اندیشم
و به ان روز شگفت كه در آن باغ تو تنها بودي .دلمان در تپش از شوق شرم و نفسهامان گرم ، به تو ميگفتم بايد بروم ، و تو خاموش فقط خنديدي . لحظه اي در ترديد سخنم را با نگاهي گفتم . و تو به لبخندي پاسخم دادي ، و تو را گرم در آغوش گرفتم ناگاه .
به تو مي انديشم
و به آن لحظه ناب كه تن نرم تو در آغوشم مثل يك لاله به خود مي پيچيد . من به آن حادثه مي انديشم و به آن فرصت كوتاه كه مي فشرديم لبان را بر هم ، لب به لب ، چشم به چشم ، سينه در سينه هم. و تو خوب و تو پاك و تو تسليم و تو ناز ، بازوانم مشتاق ، شانه هايت را در خويش فشرد و تن تشنه انگشتانم ، گيسوانت را آهسته نوازش مي كرد . و لبم تشنه و داغ لب زيباي تو را مي بوسيد و من آشفته و مست ، مي چشيدم ز لبت شهدگلي زيبا را .
وه خدايا چقدر شيرين است از گلي نازو لطيف ، بوسه اي دزدكي و پنهاني .
اينك اينجا زتو دورم بسيار ، دورم اما يك روز بي خبر سوي تو بر خواهم گشت . و تو به من خواهي خنديد . و تن تشنه مان را دريكديگر ، گرم آغوش خواهيم فشرد . و لبت را باز خواهم بوسيد و به تو خواهم گفت .
عشق من ، دل من ، سرت را برگردان. بگذار روي شانه هايم ، سرت را بگذار . خرمن مويت مرا خيره كند . و من اينسان شيدا و به تو عاشق باش
مارس 9th, 2008 at 12:24 ق.ظ
مهرشاد جان یه تک پا بیا مرگ متفاوت را تجربه کنید
مارس 9th, 2008 at 12:42 ق.ظ
دوباره سلام
مارس 9th, 2008 at 12:54 ق.ظ
اصلا اين سايت حال نميده اونايي كه موافق هستن دستاشون بالا
مارس 9th, 2008 at 3:30 ق.ظ
سلام سلام همگی سلام.ای زندگی سلام.مانیا خانوم دلت گرفته؟بریز بیرون!!!این جا تنها جایی که با خیال راحت می تونی درد دل کنی.من حاضرم سنگ صبورت باشم.هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
مارس 9th, 2008 at 3:49 ق.ظ
این بالا یی را من نوشتم.ببخشید اسمم اشتباه شد
مارس 9th, 2008 at 7:02 ق.ظ
برو گر ميشود خود را كن اخته
كه تا تخمت نماند لاي تخته
مارس 9th, 2008 at 8:19 ق.ظ
بچه ها اينا كاملا صحيح نيست.
من كه اينتوري نيستم.
مارس 9th, 2008 at 9:03 ق.ظ
خانم “مانيا 18 سال سن از تهران عزیز” شما اسم منو برداشتی. اگه ممکنه لطف کن با یه اسم دیگه نظر بده .
مارس 9th, 2008 at 9:41 ق.ظ
در ظاهر شايد پسران به خواستگاري دخترها ميروند ولي در واقع اين دختران هستند كه با حركاتشون از پسر ها خواستگاري ميكنند. وبه قولي مانند يك شكارچي قهار به انتخاب صيدشون ميپردازند.
مرغ دل باز هوا دار كمان ابروئي است
اي كبوتر نگران باش كه شاهين آمد
مارس 9th, 2008 at 9:54 ق.ظ
قابل توجه آقاین محترم
مواد لازم جهت قرار گرفتن در کانون توجه دخترهای امروزی ایرانی برای ازدواج:(با استفاده از نکات زیز میتوانید با هر دختری که اراده کنید دوست شویدیا ازدواج کنید شاید اگه تمام نکات را رعایت کنید فقط به یک ازدواج قانع نشوید و بارها به صورت رسمی و غیر رسمی بدون اینکه همسر اولتان برای ازدواجهای مکرر توبیختان کند با خیال راحت و با در نظر گرفتن نکات زیر ازدواج کنید)
۱- داشتن یک خودروی ترجیحا بالای پنجاه میلیون (اگر بالای صد میلیون باشد ایده آل است)
۲- داشتن یک پنت هوس در تهران از میرداماد به بالا (اگر در فرشته یا زعفرانیه باشد ایده آل است)
۳- داشتن مدرک فوق لیسانس به بالا (اگر فوق دکترا در رشته مهندسی پزشکی باشد ایده آل است چون همه فکر میکنند طرف هم مهندس است هم پزشک!!!!!!!)
۴- داشتن قد از ۸۰/۱ به بالا (اگر ۹۰/۱ باشد ایده آل است)
۵- داشتن یک فیافه فتوژنیک سینمایی (اگر شکل محمدرضا گلزار باشید ایده آل است)
۶- داشتن یک هیکل ورزشکاری وعضلانی (اگر شبیه مانکن ها باشد ایده آل است)
۷- قبول مهریه دو هزار سکه طلا (اگر علاوه بر مهریه یک خانه در بهترین نقطه تهران به همراه یک خودروی لوکس به نام خانوم باشد ایده آل است)
۸- اطاعت کامل از کلیه دستورات دختر مورد نظر (اگر به تمام حرفهای دختر چه حق و چه ناحق بدون اعتراض اهمیت دهید و اجازه دهید دختر مورد نظر حتی دوست پسر هم بگیرد و هر نوع مهمونی هم که خواست برود بدون اطلاع شما و شما هم لام تا کام هیچ اعتراضی به او نکنید ایده آل است)
۹- داشتن یک یا چند ویلا در شهرهای دیگر به جز تهران (نرجیحا در دوبی باشد ایده آل است)
۱۰- سالی چند مرتبه مسافرت به خارج از کشور (ترجیحا به چین مصر و سوئیس ایده ال است)
۱۱- گرفتن و رفتن به مهمانی های آنچنانی هر روز هفته ( گرفتن و رفتن هر نوع پارتی بخصوص استخرپراتی ایده ال است)
۱۲- سفارش شام و نهار از بهترین رستورانها و عدم تهیه غذا در خانه (ترجحا از نایب و البرز ایده آل است)
حال به تظر شما اگر به تمام نکات فوق آقایان توجه کنند آیا پدیده ترشیدگی دختران شکل میگیرد؟؟؟؟؟؟؟
مارس 9th, 2008 at 3:00 ب.ظ
نه مهرشادوجای خاصی مد نظرم نیست.همینجوری گفتم…
مارس 9th, 2008 at 3:42 ب.ظ
تايتان جونمءاين دخترا اگر طرف 1.پيکان مدل 57 2.يه الونک 40 متري بغل پمپ بنزين تهران _قم 3.مدرک سيکل 4.قد 170(که براي اقايون کوتاه به حساب مياد) 5.شکل منوچ شهر قشنگ 6.فوق العاده لاغر و ضعيف 7.مهريه 14 شاخه گل رز 8.روزي 1 بار کبود شدن توسط شوهر 9.من ميگم الونک 40 متري تو ميگي ويلا؟ 10.سالي 2 بار تا پارک سر کوچه 11.براي مهموني گرفتن پول نداريم 12.خوردن هر وعده نونو پيازءءرو داشته باشه ولي حس کنن مرد زندگيهءميگيرن ميچسبنش
مارس 9th, 2008 at 6:41 ب.ظ
نیمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا توام ؟؟؟؟؟؟مگه دستم بهت نرسه
مارس 9th, 2008 at 7:21 ب.ظ
ای داد بیداد بهاره هم اینجا بودءبهاره به جون سپیده اس اس اینا رو من ننوشتم
مارس 9th, 2008 at 7:24 ب.ظ
نیما جون ممنون از راهنماییت
مارس 10th, 2008 at 1:14 ق.ظ
مهرشاد سلام.آخرش که گفتم شوخی کردم.جو دوستانه بود گفتم مزاح کرده باشم.آخه ازدواج این مدلی معنی داره.همش شوخی بود.
