Archive for the ‘حوادث’ Category

مردی که بخاطر رسیدن به دوست دخترش ، همسر و فرزندش را کشت

چهار شنبه, می 20th, 2009

سال گذشته دو مطلب با تیتر های زیر در هفت تیر درج شد :
قتل مرموز زن جوان و فرزند چهارماهه اش در غیاب شوهر
و
عشق پنهان ، انگيزه اصلي قتل همسر و کودک 4 ماهه .
دیروز آخرین جلسه دادگاه متهم این پرونده برگزار شد که شرح ماجرا را در زیر می خوانید :


هفت تیر 7tir.com  : مرد جواني که براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش همسر و فرزند چهارماهه خود را به قتل رسانده بود به قصاص، حبس، تبعيد و پرداخت ديه محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما اين جوان 24ساله که محمد جواد نام دارد در جلسه دادگاه ادعا کرد مرتکب قتل نشده اما براي اينکه ديگر نمي خواهد در اين شرايط زندگي کند اتهامش را مي پذيرد و خود را مجرم معرفي مي کند.

او که با ديدن عکس هاي جسد فرزندش به شدت دگرگون شد با عصبانيت از قضات دادگاه خواست ديگر اين عکس ها را به او نشان ندهند.

در ابتداي جلسه محاکمه که در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد محمد شادابي به عنوان نماينده دادستان براي محمد جواد تقاضاي اشد مجازات کرد. او در توضيح ماجرا گفت؛ 21 فروردين ماه سال گذشته به ماموران پليس خبر رسيد زن جواني به نام ساحل و فرزند چهار ماهه اش پارسا به طرز دلخراشي به قتل رسيده اند. زماني که بازپرس در خانه حاضر شد تا تحقيقات خود را آغاز کند با جسد غرق در خون مادر و فرزند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بودند مواجه شد. در همان ابتداي تحقيقات با توجه به وضعيت قرار گرفتن اجساد و ضرباتي که به آنها وارد شده بود فرضيه قتل با انگيزه کينه جويانه توسط بازپرس مطرح شد و ماموران براي پي بردن به راز اين جنايت شوهر ساحل را بازداشت کردند. وي که متهم حاضر در دادگاه است ابتدا گفت نمي داند چه کسي اين قتل فجيع را مرتکب شده است و به کسي هم مظنون نيست. اما محمد جواد عنوان کرد احتمالاً همسر و فرزندش قرباني يک سرقت خونين شده اند. اين حرف مورد پذيرش بازپرس قرار نگرفت چراکه اولاً هيچ کودک چهار ماهه يي قادر به شناسايي و حتي صحبت کردن نيست که شخصي از ترس شناسايي او را به قتل برساند و دوم اينکه جسد اين مادر و فرزند در تختخواب پيدا شد و اين به آن معنا است که آنها اصلاً بيدار نبودند که بتوانند کسي را شناسايي کنند. شادابي ادامه داد؛ با توجه به اينکه مشخص شد محمد جواد با همسرش اختلاف داشته انگشت اتهام به سمت وي گرفته شد و بازجويي ها از او ادامه پيدا کرد و مشخص شد زن جوان و فرزند چهار ماهه اش به دست محمد جواد به قتل رسيده اند. درست زماني که اين مرد به قتل همسر و فرزندش اعتراف کرد دختري جوان به نام شبنم به بازپرس پرونده مراجعه کرد و گفت محمد جواد از مرگ همسر و فرزندش خبر داشته و به او نيز در اين باره مطالبي گفته است. با توجه به ادعاي اين زن و بازجويي هايي که از وي انجام شد مدارک عليه محمد جواد تکميل و بازسازي صحنه قتل انجام و معلوم شد اين مرد براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش اين جنايت را انجام داده است. شادابي ادامه داد؛ هيات محترم، من به عنوان نماينده دادستان با توجه به اينکه پارسا ولي دمي ندارد به عنوان ولي دم قهري تقاضاي ديه دارم و خواهان اشد مجازات براي متهم در مورد ديگر اتهاماتش هستم.

در ادامه پدر و مادر ساحل در جايگاه حاضر شدند و تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. سپس به دستور قاضي عزيزمحمدي، محمد جواد به عنوان متهم در جايگاه حاضرشد تا در برابر اتهام دو فقره قتل از خود دفاع کند. وي گفت؛ من مرتکب قتل نشدم اما اين اتهام را قبول مي کنم چون ديگر نمي خواهم در اين شرايط زندگي کنم. روز هاي زندان براي من خيلي سخت است و ديگر نمي خواهم به اين وضعيت ادامه دهم. من زندگي ام را دوست داشتم و حتي زماني که به دادگاه خانواده رفتيم و حکم طلاق من و ساحل صادر شد حاضرنشدم از همسرم جدا شوم و باهم آشتي کرديم. در بازجويي ها بارها گفتم به من الهام شده بود اين اتفاق مي افتد و هر لحظه منتظر آن بودم.

پرسش و پاسخ

متهم بعد از گفتن اين جمله به سوالات قاضي دادگاه پاسخ داد.

قاضي؛ بعد از اينکه قتل در خانه ات اتفاق افتاد تو با شبنم تماس گرفتي و گفتي همسر و فرزندت کشته شده اند و از او خواستي با تو تماس نگيرد، در حالي که به پليس خبر ندادي و تا شب منتظر شدي، چرا؟

متهم؛ چون شبنم بي گناه بود و من مي دانستم اگر او با من تماس بگيرد چون باهم رابطه داشتيم پليس به من مظنون مي شود به همين خاطر هم به او گفتم به من زنگ نزند.

قاضي؛ تو که مي دانستي همسر و فرزندت کشته شده اند پس چطور به خانه مادرت رفتي و تا شب خوابيدي، بعد کيک خريدي تا همراه والدينت به خانه خودت بروي؟

متهم؛ من 230 قرص خواب آور و مسکن خورده بودم تا خودکشي کنم اما فقط خوابم برد و هيچ اتفاق ديگري برايم نيفتاد.

قاضي؛ اما اعترافات اوليه تو با واقعيت کاملاً منطبق است. اگر مرتکب قتل نشده بودي چطور قتل ها را کامل توضيح دادي؟

متهم؛ هر چه گفتم القا بود. من هيچ چيز از واقعيت نمي دانستم. فقط به من الهام شده بود همسر و فرزندم کشته شده اند.

در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي عکس هاي گرفته شده از جسد پارسا را به متهم نشان داد و گفت؛ مدعي شدي هيچ چيز از واقعيت نمي دانستي در حالي که جاي تمامي ضرباتي را که بر بدن پارسا وارد کردي به طور کامل توضيح دادي، در اين باره چه مي گويي؟

متهم که به شدت تحت تاثير قرار گرفته بود با عصبانيت و صدايي بغض آلود گفت؛ چرا اين عکس ها را به من نشان مي دهيد. پارسا فرزند من بود و از ديدن آن ناراحت مي شوم. شما مي خواهيد جوسازي کنيد و من را تحت تاثير قرار دهيد.

قاضي؛ ما جوسازي نمي کنيم آنچه به عنوان مدرک در پرونده است به تو نشان مي دهيم تا بتواني از خودت دفاع کني، اما تو به جاي توضيح آنچه اتفاق افتاده است، حرف هاي غيرواقعي مي زني. تو آزاد هستي وارد آوردن اين ضربات را بپذيري يا نه. اينکه تو تحت تاثير قرار مي گيري و حاضر نيستي اين عکس ها را مرور کني به خاطر اين است که به تو يادآوري مي شود چه کارهايي کرده يي .

در ادامه قاضي عزيزمحمدي از شبنم خواست در جايگاه حاضر شود. وي که به عنوان شاهد احضار شده بود بعد از اداي سوگند گفت؛ من و محمدجواد در دانشگاه باهم آشنا شده بوديم. يک روز او به من گفت شماره تماسم را مي خواهد و قصد دارد با من ازدواج کند. من هم قبول کردم. ما بيشتر در دانشگاه   همديگر را مي ديدم. يک روز متوجه شدم حلقه در دست دارد. به او گفتم اين حلقه براي چيست. به من گفت با دختري عقد کرده اما حالا در آستانه جدا شدن هستند و من نمي دانستم او همسر و فرزند دارد. مدتي بعد از او پرسيدم با همسرش چه کرده است. بهمن گفت آنها باهم ازدواج کرده اند و همسرش مي خواهد از او فرزندي داشته باشد تا بعد از جدايي راحت زندگي کند و مجبور نشود دوباره به خانه پدرش برود. مدتي بعد زني با من تماس گرفت و گفت همسر محمدجواد است اما ديگر حرفي با من نزد. دوباره زني با من تماس گرفت و خود را مادر دوست محمدجواد معرفي کرد و به من گفت بايد از زندگي محمدجواد بيرون بروم. من هم جواب دادم کاري با او ندارم و اين محمدجواد است که دست از سر من برنمي دارد. محمدجواد مرتب من را تهديد مي کرد و مي گفت کاري مي کند تا آبرويم برود. تهديد هايش آنقدر جدي بود که مي ترسيدم عملي کند. يک بار به من گفت خواب ديده همسرش کشته شده است. روز حادثه هم تماس گرفت و گفت همسرش کشته شده و از من خواست ديگر با او تماس نگيرم. وقتي به تلفن هايم جواب نداد به سراغ بازپرس رفتم و در آنجا بود که متوجه شدم محمدجواد فرزندي هم داشته و او را هم به قتل رسانده است.

بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات (سري، رحيم، عزيزمحمدي، محمدي کشکولي و بومي) براي صدور راي پرونده وارد شور شدند و متهم را به يک بار قصاص به خاطر قتل همسرش، 10 سال تبعيد و 10 سال حبس به جرم قتل فرزندش و پرداخت ديه به جرم قتل پسرش محکوم کردند.

مهین قاتل قتلهای زنجیره ای قزوین صحنه های جنایت را باسازی کرد

چهار شنبه, می 20th, 2009
 

هفت تیر 7tir.com  :  قاتل سريالي قزوين ديروز در برابر مقامات قضايي و کارآگاهان جنايي صحنه قتل ها را بازسازي کرد و بار ديگر به بازداشتگاه بازگردانده شد تا تحقيقات از او ادامه يابد. به گزارش خبرنگار ما اين زن 32 ساله که مهين نام دارد، اعتراف کرده بدون داشتن هيچ همدستي چهار زن و يک مرد را کشته است. او نخستين قتل را در سال 85 مرتکب شد و مرد صاحبخانه اش را کشت. سپس از بهمن ماه پارسال تا اسفند امسال شروع به کشتار زنان کرد. هر چند تعداد قربانيان زن از سوي پليس پنج نفر اعلام شده بود، او هنوز کشتن يکي از آنان را قبول ندارد. در اين بين برخي اخبار حکايت از آن دارد که مهين که زني متاهل و صاحب دو فرزند دختر است، تا روز دوشنبه به هشت فقره قتل اقرار کرد اما محمدباقر الفت دادستان قزوين و بازپرس افروز که مسووليت رسيدگي به پرونده را بر عهده دارند، اين خبر را تکذيب کردند.

بازپرس فرزين افروز ديروز در گفت وگو با خبرنگار ما به تشريح جزيياتي از اين پرونده جنايي پرداخت و ابعادي از شخصيت نخستين قاتل سريالي زن ايراني را توضيح داد. پيش از اين سردار هدايتي فرمانده انتظامي استان قزوين اعلام کرده بود مهين به دليل اينکه از سوي مادرش مورد بي مهري قرار مي گرفت، از او کينه به دل داشت و به همين سبب زناني را که هم سن مادرش بودند قرباني مي کرد. اما بازپرس افروز با توجه به اعترافاتي که از اين زن در پرونده ثبت شده است، عقيده ديگري دارد و انگيزه هاي مالي را قوي تر مي داند. او در اين باره گفت؛ مهين مبلغي حدود چهار ميليون تومان بدهکار بود و طلبکاران او را تهديد کرده بودند با اجرا گذاشتن چک ها وي را به زندان خواهند انداخت. اين زن نيز براي فراهم کردن مبلغ بدهي اش قتل ها را انجام مي داد و از زنان سرقت مي کرد. او در هر دزدي بين 600 هزار تا يک ميليون و 300 هزار تومان به دست مي آورد و تمام اين مبلغ را به صورت کامل به طلبکاران مي داد.

به گفته بازپرس شعبه دوم دادسراي قزوين مهين در اعترافات خود توضيح داده است حتي يک ريال از اموال مسروقه را در خانه و خانواده اش خرج نکرده و هر بار که به امامزاده چهارانبيا – محل شکار بيشتر قربانيان – مي رفته با گريه و زاري از خدا مي خواسته کاري کند که او مجبور به ادامه دادن اين راه نشود. مهين در اعترافاتش گفته به رغم اينکه نمي خواسته دست به قتل بزند، چاره يي جز اين کار نداشته است.

بازپرس افروز در ادامه گفت؛ مهين چهار خواهر و يک برادر دارد و به خاطر مشکلاتي که در دوران کودکي داشته و پس از ازدواج شدت گرفته به يک قاتل سريالي تبديل شده و عمده اين مشکلات، اقتصادي بود. ضمن اينکه اعتياد شوهر و نداشتن رابطه زناشويي مناسب به اين مساله دامن زده، چراکه مهين شخصيتي عاطفي دارد. او از هوش بالايي نيز برخوردار است، زني فعال بوده و در مسائل اجتماعي مشارکت مي کرده است.بنا بر محتويات پرونده، مهين گفته اگر دستگير نمي شد، تا روزي که مشکلات مالي اش پايان نمي يافت، به قتل ها ادامه مي داد. گرفتاري هاي مالي اين زن در حالي از سوي بازپرس پرونده به عنوان انگيزه اصلي جنايت هاي او اعلام شده که بنا بر گفته سردار هدايتي اين زن از پدر خود ارثيه قابل توجهي نصيب برده اما اين ارثيه در دست مادرش بود و شوهر مهين که راننده کاميون است، اين زن را براي گرفتن ارث تحت فشار مي گذاشت.

بازپرس افروز درباره اينکه متهم چرا بعد از جنايت سال 85 دستگير و مجازات نشد، به خبرنگار ما گفت؛ شوهر مهين به خاطر کارش مرتب در سفر بوده و آن طور که متهم گفته ظاهراً مرد صاحبخانه قصد داشت او را مورد آزار و اذيت قرار دهد؛ مهين نيز به همين دليل او را کشت اما در آن زمان بعد از دستگيري به خاطر ضعيف بودن مدارک آزاد شد.

مهين در همان زمان بعد از کشتن صاحبخانه موضوع را به شوهرش اطلاع داده بود و همسر اين مرد در جريان اين قتل قرار داشت. بازپرس افروز در اين خصوص توضيح داد؛ شوهر مهين فقط بعد از قتل از موضوع مطلع شد و خودش در کشتن صاحبخانه نقشي نداشت. اين مرد اکنون به اتهام اختفاي ادله جرم و مساعدت در فرار متهم در بازداشت به سر مي برد.

اين مقام قضايي درباره همدستي احتمالي همسر مهين يا افراد ديگري با اين زن گفت؛ مهين هيچ همدستي نداشت. او زنان را ابتدا بيهوش مي کرد و در حالت بيهوشي کشتن آنها برايش کار مشکلي نبود. ما از تمام اعضاي خانواده متهم بازجويي کرده ايم و ثابت شده است آنان در جنايت ها دخيل نبودند.

يکي از نکات مهمي که اکنون مطرح است سرنوشت فرزندان مهين است. او دو دختر 17 و 7 ساله دارد و فرزند کوچکش از عقب ماندگي ذهني رنج مي برد. اکنون دستگيري مادر به عنوان قاتل سريالي و بازداشت پدر آن دو را نيز آسيب پذير کرده است. البته بازپرس افروز به خبرنگار ما گفت؛ تا حد امکان از خانواده متهم محافظت مي شود.بازپرس شعبه دوم دادسراي قزوين در ادامه گفت؛ متهم قربانيانش را در اماکن پرتردد انتخاب مي کرد، به گونه يي که متهم اول را در آزمايشگاه و ساير آنان را در اماکن مذهبي به ويژه امامزاده چهارانبيا اغفال و سوار خودرو اش کرد. او درباره اينکه از چه زماني ردپاي يک زن در پرونده به دست آمد، توضيح داد؛ ما از همان قتل اول متوجه حضور يک زن شديم چون در نخستين جنايت يک رهگذر دو زن را سوار يک رنو در کنار جاده کورانه ديده و رفتارهاي آنها را غيرمتعارف تشخيص داده بود. علاوه بر اين ردپاي يک زن در صحنه جرم وجود داشت و آثار انگشت نيز اين موضوع را تاييد مي کرد. ضمن اينکه مقاومت نکردن مقتولان و نبود آثار ضرب و جرح روي بدن شان نشان مي داد آنان به قاتل اعتماد کرده اند. مهين در قتل اول مقتول را با روسري، در جنايت دوم با طناب و در قتل سوم با چسب خفه کرد اما قرباني چهارم چون زود به هوش آمد مهين وي را با زدن ضربه به سرش کشت.

بازپرس پرونده ادامه داد؛ تنها زني که از دست مهين فرار کرد، روز هشت فروردين ماه سوار خودروي او شد. اين نجات يافته اگر همان روز موضوع را به پليس اطلاع مي داد، آمار قربانيان پايين مي آمد.

