توطئه دانش آموزان كلاس سوم دبستان براي كشتن معلم خود
هفت تیر 7tir.com : گروهي از دانشآموزان كلاس سوم يك دبستان در امريكا با آوردن چاقو و وسايل ديگر ميخواستند معلم خود را بكشند. به گزارش آسوشيتدپرس پليس گفت: 9 پسر و دختر يك مدرسه ابتدايي در جنوب جورجيا مقدمات كار را فراهم كرده بودند و وظايف هر يك از 9 نفر را در اين توطئه مشخص كرده بودند. توني تانر رئيس پليس «ويكراس» گفت اگر جلوي آنان گرفته نميشد ميتوانستند دست به كار شوند. آيا موفق ميشدند؟ ما نميدانيم.
تانر گفت اين كودكان 8 و 9 ساله از اين كه خانم معلم يكي از آنان را براي ايستادن روي يك صندلي سرزنش كرده بود، از دست او عصباني شده بودند.
براساس قوانين جورجيا كودكان كمتر از 13 سال تحت پيگرد قرار نميگيرند.
تانر گفت مسوولان مدرسه روز جمعه گذشته پس از اين كه دانشآموزي به يك معلم خبر داد كه دختري سلاحي با خود به مدرسه آورده، پليس را در جريان گذاشتند. پليس يك كارد، تعدادي دستبند، انواع نوارچسب و وسايل ديگر از 9 كودك فوق به دست آورد.
ترزا مارتين سخنگوي شبكه مدارس «ويركانتي» گفت 9 دانشآموز تنبيه انضباطي شدهاند و هيچكدام از آنان از زمان افشاي رازشان به مدرسه برنگشتهاند.
خانم معلمي كه قرار بود كشته شود معلم سابقهداري است كه دانشآموزان داراي ناتوانيهاي آموزشي را تعليم ميداد.
تانر گفت: وظايف بچهها از قبل تعيين شده بود. قرار بود يكي از آنان پنجرهها را بپوشاند تا از بيرون داخل كلاس ديده نشود. ديگري قرار بود پس از حمله كلاس را تميز كند. تانر گفت: ما فعلا نميدانيم چه تعداد از بچهها ميدانستند كه قرار است به خانم معلم آسيب رسانده شود.
ماموران مجاز نيستند، بدون اجازه و رضايت والدين با بچهها حرف بزنند و والدين تاكنون نهايت همكاري را با ماموران به عمل آوردهاند. چهار نفر از مادران دانشآموزان كلاس سوم دبستان «سنتر المنتري» خواستار اخراج فوري كودكان مظنون به توطئه شدند.
يكي از اين مادران گفت: ما نميخواهيم فرزندان ما با چنين بچههايي نشست و برخاست داشته باشند. بچهاي كه كارد داشت ممكن بود به بچه من يا ديگري آسيب برساند.

آوریل 5th, 2008 at 1:12 ب.ظ
اين كه چيزي نيست!من تا حالا 2000 بار قصد كشتن معلمامو داشتم!!!
آوریل 5th, 2008 at 1:13 ب.ظ
ولي دمشون گرم اين بچه آمريكاييا ديگه كين ها!
آوریل 5th, 2008 at 1:22 ب.ظ
سعيد خسته ،خسته نباشي حالا چند بارش موفق شدي
آوریل 5th, 2008 at 1:35 ب.ظ
بابا اینا کار درستن ما دوم راهنمایی بودیم روصندلی معلم سوزن گذاشتیم تا بشینه وجیغش در بیاد جونمون در اومد اخرشم پاچه خوارا لومون دادن.
آوریل 5th, 2008 at 1:50 ب.ظ
منم براي اين دانش آموزها متاسفم يه نعمت به اين خوبي حيف و ميل ميكنند بفرستند ايران براي روحيه دادن براي جوانهاي محل
آوریل 5th, 2008 at 1:57 ب.ظ
تقريبا موفق نشدم!
آوریل 5th, 2008 at 2:00 ب.ظ
ولي الان كه دانشجو ام از يه استاده بدم اومده…قصد دارم تا طي يه ماموريت ترتيبشو بدم!
آوریل 5th, 2008 at 2:30 ب.ظ
محمدیاش صلوات!!!
آوریل 5th, 2008 at 3:04 ب.ظ
این برو بچه های زیاد کامپیوتر بازی کردن =)) مدزسه رو با گیم GTA اشتباه گرفتن
فکر کردن می رن خانوم معلم را می کشن بعدش سوار هلکوپتر می شن از دست پلیسا فرارمی کنن D:
فاطمه به جای سوزن چاقو میزاشتین بیشتر حال میدد ِِِِ…
آوریل 5th, 2008 at 3:31 ب.ظ
نه دیگه بر حسب تعریف فشار هم اگه بخوایم بگیم اونم می گه هرچه سطح کمتر فشار بیشتر
آوریل 5th, 2008 at 4:34 ب.ظ
F=P*A OR P=F*A OR A=P*F OR OR OR OR
آوریل 5th, 2008 at 4:34 ب.ظ
ما ها هم تو راهنمایی از این کار ها زیاد کردیم….اما همش این پاچه خوارها لومون می دادن…فقط دو بار دور از چشم اونها موفق شدیم…..(یادش بخیر….)
