Archive for the ‘اخبار اقتصادی’ Category

آنها مالک پيروزي اند ، ما مالک پرسپوليس / گفتگو خواندنی با امیر عابدینی

سه شنبه, می 19th, 2009


هفت تیر 7tir.om  : برگه يي که هيچ گاه پيدا نشد، اختلاف چند دوست و همکار قديمي را عيان کرد. برگه مبايعه نامه باشگاهي بود که پس از گم شدن هرگز روي آرامش نديد. 9 سال از ناپديد شدن برگه مي گذرد و حالا کتابي از آن روزهاي پرالتهاب باشگاه پرسپوليس به جا مانده به قلم حجت الاسلام زم. درگيري مديريتي پرسپوليس در اواخر دهه 70 شمسي با گم شدن برگه مبايعه نامه آغاز شد و با حکم ديوان عالي کشور و بازگرداندن پرسپوليس به دولت و سازمان تربيت بدني پايان يافت. پايان که نه، تقريباً هشت سال است پرسپوليس اسير همان برگه گم شده است. سال ها است پرسپوليس با نامه هاي مختلف به تالار بورس رفته و به مزايده گذشته شده اما هيچ يک به اجرا درنيامده است. پرسپوليس هنوز دولتي است هرچند محمود احمدي نژاد در آخرين ماه هاي دور اول رياست جمهوري اش دستور داده است محمد علي آبادي باشگاه را به مردم واگذار کند. شايد او هيچ گاه نداند برگه گم شده يي باعث دولتي شدن دوباره پرسپوليس شد. طي حدود هشت سال دولت بنا به اعتقاد امير عابديني 14 ميليارد تومان براي پرسپوليس هزينه کرد و همين ميزان نيز بايد بابت بدهي ها پرداخت کند. تلاش دولت براي خارج کردن پرسپوليس از سيطره بخش خصوصي اين همه هزينه براي دولت داشت و حالا پس از گذشت تقريباً هشت سال، دوباره آن را به بخش خصوصي مي بخشد. امير عابديني مدير دوره درخشان پرسپوليس در دهه 70 شمسي خود را همچنان مالک 25 درصد از سهام پرسپوليس مي داند و سعيد فائقي نفر دوم سازمان ورزش که به حکم اش علي پروين مدير باشگاه پرسپوليس شد. بازخواني پرونده پرسپوليس در دهه 70 از اوج تا سقوط هنوز هم خواندني به نظر مي رسد. ميزگردي که قرار بود با حضور عابديني، فائقي و علي ميرزايي (نماينده حسين محلوجي در پرونده جنجالي مديريت و مالکيت پرسپوليس مديرعامل اين باشگاه در دور اول ليگ برتر) برگزار شود، با انصراف علي ميرزايي انجام شد. شايد به زودي جمع مديران سابق پرسپوليس را دوباره در دادگاهي ديگر و براي اعاده سهام گرفته شده شاهد باشيم.

- ابتدا بايد بازگرديم به سابقه ثبت باشگاه پرسپوليس، زماني که آقاي غفوري به انصاري فرد ماموريت داد اين باشگاه را ثبت کند، اما ايشان به نام خود اين باشگاه را به ثبت رساندند. اکنون واگذاري اين باشگاه به بخش خصوصي (نسبت به استقلال) حواشي بيشتري دارد. (شايد علت آن کثرت هواداران پرسپوليس به استقلال است.)

عابديني؛ من يک نکته را بايد يادآوري کنم؛ عباس انصاري فرد هيچ گاه پرسپوليس را به نام خود ثبت نکرد.

فائقي؛ نکته ديگري که بايد يادآور شد مربوط به زماني است که شوراي انقلاب کليه باشگاه ها را ملي کرد. از آن زمان مشکلات پرسپوليس آغاز شد. زماني که يک باشگاه، دولتي مي شود اموالش توسط بنياد مستضعفان ضبط مي شود و تنها «يک تيم» باقي مي ماند. بايد به قبل نگاه کنيم که پرسپوليس چه اموالي داشت، به طور مثال بولينگ عبدو جزء اموال اين باشگاه بود و اين مال کمي نيست. فکر کنيد اگر يک مدير کارآمد سرپرستي اين اموال را برعهده داشت مي توانست چه تغييري در روند باشگاه به وجود آورد.

عابديني؛ اگر برگرديم به سال 66 مي بينيم پرسپوليس با کمترين ها و به سرپرستي پروين چگونه به کارش ادامه مي داد. آن زمان ليگ آزادگان مثل ليگ برتر کنوني نبود و با وجود سختي شرايط، پرسپوليس نتيجه هم مي گرفت.

فائقي؛ ضمن آنکه آن موقع جنگ هم بود.

عابديني؛ از وقتي ما «بسم الله» انقلاب را گفتيم، جنگ شروع شد. تمام فکر و ذهن مردم اين بود که چگونه کشور را از دست ندهند. هيچ کس به ورزش و فوتبال توجهي نمي کرد، همان طور که هنر با مشکل مواجه شد. تازه سال 66 بنياد مستضعفان به اين فکر افتاد که مي تواند پرسپوليس را تحت حمايت بگيرد و پشتيباني کند. به همين جهت يک نامه نگاري صورت گرفت و پرسپوليس به بنياد مستضعفان تعلق گرفت. (البته نبايد فراموش کرد که اين بنياد عملاً اموال پرسپوليس را تصاحب کرده بود و فقط يک نامه مانده بود.) اما پس از مدتي آقاي رفيق دوست يک نامه به سازمان تربيت بدني نوشت با اين مضمون؛ «ما ديگر قادر به اداره کردن باشگاه نيستيم.» اين مکاتبات تا زمان غفوري فرد ادامه پيدا کرد تا بالاخره ايشان پذيرفت که باشگاه را پس بگيرد. در سازمان ثبت شرکت ها اين باشگاه ابتدا به نام پرسپوليس ثبت شد ولي نام پرسپوليس را به پيروزي تغيير دادند. به همين دليل عملاً شرکت پرسپوليس که ابتدا تاسيس شده بود و مسووليت اداره پيروزي را داشت، کنار گذاشته شد. شرکت پرسپوليس حدود هفت ماه قبل از پيروزي در ثبت شرکت ها به ثبت رسيد. (کليه اين تغييرات با مجوز غفوري فرد انجام شد.) سهامداران پرسپوليس 5/50 درصد سازمان تربيت بدني (به نمايندگي تام الاختيار عباس انصاري فرد) و اسماعيل وفايي 49 درصد و منتظرالموعود نيم درصد بودند. پيروزي به گونه يي ديگر ثبت شد. (در واقع با مجوز آقاي غفوري فرد انجام شد. مجوز يعني موافقت و نه مالکيت يا شراکت.) او شرط گذاشت که در بند شش يا چهار اساسنامه، اختيارات مجمع را به من واگذار کنيد. اين واگذاري به نام رئيس سازمان تربيت بدني بود. اين اختيار از سوي موسسان قابل پس گرفتن بوده. اتفاقاً در جلسات بعدي اين اختيارات از رئيس سازمان سلب مي شود و کار صد درصد قانوني است.

فائقي؛ آن گونه که من به ياد دارم در اين فاصله زماني آقاي غفوري فرد اختيارات خود را به آقاي محلوجي واگذار کرد.

عابديني؛ نه، به اين شکل که شما مي گوييد نبود. غفوري فرد پس از عزل از سمتش (در پرسپوليس) اين اختيارات را واگذار کرد. در سال 72 باشگاه با بحران روبه رو شد و اين بحران در پي کنار گذاشته شدن علي پروين به وجود آمد. دولت آقاي هاشمي در همين سال براي دوره دوم فعال شد. در همين روزها ايران با مربيگري پروين در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1994 نتايج بدي مي گيرد و جو فوتبال کشور به شدت ملتهب مي شود. تلفني مي شود از سوي آقاي مهدوي کني به آقاي هاشمي که چرا به فوتبال عربستان و عراق باختيم. در پي اين مسائل آقاي هاشمي رفسنجاني وارد صحنه فوتبال شد. ايشان در برگزاري جلسات متعدد با محلوجي، انصاري فرد، دکتر کلانتري و مهندس ترکان تصميم گرفتند استقلال و پيروزي را از بحران نجات دهند و گفتند هويت پرسپوليس فقط يک رنگ نيست، بازيکنانش هستند. اين باشگاه بسياري از افراد را وارد صحنه فوتبال کرد. اما در آن سال ها بسياري از قديمي هاي پرسپوليس يا از صحنه ورزش کناره گرفتند (مثل محمد پنجعلي، حميد درخشان، فرشاد پيوس، ناصر محمدخاني، مجتبي محرمي و…) يا مثل آشوري و کرماني مقدم از ايران خارج شدند يا اينکه عده يي ديگر مشکلات شديد قضايي داشتند. علي پروين هم از تيم ملي کنار گذاشته شده و هم از پرسپوليس استعفا داده بود. در همين حين بازيکنان نوپايي به پرسپوليس آمده بودند و باشگاه بدهکار بود البته اندک. (بهترين بازيکنش مجتبي محرمي بود با 400 هزار تومان.) اما سازمان تربيت بدني تحت فشار بود. علي پروين حضور نداشت و مردم او را مي خواستند، همه قديمي ها پشت به ما کرده بودند و… به همين خاطر در آن جلسه تصميم گرفته مي شود پرسپوليس را محلوجي بگيرد و استقلال را ترکان که پس از مدتي ترکان به فدراسيون کشتي مي رود و جاي او آقاي آقامحمدي مي آيد. پرسپوليس آن موقع در رده هشتم جدول و استقلال رده سوم بود. من مديرعامل شرکت معادن ايران بودم و 14 پروژه در دست داشتم. در آن شرايط آقاي محلوجي به من زنگ زدند و گفتند کدام يک را انتخاب کنيم؟ استقلال يا پيروزي؟ طبيعي بود که من پيروزي را انتخاب کنم. به ايشان گفتم پرسپوليس. پرسيدند چرا؟ گفتم اجازه بدهيد حضوري بگويم. گفتند نمي شود، همين الان بايد انتخاب کنم. گفتم پرسپوليس ولي از من نخواهيد که بگويم چرا. دوباره به من گفتند؛ «اتفاقاً چون مي خواهم تو کنارم باشي دارم پرسپوليس را انتخاب مي کنم، اگر مي ماني با من، پرسپوليس را انتخاب کنم.»

-آيا آقاي محلوجي اطلاع داشتند شما قبلاً در باشگاه پرسپوليس بوديد؟

عابديني؛ بله، فکر مي کنم به همين خاطر به من پيشنهاد دادند. زماني که من اين پست را قبول کردم بايد تغييراتي که مد نظرم بود به آقاي محلوجي ارائه مي دادم تا توسط آقاي غفوري فرد مهر و امضا شود. پس از گرفتن تاييديه تغييرات مورد نظرم را در ثبت شرکت ها انجام دادم. همچنين حدود 50 ميليون تومان بدهي باشگاه را پرداخت کردم. به ياد دارم کل مخارج اداره باشگاه در آن سال حدود 36 ميليون تومان هزينه برداشت و تيم پرسپوليس از مقام نهم به دوم ارتقا يافت. در حالي که من ديناري از سهام باشگاه را دريافت نکردم. از سوي ديگر مردم و غفوري فرد به من فشار مي آوردند که پروين را برگردانم و پيچيده ترين مشکل براي من همين امر بود. محلوجي از من خواست با دستگاه هاي مرتبط تعامل کرده و پروين را به باشگاه بازگردانم ولي متاسفانه اين مجوز در اختيار ما قرار نگرفت. بايد اين نقش را ايفا مي کردم که نشان دهم «من» نمي خواهم پروين به باشگاه برگردد چون بدون حضور پروين هم پرسپوليس مي تواند پيروز باشد و مسائل و مشکلات را حادتر از آنچه بود، نکنم.

-و اما سال 73…

عابديني؛ در اين سال هم استقلال و هم پرسپوليس ضربه مهلکي خوردند.

-در آن زمان رئيس فدراسيون مصطفوي بود.

عابديني؛ مصطفوي اصلاً در حد و اندازه يک فرد سياسي نبود، شخصي بود که تابع هر امر و دستوري بود.

-در اينجا نبايد فراموش کرد آقاي فائقي در آن زمان معاون آقاي هاشمي طبا بود.

فائقي؛ بله، بحث هاي آقاي عابديني را تاييد مي کنم.

-بهتر است در همين ميان به جنجال بازي پرسپوليس و استقلال در سال 1373 و محروميت پرسپوليس اشاره کنيم.

عابديني؛ فيلم آن مسابقه هنوز موجود است. در پايان بازي بين چند نفر از بازيکنان درگيري فيزيکي پيش آمد و به دو تن از بازيکنان کارت قرمز داده شد. اما سيل زيادي از تماشاگران به داخل زمين هجوم آوردند و اين مساله براي فوتبال بسيار سنگين تمام شد. آيا شخصي نبود که جلوي اين افراد را بگيرد؟

-من خودم در کنار جايگاه شورشيان حضور داشتم. فشار جمعيت به قدري بود که ناخواسته به سمت زمين کشيده مي شديم.