مارس 10th, 2008 at 1:24 ق.ظ
ok حدیث خانم
اما بچه ها خیلی کیف کردند مچت رو گرفته بودم.
مارس 10th, 2008 at 1:31 ق.ظ
مکی موز سلام.لازم نیست شما از من خوشتون بیاد.شما غصه منو نخور وقتش رسید عرضمو نشون میدم پسرم.نیمای عزیز از تهران.اینکه گفتم قصد ازدواج ندارم راست بود .اگه گفتم در قحطی هستم خواستم یه خرده هوای پسرارو داشته باشم.حرفای من تناقض نداره.مهرشاد شما هم اینقدر نکته سنج نباش مثل من پیر میشی.مکی موز تازه کجاشو دیدی.دارم واسه دکتری آماده میشم.تا کور شود هر آنکه نتواند دید.نیما خیلی گله.مهرشاد تو هم گلی.مکی موز بعضی از آقایون پیشرفت خانم هایی مثل منو نمیتونن ببینن.غصه نخور .تو هم سعی کنی به این خانما میرسی.نیما هوامو داشته باش.خب؟
مارس 10th, 2008 at 2:17 ق.ظ
در ضمن مهر شاد.نیازی به مچ کرفتن نبود.هر آدم عاقلی که نوشته های منو دنبال میکرد میفهمید.فقط اونا بیان نکردن.میخواستم بگم زرنگی توی این چیزا نیست پسر گل.اگه میخواستم مچمو بگیرن خودم زرنگتر از این حرفام.خب نمیگفتم.وقتی گفتم این مچ گرفتن نیست.در ضمن دوستای خوبم.از آشنایی با شماها خبلی خوشحالم..
مارس 10th, 2008 at 2:21 ق.ظ
اگه میخواستم مچمو نگیرن.اشتباه نوشتم معذرت.راستی مهرشاد ونیما از تهران.میتونم بدونم چند سالتونه ومیزان تحصیلتون چقدره .کنجکاوم همین.خواهشا منظوری نگبرید.بای
مارس 10th, 2008 at 2:18 ب.ظ
نیما= 5/12/62 تهران(یوسف اباد)ءترم 4 حقوقءشغل موبایل فروش/////////………..ضمنا من الان به منظوری گرفتم(شوخی)
مارس 10th, 2008 at 10:12 ب.ظ
پسرا فكر ميكنن علاقه مند شدن دخترا شك ميكنن كه علاقه مند هستن يا نه! اصولا هميشه اين نشونه ها پيدا ميشن بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببعد تازه رو انتخابشون فكر ميكنن.
دخترا خودشون نمي دونن علاقه مندند يا نه ، بيشترشون فقط ميگن مورد خوبيه !
اين حس آشنايي قابل احترامه نه اعتماد؛ دوست داشتن انتهاي جاده ي شناخت متولد ميشه.
مارس 10th, 2008 at 11:05 ب.ظ
دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو دادم بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايي حلقه بر در نتوانم زدن از بيم رقيبان اين توانم كه بيايم به محلت به گدايي گفته بودم كه بيايي غم دل با تو بگويم چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
مارس 11th, 2008 at 1:04 ق.ظ
تايتان اكر ازدواج نكنيم بهتر نيست
مارس 11th, 2008 at 1:12 ق.ظ
خانم حدیث
به هر حال هر کسی مسوول نوشته های خودشته و همیشه تناقض ها برای انسان سوال ایجاد می کنه. به هر حال تلاش شما برای رفع این ضد و نقیض ها ستودنیست.
مارس 11th, 2008 at 10:09 ق.ظ
مهرشاد عزيز خاطرم هست در گزارش ” مرد ژاپني كودكش را در آبجوش ……….) بدجوري با هما مشاعره ميكردي . حالا هم با حديث رنجنامه را آغاز كن .
رفت در ظلمت شب آن شب وشبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نكني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم .
مارس 11th, 2008 at 12:44 ب.ظ
دوستان با اجازه بنده دیگر نای نوشتن ندارم از بس نظر خوندم ولی در کل همه نظرات محترمند ودرست
مارس 11th, 2008 at 4:42 ب.ظ
مجتبی جون چاکریم ما که کاری نکردیم . اما در مورد سوالت بگم یکی از اقوام دور ما حدود 20 سال با خانمش فاصله سنی داره البته زنه از مرده بزرگتره و جالب اینه که موقع ازدواجشون زنه یه بچه داشت که همسن داماد جدید بود اینو گفتم که نشونت بدم فاصله مهم نیست رابطه مهمه درضمن الانم دارن به خوبی با هم بعد از 30 سال زندگی میکنن و هیچ بگو مگوییم بینشون رخ نداده یعنی نترسو برو جلو.