وي در ادامه با اشاره به برخي شايعات به مردم قزوين اطمينان داد مهين قاتل اصلي است و اين قتل ها ديگر ادامه نخواهد يافت.

بازسازي صحنه

مهين شامگاه دوشنبه و صبح ديروز تمام قتل هاي خود را بازسازي کرد. او هنگام تشريح نحوه قتل ها به شدت گريه مي کرد و گاه چنان از حال مي رفت که بازپرس پرونده مجبور مي شد به او ساعتي استراحت بدهد تا بتواند پس از آن دوباره قتل هاي ديگر را بازسازي کند. مهين که به مکان شکار قربانيان و انجام قتل ها منتقل شده بود، به شدت اضطراب داشت و مرتب تکرار مي کرد به خاطر مشکلات مالي به اين جنايات دست زده است. او هنگام تشريح جزييات يکي از قتل ها گفت؛ اگر طلبکاران مرا تحت فشار نمي گذاشتند و تهديد نمي کردند که مرا به زندان مي اندازند، به همان زندگي فقيرانه خودم ادامه مي دادم و کسي را نمي کشتم. پس از هر قتل وقتي پول مسروقه را به يکي از طلبکاران مي دادم، به او مي گفتم اگر بداند اين پول از چه راهي و چطور تامين شده است، هرگز آن را نمي پذيرد. اما او جواب مي داد فقط پولش را مي خواهد و چيز ديگري برايش مهم نيست. مهين ادامه داد؛ هر بار که مي خواستم قتل انجام بدهم، به شدت دچار اضطراب مي شدم و از خدا مي خواستم مرا از اين وضعيت نجات بدهد.بنا بر اين گزارش رسيدگي قضايي به پرونده مهين همچنان ادامه دارد تا ابعاد ديگر اين جنايت ها و زندگي متهم فاش شود.

مهین قاتل زنان قزوین چند سال پیش با اشتباه پلیس از اتهام قتل تبرئه شده بود

دوشنبه, می 18th, 2009



هفت تیر 7tir.com  :  قاتل سريالي قزوين که به عنوان نخستين قاتل زنجيره يي در ايران شناخته شده است در جريان بازجويي هاي تکميلي به چگونگي شکار قربانيانش اعتراف و علاوه بر قتل زنان، اتهام کشتن يک مرد را نيز قبول کرد. سردار هدايتي فرمانده انتظامي استان قزوين ديروز ضمن اشاره به تحقيقات تخصصي پليس براي رازگشايي از اين جنايت ها قاتل 32 ساله را که زني به نام مهين است فردي مبتلا به اختلالات شخصيتي معرفي کرد و گفت؛ اختلال شخصيتي، جنون آني و نفرت باعث شد او اين قتل ها را انجام دهد. اين زن در خانواده خود از محبت محروم و از مادرش متنفر بوده است. وي افزود؛ در اين پرونده تحقيقات گسترده يي انجام شد و ما براي اينکه قاتل متوجه نشود در حال نزديک شدن به او هستيم اطلاعات متناقضي را ارائه مي داديم. به عنوان مثال از همان ابتدا مي دانستيم متهم رنوي زرد رنگي دارد اما اين طور اعلام کرديم که او داراي يک خودروي شاسي بلند است.

قاتل کيست

مهين از کودکي مورد بي مهري والدين به ويژه مادرش قرار مي گرفت. همين رفتارها باعث شد دختر نوجوان نسبت به مادرش احساس تنفر کند. او که تا مقطع سوم راهنمايي درس خوانده است، به ورزش دو و ميداني علاقه مند شد و مدتي به اين ورزش پرداخت. به همين خاطر اندام قوي دارد. مهين پس از ازدواج صاحب دو دختر شد که اکنون 17 و هفت ساله هستند و دختر کوچک او از عقب ماندگي ذهني رنج مي برد. متهم نخستين بار در سال 85 به عنوان مظنون در يک پرونده جنايي دستگير اما به دليل نبود مدارک کافي آزاد شد. وي که به عنوان تعليم دهنده رانندگي در يک آموزشگاه کار مي کرد در تمام اين مدت از مشکلات رواني رنج مي برد و مشکلات عاطفي، فقر مالي و نابساماني هاي خانوادگي زمينه ارتکاب جرم را در او تقويت کرد تا اينکه بهمن ماه سال گذشته قتل هاي سريالي را طرح ريزي و اجرا کرد. زن 64 ساله يي به نام کبرا نخستين قرباني او بود و پس از آن رشته جنايت ها تا مرگ پنجمين زن ادامه يافت.

نجات يافته

زني 60ساله که در دام مهين گرفتار شده بود، تنها نجات يافته اين جنايت ها است و راهنمايي هاي او سرنخ اصلي را در اختيار کارآگاهان قرار داد. مهين در يک مکان مذهبي سراغ اين طعمه اش رفت و پس از ريختن طرح دوستي او را به رغم ميل باطني اش با اجبار کلامي سوار خودرو اش کرد و در بين راه به او گفت بايد بنزين بزند. زن 60 ساله که به مهين مشکوک شده بود با اين بهانه که عجله دارد سعي کرد از خودرو او پياده شود ولي راننده باز هم با چرب زباني طعمه اش را در رنو نگه داشت و يک آبميوه به او تعارف کرد. زن 60 ساله که احتمال مي داد آبميوه مسموم باشد از خوردن آن امتناع کرد و وقتي فهميد در خودرو به گونه يي است که از داخل باز نمي شود و او راه فراري ندارد شروع به داد و فرياد کرد و با جلب توجه مردم توانست از چنگ قاتل زنجيره يي بگريزد. اين زن همان زمان شکايتي را عليه راننده ناشناس رنو مطرح کرد اما متهم شناسايي نشد تا اينکه با شدت گرفتن بحث قتل هاي زنجيره يي زن 60 ساله دوباره به پليس مراجعه کرد و کارآگاهان با بررسي دقيق اظهارات او تلاش خود را براي رديابي متهم آغاز کردند. آنان ابتدا 27 هزار رنوي زردرنگ را که در ايران پلاک شده بود شناسايي و سعي کردند تعداد خودروهاي مظنون را کاهش دهند. تيم ويژه تحقيقات با موشکافي مشخصات صاحبان، تمامي اين خودروها را بررسي کرد و مشخص شد يکي از اين اتومبيل ها اخيراً در منطقه مينودر قزوين که محل تردد قاتل سريالي است جريمه شده است. پس از آنکه خانه مالک اين رنوي زرد رنگ شناسايي شد و زن نجات يافته اعلام کرد مشخصات اين خودرو با اتومبيلي که وي در آن محبوس شده بود يکسان است، کارآگاهان مهين را زير نظر گرفتند و با مدارکي که به دست آوردند مطمئن شدند همين زن قاتل سريالي است.

دستگيري

کارآگاهان 30 دقيقه بامداد جمعه گذشته به خانه مهين رفتند و ضمن بازداشت اين زن و شوهرش به بازرسي از منزل او پرداختند.کشف بريده جرايدي که اخبار قتل هاي سريالي در آن چاپ شده بود آنان را به يقين رساند که اين زن و شوهر ناگفته هاي زيادي دارند، به همين دليل زير نظر دادستان قزوين به بازجويي از آنها پرداختند.

مهين و شوهرش قتل ها را انکار مي کردند ولي کارآگاهان تلاش خود را روي يافتن تناقضات اظهارات آن دو معطوف کردند و سرانجام اطمينان يافتند همسر مهين نه تنها در قتل ها نقشي نداشته بلکه از اعمال جنايتکارانه همسرش نيز بي اطلاع بوده است. در شرايطي که مهين همچنان جنايت هاي زنجيره يي را انکار مي کرد يک مدرک ديگر نيز عليه او به دست آمد. قاتل زماني که قصد داشت جنازه يکي از قربانيانش را در مکاني خلوت رها کند بدون آنکه متوجه شود ردپا از خودش به جا گذاشت و اکنون آزمايشگاه پليس جنايي اعلام کرده سايز پاي قاتل با اندازه پاي مهين کاملاً مطابقت دارد. سرانجام بعد از يک روز بازجويي زن جوان به قتل فقط چهار زن اقرار کرد.محمدباقر الفت

-دادستان قزوين- که تحقيقات زير نظر او انجام مي شود ديروز به خبرنگار ما گفت؛«مهين پنج فقره قتل را به گردن گرفته که چهار نفر از مقتولان زن و يک نفر مرد است.»

