Archive for the ‘اخبار ویژه افراد مشهور’ Category

به دلیل دیدار کروبی با ساسی مانکن از کروبی حمایت می کنم

سه شنبه, می 19th, 2009



هفت تیر 7tir.com  به قلم احمد زید آبادی  : اگر كسي از من بپرسد چرا در انتخابات رياست جمهوري آقاي كروبي را بر آقاي موسوي ترجيح مي‌دهم صريح و صادقانه پاسخ خواهم داد: به علت ديدارش با ساسي مانكن.

متاسفانه اين روزها حتي از برخي حاميان آقاي كروبي هم شنيده مي‌شود كه چرا در جمع ديدار كنندگان از شيخ، ساسي مانكن هم حضور داشته است؟ اين پرسش اعتراضي به علت نگاه تبعيض آميزي كه در پشت آن نهفته است، واقعا مرا خشمگين مي‌كند.

مگر ساسي مانكن انسان نيست؟ مگر او ايراني نيست؟ مگر او نبايد راي دهد؟ مگر او حق ديدار با يك كانديداي رياست جمهوري را ندارد؟ مگر ساسي مانكن شهروند اين كشور نيست؟

آيا يك كانديداي رياست جمهوري براي ديدار با شهروندان بايد آنها را “گزينش” كند همانگونه كه نظام جمهوري اسلامي براي استخدام افراد چنين مي‌كند؟

بدبختانه اصل گزينش كه به صورت يكي از اركان نظام سياسي در آمده و روح ناپيداي يكي از بدترين انواع تبعيض را در تمام ساختار سياسي و اجتماعي كشور ما بسط داده است، به صورت ناخودآگاه ذهن و ضمير بسياري از ما را هم تسخير كرده و باعث بازتوليد تبعيض در كشور شده است.

چرا ساسي مانكن نبايد ديداري با يك كانديداي رياست جمهوري داشته باشد و چرا يك كانديدا بايد از روبرو شدن با شهروندي مثل او بهراسد؟

ممكن است گفته شود، چنين ديداري افراد متدين را ناراضي و حكومت را تحريك مي‌كند. مگر انتخابات امري است صرفا مربوط به افراد متدين و ديگر ايرانيان در آن سهم و نقشي ندارند؟

مگر رفتار انتخاباتي يك كانديدا بايد بر مبناي حساسيت‌هاي حكومت تعريف و تبيين شود؟

اگر چنين باشد، پس با خانم شيرين عبادي هم نبايد ديداري صورت گيرد ، چرا كه او به شدت مورد حساسيت دستگاههاي امنيتي است و برداشتن حجابش در خارج از كشور نيز سبب ناخشنودي افراد ديندار است.

از مهندس عزت‌الله سحابي و  دكتر سروش و دكتر پيمان و دكتر ابراهيم يزدي هم بايد پرهيز شود، چون آنان هم از نگاه حكومت غير خودي محسوب مي‌شوند. از روبرو شدن با غلامحسين كرباسچي و عطاءالله مهاجراني و محسن كديور و عباس عبدي و عماد باقي و اكبر گنجي هم بايد ترسيد چرا كه به انواع اتهام‌ها متهم شده‌اند. با دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان هم نبايد تماس داشت چون از نظام فاصله دارند.

متاسفانه بسياري از سران اصلاح طلب، با در نظر گرفتن ملاحظات فوق، از رويارو شدن با افراد و گروههايي كه ذكر آن رفت، مي‌پرهيزند و براي برنامه‌هاي ديداري خود نظام گزينش را به خدمت گرفته‌اند.

آيا شخصيت‌هايي كه در مقام يك شهروند عادي حتي براي ديدار با شهروندان متفاوت، منتقد و دگرانديش هزار ملاحظه دارند، به هنگام دستيابي به مقامي رسمي، در دفاع از حقوق تضييع شده آنان ملاحظه كاري نمي‌كنند؟

اما در بين شخصيت‌هاي نزديك به نظام، آقاي كروبي در اين مورد يك استثناست. او از ديدار با ايرانيان از هر دسته و گروه و قشري هراس ندارد و عملا حصارهاي تبعيض‌آميزي را كه بين ايرانيان كشيده شده، ناديده مي‌گيرد و بي اعتبار مي‌كند.

در اين چارچوب است كه ديدار مهدي كروبي با ساسي مانكن مفهوم واقعي خود را پيدا مي‌كند. قاعدتا ساسي مانكن از نقطه نظر فردي نيازي به ديدار با مقام‌هاي رسمي و كانديداهاي رياست جمهوري را ندارد، اما اظهار شگفتي برخي محافل سياسي از ديدار يك كانديداي رياست جمهوري با او در حقيقت، توهين به حقوق شهروندي همه ما ايرانيان است.

حادثه براي پيمان ابدي چگونه رخ داد؟

جمعه, می 8th, 2009

 اخبار داغ هفت تیر پیمان ابدی

هفت تیر 7tir.com: در پي درگذشت پيمان ابدي هنگام اجراي يكي از صحنه‌هاي اكشن تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس»، دستيار كارگردان و برنامه‌ريز اين تله‌فيلم (مسعود حقي) گفت: پيمان ابدي هميشه طراحي صحنه‌هاي اكشن فيلم‌هايش را خودش انجام مي‌داد و در اين تله فيلم نيز هر امكاني كه مي‌خواست، تقديمش مي‌كرديم.

مسعود حقي و بهمن دان(بازيگر) كه ابدي به جاي بدل او در فيلم «چشم‌هتي نامحسوس» نقش آفريني كرده است درباره‌ي حادثه‌ي كه منجر به درگذشت پيمان ابدي شد سخن گفتند.

حقي درباره‌ي امكانات بدلكاري كه از طرف گروه فيلمسازي «چشم‌هاي نامحسوس» در اختيار گروه بدلكاري و پيمان ابدي قرار گرفته بود، افزود: اگر شادروان ابدي احتمال مي‌داد كه انجام عملي يك درصد ايمني ندارد، خودش اين كار را انجام نمي‌داد. در صحنه‌ي انفجار اتوبوس هم به او گفتيم كه سقوط اتوبوسي آتش گرفته به دره تا به حال در ايران اجرا نشده است اما زنده ياد ابدي گفت مي‌خواهم بدعت گذار در ايران باشم.

او با اشاره به صحنه‌ي مربوط به حادثه گفت: قرار بود او كوكتلمولوتوفي را روشن كند و داخل اتوبوس بيندازد و سپس از آن بيرون بپرد. بار اول فندك عمل نكرد و تا شادروان ابدي خم شد تا كوكتلمولوتوف را بردارد و روشن كند، اتوبوس به انتهاي مسير رسيده بود. او دير خود را از اتوبوس پرت كرد، قرار بود اين وسيله نقليه در دره پايين بيفتد، اما روي سينه پيمان توقف كرد و مواد منفجره عمل كردند. او تكه تكه شد .ما نمي‌توانستيم برايش كاري انجام دهيم و نمي‌دانستيم بايد چه كار كنيم.

حقي با اشاره به عملكرد ابدي در «چشم‌هاي نامحسوس» اظهار كرد: او در پنج – شش روز آخر، صحنه‌هاي بسيار خطرناكي را اجرا و با سربلندي از عهده‌ي آنها برآمد. من در پروژه‌هاي پيشين هم در خدمت او بودم. او بارها و بارها ماشين ته دره انداخته بود اما اين بار اجل مهلتش نداد. پيمانه‌ي پيمان ابدي ديروز پر شده بود نمي‌توان گفت اين اتفاق بر اثر سهل‌انگاري رخ داد چون او فرد بسيار دقيقي بود.

او تاكيد كرد: شادروان ابدي كاري نمي‌كرد كه خداي ناكرده برايش خطري كند. او همه‌ي جوانب را در نظر مي‌گرفت و بسيار رياضي‌وار به قضايا نگاه مي‌كرد سپس مي‌گفت كه فلان كار امكان پذير است يا نه. اگر نظرش منفي بود، هيچ كس بر تحقق عملي پافشاري نمي‌كرد. در صحنه‌ي مربوط به سقوط اتوبوس در دره گفت كه انجام اين عمل صددرصد بدون خطر امكان پذير است.

حقي در پايان اظهار كرد: تشك نجاتي كه در همه‌ي صحنه‌ها همراه او بود كمي «سر» بود علاوه بر آ‌ن تمركزش را به علت روشن نشدن كوكتلمولوتوف از دست داد. به نظر مي‌آيد همين مسايل باعث ايجاد حادثه شد. كاش پيمان كوكتلمولوتوف را داخل اتوبوس پرت نمي‌كرد و خودش را نجات مي‌داد، ولي متاسفانه اتفاقي كه نبايد مي‌افتاد، رخ داد.

بر اساس اين گزارش، بهمن دان – بازيگر تله فيلم «چشمهاي نامحسوس» كه شادروان ابدي بدل او بود با اشاره به صحنه‌ي حادثه گفت: اين اتفاق در آخرين سكانس رخ داد همه‌ي امكانات مهيا شده بود اما متاسفانه در لحظه آخر حادثه به وجود آمد. مرحوم ابدي نتوانست خود را از زمين جدا كند و اتوبوس روي او رفت و مواد منفجره در سه مرحله عمل كرد.

او ضمن بزرگ توصيف كردن شخصيت و كار مرحوم ابدي، درباره‌ي حضور او در تله فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» اظهار كرد: روز جمعه هفته گذشته در اتوبان ساوه كارمي‌كرديم. از شنبه هفته جاري در پنج كيلومتري جاده امامزاده داوود (ع) مشغول فعاليت شديم و روز گذشته قرار بود آخرين سكانس را تصويربرداري كنيم كه بسيار تلخ تمام شد.

قبلی : پیمان ابدی بدلکار ایرانی  جان باخت

پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

هفت تیر 7tir.com: پيمان ابدي بدلكار ايراني سريال تلويزيوني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بر اثر سانحه رانندگي هنگام فيلمبرداري درگذشت.

اين بدلكار امروز حين انجام عمليات بدلكاري در تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» در شش كيلومتري جاده كن درگذشت.

وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس اتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می شود. تصویربرداری فیلم چشم های نامحسوس به تهیه کنندگی علی اصغر صادقی از اواخر فروردین ماه امسال برای نمایش در شبکه اول سیما اغاز شده بود. این فیلم اولین تجربه دکتر محسن موسویان به عنوان کارگردان فیلم است و از مضمونی پلیسی برخوردار می باشد.

جسد اين هنرمند هم‌اكنون در پاسگاه كن است.

هفت تیر پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

پیمان ابدی 37 ساله در سال 1351 در محله یوسف آباد تهران متولد شد و عضو گروه “اکشن کانسرت” یکی از 4 تیم مهم بدلکاری در شهر کلن المان بود. او بدلکار مجموعه های تلویزیونی” هشدار برای کبری 11 یا پلیس بزرگراه” و” پلیس موتور سوار” بود. ابدی به زبانهای المانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و همچنین تحصیلات تخصصی در رشته سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته تخصصی ورزشی پیمان ابدی شیرجه ازاد بود که 27 مدال طلا و چندین مدال نقره در مسابقات المان کسب کرد و رکورد شیرجه آزاد وی هنوز در المان شکسته نشده است. وی با بدلکاری در فیلم های مشهور در خلق و طراحی صحنه های هیجان انگیز و باور نکردنی، مهارتهای علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته است.وی يكي از بدلكاران موفق سريال آلماني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بود. پیمان ابدی حدود 3 سال پیش به کشورش ایران بازگشت و یک کلاس حرفه ای بدلکاری تاسیس کرده بود.

اين بدلكار حرفه‌اي در سال 85 در مصاحبه‌اي  گفته بود: بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمده‌ام و آموزش بدلكاري مي‌دهم. اما اگر به تازگي شنيده مي‌شود كه آمدم و يك كارهاي را انجام مي‌دهم دليل اصلي‌اش اين بود كه نمي‌خواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردان‌ها كار كنم. بلكه مي‌خواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود.