مارس 12th, 2008 at 5:34 ب.ظ
چه قدر امروز دري وري خوندم …از مزخرفات دوستان خيلي لذت بردم……..دختري رو كه دوس دارم.هرچي ما سيگنال مي فرستيم به علت اينكه اي كيو به اندازه يه جلبك داره نمي گيره من موندم چه كنم…سه ماهه دهنم سرويس شده …قصدم هم فقط ازدواجه وجداناً
مارس 12th, 2008 at 7:22 ب.ظ
منم دوست دارم با شما بچتم
مارس 12th, 2008 at 7:32 ب.ظ
سلام
مارس 12th, 2008 at 7:59 ب.ظ
فقط سپاهان
مارس 13th, 2008 at 7:33 ق.ظ
بابا مهرشاد جون یه دختر کجاست؟
مارس 13th, 2008 at 1:00 ب.ظ
خیلی با حال بود استفاده کردیم از شما هم تشکر میکنم
مارس 14th, 2008 at 12:10 ب.ظ
اولا خیلی ببخشید چند روز بود رفته بودم تهرون نتونستم به اینترنت بیام.
نیما.تهران
خیلی تشکر از راهنماییتون . خیلی جالب بود. کلی خندیدم…
دست شما هم درد نکنه “حمید ” جون. استفاده کردیم.
ممنون از شما.
مارس 14th, 2008 at 12:11 ب.ظ
سما -شيراز شعر بسیار قشنگی بود. خیلی با این چند بیت حال کردم.
مارس 16th, 2008 at 1:43 ب.ظ
آقا پدرام دخترها حواسشون خیلی جمع تر از این حرفاس. یکمی به حال خودش رهاش کنید بلکه اون بخواد بیاد طرف شما
مارس 16th, 2008 at 2:04 ب.ظ
در ضمن به نظر من اگر کسی تجربه کافی نداره بهتره سنتی ازدواج کنه ولی اگر شعور خودش و طرفش به اندازه کافی رسیده که به رابطه شون و به چیزی که می خوان مسلط باشن، مسائلی مثل اینکه بهش نگی دوستش داری که اذیتت نکنه یا اینکه ناز کنه برات و این صحبتا دیگه در میون نیست. تازه اگه دختری شعور داشته باشه و محض مسائلی مث وجدان و اذیت و این چیزا بهش نگی دوستش داری خییلی بهش بر می خوره یا پسر با شعور در مقابل دختری که زیاد ناز می کنه فقط می تونه بگه خدافظ
مارس 17th, 2008 at 10:27 ق.ظ
والا تمام اين چيزا رو ما هم قبول داريم.ولي گاهي اوقات دخترا زياد از خد خودشونو مي گيرن.اهاي دخترا ياد بگيريدوبيش از حد پسرايي رو كه بهتون علاقه دارن ثو خماري نگه نداريد
مارس 19th, 2008 at 9:33 ب.ظ
به نظر من عشقی وجود نداره بخصوص توی این زمونه همش از روی هوسه
مارس 22nd, 2008 at 5:37 ب.ظ
http://takzarb.com/link.php?url=http://WWW.tapesh66.blogfa.com
مارس 24th, 2008 at 11:49 ق.ظ
سلام زنان نعمتهاي خدايند
مارس 24th, 2008 at 11:55 ق.ظ
سلام اسمم رامين ايدي ramin_boy86
دنباله يه خانم خشگل مي گردم 33 ساله از ساري هستم مهندس مكا نيك
دانشجو دانشگاه ساري يا مازندران هم با شه اشكا لي نداره
ramin_boy86
مارس 24th, 2008 at 11:59 ق.ظ
منو اد كنيد خيلي وقته دنباله خانم مي گردم ramin_boy86
مارس 25th, 2008 at 4:54 ب.ظ
خانوم ها در سن هیجده تا بیست و یک سالگی مانند آفریقا یا استرالیا هستند: نیمه کشف شده , وحشی , با زیبایی های افسون کننده ی طبیعی.
در سن 21 تا سی سالگی مثل آمریکا یا ژاپن هستند: کاملا کشف شده , بسیار توسعه یافته , آماده برای معامله با پول نقد یا اتومبیل!
در سن 30 تا سی و پنج سالگی مثل هند یا اسپانیا هستند: بسیار داغ , آسوده خاطر و آرام , آگاه به زیبایی های خود.
در سن 35 تا چهل سالگی مثل فرانسه یا آرژانتین هستند: بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند اما هنوز جاده های بسیاری برای تماشا دارند!
در سن 40 تا پنجاه سالگی مثل یوگسلاوی یا عراق هستند: جنگ را باخته اند هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند وبه بازسازی کامل نیاز دارند.
در سن 50 تا شصت سالگی مثل روسیه یا کانادا هستند: بسیار پهناور , آرام و مرز ها بدون مرزبان اما سرمای زیاد , خلایق را از آنان میرماند.
در سن 60 تا هفتاد سالگی مثل انگلستان یا مغولستان اند: با یک گذشته ی درخشان و بدون آینده!
بعد از هفتاد سالگی شبیه آلبانی یا افغانستان اند: همگان میدانند که در کجایند اما هیچکس به سراغشان نمیرود!
مارس 25th, 2008 at 4:58 ب.ظ
دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه
دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
دختر 32 ساله : کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه
دختر 42 ساله : تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید ) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه
دختر 52 ساله : او فقط مي خواهد… هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته
دختر 72 ساله : تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکش
مارس 28th, 2008 at 4:13 ق.ظ
نگارنده فیلم آمریکایی زیاد میبیند
مارس 30th, 2008 at 12:46 ق.ظ
آقایون خانومها ول کننید این خرفها را من یک پسر 33 ساله ام تا به حال حتی یک بار هم رابطه جنسی نداشته ام!! آی خانم یا آقایی که اونور دنیا نشسته ای و دک از وفا می زنی هیچ وقت نمی تونی حرف من و امثال منو بفهمی 80 % دخترا و پسرای ایرانی که از خانواده های سنتی و مقید هستند سالها باید خود را سرکوب کنند تا یکی پیدا بشه و بعد از ازدواج با او رابطه جنسی داشته باشند. می فهمید این یعنی چی؟ وضع دخترها از اینم بدتره من یه پسرم ولی ددلم بیشهر به خاطر دخترایی می سوزه که سالها می گذره و هیچ خواستگاری ندارند و در آتش شهوت می سورند و به هزار و یک عقده و بیماری دچار می شوند این مطلب به درد جامعه آزاد یا طبقات مرفه جامعه ما می خوره نه ادم هایی که حق انتخابم ندارند عشق متل پولدارها و سیرهاست
مارس 30th, 2008 at 2:08 ق.ظ
به به–به به
حرفاتون قشنگه.این جور بحثها که پیش میاد من با کمال میل گوش میدم.