عابديني؛ اما نيروي انتظامي بايد جلوي مردم را مي گرفت. تيمسار مرادي افسر نيروي انتظامي در ورزشگاه، زماني که جمعيت هجوم آورد، به سمت من آمد و گفت؛ «از روي نيمکت بيرون نياييد. يک لحظه من متوجه شدم يک اتفاق سياسي رخ داده و ديگر ورزشي نيست. همان موقع به سمت نيمکت استقلال رفتم تا اگر تماشاچيان پرسپوليس به نيمکت رسيدند به خاطر حضور من به بازيکنان استقلال آسيب نرسانند. حتي بچه هاي استقلال هم در مصاحبه هاي خودشان گفته بودند؛ «ما نمي دانيم چرا آقاي عابديني محروم شد؟» پس از اينکه نيروي انتظامي 90 هزار نفر را بيرون کرده بود، دو هزار نفر مانده بودند و به من گفتند اينها آرام نمي شوند، نمي روند و شعار مي دهند بيا اينها را آرام کن و بگو بروند. نيروي انتظامي که 90 هزار نفر را بيرون کرده، نمي تواند دو هزار نفر را به بيرون هدايت کند. من بيرون رفتم و مي شنيدم هواداران شعار مي دهند. جالب است در همين حال که من مي گفتم؛ «برويد، همه چيز تمام شده است» دوربين پشت سر من مشغول فيلم گرفتن بود و طوري اين فيلم تنظيم شد که انگار من هواداران را اجير کرده بودم که غوغا کنيد.

-اين اتفاق پس از يک سال ورود شما به پرسپوليس بود؟

عابديني؛ بله، اين غائله چه زماني ختم شد؟ زماني که براي سازمان تربيت بدني جا افتاد که يکسري ابزارهاي بيروني را از دست داده است. وقتي آقاي صفي زاده با حکم آقاي هاشمي طبا کنار گذاشته مي شود و به من اصرار مي شود جايگزين اش شوم و بلافاصله حکم براي من مي زند، شرايط عوض مي شود. در آن زمان علي پروين رفته بود ولي آنها متوجه شدند امير عابديني مي تواند به لحاظ مقبوليت جايگزين او شود. در اين شرايط به من ثابت شد آدم در ورزش نبايد شخص مهمي بشود و من استنباطم اين بود که اگر اواخر سال 73 سازمان تربيت بدني نمي آمد وسط گود، نه استقلال جمع مي شد و نه پرسپوليس، چراکه نه استقلال قهرمان شد و نه پرسپوليس، استقلال به بهمن باخت و دوم شد و ما هم عملاً چهارم شديم، در حالي که ما دو تيم بايد به فينال مي رفتيم. فکر مي کنم سازمان حمايتي را که از سال 74 شروع کرد مي توانست انجام ندهد. اين سازمان از ما و استقلال حمايت کرد. باروري فوتبال شروع شد و سال 74 نقطه عطف جديد فوتبال ايران بود. همين سال تيم ملي اوج گرفت. نقل و انتقالات بازيکنان به تيم هاي خارجي در سال 76 بيانگر آغاز کار از سال 75-74 است، رقابت دو تيم استقلال و پرسپوليس در سال 77 و آن بازي هاي دلنشين ادامه موج 74 است. من اعتقاد دارم اگر بخواهيم به تاريخ فوتبال مان نگاهي بکنيم بايد اين دوره را دوره شکوفايي نامگذاري کنيم. تعدادي از شخصيت هاي سياسي بدون اينکه بار خود را به فوتبال تحميل کنند، بار فوتبال را به دوش کشيدند. من معتقدم آن مديريت يک ذره بدهکار نشد.

-روابط شما و آقاي هاشمي طبا (رئيس وقت سازمان تربيت بدني) چگونه بود؟

من براي سفر به خارج از کشور 44 هزار دلار مي خواستم و پيش ايشان رفتم، و هاشمي طبا به من گفتند؛ «40 هزار دلار کافيه؟» من گفتم هر چقدر سقف شما اجازه مي دهد. گفتند؛ «نه، تو بگو بسه يا نه؟ سقف من را پر کرده ولي تو چقدر مي خواهي؟» (تازه اين مسائل مربوط مي شد به زماني که ما با هم مشکل داشتيم ولي به طور کلي من با او دوستي ديرينه يي داشتم. حتي يک بار در هواپيما با هم داشتيم سقوط مي کرديم.) چند سال پيش در برخوردي که با هاشمي طبا داشتم از بابت اتفاقات گذشته از هم دلجويي کرديم. او يک بازيکن را به من پيشنهاد داد، هرچند من عقيده يي به بازيکن هاي سفارشي نداشتم اما اين دوستي مانع از اين مي شد که من سفارش او را رد کنم. ما در عين حال که با هم دوست بوديم ولي با هم برخوردهايي هم داشتيم. او عاشق قلعه نويي بود و به کارش اعتقاد داشت و عملاً عاشق استقلال بود. قلعه نويي از تيم ملي خط مي خورد به من زنگ مي زد. کاري نداشت به اين حرف ها، امير را دوست داشت. (اينجا مي توانيم به حساسيت سازمان تربيت بدني نسبت به يک بازيکن اشاره کنيم.)

-نوع رابطه شما با حسين محلوجي چگونه بود؟

عابديني؛ محلوجي انساني صادق و جزء مديراني بود که صداقت را به تيمش تزريق مي کرد. من با او برخورد سختي داشتم اما هيچ گاه نگفتم محلوجي بد بود. گفتم او تنها تحت تاثير حرف مي زند. بعد از بازي پرسپوليس (درگيري هواداران) من پيش آقاي محلوجي رفتم و از ايشان خواستم اين غائله را تمام کنند. محلوجي به من گفت؛ «تو بنويس، هرچي تو بنويسي من قبول مي کنم.» بنابراين جلسه يي تشکيل داديم در خيابان مطهري در دفتر سازمان فرهنگي شهرداري با حضور زم، فائقي، من و محلوجي. اما آقاي زم نيامدند، فائقي به من گفت؛ «ديرم شده و بايد بروم.» سه برگ سفيد با سربرگ سازمان تربيت بدني و مهر و امضاي خود به من دادند تا صورتجلسه را تنظيم کنم. (ببينيد اعتماد و رفاقت تا چه حد بوده است.) اما من هيچ وقت از اين اعتماد سوءاستفاده نکردم و سه برگ را سفيد نگه داشتم. حتي مي توانستم در دادگاه از اين مدرک به نفع خود استفاده کنم ولي حتي آنها را به وکيلم نشان ندادم اما درگيري اصلي من و محلوجي بر سر پروين بود. زماني که من خارج از کشور بودم، در هيات مديره تصميم مي گيرند پروين را کنار بگذارند، اما من معتقد بودم پروين نمک فوتبال است و نبايد اين کار را کرد. حتي راه حل هايي هم بابت اين قضيه به ايشان دادم، اما هيچ کس نپذيرفت به پروين کمک کنيم و پس از عزل پروين اين درگيري به وجود آمد. حتي در بازي با قطر علي پروين که 2 بر صفر عقب بود 4 بر 2 برد اما او عزل شد. بين دو نيمه خبر به ما رسيد.

-بعد از اين درگيري ها پاي آقاي فائقي هم به طور جدي به ماجرا و باشگاه پرسپوليس باز شد و از الان به بعد هم مي توانيم از ايشان به عنوان يک منبع موثق استفاده کنيم.

فائقي؛ آقاي غفوري فرد کار بزرگي در دوره مديريت خود انجام داد و آن نظم دادن به باشگاهداري بود. مطابق مصوبه شوراي انقلاب همه چيز دولتي شده بود. آقاي غفوري فرد اولين کاري که انجام داد اين بود که بحث خصوصي سازي (که امروزه در سازمان مطرح است) را آغاز کرد و اين کار بسيار بزرگي در ورزش کشور بود. او يک هيات پنج نفره را که مجوز باشگاهداري داشت، به وجود آورد.

-يعني اولين بار در زمان آقاي غفوري فرد مجوز باشگاهداري داده شد؟

فائقي؛ او ابتدا باشگاه هاي استقلال و پرسپوليس و بحث ورزش قهرماني را نظم داد و ليگ قهرماني را تشکيل داد. ايشان اساسنامه يي را تدوين و باشگاه هاي پرسپوليس و استقلال را ثبت کرد و بعد از آن ما يک جلسه فني داشتيم که بعدها که به اتفاق آقاي عابديني و آقاي انصاري فرد در برنامه نود شرکت کردم متوجه شدم حکمي که آقاي غفوري فرد براي آقاي محلوجي صادر کردند بعد از گرفتن اختيارات در اساسنامه بود. ولي فکر مي کنم براي حفظ حرمت رئيس سازمان تربيت بدني اين کار را انجام داده بودند و اين حکم يکي از کامل ترين حکم هاي حقوقي است که تا به حال صادر شده و در حقيقت يک حکم حقوقي است تا يک حکم اجرايي.
.
تنظیم از میمنت مژده

ستاد احمدي نژاد در پلدختر خانه به خانه پول مي دهد

سه شنبه, می 19th, 2009


هفت تیر 7tir.com  : گزارش رسیده از پلدختر حاکیست  ” اعضاي ستاد احمدي نژاد، در اين شهر خانه به خانه مي روند و به ساكنين آن مي گويند كه شما نامه به آقاي احمدي نژاد  داده بوديد؟  ‌سپس تراول چک ٥٠ هزار توماني به آنها تحويل مي دهند”.

اين منبع آگاه مي افزايد:” خانواده هايي كه هيچ نامه اي هم به دفتر آقاي احمدي نژاد نداده اند، اين پول را دريافت مي كنند”.

گفته مي شود اعضاي ستاد احمدي نژاد، ضمن تحويل تراول چك ٥٠ هزار توماني، به خانواده هاي پل دختر مي گويند: ” ‌٨٠ هزار تومان هم بعد از انتخابات به در خانه آنها آورده مي شود”.

استعفا سومین رئیس کل بانک مرکزی دولت نهم و دروغ گویی دولت

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر استعفای محمود بهمنی

هفت تیر 7tir.com: محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی به دلیل عدم تشکیل شورای پول و اعتبار، برداشت‌هاي بي‌رويه از حساب ذخيره ارزي و به دلیل فشارهای دولت که با هدف برداشت پول جهت مصارف خاص در ایام انتخابات انجام می گرفت ، از سمت خود استعفا داد .
سومین رییس کل بانک مرکزی در دولت نهم در حالی از سمت خود استعفا داده که در متن نامه استعفای خود به اجرا نشدن مصوبه قانونی مجلس برای تشکیل جلسات شورای و پول و اعتبار اعتراض کرده و از تذکرهای پیاپی نمایندگان مجلس نسبت به نادیده گرفتن قانون ابراز تاسف کرده است.

استعفای محمود بهمنی از سمت خود در حالی عنوان شده است که وی طی 8 ماه حضور در دولت نهم به عنوان رییس کل بانک مرکزی تحت فشارهای بسیار سیستم بانکی را راهبری کرد و بارها به دلیل همراهی با دولت مورد انتقاد اقتصاددانان برجسته و کارشناسان مسایل پولی و بانکی قرار گرفت.

این در حالی است که وی نیز همانند روسای قبلی بانک مرکزی به این نتیجه رسیده است که تصمیم‌گیری در حوزه مسایل پولی و بانکی مستلزم بحث و تبادل نظر در فضای علمی است.

پیشتر نیز داوود دانش جعفری، وزیر بركنار شده اقتصاد در دولت نهم در واکنش به برکناری مظاهری و انتصاب بهمنی اعلام کرده بود باید منتظر چهارمین رییس کل بود.

اگرچه هنوز رییس جمهوری با استعفای محمود بهمنی موافقت نکرده است اما بعید به نظر می‌رسد که در آستانه انتخابات این تغییر و تحول صورت پذیرد؛ مگر آنکه از نیروهای بالقوه‌ای همچون صمصامی و داوودی در بانک مرکزی استفاده شود.

بانك مركزي منتظر تعيين چهارمين رئيس كل خود در دولت نهم پس از ابراهيم شيباني، طهماسب مظاهري و محمود بهمني است.

صدا و سیما استعفا بهمنی را تکذیب کرد
اتفاق جالب اما بعد از استعفای قطعی بهمنی بود . صدا و سیما و خبرگزاری دولت هر دو به نقل از بهمنی استعفای او را تکذیب کردند . تکذیبی که خیلی زود دوباره توسط بهمنی تکذیب شد . دولت که میخواست با این تکذیب آبرو داری کند بدتر در هچل افتاد .
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دولت، محمود بهمني خبر برخي رسانه ها مبني بر استعفا از سمت خود را تكذيب كرد و گفت: اينجانب با قوت به انجام وظيفه در دولت خدمتگزار مشغول هستم و انتشار چنين خبرهاي كذب و ناموثقي را در آستانه انتخابات رياست جمهوري در راستاي سناريوهاي تخريبي برخي جريانهاي سياسي مي دانم.
رييس كل بانك مركزي افزود: بانك مركزي از نهادهاي بسيار تاثير گذار در مديريت اقتصادي كشور است و انتشار چنين اخبار كذبي ، آرامش و ثبات اقتصاد كشور را هدف گرفته است در حالي كه خادمان مردم در بانك مركزي و ساير نهادهاي دولتي با تلاش مجدانه در پي تحقق اهداف دولت و فراهم كردن شرايط مطلوب اقتصادي هستند.
بهمني همچنين از اينكه برخي رسانه ها بدون اطمينان از صحت اخبار بدون منبع نسبت به انتشار آن اقدام مي كنند ابراز تاسف كرد.