محمد صالح علا دیشب در برنامه 2 قدم مانده به صبح اعلام کرد :
سر صحنه فیلمبرداری قرار بوده ابتدا پیمان ابدی از اتوبوس پایین بپرد و بعد اتوبوس منفجر شود اما عکس این قضیه اتفاق می افتد
و ابتدا اتوبوس منفجر می شود…

به دلیل دختر بازی نخست وزیر ایتالیا ، همسرش طلاق می خواهد

دوشنبه, می 4th, 2009
اخبار داغ هفت تیر سیلویو برلوسکنی و ورونیکا لاریو

هفت تیر 7tir.com: ورونیکا لاریو، همسر سیلویو برلوسکنی، نخست وزیر ایتالیا از قصد خود برای جدایی از شوهرش خبر داده است.

آقای برلوسکنی که هفتاد و دو سال سن دارد، در واکنش به تقاضای طلاق همسرش این موضوع را شخصی دانسته و گفته از شنیدن آن ناراحت شده است.

به نوشته روزنامه لارپولیکا خانم لاریو زمانی از تلاش برای جدایی از همسرش خبر داد که مطبوعات از حضور آقای برلوسکنی در جشن تولد دختری هجده ساله در ناپل خبر دادند.

خانم لاریو در واکنش به این خبر به لارپوبلیکا گفت: “کافی است. نمی توانم با مردی باشم که با نوجوانان همنشینی می کند.”

او در ادامه گفت: “این واقعا من را شگفت زده می کند. زیرا او هیچگاه در جشن تولد هجده سالگی فرزندانش شرکت نکرد.” این سخنان پس از آن نقل شد که آقای برلوسکنی در مهمانی تولد یک دختر هجده ساله شرکت کرده بود.

بر اساس گزارش مطبوعات ایتالیا، آقای برلوسکنی به صاحب مهمانی تولد گردنبندی طلا و مزین به الماس هدیه داده بود.

آقای برلوسکنی در واکنش به این سخنان گفت از این که همسرش فریب روزنامه های چپ گرا را خورده، متاسف است.

او در بیانیه ای کوتاه گفت: “این موضوعی شخصی است که ناراحتم می کند، خصوصی است و به نظر می رسد که نباید درباره آن صحبت کرد.”

روابط نخست وزیر ایتالیا و همسرش پس از این ورونیکا لاریو از تلاش همسرش برای نامزدی زنان زیبا و فاقد تجربه سیاسی در انتخابات پارلمان اروپا انتقاد کرد، رو به سردی گذاشت.

خانم لاریو در یک نامه الکترونیکی به یکی از خبرگزاری های ایتالیا این اقدام را “مزخرفات شرم آمیزی” دانسته بود که برای رضایت “امپراتور” به اجرا گذاشته می شود.

آقای برلوسکنی علت این اقدام را بهبود روابط حزب راست میانه خود با طبقه فرهیخته و تحصیل کرده عنوان کرده بود.

خانم لاریو همچنین از همسر خود برای تلاش برای نامزد کردن زنان جوان برای نمایندگی حزبش در پارلمان اروپا انتقاد کرده بود. بعدا مشخص شد تنها یکی از کاندیداهای زن مورد نظر آقای برلوسکنی در فهرست نهایی حزب او راه یافته است.

سیلویو برلوسکنی روابط خود را با ورونیکا لاریو در دهه 1980 و پس از تماشای اجرای نیمه عریان او در یکی از نمایش هایش شروع کرد و ده سال بعد با او ازدواج کرد. ورونیکا لاریو همسر دوم آقای برلوسکنی است. این دو نوزده سال با هم زندگی کرده اند و حاصل زندگی مشترک آنها سه فرزند است که همگی بیشتر از بیست سال سن دارند.

آقای برلوسکنی شش و نیم میلیارد دلار ثروت دارد و علاوه بر یک امپراتوری رسانه ای مالک باشگاه فوتبال آ س میلان است.

ملکه هاي سينماي جهان چه کساني هستند

شنبه, می 2nd, 2009

هفت تیر 7tir.com: بهترين بازيگران زن ده‌سال اخير سينماي جهان انتخاب شدند. دراين بررسي، بازيگران مطرح سينماي جهان از سال 2000 ميلادي به بعد مدنظر بوده‌اند و ستارگان مطرح سينماي دهه‌ 90 از جمله «مگ‌رايان» و «ميشل فايفر» كه در سال‌هاي اخير پركار نبوده‌اند، مورد قضاوت قرار نگرفته‌اند.

بنابر اعلام پايگاه اطلاع‌رساني Imdb، نيكول كيدمن كه تاكنون يكبار براي فيلم «ساعت‌ها» برنده اسكار بوده درصدر اين ليست قرار دارد. «كيت بلانشت» به‌همراه «مريل استريپ» بازيگر كهنه‌كار‌هاليوود رتبه‌هاي دوم و سوم اين فهرست را به‌خود اختصاص داده‌اند.

«كيت وينسلت» به همراه «رنه زلو‌گر» در رتبه‌هاي چهارم و پنجم ايستاده‌اند.«ريس ويترسپون» كه سال گذشته به‌عنوان گران‌ترين بازيگر ‌هاليوود در دريافت دستمزد اعلام شد، در كنار «جودي دنچ» و «اسكارلت يوهانسون» رتبه‌هاي ششم تا هشتم را به خود اختصاص داده‌اند. «جوليا رابرتز»، «جوليان مور»، «نائومي واتس»، «چارليزترون»، «هلن ميرن»، «كايرانايتلي» و «جنيفر كانلي» نيز در رتبه‌هاي نهم تا پانزدهم اين فهرست قرار گرفته‌اند.

به گزارش تصویری از ده بازيگر اول اين فهرست توجه فرمایید:

نیکول کیدمن

اخبار داغ هفت تیر نیکول کیدمن

نیکول ماری کیدمن، متولد ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ (۳۰خرداد ۱۳۴۶ خورشيدی) بازیگر آمریکایی- استرالیایی و برنده جایزه اسکار که به خوانندگی نیز پرداخته‌است. پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود که هردو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو‌هاوایی (ایالات متحده) متولد شده‌است و به همین دلیل دارای هردو ملیت آمریکایی و استرالیایی است. پدرش «آنتونی» متخصص شیمی بالینی بود و مادرش «جانلا» آموزشیار پرستار بود.در سال ۱۹۷۳ میلادی؛ یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد.

اخبار داغ هفت تیر نیکول کیدمن

او در زندگی خود دو بار ازدواج کرد که یکی از آنها با تام کروز در سال ۱۹۹۰ بود كه در سال ۲۰۰۱ کار آنها به طلاق کشیده شد. در این بین آنها دو فرزند به نام‌های ایزابلا جین (۱۹۹۲)و کانرآنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. و دیگر ازدواج وی با کیث اوربان در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. سال 2002 سالي بود كه نيكول 35 ساله به اوج افتخارات هنري يك بازيگر دست يافت. بازي بي نظير او در نقش ويرجينيا وولف در فيلم ساعت‌ها او را علاوه بر جوايز متعدد از فستيوال‌هاي مختلف، برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن كرد. اما شايد جنجالي‌ترين دوره حرفه‌اي نيكول كيدمن را بايد سال 1999 دانست. حضور در پروژه جنجالي چشمان كاملا بسته آخرين اثر استنلي كوبريك و بازي او براي سومين بار در كنار همسرش تام كروز، اين زوج را دچار مشكلاتي كرد كه در نهايت به جدايي آنها منجر شد. اين تريلر، روايت شك و ترديدي است كه يك زوج آمريكايي نسبت به هم پيدا مي‌كنند و نمايانگر سيري است كه در اين تامل سپري مي‌شود. بازي فوق‌العاده و بي نقص كيدمن، به خصوص در سكانس مربوط به ميهماني اول فيلم به نظر يكي از سكانس‌هاي برتر تاريخ سينما است.

کیت بلانشت

اخبار داغ هفت تیر کیت بلانشت

کاترین الیز بلانشت معروف به کیت بلانشت متولد ۱۴ مه ۱۹۶۲ بازیگر و کارگردان تئاتر استرالیایی است. از جمله فیلم‌های معروف او مي‌توان به هوانورد، الیزابت، من اینجا نیستم و مورد عجیب بنجامین باتن اشاره کرد. او از انستیتوی ملی هنرهای نمایشی استرالیا در ١٩٩٢ فارغ‌التحصیل شده و خیلی زود در عرصه تئاتر به شهرت رسیده است. منتقدان سینما در سال ١٩٩٧ با فیلم اسکار و لوسیندا کشفش کردند، اما یک سال بعد بازی در نقش ملکه الیزابت اول در فیلمی از شکار کاپور از وی بازیگری با شهرت جهانی ساخت. با این حال چند سال بعدی را به بازی در نقش‌های مکمل گذراند و در فیلم‌هایی چون یک شوهر ایده آل، آقای ریپلی زیرک، مردی که گریست و موهبت بازی کرد.

اخبار داغ هفت تیر کیت بلانشت

آغاز قرن تازه برای او دوره رسیدن به نقش‌های بزرگ در دل محصولات عظیمی چون ارباب حلقه‌ها (در نقش ملکه گالادریل)، نقش کاترین هپبورن در فیلم هوانورد (اولین اسکارش را برای همین نقش دریافت کرد) و سوزان در فیلم بابل بود. سال گذشته پس از نزدیک به یک دهه؛ مقطعی دیگر از زندگی ملکه الیزابت را روی پرده بازآفرینی کرد و بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد. شگفت انگیز اینکه در همین سال برای بازی در نقش باب دیلن در فیلم آنجا نیستم نیز نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل بود. بلانشت تاکنون چهار بار نامزد جایزه اسکار و یک بار برنده آن، دوبار برنده جایزه بفتا، دوبار برنده جایزه گلدن گلاب و برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره ونیز بوده است. او ده‌ها جایزه معتبر تئاتری و بیش از ٥٠ جایزه سینمایی دیگر نیز در کارنامه خود دارد.

مريل استريپ

اخبار داغ هفت تیر مريل استريپ

متولد 1949 و در آستانه 61 سالگي است. چروك‌ها به صورتش هجوم آورده‌اند، اما هنوز پركار است و با شوق به قلب نقش‌هاي نو مي‌زند و مي‌خواهد عنوان «بهترين بازيگر زن عصر خويش» را حفظ كند، ولو آنكه سنش او را به‌سوي نقش‌هاي‌ مادرانه سوق دهد.كارنامه درخشان مريل استريپ كتمان‌ناپذير است و سياهه‌اي از زناني كه به مدد حضور او روي پرده جان گرفتند و در اذهان ماندند در آن خودنمايي مي‌كند. ولو آنكه فعاليت اصلي‌اش را خيلي دير ـ در 30 سالگي ـ آغاز كرد و در اين سن به شهرت رسيد. بنابراين او را نه در نقش دختران جوان بلكه در نقش زني به‌تنگ‌آمده، مستقل، ماجراجو يا زخم‌خورده به‌ياد مي‌آوريم. در چهل سالگي بي‌ترديد عنوان بااستعدادترين بازيگر زن سينما را يدك مي‌كشيد و شاخص‌ترين آنها بود.

اخبار داغ هفت تیر مريل استريپ

احتمالا واژه شاخص براي توصيف او كافي نبود، چرا كه گاهي اين معني را مي‌دهد كه اثري فوق‌العاده است، ولي مردم آن را دوست ندارند. همان چيزي كه در مورد لاورنس اليويه، كاترين هيپبورن و حتي برخي آثار ال پاچينو هم صدق مي‌كرد.اما استريپ در انتهاي دهه 1980 فوق‌العاده بود و در فيلم فريادي در تاريكي، ساخته فرد شيپسي (1988)، نقش يك زن استراليايي را بي‌نقص بازي كرد. خيلي‌ها حوصله تماشاي اين فيلم را نداشتند، چون موضوع آن و صحنه‌هايش آزاردهنده بود. استريپ طي ده سال شش بار نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر زن شده بود و دو بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن نقش دوم. او در هر دو زمينه برنده جايزه شد؛ اما كسي اهميتي هم داد؟

كيت وينسلت

اخبار داغ هفت تیر كيت وينسلت

كيت اليزابت وينسلت مشهور به رز انگليسي با 168 سانتي متر قد يكي از بازيگران معروف‌هاليوود است. او در يك خانواده هنرپيشه به‌‌دنيا آمد. پدرش راجر وينسلت و مادرش سالي بريج ـ وينسلت هر دو بازيگر بودند. پدربزرگ و مادربزرگ مادري او اليور و ليندا بريج هم در كار تئاتر بودند. و دايي او رابرت بريج در كار صحنه تئاتر مشغول به كار بود. بعد از موفقيت بيش از انتظار تاينانيك كيت وينسلت به پروژه‌هاي مستقل اكتفا كرد. در سال 1998در فيلم «شكسپير عاشق» و در سال 1999 در فيلم آنا و پادشاه بازي كرد.