راستی!
به پرسپولیسی ها و استقلالی ها تسلیت عرض میکنم برای باختشون.
مارس 30th, 2008 at 2:19 ق.ظ
راستی
مگه خانوما هم عاشق میشند که این مقاله رونوشتند.من که خودمو تیکه تیکه کردم تا یه نفر بهم نگاه بندازه.
بخدا خوشتیپ هم هستم ها00(نه از نوع خوشتیپ با موی تیغ تیغی)00ولی کو چشم بینا!!!!!!!!!!!!!!
مارس 30th, 2008 at 2:52 ق.ظ
سلام به همه دوستای گلم-به عنوان پیش مقدمه
(عاشق شوارنه روزی کارجهان براید-ناخوانده درس مقصود ازکارگاه هستی)
نظرهمه شما خوب وقابل تامل ومحترم بود.یه فکری هم روی نظر من بکنید شاید به درد بخوره:
عاشق هر کسی شدید بسپرید دست اوستا کریم به مولا کادو شده میگذاردش توی دستاتون یه بار امتحان کنید یه چند نفری به حرففم گوش کردن جواب گرفتن
بای مای فرندز
آوریل 2nd, 2008 at 12:43 ق.ظ
زنان تنوع طلبند پس این حرفها مزخرفه ( این اتفاقات رو هر چند بار که دوست داشته باشند تکرار می کنند)
آوریل 2nd, 2008 at 2:45 ب.ظ
سلام دوستان ،من سمانه در بدو ورودم به دانشگاه با نگاههای یک پسری به خودم روبرو شدم ،به طور کلی اون هر وقت به دانشکده میام یا تو حیاط نگام می کرد ،و چند باری که تنها منو می دید می خواست به من نزدیک بشه، البته باید این رو اضافه کنم که من دختر ساده پوشی هستم از خانواده ای مذهبی و تا الان با هیچ پسری دوستی نکردم،ولی این نگاهها ادامه داشت تا اینکه یه روزی من به دوستانم قضیه را گفتم و اون ها به اون نگاه کردن و خندیدند و اون دیگه به من توجه نکرد تا اینکه من از طریق یکی از دوستانم به او پیشنهاد دوستی دادم (البته دوستم اسمم رو نگفت و به طور کلی نظر اونو با دوستی با یک دختر ساده پرسید و اونم گفت :من با دختر های دست خورده دوستی می کنم و با یک نفر دوست نمیشم چون وابسته میشم.و به دختر سادهه بگو بی خیال من بشه.تا اینکه اون به من بی توجهی می کرد تا اینکه چند مدت باز هم به من نگاه می کنه و وقتی یک لباس جدید می پوشم یا چند مدت همدیگر رو نمی بینیم به من توجه بیشتری می کنه و نگاهم می کنه و برای امتحان یک روز با گوشیم زیاد صحبت کردم که دیدم جور دیگه ای نگام می کنه و بالا خره من تو بد چاهی افتادم نمی دونم چی کار کنم ،به نظر شما اون منو دوست داره ؟
لطفا کمکم کنید
آوریل 2nd, 2008 at 4:23 ب.ظ
آره دوست داره ولي ميخاد به روي خودش نياره شايد ميخادتوروبشناسه
آوریل 3rd, 2008 at 1:13 ب.ظ
سلام پس نشانه های علاقه یک پسر به یک دختر چیه؟
آوریل 6th, 2008 at 3:56 ب.ظ
نمی دونم چی بگم نمیشه واسه همه یه نسخه پیچید اول باید اونو شناخت
آوریل 7th, 2008 at 7:24 ق.ظ
با سلام
من یک زن داداش دارم که از مواردی که از علائم جسمانی گفتید دو مورد زیر را دارد:
اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
سن او تقریبا دو برابر من است اما علاقه خود را برای برقراری رابطه به من نشان می دهد حالا می خواهم بپرسم که چگونه این رابطه را سریع شکوفا کنم
چون هم من و هم او مشتاق هستیم و هردو هم این را می دانیم اما جرات گفتن به هم را نداریم
لطفا جواب را به همین ایمیل بفرستید و در سایت نزنید
با تشکر
خیلی فوری
آوریل 7th, 2008 at 7:25 ق.ظ
در ضمن ببخشید آدرس ایمیل من sasan204@yahoo.com است
علی
آوریل 7th, 2008 at 7:49 ب.ظ
خودتون را جمع کنین این شعر و ورا چیه دارید میگید توی این دور و زمانه عشق وعاشقی نون نمیشه الان همه جوونها بیکارند با کدوم پول و سرمایه میخوان عاشق بشن.
آوریل 12th, 2008 at 12:29 ق.ظ
سلام خسته شدم از بس دخترا رو تو اینترنت جستجو کردم بابا یه دختر یا یه زن ناز مهربون بزرگتر از خودم بهم ایمیل یا زنگ بزنه باهاش دوستت شم خیلی تنهام
آوریل 12th, 2008 at 12:34 ق.ظ
سلام خسته شدم از بس دخترا رو تو اینترنت جستجو کردم بابا یه دختر یا یه زن ناز مهربون بزرگتر از خودم بهم ایمیل یا زنگ بزنه باهاش دوستت شم خیلی تنهام 22 سالمه ساکن مشهدم 09155145839
mostafa_0099@yahoo.com
ضمنا اس ام اس هم خیلی خوبه چون معمولا آنلاین نیستم
آوریل 12th, 2008 at 12:40 ق.ظ
قربون جنس لطیف دختر برم که عطر تن و مو و صداش جلوه قدرت پروردگاره
آوریل 12th, 2008 at 3:50 ب.ظ
سلام
آوریل 14th, 2008 at 3:00 ق.ظ
جینی پا تر خوشحا لم دوباره تو سایتها می بینمت عزیزم
آوریل 14th, 2008 at 3:01 ق.ظ
از یک دختر خبر نداری ؟
آوریل 14th, 2008 at 7:00 ق.ظ
سام علیکم ازاین حرفا ماکه فک نمیکنیم بازم اینجاها پیدامون شه ولی حیفه اینو ندونین با اجازه همه سرکاریم اگه اینجوریا بود اینجانب تاحالا 10یاشاید666یاشایدم999باربه عمل خطیر ازدواجتنمیدادیم !هاااااا ینی چی حقیقت اینارو نمیشه انکارکرد ولی هرکی با ما اینجوریا بود نمیدونیم خشبختانه یا ازبدبختیما مارو فقط واسه محتویات شرتمون میخاسته وما به حول قوه الهی کمربندمونو محکم ترازحمیشه بستیم بازم تقسیراونانیس حتما فکرکردن که مام آررررره بایبای سرکاریا
آوریل 15th, 2008 at 3:50 ق.ظ
سام علیکم ازین حرفا تو هنو توکف یه جونوری که!!! اما عب نداره Barby من *مارفتیم ولی خجالت بکش barby جونم جون من نه جون خودت تو بمیری اسمتو عوض کن
آوریل 16th, 2008 at 1:37 ق.ظ
با سلام
به نظر من آقایون پسر خیلی ببخشیدا خرتر از این صحبتا تشریف دارن که بفهمن کی واقعا عاشقشون و دوستشون داره و وقتی جواب رد از طرف گرفتن تازه میگن بله خانم سرمون کلاه گذاشت در حالی که خودش سر خودشون کلاه گذاشتن. تو توهم زیست کردن……………..