چگونگي قتل ها

مهين که هنگام اعتراف به قتل ها کاملاً خونسرد بود، گفت تمامي جنايت ها را به تنهايي و با نقشه قبلي انجام داده است. اين زن توضيح داد پيش از آنکه کشتار زنان را شروع کند به تهران آمده و از ناصرخسرو مواد بيهوش کننده خريده بود. وي گفت؛ من بيشتر اوقات در امامزاده چهارانبيا و گاهي اوقات ساير اماکن مذهبي پرسه مي زدم و زنان مسني را که به تنهايي در حال عبادت و نيايش بودند شناسايي مي کردم، سپس با گفتن اين جمله که آنها خيلي شبيه به مادرم هستند باب گفت وگو را باز و آنان را سوار خودروام مي کردم تا ظاهراً به خانه شان برسانم ولي در بين راه به آنها آبميوه مسموم مي خوراندم و وقتي طعمه هايم بيهوش مي شدند آنان را با يک کيسه نايلوني خفه و طلا و جواهرات شان را سرقت مي کردم.اين زن ادامه داد؛ «در قتل چهارم که طعمه ام يک معلم 51ساله به نام صغرا بود داروي بيهوشي به طعمه ام اثر نکرد و او بعد از چند دقيقه گيجي به هوش آمد و در برابرم مقاومت کرد. من نيز با يک ميله آهني که در ماشين داشتم ضربه يي به سرش زدم و او را کشتم.»

اعتراف به قتل يک مرد

مهين که سال 85 يک بار از اتهام قتل رهايي يافته بود اين بار در بازجويي ها اعتراف کرد آن زمان او قاتل اصلي بود و توانست با از بين بردن سرنخ ها و انکار در بازجویی  خودش را از مجازات نجات دهد. او گفت؛ آن مرد صاحبخانه ما بود و نسبت به من نظر سوء داشت، به همين خاطر در جريان يک درگيري او را خفه و سعي کردم ردپاي خودم را در اين جنايت از بين ببرم.

قاتل سريالي ادامه داد؛ من از مادرم متنفر بودم و به اين سبب نيز زنان را مي کشتم. مادرم رفتار خوبي با من نداشت و کينه ام از او آنقدر عميق بود که مي خواستم از همه زناني که هم سن و سال وي بودند انتقام بگيرم.بنابر اين گزارش متهم اکنون در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از او ادامه دارد.

توضيحات فرمانده پليس قزوين

سردار علي اکبر هدايتي فرمانده انتظامي استان قزوين نيز درباره چگونگي دستگيري اين متهم گفت؛ بعد از اتمام تحقيقات پليس، مهين در ساعت 15 روز پنجشنبه هفته گذشته شناسايي شد و پليس در ساعت 30 دقيقه بامداد روز جمعه با حکم قضايي وارد منزل وي در منطقه مينودر واقع در شمال شهر قزوين شد و وي و همسرش را دستگير کرد.

وي افزود؛ ماموران نيروي انتظامي بعد از اولين قتل در 15 بهمن ماه سال گذشته، با بررسي مکان کشف جسد با جاي پاي زني مواجه شدند که بعد از بررسي اين جاي پا و بررسي آن در کفش دوزي هاي قزوين، تبريز و تهران توانستند کفي کفش و نوع آن را که متعلق به يک زن بود شناسايي کنند.

وي افزود؛ پس از وقوع جنايت ديگر و اطمينان پليس از وقوع قتل ها توسط يک زن و احتمال ارتباط آن با قتل اول، پليس براي هر قتل تيم ويژه بررسي تشکيل داد و در کنار آن، دو تيم ويژه به بررسي علمي و جمع آوري اطلاعات مردمي و پالايش آن پرداختند و در کنار آن از روانشناسان متبحر نيز استفاده شد.

فرمانده انتظامي قزوين افزود؛ آنچه براي پليس از همان مرحله اول مشخص شده بود اين بود که مقتولان با اعتماد در دام قاتل گرفتار مي شوند.

سردار هدايتي بيان کرد؛ در قتل اول قاتل در يک آزمايشگاه اعتماد مقتول را جلب کرد و متصديان آزمايشگاه شاهد سوار شدن مقتول در خودرو رنو بودند. تحقيقات پليس پيرامون اين موضوع ادامه داشت تا اينکه در ارديبهشت ماه امسال زني 60 ساله به پليس معرفي شد که اظهار مي کرد در محوطه مقبره چهارانبيا قزوين زني حدوداً 30ساله به او مراجعه کرده و با بيان اينکه وي شبيه مادرش است که سال ها پيش از دنيا رفته، قصد داشت او را اغفال کند.

وي افزود؛ بررسي هاي پليس مشخص کرد قاتل پس از نااميدي از انجام اين قتل، بعدازظهر همان روز دوباره به مقبره چهار انبيا قزوين برگشته و با اغفال زني ديگر مرتکب پنجمين جنايت شده است.

فرمانده نيروي انتظامي قزوين با بيان اينکه مقتولان در صندلي عقب خودروي رنو سوار مي شدند، گفت؛ در اولين قتل که مقتول در جلوي ماشين او نشسته بود، جنازه مدام به روي او مي افتاد و مانع رانندگي وي مي شد به همين دليل قاتل تصميم گرفت مقتولان بعدي را در صندلي پشت خودروي خود سوار کند.

فرمانده انتظامي قزوين خاطرنشان کرد؛ قاتل در ساعات شلوغ شهر کار خود را انجام مي داد و بعد از اتمام کار، اجساد را در مکان هاي مورد نظر خود رها مي کرد.

سردار هدايتي با اشاره به آرامش قاتل پس از دستگيري گفت؛ «مهين» در روز اول بازجويي، کاملاً خونسرد بود و هيچ گونه اضطراب و نگراني نداشت.

فرمانده انتظامي قزوين ادامه داد؛ وجود لکه هاي خون مربوط به چهارمين مقتول، آدرس و شماره تلفن زني که از دست وي فرار کرده بود، يکساني قالب ته کفش قاتل با کفش هاي کشف شده از منزل مهين و چندين مورد ديگر از جمله شواهد و قرائني بود که منجر به اعتراف قاتل شد.

سردار هدايتي درباره انگيزه هاي ارتکاب به قتل با اشاره به بررسي اين موضوع توسط روانشناسان و کارشناسان حرفه يي گفت؛ قاتل هنوز صراحتاً انگيزه خود را از اين قتل ها عنوان نکرده، اما يکي از احتمالات اين است که به خاطر تنفر شديدي که از مادر خود داشته، زنان هم سن و سال و شبيه مادرش را هدف انتقام قرار مي داده است، به طوري که او در مراحل بازجويي مدام اظهار کرده در صورت مواجهه با مادر خود، قطعاً او را خواهد کشت.

هدايتي با بيان اينکه پدر قاتل سه سال پيش فوت شده است، گفت؛ طبق اظهارات «مهين»، از پدر او ثروت مناسبي به جا مانده و همسرش مدام از وي مي خواسته ارث خود را از مادرش دريافت کند.

به گفته سردار هدايتي، شوهر قاتل که راننده وسيله نقليه سنگين است، هم اکنون در زندان به سر مي برد. وي در جريان بازجويي ها اظهار کرده از وقوع قتل ها اطلاعي نداشته، ولي احساس مي کرده همسرش سرقت مي کند.