بهمنی : من استعفا دادم اما از دولت تماس گرفتند و گفتند ساکت شو
رئيس كل بانك مركزي كه ظهرامروز خبر استعفاي‌اش را به خبرگزاري‌ايلنا داده بود، پس از مطرح شدن تكذيبيه خبر توسط صداوسيما و ديگررسانه‌هاي حامي دولت به ايلنا گفته‌است:مصاحبه من با خبرگزاري دولت دروغ است و من مصاحبه نكرده‌ام.
محمود بهمنی، در گفت وگو با خبرنگار ايلنا گفته است: ” از دولت زنگ زدن گفتن تو ساکت باش، خودمون یه خبر به نقل از تو به رسانه ها مي دهيم”

هزاران کیلو پرتقال،تنها به دلیل داشتن برچسب اسرائیلی نابود شد

دوشنبه, می 11th, 2009

هفت تیر پرتقال چینی با برچسب اسرائیل

هفت تیر 7tir.com: یکی از وارد کنندگان میوه به کشور از معدوم کردن هزارن کیلو پرتقال با مارک منتسب به “اسرائیل” خبر داد و گفت این پرتقال ها در مبداء چین اشتباها به جای ژاپن در محموله ارسالی به بندرعباس جابجا شده بود .

عبدالرحمان ارجمندی درباره سرانجام پرونده واردات پرتقال های جنجال ساز به کشور گفت: پس از بررسی ها و تحویل مدارک به مراجع ذی ربط مشخص شد که در ماجرای ورود پرتقالهای موسوم به ” اسرائیلی” مقصر نبوده ام و حکم برائت من نیز به زودی صادر خواهد شد.

وی با بیان اینکه چین سالانه بالغ بر 22 میلیون تن پرتقال تولید و به کشورها صادر می کند، تصریح کرد: پس از بررسیهای مجدد مشخص شد ورود پرتقالهای با مارک برخی شرکتهای اسرائیلی به ایران به دلیل اشتباه محلی که بسته بندی صورت می گرفته، اتفاق افتاده است.

وی افزود: چند هزار کیلو از پرتقالهای چینی با برند اسرائیل که برای ژاپن باید صادر می شده در محل به اشتباه مستقیم وارد بندرعباس شده است که در این ارتباط بنده بی تقصیر شناخته شده ام، زیرا تحویل بار توسط ایمیل و یا فکس صورت می گیرد و گمرک ایران پس از چک کردن کامل بار اجازه ترخیص کالا را صادر می کند.

ارجمندی اظهارداشت: بزرگ شدن ماجرا از سوی برخی گروههای سیاسی و نیز رقبای بنده بوده است در حالی که در این ماجرا بی گناهی من به اثبات رسیده است. وی تصریح کرد: به هر حال، مشکل با معدوم شدن همه پرتقال ها حل شد  .
 البته جناب   ارجمندی توضیح نداد که چرا به جای معدوم کردن پرتقال ها ، برجسب آنها را نکندند و به بازار عرضه نکردند  یا حداقل به صورت رایگان در اختیار مردم قرار ندادند ؟
.
خبر قبلی : جزئیات توزیع گسترده پرتقال اسرائیلی در تهران

قربانيان نگونبخت فقر از نوع آمريکايي

یکشنبه, می 10th, 2009

اخبار داغ هفت تیر  فقر امریکا بحران اقتصادی

هفت تیر 7tir.com: وضعيت بانک هاي اطراف وال استريت خوب نيست و اين وضعيت شامل حال فروشندگان مواد مخدر هم مي شود. آنها در دوران خوش براي ثروتمندان امريکايي کوکائين و کراک مي فرستادند و حال در اين روزهاي ناخوش و کساد در «برادوي ميشن» نشسته اند يعني همان پناهگاه بي خانمان ها که يک سالن غذاخوري و يک کليساي کوچک هم دارد.
.
«آلوين» 47ساله يکي از ساکنان اين پناهگاه است. از مشتري هايش خبري نيست و بالطبع از پولي هم که در روزهاي خوش به جيب مي زد ديگر خبري نيست. اين مرد اهل لوئيزيانا ادعا مي کند به عنوان يک دلال متوسط پول خوبي درمي آورده اما حالا همه چيز وخيم و بحراني است؛ «خيلي مي ترسم.»
.
او آپارتمان خود را تخليه کرده و سپس به اين قديمي ترين پناهگاه فقراي شهر پناه آورده است. عدم پرداخت بدهي ها در به اصطلاح صنايع مواد مخدر اشد مجازات يعني مرگ را به همراه دارد. البته آلوين در برادوي ميشن احساس امنيت مي کند حتي آن هنگام که در اين پناهگاه رختخوابي براي خوابيدن وجود ندارد. او مي گويد؛ «ديشب روي زمين جلوي منبر کليسا خوابيدم.»

اين افراد همچون ماهي هاي از آب بيرون افتاده با حالتي نااميد و رانده شده در ميشن مي نشينند و تمام شب را در انتظار لحظه يي هستند که کشيش مسوول پناهگاه براي توزيع لوازم خواب مي آيد و در حال حاضر همه مشکل شان به دست آوردن زيرانداز و رختخواب يا نيمکتي خالي است که بتوانند روي آن بخوابند.

«جيمز مک لين» از اين شکايت دارد که حمايت کنندگان مالي از پناهگاه در چنين وضعيتي يعني درست در زمان بحران، بودجه اين محل را حداقل 16 درصد کاهش داده اند. مک لين زماني پيش از آنکه به مديريت اين پناهگاه ارتقا يابد خود از جمله ساکنان آن بوده است و حال مسووليت تهيه بودجه و برخي امورات اينجا را در دست دارد. با اين همه او مي گويد؛ «ما با قدرت تمام از اين بحران خلاص خواهيم شد.»

بحران اقتصادي در امريکا به بحراني اجتماعي تبديل شده است و اين حالت از زمان آن رکود عظيم در قرن گذشته ديگر سابقه يي نداشت. نه تنها بازارهاي بورس و قيمت سهام شرکت ها سقوط کرده بلکه اين سقوط ميليون ها انسان را نيز به همراه خود در اعماق باتلاق فقر فرو برده است.

فقر به عنوان پديده يي عمومي و جمعي بار ديگر بازگشته و در حدود 50 ميليون نفر بدون هرگونه بيمه درماني زندگي مي کنند و هر روز هم به تعداد آنها افزوده مي شود. 32 ميليون نفر با ارائه کوپن مواد غذايي تهيه مي کنند و 13 ميليون نفر هم بيکار هستند. تعداد بي خانمان ها نيز هر روز زيادتر مي شود زيرا رقم تخليه اجباري خانه ها بالاتر رفته است و اين رقم در ماه مارس نسبت به يک سال قبل افزايشي بالاي 45 درصد را نشان مي دهد. حتي در بهترين محله هاي شهر هم نشانه هايي از نگراني و شوک به چشم مي خورد. منطقه شيک و اعياني «ونيس بيچ» در نزديکي ساحل لس آنجلس خيابان هاي عريضي دارد اما ديگر نشانه يي از حرکت و رفت و آمد ماشين هاي اتاق دار و کاروان ها نيست و همه آنها در جاي خود پارک شده باقي مانده اند و ساکنان آن خود را نشان نمي دهند. بسياري از آنان پنجره هاي کاروان ها را با پاکت هاي مقوايي پوشانده اند تا باقيمانده وسايل شخصي خود را نجات دهند. اهالي اميدوارند شايد با نوعي هشدار پليسي بتوانند ماشين دزدها و ديگر خلافکاران را بترسانند.

اين بحران اقتصادي حتي در «جرج تاون» شيک و زيبا هم از خود آثاري بر جاي گذاشته است يعني در همان محله مسکوني تاريخي واشنگتن که اکثريت ساکنان آن را سياستمداران، لابيست ها و وکلاي دعاوي تشکيل مي دهند. هر کس که اشتباهاً درهاي ماشينش را قفل نکند به احتمال زياد صبح روز بعد بايد ميهمان ناخوانده يي را در ماشين از خواب بيدار کند. خانم «لئاندرا فريتاس» کارمند يکي از سفارتخانه هاي مقيم واشنگتن آن روز که در ماشين خود را گشود و زني با کيف دستي و گردنبند مرواريد را در آن ديد اصلاً بداخلاقي نکرد. آن زن از روي خجالت صورتش را پوشاند و مودبانه عذرخواهي کرد و با عجله از آن اتاق خواب موقت بيرون رفت.

روند پايان مدنيت اغلب با از دست دادن شغل آغاز مي شود. در حال حاضر شرکت هاي امريکايي با تبي جنون آميز حتي پرسنل قديمي خود را نيز اخراج مي کنند. نزديک به 690 هزار نفر در ماه مارس اعلام بيکاري کردند و اين رقم البته در فوريه 850 هزار و در ژانويه 510 هزار بود. تعداد بيکاران امريکا از زمان آغاز بحران اقتصادي در تابستان 2007 بالغ بر شش ميليون نفر مي شود.

کمک هاي مالي دولت و بيمه بيکاري هم کمتر از آن است که اين عده بتوانند همچنان زندگي خود را به همين صورت ادامه دهند. تب مصرف گرايي در سال هاي گذشته حساب پس اندازهاي مردم عادي را غارت کرد و صندوق سهام طبقه متوسط هم به طور متوسط 40 درصد از ارزش خود را از دست داد. و به اين ترتيب است که حال افراد بيکارشده غالباً در خطر سقوط در ورطه فقر قرار گرفته اند.

اخبار داغ هفت تیر  فقر امریکا بحران اقتصادی

سياستمداران امريکا در اين ميان غالباً (مانند گذشته) ملاقات هايي را با بي خانمان ها در گاراژهاي کارخانجات در سيليکون والي ترتيب مي دهند. «ميشل اوباما» هم به تازگي با ديدار سرزده اش از «آشپزخانه ميريام» در واشنگتن موجب خوشحالي ساکنان آن پناهگاه شد. البته شوهرش باراک هم کوتاه زماني پيش از مراسم سوگند دستور رنگ آميزي يکي از اين پناهگاه ها را که در نزديکي محل کار جديدش قرار دارد، صادر کرد. اوباما مي گويد؛ «امريکايي خواهيم داشت که با رشد پايدار اقتصادي ايجاد شغل کند و درآمدها افزايش يابد و اين چشم انداز من از آينده اين کشور است.» اما ظاهراً اين بحران سخنان او را کمرنگ کرده است.

رئيس جمهور امريکا بايد درک کند که اين کشور چگونه در حال فروپاشي است. مشاغل ناپديد شده و درآمدها آب رفته اند و امروزه آينده امريکا از هر زمان ديگر مخاطره آميزتر به نظر مي آيد. فقر موجود در ميان طبقه سوم جامعه در حال حاضر کاملاً ملموس است و مراکز توزيع سوپ رايگان از پذيرش گرسنگان طفره مي روند و حتي پناهگاه ها و خوابگاه هاي موجود هم اغلب نمي توانند به طور کامل تقاضاها را جوابگو باشند.

کارخانه ها و شرکت هاي خصوصي هم توانايي پرداخت ماليات و کمک هاي اجتماعي را ندارند و آن دست و دلبازي ها درست زماني پايان مي گيرد که فقر گسترده و عمومي به امريکا بازگشته است. البته دولت هم در تشديد اين بحران نقش دارد. گرچه دولت واشنگتن آماده پرداخت پول اضافي است اما بسياري از نهاد هاي دولتي از بودجه هاي اجتماعي خود کاسته اند و يکي از دلايل آنها براي اين مساله اين است که نبايد مقروض شوند و طبق قانون موظف به صرفه جويي هستند.

مراکز توزيع سوپ مجاني در شهر نيويورک هم از اين رو چاره يي ندارند جز آنکه با مساله کاهش بودجه کنار بيايند و اين در حالي است که تقاضا و به عبارتي مراجعه کنندگان به آنها چند برابر شده اند. بر پايه اعلام مسوولان دولتي نيويورک در سال 2007 بالغ بر يک ميليون و 300 هزار نفر از غذاي مجاني استفاده کرده اند اما تنها در فاصله اکتبر تا نوامبر 2008 رقم اين نيازمندان ناگهان به سه ميليون نفر افزايش يافت. در حال حاضر مراکز توزيع سوپ مجاني مملو از مردم گرسنه است و يکي از اين پايگاه ها يعني کليساي آپوستل مقدس روزانه 1250 پرس غذا توزيع مي کند و به گفته «جوئل برگ» مدير اتحاديه اين مراکز در شهر نيويورک اين مقدار بسيار کم است؛ «مقدار اين غذا براي يک نفر کافي نيست و بسياري از افراد در حالي که شکم شان هنوز از گرسنگي قار و قور مي کند دوباره در صف مي ايستند.»

اما گرسنگي تنها مشکل اين مردم نيست. بسياري از کساني که در اين صف ها مي ايستند از داشتن هرگونه سرپناه محروم هستند. در ميان اين هزاران بي خانمان بسياري از خانواده ها هستند که به دليل عدم توانايي براي پرداخت اجاره خانه به مسافرخانه هاي ارزان قيمت نقل مکان کرده اند و جالب آنکه اين افراد قبلاً جزء طبقه متوسط به حساب مي آمدند.

مرکز تفريحي «کاستامسا موتوراين» در اورنج کانتي از جمله مراکز گران قيمتي است که در نزديکي لس آنجلس قرار دارد و بسياري از آن به عنوان يکي از نماد هاي رفاه در کاليفرنيا ياد مي کنند. اين مرکز علاوه بر يک زمين گلف زيبا يک مرکز خريد جديد دارد که غرفه هاي آن مخصوص بزرگ ترها و محل مخصوص بازي هاي آن ويژه کوچک ترها است.