آوریل 17th, 2008 at 7:28 ب.ظ
ما که نفهمیدیم منظورت چی بود اگه منو ببینی متوجه میشی خیلی اسمم به من میاد بعدش هم من با جینی پاتر کار داشتم نه تو داداش
آوریل 19th, 2008 at 3:21 ق.ظ
رفتیم مکتب آدم شدیم *السلام علیک یا اهل السایت* خدمت آنانکه شادمان ساخته اند مارا 1 ZINA منضور من ازاین حرفا عکس العملی هست که حضرت شما اولین مورد هستید که پاسخ میدهید مارا ومن شمارا تایید مینمایم 2 barby جونم اول آنکه اینجانب تقاضای آبجی ننموده ایم که مارا داداششش خطااااب نماید دوم مشکل ازحضرت شما می باشدوجمله بندی املا یتان که افتادی تو رادار اینجانب سوم حضرت شما اگرمارا زیارت نمایند متوجه میشوند که اسمشان اصلا اصلا بهشان نمی آیدچهارم چون مسئله یه جورایی ناموسی با کمال میل ازت طلب عفو میکنم
آوریل 19th, 2008 at 3:47 ق.ظ
سلامی دوباره برای حال دادن به ZinA وBarbY در روایات سفازش نموده اند بر نام نیک برای فرزندان مختصر میکنم مطلبرا چون اینجا اصلا جاش نی اسمتاثیربسیاربرروح ورفتار انسان میگذاردحروف اول اسم را میگویم اگر تمایل دارید اطلاعات مفید بدست بیارید اسمتون رو بنویسید البطه کسی شیر نشه چون مودب بودم اگه اونی که من میخام بشه بشه هم من حال میکنم هم ZinZ ی عزیزوهم BarbY عزیزاینو واسه این میخام به شما دو عزیز بگم چون بانوشته هاتمن خیلی حال کردم خب دیگه بسه مارفتیم نقطه
آوریل 19th, 2008 at 5:09 ق.ظ
یه دختر دیدم ولی بکسی نمیگم چون نامزد داره هه ههه هههههه
آوریل 20th, 2008 at 5:57 ب.ظ
سلام برادر
منظور از حضرت چیه؟
اگه اشتباه نکرده باشم حتما جینی پاتر یا یک دختر یا شایدم خودمم
اکی یا نوکی
آوریل 20th, 2008 at 6:01 ب.ظ
راستی نگفتی که اسممو چی بزارم
اصلا تو میدونی که من چرا از جینی پاتر این سوالو پرسیدم به خاطر اینکه یه دختر دختر خاله ی منه که چند روزه غیب شده برای همین گفتم شاید جینی پاتر که دوستشه بدونه کجاست
آوریل 20th, 2008 at 10:26 ب.ظ
راستش من الان تقریبا 6 ماه دارم از همین روش ها استفاده می کنم تا به یکی بفهمونم بابا شانس بهت رو کرده من ازت خوشم میاد ولی از بخت بد من طرف بسیار بسیار خنگ تشریف داره
آوریل 20th, 2008 at 10:52 ب.ظ
خنگ نبوده خیلی هم عاقلانه رفتار کرده!!
آوریل 21st, 2008 at 8:00 ب.ظ
سلام راست ميگين دخترهارو اصلا نميشه شناخت اما اگر شما را دوست داشته باشه يه ذره بي محلي كنيد سريع دستپاچه ميشن ميگيد نه امتحان كنيد
آوریل 21st, 2008 at 8:10 ب.ظ
اصلا جنس زن را نميشه شناخت اما اگر بهش يه ذره بي محلي كنيد سريع دسپاچه ميشه و خودش رو لو ميده اما با اين حال ساده هم هستند اگر بهشون علاقه مندي كنيد سريع عاشق ميشن آقا پسرها تورو خدا الكي به كسي قول ازدواج نديد بعدش رها كنيد چون احتمال داره ضربه سخت روحي ببينه و دختر خانمها زود حرف پسرهارو باور نكنيد خيليياشون دروغ ميگن نه ماشين آنچناني دارند نه ثروت ونه شمارا آنقدر كه ميگن دوست دارند فقط ميخوان كارشون راه بيافته ميگيد نه امتحان كنيد اما امتحان تلخي خواهد بود
آوریل 23rd, 2008 at 8:49 ب.ظ
یکی به من بگه چی کار کنم از بعد از عید بیشتر نگام میکنه بهش پا بدم؟
آوریل 24th, 2008 at 3:30 ق.ظ
سام علیکم # اولا که نباید بهش پابدی باید پاهاتو بدی دوما اگر اول بهش دست بدی فکرکنم بهترباشه
آوریل 24th, 2008 at 3:33 ق.ظ
سلام با ربی * دارم به سلولهای خاکستریم فشاری متعادل وارد میکنم برای جوابت یه کوچولو وایسا
آوریل 25th, 2008 at 7:15 ب.ظ
منتظرم …………………..