در غیاب شوهرش او را کشتم و سپس به او تجاوز کردم

یکشنبه, می 17th, 2009


هفت تیر 7tir.com   :  پسر 19 ساله که متهم به قتل زن همسایه خود شده بود روز گذشته نزد بازپرس اصغرزاده بار دیگر به جرم خود اعتراف کرد.حامد در حالی که سرش را پایین گرفته بود و دائم دست های دستبندزده اش را به هم می فشرد و رنگش پریده بود در مقابل بازپرس قرار گرفت. بازپرس: در بازجویی های قبل گفتی انگیزه ات از رفتن به خانه آن زن سرقت بوده است حالا می خواهم راستش را بگویی آیا به خاطر داشتن رابطه به سراغ او نرفته بودی، چون آن موقع در کمد او طلاهای زیادی بوده اما فقط چند دستبند به سرقت برده ای؟ متهم در حالی که هنوز سرش را پایین نگه داشته بود، گفت: دومی بود. بازپرس: از کی به او فکر کردی؟ متهم: سه روزی می شد که به او فکر می کردم. بازپرس: چرا؟ مگر نمی دانستی او شوهر دارد، مادر یک کودک است، از همه مهم تر همسایه است تو جوان هستی، سر و وضع بدی هم نداری می توانستی با دختران دیگری ارتباط داشته باشی، می خواهم آن چیزی را که واقعاً باعث شد این کار را بکنی برایم بگویی؟ اصغرزاده دو بار دیگر نیز از متهم این سوال را کرد و گفت: «انگیزه ات برایم مهم است چون می خواهم بدانم اشکال اصلی کار از کجاست و خلاء هایی که برای مواردی چون تو وجود دارند را بشناسیم و اگر باز هم با چنین موردی برخورد کردیم بدانیم باید چه رفتاری انجام دهیم.» اما در تمام این مدت متهم تنها سکوت کرده بود و گاهی با سر اشاره می کرد که نمی دانم. بازپرس: پس یک سوال دیگر بعد از آنکه موفق نشدی و او را به قتل رساندی چه شد که به جسد او تعرض کردی؟ متهم سرش را تکان داد و گفت: «نمی دانم شیشه مصرف کرده بودم.»
بازپرس: اما شیشه فرد را دچار توهم می کند و حتی ممکن است قدرت تشخیص را بگیرد، حتی ممکن بود این کار را با افراد دیگری از خانواده خود انجام دهی اما تو آن لحظه می فهمیدی و به سراغ زن همسایه رفتی،
متهم: نمی دانم
بازپرس: از همان ابتدا به سمت او حمله کردی یا اول پیشنهاد دادی و قبول نکرد؟
متهم: نه در آشپزخانه برگشت و من را پشت سرش دید و جیغ زد من هم دهنش را گرفتم و درگیر شدیم.
ماجرای قتل
عصر چهارشنبه 19فروردین امسال ماموران کلانتری 127 نارمک از مرگ مشکوک یک زن جوان در این منطقه باخبر شدند.
ماموران کلانتری با حضور در محل حادثه دریافتند زن جوان 24 ساله در آشپزخانه خانه اش بر اثر پیچیده شدن یک روسری به دور گردنش خفه شده است.
تحقیقات نشان داد خانه این زن به هم ریخته است و کودک 5/1 ساله اش نیز در کنار جسد مادرش روی زمین رها شده است.
همسر این فرد مدعی شد مانند هر روز از خانه بیرو ن آمده و به محل کار خود در یکی از بیمارستان های شهر تهران رفته اما در ساعت 12 ظهر زمانی که همسرش مانند هر روز با وی تماس نگرفته نگران شده است و تصمیم می گیرد به خانه خود سری بزند که هنگام ورود با جسد زن رو به رو می شود. تحقیقات از همسایه ها نشان داد همگی آنها جز یک نفر هر کدام برای زمان قتل برنامه خاصی داشته اند که به این ترتیب ارتکاب قتل از سوی آنها منتفی بود.
اما در ادامه یکی از پسرهای همسایه مورد بازجویی قرار گرفت و مشخص شد روی بدن وی آثار خراشیدگی وجود دارد و ماموران او را دستگیر کردند.
وی ابتدا منکر ارتکاب قتل شد اما پس از گذشت 48 ساعت از ارتکاب قتل اعتراف کرد که با انگیزه سرقت طلا و جواهرات این زن وی را به قتل رسانده است.
جوان 19 ساله مدعی شد زمانی که همسر مقتول از خانه خارج شده است به بهانه گرفتن چند بشقاب از مقتول خواسته تا در خانه را باز کند و زمانی که مقتول برای دادن این ظروف به آشپزخانه رفته وی نیز وارد خانه شده است. متهم اعتراف کرد که پس از ورود، در خانه را بسته و به آشپزخانه رفته و از مقتول خواسته تا با وی رابطه نامشروع برقرار کند اما وی از این کار امتناع کرده و با او درگیر شده است. متهم پس از درگیری او را ابتدا با فشار د ستانش بی حال و سپس با روسری خفه کرده و طلا و جواهراتش را به سرقت برده است. در حین خروج از خانه برای آنکه از مرگ وی مطمئن شود به آشپزخانه رفته اما هنگام خروج از خانه با وی رابطه نامشروع برقرار کرده است.

قاتل زنان قزوین یک زن است / مهین دیشب اعتراف کرد

یکشنبه, می 17th, 2009


هفت تیر 7tir.com  :  تحقيقات از زني که به عنوان مظنون شماره يک قتل هاي سريالي قزوين دستگير شده است در حالي ادامه دارد که او بعدازظهر ديروز انجام قتل ها را پذيرفت. به گزارش خبرنگار ما اين زن 35ساله که مهين نام دارد بعدازظهر پنجشنبه هفته گذشته در خانه اش در منطقه مينودر قزوين بازداشت شد و رنو زردرنگي که احتمال داده مي شود وي قربانيان را سوار آن مي کرده است، کشف و ضبط شد. پس از آن از آنجا که احتمال ارتکاب قتل هاي سريالي توسط يک زن دور از ذهن به نظر مي رسد و تاکنون نمونه يي از آن را در ايران نداشته ايم کارآگاهان احتمال دادند وي همدستاني نيز داشته است، به همين دليل شوهر او را هم بازداشت کردند. اين زوج در چند مرحله به صورت جداگانه تحت بازجويي قرار گرفتند و اگرچه هر دو خود را بي گناه مي خواندند، اکيپ ويژه يي از افسران جنايي سعي کردند از لابه لاي حرف هاي آن دو تناقضاتي را بيرون بکشند يا به سرنخ هاي تازه تري دست يابند تا با توسل به آن بتوانند مهين و شوهرش را در بن بست قرار دهند. اين در حالي بود که سرهنگ خباز معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان   قزوين  اعلام کرده بود 99 درصد شواهد به دست آمده نشان مي دهد زن دستگيرشده عامل اين قتل ها است و شوهر وي نقشي در جنايت ها نداشته است. البته اين احتمال وجود داشت که مرد جوان از اقدامات همسر خود مطلع بوده و حتي وي را تشويق مي کرده است. سرانجام اين ابهامات بعدازظهر ديروز با اعتراف مهين به قتل هاي سريالي برطرف شد، البته تاکنون جزيياتي از اقرارهاي اين زن فاش نشده است.

قتل هاي سريالي قزوين از بهمن ماه سال گذشته کليد خورد و پنج زن مسن قرباني آن شدند. پليس طي تحقيقاتي که در دو ماه اخير انجام داد به اين نتيجه رسيد که اگرچه معمولاً در قتل هاي سريالي جاني يا جانيان انگيزه سرقت را دنبال نمي کنند و بيشتر به خاطر ناکامي هاي گذشته و ريشه دار شدن حس انتقام جويي در آنها به دنبال شکار قربانيان هستند، اما در مورد قتل زنان مسن چنين هدفي نمي تواند دخيل باشد و به احتمال زياد قاتل يا قاتلان با همان نيت ربودن طلا و جواهرات زنان جنايت هاي خود را طرح ريزي کرده اند چرا که اين زنان قدرت بدني کمتري دارند و کشاندن آنها به تله مرگ آسان تر از ديگر رده هاي سني است. در اين بين فقر مالي مهين بر اين فرضيه مهر تاييد زد. آنچه اين زن را براي نخستين بار در مظان اتهام قرار داد و باعث دستگيري او شد، شهادت يک زن ميانسال بود که سال گذشته توانسته بود از چنگ وي فرار کند. اين زن به صورت اتفاقي در خيابان با مهين آشنا شد و متهم با ريختن طرح دوستي وي را سوار خودرواش کرد و در بين راه قصد داشت آبميوه مسموم به او بخوراند و پس از بيهوش کردنش طلا و جواهراتش را بدزدد اما زن ميانسال اين حقه را تشخيص داد و با راه انداختن داد و فرياد و جلب توجه عابران موفق به فرار شد. او سپس به پليس مراجعه و عليه متهم شکايت کرد اما چون مشخصات دقيقي از زن فراري نداشت طي يک سال گذشته ماموران در شناسايي وي ناتوان ماندند تا اينکه با بالا گرفتن بحث قتل هاي زنجيره يي ماموران مجدد به سراغ پرونده رها شده او و از او خواستند شماره پلاک خودرو متهم را در اختیار ایشان قرار دهد و افسران جنايي همين سرنخ را پيگيري کردند و با شناسايي خانه مهين و زير نظر گرفتن او به مدارک بيشتري دست يافتند. کارآگاهان با توجه به نحوه قتل ها احتمال دادند مهين در اوايل هر ماه قمري به امامزاده چهار انبيا مي رفت و در آنجا زناني را که براي زيارت مي آمدند، شناسايي مي کرد و با ريختن طرح دوستي آنها را به خود رواش مي کشاند و با خفه کردن آنها طلا و جواهرات شان را مي ربود. بنابر اين گزارش بازجويي ها از مهين و همسرش همچنان ادامه دارد تا مشخص شود چه ميزان از پيش بيني ها درست بوده و قتل ها چگونه رخ داده است.

قاتل زنان قزوین ششمین جنایت را مرتکب شد

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر قتل سریالی زنان قزوین /></a></p> <p><a href=

هفت تیر 7tir.com: کشف جسد زني ديگر در قزوين ابعاد جنايت هاي سريالي در اين شهر را گسترده تر کرد.