اما در اين مسافرخانه هيچ چيز زيبايي وجود ندارد. درست در مقابل ورودي آن با اين تابلوي اخطار روبه رو مي شويم؛ ورود الکلي ها و گداها ممنوع است، روبه روي در اين متل يک خودروي پليس پارک کرده است. اهالي اتاق 108 اين مسافرخانه پشت پنجره نشسته اند و وسايل بازي آن مرکز تفريحي در دوران خوش را به ياد مي آورند. «سرجيو گالاردو» ساکن اين اتاق مي گويد فقط اتومبيل را با خودشان آورده اند و اکثر اسباب بازي هاي بچه ها را دور ريخته اند. او براي اين اتاق تقريباً 10 متري با آن آشپزخانه کوچک ماهي 870 دلار بايد بپردازد. در تاريک و روشن اتاق چهره پنج کودک او پيدا است؛ ريمون 13ساله، سرجيو 12ساله، آلينا 8ساله، جاکوب 5ساله و لاولي 3ساله.

خانواده گالاردو از ماه نوامبر در اين متل زندگي مي کنند و البته پيش از آن سه اتاق بزرگ داشتند. سرجيوي 33ساله به عنوان يک کارگر ساختماني پول خوبي درمي آورد و همسرش از بچه ها نگهداري مي کرد. حال او بيکار شده و آن اتومبيل هم عملاً به کارشان نمي آيد. آنها مجبور شدند سگ شفر محبوب شان را نيز به سازمان حمايت از حيوانات بسپارند زيرا ورود سگ به اين متل ممنوع است.

شايد تنها مزيت اين خانه جديد براي بچه ها آن بي شمار همبازي جديد باشد. يکي از سازمان هاي کمک رسان محلي تخمين مي زند در حال حاضر بيش از يک هزار خانواده در اورنج کانتي ساکن مسافرخانه ها هستند. شايد به همين خاطر است که بحران موجود در مرکز تفريحي کوستامساموتوراين چهره يي شادتر دارد. بچه ها چنان به بازي و شادي مشغولند که گويي در نزديکي ديسني لند زندگي مي کنند.

با اين حال خانواده گالاردو به اين خاطر هم خوشحال هستند که مجبور نشدند به منطقه ساکرامنتو بروند. در آن منطقه و در نزديکي ريل راه آهن، شهري چادري بنا شده که پناهگاه فقيرترين فقيران است. البته اين کمپ از مدت ها پيش وجود داشت و قبلاً بيش از همه اين معتادان بودند که در آنجا زندگي مي کردند اما در حال حاضر قربانيان اين بحران اقتصادي هم به آنها اضافه شده اند. تعداد اينچنين شهرهاي چادري روز به روز در امريکا بيشتر مي شود، از فلوريدا در سواحل شرقي گرفته تا سياتل در سواحل غربي. جالب آنکه اين روزها اظهار همدردي با اين فقرا و چادرنشينان تبديل به حرفه يي سودآور شده است و همين چندي پيش بود که «اپرا وينفري» سوپراستار تلويزيوني امريکا در برنامه تلويزيوني خود از اين افراد گفت و توجهات زيادي را به خود جلب کرد.

تصاوير پخش شده از تلويزيون يادآور تصاوير کتاب هاي تاريخ است و گويي گذشته، بازگشته است. آن بزرگسالان با نگاه هاي تهي و بي اميد و کودکان بي خبر از همه جا در واقع شبيه به کاريکاتوري از آن روياي امريکايي است. جرم شناسي به نام پروفسور «جيمز آلن فاکس» که سال ها پيش در مورد بروز يک بحران بزهکاري هشدار داده بود، مي گويد؛ «آن کشور برخوردار از امکانات نامحدود امروزه عبارتي است که براي بسياري از مردم حکم يک جوک و شوخي را دارد.»

و البته آمار و ارقام هم اين گفته پروفسور را تاييد مي کند. امريکا آماده است تا بار ديگر تبديل به غرب وحشي شود. تنها همين ماه آوريل را مي توان ماه خونين تاريخ بزهکاري در امريکا عنوان کرد. يک هفته قبل از عيد پاک سه نفر به دست جواني 22ساله در پيتسبورگ به قتل رسيدند. درست در همان روز مردي 34ساله در واشنگتن پنج فرزندش را به ضرب گلوله کشت و سپس خود را حلق آويز کرد. يک روز قبل از آن مردي در بيرمنگام نيويورک 13 نفر را در يک مرکز خدمات اجتماعي به قتل رساند و بعد از آن خودکشي کرد. اين سلسله جنايت ها در ماه عيد پاک همچنان جريان داشت؛ مردي از اهالي شهر پرايسويل آلاباما قبل از خودکشي، همسر، خواهر، خواهرزاده 11ساله و تنها دختر 16ساله خود را به رگبار گلوله بست و از پاي درآورد.

«باب هربرت » مفسر نشريه نيويورک تايمز با بدبيني کامل مي نويسد؛ «اين راه و روش و مسير امريکايي است.» او يادآوري مي کند از زمان حملات يازدهم سپتامبر 2001 تعداد 120 هزار امريکايي به دست هموطنان خود به قتل رسيده اند و اين رقم کشته شده 25 برابر بيشتر از تلفات امريکا در جنگ هاي افغانستان و عراق است.

اين افزايش قتل و جنايت در ماه هاي گذشته به عقيده بسياري از کارشناسان بايد با توجه به وضعيت فلاکت بار اقتصادي تجزيه و تحليل شود. «جک لواين » جرم شناس و استاد دانشگاه «نورث ايسترن» بوستون مي گويد؛ «من هرگز تا قبل از اين رقمي به اين بزرگي از جنايت آن هم در خلال زماني کوتاه سراغ ندارم.»

يک بار ديگر در امريکا نسلي سر برمي آورد که مشاهدات روزمره اش در خشونت و نااميدي خلاصه مي شود. فقراي جديد امريکا اغلب از توان لازم براي تحصيل هم برخوردار نيستند. کسي که خانه يي ندارد يا در متل زندگي مي کند، به ندرت مي تواند تکاليف مدرسه را انجام دهد و اصلاً سر کلاس درس حاضر شود.

«روندا هاراميس» مسووليت بخش مراقبت از دانش آموزان در مرکز مردم نهاد «ماري بتان» را بر عهده دارد. در طول يک روز 18 تماس تلفني با وي گرفته شد که از وي در مورد روش انجام تکاليف و حضور در کلاس با توجه به بي خانماني مي پرسيدند. خانم هاراميس و همکارانش البته هيچ مشاوره يي در اين مورد نتوانستند ارائه بدهند. آنها به روزنامه هاي محلي گفتند؛ «اين بحران براي آنها مانند توفان کاترينا در نيواورلئان است.»

اين بحران اجتماعي بيش از همه به کساني آسيب مي رساند که پيش از اين در حاشيه اجتماع بودند؛ به عنوان مثال مهاجران غيرقانوني که نيروي کار خود را به صورت روزمزد ارائه مي دادند. آنها هر روز صبح در پارکينگ بزرگ فروشگاه زنجيره يي ملزومات ساختماني يعني «هوم ديپوت» که درست در مقابل بلوار معروف سان ست قرار دارد، جمع مي شوند.

اين کارگران روزمزد ديگر هيچ اميدي ندارند. راس ساعت 11 صدها مرد به سوي اتومبيل هاي عبوري هجوم مي آورند تا شايد يکي از آنها چند نفري را براي کار بخواهد. آنها با انگليسي دست و پاشکسته شان به صاحبان آن ماشين ها مي فهمانند حاضر به هر کاري هستند؛ «رنگرزي، شست وشو، هر کاري که باشد.» اما کمتر پيش مي آيد موفقيتي به دست بياورند.

اين بحران مي تواند همه چيز را تغيير دهد حتي آن ايمان به توانايي هاي نامحدود دولت فعلي امريکا. دولت اوباما تا به امروز ميلياردها دلار پول به سيستم بانکي تزريق کرده و ميلياردها دلار ديگر هم بايد براي ساخت راه ها و پل ها هزينه شود. اما وضعيت اجتماعي همچنان وخيم تر مي شود.

آن خوشحالي و خشنودي از انتخاب اولين رئيس جمهور سياهپوست که توانست با شعار «تغيير و اميد» پيروز رقابت شود، آشکارا در حال فروکش کردن است. البته سخنان زيباي اوباما هنوز هم به همان زيبايي هستند اما مردم و طرفداران اين روزها بيش از آنکه به دهان او نگاه کنند به دست هايش خيره شده اند.

اين روزها هر زمان که رئيس جمهور در مورد وضعيت اقتصادي صحبت مي کند، آن سرمستي و نشاط در بسياري از مناطق تبديل به هوشياري و غم مي شود. چند هفته پيش زماني که اوباما پشت تريبون دانشگاه جرج تاون در واشنگتن قرار گرفت با لحني هشدارگونه به حاضران گفت؛ «مي خواهم به نثر بگويم و نه به شعر.» با اين حرف رئيس جمهور ديگر هيچ کس به ياد آن شعار نيفتاد؛ «بله، ما مي توانيم.»

اوباما در حالي که به شدت در فکر بود شنوندگان خود را پيش از هر چيز ديگر به صبر و شکيبايي دعوت کرد. او گفت نشانه هايي از بهبود اوضاع وجود دارد اما؛ «ما نمي توانيم اين اقتصاد را بار ديگر بر شن و مه بنا کنيم. ما بايد اين خانه را بر صخره يي مستحکم بسازيم اما اين کار در کوتاه مدت امکان پذير نيست.»

اوباما هنوز هم به سلفش يعني «جرج دبليو بوش» نامحبوب يادآور مي شود چگونه اين وضعيت آغاز شد. رئيس جمهور امريکا در جايي گفت؛ «ما وارث يک بودجه فاجعه آميز هستيم و به عبارتي يک هرج و مرج واقعي.» اما اين سخنان ديگر تاثيري ندارد زيرا بوش به تاريخ پيوسته است.

رئيس جمهور سابق به تازگي ليگ بسکتبال امريکا را افتتاح کرد. سپس با خوشحالي نگاهي به دوربين ها انداخت. وقتي از وي خواسته شد نظرش را در مورد سياست اوباما و نحوه برخورد وي با بحران فعلي بگويد با حالتي سياستمدارانه اين درخواست را رد کرد و گفت؛ «به نفع اوست که من چيزي نگويم.»

به هر ترتيب اين بحران ديگر به باني اصلي اش مربوط نيست و بحران اوباما به شمار مي آيد.

منبع؛ اشپيگل

احمدی نژاد همچنان مشغول پرداخت عیدی صد هزار تومانی و سیب زمینی رایگان

سه شنبه, آوریل 14th, 2009

احمدی نژاد سیب زمینی

هفت تیر 7tir.com: در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دولت دست به اقدامات جالب و بی نظیری زده است چنان که کم کم ملت همه دست به دعا برداشته اند که کاش هر سال ، به نام اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شود و به جای یک بار در 4 سال ، ده بار در سال انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود و هر دوره هم محمود احمدی نژاد بتواند نامزد شود .
به گزارش هفت تیر به نقل از روزنامه اعتماد محمود احمدی‌نژاد در جریان بازدید نوروزی خود از یک بیمارستان بهرامی تهران به کارکنان آن یک میلیون ریال عیدی‌ داده‌است.
یکی از کارکنان بیمارستان بهرامی تهران در تماس با روزنامه اعتماد اعلام کرد محمود احمدی‌نژاد در دیدار نوروزی با پرسنل این بیمارستان که هفته نخست فروردین صورت گرفت به هر یک از کارکنان 100 هزار تومان عیدی داده است».
گفتنی است پیش از این کارکنان وزارت خارجه درباره عیدی صدهزار تومانی احمدی‌نژاد در زمان دیدارش از وزارت خارجه که به همه حضار پرداخت شده بود خبر دادند . .

همچنین اخبار بسیاری از توزیع گسترده سیب زمینی رایگان در شهرهای کشور توسط دولت به گوش می رسد . اولین بار خبر توزیع سیب زمینی رایگان در زمان سفرهای انتخاباتی آقای خاتمی شنیده شد که دولت هر کجا آقای خاتمی برای سخنرانی می رفت در همان مکان اقدام به توزیع سیب زمینی رایگان می کرد .