آوریل 26th, 2008 at 9:52 ق.ظ
سللللامممم *babyجونم هرچی فک میکنم میبینم خیلی بیفکرم چن ازسلولهای خاکستریم که پس از اندیشه ای ژرف وقدرتمندکه تنها دوده وخاکستری بجاماند نتیجه گرفتم در مسابقه اسممو چی بزارم 2هیچ مساوی کردیم حالا دیگه فرقی نداره که اسم شلخت چی باشه چون ازطرف فدراسیون به کسی جایزه که هیچی فحش هم نمی دن (حالا چن چن شدی)
آوریل 26th, 2008 at 9:58 ق.ظ
امیدواریم از انتظار بی انتظار نشده باشی………………………………..؟!؟!؟!؟!؟!؟!……………این تنها عکس یک ناف هستش ( ه )
آوریل 26th, 2008 at 11:04 ب.ظ
اینجا جای چت نیست اگه میخواهید صحبت کنید ادیتونو بدید
آوریل 27th, 2008 at 3:09 ق.ظ
سلام منظور ازبدید چیه ؟
آوریل 27th, 2008 at 5:14 ق.ظ
من نمیدم تو بده
آوریل 27th, 2008 at 10:52 ب.ظ
هر جور راحتی میخوای ای دیتو بده میخوای نده
آوریل 28th, 2008 at 9:34 ب.ظ
هفت تیرعزیز اگه مطالبم برای سایتت زیا ده اختیار باخودته میتونی هرکدوم رو خاستی حذف کنی در هرصورت خداحافظ
آوریل 30th, 2008 at 6:20 ب.ظ
منم رفتم
خداحافظ………
می 18th, 2008 at 6:18 ق.ظ
سلام دختر واسه ما پیدا نشد؟؟؟؟؟؟؟
من خیلی مهربونما…..
09155145839
می 20th, 2008 at 9:06 ب.ظ
بابا خرس مهربون
می 21st, 2008 at 4:41 ب.ظ
روزهای زیادی از عمر داره میگذره و شماها هنوز به دنبال این هستید که از ایما و اشارات افراد به احوال اونا پی ببرید ! دیگه دوره دخترهایی که مینشستند تو خونه تا یه مردی بیاد سراغشون و در هر لحظه از حد اکثر یکی دو تا خواستگار مجبور بودند یکی را انتخاب کنند گذشته ، الان دختر ها خودشون در انتخاب طرف مقابل سهم دارند ، حالا یا با ایما و اشاره و یا بصورت مستقیم . ولی بدونید اگه از کسی خوشتون اومد و شهامت جلو رفتن را نداشتید ترسو هستید و مثل زندگی ، اگه شجاع نباشی بازنده هستید .
می 25th, 2008 at 9:04 ق.ظ
تجربه من از همه شما دراماتیک تر .در یک جمله خلاصه بگم دختر ها پیچیده ترین حساسترین و احساسیترین موجودات روی کره زمین هستند.اما ما پسر ها خیلی ……………. اما نه شاید من خیلی نامرد هستم . من یه یک نفر خیلی بد کردم خیلی خیلی خیلی …………….. کسی که زندگی شو وقف من کرد کسی کرد مثل یک شمع دور من سوخت اما چیزی نگفت نه نه اون مثل یک سیمرغ خودشو آتیش زد تا از خاکسترش من متولد بشم .من باختم به خودم به زندگی به اون به همه باختم .
الهی روزی صد بار بمیرم و زنده بشم الهی رنگ خوشبختی نبینم الهی روزی صد بار آرزوی مرگ کنم و مرگی نباشه الهی ………………………..
(ش.ف می دونم تاآخر عمرم دیگر نمی تونم تو رو ببینم می دونم گذشته ها گذشته می دونم تو بهشتی هستی می دونم تو یک فرشته از طرف خدا بودی می دونم ……. اما چرا بدون خداحافظی رفتی چرا اینطوری چرا؟؟؟؟؟؟؟
ش .ف همیشه دوستت دارم و همیشه در قلب من خواهی ماند و همیشه با خاطرات شیرین تو زندگی خواهم کرد . خداحاظ میم از مشهد )
می 25th, 2008 at 9:04 ق.ظ
تجربه من از همه شما دراماتیک تر .در یک جمله خلاصه بگم دختر ها پیچیده ترین حساسترین و احساسیترین موجودات روی کره زمین هستند.اما ما پسر ها خیلی ……………. اما نه شاید من خیلی نامرد هستم . من یه یک نفر خیلی بد کردم خیلی خیلی خیلی …………….. کسی که زندگی شو وقف من کرد کسی کرد مثل یک شمع دور من سوخت اما چیزی نگفت نه نه اون مثل یک سیمرغ خودشو آتیش زد تا از خاکسترش من متولد بشم .من باختم به خودم به زندگی به اون به همه باختم .
الهی روزی صد بار بمیرم و زنده بشم الهی رنگ خوشبختی نبینم الهی روزی صد بار آرزوی مرگ کنم و مرگی نباشه الهی ………………………..
(ش.ف می دونم تاآخر عمرم دیگر نمی تونم تو رو ببینم می دونم گذشته ها گذشته می دونم تو بهشتی می دونم تو یک فرشته از طرف خدا بودی اما چرا بدون خداحافظی رفتی چرا اینطوری چرا؟؟؟؟؟؟؟
ش .ف همیشه دوستت دارم و همیشه در قلب من خواهی ماند و همیشه با خاطرات شیرین تو زندگی خواهم کرد . خداحاظ )
می 25th, 2008 at 9:33 ق.ظ
سلام بچه ها ..راستش من ..وجود و شخصیت زن برام خیلی اهمیت داره…بسیار پیچیده و غیر قابل پیش بینی هستند..!من توی یه سنی نسبت به همه خانمها حساسیت داشتم ..و دوس داشتم ..که با همه دوس باشم..وتوی ذهنم یه طرفه چند بار عاشق شدم..و یه طرفه عین آدمای احمق خوشحال بودم..بزرگتر که شدم…دیدم..از لحاظ فکری و رشد شخصیتی ..از ما یهترند و پایبندتر..بچه ها روراست من خیلی چشم چرانم و نمیدونم با این عادت چکار کنم…به طرز خیلی وحشتناکی..میل جنسی ام منو اذیت میکنه..بنابراین هر دختر یا خانمی هم اگه با من آشنا بشه ..فقط به …فکر میکنم ..قبلا خیلی رمانتیک با قضیه برخورد میکردم…از خودم بدم میاد….تحصیلات آکادمیک و شغل خوب دارم ..وبه خاطر تیپم ..کمتر دختری هست که نتونم تورش کنم…البته به سبک کروکودیل آخه تحملم خیلی زیاده…البته تا حالا نامردی تو مرامم نبوده…و نیست…الانم نمیتونم کسی را دوست داشته باشم …نمیدونم چکار کنم..! معذرت میخوام از اینکه اینقدر صریح صحبت کردم..