اخبار داغ هفت تیر كيت وينسلت

كيت در سن 29 سالگي چهارمين نامزدي براي يك جايزه آكادميك را دريافت كرد و او هنوز جوان‌ترين هنرپيشه اي است كه اين افتخار را دارد. كيت و لئوناردو دي كاپريو دوستان بسيار نزديكي هستند. فرزندانش به لئوناردو دايي لئو مي‌گويند او در يك مصاحبه اعلام كرد كه يكسال (از آوريل 2006 تا آوريل 2007) را به خود مرخصي داده تا وقت بيشتري را با خانواده خود بگذراند. كيت درباره پدر و مادرش مي‌گويد: «مامان و بابا بيشتر با من دوست بودند تا پدر و مادر، آنها هيچگاه دلواپسي و تشويش برايم به‌وجود نياوردند آنها به من آموختند خودم باشم.»

رنه زلو‌گر

اخبار داغ هفت تیر رنه زلو‌گر

«رنه كاتلين زلوگر» متولد 25 آوريل 1969 در «كاتي» از شهرهاي تكزاس به‌دنيا آمد. پدرش «اميل اريخ زلوگر» يك مهندس سوئيسي بزرگ شده استراليا و مادرش «جلفريد ايرنه اندرسن» يك پرستار نروژي بود. پدر و مادر زلوگر در يك كشتي در زمان مهاجرت به آمريكا با هم آشنا شدند و در سال 1963 با هم ازدواج كردند.در 1991 از دانشگاه تگزاس شهر «اوستين» در رشته انگليسي فارغ‌التحصيل شد.

اخبار داغ هفت تیر رنه زلو‌گر

بعد از دانشگاه تصميم گرفت به‌صورت حرفه‌اي بازيگري را دنبال كند. به‌دليل اينكه ورود به‌هاليوود دشوار بود بهتر ديد كه در تگزاس بماند و در «هوستون» به‌دنبال بازي در فيلم‌ها بود. در اين دوران به عنوان پيشخدمت كار مي‌كرد. «رنه زلوگر» يكي از 5 بازيگري است كه براي يك فيلم موفق به دريافت جوايز اسكار‌، بافتا‌، گولدن گلوب و SAG شده است.

لورا جین ریس ویترسپون

اخبار داغ هفت تیر  لورا جین ریس ویترسپون

لورا جین ریس ویترسپون (متولد۲۲ مارس ۱۹۷۶) که بیشتر با نام ریس ویترسپون شناخته می‌شود، بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار است. او با نقش‌آفرینی در فیلم قدم‌زنی در مسیر برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن در سال ۲۰۰۵ شد. او به عنوان یکی از برجسته‌ترین و گران‌ترین بازیگران زن‌هالیوود به‌شمار می‌رود.

اخبار داغ هفت تیر  لورا جین ریس ویترسپون

ريس ويترسپون، چهره برگزيده آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريکا در رشته بهترين بازيگر زن، اعلام کرد که تنديس اسکار را مرهون محبت‌هاي جاني کش و جون کارتر است. او در فيلم قدم زني در نقش جون کارتر، خواننده جوان کانتري را بازي کرد که به مدد تلاش و شور و شوق مسير موفقيت را طي کرده و رابطه اش با جاني‌کش را شکل مي‌دهد. ويترسپون به هنگام دريافت جايزه اش عنوان کرد که به هنگام گذراندن دوران کودکي‌اش در تنسي هرگز تصور نمي‌کرد که به چنين جايگاهي دست يابد، با اين وجود اين موفقيت را وام دار جون کارتر است.

جودی دنچ

اخبار داغ هفت تیر جودی دنچ

جودی دنچ که يکی از موفق‌ترين بازيگران بريتانياست با تحسين شدن در‌هاليوود بيگانه نيست. او که دارای عالی‌ترين لقب اشرافی بريتانياست، برای نقشی که در فيلم خانم هندرسون تقديم مي‌کند، ايفا کرده نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر زن است. اين يكي از موفقيت‌هاي جودی دنچ در سابقه کار پنجاه ساله او است.

اخبار داغ هفت تیر جودی دنچ

جودی دنچ قبلا به‌خاطر بازی کوتاه، اما گيرايش در نقش ملکه اليزابت در فيلم شکسپير عاشق اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل را گرفته بود. او در سال 1997 نيز به خاطر بازی در نقش ملکه ويکتوريا در فيلم خانم براون نامزد دريافت جايره اسکار بهترين بازيگر شده بود. خانم دنچ 71 ساله که قبلا 9 بار جايزه بفتا (معادل بريتانيايی اسکار) را برده، برای بازی در فيلم خانم هندرسون تقديم مي‌کند هم نامزد جايزه بفتا شد. خود جودی دنچ با فروتنی مي‌گويد که نامزدی اش برای دريافت اسکار نتيجه اقبال خوش او است.

اسكارلت يوهانسون

اخبار داغ هفت تیر اسكارلت يوهانسون

اسكارلت يوهانسون 26 ساله متولد نيويورك است. پدر او كارستن يك آرشيتكت دانماركي بود و مادرش ملاني يك تهيه كننده سينما. اسكارلت فقط هفت‌ساله بود كه بازي در تلويزيون را آغاز كرد، اما نقشي كه او را به شهرت رساند، بازي در مقابل بيل موراي در فيلم «گمشده در ترجمه» بود.

اخبار داغ هفت تیر اسكارلت يوهانسون

حالا اسكارلت يوهانسون جدي‌ترين پديده جوان هاليوود محسوب مي‌شود، او بعد از بازي در فيلم «گمشده در ترجمه» سوفيا كاپولا، در دو فيلم وودي آلن (امتیاز نهایی و اسكوپ) و فيلم «كوكب سياه» برايان دپالما بازي كرده است. او در «كوكب سياه» به ستارگان سينما در دهه‌هاي 40 و 50 كه با موهاي طلايي و صدايي آهنگين روي صحنه ظاهر مي‌شوند، شباهت يافته است؛ هرچند خودش مدعي است كه براي رسيدن به اين نقش هيچ بازيگر خاصي را الگوي خود قرار نداده است.

جوليا رابرتز

اخبار داغ هفت تیر جوليا رابرتز

جوليا رابرتز در سميرنا؛ جورجيا در28اكتبر 1967 به دنيا آمد.جوليا در اين سرزمين گرم و شرجي تربيت شده. او لاغر است با بدني ژرف. لاغر مانند ني با ساق‌هاي بلند با موهاي مجعد پرپشت. نمي توان گفت كه او خيلي زيبا است‌: چشمان خاكستري و دهان بزرگش به خوبي احساسات را روي صحنه مي‌تواند بيان كند.

اخبار داغ هفت تیر جوليا رابرتز

جوليا اولين اسكار خود را براي نقش خود در ارین براکوویچ فيلي كه بر اساس يك داستان واقعي بود، دريافت كرد.

اخبار داغ هفت تیر جوليا رابرتز

جولیـــان مــــــور (زاده ۳دســــامبر ۱۹۶۰) بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار‌، گلدن گلوب‌، امی و بفتا است.

آتش کاروان ترانه خاموش شد; بیژن ترقی در گذشت

شنبه, آوریل 25th, 2009

 هفت تیر  بیژن ترقی

هفت تیر 7tir.com: بيژن ترقي در سن 80سالگي از دنيا رفت.

به گزارش هفت تیر ، اين ترانه ‌سراي پيشكسوت كه مدت‌ها بود از بيماري رنج مي‌برد، ساعت 2 بامداد امروز (شنبه، پنجم ارديبهشت‌ماه) در منزلش درگذشت.

يكي از نزديكان ترقي به تازگي درباره‌ي وضعيت اين ترانه‌سرا گفته بود: اين روزها حالش اصلا خوب نيست و حركت، تكلم و اراده‌اي ندارد و از طريق كپسول اكسيژن نفس مي‌كشد. با اين حال، خانواده‌ا‌ش به كمك كسي نيازي ندارند؛ هرچند انتظار نداشتيم كسي كه اين همه در عرصه‌ي فرهنگ زحمت كشيده است، مورد بي‌مهري قرار گيرد.

این ترانه‌سرای پیشکسوت 80ساله، از آذر ماه سال گذشته در حالی که از بیماری آرتروز نیز رنج می‌برد اظهار می داشت که وضعیت جسمی خوبی ندارد و چراغ عمرش رو به خاموشی است.

وی در آخرین مصاحبه اش گفته بود:چیزی برایم باقی نمانده است. کتابخانه را تعطیل کردم و خانه‌ام را برای تأمین هزینه‌های درمان فروختم. بیمه هم کاری برای من نکرد، فقط یک بار آمدند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نکردند. هزینه‌های درمانم را خودم پرداخت کردم و الحمدالله راضی‌ام.

اين ترانه‌سراي پيشكسوت كه در تابستان سال گذشته سكته‌ي قلبي كرد و بيماري‌ا‌ش تشديد شد، زماني گفته بود: با اين‌كه مردم هنوز ترانه‌هاي مرا زمزمه مي‌كنند، از يادها رفته‌ام. از وقتي مريض شدم، كسي احوالي از من نمي‌پرسد

بيژن ترقي متولد ‌1308 بود و از ترانه‌هايش به برگ خزان، آتش كاروان، تك‌درخت، طاووس و سايه مي‌توان اشاره كرد.

به گفته‌ي خانواده‌ي ترقي، مراسم تشييع پيكر او روز دوشنبه (هفتم ارديبهشت‌ماه) از مقابل تالار وحدت برگزار مي‌شود.

همچنين چاپ دوم كتاب‌هاي «آتش كاروان» (مجموعه‌ي سروده‌ها) و «از پشت ديوارهاي خاطره»‌ي اين پيشكسوت ترانه‌سرايي در نمايشگاه كتاب عرضه خواهد شد.

او در كتاب «از پشت ديوارهاي خاطره» (پنجاه سال خاطره در زمينه‌ي شعر و موسيقي) به نقل خاطراتش با كساني چون نيما يوشيج، شهريار، پرويز ياحقي، ابوالحسن صبا، رهي معيري، علي تجويدي و… پرداخته است.

ادامه‌ي خاطرات ترقي نيز با نام «پنجره‌ا‌ي به باغ گل» از سوي انتشارات بدرقه‌ي جاويدان به بازار كتاب عرضه خوا‌هد شد.

در بخشي از «پنجره‌اي به باغ گل»، خاطراتي از پرويز ياحقي، علي تجويدي، روح‌الله خالقي و… که قبلاً به صورت مختصر نقل شده‌اند و همچنين شأن نزول برخي از ترانه‌هاي او آمده است.

ترقي فعاليت ادبي خود را با استاداني چون ملك‌الشعراي بهار، اميري فيروزكوهي، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامي روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، علي تجويدي، داريوش رفيعي و پرويز ياحقي همكاري نزديك داشت.

نویسنده ای میلیونر به نام باراک اوباما

شنبه, آوریل 25th, 2009

هفت تیر باراک اوباما نویسنده میلیونر

هفت تیر 7tir.com : به طور قطع نويسندگي در دسته بندي شغل هاي پردرآمد رتبه چندان درخشاني ندارد و چنانچه دري به تخته يي بخورد، نويسنده يي پيدا مي شود که کتابش خوب فروش رود.

سال گذشته براي باراک اوباماي نويسنده، درها به شدت به تخته خوردند، در بحبوحه کارزار انتخاباتي رياست جمهوري در ايالات متحده، روي پيشخوان کتابفروشي هاي اين کشور دو کتاب قرار گرفتند که نويسنده شان يکي از نامزدهاي رياست جمهوري بود؛ کسي که امروز عنوان نخستين رئيس جمهور سياهپوست راه يافته به کاخ سفيد را يدک مي کشد.