گزارش تصویری توزیع گسترده سیب زمینی رایگان در شهرهای کشور در آستانه انتخابات توسط دولت :

احمدی نژاد سیب زمینی

احمدی نژاد سیب زمینی

احمدی نژاد سیب زمینی

احمدی نژاد سیب زمینی

منوچهر منطقی مدیر عامل ایران خودرو به دلیل انتقاد از دولت برکنار شد

سه شنبه, آوریل 7th, 2009


هفت تیر 7tir.com :  اکبر هاشمي رفسنجاني در کتاب خاطرات خود مي نويسد؛ «براي ساخت رادار در جنگ مشکل داشتيم. کسي هم به ما رادار نمي داد. روزي در دفتر کارم نشسته بودم که جواني لاغر اندام و قدبلند وارد شد و گفت اگر به ما امکانات بدهيد با توان داخلي رادار خواهيم ساخت. امکانات داده شد و طولي نکشيد که آن جوان و تيمش موفق به ساخت اولين رادار ايراني شدند.»آن جوان لاغراندام و بلندقد ديروز منوچهر منطقي بود که روز گذشته يکباره از مديرعاملي ايران خودرو برکنار شد تا پس از شش سال مديريت بر اين شرکت در حالي که استراتژي هشت سال آينده را براي بزرگ ترين شرکت خودروساز خاورميانه تدوين کرده بود، توسط وزير 39 ساله صنايع و معادن از کار برکنار شود.بنا به اعلام دفتر منطقي او صبح روز گذشته براي آخرين بار به محل کار خود رفت تا با جمع آوري وسايل شخصي خود براي هميشه با دفتر مديرعاملي اين شرکت خداحافظي کند. وي همچنين ديروز در مراسم معارفه مديرعامل جديد اين شرکت نيز حضور نيافت.آخرين اخبار رسيده حاکي از آن است که وزير صنايع و معادن منطقي را مسوول توليد هواپيماي پهن پيکر، عضو هيات مديره ايران خودرو و مشاور ارشد خود کرده است. اين در حالي است که منطقي هنوز به طور رسمي اين پست ها را عهده دار نشده است. منوچهر منطقي که از او به عنوان مغز متفکر موشکي ايران هم ياد مي شود، در سال هاي گذشته ساخت اولين رادار و ساخت موشک شهاب 3 را مديريت کرده و در طراحي و ساخت ماهواره اميد نيز نقش داشته است. او در اين سال ها همکاران نخبه خود را از صنعت موشک سازي وارد صنعت خودرو کرد اما شنيده مي شود همزمان با برکناري منطقي آنها نيز از ادامه کار در ايران خودرو به صورت گروهي استعفا داده اند تا به اين ترتيب بزرگ ترين خودروساز خاورميانه خالي از مديران نخبه و باسابقه شده و کار براي مديرعامل جديد اين شرکت سخت شود.جواد نجم الدين رئيس هيات مديره سايپا و مديرعامل شرکت مگاموتور نيز به جاي او گمارده شد تا موج عزل و نصب ها در 20 ماه فعاليت علي اکبر محرابيان در وزارت صنايع و معادن به بيش از 90 درصد برسد. همچنين از اصفهان خبر مي رسد بهرام سبحاني مديرعامل ذوب آهن اصفهان نيز روز گذشته از کار برکنار و حکم الله بابايي مديرعامل فولاد آلياژي يزد به جاي او منصوب شد تا به اين ترتيب در حرکتي معنادار مديريت دو بنگاه بزرگ اقتصادي کشور با تغييرات گسترده يي همراه شود. تغيير روساي کليه سازمان هاي صنايع و معادن کشور، تغيير کليه معاونان وزير صنايع و معادن و برکناري مديران شرکت هاي بزرگ صنعتي و معدني کشور در کنار تغيير مديران مياني سازمان هاي وابسته به وزارت صنايع و معادن در کمتر از 20 ماه باعث شده وزارت صنايع و معادن در صدر ناپايدارترين وزارتخانه هاي دولت نهم قرار گيرد.

منوچهر منطقی

همزمان با برکناري منطقي برخي از اعضاي هيات مديره سايپا و ايران خودرو نيز تغيير کردند که اين تغييرات بيشتر جنبه جابه جايي و نه برکناري را داشته است.

انتقاد  دولت احمدی نژاد دلیل برکناری منوچهر منطقی
درست روزي که منوچهر منطقي در آخرين نشست خود با خبرنگاران (اواخر اسفند 87) سياست هاي اقتصادي دولت را تلخ ترين خاطره سال خود خواند، حکم عزل خود را امضا کرد. او در اين نشست اعلام کرد؛ سياست هاي اقتصادي دولت 25 درصد وقت ما را هدر داد. منطقي همچنين برخلاف ساير مديران دولت نهم، خيز صنعت خودرو و اوج شکل گيري اين صنعت را به دولت هاي هاشمي و خاتمي نسبت داد. در کنار اين موارد انتقاد به سياست هاي پولي، طرح تحول اقتصادي، طرح دوگانه سوز کردن خودروها و برخي دستورات غيراصولي دولتمردان باعث شد منطقي فرزند ناخلف دولت نهم خوانده شده و از جمع مردان اين دولت اخراج شود. او در حالي برکنار شد که در بهمن ماه گذشته احمد قلعه باني رئيس هيات عامل سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران اعلام کرده بود عمر مديريت در صنعت خودرو ايران از شش سال بيشتر نيست. منطقي نيز که شش سال از مديريتش در ايران خودرو مي گذشت، در پاسخ به قلعه باني گفته بود نمي دانم آقاي قلعه باني اين عدد شش را از کجا آورده است.
پس از بركناري ناگهاني منوچهر منطقي از مديرعاملي شركت ايران خودرو، اكثر معاونان اين شركت خودروسازي استعفا داده‌اند و در جلسه معارفه مدیر عامل جدید نیز شرکت نکردند چنانکه در این جلسه  بیش از آنکه چهره مدیران ایران خودرو به چشم بخورد چهره مدیران سایپا دیده می شد

مديرعامل سابق ايران خودرو در نخستين روزهاي کاري دولت نهم کانديداي اصلي پست وزارت صنايع و معادن بود. احتمال وزير شدن او به قدري بالا بود که حتي برنامه هايش را به محمود احمدي نژاد ارائه کرد و براي اينکه در فضاي آرام تري خود را براي تصدي وزارت صنايع و معادن آماده کند، به مشهد رفت و موبايل خود را خاموش کرد اما ناگهان به او خبر رسيد که عليرضا طهماسبي به عنوان وزير صنايع و معادن به مجلس معرفي شده است. منطقي کارش را در ايران خودرو ادامه داد تا يک سال را در کنار عليرضا طهماسبي که مديري مخالف تغييرات بود به آرامي سپري کند. اما پس از استعفاي طهماسبي از روزي که علي اکبر محرابيان پا به وزارت صنايع و معادن گذاشت، نه تنها مديرعامل ايران خودرو بلکه کليه مديران به جا مانده از دولت خاتمي بخت خود را براي بقا در سيستم دولتي کمتر از گذشته ارزيابي مي کردند. در اين فضا پيش بيني مي شد برکناري مديرعامل ايران خودرو از برنامه هاي اساسي محرابيان است اما تداوم مديريت وي در ايران خودرو و گماشته شدن مهرداد بذرپاش که از او به عنوان جانشين منطقي ياد مي شد در سايپا، اين پيش بيني را برهم زد. اما کاسه صبر وزير صنايع و معادن لبريز شد تا اينکه سرانجام روز گذشته وي را برکنار کرد و به اين مدير باسابقه پيشنهاد داد مديرعامل يکي از شرکت هاي نه چندان مهم وزارت صنايع و معادن شود که او فعلاً در اين رابطه اظهارنظري نکرده و قصد دارد در دانشگاه علامه و مالک اشتر به تدريس بپردازد. منطقي پيش از برکناري خود در چند ماه اخير بارها اعلام کرد هر 15 روز يک بار خبر برکناري خود را از رسانه ها مي شنود اما اين بار در پانزدهم فروردين خبر برکناري خود را از زبان وزير صنايع و معادن شنيد تا متوجه شد در عدد 15 چه رازي نهفته است. پيش از اين احمد خادم المله يار نزديک رئيس جمهور و دبيرکل حوزه وزارتي وزير صنايع و معادن نيز در واکنش به خبر برکناري منطقي در اين دوره به خبرنگار «اعتماد» گفته بود آقاي منطقي را فقط خدا مي تواند عوض کند. اختلاف اساسي تفکرات حاکم بر ايران خودرو با شرکت سايپا، از ديگر دلايل برکناري منطقي به شمار مي آيد. مديرعامل سابق ايران خودرو هيچ گاه ايده ادغام خودروسازها را که از سوي بذرپاش مطرح شده بود جدي نمي گرفت. اوج اختلاف ايران خودرو و سايپا روزي شکل گرفت که وزير صنايع و معادن و مهرداد بذرپاش در اقدامي از پيش طراحي شده پروژه ساخت خودرو اسلامي که ايران خودرو باني آن بود را با امضاي تفاهمنامه پروتون- سايپا به سايپا رسيد تا زالي مدير مرکز تحقيقات ايران خودرو اعلام کند پروتون سر وزير صنايع و معادن و مديرعامل سايپا را کلاه گذاشته و ايران را دور زده است. منطقي در اين فضا ترجيح داد سکوت کند. اين در حالي بود که سازمان گسترش در بيانيه يي رسمي زالي را مورد شماتت قرار داد. او در بهمن ماه گذشته استراتژي هشت ساله ايران خودرو را تشريح کرد اما وزير صنايع و معادن در مصاحبه يي گفت نيازي به اين استراتژي نيست چرا که خود وزارت صنايع و معادن قصد دارد استراتژي جداگانه يي بنويسد. جدي نگرفتن خودرو مينياتور سايپا نيز يکي ديگر از عواملي است که گفته مي شود نقش زيادي در برکناري منطقي دارد. او هيچ گاه مينياتور را در حد و اندازه رقابت با محصولات ايران خودرو نمي ديد و بارها اعلام کرد محصولاتي که در ايران خودرو به توليد مي رسد، به لحاظ تکنولوژي و کلاس خودرو قابل مقايسه با محصولات سايپا (پرايد) نيست. از سويي در شش ماه گذشته در حالي که ايران خودرو پروژه هاي مهمي را در صنعت خودرو کشور به بهره برداري مي رساند، وزير صنايع و معادن پا به اين شرکت نگذاشت تا مديران ايران خودرو مجبور شوند براي مراسم افتتاحيه خودرو سمند سورن ELX از وزير کشور دعوت به عمل آورند. اما دعوت از صادق محصولي نيز براي منطقي دردسرساز بود چرا که مديران ايران خودرو در مراسم رونمايي از اين خودرو گروهي نوازنده را به روي سن فراخواندند تا با حرکات موزون پرده از محصول جديد ايران خودرو بردارد و وزير کشور از روي صندلي نظاره گر مراسم باشد. ظاهراً محصولي نيز به اين اقدام ايران خودرو واکنش نشان داده و گفته «حال که قرار بود اينها بيايند پس چرا ما را دعوت کرديد؟»

چند روز پيش از اين ديدار ايران خودرو از محمد جهرمي وزير کار براي بازديد از اين شرکت دعوت کرده بود اما صبح روز بازديد که فرا مي رسد، علي اکبر محرابيان وزير صنايع و معادن پس از آنکه از بازديد وزير کار در ايران خودرو مطلع مي شود به منطقي دستور مي دهد اين بازديد را لغو کند. محمد جهرمي نيز در حالي که آماده حرکت به سمت کيلومتر 14 جاده مخصوص کرج بود نيز متوجه مي شود ايران خودرو اين بازديد را لغو کرده است. اما در کنار همه اين موارد مصاحبه آخر سال منطقي نقش بسزايي در برکناري او داشت. مديرعامل بزرگ ترين خودروساز خاورميانه در اين نشست چندين بار از سياست هاي کلان اقتصادي دولت انتقاد کرد. «برخي سياست هاي کلان اقتصادي که ناتمام هم بودند 25 درصد وقت ما را تلف کرد.» او با اين جمله آب پاکي را روي دست خود و دولت ريخت تا به قول مهدي کلهر، منطقي ترين مديرعامل کشور برکنار شود. نکته جالب در نوع برکناري هاي صورت گرفته وزارت صنايع و معادن در دو سال اخير اينکه قبل از برکناري مديري در ابتدا جانشين وي مشخص مي شود و از آن مدير مي خواهند استعفا دهد. اگر او زير بار استعفا نرفت در يک حرکت ضربتي وي را برکنار کرده و به حال خود رها مي کنند. حتي شنيده مي شود همزمان با برکناري مديران، روساي دفتر آنها را نيز برکنار مي کنند.


منطقي چه کرد

مديريت شرکت ايران خودرو پس از توقف توليد پيکان نقطه عطف مديريت منوچهر منطقي بر ايران خودرو به شمار مي آيد. وي در نخستين سال هاي فعاليت خود در ايران خودرو با تصميم دولت مبني بر توقف توليد پيکان مواجه شد و توانست اين شرکت را از يک پيکان ساز صرف به توليدکننده چند محصول جديد تبديل کند. به گفته منطقي ايران خودرو اکنون به شرکتي تبديل شده که مي تواند محصولاتش را با استاندارد يورو 5 روانه بازارهاي امريکايي و اروپايي کند و نام ايران را در فهرست بزرگ ترين توليدکنندگان خودرو دنيا قرار دهد.

طراحي و ساخت سمند LX، سرير، سورن، کاميون ملي، اتوبوس، پژو 206 صندوقدار، خودرو روآ، نخستين موتور پايه گازسوز جهان، موتور ملي و خودرو X12 به عنوان دومين خودرو ملي اين شرکت از مهم ترين کارهايي است که منطقي در طول شش سال مديريت خود در ايران خودرو انجام داد. همچنين در زمان او براي نخستين بار سايت هاي توليد خودرو ايراني در خارج از کشور به وجود آمد. وي تمامي اين اقدامات را در روزهايي به انجام رساند که ايران خودرو با کمبود نقدينگي ناشي از توقف توليد پيکان مواجه شده بود. اين در حالي است که سايپا به برکت فروش سالانه حداقل 400 هزار دستگاه پرايد از حجم نقدينگي بالايي برخوردار شد اما پا به پاي ايران خودرو نتوانست در انجام پروژه هاي جديد و توسعه محصولات موفق باشد.