می 25th, 2008 at 1:43 ب.ظ
سلام
من یه پسر خوب و …مهندس مکانیک..شاغل…ساکن تهران میرداماد…مجرد..عاشق سینما و سفر غیر قابل پیش بینی..بعضی موقع ها از یه سوراخ به اندازه سر سوزن رد میشم و بعضی موقع ها از دروازه هم نمی تونم رد شم..خونسرد و بیخیال نسبت به دور و بر..ظاهر رسمی..بدون برنامه ..و تصمیمات آنی..هیچکسو دوست ندارم..بعد از چندین سال..از دوستان به ظاهر مرد..فقط نامردی دیدم…اما خودم نامرد نیستم.کافی شاپ و فاست فود دوس دارم..زنها را به طرز وحشتناکی میشناسم..و دوسشون دارم..همین! دنبال یه خانم خوب واسه دوستی هستم..ARIA.B4@GMAIL.COM
می 31st, 2008 at 3:32 ق.ظ
با درود به همگي
من الان 23 سالمه و از سن شايد 15 يا شايدم كمتر نسبت به يكي از دخترهاي همسايمون يه حس عجيبي داشتم بعد كم كم فهميدم كه دوستش دارم ولي جرات گفتنشو نداشتم و الان حدود 5 ساله كه خونمونو عوض كرديم ولي با اينكه مدت زيادي نديدمش ولي بعضي از وقت ها با اينكه اصلا به يادش نيستم خوابشو ميبينم من تا الان حتي يك بارم باهاش حرف نزدم و جراتش را هم ندارم لطفا منو راهنمايي كنيد
ژوئن 2nd, 2008 at 3:09 ب.ظ
سلام به همگی
من یه پسرهستم که همین جوری الکی هوس کردم با یه دختری دوست شم البته از فامیل ..خوشمم نمیومد ازش ولی حالا دارم میبینم الکی عاشقش شدم اما طرف 3 سال از من بزرگتره .ولی فکر کنم اونم از من خوشش اومده اما هرچی پالس میدم اون اصلا .ولی علائم علاقه مندی روداره. ولی همش با پسرای دیگه فامیل حرف میزنه و اینطوری میخواد بگه به تو کم محلی میکنم البته به نظر خودم . چیکار کنم کمک کمک کمک کمک بچه ها
ژوئن 4th, 2008 at 12:39 ق.ظ
شبها گریه می کردم و روزها خندان تا کسی نفهمد عاشق او بودم و هستم ..
بعد از رفتن او امیدی نداشتم ….هنوز هم دلم با او هست ………
خلاصه غم خونه دلم رو گرفته .. و دنباله همدم میگردم .
….
چرا غمها نمیدانند … که من غمگین ترین غمگینه شهرم
بیا ای دوست با من باش .. که من تنهاترین تنهای شهرم
ژوئن 4th, 2008 at 2:53 ب.ظ
ایول آقا حمید خیلی باحال بود. بعد در جواب اقا اریوبرزن بگم که اگه دوستش داری برو بهش بگو .
انگار تا همیشه باید در پی چشم های تو ستاره های جاده را سوا کنم ………….وچه طولانی است شبهای بی ستاره جاده
ژوئن 6th, 2008 at 4:37 ب.ظ
آنکه هیچ نمی داند ، به چیزی عشق نمیورزد آنکه ازعهده هیچ کاری برنمی آید
هیچ نمیفهمد، بی ارزش است ولی آنکه میفهمد; بی گمان عشق میورزد،مشاهده میکند، میبیند
هرچه بیشتر دانش آدمی درچیزی ذاتی باشد،عشق بدان بزرگتراست ….
هرکه فکرکندهمه میوه ها درهمان وقت میرسند که توت فرنگی،ازانگورچیزی نمی داند…
هر وقت حس كرديد آدم بسيار خوب و با گذشتي شديد انوقته که بهت میگن عاشق
ژوئن 15th, 2008 at 1:14 ق.ظ
اگه اینجوریه , پس چرا انی که من دوستش دارم متوجه نمیشه, فقط بله بر بر نگاه کنه, الهی کور بشه ان چشماش
ژوئن 17th, 2008 at 8:07 ب.ظ
من يه دختر بدبختم كه شديدا ميخوام با يكي درد و دل كنم ولي نميشه.چون هيشكي دركم نميكنه.دست نياز به طرف شما دراز ميكنم كه ببينم چه قدر ادعاي احساستان ميشود؟؟از اين همه شعر و شعار كي واقعا مرد ميدونه و ميخواد حرفاي منو بشنوه.(نگواون من نيستم)
id:asal_kelbek
ژوئن 26th, 2008 at 4:06 ب.ظ
من 30 سالمه حازرم با یک زن بیوه در مشهد ازدواج موقت کونم یا دختر غیر با کره
ژوئن 26th, 2008 at 4:07 ب.ظ
من ۳۰ سالمه حازرم با یک زن بیوه در مشهد ازدواج موقت کونم یا دختر غیر با کره
mirzaii_1200@yahoo.com
جولای 23rd, 2008 at 11:23 ب.ظ
سلام
امیدوارم چند لحظه فرصت خوندن درد و دلم مو داشته باشید.
من الان تقریبا 18 سال دارم و دانشجوی رشته ی کامپیوتر آموزشکده فنی ارومیه هستم.
حدودا هشت ساله که خونمونو عوض کردیم هنوز خیلی نگذشته بود که فهمیدم به دختر همسایه روبه رویی خیلی علاقه دارم.
من فقط تو این هشت سالی که تو این محله هستم , یک بار تونستم با اون صحبت کنم که اون یک بار هم فقط جمعا سه کلمه بود. اما حالا فکر می کنم این یه علاقه نبوده.
سرتون و درد نیارم ***
مشکل من اینه که انو خیلی دوست دارم و نمی تونم اونقدر خودخاه باشم که از اون بخوام که به من هم فکر کنه چون حتی من یه بارم بهش نگفتم که تو دلم چی می گذره.
از یک طرف دیگه هم میترسم بهش بگم و اون فکر کنه که مخوام فقط باهاش دوست باشم یا خدایی نکرده فکر کنه که میخوام ازش سوء استفاده کنم و قبولم نکنه .