هر چند «روياهايي از پدرم» و «جسارت اميد» که نام باراک اوباماي نويسنده را بر خود داشتند، پيشتر منتشر شده بودند، اما انتشار مجدد آنها در آن زمان باعث شد به فروش چشمگير ميليوني برسند و در فهرست «پرفروش ترين کتاب هاي روز» نيز قرار بگيرند. پس از آن هم کتابخوان هاي کشورهاي ديگر توانستند ترجمه هاي آنها را در دست بگيرند و از جزييات بيشتري در مورد زندگي شخصي اوباما آگاه شوند. به تازگي باراک اوباما و همسرش ميشل، اظهارنامه مالياتي شان را در سال 2008 ارائه کرده اند و به اين ترتيب مشخص شده است درآمد اين زوج در مجموع 2/8 ميليون دلار بوده است البته بيشترين سهم را در اين بين فروش بالاي اين دو کتاب داشته است.

هفت تیر باراک اوباما نویسنده میلیونر

اوباما در سال گذشته ميلادي از زمان سناتوري ايالت ايلينويز تا موقع انتخابش به عنوان رئيس جمهور امريکا حدود 140 هزار دلار درآمد داشته است. همسر او ميشل نيز که عضو هيات اجرايي درمانگاه دانشگاهي شيکاگوست، 62 هزار دلار به دست آورده است. بر اساس مدارک، اين زوج بايد حدود 855 هزار دلار ماليات بر درآمد پرداخت کنند. از سوي ديگر اسناد نشان مي دهد اوباماها نيکوکاران پرکاري هم بوده اند. آنها در مجموع 172 هزار دلار به 37 مرکز خيريه مختلف کمک کرده اند.

البته خانواده اوباما براي پشت سر گذاشتن رکورد بيل کلينتون و همسرش هيلاري کلينتون، که اينک وزير خارجه امريکاست، راه درازي را در پيش دارند. اين زوج هر دو درآمد بالايي را از فروش زندگينامه هاي خود به دست آوردند. بيل کلينتون همچنين نشان داده است از شم اقتصادي بالايي برخوردار است. او در سخنراني در دانشگاه ها و همين طور مراسم سياسي و غيرسياسي مختلف آنچنان پرکار نشان داده که از اين راه در بعضي روزها تا 500 هزار دلار نيز به حساب او واريز شده است.

پدر دختر بازگیر در فیلم میلیونر زاغه نشین دخترش را حراج کرد

چهار شنبه, آوریل 22nd, 2009

 حراج روبینا علی توسط پدر و عمویش

هفت تیر 7tir.com: پدر بازيگر كودك فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» (روبينا علي) قصد دارد در جريان يك تور حراج دختر 9 ساله خود را به بالاترين پيشنهاد، به يك خانواده متمول بفروشد!

به گزارش خبرگزاري فرانسه، خبر فروش روبينا دخترك 9 ساله  را روزنامه انگليسي «News of the World» منتشر كرده است.

اين روزنامه در گزارشي از ملاقات خبرنگاران انگليسي با پدر و عموي «روبينا» نوشته است: پدر اين بازيگر، قصد دارد دختر خود را به صورت «فرزند خوانده» بفروشد و زندگي خود و دخترش را از زاغه‌هاي بمبئي نجات دهد.

 حراج روبینا علی توسط پدر و عمویش

رفيق قريشي علي، قصد دارد دخترش را كه در فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» در نقش كودكي لاتيكا بازي كرده، به قيمت 20 ميليون روپيه معادل 400 هزار دلار (310 هزار يورو) بفروشد.

روبينا علي احتمالا به يك خانواده ثروتمند در شيخ نشين دبي فروخته مي‌شود.

پدر و عموي دخترك قصد دارند در قالب يك تور حراج به كشورهاي مختلف سفر كرده و براي فروختن دخترشان به بهترين پيشنهاد و بالاترين قيمت تلاش كنند! فعلا تور حراج آنها به يك خانواده آسياي شرقي رسيده است.

روزنامه «News of the World» عكس‌هايي از اين بازيگر را با پدر و عموي خود منتشر ساخته است.

در اين بين، عموي «روبينا»‌هم گفته كه ما علاقه داريم تا آينده او را تأمين كنيم و نگران آينده روبينا هستيم! ( ظاهرا پدر و عموجان روبينا بيشتر نگران آينده خود هستند و بايد ديد عموجان چقدر از فروش روبينا كميسيون مي گيرد)!

 حراج روبینا علی توسط پدر و عمویش

او گفت: علاوه بر اين پدر و مادر «روبينا» هم در ازاي فروش او غرامت مي‌خواهند و اولين خريدار روبينا (در آسياي شرقي) اين شرايط را پذيرفته است.

رفيق قريشي علي و ديگر بستگان اين دختر ( ظاهرا همگي در اين معامله انسان ذينفع هستند) خبرنگاران انگليسي را در هتل بمبئي ملاقات كردند.

رفيق قريشي پدر ارجمند دخترك فروشي گفت: ما به دو يا سه ماه وقت نياز داريم و در اين مدت مي‌توانيم درباره قيمت «روبينا علي» حسابي چانه بزنيم!

اکبر اعلمی خطاب به موسوی و کروبی : در برابر حکم حکومتی رهبر چه می کنید؟

چهار شنبه, آوریل 15th, 2009


 
هفت تیر 7tir.com   :  اکبر اعلمی یکی از  نامزدهای  انتخابات ریاست جمهوری که پیش از این اعلام کرده بود اصلاح طلب بودن میرحسین موسوی و مهدی کروبی را قبول ندارد و آنها را اصلاح طلب واقعی نمی داند از این دو نفر دعوت کرد تا با او در حضور مردم به مناظره ای رودرو بپردازند .
اکبر اعلمی که به صراحت گفتار در دوران نمایندگیش در مجلس مشهور بود محور های پیشنهادی مناظره را به صورت سوالاتی در نامه ای خطاب به میرحسین و مهدی کروبی توضیح داده است و از این دو درخواست کرده است که اگر در گفتار اصلاح طلبانه خود صادق هستند در حضور مردم در هر مکانی که آن دو بخواهند با اکبر اعلمی وارد مناظره شوند و مردم در مورد سخنان ایشان قضاوت کنند .  اعلمی در بخشی از نامه از میرحسین و کروبی پرسیده است که اگر رئیس جمهور شدید و  در بخشی از اختیارات خود با حکم حکومتی آیت الله خامنه ای روبرو شدید چه خواهید کرد و آیا فرمان آیت الله خامنه ای را حتی اگر در چارچوب وظایف تعریف شده در قانون برای رهبر نباشد خواهید پذیرفت یا خیر
متن کامل نامه دعوت به مناظره نوشته شده توسط  اکبر اعلمی را در زیر می خوانید :

جناب آقای موسوی و آقای کروبی .
در حال حاضر در طیف موسوم به اصلاح طلب شما جزء مشهورترین داوطلبان نامزدهای دهمین دوره ریاست جمهوری هستید و خود نیک می دانید که این شهرت نوعا مرهون قدرت و وابستگی عمیق شما به ارکان قدرت و تریبون هائی است که از سال های دور تا کنون در اختیارتان قرار داشته است و به همین اعتبار رسانه های داخلی و خارجی و حتی آن دسته از رسانه هائی که ادعای بی طرفی و اطلاع رسانی آزاد آنها گوش فلک را کر کرده است ،در یک حرکت کاملا منسجم و سازمان یافته وانمود می کنند که تنها کاندیداهای اصلاح طلب این دوره شما هستید ،اما خود واقفید
در واقع بازار سیاست نیز همچون بازار کالاست، لذا گرچه می توان به شیوه های گوناگون این بازار را هم زیر سلطه انحصارگران در آورده و مانع از عرضه آراء و اندیشه های متنوع شد ،اما این اقدام بیش از هرچیز اجحاف در حق خریدارانی است که در جستجوی افکار و برنامه های جدیدی می باشند. با این وصف اندیشه را نمی توان زندانی کرد و دیری نخواهد پائید که ارباب اندیشه های جدیدتر نیز متاع خود را هرچند با دشواری در معرض دید و قضاوت مشتریان خود قرار خواهند داد و در این صورت دیگر نمی توان تنها در اثر تعامل ساختگی با شرکاء و مشتریان کهنه کار ،دکان سیاست را همچون گذشته پر رونق نشان داد!
لاجرم با وجود همه احترامی که برای شما عزیزان قائلم ،لازم است خاطرنشان نمایم ؛به عنوان اصلاح طلب وارد میدانی شده ایم که هدف آن معطوف به قدرت انتخابی است و باید رقابتی باشد و مردم برای چندمین بار در معرض آزمونی سخت و دشوار قرار دارند و می خواهند سرنوشت خود را بدست کسی بسپارند که باید تعیین کننده اصلی مقدّرات آنها در چهار سال آینده باشد. از اینرو ملت ایران حق دارند که بطور دقیق از افکار ، ایده ها ، اهداف و برنامه های نامزدهای ریاست جمهوری بطور واضح مطلع شوند، براین اساس بمنظور تنویر افکار عمومی به عنوان یکی از رقبای شما در میدان رقابت ،رسما شما را به مناظره ای پیرامون محورهای زیر که می تواند ترسیم کننده خط مشی اصلی یک رئیس جمهور و دولت اصلاح طلب و تفاوت آن با رئیس جمهور کنونی و دولت موسوم به اصولگرا باشد ، دعوت می کنم: 

الف-رسانه های همسو ، به مخاطبین خود اینگونه تلقین می کنند که آقایان کروبی و موسوی کاندیدای جریان اصلاحات هستند. براین اساس لازم است توضیح داده شود که بنیاد اصلی اصلاحات چیست؟ این جریان سیاسی از چه ترکیبی برخوردار و منشور و مبانی فکری آن کدام است؟ وزن اجتماعی آن چقدر است؟ بر اساس کدام سازوکار دموکراتیک و اصلاح طلبانه ای ،موسوی و کروبی به عنوان کاندیدای جریان اصلاحات برگزیده شده اند و ویژگی های اصلاح طلبانه آنها و تفاوتشان با دیگر نامزدهای اصلاح طلب در چیست؟

بجز شما چرا سایر کاندیداها قبل از رسیدن به مرحله نظارت استصوابی شورای نگهبان ،برخلاف مشی اصلاح طلبانه ،گرفتار تیغ سانسور شده و پیشاپیش صلاحیت آنها توسط رسانه ها و تشکل های موسوم به اصلاح طلب مردود اعلام می شود و اساسا چرا به عنوان اصلاح طلب در برابر این بی عدالتی ها سکوت اختیار می کنید؟
ب-بموجب دو اصل 113 و 121 قانون اساسی ،رئیس جمهور مسئوليت اجراي قانون اساسي را برعهده داشته و  سوگندنامه ای را امضا مي نمايد که بموجب آن پاسدار قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد خويش را صرف پشتيباني از حق و گسترش عدالت ساخته و از هر گونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند. نظر باینکه قانون اساسی یک عام مجموعی است و سوگند مذکور ناظر به 177 اصل این قانون می باشد و التزام رئیس جمهور به مفاد سوگند نامه مزبور اثر حقوقی برجای گذاشته و موجد حق و تکلیف است و چنانچه اصلی از اصول قانون اساسی باجراء در نیاید سوگند شکنی محسوب و مردم حق مطالبه خواهند داشت، براین اساس لازم است که هریک از نامزدها به پرسش های زیر پاسخ دهند:
سرشت قدرت مقدس نیست و چنانچه مقدس شود ،هولناکتر و مهار آن ناممکن و در نتیجه به باز تولید استبداد و فساد منتهی خواهد شد ،از اینرو متناسب با تمرکز قدرت در یک فرد امکان نقد و نفی آن نیز باید فراهم شود. نظر باینکه طبق جزء 6 اصل سوم قانون اساسی، دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای “محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي” شده است و در همین راستا قانونگذار در اصول 24 ،26 و 27 قانون اساسی ،نشریات و مطبوعات ،احزاب و جمعیت های سیاسی و تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها را آزاد بیان کرده است و اصل نهم قانون اساسی نیز مقرر می دارد که در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است . هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را هر چند با وضع قوانين و مقررات  سلب كند، هریک از داوطلبان باید پاسخ دهند که برای پاسداری از قانون اساسي ،پشتيباني از حق و گسترش عدالت ،حمایت از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسی براي ملت شناخته است ،موضوع مفاد اصل 121 این قانون چه سازوکاری را در نظر گرفته و
برای جلوگیری از نقض آشکار اصول یاد شده و رواج فرهنگ نقد قدرت چه تمهیداتی اندیشیده اند؟
دولتهای مختلف و بویژه دولت فعلی با تکیه بر درآمدهای هنگفت نفتی، از اتخاذ سیاستهای مناسب و اصلاح ساختار اقتصادی کشور به شیوه های مختلف دوری جسته اند و چه بسا با تکیه بر همین درآمدها و توسل به واردات بی رویه، صنعت کشور را نیز به ورشکستگی سوق داده اند ،برنامه عملی و کارشناسی شما برای سامان دادن به اقتصاد کشور و استفاده صحیح از درآمدهای نفتی چیست؟
وانگهی بموجب جزء 9 اصل سوم و اصول 43 ،45 ،48 و 49 قانون اساسی ،دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به؛ تامین همه امكانات خود براي رفع تبعيضات ناروا ، ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينه هاي مادي و معنوي ،ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور ،ريشه كن كردن فقر و محروميت ،تامين نيازهاي اساسي شامل؛ مسكن ،خوراك ، پوشاك ،بهداشت ،درمان ،آموزش و پرورش براي همه ،استرداد انفال و ثروتهاي عمومي از غاصبین ، رفع تبعیض در بهره برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي در سطح استان ها و توزيع فعاليتهاي اقتصادي ميان استان ها و مناطق مختلف كشور متناسب با نيازها و استعداد رشد آنها و پس گرفتن ثروتهاي نامشروع و رد آن به صاحبان حق شده است ،برنامه های شما برای تحقق موارد فوق الذکر چیست؟