برکناري مديرعامل ذوب آهن اصفهان

اما اخبار تغيير و تحولات تنها مربوط به کيلومتر 14 جاده مخصوص کرج نيست. بهرام سبحاني مديرعامل شرکت ذوب آهن اصفهان نيز ديروز با حکم احمدعلي هراتي نيک معاون وزير صنايع و معادن برکنار شد تا يکي ديگر از مديران موفق صنعت کشور به آرشيو نيروهاي موفق اضافه شود. شايعه برکناري سبحاني دو سالي است که در بدنه وزارت صنايع و معادن شنيده مي شود که روز گذشته با انتصاب حکم الله بابايي به جاي سبحاني اين شايعه سرانجام به واقعيت پيوست. سبحاني در طول فعاليت خود در دومين کارخانه توليد فولاد کشور، استفاده از نيروهاي متخصص را جزء برنامه هاي خود قرار داد. تغيير مديرعامل ذوب آهن اصفهان در حالي صورت مي گيرد که سال گذشته نيز مديرعامل شرکت ملي فولاد ايران نيز از کار برکنار شد تا به اين صورت صنعت فولاد کشور نيز دستخوش بزرگ ترين تغيير و تحولات سال اخير خود شود. شنيده مي شود برکناري هراتي نيک رئيس سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران نيز که پيشتر در دستور کار دولت قرار گرفته بود به سبب نزديکي هراتي نيک به سن بازنشستگي در چند ماه آينده منتفي شده است.

مديران عامل ايران خودرو و ذوب آهن در وزارت صنايع و معادن دولت نهم تغيير يافتند تا بزرگ ترين تغيير و تحولات مديران کشور در 20ماهه اخير صورت گيرد.

عقب ماندگی 11 ساله ایران از قطر در برداشت گاز از میادین مشترک

دوشنبه, آوریل 6th, 2009

میدان گازی پارس جنوبی

هفت تیر 7tir.com: معاون وزیر نفت با بیان اینکه با وجود راه اندازی 5 پالایشگاه جدید، و با وجود مساوی بودن سهم ایران و قطر از میدان مشترک اما تولید گاز ایران از پارس جنوبی کمتر از یک سوم شریک قطری است .
هم اکنون شریک قطری روزانه 12.2 میلیارد فوت مکعب گاز از این میدان مشترک برداشت می کند.

اکبر ترکان در جمع خبرنگاران با بیان اینکه میدان گازی پارس جنوبی یکی از بزرگترین منابع مستقل گازی جهان به شمار می رود، اظهار کرد: بر اساس برآوردهای صورت گرفته سهم ایران از ذخیره این میدان مشترک حدود 14 تریلیون متر مکعب بوده است که این میزان حدود 50 درصد کل ذخایر گاز طبیعی ایران و 8 درصد ذخایر گاز دنیا را شامل می شود.

وی با یادآوری این موضوع که حجم ذخایر میعانات گازی این میدان بالغ بر 18 میلیارد بشکه برآورد می شود، تصریح کرد: برای توسعه این میدان پیش بینی راه اندازی 28 فاز شده است که به طور متوسط هر فاز از ظرفیت حداقل تولید یک میلیارد فوت مکعب گاز برخوردار خواهد بود.

معاون برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزیر نفت با اشاره به اینکه تاکنون 10 فاز این میدان راه اندازی شده است، تبیین کرد: در صورتی که 18 فاز این میدان راه اندازی شود، طرح جامع توسعه این میدان گازی تکمیل خواهد شد.

اعتراف به سهل انگاری یازده ساله :
عقب ماندگی 11 ساله ایران از قطر در برداشت گاز از پارس جنوبی

ترکان در ادامه با اشاره به اینکه کشور قطر تولید گاز از میدان پارس جنوبی را از سال 1990 میلادی آغاز کرده است، بیان کرد: اما اولین فاز گازی ایران برای برداشت گاز از این میدان مشترک در سال 2001 میلادی شروع شد که این حاکی از عقب ماندگی 11 ساله در برداشت گاز از این میدان مشترک است.

وی با تاکید بر اینکه در سال های گذشته تلاش های بسیاری برای جبرای عقب ماندگی برداشت گاز از این میدان نسبت به شریک قطری انجام شده است، گفت: با وجود راه اندازی 5 پالایشگاه جدید، تولید گاز از پارس جنوبی بسیار کمتر از شریک قطری است .
به گفته ترکان اخیرا قطر در حال تکمیل 2 پروژه جدید تولید گاز از پارس جنوبی بوده که با اجرای آن میزان برداشت گاز این کشور از پارس جنوبی بیشتر خواهد شد.

آخرین وضعیت فازهای در حال ساخت

به گزارش هفت تیر وی در تشریح فازهای جدید در دست ساخت میدان پارس جنوبی، توضیح داد:هم اکنون ساخت فاز 12 به منظور تولید 3 میلیارد فوت مکعب گاز در روز توسط شرکت پتروپارس در حال اجرا است.

ترکان ادامه داد: از این میزان حدود 2 میلیارد فوت مکعب آن به عنوان خوراک به مصرف پروژه ایران ال ان جی خواهد رسید.

وی با اشاره به اجرای فازهای 15 و 16 به منظور تولید روزانه 50 میلیون متر مکعب گاز توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا، اظهار کرد: همچنین ساخت فازهای 17 و 18 با مشارکت شرکت های ایرانی اویک و سازمان گسترش در حال اجرا است.

این مقام مسئول در وزارت نفت با اشاره به توافق های صورت گرفته وزیران نفت ایران و ترکیه برای توسعه فازهای 22، 23 و 24 پارس جنوبی، تصریح کرد: در صورت توافق نهایی توسعه این سه فاز توسط سرمایه گذاری شرکت های ترکیه و به صورت بیع متقابل اجرا خواهد شد.

معاون وزیر نفت با یادآوری این موضوع که مذاکرات با شرکت های توتال فرانسه و شل در فازهای 11، 13 و 14 پارس جنوبی در حال انجام است، خاطر نشان کرد: توسعه این سه فاز هم اکنون متوقف شده است.

واقعیت
البته مدیران دولت خاتمی اوضاع را بدتر از چیزی که دولت احمدی نژاد اعلام کرده می دانند
به گفته بيژن زنگنه وزير نفت دولت خاتمي پارس جنوبي آرزوي بربادرفته از سال 84 تاکنون است .
زنگنه می گوید : ميزان عقب ماندگي ايران در برداشت از مخزن گازي مشترک با قطر به رغم وعده هاي مديران نفتي مبني بر کاهش فاصله ، افزايش زیادی پیدا کرده است .

صنعت نفت و گاز ايران به دليل تحريم های بين المللی به ويژه از سوی ايالات متحده آمريکا از کمبود سرمايه گذاری رنج می برد و بر اساس گزارش های منتشره، سالانه بيش از ۳۰۰ هزار بشکه از ظرفيت توليد  ایران کاسته می شود.

کارشناسان می گويند که شرکت های اروپايی از سوی دولت های خود و همچنين ايالات متحده تحت فشار قرار دارند تا به سرمايه گذاری خود در ايران به دليل اصرار اين کشور بر ادامه برنامه اتمی اش پايان دهند. در حال حاضر بسياری از اين شرکت ها فعاليت های خود را در ايران متوقف کرده اند.

اصلاح الگوی مصرف را از حزب الله ، جیبوتی ، بولیوی و حماس آغاز کنید

شنبه, مارس 21st, 2009


هفت تیر 7tir.com  :  همچنان که شنیده ایم مقام معظم رهبری امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کردند .
نامیدن امسال به این عنوان به نوبه ی خود چیز خوبیست زیرا حداقل این است که مقام معظم رهبری بر عکس جناب احمدی نژاد ، پذیرفته اند که بحران ایجاد شده جدی است و نیاز به اصلاح دارد . البته هر تحلیل گری که کمتر تخصصی در امور سیاسی دارد به خوبی در می یابد سرزبان افتادن این شعار و نامگذاری امسال به سال اصلاح الگوی مصرف به صورت پنهان حمایت از دولت احمدی نژاد و طرح تحول اقتصادی اوست به گونه ای که می توان این نامگذاری را به نوعی حمایت رهبر فرزانه انقلاب از محمود احمدی نژاد در انتخابات آینده جهت اجرای طرح تحول اقتصادی بعد از انتخابات دانست.

اما نکته ای که رهبر فرزانه و بقیه مسئولین کشور به جاست به آن دقت نمایند تا بتوانیم ثمرات این نامگذاری را به خوبی در پایان سال لمس نمائیم و به مانند سال انسجام اسلامی و اتحاد ملی و یا همین سال نوآوری و شکوفایی در پایان سال سر افکنده نشویم آن است که این اصلاح یعنی اصلاح الگوی مصرف از حماس، از حزب الله، از ونزوئلا و بولیوی ، از کومور ، جیبوتی و سودان آغاز شود. طبیعتا معظم له و دیگر خادمان ملت می دانند که چه سرمایه عظیمی در این کشور های دوست و برادر هزینه می شود و یقینا اصلاح این گونه ولخرجی ها و یا به قول مقام رهبری، ولنگاری در مصرف در این کشورها می تواند چه سرمایه عظیمی نصیب ملت ایران نماید

در پایان به عنوان شهروندان ایرانی از رهبر معظم انقلاب تقاضا می کنیم اصلاح الگوی مصرف را از حزب الله ، از ونزوئلا، از سودان و از جیبوتی ووو آغاز نمایند

شکایت 2 میلیارد دلاری یک ایرانی از خانواده حاکم دوبی

پنجشنبه, مارس 12th, 2009


تصاویر بالا سه برج از 5 برجی را نشان می دهد که قرار بود با سرمایه شهرام عبدالله زاده در دبی ساخته شود .
هفت تیر 7tir.com : یک سرمایه گذار ایرانی که اموالش به طور غیرقانونی توسط خانواده حاکم دوبی تصاحب شده است با طرح شکایتی از آنها خواهان دریافت غرامت حدود 2 میلیارد دلاری شد.
روزنامه گلف دیلی نیوز نوشت ، شهرام عبدالله زاده، مدیرعامل سابق شرکت املاک «الفجر» دوبی که ادعا می کند همچنان مالک و تنها سرمایه گذار این شرکت است با شکایت از «شیخ حاشر مختوم بن جمعه آل مختوم» – داماد حاکم دوبی – خواهان دریافت خسارت 9/1 میلیارد دلاری به خاطر ضبظ غیرقانونی اموالش شد.

براساس این گزارش عبدالله زاده می گوید وی پیش از این به دلیل قوانین امارات از نام «شیخ حاشر» برای کسب جواز مالکیت شرکت الفجر استفاده کرده است. قوانین امارات به خارجی ها اجازه نمی دهد چنین شرکت هایی را به نام خود ثبت کنند.

عبدالله زاده با بیان اینکه وی مالک واقعی و تنها سرمایه گذار این شرکت است که اکنون به طور غیرقانونی توسط داماد حاکم دوبی غصب شده می افزاید: “شرکت املاک الفجر متعلق به من است. شیخ حاشر به عنوان اسپانسر تنها در کسب جواز کمک کرده است.”

این سرمایه گذار ایرانی می افزاید: “ما اسناد کافی برای اثبات ادعای خود در اختیار داریم.”

در صورتی که شیخ اماراتی در این پرونده محکوم شناخته شود موظف است 7 میلیارد درهم (9/1 میلیارد دلار) معادل سرمایه گذاری های تاجر ایرانی به او پرداخت کند.

براساس این گزارش دادگاه دوبی در اولین جلسه رسیدگی به این پرونده از شرکت الفجر به عنوان متهم یاد کرده و هیچ اشاره ای به اعضای خانواده سلطنتی نکرده است!

عبدالله زاده علاوه بر شیخ اماراتی از پسر و دخت وی نیز که توسط پدرشان در آن شرکت، شریک شده اند، شکایت کرده است.

چندی پیش روزنامه وال استریت ژورنال  در گزارش مبسوطی به این موضوع پرداخت، این نشریه آمریکایی می نویسد: شهرام عبدالله زاده را 60 روز بازداشت کردند . وی ادعا می کند در مدتی که او در بازداشت بوده است طی پرونده سازی هایی، اموالش توسط شریک تجاری اش به نام شیخ حاشر بن جمعه آل مکتوم -داماد حاکم دبی- به صورت غیرقانونی ضبط شده است.

این نشریه می افزاید: پیش از این هم بسیاری از گروه های حقوق بشر و حتی دولت آمریکا نسبت به نظام قضایی امارات متجده عربی انتقادات زیادی کرده بودند و این موضوع یکی از نمونه های بارز تخلفات این نظام است.

وال استریت زورنال در ادامه از زبان این سرمایه گذار ایرانی می گوید: “بازداشت من پس از یک اختلاف تجاری با شریک اماراتی ام صورت گرفت.” شرکای تجاری عبدالله زاده در شرکت تجاری الفجر، شیخ حاشر بن جمعه المکتوم و پسر این شیخ اماراتی بوده اند. آقای عبدالله زاده می گوید که این دو نفر در زمانی که وی در بازداشت بوده است، اداره شرکت را به طور کامل بدست گرفته اند.

این نشریه می افزاید: هیچ یک از اتهامات آقای عبدالله زاده اثبات نشده است ، اما در طول سال گذشته مقامات امارات پاسپورت وی را بیش از ده ماه ضبط کرده و وی را از مسافرت و فعالیتهای اقتصادی اش محروم کرده اند.