به گزارش هفت تیر  ما جسد اين زن که همانند ساير مقتولان ميانسال است، ظهر ديروز پيدا شد و کارآگاهان را بار ديگر به تکاپو انداخت. تاکنون جزييات زيادي از اين جنايت فاش نشده اما شيوه قتل نشان مي دهد اين زن نيز به احتمال زياد توسط همان قاتل ناشناسي کشته شده است که از اسفندماه سال گذشته جنايات خود را آغاز کرد.

در حالي که از اين مقتولان طلا به سرقت رفته است، کارآگاهان فرضيه وقوع اين قتل ها را با انگيزه دزدي منتفي مي دانند و بر اين عقيده هستند که جاني ناشناس به دليل کينه يي که از زنان دارد اين کشتارها را طرح ريزي کرده است اما نکته مرموز براي پليس اين است که چرا او افراد ميانسال را به کام مرگ مي کشاند.

در حال حاضر چند سرنخ به دست آمده و برخي گزينه ها پيش روي پليس قرار گرفته اما هيچ يک از آنان قطعيت نيافته است . اکنون گروهي از کارآگاهان ويژه قتل به سرپرستي اکيپي که از تهران راهي قزوين شده اند به تحقيقات خود در اين رابطه ادامه مي دهند و اميدوار هستند به زودي قاتل سريالي را بازداشت کنند.

تحقيقات پليسي در اين پرونده در حالي پيش مي رود که هنوز پزشکي قانوني نظر قطعي درباره علت اصلي مرگ قربانيان اعلام نکرده اما به نظر مي رسد قاتل پس از آنکه با پرسه زدن در شهر زنان را سوار خودرواش مي کند در فرصتي مناسب آنان را خفه و سپس اجسادشان را به اماکن خلوت منتقل مي کند.

دو متجاوز به یک نوجوان ، در خانه توسط اهالی محل دستگیر شدند

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر تعرض به پسر دانش آموز /></a></p> <p style=

هفت تیر 7tir.com: پسر متعرضي که قصد داشت از دست اهالي محل فرار کند به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت و دستگير شد.

به گزارش هفت تیر دو روز پيش ماموران پليس 110 در تماس تلفني از سوي يکي از شهروندان متوجه شدند دو پسر در جنوب تهران به نوجواني تعرض کرده اند و يکي از آنها توسط مردم دستگير شده است. لحظاتي بعد ماموران در محل حاضر و با پسر جواني روبه رو شدند که با دست و پاي بسته داخل جوي آب افتاده و به شدت کتک خورده بود. با انتقال متهم به کلانتري وي تحت بازجويي قرار گرفت و معلوم شد زماني که اهالي محل متوجه شدند متهم و دوستش به پسر نوجواني به نام ناصر تعرض کرده اند براي اينکه آنها را دستگير کنند به خانه متهم يورش برده اند و هنگامي که اين جوان قصد داشت فرار کند او را به شدت کتک زده اند. در ادامه ناصر تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ من داشتم از مدرسه به خانه برمي گشتم که پسر جواني مرا صدا زد. وي که به شدت ناله مي کرد و به خود مي پيچيد از من کمک خواست و گفت بيماري معده دارد و اگر تا دقايقي ديگر چيزي نخورد معده اش خونريزي مي کند. او از من خواست برايش از مغازه شير و کيک بخرم. من که ديدم حالش بد است تصميم گرفتم به او کمک کنم.

وي ادامه داد؛ شير و کيک را خريدم و برگشتم. پسر جوان همچنان جلوي در نشسته بود. به طرفش رفتم که خوراکي را به او بدهم که يکدفعه من را هل داد. در خانه يک نفر ديگر هم بود. آنها به زور مرا به داخل خانه بردند و زماني که ديدند مقاومت مي کنم عصباني شدند و به شدت کتکم زدند و دست و پاي من را بستند و بعد هر دو به من تعرض کردند و هر چه به آنها التماس و خواهش کردم که رهايم کنند، توجهي نکردند. پسر نوجوان افزود؛ آن دو مرا در خانه زنداني کرده بودند و اجازه نمي دادند خارج شوم. هر چند وقت يک بار هم مي آمدند و مرا کتک مي زدند. دو ساعت زنداني آنها بودم تا اينکه در يک فرصت مناسب و زماني که هر دو مشغول انجام کاري بودند آرام از خانه خارج شدم و به سمت محل کار پدرم دويدم و ماجرا را به او گفتم.

پدرم از من خواست خانه دو جوان را نشان دهم. من هم او را به محل بردم. پدرم در زد و از آن دو خواست بيرون بيايند. يکي از دو مرد که همان متهم دستگير شده است بيرون آمد و ديگري در خانه ماند. او با پدرم گلاويز شد. مردم جمع شده بودند که بفهمند چه شده است. زماني که فهميدند پسر جوان به من تعرض کرده است به سمت او هجوم بردند و او را از دست پدرم گرفتند و به داخل جوي آب انداختند و تا جايي که مي توانستند کتکش زدند و پدرم که ديد نمي تواند متهم را از دست مردم بگيرد بلافاصله به پليس خبر داد و ما براي شکايت به کلانتري آمديم.

با توجه به اظهارات اين نوجوان بازپرس پرونده براي بررسي ادعاي اين نوجوان وي را به پزشکي قانوني معرفي کرد و متخصصان تعرض به اين دانش آموز و وجود جراحت ناشي از ضرب و جرح در بدن او را تاييد کردند. سپس پرونده به همراه متهم و شاکي براي بررسي بيشتر به دادگاه کيفري استان تهران نزد قاضي ساعي و چهار قاضي مستشار فرستاده شد.

هيات قضات ديروز بعد از انجام بررسي هاي اوليه متهم را با قرار قانوني به بازداشتگاه فرستادند و دستور بازجويي از وي و بررسي فيلم هاي موجود در تلفن همراهش را صادر کردند. همچنين ماموران در شاخه ديگري از تحقيقات خود تحقيقات براي يافتن مخفيگاه همدست اين متهم را آغاز کردند.

زورگیری یک مادر و دختر از پسر جوان

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر زورگیری یک مادر و دختر از پسر جوان

هفت تیر 7tir.com: زني که به جرم زورگيري با تهديد چاقو دستگير شده در بازجويي ادعا کرد با هدف انتقامجويي اين جرم را انجام داده است.
به گزارش هفت تیر ماموران گشت پليس تهران ساعت 17 روز دوشنبه در حالي که در بزرگراه يادگار امام در تردد بودند متوجه درگيري دو زن با راننده يک پژو جي ال ايکس شدند و به اين دعوا پايان دادند. آنها در حالي که در دست زن ميانسال چاقو ديده بودند براي پي بردن به علت اين درگيري به پرس و جو از راننده پژو پرداختند. پسر 21ساله گفت کنار بزرگراه توقف کرده بودم و با تلفن همراهم صحبت مي کردم که ناگهان يک زن سوار خودروام شد.وقتي از او علت اين کارش را پرسيدم چاقويي زير گلويم گذاشت و با تهديد 350 هزار تومان تراول چکي را که همراه داشتم از من گرفت. وقتي با او درگير شدم اين بار دختر جواني به کمک او آمد و درگيري ادامه داشت تا اينکه با حضور پليس ماجرا پايان يافت.

ماموران در لحظه توقف کنار پژو جي ال ايکس مشاهده کرده بودند يک دختر حدوداً 20ساله سوار بر يک پرايد با ديدن آنها به سرعت متواري شد. موضوع را مشکوک دانستند و احتمال همدستي دو متهم با راننده پرايد را دور از ذهن ندانستند. به همين خاطر به بازجويي از زن ميانسال پرداختند. او خودش را مادر جوان پرايدسوار و متهم ديگر معرفي کرد و گفت؛ صاحب پژو جي ال ايکس از مدتي قبل مزاحم دو دخترم مي شد و من به قصد انتقامجويي سوار خودرواش شدم و از او اخاذي کردم.در حالي که برخي شواهد نشان مي دهد ادعاي اين زن بي اساس است اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادسراي ناحيه 217 دستور بازداشت او و دخترش را صادر کرد تا تحقيقات از آنها ادامه يابد.