اجزاء 7-9 اصل سوم قانون اساسی دولت را موظف به تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي ،مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت خويش و رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه کرده است
اصول 19 و 20 قانون مذکور هم تاکید می کند که مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند دارای حقوق مساوي بوده و در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي برخوردارند .
علاوه بر این مستفاد از اصل 56 قانون مذکور ،حاکمیت انسان بر سرنوشت اجتماعي خود امری فطری است و هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت مجاز است که اين حق خدادادی را اعمال كند. اصل ششم این قانون نیز مقرر می دارد که در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي از راه انتخابات اداره شود. برای تظاهر خواست و اراده واقعی مردم و استفاده آنان از حق انتخاب آزاد بمنظور اعمال حاکمیت واقعی برسرنوشتشان و اداره دلخواه کشور چه تدابیری را در نظر خواهید گرفت؟
در همین رابطه و نظر به اصل تساوی عموم در برابر قانون ،همه افراد واجد شرایط حق دارند که خود را داوطلب نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری بنمایند و تبصره یک ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی نیز ،حق انتخاب شدن در مجالس شوراي اسلامي ،خبرگان و انتخاب شدن به رياست جمهوري را جزء حقوق اجتماعي محسوب و سلب آنرا تنها به موجب قانون يا حكم دادگاه صالح میسر می داند ،برای پیشگیری از رد صلاحیت های غیرقانونی چه تدابیری اندیشیده اید؟

4-اصل 110 قانون اساسی وظایف و اختیارات رهبر را بیان کرده است. آیا اختیارات مذکور حداکثری و حصری است و یا اینکه حداقلی و از باب تمثیل بیان شده است؟ ولایت مطلقه چه نسبتی با اختیارات مذکور در اصل یاد شده دارد؟ از طرفی بموجب ذیل اصل 107 قانون اساسی “رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است” و جزء 14 اصل سوم همین قانون دولت را ملزم به بسیج همه امکانات خود برای تحقق “تساوي عموم در برابر قانون” کرده است ،از طرفی اصل شصتم مقرر می دارد که “اعمال قوه مجريه جز در اموري كه در اين قانون مستقيما بر عهده رهبري گذارده شده ، از طريق رئيس جمهور و وزرا است” ،چنانچه بهردلیلی حکم حکومتی مقام رهبری مانع از عملیاتی شدن یکی از حقوق و اصول مندرج در قانون اساسی و یا وظایف و اختیارات قانونی رئیس جمهور شود ،واکنش شما چه خواهد بود و اساسا نظارت رهبری بر قوای سه گانه بشرح مذکور در اصل 57 قانون اساسی را چگونه تفسیر و از آن تمکین خواهید کرد؟

5-با وجود اینکه حدود 30 سال از زمان تصویب قانون اساسی سپری شده است ،هنوز تعداد قابل توجهی از اصول آن همچنان متروک و مهجور باقی مانده اند که از این میان می توان به آزادی استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس در كنار زبان فارسي ،حق برخورداری هر قوم و قبيله از حقوق مساوي در حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ،حق اعتراض اصناف و اقشار مختلف مردم به روش های مدنی نسبت به عملکرد ارکان قدرت و بیان مطالبات قانونی خود از طریق تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها ،تعريف جرم سياسي و لزوم رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي بصورت علني و با حضور هيات منصفه و تامین آزادي بيان و نشر افكار در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران موضوع اصول 15 ،19 ،20 ،27 ،168 و 175 قانون اساسی اشاره کرد. برای عملیاتی کزدن اصول مذکور و برقراری برابری واقعی در جامعه بويژه در خصوص حقوق اقوام، زنان و اقلیتهای مذهبی چه برنامه عملی در نظر گرفته اید؟

6-در طول 30 سال گذشته سياست خارجی جمهوری اسلامی ایران اغلب تنش زا و پيوسته ما را در حوزه‌ي انفعال و دفاع قرار داده است ،بنحویکه بدلیل درجا زدن در مرحله‌ي امنيت تاکنون قادر به ورود به مرحله‌ي رشد و توسعه نشده ایم. نظر باینکه هنر ديپلماسي بايد معطوف به تبديل محدوديت به مقدور و  غيرممكن به ممكن در چارچوب منافع ملی باشد ،برای تغییر این وضعیت و تقویت مولفه‌های سیاست خارجی معطوف به امنیت و مصالح ملی ،مهمترین مولفه های رویکرد سیاست خارجی شما چه خواهد بود؟
مواد 1 ، 2 ، 18 و 19 “اعلامیه جهانی حقوق بشر” خطاب به دولت های عضو سازمان ملل توصیه کرده است که: “تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ،خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیّت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد. هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق  مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.”
نظرتان نسبت به مفاد بیانیه مزبور و بویژه مواد مورد اشاره چیست و چه نسبتی میان آن با قانون اساسی و موازین اسلامی وجود دارد؟

قهرا وعده ها و شعارهای تبلیغاتی هریک از کاندیداها زمانی مورد اعتماد مردم واقع خواهد شد که به آنان مستدل و مستند توضیح داده شودکه مواضع و عملکرد گذشته هر یک از ما متناسب با قدرت و امکاناتی که پیش از این در اختیار داشته ایم ،تا چه میزان با شعارهای امروزی ما مطابقت داشته است.
مآلا در هر محل و نقطه ای از ایران عزیز که شما بزرگواران و یا تشکل های سیاسی تعیین بفرمائید ،بنده برای مناظره و مواجهه حضوری با شما و بیان دیدگاه های خود پیرامون پرسش های فوق و سایر محورهائی که تعیین خواهد شد ،اعلام آمادگی می کنم و امیدوارم که با بلندی نظری خود این فرصت را از ملت ایران و برادر کوچکتان دریغ نفرمائید. پر واضح است که اگر پاسخ ها و پایبندی هریک از شما به آنچه در این مناظره و توام با سوگند بیان خواهد شد ،مجاب کننده تر از دیدگاه ها و تعهدات حقیر باشد ،شخصا بنفع آن فرد از نامزدی انصراف خواهم داد و چنانچه نتیجه برعکس شود ،انتظار عمل متقابل را دارم.  بدیهی است چنانچه هریک از کاندیداهای مخاطب بنا به ملاحظاتی خود را ناتوان از شرکت در این مناظره صریح بدانند ،ناگزیر شخصا در قالب بیانیه های بعدی ضمن به چالش فراخواندن مجدد آنان نسبت به یکایک موارد مطرح شده پاسخ خود را نیز در این خصوص بیان خواهم کرد.

حسن ختام این بیانیه را به فرمایش حضرت امیر مزّین می کنم که فرمود: “خود را از پایه ای که داری فروتر آر ،تا مردم ترا از پایه ات فراتر برند”.

                 بزرگان با جاه و مردان راه                   به عزّت نکردند در خود نگاه

                در آن حضرت آنان گرفتند بهر              که خود را فروتر نهادند قدر

                                                                    مشتاقانه در انتظار پاسخ شما هستم!

 اکبر اعلمی 
   داوطلب نامزدی ریاست جمهوری دهم

از سیر تا پیاز مهران مدیری

چهار شنبه, آوریل 1st, 2009

هفت تیر 7tir.com

مهران مدیری

آقای مدیری توی یک جمع می توانید جوک تعریف کنید؟

شوخی می کنید؟ جوک تعریف کنم ؟! محال است بتوانم چنین کاری انجام دهم. اصلا تا دوره نوجوانی فکر میکردم ٬ شاد بودن ٬ آواز خواندن و هر کاری که آدم را سرخوش نشان دهد ٬ کاری است به شدت جلف . به نظرم هیچ چیز بهتر از متانت نبود.

این نظرتان تغییر کرده؟

هنوز تغییر اساسی نکرده است، فقط شکلش عوض شده . حالا به نظرم شادی ٬ جلف بودن و سبک بودن نیست و آدم متین الزاما آدمی نیست که نگوید و نخندد! به این نتیجه رسیده ام که شادی اساسا یک چیز درونی است و میتوان متین بود و در عین حال از درون شاد بود و احساس خوشبختی کرد.

مدیری از نگاهی دیگر

وقتی این روزها مرد دوهزار چهره را مشاهده می کنید و مهران مدیری جدی و تلخ را در نقش خودش ببینید حتما این جملات مهران مدیری را که در ادامه می آید را قبول می کنید: من اصلا آدم اجتماعی نیستم . به شدت درونگرایم و به شدت از جمع ٬ شلوغی و شادی گریزانم. نگاه اغلب مردم به من این طور است که آدم بسیار شاد و شنگول و بذله گو و حاضر جوابی هستم ٬ ولی اصلا این طور نیست . تنهایی را بیشتر دوست دارم و اصلا طاقت هیاهو و شلوغی را ندارم.

متولد سرآسیاب
مهران مدیری در میدان بروجردی، سر آسیاب دولاب متولد شده است . او از دوران کودکی آن چیزهایی که در ذهنش به صورت یک لکه مانده، یک خانه دو طبقه کوچولو و معمولی است . آنها درطبقه پایین زندگی میکردند و طبقه بالا میهمانخانه بود . مهمترین وسیله در آن اتاق ٬ یک پیانو بود ٬ تعداد زیادی صفحه کلاسیک و مقدار زیادی هم کتاب.

خب وجود یک پیانو در آن محله بسیار عجیب بود و اتفاقا صدای همسایه ها در آمده بود که این چه سر و صدایی است که صبح تا شب از خانه شما بیرون می آید. مخصوصا اینکه برادرش که صاحب پیانو بود همیشه یا شوپن میزد یا باخ و یا راخمانینف . برای همین مهران مدیری هم وقتی توی کوچه با بچه ها تیله بازی و لاستیک بازی میکرد مثل بقیه بود اما وقتی به میهمانخانه میامد و وارد دنیای دوست داشتنی خودش می شد، احساس تنهایی میکرد ٬ چون هیچکدام از آن دوست ها آن چیزها را نمی فهمیدند .

فلسفه هگل

کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود . دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی میکرد . دوست داشت توی آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند ٬ اسم هایشان را حفظ کرده و عکس هایشان را نگاه کند . یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای ٬ این اسمش چیست ؟ مدیری بلافاصله می گوید : فلسفه هگل . او تعجب می کند که مهران چطور اسم جنین کتابی را توانسته است ادا کند . مدیری در ادامه به او می گوید این که چیزی نیست ٬ تازه من میدانم که چه چیزی توی آن نوشته شده وشروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش ماند بود را برایش تعریف کردن .