همچنین عبدالله زاده می گوید که پیش از این امارات را یک سرزمین رویایی می دانسته است اما اکنون می بیند که آنچه او تصور می کرده چیزی جز یک سراب نبوده است. از طرفی شیخ حاشر هرگونه تخلفی را در این باره انکار کرده است. او هیچ مسئولیتی را درباره بازداشت عبدالله زاده نپذیرفته و مدعی است به این دلیل از ادامه شراکت با وی منصرف شده که مقامات دبی ادعا کرده اند عبدالله زاده به آنها پیشنهاد رشوه داده است در صورتی که آقای بازرگان ایرانی این ادعا را دروغ دانسته و آن را تنها دست آویزی برای مصادره اموالش می داند.

این نشریه پر تیراژ آمریکایی ادامه می دهد:شیخ حاشر در گفتگویی تلفنی مدعی شده است که «کسی که نیاز به دفاع از حیثیت و اعتبار خود دارد من نیستم بلکه عبدالله زاده است. این مرد یک دیوانه کلاه بردار است.
در ادامه این نشریه آمریکایی می افزاید: صحت بعضی ادعاهای عبدالله زاده را نمی توان مستقلا بررسی کرد زیرا تنها نسخه قرار داد شراکت عبدالله زاده با شیخ حاشر مفقود شده است و مدارک رسمی شرکت حاکی از مالکیت کامل شیخ حاشر بر این شرکت است!!! البته ادعاهای دیگری هم از سوی شیخ حاشر و پسرش مبنی بر اختلاس و کلاهبرداری عبدالله زاده مطرح شده که البته هیچ مدرکی برای اثبات آنها ارائه نشده است.

پاییز گذشته انجمن حقوق بشر امارات که یک انجمن دولتی است از مقامات دولتی امارات خواستار توضیحاتی درباره توقیف پاسپورت عبدالله زداه شد که هیچ پاسخی به این درخواست نشده است.
آقای عبدالله زاده می گوید که سال گذشته از وزارت امنیت امارات تماسی غیر عادی با وی برقرار شده است و او را برای توضیحاتی دعوت کرده اند اما در جریان همین تماس تلفنی و در محل قرار، وی را چشم بسته بازداشت کرده و شصت روز در بازداشت نگه داشته اند.

در هشت هفته ای که وی بازداشت بوده است هیچ تفهیم اتهام یا قرار توقیفی برای او صادر نشده است. در عوض او در این مدت مرتبا در مورد زندگی شخصی و فعالیت های شرکت الفجر مورد بازجویی قرار گرفته است. او در این باره می گوید: آنها به من گفتند که اگر با آنها همکاری نکنم مرا نابود خواهند کرد.

وال استریت ژورنال در پایان پس از ناامیدی از پیگیری دادخواست عبدالله زاده، او به دیوان عالی امارات روی آورد تا شاید بتواند به نحوی دادخواست خود را پیگیری کند. اما هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده است.

هرچند قضاوت در خصوص این موضوع نیازمند بررسی بیشتر است اما به نظر می رسد توقیف طولانی مدت گذرنامه یک سرمایه گذار ایرانی و مصادره داراییهایش موضوعی است که وزارت خارجه ایران نمی تواند بی تفاوت از کنار آن بگذرد.

گفتنی است با رسیدن موج بحران اقتصادی به امارات، اکنون سرمایه گذاران و ایرانیان مقیم آن کشور که برای سرمایه گذاری مجبوربه اختیار کردن شریک اماراتی هستند بیش از گذشته مورد سوء استفاده از سوی طرفهای اماراتی قرار می گیرند.همچنین اطلاعات دریافتی حکایت از شدت گرفتن دست اندازی شیوخ اماراتی بر اموال ایرانیان در آن کشور و به خصوص شیخ نشین دوبی دارد.

.
قبلی : سقوط مارپیچ اقتصاد دبی و فرار خارجی ها

25% سهام پرسپولیس در آستانه واگذاری به هدایتی

پنجشنبه, مارس 12th, 2009


هفت تیر 7tir.com   :  واگذاري سهام پرسپوليس قدمت زيادي دارد و هر از چندگاه به بهانه يي يک بار ديگر در محافل ورزشي مطرح مي شود. اين بار حضور محمد علي آبادي و علي سعيدلو در ورزشگاه آزادي بهانه ديگري براي مطرح شدن اين داستان است.

معاونان رئيس جمهور که سه شنبه براي تماشاي بازي پرسپوليس مقابل الشارجه امارات به استاديوم يکصد هزار نفري آزادي تهران رفته بودند در خلال مسابقه با رئيس هيات مديره پرسپوليس در مورد واگذاري سهام اين باشگاه گفت وگو کردند.

حسين هدايتي در اين باره مي گويد؛ «من با سعيدلو و علي آبادي معاونان رئيس جمهور طي دو روز گذشته و در حاشيه بازي با الشارجه امارات جلسه يي داشتم و در خصوص سهام پرسپوليس با آنها گفت وگو کردم.»

رئيس هيات مديره پرسپوليس در تشريح ماجرا مي گويد؛ «حرف هايي به من زده شده است اما واگذاري سهام به مسوولان و مديران بستگي دارد. قرار است نتيجه را به من اعلام کنند.»
 
هدايتي که از ابتداي فصل هشتم رقابت هاي ليگ برتر به عنوان عضو و سپس رئيس هيات مديره فعاليتش را در باشگاه پرسپوليس آغاز کرد، از همان ابتدا خواهان در اختيار گرفتن بخشي از سهام اين باشگاه شده بود. رئيس هيات مديره پرسپوليس طي هفته هاي گذشته در همين زمينه درخواست خود را به اطلاع محمد علي آبادي رئيس مجمع باشگاه پرسپوليس و علي سعيدلو معاون اجرايي رئيس جمهور رسانده است. هدايتي متعهد شده است در صورتي که 25 درصد از سهام باشگاه به او واگذار شود، تمامي هزينه هاي پرسپوليس را متقبل شود و در زماني کمتر از پنج سال اين باشگاه را صاحب ورزشگاه اختصاصي کند. هدايتي در اين مورد مي گويد؛ «از روز اول به عنوان سرباز به پرسپوليس آمدم. هميشه تعامل خوبي با مسوولان باشگاه و مسوولان بلندپايه داشته ام. اميدوارم به من اطمينان شود و جواب جلسه با معاونان رئيس جمهوري را زودتر بگيرم. براي موفقيت اين تيم هر کاري از دستم برآيد تا موقعي که بتوانم، انجام وظيفه خواهم کرد.» همچنين شنيده شده که او به عنوان تهديد ادامه حضورش را در پرسپوليس منوط به واگذاري سهام باشگاه دانسته و به طور تلويحي اعلام کرده است در غير اين صورت در انتهاي فصل جاري از هيات مديره سرخپوشان جدا خواهد شد. محمد علي آبادي و علي سعيدلو هم در نشستي که شب قبل از بازي پرسپوليس و الشارجه برگزار شد، هم در حاشيه بازي روز سه شنبه موافقت ضمني و شفاهي خود را با انتقال 25 درصد سهام باشگاه پرسپوليس به حسين هدايتي اعلام کرده اند. قرار است آنها پس از بررسي هاي لازم و گفت وگو با رئيس جمهور نظر نهايي خود را در اين خصوص به هدايتي اعلام کنند.

همه مردان احمدي نژاد در گفتگو با داوود دانش‌جعفري

چهار شنبه, مارس 11th, 2009

http://tinypic.info/files/wgtru6h87crrsfi44fmp.jpg

هفت تیر7tir.com:  دكتر داوود دانش‌جعفري، وزير سابق امور اقتصادي و دارايي دولت نهم كه مردادماه گذشته از كابينه محمود احمدي نژاد كنار رفت، از وجود گروهي از اطرافيان رييس جمهوري سخن گفت كه با فعايلتهاي خود مانع حضور وي در دولت شدند.

دانش جعفري علت بركناري خود را افرادي دانست كه در ستاد انتخاباتي احمدي‌نژاد پست‌ها را ميان خود تقسيم كرده بودند، اما ورود او به گروه 4 نفره گزينش تيم اقتصادي كابينه بازي آنها را برهم زده و لذا سيل گزارش‌هاي غيرواقعي عليه دانش جعفري به رئيس‌جمهور از همان آغاز وزارت وي شروع شده و سرانجام نيز كار خود را كرده بود.

وي در باره چگونگي انتخاب خود به وزارت امور اقتصادي و دارايي گفت:”… من با آقاي احمدي‌نژاد سابقه دوستي داشتم اما …با ستاد انتخاباتي او همكاري نمي كردم. بعد از انتخاب شدن آقاي احمدي‌نژاد به عنوان رييس جمهوري، ايشان با يك وقفه زماني از من دعوت كرد تا برنامه كاري خودم را براي پست وزارت جهاد كشاورزي ارائه دهم. من هم قبول كردم و برنامه را دادم.”

دانش جعفري افزود:” پس از اينكه ارتباطم با آقاي احمدي نژاد نزديكتر شد، متوجه شدم مشكل ايشان، پيدا كردن مديران مناسب براي قبول پست‌هاي اقتصادي است. در نتيجه، بعد از مدتي به من گفت كه تصميم دارد از من در يكي از دو پست سازمان مديريت برنامه‌ريزي يا وزارت اقتصاد استفاده كند. من باز هم اعلام آمادگي كردم. منتهي اينكه ايشان آن موقع اين پيشنهاد را به من داد يك نكته‌اي در آن بود كه من بعداً آن را متوجه شدم.”

وزير مستعفي اقتصاد در باره “نكته” يادشده گفت:”بلافاصله بعد از اينكه آقاي احمدي نژاد در انتخابات پيروز شد مجموعه‌اي از نزديكان را كه عموماً در ستاد انتخاباتي ايشان فعال بودند را در گروه‌هاي مختلف تقسيم‌بندي كرد تا براي هر وزارت‌خانه مجموعه‌اي از مديران قابل طرح را جستجو نموده و پيشنهاد كنند. در واقع كار آنها پيدا كردن وزير مناسب براي كابينه آقاي احمدي‌نژاد بود. من در آن مجموعه حضور نداشتم و اتفاقاً وقتي رسيدم كه گزارش پيشنهادي اين گروه‌ها به آقاي احمدي‌نژاد تقديم شده بود اما، نكته جالب در گزارش آنها اين بود كه در ليست پيشنهادشده براي وزارت‌خانه‌هاي مختلف عموماً از كساني نام برده بودند كه يا در ستاد انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد فعال بودند و يا عضو گروه جستجوي افراد شايسته براي كابينه بودند.”

وي افزود:” چيزي كه من بعداً متوجه شدم اين بود كه آقاي دكتر احمدي‌نژاد از پيشنهادات اين گروه‌ها اصلاً خرسند نبود چون به نظر مي‌رسيد اعضاي گروه‌ها پست‌ها را بين خودشان تقسيم كرده بودند و در مواردي نام مشخصي در چند وزارتخانه ديده مي‌شد، منتهي در يك جا به عنوان نفر اول بود، در يك جا دوم و در يك جا سوم. “

دانش‌جعفري ادامه داد:”…شايد اگر من هم جاي آقاي احمدي‌نژاد بودم، همين احساس را مي‌داشتم و فكر مي‌كردم كه اين گروه‌ها به جاي آنكه بي‌طرفانه به رئيس‌جمهور مشاوره بدهند، در واقع براي خودشان قبايي درست كرده بودند! در چنين فضايي بود كه آقاي احمدي‌نژاد پست مرا مشخص كرد و سپس وارد كميته چهار نفره گزينش وزرا نمود.”

وي گفت:” رييس جمهوري علاقمند بود پيشنهادات ما بي‌طرفانه باشد. او همين نكته را هم به دكتر رهبر گفته بود كه ايشان يا وزير اقتصاد خواهد شد يا رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي. غير از ما دو نفر، آقايان دكتر الهام و مهندس زري‌بافان نيز عضو كميته چهار نفره بودند. مسووليت بعدي آنها در كابينه نيز قبل از عضويت در كميته، مشخص شده بود. بعد از مدتي كه من در كميته چهار نفره كار كردم و با مجموعه ستاد آقاي احمدي‌نژاد بيشتر آشنا شدم به وجود بعضي از حساسيت‌ها نسبت به خودم پي بردم.”