ماموران نیروی انتظامی راننده پراید را کشتند و فرار کردند

یکشنبه, می 10th, 2009

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
هفت تیر 7tir.com: پرونده دو مامور پليس که به قتل راننده يک خودرو پرايد متهم شده اند، براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
به گزارش هفت تیر اوايل سال 86 به ماموران پليس خبر دادند جسد مرد جواني در يک پرايد در خيابان پيروزي رها شده است. يافته هاي پليس نشان داد اين مرد احتمالاً از سوي افرادي تحت تعقيب بوده چرا که گلوله هاي زيادي به خودرو او اصابت کرده و چند گلوله نيز به خودش برخورد کرده بود. در حالي که جسد اين جوان به پزشکي قانوني انتقال يافته بود تحقيقات براي شناسايي عاملان قتل آغاز شد. ماموران براي اينکه سرنخي به دست آورند خانواده مقتول را مورد بازجويي قرار دادند اما آنها گفتند به هيچ کس مظنون نيستند و فرزندشان در حال بازگشت به خانه بوده که چنين حادثه يي برايش رخ داده است. در حالي که هيچ سرنخي از عاملان اين قتل وجود نداشت، کارآگاهان منتظر ماندند تا با اشتباه قاتل يا قاتلان آنها را به دام بيندازند. بعد از پايان کالبدشکافي جسد براي تدفين به خانواده مقتول تحويل داده شد و پرونده قتل اين جوان جزء پرونده هاي راکد اداره آگاهي باقي ماند. مدتي بعد از قتل جوان پرايدسوار مامور بررسي سلاح در يکي از کلانتري هاي تهران مشاهده کرد در خشاب کلاشينکفي که براي ماموريت در اختيار يکي از درجه داران کلانتري و سرباز همراه وي گذاشته شده بود، به جاي گلوله کاغذ پر کرده اند. وي همچنين متوجه شد از اين سلاح شليک شده است. با توجه به اين مساله آخرين فردي که سلاح در دست وي بود، احضار شد اما وي منکر تيراندازي شد و گفت احتمالاً نفر قبلي اين کار را کرده است و او از اين ماجرا خبر ندارد اما به رغم انکارهاي اين مامور تحقيقات ادامه يافت و سربازي که همراه وي بود، دستگير شد.

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
عکس تزئینی

سرباز جوان در بازجويي ها راز قتل جوان پرايدسوار را نيز برملا کرد. او گفت؛ من به عنوان سرباز همراه استوار پليس يک کلاشينکف از کلانتري گرفتيم تا براي بازجويي از فردي که در بيمارستان بود، برويم. پس از بازجويي در حال برگشت بوديم که استوار گفت از جوان پرايدسواري که در گوشه خيابان توقف کرده بود، بازجويي کنيم. نمي دانم به چه دليل استوار چنين تصميمي گرفت. وي ادامه داد؛ به راننده پرايد نزديک شديم. با او صحبت کرديم و استوار از او خواست پياده شود. راننده پرايد مقاومت کرد و گفت کاري نکرده و همه مدارک را هم دارد و از ماشينش پياده نمي شود. بعد هم ماشين را روشن کرد و به راه افتاد. استوار چند تير به او شليک کرد. پرايد متوقف شد. مرد راننده همچنان پشت فرمان بود. اما هر چه استوار به او مي گفت پياده شو، توجهي نمي کرد. اين سرباز ادامه داد؛ خيابان خلوت بود. ما به خودرو نزديک شديم و به يکباره ديدم خون از بدن مرد راننده جاري شده است و هيچ حرکتي ندارد. استوار از من خواست فرار کنيم و من هم به خواسته اش عمل کردم. زماني که به کلانتري رسيدم، از من خواست در اين باره به کسي چيزي نگويم اما چون بايد کلاشينکف را تحويل مي داديم و گلوله ها از سوي تحويلدار شمرده مي شد، نمي دانستيم بايد چه کنيم. استوار چند گلوله تهيه کرد و داخل سلاح گذاشتيم اما يکي از گلوله ها همچنان کم بود. براي اينکه جاي خالي آن را پر کنيم، استوار درون آن کاغذ گذاشت و قرار شد اگر از ما پرسيدند چرا داخل خشاب، کاغذ است، ما ادعاي بي اطلاعي بکنيم. با توجه به اين اعترافات، سرباز وظيفه و استوار پليس بازداشت شدند و پرونده به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد.بازپرس شاملو با استناد به اينکه ماموران هنگام حادثه حين انجام وظيفه بوده اند، پرونده را با قرار عدم صلاحيت به سازمان قضايي نيروهاي مسلح فرستاد.

در جلسه محاکمه اين دو مامور پليس آنها مدعي شدند جوان پرايدسوار مقداري مواد مخدر همراه خود داشته است و به همين دليل هم مي خواسته فرار کند و آنها مجبور به تيراندازي شدند. در اين بين پدر مقتول مدعي شد پسرش اعتياد نداشته و موادي که مي گويند از خودرو وي به دست آمده، متعلق به پسرش نبوده است. دو مامور در پايان جلسه محاکمه به پرداخت ديه به اولياي دم محکوم شدند. راي صادره مورد اعتراض اولياي دم و وکيل مدافع آنها قرار گرفت. وکيل اولياي دم در اعتراض خود نوشت اين دو مامور حين انجام وظيفه نبوده اند و ماموريتي هم نداشتند و بايد کار ديگري را انجام مي دادند و بي دليل به سوي جوان پرايدسوار رفته اند. ضمن اينکه در گزارش اوليه پليس به کشف مواد مخدر اشاره نشده و ادعاي اين دو مامور بي اساس است. وي همچنين گفت؛ کارشناسان نيز اعلام کرده اند تيراندازي ها از فاصله نه چندان دور و به عمد انجام شده است. با توجه به ايرادات وارده حکم صادره نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. به اين ترتيب قاضي عزيز محمدي و چهار مستشارش مسوول رسيدگي به اين پرونده شدند و دو مامور متهم به زودي در اين شعبه محاکمه مي شوند.

حادثه براي پيمان ابدي چگونه رخ داد؟

جمعه, می 8th, 2009

 اخبار داغ هفت تیر پیمان ابدی

هفت تیر 7tir.com: در پي درگذشت پيمان ابدي هنگام اجراي يكي از صحنه‌هاي اكشن تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس»، دستيار كارگردان و برنامه‌ريز اين تله‌فيلم (مسعود حقي) گفت: پيمان ابدي هميشه طراحي صحنه‌هاي اكشن فيلم‌هايش را خودش انجام مي‌داد و در اين تله فيلم نيز هر امكاني كه مي‌خواست، تقديمش مي‌كرديم.

مسعود حقي و بهمن دان(بازيگر) كه ابدي به جاي بدل او در فيلم «چشم‌هتي نامحسوس» نقش آفريني كرده است درباره‌ي حادثه‌ي كه منجر به درگذشت پيمان ابدي شد سخن گفتند.

حقي درباره‌ي امكانات بدلكاري كه از طرف گروه فيلمسازي «چشم‌هاي نامحسوس» در اختيار گروه بدلكاري و پيمان ابدي قرار گرفته بود، افزود: اگر شادروان ابدي احتمال مي‌داد كه انجام عملي يك درصد ايمني ندارد، خودش اين كار را انجام نمي‌داد. در صحنه‌ي انفجار اتوبوس هم به او گفتيم كه سقوط اتوبوسي آتش گرفته به دره تا به حال در ايران اجرا نشده است اما زنده ياد ابدي گفت مي‌خواهم بدعت گذار در ايران باشم.

او با اشاره به صحنه‌ي مربوط به حادثه گفت: قرار بود او كوكتلمولوتوفي را روشن كند و داخل اتوبوس بيندازد و سپس از آن بيرون بپرد. بار اول فندك عمل نكرد و تا شادروان ابدي خم شد تا كوكتلمولوتوف را بردارد و روشن كند، اتوبوس به انتهاي مسير رسيده بود. او دير خود را از اتوبوس پرت كرد، قرار بود اين وسيله نقليه در دره پايين بيفتد، اما روي سينه پيمان توقف كرد و مواد منفجره عمل كردند. او تكه تكه شد .ما نمي‌توانستيم برايش كاري انجام دهيم و نمي‌دانستيم بايد چه كار كنيم.

حقي با اشاره به عملكرد ابدي در «چشم‌هاي نامحسوس» اظهار كرد: او در پنج – شش روز آخر، صحنه‌هاي بسيار خطرناكي را اجرا و با سربلندي از عهده‌ي آنها برآمد. من در پروژه‌هاي پيشين هم در خدمت او بودم. او بارها و بارها ماشين ته دره انداخته بود اما اين بار اجل مهلتش نداد. پيمانه‌ي پيمان ابدي ديروز پر شده بود نمي‌توان گفت اين اتفاق بر اثر سهل‌انگاري رخ داد چون او فرد بسيار دقيقي بود.

او تاكيد كرد: شادروان ابدي كاري نمي‌كرد كه خداي ناكرده برايش خطري كند. او همه‌ي جوانب را در نظر مي‌گرفت و بسيار رياضي‌وار به قضايا نگاه مي‌كرد سپس مي‌گفت كه فلان كار امكان پذير است يا نه. اگر نظرش منفي بود، هيچ كس بر تحقق عملي پافشاري نمي‌كرد. در صحنه‌ي مربوط به سقوط اتوبوس در دره گفت كه انجام اين عمل صددرصد بدون خطر امكان پذير است.