آوریل 5th, 2008 at 4:36 ب.ظ
فاطمه اگه بگی کدام درسته معلومه که انشتین یه دستی سرت کشیده
آوریل 5th, 2008 at 4:36 ب.ظ
ههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
آوریل 5th, 2008 at 4:56 ب.ظ
عزیز انگار اطلاع نداری که انیشتن می یومد تا من دستی به سرش بکشم.
ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
آوریل 5th, 2008 at 5:16 ب.ظ
من كه يادمه زمان مدرسه به مدير و ناظم و معلم هامون تجاوز هم مي كرديم.
آوریل 5th, 2008 at 5:37 ب.ظ
شما دیگه کار درست بودید ماها که فقط تو کار سوزن گذاشتن و چند تا کار دیگه ایم.
ولی اینکه رو کاغذ بنویسی من خرم بعد بچسبونی پشت معلم اونم تو 3-4 طبقه بچرخه کیف نداره.
محصلای عزیز امتحان کنن پشیمون نمی شید.
آوریل 5th, 2008 at 7:40 ب.ظ
یه دفعه من فلفل ریختم تو گل دادم معلم بو کرد دهن مهنمون رو سرویس کردن حالا اینا قصد کشتن معلم رو دارن هیچی بهشون نمیگن؟
آوریل 5th, 2008 at 9:19 ب.ظ
بابا سخت نگیرید این معلمه یه مشت بچه عقب افتاده بوده این بچه ها هم پدر صاحابشو در آوردن
آوریل 5th, 2008 at 9:38 ب.ظ
بیچاره معلمها
آوریل 5th, 2008 at 10:02 ب.ظ
اي بابا كي اين بدبختارو درك مي كنه آخه!
آوریل 6th, 2008 at 12:53 ق.ظ
احتمالا معلم قزوینی بوده.
آوریل 6th, 2008 at 10:40 ق.ظ
سعيد خسته استادتون زنه يا مرده -حرفت مجهول داشت
آوریل 6th, 2008 at 10:48 ق.ظ
وزير آموزش و پرورش افختار ميكنه يه زماني بخاطر ناخون بلند با چوب ميزدن روي دست بچه ها ولي امروز نه اگه يه زماني معلم اين كاره ميكرد از حرمت بچه ها كم نميشد بلكه ساخته ميشند براي سختهاي آينده ولي امروز جوري شخصيت خانواده پدر مادر لگدمال ميكنند كه هميشه اين حس ناتواني يا بي ارزش بودن تا آخر عمر براش ميمونه در عوض حقه يا تقلب يا هر كاري كه بتونه غير واقعي زندگي بكنه رو انجام ميده تمام آدمهاي كه با هزار جور عقده يا كمبود به ايام مستقل بودن ميرسند هميشه نااميد ي بدبختشون ميكنه
آوریل 6th, 2008 at 11:39 ق.ظ
نه بابا مرد هستش!ما از اين شانسا نداريم!حالا خودت چي؟دختلي يا پشلي؟
آوریل 6th, 2008 at 11:40 ق.ظ
کاشکی یکی حساب این استاد قاتاروچیان نمیدونم درست نوشتم یا نه به هر حال کاشکی یکی هم حساب این یکی رو میرسید
آوریل 6th, 2008 at 11:43 ق.ظ
آهان فهمیدم اسمش قواتوقچيان این درسته یکی هم حساب اینو برسه من که اگه تو اون دانشگاه بودم یه برنامه براش میچیدم
آوریل 6th, 2008 at 2:50 ب.ظ
دمشون گرم ولي ما با پنبه سر مي بريديم
تو يه سال 3 تا معلم رو از مدرسه فراري داديم.
آوریل 6th, 2008 at 3:16 ب.ظ
افختار- ناخون درستشو نمی نویسم که نظرم حذف نشه!
ولی کلی خندیدم.
آوریل 6th, 2008 at 3:39 ب.ظ
برای تنبیه هم شده پسرها بدهند ختنه کند و دخترها بفروشند به شیخ نشین ها
آوریل 6th, 2008 at 3:41 ب.ظ
بازم سلام
ای بابا دوران مدرسه هم عالمی داشت مخصوصا برای ما نیمکت آخریها که کلاسو با معلم میپیچوندیم
یادش بخیر
آوریل 7th, 2008 at 12:00 ب.ظ
یادش بخیر
من فقط لج معلم زبان در می ارودم جیغ می رفت هوا
بعد خودمو به موش مردگی می زدم
آوریل 7th, 2008 at 12:26 ب.ظ
اینها روشن فکر های مملکتن اینا شعورشون به اندازه شلغمم نیست ببین دنبال چه چرت وپرت هایی هستند
جای اینها به فکر …………..