خواب سالوادور دالی

برادر مهران مدیری رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که او به زیست شناسی هم علاقمند شود و کتاب های زیادی در این زمینه بخواند. بخصوص در زمینه زندگی حیوانات و کتاب های داروین و…این علاقه هنوز هم در زندگی اش مانده و یکی از بهترین ساعات زندگی او ساعت هایی است که فیلم های مستند حیوانات را می بیند! البته شیطنت های مهران مدیری پایانی نداشت . او پنهان از برادرش میرفت سر کتاب هایش ٬ چندتایی کتاب داشت از سالوادور دالی که او آنها را خیلی دوست داشت و شب خوابشان را میدید.

بیهوده ترین و پوچ ترین

در ریاضیات همیشه خنگ بود . مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمیداند .یعنی بنظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالاتر از 2 در این درس نگرفت! در درسهایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر ، فیزیک و غیره ، هیچ وقت موفق نبود .مدیری از ریاضی متنفر بود . به عقیده او فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است. بیشتر از جمع و تفریق ، نه اینکه به درد نمیخورد ، استاد! آن را درک نمیکند .

علاقه به نوری
مدیری در سالهای اخیر در عرصه موسیقی فعالیت قابل توجهی داشته است او چند سال پیش که کاستی را بیرون داده بود بدلیل علاقه ای که به صدای محمد نوری داشت آن را به نوری تقدیم کرده بود .البته او به استاد شجریان هم علاقه بسیاری دارد وزمانی گفته بود :حاضر است به خاطر شجریان خودکشی کند!
مدیری تحصیلات آکادمیک درموسیقی نداشته، سلفژ را به صورت علمی نخوانده ، اما به واسطه برادر پیانیستش می داند چایکوفسکی در شنبه سال فلان از کنسرواتور که بیرون آمد کجا رفت و به مادام فون مک چی گفت و باعث خلق چه اثری شد. همیشه موسیقی کلاسیک در خانه آنها شنیده میشد به همین خاطر شاید تاریخ موسیقی کلاسیک را به خوبی بداند. شروع هر اثری را که برایش بگذارند می داند مال کیست ، چه سالی است ، چه سبک و چه دورانی است و تحلیلش چیست.

مهران مدیری

جدی‌تر از طنز
کسی که برخی اورا سلطان کمدی در تلویزیون می نامند از همان ابتدا به کار جدی بیشتر از طنز علاقه داشت ولی به گفته خودش اصلا اتفاقی وارد کار طنز شد. طی یک اتفاق علی عمرانی پیشنهاد همکاری را در نوروز 72 به او می دهد و اینطوری کار طنز شروع می شود او با داریوش کاردان و مرحوم خسروی ارتباط داشت و قرار بود با یک مجموعه طنز برای شروع سال 72 همکاری کند. از آنجا قضیه طنزپردازی او شروع شد. قبل از آن هم دوتا کار تئاتر داشت که طنز بود. یکی از آنها پانسیون بود که در تالار مولوی سال 66 اجرا شد.
مدیری تقریبا در 18 – 19 نمایش حضور داشت که به غیر از یکی که به عنوان آهنگساز در آن بود ، در بقیه نمایشها بازیگر بود. مثل سیمرغ و هملت با دکتر صادقی، کیسه بوکس کار علی مؤذنی و … .
بعد چند کار تلویزیونی انجام می دهد ، یکی با ثریا قاسمی و چند کار مذهبی با مجتبی یاسینی، قبل تر از آن هم در رادیو کار میکرد.

صورت تلخ

حتما به تو گفته اند که صورت تلخی داری؟

بله، خیلیها از این هم فراتر می روند و می گویند آدم غمگینی هستی. خیلی وقتها درست است. در طول روز غمگینیم به شادیهایم میچربد. زود هم خودش را نشان میدهد. به قول یکی از دوستان غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست. میتواند منشا خلاقیت هم باشد. ظاهرا در شرق برای غم اصالت بیشتری نسبت به شادی قائلند.

سالهای ممنوع الکاری

مدیری در دورانی ساعت خوش را ساخت که جای این نوع کار بسیار خالی بود. شاید یک بخش از موفقیت آن به خلاقیت فردی و همکاری خوب گروهی برمیگشت.اما بخش دیگر موفقیت آن به خاطر خلا این نوع کارها و این شکل از شادی در آن دوران بود. بعد مساله ساعت خوش آنقدر درشت شد که خیلی از مسائل جامعه را مثل آموزش وپرورش و جوانها را تحت تاثیر قرار داد. شنیده می شد آموزش و پرورش رسما از صدا و سیما شکایت کرد، چون آن سال افت تحصیلی وحشتناکی بروز کرد و آنها علتش را ساعت خوش میدانستند. حتما همه بچه ها سر کلاس از برنامه دیشب حرف میزدند. به جایی رسید که عکس مدیری و یارانش پشت تی شرت و آدامس چاپ شد. تلویزیون وقتی این وضعیت را دید ترجیح داد اول جلوی برنامه را بگیرد. چرا که میزان عواقب آن راحدس نمیزد. در آن دوران تا چند ماه روزی نبود که نشریات زرد به آدمهای گروه ساعت خوش به سخیف ترین شکل ممکن نپردازند. بعد هم تصمیم گرفته شد ساعت خوشیها هیچ کاری نکنند و این تصمیم به درازا کشید. در آن زمان به مدیران شبکه گفتند این آدمها دیده نشوند تا خود ما اعلام کنیم کی وقتش است. تا اینکه از اواخر 76 مدیری کاری را با محمد صالح علاء شروع می کند که تازه گفتند فقط میتواند بسازد و نه بازیگری.. تا 6 ماه گذشت و به برنامهء 77 رسید.

مهران مدیری

فلانی در فیلم کیمیایی نباشد

بعد از ساعت خوش و بعد از کنار رفتن از تلویزیون چندین کار خوب سینمایی به مدیری پیشنهاد می شود. قرار بود ضیافت را مدیری بازی کند تا پای کلید زدن هم رفتند. روز آغاز آمدند و گفتند فلانی نباشد. سر فیلم سلطان هم عین همین اتفاق افتاد. خیلی کارهای خوب سینمایی و تاتر را در آن سه سال و نیم از دست می دهد و این برایش ضربه بزرگی بود.

۷۷
مهران مدیری در دوران بیکاری بیشتر به طراحی نوع کار فکر می کرد تا کار به شکل آیتم نباشد. در واقع در دوران بیکاری به طراحی و فرم جدید یک برنامه طنز فکر میکرد که این اتفاق در 77 افتاد. البته پس از سه ماه اول پخش، یعنی دقیقا از شهریور سال 77 کار اصلا عوض شد. در 77 مدیری سعی کرد فاصله را با بیننده کم کرده و حتی از روبرو با او صحبت کند این بزرگترین ویژگی آن برنامه بود. در آن زمان به مدیری می گفتند ما می دانیم شما برشت و فاصله گذاری و… می شناسید. اما مدیری معتقد است نمیتوان به برشت چسباند. او فکر می کرد بهتر است بیننده هر آنچه را روبرو و پشت صحنه اتفاق میفتد ببیند.

اتفاق خودش می افتد

مدیری همیشه دنبال آدم هایی میگرددکه میخواهد، کاری هم نداردکه بازیگرند یا نه؟ مهم این است که خودشان را جلوی دوربین بیاورند. این تاکید همیشگی او به بازیگرانش بوده است . بازیگرانی که با خیلی از آنها هم به صورت اتفاقی آشنا شده است.
مردم درگیری را دوست دارند

مردم گفت و گوها و درگیریهای زن و شوهرها را خیلی دوست دارند. این رامدیری زمانی درباره موفقیت برنامه ای مثل 77 گفته بود چون هر کس خودش راجای آن کاراکترها میگذارد و همذات پنداری میکند. به قول سروش صحت هیچ کس باور نمیکرد که برنامه 77 همین جوری 10 ماه روی آنتن برود، برنامه 77
برنامه جالبی در نوع خود بود گروه این مجموعه شب وقتی خداحافظی میکردند برای فردا صبح، هیچ چیز وجود نداشت. نه قصه، نه طرح؛ نه متن. بااین حال77 در زمان خود پر بیننده ترین برنامه تاریخ تلویزیون شناخته شد البته استاد مدیری الان دیگر آن نوع طنز را دوست ندارد.

ببخشید شما؟

ببخشید شما از برنامه های بعدی مدیری بود این برنامه نیز برنامه جالبی بود که به مسئله مشاغل می پرداخت. البته مدیری برخورد صریحی بابرخی آدمها دراین برنامه داشت مثلا آدمی که از شغلش دو میلیون در می آورد. وقتی میگفت من آب باریکه دارم مدیری باصراحت به او میگفت که او دروغ میگوید و البته گویا به طرف برنمیخورد. ببخشید شما به گفته خود مدیری به دلیل همین برخورد واقعی و صمیمی قضیه برایشان دوست داشتنی شده بود. مدیری د راین سالها همیشه اعتقاد داشته که معمولا کسی که حقیقت را می گویدخوشبخت می شود. این رک گوییها باعث شیرینی شد که در بطنش خیلی تلخ بود.

چرا مدیری همیشه خودش بازی می کند؟

اما واقعا چرا؟ دو دلیل داشت که باعث شد این وضعیت ادامه داشته باشد و شدیدتر شود. یکی اعتقاد خود مدیران شبکه ها بود و هست. مدیری بارها می خواهد بازی نکرده و فقط کارگردانی کند ولی به شدت مخالفت شد. به نظر مدیران شبکه ها بازی مهران مدیری برای مردم مهم است . دلیل دیگرش این است که نویسنده ها این کار را نمی کنند. بارها مدیرانی از نویسندگانش خواسته بنویسید فلانی رفته مسافرت. در برنامه نود شب آنقدر التماس کرد که چندبار این کار را کردند. اما نویسنده ها هم میگفتند نمیشود، چی بنویسیم !

مهران مدیری

خود محوری کسب وکار من است

در زندگی آدم خود محوری هستی یا نه ؟!

بله ، ولی سعی میکنم منعطف باشم. تصمیمی که میگیرم معمولا درست است ، مگر اینکه قانع شوم که اشتباه کرده ام . این را البته خیلی نمی شود به برنامه سازی ربط داد . دلیل خودمحوری من در زندگی ، خود محوریم در برنامه نیست . چرا که اصلا خود محوری نیست و ما گروهی کار می کنیم.

تنهایی شخصی

مدیری زمانی در یک مصاحبه ای یکی از دلایل گرفتن برنامه هایش را ٬ تنهایی و خود محوری خوددانسته بود! او گفته بود : من تفکرات خودم را می سازم . منظورم محتوای برنامه نیست . ساختار برنامه و جنس بازی خودم . خیلی وقت ها ٬ در طول تاریخ آدم هایی که تنهایی شخصی شان بیشتر است ٬ توانسته اند آثار اجتماعی بهتری خلق کنند. از او پرسیده بودند این موضوع (خودمحوری ) شما را به عنوان یک آدم خودستا یا خودشیفته به دیگران معرفی نمی کند؟ مدیری در جواب گفته بود : نه٬ چون به شدت همراه با فروتنی و خواستن نظر دیگران است. من نظرم را خیلی محترمانه میگویم و دیگران به دو دلیل آن را قبول می کنند . یا اینکه درست می گویم و یا اینکه می خواهند دل من را نشکنند. من در کار مشورت می کنم اما به قول اطرافیانم تهش کار خودم را می کنم . شاید اسم این کار خودشیفتگی نباشد ٬ اما من دوست دارم تصمیم نهایی را خودم بگیرم.

مهران مدیری

دردسر والدین

مدیری پس از این همه کار طنزدر مجموعه جدی دردسر والدین بازی می کند او این کار را به خاطر علاقه اش به کار جدی انجام می دهد . او از مسئولیت خسته شده بود. دوست داشت در یک کار جدی بازیگر باشد که بعد از انجام کار به او بگویند خداحافظ . در حالیکه اشتباه می کرد .چون سنگینی این مجموعه به قدری بود که مثلا خودش 2 تا کار بسازد .