من یه بچه کشاورزم که روز های تعطیل وتابستون ها رو توی ده کار می کنه اما خانواده ی اون یک خانواده ی با فرهنگ ونسبتا پولداره .و این باعث می شه که گاهی وقتا احساس بیهودگی کنم و خودم لایق یه همچین دختری ندونم .ضمنا تو این محله پسر های پولدار زیادی هستن که دنبالشن.
وقتی تو خیالم به اون پســــــــــــــــــــــــــــــــــرها فکر میکنم تصور میکنم بازی رو شروع نشده باختم.
لطفا منو راهنمایی کنید . من از خواهرهای توی سایت خیلی انتظار دارم لطفا Help me****
جولای 23rd, 2008 at 11:40 ب.ظ
من – تهران: 80.191.36.129 گفت:
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۲ ب.ظ
پسرا فکر میکنن علاقه مند شدن دخترا شک میکنن که علاقه مند هستن یا نه! اصولا همیشه این نشونه ها پیدا میشن بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببعد تازه رو انتخابشون فکر میکنن.
دخترا خودشون نمی دونن علاقه مندند یا نه ، بیشترشون فقط میگن مورد خوبیه !
این حس آشنایی قابل احترامه نه اعتماد؛ دوست داشتن انتهای جاده ی شناخت متولد میشه.
جولای 24th, 2008 at 12:02 ق.ظ
میثم: 208.89.210.202
آنچه را که نمیتوانی بدست آوری فراموش کن ؛آنچه را که نمی توانی فراموش کنی برای بدست آوردنش تلاشکن چون بدست آوردنش مشکل نیست
اینو یکی یه جایی تو یه کتاب خوندم یه متفکربود نمیدونم شاید دکتر شریعتی بوده
سعی کن ایشالا به عشقت میرسی البته اگه عشق باشه
راسش من یه موقعی عاشق یه دختری تو کلاسمون شدم خدایش اونم بال بال میزد تا زد ویه بار تو یکی از شهرای جنوب که واسه ارائه مقالم رفته بودم با یکی از دخترای همشهریی شما آشنا شدم (بچه شهر ارومیه بود) دو روز اونجا بودیم اتفاقاً مقاله هامون هم موضوع بود. دیدم ای داد بی داد دلامون گره خورده خلاصه تامدتی از هم خبر داشتیم ولی دیدم نمیصرفه چنانی که از اولی دل بریدم و اینو گذاشتم جاش …..؛گفتم فایده نداره این عشق نیس هوسه کم کم ارتباتمون کم شد تا دیگه بیخیال هم شدیم. رفت تا اینکه بعد مدتی یکی از بچه ها که از این قضیه خبر داشت پا پیش گذاشت بود وبدون اطلاع من رفته بود خاسگاری همکلاسِ واسه من اونم بهش گفته بود من نامزد کردم .
این داستان عشقِ یه پسریه که فهمید فاصله عشق وهوس یه تار موِ
ولی خدایش اگه عاشقشی کوتا نیا ایشالا همچی درست میشه
سپتامبر 27th, 2008 at 9:37 ب.ظ
لطفا در مورد روشهای ابراز علاقه اقایون به خانم ها هم بنویسید من الان خیلی لازم دارم که بدونم مرسی.
اکتبر 4th, 2008 at 6:14 ق.ظ
سلام
والله اینقدر بحث ها شلوغ و داغ بود که وقت نکردم همه رو مطالعه کنم ولی جای تذکر این جاست که اگر بتونید مدیریت قشنگی بروی نظرات انجام بدید و نظم ببخشید خیلی بهتر می شه…
مطالب زیبا و مفیدی بود …
موفق و موید باشید. یا علی مدد…
اکتبر 4th, 2008 at 9:59 ق.ظ
سلام به همه من تعجب می کنم از همه که چقدر در این محیط به هم پیغام و پسغام می دید آخه برای بحث و گفتگو جای مشخصی وجود داره به اکثر نظرات که توجه کنی اصلا با موضوع صفحه ارتباط نداشته و واقعا چیزی برای یاد گرفتن نداره بکوشیم اگه نظری هم می دیم واقعا توشه ای برای دیگران داشته باشه مرسی از همه دوستان
اکتبر 15th, 2008 at 3:03 ب.ظ
آخه تا كـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي
نوامبر 1st, 2008 at 1:32 ب.ظ
حالا یکم هم بگو علاقه پسرها از کجا مشخص میشه؟
نوامبر 8th, 2008 at 11:07 ب.ظ
سلام.سایت باحالی.ممنونم.با اینکه یه دوست دختر دارم و 7ماه که باهم دوستیم فقط یه بار دیدمش.اون شیرازیه.من یه بار اشتباها بهش گفتم که زیبا نیستی به نظر من ولی برام این مهم هست که تو به پاذل قلبم خوردی و کاملش کردی.ولی حالا هر کاری واسمحاظر انجام بده مگر اینکه وب بده.اینو میشه از رفتارش فهمید.میخواستم یه کمکی کنید شاید بتونم بعد ع 7ماه چشمای یار زندگیم رو ببینم.اخه از دلتنگی چشماش دارم میمیرم.حتی گریه هم کردم ولی اون جونشو میده واسم ولی وب نمیده.
نوامبر 8th, 2008 at 11:28 ب.ظ
راستش با اینکه من خودم هم یه دوست دارم ولی فکر می کنم بعضی وقتا ژن دختر و پسر توی بعضی از احساس ها جابه جا میشن.زن و مرد دارای دو احساس قدرت و لطافتند.دخترا درخت ااحساس و تو خودشون می پرورند وبه قدرتشون توجهی ندارند و پسرا بلعکس تا زمانی که متوجه میشن یه احساسشون گم شده و بدنبالش می گردند و یکی رو پیدا می کنن.ولی یادمون باشه یه درخت یه شبه بزرگ نمی شه پس اونی که تو آغوشمون آروم گرفته به این امید بهمون اعتماد کرده و یادمون باشه هر دو نیازمندیم.من واس دوس دخترم اسم گذاشتم و بهش میگم گنجیشک کوچولو اونم منو بهار صدا میکنه.ما دستامونو تو دستای خدامون گذاشتیم تا هر جا که دوست داشت ببره یا جدایی یا وصال که تسلیم اوییم.با اینکه شکلش اون جوری نیست که من میخوام.نه اینکه زیبا نباشه نه!من حاضرم جونمو واسش بدم چون می دونم با تمام وجو بهم اعتماد داره و این با ارزش ترین احساس گمشده ام بود که بهم برگردوندش و مدیونشم.چون جونمه