آوریل 7th, 2008 at 10:45 ب.ظ
به به به به
آوریل 8th, 2008 at 12:24 ق.ظ
همه جای دنیا همینه بگذارید یک حکایت نقل کنم:
یک سال در یک روستا خشکسالی میشه و اهالی روستا تصمیم میگیرند دانش آموزان کلاس اول رو برای اینکه قلبشون پاکه و خدا به آنها نزدیکتره بزارند سر زمین تا برای آمدن باران دعا کنند یک مردی از اونجا رد میشه و از ماجرا با خبر میشه میگه: جمعش کنید بابا! اخه اگه دعای یکی از این کلاس اولیها مستجاب میشد الان یک معلم هم زنده نبود!!!!! میدونین چرا چون همه دانش آموزها آرزو میکنند معلم بره زیر تریلی منفجر بشه له بشه بمیره ولی نیاد سر کلاس
آوریل 8th, 2008 at 11:36 ق.ظ
همه تو مدرسه کرم می ریختن من بد بخت مظلوم به فاک می رفتم
آوریل 9th, 2008 at 3:13 ب.ظ
يادش بخير دوران مدرسه
يه بار داشتم تو كلاس آبدوغ خيار درست ميكردم معلم مچمو گرفت 2 هفته اخراج از مدرسه داشتم اونوقت اينا ميخوان معلم بكشن
ما رو باش
اونا رو باش
آوریل 9th, 2008 at 3:20 ب.ظ
سلام به همه تنها – تهران بابا آخه بخاطر همچین کاری کسی رو اونم 2 هفته اخراج نمیکنن اونم تو تهران ما تو دوران ابتدائی سیب زمینی رو میکردیم تو اگزوز ماشین معلمامون تو دوران دبیرستان یک بار چند تا از کلاسا رو تو زنگ تفریح آتیش زدیم ولی وقتی … مالا ما رو لو دادن فقط از نمره انظباطمون کم کردن و کل هزینه رنگ زدن کلاسا رو ازمون گرفتن و یه برگم تعهدنامه پر کردیم وسلام
آوریل 9th, 2008 at 3:24 ب.ظ
سلام
آقا رضا براي شما بله
اما تو مدارس دخترونه ميدوني اينكار يعني يه جرم بزرگ
آوریل 9th, 2008 at 3:31 ب.ظ
بازم سلام به تنها – تهران ما که شنیدیم تو مدارس دخترونه بیشتروقتا بزن و برقص راه می ندازن و sms سر کلاس درس ردوبدل میکنن و حرص معلمارو در میارن البته قبلا گفتم که شنیدم ولی تو دانشگاه دیدم که دخترا شیطنتهاشون از پسرا بیشتره
آوریل 10th, 2008 at 1:32 ب.ظ
سلام.بابا دم این بچه ها گرم کاش می زدن پدر این معلمرودر می اوردن.راستی کارت خیلی خوبه تونستی یک سر بزن
آوریل 11th, 2008 at 8:03 ق.ظ
تنها جون اخراج کردن دانش اموزان از 1هفته بیشتر نیست ماها کل مدرسه رو رو سر مدیر و معلما خراب می کنیم کسی نمی فهمه.
رضا-کرج شنیده هات درسته یه بار بلوتوث ماها روشن بود از اون طرف هم بلوتوث معلم روشن بود بقیش رو دیگه خودت تصور کن…
آوریل 11th, 2008 at 10:17 ق.ظ
سلای به گرمی آفتاب تابستان خدمت دوستان
فاطمه – تهران خوب وقتی تو دانشگاه پیش اونهمه پسر همچین کارائی رو میکردن خوب معلومه که در دبیرستان چه آتیش پاره هائی بودن ( البته بلانسبت بعضی از خانومها )
آوریل 11th, 2008 at 5:35 ب.ظ
خدا به داده دانشگاه های چند ساله بعد برسه.
مثلا بچه های مدرسه ما برن دانشگاه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چه شود؟؟؟!!!!!!!!!! از الان دلم واسه استادا می سوزه.
آوریل 11th, 2008 at 5:40 ب.ظ
سلام
فاطمه – تهران خوب وقتی برن دانشگاه شر و شورشون کمتر میشه
ما پسرا که اینطوری بودیم چون در دانشگاه یه سری کارارو نمیشه کرد
آوریل 12th, 2008 at 6:26 ق.ظ
امیدوارم