آرامش با رانندگی با سرعت زیاد

اما چه چیزهایی مدیری را عصبانی می کند؟ خودش زمانی به این سوال اینجوری جواب داده بود : دو مقوله است که من را خیلی عصبانی می کند و در واقع به سرحد جنون میرساند ، یکی آدمهایی که به کاری که به آنها مربوط نیست دخالت کنند و خارج از حیطه خودشان قدم بگذارند ، هرکسی آن کاری را که « باید » انجام ندهد و « نباید » انجام بدهد . به تعبیر برنارد شاو ، 80% آدمها ، انرژیشان صرف کارهایی می شود که به آنها مربوط نیست. دومین مقوله خیلی شخصی است ، اینکه من راجع به یک مساله جدی و مهم که ناراحتم کرده حرف بزنم و بعد ببینم که طرفم باور نکرده و لبخند بزند ، یعنی پوزخند بزند . این می تواند من را بکشد . دیوانه می شوم . موقعیت را ترک میکنم . عکس العمل بدی نشان نمی دهم . آن محیط را ترک می کنم . سوار ماشین می شوم و رانندگی می کنم . رانندگی با سرعت زیاد در اتوبانهای تهران آرامم می کند.

کتابخوار
طی سالهایی مدیری به قول خودش به شدت کتاب می خورده است ! بیشتر از همه نمایشنامه و رمان میخوانده . نویسندگان محبوبش مارکز ، تولستوی و تورگنیف بودند . به شعر هم علاقه خیلی زیادی دارد . شاعر اولش لورکا است، بعد شاملوست ، بعد مارگوت بیکل ، بعد حافظ … در موسیقی هم کنسرتهای ابوای ویوالدی مدیری را به حالت جنون ، به حالت پوچی میرساند .خیلی از آثار باخ هم روی او چنین تاثیری دارند . چیزی که بیشتر غمگینش میکند شعر است .اما سلیقه سینمایی مهران مدیری چگونه است ؟ او زمانی دراین زمینه مثال جالبی زده بود البته نه به خاطر شکل ایده آل سینما، بلکه بعنوان سینمایی که او دوست داشت . مثال او کارهای هال اشبی در اروپابود یا فیلمهایی مثل کراسینگار یا در ایران فیلم هامون .علاقهء شخصی مدیری ، سینمایی است که به روابط انسانی میپردازد، به طراحی آدمها، به عشق، به احترام و به خیلی چیزهای دیگر میپردازد.

بوگارت را دوست ندارم

چه بازیگرانی را دوست داری؟

نمی شود بین دنیرو و دوپاردیو یکی را انتخاب کرد . بازیگران مورد علاقه ام یک لیست بیست نفره درجه یک را شامل می شود .

5 تا از این بیست تا را بگو .
رابرت دنیرو ، ژرار دوپاردیو ، آنتونی کوئین ، مریل استریپ … کلارک گیبل را دوست ندارم ، همفری بوگارت را دوست ندارم …

فیلمهایی که دوست داری کدامها هستند ؟

« هملت » کوزینتسف را چهل دفعه دیدم و ممکن است هشتاد دفعه دیگر هم ببینم . « باراباس » یکی از فیلمهای محبوب من است ، « پاپیون » ، « فیلم کوتاهی درباره عشق » و … .

طنز مل بروکس

طنز صددرصد شخصی مدیری ، با کارهایی که تا بحال انجام داده است خیلی متفاوت است. این طنز شخصی مدیری اولا قصه هایش هیچ منطق و اصول خاصی نخواهد داشت. به گفته خود مدیری شاید بتوان کارهای مل بروکس را دراین زمینه مثال زد . حتما آن مدلی خواهد شد. یک جور طنز عجیب و غریب که بیشتر تماشاگر را حیرت زده می کند تا بخنداند و خیلی هم به اینکه این کار خواهد گرفت یا نه فکر نمی کند . کار شخصی یعنی همین که شخصا تصمیمی می گیرید ، آن را انجام می دهید و پای همه چیزش هم می ایستید.

مهران مدیری فمینیست

مهران مدیری همیشه درسالهای اخیر خودرا یک کار گردان مدافع زنان تصور کرده است .او همیشه سعی كرده به رغم آنچه در سریال و كارهای طنز ما دیده می شود، حضور خانم ها و عملكردشان و همچنین نوع شخصیت پردازی شان متفاوت باشد. معمولاً خانم ها در این نوع سرالچ ها یا در آشپزخانه دیده می شوند یا در حال بافتنی بافتن هستند. مدیری همیشه از این مورد پرهیز كرده . یعنی اگر مثلا شخصیتهای زن مجموعه هایش در خانه نشسته باشند كتاب می خوانند. شیشه پاك نمی کنند میوه می خوردند ولی میوه نمی شستند . مدیری همیشه مدعی بوده که اتفاقاً در كارهای ما شخصیت های مثبت همیشه خانم ها بوده اند و آقایان در قطب منفی قرار داشته اند.

آنها نابغه نیستند!
علی رغم این كه مردم فكر می كنند مدیری و دارودسته اش خیلی نابغه هستند، اما 80 درصد ماجراهایی كه می بینند، اتفاقی به ذهن او و یارانش می رسد. مدیری دراین باره می گوید : این اتفاقات با یك كلمه و یا دیدن یك چیز شروع می شود و بعد طراحی آن را انجام می شود . در پاورچین اسم شخصیت اصلی مجموعه فرهاد بود و یك روز می خواستم برای كار به اداره ای بروم و گفتم من فرهاد فلانی هستم. هنوز فامیلی نداشتم. نشستیم و درباره فامیلی ام فكر كردیم. من همین جوری به ذهنم رسید و گفتم برره، چون دیدم خود كلمه بامزه است و بی ربط. آن صحنه را با اسم فرهاد برره گرفتیم و تمام شد. بعد از 10 قسمت به این نتیجه رسیدیم كه این شخصیت ها باید از جایی آمده باشند. پیمان قاسم خانی و محسن چگینی گفتند خب از برره. چون نام خانوادگی شان برره است. بعد این سؤال پیش آمد كه برره كجاست؟ گفتیم به اسمش می آید كه روستا باشد. چه جور روستایی؟ روستایی بی هویت بی جا و مكان كه شاید خیلی آدم دارد و یكی شان كه مهندس شان باشد، فرهاد است.
اگر بیننده احساس كند كه طبیعت زندگی خودش را نمی بیند، دافعه پیدا می كند. مدیری همیشه به این موضوع اعتقادداشته.اتفاقی كه در مورد تله تئاترهایمان هم افتاده است به نظر او به همین خاطر است .او می گفت : دلیلش هم به خاطر نوع دكور، نوع لباس و نوع بازی بازیگران است كه نمی دانم چرا دوست دارند خارجی بازی كنند. چه جوری می شود خارجی بازی كرد و خارجی حرف زد و در عین حال ایرانی بود؟ برای همین است كه تله تئاتر مخاطب ندارد. در حالی كه سوژه ها به شدت جذاب است. هرچه كه از طبیعت زندگی دور باشد، بیننده را جذب نمی كند. بیننده نباید حس كند كه چیزی برایش ساخته شده است

سیستم مدیری

این روزها در سریال مرد دوهزار چهره ، مسعود شصتچی در نقش مهران مدیری با استانیسلاوسكی شوخی های جالبی کرده است .جالب است بدانید مدیری زمانی در گفت وگویی به قول خودش حرف بزرگی زده بود .او گفته بود :ما دو سبك بازی در دنیا داریم. یكی سبك استانیسلاوسكی است و دیگری فاصله گذاری برشتی. در مورد اول بازی باید دیده شود و در مورد دوم باید گفته شود كه من مهران هستم كه هملت را بازی می كنم. اما یك چیز دیگری هست میان این دو تا كه شاید سیستم مدیری باشد. خیلی حرف گنده ای زدم نه! به انتخاب برمی گردد. ما اصلاً چرا انتخاب بازیگر داریم؟ چرا براندو برای پدرخوانده انتخاب می شود و اسكوتنفسكی برای هملت؟ این به خاطر شباهت آن آدم ها به این شخصیت هاست. اسكوتنفسكی می تواند پدرخوانده بازی كند ولی هرگز نمی تواند مثل براندو باشد. براندو هم نمی تواند هملت باشد. اصلاً خصوصیات شخصیتی براندو هیچ ربطی به هملت ندارد. براندو در آمریكا متولد شده و مسائل و مشكلات و ضعف ها و فسادهای شخصیتی خودش را داشته است. یك جورهایی خودش در هالیوود، زندگی شخصی اش و… پدرخوانده بوده است. اسكوتنفسكی هم در زندگی خودش در روسیه، هملت به حساب می آمده است.

مهران مدیری

شکستن استانداردهای تلویزیون

بازیگر و کار گردان مجموعه مرد دوهزار چهره از معدود هنرمندان بوده که به قول خودش یكسری استانداردهای موجود در تلویزیون را شكسته است . مثلا اگر اتفاقی در صحنه بیفتد كات می دهند و دوباره می گیرند. اما مدیری و یارانش این كار را نكردند. آنها این کارراز زمان مجموعه ساعت خوش آغاز کردندمدیری از همن ابتدا به یک نکته فوق العاده جالب اعتقاد داشته و آن این بوده که هر چیزی كه جدی تر است و مورد شوخی قرار گیرد، جذاب تر می شود. به خصوص در مورد خبر كه اشاره كردید. به همین خاطر درهمان برنامه ساعت خوش با برنامه های جدی چون مسابقه هفته (با اجرای مرحوم نوذری) ُتقویم تاریخ و اخبار سراسری شوخی می کرده است . ازنظر مدیری مثلاً اگر آدمی در حال سوت زدن است و به هوا نگاه می كند، ناگهان داخل جویی بیفتد، كمتر خنده دار است به نسبت آدمی كه خیلی حرف های قلمبه سلمبه می زند و مدرك پرفسور را هم دارد و در حین صحبت در مورد موضوعی بسیار جدی، داخل جویی می افتد، هر چه جدی تر، خنده دارتر. شوخی با اخبار چون موضوعی بسیار جدی و بدون شوخی است، بسیار مورد توجه قرار گرفت. هنر هفتم و مسابقه هفته هم همین طور بود.

چهار از بیست

از بیست به خودم چهار می‌دهم. مدیری این جمله را هنگامی گفته بود که به او گفته بودند تو که بازیگر کارهای قطب‌الدین صادقی در تئاتر بوده‌ای، به این برنامه هایی که خودت می سازی به خودِ هنرمندت چند می‌دهی؟و مدیری به خود چهار ازبیست داده بود و گفته بود : چیزهایی که در ذهن دارم تا آنها را که روزی بسازم خیلی متفاوتند . منتها مدام از من این طور کار خواسته‌اند. دیگر افتاده‌ام در این ورطه. هر بار که خواسته‌ام وقفه‌ای بیاندازم نشده،

غریزه مدیری

مدیری هر وقت با نویسندگان برنامه هایش صحبت می کند همیشه این را به آنها گفته است به طور غریزی می فهمد که فلان متن می گیرد یا نه و این برنامه یا قسمت از قسمت های خوب است یا نه. و واقعا همه می گویند که هر بار مهران مدیری چنین چیزی گفته . مدیری معتقد است این واقعا غریزی است .

کارهای هر شبی

تلویزیون ایران در سالهای اخیر توجه بسیاری به مجموعه هایی داشته که هرشب پخش می شود این مجموعه ها گاه طنز بوده اند و گاه جدی . مهران مدیری موفق ترین آدم در زمینه برنامه های هرشبی بوده است .او درباره راز موفقیتهای کار هر شب زمانی گفته بود :کار هر شب بازیگر خودش را می خواهد .یعنی بهترین بازیگران ایران را هم در کار هر شب دور هم جمع کنید ، مطمئن نباشید که کار بیننده داشته باشد. کار هر شب خصوصیات خودش را دارد . یک سری بچه های با استعداد و پر انرژی و شیطان! می خواهد که بداهه گو باشند . اعتماد به کارگردان داشته باشند .انعطاف داشته باشند و آدم های اهل شوخی باشند .فکر می کنم گروهی که ما الان داریم در حدخودشان شناخته شده اند . مدیری بازتابهای کارهایی که هرشب کرده است دراین سالها از کوچه و خیابان،روابط عمومی سازمان، از بچه های گروه،از فامیل هایشان و از اصطلاحاتی که بین مردم رایج می شود متوجه شده است .