وزير مستعفي اقتصاد تصريح كرد:”در مجموع، دو گروه بودند كه علاقه زيادي به من نداشتند. عده‌اي كه فكر مي‌كردند با ورود من جا براي آنها تنگ شده است. گروه دوم هم كساني بودند كه مخالف تفكر اقتصادي من بودند. بعضي‌ها مي‌گفتند فلاني (من) گروه خونش به آقاي دكتر احمدي‌نژاد نمي‌خورد و چنين استدلال مي‌كردند اگر فرد ديگري از اصولگرايان غير از آقاي احمدي‌نژاد هم پيروز شده بود از من در كابينه خود استفاده مي‌كرد! “

دانش جعفري در ادامه خاطرات ناگفته خود از دوران وزارت اظهارداشت:”يكبار قبل از معرفي من به مجلس، آقاي دكتر احمدي‌نژاد به زبان آمد و گفت كه مجبور شده است براي بكارگيري من بهاي سنگيني را بپردازد! يكي از همين افراد به دكتر احمدي‌نژاد پيشنهاد داده بود كه اگر اصرار براي بكارگيري دانش جعفري وجود دارد، حداقل در پست سازمان مديريت نباشد. من در پاسخ به آقاي دكتر احمدي‌نژاد عرض كردم كه من هم براي همكاري با شما بهاي سنگيني را مي‌پردازم و لذا من هم از اين فضا رنج مي‌بردم تا اين‌كه بالاخره روزي به ايشان التماس نمودم كه مرا از همكاري معاف كند، ولي ايشان قبول نكرد. در نهايت خواهش كردم كه مرا در پست‌هاي ستادي مهم مثل اقتصاد و سازمان مديريت نگذارد و در جايي مثل جهاد كشاورزي كه استقلال نسبي دارد و در ضمن حساسيت كمتري هم دارد، مشغول بكار شوم. ايشان مجدداً قبول نكرد. احساسي كه داشتم اين بود كه آقاي دكتر احمدي‌نژاد در بكارگيري من كاملاً مصمم شده است. لذا در اين فضا بود كه تصميم گرفتم با همه مشكلاتي كه قابل پيش‌بيني بود همكاري كنم. تلقي من در آن زمان اين بود كه آقاي احمدي نژاد تفكر مرا پذيرفته است و روي راه‌حل‌هاي پيشنهادي من حساب باز كرده است.”

اما، داستان به همين جا ختم نمي شود و كار به جايي مي رسد كه دانش جعفري ترجيح مي دهد به كلي از دولت نهم كناره بگيرد، به گونه اي كه ديگر مدتها است او و رييس جمهوري حتي با هم حرف نمي زنند.

سال آینده : گاز 100 تومان – برق 55 تومان – بنزین 350 تومان

شنبه, فوریه 28th, 2009

سخنگوي كميسيون اقتصادي مجلس گفت: مصوبات نهايي كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي از سوي مصباحي‌مقدم رييس اين كميسيون در كميسيون اقتصادي قرائت و يك نسخه از اين گزارش تقديم رييس مجلس شوراي اسلامي شد.

هفت تیر 7tir.com : محمدرضا خباز در گفت‌وگو   با اشاره به گزارش مصباحي‌مقدم از مصوبات كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي در جلسه روز يكشنبه كميسيون اقتصادي، گفت: رييس كميسيون ويژه در تاريخ 4 اسفندماه طي نامه‌اي به رييس مجلس شوراي اسلامي گزارشي از مصوبات كميسيون ويژه ارائه كرد كه در جلسه روز يكشنبه كميسيون اقتصادي قرائت شد.

نماينده مردم كاشمر در مجلس با اشاره به مصوبات نهايي كميسيون ويژه كه در كميسيون اقتصادي قرائت شد، گفت: براساس مصوبات نهايي كميسيون ويژه، بنزين ليتري 350 تومان، گازوييل با كارت هوشمند براي حمل و نقل ليتري 100 تومان، مازوت براي نيروگاه‌ها ليتري 120 تومان، گازوييل براي نيروگاه‌ها ليتري 120 تومان، گاز براي نيروگاه‌ها مترمكعبي 120 تومان، نفت سفيد و گاز مايع ليتري 80 تومان خواهد بود كه اين ارقام و ارقام بعدي به صحن علني مجلس نيز پيشنهاد خواهد شد.

خباز ميانگين هر مترمكعب گاز خانگي را 100 تومان با رعايت دهك‌ هاي مصرفي، اعلام كرد و افزود: قيمت گاز مصرفي دهك اول به قيمت سال 87 و دهك‌هاي بالاتر به صورت پلكاني تعيين مي‌شود، گاز مراكز درماني، آموزشي، پژوهشي، مدارس علوم ديني، خيريه شبانه‌روزي، معلولان، سالمندان و ايتام مترمكعبي 300 تومان، ميانگين هر مترمكعب گاز نانوايي‌ها و بخش كشاورزي و كليه زيربخش‌هاي آن 300 تومان، قيمت گاز مصرفي اماكن مذهبي و اقليت‌هاي ديني شامل مساجد، مصلاها، تكايا، حسينيه‌ها، امام‌زادگان و كليساها مترمكعبي 300 تومان مطابق با الگوي مصرف كه استفاده بيش از الگوي مصرف مترمكعبي 80 تومان محاسبه مي‌شود.

سخنگوي كميسيون اقتصادي قيمت سي‌ان‌جي خودروهاي شخصي و عمومي را بنا به مصوبه كميسيون ويژه مترمكعبي 55 درصد قيمت بنزين داخلي اعلام و تصريح كرد: گاز واحدهاي صنعتي و واحدهاي صنايع تبديلي، انواع كسب و خدمات، پالايشگاه‌ها و ايستگاه‌هاي تقويت فشار مترمكعبي 80 تومان، خوراك گاز واحدهاي صنعتي، پالايشي و پتروشيمي مترمكعبي حداكثر 65 درصد قيمت سبد صادراتي و گاز ساختمان‌هاي عمومي، دولتي و اداري مترمكعبي 200 تومان، قيمت هر كيلووات برق خانگي نيز 55 تومان پيشنهاد شده است.

وي با اشاره به گزارش مصباحي‌مقدم از مصوبات كميسيون ويژه، دهك‌هاي مشمول دريافت نقدي يارانه‌ها را پنج دهك اول جامعه دانست و اظهار كرد: از محل درآمد حاصل از هدفمند كردن يارانه‌ها، 50 درصد سهم خانوارها، 30 درصد سهم توليد و صنعت و 20 درصد سهم دولت خواهد بود.

خباز با بيان اين‌كه هم‌چنين در جلسه روز يكشنبه لايحه زكات را با مشخص كردن متوليان به تصويب رسانديم، گفت: اين لايحه يكي از لوايحي است كه با تصويب نهايي در صحن علني موجب سر و سامان يافتن كليه مسائل مربوط به زكات در كشور مي‌شود.

سقوط مارپیچ اقتصاد دبی و فرار خارجی ها

دوشنبه, فوریه 23rd, 2009
سوفیای ٣۴ ساله، خانمی فرانسوی است که حدود یکسال پیش برای استخدام در یک شرکت تبلیغاتی به دوبی نقل مکان کرد. او آن چنان اعتمادی به اقتصاد دوبی که بطور سرسام آوری در حال رشد بود، داشت که آپارتمانی به قیمت ٣٠٠٠٠٠ دلار با وام مسکن ١۵ ساله خریداری کرد.

امروز او مانند بسیاری از خارجیان دیگر که در دوبی کار می کنند از کار اخراج شده و خود را در برابر خطر اخراج از این شهر خلیج فارس می بیند. وضعیت ٩٠ درصد خارجیهای شاغل در دوبی مشابه وضعیت سوفیاست.
او می گوید: “من واقعا از آنچه که در حال وقوع است به وحشت افتاده ام. اگر نتوانم بدهی خود را بپردازم، و اگر نتوانم کار جدیدی پیدا کنم، بمن گفته اند که کارم به زندان مخصوص بدهکاران خواهد کشید.”

درحالیکه اقتصاد دوبی در حال سقوط آزاد است، روزنامه ها گزارش می دهند که حدود سه هزار ماشین که صاحبان آنها، آنها را در پارکینگ فرودگاه رها کرده و از کشور گریخته اند، پارک شده است.

گفته می شود که برخی از آنان که از کشور گریخته اند تمام موجودی خود از کارتهای اعتباریشان را نقد کرده اند و یک یادداشت عذرخواهی هم بر روی شیشه جلوی اتوموبیل چسبانده اند.

کسانی که شغل خود را در دوبی از دست می دهند باید ظرف یکماه کشور را ترک کنند. این امر باعث می گردد که میزان خرج کردن در کشور کاهش یابد، خانه ها یکی پس از دیگری خالی شود و قیمت ملک پائین بیاید. بعضی از بخشهای دوبی بر اثر این سقوط مارپیچ اقتصاد که در روزگاری نه چندان دور ابرقدرت خاورمیانه بشمار می رفت به شکل شهر ارواح درآمده است.

هیچکس از عمق فاجعه اقتصادی که در دوبی اتفاق افتاده آگاهی کامل ندارد اما آنچه که مشخص است اینست که دهها هزار نفر دوبی را ترک کرده اند، قیمت ملک در دوبی به نحو خورد کننده ای پائین آمده و پروژه های بزرگ ساختمانی متوقف یا بکلی منحل شده اند. با اینهمه حکومت حاضر نیست که هیچ نوع اطلاعاتی در اختیار جهان خارج بگذارد و باین صورت است که شایعات در دوبی جان می گیرند و بیش از پیش به اعتماد عمومی و اقتصاد دوبی ضربه می زند.

قانون جدیدی که به رسانه ها اعلام شده اینست که اگر رسانه ای شهرت و یا وضعیت اقتصادی کشور را با درج اخبار و یا گزارشهائی به خطر بیاندازد، به مجازاتی تا مرز یک میلیون درهم (در حدود ٢٧٢ هزار دلار)، روبرو خواهد شد. گفته می شود که همین امر باعث شده که گزارش در مورد بحران دوبی به حالت سکون درآید.

گزارش روزنامه های محلی در ماه گذشته حاکی از آن بود که هر روز ١۵٠٠ ویزا در دوبی باطل می شود.

آنچه که مسلم است قیمت ملک که بطور فاحشی ظرف شش سال اوج گیری اقتصاد دوبی افزایش یافته بود، تنها ظرف دو یا سه ماه گذشته، ٣٠ درصد و یا حتی بیشتر هم افت داشته است. شرکت مودیز (Moody’s) که شرکتها را درجه بندی می کند هفته گذشته اعلام کرد که احتمالا شش شرکت عظیم متعلق به حکومت را با توجه به وخامت اوضاع اقتصادی در دوبی تنزل درجه خواهد داد. تعداد ماشین های لوکس برای فروش روز به روز افزایش می یابد، این ماشینها گاه ۴٠ درصد زیر قیمت دو ماه پیش به فروش می روند. خیابانهای دوبی که همیشه مملو از ماشین و ترافیک بود، این روزها خلوت است.

این روزها خارجیهائی که برای یک زندگی بهتر بار خود را بسته و به دوبی آمده بودند، معتقدند که شکوفائی اقتصاد دبی چیزی جز یک فریب نبوده است. شایعات به سرعت پراکنده می شوند: جزیره مصنوعی پالم جمیره (Palm Jumeira) که نشان افتخار پروژه های ساختمانی دوبی بود در حال نابود شدن است. وقتی شیرهای آب هتلها را باز می کنید به جای آب، سوسک از آنها بیرون می آید.

حمزه صیاب ٢٧ ساله، مهندسی است از عراق که از سال ٢٠٠۵ در دوبی مشغول بکار بوده و شش هفته پیش کار خود را از دست داد. دوبی جای بسیار خوبی برای مهندسین جوان بود، حداقل حقوق برای یک مهندس ساختمان با چهار سال سابقه کار، حدود ۴٠٠٠ دلار در ماه بود.

حمزه صیاب امروز بیکار است و اغلب وقت خود را در یک کافی شاپ در مرکز خرید ابن بطوطه می گذراند. اگر نتواند تا چند روز دیگر کار پیدا کند مجبور است که دوبی را ترک کند. او می گوید، عراق جای خطرناکیست و باید راهی اردن شوم. گرفتاری دیگر اینست که هنوز ١٢ هزار دلار به بانک برای هوندا سیویکی که خریده بدهکار است و باید اول این پول را از پدر خود قرض کرده و بپردازد. او می گوید دوستانش ماشین های تجملی خریده اند، امروز هیچ کدام کار ندارند و برای فروش ماشین ها در حال دست و پا زدن هستند. صیاب هم چنین می گوید، کار ما شده خوابیدن، سیگار کشیدن و قهوه خوردن و بعد احساس سردرد بخاطر شرایطی که در آن هستیم.

وام 65 ميليون دلاري ايران براي توسعه برق رساني در سري لانكا

شنبه, جولای 26th, 2008

احمدی نژاد سری لانکا
احمدی نژاد سری لانکا
عکسهایی از دیدار احمدی نژاد از سریلانکا

هفت تیر 7tir.com   :   به دنبال سفر چند ماه قبل احمدی نژاد به سری لانکا ، وزارت نيرو و انرژي سري لانكا اعلام كرد ايران براي برق رساني به مناطق دوردست روستايي در سري لانكا 65 ميليون دلار وام در اختيار اين كشور قرار مي دهد.


به گزارش هفت تیر  به نقل از ديلي ميرور، وزارت نيرو و انرژي سري لانكا با انتشار بيانيه اي اعلام كرد ايران 65 ميليون دلار وام در اختيار اين كشور قرار مي دهد.
اين وام براي برق رساني به مناطق دوردست روستايي در سري لانكا مصرف خواهد شد.
بر اساس اين بيانيه يك كميته اي در سطح عالي تشكيل شده است تا بر چگونگي اجراي طرح برق رساني به مناطق روستايي نظارت داشته باشد.
سفير ايران در سري لانكا نيز گفت وام اعطائي ايران با دوره بازپرداخت طولاني مدت و بر پايه روابط دوستانه ميان دو كشور در اختيار دولت سري لانكا قرار داده مي شود .
.
قبلی :  برداشت از صندوق ذخیره ارزی برای حل مشکلات نیکاراگوئه
.

سري لانكا  – سری لانکا – صادرات برق – وام – سریلانکا – احمدی نژاد