گریه کردن از خنده

در سالهای اخیر برخی از هنرمندان سینما وتلویزیون به این متهم شده اند که به هر قیمتی می خواهند مردم را بخندانند . مدیری یکی از این متهمان بوده ولی او در مصاحبه ای دراین باره گفته است :ما در طول این سال ها نشان داده ایم به هر قیمتی نمی خواهیم مردم را بخندانیم. کارهای ما این را می گویند . سعی کردیم فکر در باشد و کمدی لودگی نباشد. فکر می کنم این طور بوده . در کمدی خیلی کار ها می شود کرد که بیننده از خنده گریه اش بگیرد .

بحث مهم سطح سلیقه

آیا می توان گفت که سطح سلیقه مردم پایین آمده .یک بحثی هست سر بحث سلیقه مردم که بالا و پایین می شود. کارگردان مرد دوهزار چهره همیشه جواب جالبی برای این سوال داشته : سطح سلیقه خیلی بالا پایین نمی شود. مردم ما به نظرم با هوش اند و شکل ایرانی کمدی در کشور ما شکل خاصی است که یک سری حدود را برایش باید رعایت کرد، خصوصا اینکه از تلویزیون پخش می شود. مردم از خیلی وقت پیش عادت کرده اند که آسان نخندند و این کار ما را مشکل تر کرده . الان دیگر کسی نمی تواند بسازد و برود ، مردم یقه اش را می گیرند.

کنسرت آرش در کشور آذربایجان در مسابقات بهترین ترانه اروپا (یوروویژن)

چهار شنبه, مارس 25th, 2009



هفت تیر 7tir.com   : آرش خواننده محبوب ایرانی  به همراه آیسل 19 ساله  خواننده محبوب آذربایجان به دعوت دولت آذربایجان در مسابقات یوروویژن اروپا شرکت می کند . آهنگ ساز اثر اجرا شده خود آرش است .
فیلم این اثر را در صورت فیلتر نبودن یوتوب می توانید در همین صفحه ببینید :

.
قبلی : گفتگو با محمد علی ابطحی معاون رئیس جمهور سابق : سیاوش قمیشی گوش می کنم

جذاب ترین مرد های دنیا انتخاب شدند

سه شنبه, مارس 24th, 2009

جذاب‌ترین مردان دنیا از نگاه مجله pEoplE

هفت تیر 7tir.com: مجله آمریکایی مردم لیست جذاب‌ترین مردان دنیا را منتشر کرد. این لیست که مجله مردم هر سال آن را اعلام می‌کند، یکی از معتبرترین لیستها در نوع خودش است. هیو جکمن، بازیگر استرالیایی در این لیست به عنوان جذاب‌ترین مرد دنیا انتخاب شد. جکمن بازیگر ۴۰ ساله استرالیایی است که ۱۸۹ سانتی متر قد دارد. مجله مردم در مورد این انتخاب گفت:« او بازیگر بسیار توانایی است- ستاره ‌ای است که می‌تواند بخواند، برقصد و از اسلحه به‌خوبی استفاده کند.»

دانیل کرگ، بازیگر مجموعه جدید جیمز باند

به نقل از چینادیلی، دانیل کرگ، بازیگر مجموعه جدید جیمز باند، در جایگاه دوم این لیست قرار گرفت. او با چشمان آبی جذاب و اندام عضلانی خود طرفداران بسیاری دارد.

جان هام بازیگر فیلم  مردان دیوانه

جان هام، بازیگر فیلم «مردان دیوانه» نفر سوم این لیست است. زاک افرون، بازیگر فیلم «مدرسه موزیکال» و رابرت باکلی به ترتیب نفرات چهارم و پنجم این لیست را تشکیل می‌دهند.

دیوید بکام  بازیکن فوتبال

دیوید بکام، بازیکن فوتبال؛ خاویر باردم، برنده جایزه اسکار؛ رابرت پاتینسون، ستاره فیلم «گرگ و میش»؛ جاشوا جکسون بازیگر و مایکل فیلیپس، برنده مدال طلای المپیک در رشته شنا، نفرات بعدی لیست جذاب‌ترین مردان دنیا هستند.

از سایر افراد مشهوری که سالهای گذشته در صدر لیست جذاب‌ترین مردان مجله مردم قرار گرفته‌اند می‌توان جورج کلونی، برد پیت و مت دیمون را نام برد.

آخرین عمل زیبایی منجر به بیماری پوستی مایکل جکسون شد

سه شنبه, مارس 24th, 2009

مایکل جکسن خواننده امریکا

هفت تیر 7tir.com: مايكل جكسون كه به يك نوع بيماري پوستي دچار شده و اكنون در صورت و بدن وي به طور آشكارا نمايان شده است، درمان خود را آغاز كرد.

به گزارش هفت تیر  به نقل از روزنامه Sun، اين خواننده 50 ساله آمريكايي درمانهايي را با آنتي بيوتيك براي جلوگيري از گسترش بيماري اش آغاز كرده است.

يك منبع آگاه به Sun گفته است اين يك نوع آلودگي پوستي است كه در مقابل درمان هاي متداول آنتي بيوتيك مقاوم است. اين روزنامه مدعي است كه اين بيماري طي عمل مجدد زيبايي بيني كه بر روي جكسون انجام شده است ، پديدار شده است.

تايمز از لندن گزارش مي دهد در آخرين عكسي كه از وي در حال ترك كلينيك در لس آنجلس گرفته شده، پوست صورت و دست هاي جكسون ملتهب بوده است.

در دسامبر، ايان هلپرين، يك روزنامه نگار كه از زندگي خصوصي افراد اطلاع دارد، به يك روزنامه انگليسي گفت كه مايكل جكسون از يك نقص مادرزادي رنج مي برد و به پيوند ريه نياز داشت.

تنها سخنگوي جكسون، دكتر تهمي اين گزارش را انكار كرد و در يك بيانيه نويسنده اين گزارش را به دروغگويي در مورد سلامتي مايكل جكسون متهم كرد و گفت كه اين خواننده در سلامتي كامل به سر مي برد.

البته تايمز اشاره كرده است كه براي توضيحات بيشتر، نتوانسته است با سخنگوي مايكل جكسون صحبت كند

زوجی که قصد ربودن مهران مدیری را داشتن دستگیر شدند

سه شنبه, مارس 24th, 2009
مهران مدیری ربودن مهران مدیری توسط دو زوج
به گزارش هفت تیر 7tir.com : زوج جوانی که قصد اخاذی و ربودن مهران مدیری ( مرد دو هزار چهره این روزها )  را داشتند طی یک قرار صوری که توسط ماموران پلیس گداشته شده بود، به چنگ قانون افتادند.
به گزارش هفت تیر  این زوج در تماس های تلفنی خود با مهران مدیری اعلام کرده بودند که اگر این کارگردان اجازه ایفای نقش در سریال مرد دوهزار چهره را به این دونفر ندهد می بایست 50 میلیون تومان به آنها بدهد و در صورت عدم برآورده شدن خواسته ایشان، اقدام به ربودن مهران مدیری خواهند کرد.
مهران مدیری این موضوع را با پلیس در میان گذاشته و ماموران ناجا نیز با تحقیقات پلیسی و گذاشتن قرار صوری اقدام به دستگیری این افراد کردند.
گفتنی است، این زوج پیش از این در یک  مجموعه تلویزیونی  سابقه همکاری با مهران مدیری را دارند ،  با دستور قاضی پرونده جهت انجام تحقیقات تکمیلی بازداشت و در اختیار آگاهی تهران قرار گرفتند.
.
قبلی :  dvd سریال دائی جان ناپلئون

چگونه دایی پیراهن تولیدی خودش را بر تن تیم ملی کنیا کرد

سه شنبه, مارس 24th, 2009

از فدراسيون بپرسيد چرا آرم لباس كنيا دايي بود!.دايي:من خصومتي با كريمي ندارم، خوب باشد دعوتش مي‌كنم 

هفت تیر 7tir.com  :   براي همه عجيب بود. به‌خصوص خبرنگاراني كه روز قبل‌تر ديده بودند كه كنيايي‌ها با پيراهن مارك‌دار خارجي در كمپ آزادي تمرين كردند. پس چگونه شد كه ناگهان پيراهن اين تيم زرد شد و سياهان قلب قاره‌ آفريقا با مارك دايي به‌ميدان آمدند؟ آيا اين يك بازاريابي فوق‌سريع در روزهاي ركود اقتصاد جهاني را نشان مي‌داد يا واقعا خبر ديگري بود؟ طبق معمول علي دايي اولين كسي بود كه مورد سوال قرار گرفت اما او در پز سرمربي تيم‌ ملي هرگز درباره مارك توليدي‌اش حرف نمي‌زند؛ بنابراين خبرنگاران سراغ منابع ديگري رفتند. سوال ما اين بود. چه كسي باعث شد كنيا زرد كند؟!

 ايران با پيراهن اول
«اشكالي ندارد، اگر فقط شما پيراهن سفيد آورده‌ايد، ما پيراهن دوممان كه قرمز است را مي‌پوشيم.» اين جمله احمد ابراهيمي سرپرست تيم‌ملي در جلسه MATCH COMISSIONER بازي ايران- كنيا بود. تيم‌ملي كنيا همانطور كه پيش‌بيني مي‌شد با يك پيراهن به ايران آمده بود. دايي در لحظاتي كه جلسه هماهنگي بازي برگزار مي‌شد با روته‌مولر و افاضلي مشغول تمرين دادن تيم‌ملي بود…
 توضيح ضروري
اين درست كه علي كفاشيان و مهدي تاج اعلام كرده‌اند دايي تا پايان رقابت‌ها سرمربي تيم‌ملي است اما همه مي‌دانند زماني كه بحران پيش بيايد هيچ چيز قابل پيش‌بيني نيست. شك نكنيد تساوي يا شكست مقابل عربستان كابوس شب‌هاي دايي است. آيا به‌همين خاطر نيست كه دايي كنفرانس مطبوعاتي‌اش را لغو مي‌كند؟ البته دايي مثل هميشه است. علي كريمي را دعوت نمي‌كند تا هم نمايش قدرتي داده باشد و هم به همه يادآوري كند كه اصولش خدشه‌ناپذيرند. در عين حال يك مربي فوتبال حق دارد به دلش اطمينان كند. ظاهرا نتايج قبلي با پيراهن قرمز دل علي دايي را براي بازي مجدد با لباس اين رنگي، چرك كرده بود.
 قرمز بازي نمي‌كند
بازتاب عدم دعوت كريمي به تيم در رسانه‌ها، نبود حريف تداركاتي مناسب براي تيم‌ملي، اظهارات سرمربي كنيا پيش از بازي و حالا رنگ پيراهن تيم‌ملي اعصاب دايي را حسابي خرد كرده بود. چند ساعت به آغاز بازي مانده كه دايي مي‌فهمد تيم‌ملي قرمز بپوشد و كنيايي‌ها سفيدپوش باشند:«چرا با من هماهنگ نكردي حاج احمد؟ نه، ما قرمز نمي‌پوشيم ما بايد سفيد بپوشيم…!» دايي حسابي از كوره دررفته است و سرپرست تيم‌ملي با تعجب به او نگاه مي‌كند:«آخر كنيايي‌ها يك دست پيراهن بيشتر به تهران نياورده‌اند كه آن هم سفيد است.»
دايي با عصبانيت مي‌گويد:«من نمي‌دانم، ما ميزبانيم و بايد سفيد بپوشيم قرمز نمي‌پوشيم، همين الان از توليدي خودم دستور مي‌دهم پيراهن بياورند رويش هم بنويسند كنيا، برويد كنيايي‌ها را راضي كنيد، از آنها هم بپرسيد دوست دارند چه رنگي بپوشند.» البته سرمربي قد بلند تيم‌ملي  آنقدر برش دارد كه بتواند رنگ پيراهن كنيا را عوض كند و چنين مي‌شود كه كنيا با لباس زرد مقابل ايران حاضر مي‌شود! لباسي كه براي دايي خوش‌يمن بود و باعث پيروزي تيمش مقابل اين تيم  آفريقايي شد. ايران كه با لباس قرمز مقابل عربستان به تساوي رسيد، در بازي برگشت با پيراهن سفيد به‌ميدان خواهد رفت. به اميد پيروزی . / برگرفته از پارس فوتبال
.
قبلی :  dvd سریال دائی جان ناپلئون