حقي در پايان اظهار كرد: تشك نجاتي كه در همه‌ي صحنه‌ها همراه او بود كمي «سر» بود علاوه بر آ‌ن تمركزش را به علت روشن نشدن كوكتلمولوتوف از دست داد. به نظر مي‌آيد همين مسايل باعث ايجاد حادثه شد. كاش پيمان كوكتلمولوتوف را داخل اتوبوس پرت نمي‌كرد و خودش را نجات مي‌داد، ولي متاسفانه اتفاقي كه نبايد مي‌افتاد، رخ داد.

بر اساس اين گزارش، بهمن دان – بازيگر تله فيلم «چشمهاي نامحسوس» كه شادروان ابدي بدل او بود با اشاره به صحنه‌ي حادثه گفت: اين اتفاق در آخرين سكانس رخ داد همه‌ي امكانات مهيا شده بود اما متاسفانه در لحظه آخر حادثه به وجود آمد. مرحوم ابدي نتوانست خود را از زمين جدا كند و اتوبوس روي او رفت و مواد منفجره در سه مرحله عمل كرد.

او ضمن بزرگ توصيف كردن شخصيت و كار مرحوم ابدي، درباره‌ي حضور او در تله فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» اظهار كرد: روز جمعه هفته گذشته در اتوبان ساوه كارمي‌كرديم. از شنبه هفته جاري در پنج كيلومتري جاده امامزاده داوود (ع) مشغول فعاليت شديم و روز گذشته قرار بود آخرين سكانس را تصويربرداري كنيم كه بسيار تلخ تمام شد.

قبلی : پیمان ابدی بدلکار ایرانی  جان باخت

پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

هفت تیر 7tir.com: پيمان ابدي بدلكار ايراني سريال تلويزيوني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بر اثر سانحه رانندگي هنگام فيلمبرداري درگذشت.

اين بدلكار امروز حين انجام عمليات بدلكاري در تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» در شش كيلومتري جاده كن درگذشت.

وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس اتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می شود. تصویربرداری فیلم چشم های نامحسوس به تهیه کنندگی علی اصغر صادقی از اواخر فروردین ماه امسال برای نمایش در شبکه اول سیما اغاز شده بود. این فیلم اولین تجربه دکتر محسن موسویان به عنوان کارگردان فیلم است و از مضمونی پلیسی برخوردار می باشد.

جسد اين هنرمند هم‌اكنون در پاسگاه كن است.

هفت تیر پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

پیمان ابدی 37 ساله در سال 1351 در محله یوسف آباد تهران متولد شد و عضو گروه “اکشن کانسرت” یکی از 4 تیم مهم بدلکاری در شهر کلن المان بود. او بدلکار مجموعه های تلویزیونی” هشدار برای کبری 11 یا پلیس بزرگراه” و” پلیس موتور سوار” بود. ابدی به زبانهای المانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و همچنین تحصیلات تخصصی در رشته سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته تخصصی ورزشی پیمان ابدی شیرجه ازاد بود که 27 مدال طلا و چندین مدال نقره در مسابقات المان کسب کرد و رکورد شیرجه آزاد وی هنوز در المان شکسته نشده است. وی با بدلکاری در فیلم های مشهور در خلق و طراحی صحنه های هیجان انگیز و باور نکردنی، مهارتهای علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته است.وی يكي از بدلكاران موفق سريال آلماني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بود. پیمان ابدی حدود 3 سال پیش به کشورش ایران بازگشت و یک کلاس حرفه ای بدلکاری تاسیس کرده بود.

اين بدلكار حرفه‌اي در سال 85 در مصاحبه‌اي  گفته بود: بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمده‌ام و آموزش بدلكاري مي‌دهم. اما اگر به تازگي شنيده مي‌شود كه آمدم و يك كارهاي را انجام مي‌دهم دليل اصلي‌اش اين بود كه نمي‌خواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردان‌ها كار كنم. بلكه مي‌خواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود.

محمد صالح علا دیشب در برنامه 2 قدم مانده به صبح اعلام کرد :
سر صحنه فیلمبرداری قرار بوده ابتدا پیمان ابدی از اتوبوس پایین بپرد و بعد اتوبوس منفجر شود اما عکس این قضیه اتفاق می افتد
و ابتدا اتوبوس منفجر می شود…

مردی که به دلیل دفاع از ناموس خواهر زنش را کشت

چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر قتل خواهر زن با انگیزه ناموسی

هفت تیر 7tir.com:  مردي که به خاطر سوءظن به خواهرزنش او را با شليک گلوله از پا در آورده بود به چوبه دار نزديک شد.

به گزارش هفت تیر ما پرونده اين جنايت 18 مردادماه سال 85 گشوده شد و اکنون با تاييد حکم قصاص متهم، نام وي در فهرست اعداميان قرار گرفته است.روز حادثه ماموران پليس آگاهي شهرستان نورآباد استان فارس از وقوع جنايتي در روستاي خومه زار مطلع شدند و وقتي به محل حادثه رفتند، جسد دختري 18 ساله را مشاهده کردند که بر اثر اصابت گلوله جان باخته بود. در گوشه ديگري از خانه نيز مردي 26 ساله در حالي که هدف گلوله قرار گرفته و مجروح شده بود، روي زمين افتاده بود. بعد از انتقال مجروح به بيمارستان تحقيقات جنايي براي شناسايي عامل اين کشتار مسلحانه آغاز شد. در جريان بازجويي ها مرد زخمي که اکبر نام دارد و شوهرخواهر مقتول است به پراکنده گويي پرداخت و هر بار داستان متفاوتي را در باره اين تيراندازي بازگو کرد. اظهارات ضد و نقيض اکبر باعث شد کارآگاهان به او مظنون شوند. در اين بين ساير شواهد نيز از اختلافات اين مرد و مقتول به نام طيبه حکايت داشت.در اين بين پزشکان نيز بر نکته يي تاکيد کردند که احتمال گناهکار بودن اکبر را قوت مي بخشيد. آنها گفتند گلوله يي که به اين مرد اصابت کرده از فاصله بسيار نزديک شليک شده و خود تيرانداز نقطه يي غيرحساس از بدن اکبر را نشانه گرفته و جراحت او سطحي است.به اين ترتيب اکبر مظنون اصلي اين پرونده شناخته شد و بعد از بهبودي و انتقال به پليس آگاهي تحت بازجويي قرار گرفت.او که ابتدا اتهام دست داشتن در اين قتل را انکار مي کرد وقتي فهميد افسران جنايي از درگيري هايش با طيبه مطلع شده اند اقرار کرد که خواهرزنش را کشته است. متهم در اعترافاتش گفت؛ مدتي بود به طيبه ظنين شده بودم و فکر مي کردم او با پسري رابطه دارد. رفتارهاي مشکوک خواهرزنم اين سوءظن را بيشتر کرد تا اينکه تصميم گرفتم با وي صحبت کنم و بخواهم از اين کارهايش دست بکشد ولي گفت وگو بي فايده بود و او مي گفت با کسي رابطه ندارد و از طرفي من حق ندارم در زندگي اش دخالت کنم.متهم به قتل ادامه داد؛ اين مساله خيلي مرا آزار مي داد و پريشان و عصبي ام کرده بود. بالاخره به اين نتيجه رسيدم که بهترين راه براي حفظ آبروي خانوادگي مان کشتن طيبه است. به همين خاطر روز حادثه وقتي او در خانه پدرزنم تنها بود به آنجا رفتم و با شليک يک گلوله او را کشتم. سپس براي اينکه پليس به من مشکوک نشود گلوله يي هم به خودم شليک و سلاح را پنهان کردم تا وانمود کنم يک مهاجم ناشناس اين قتل را انجام داده است.ب

بعد از اعترافات اکبر پرونده وي تکميل و براي محاکمه به شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس ارجاع شد. در جلسه محاکمه نماينده دادستان خواستار مجازات اين مرد شد و والدين همسرش نيز عليه داماد خود شکايت کردند و او را مستحق قصاص دانستند. در نهايت با توجه به اينکه متهم جرم خود را قبول داشت به قصاص محکوم شد و قضات نوشتند اجراي حکم منوط به آن است که اولياي دم مقتول نصف دیه مرد را به خانواده او پرداخت کنند در غیر این صورت امکان اعدام  قاتل وجود ندارد  . پس از صدور اين راي، اکبر خواستار تجديد نظر در آن شد اما قضات شعبه 22 ديوان عالي کشور نيز اعلام کردند با نظر دادگاه کيفري موافق هستند. اکنون با تاييد حکم قصاص، اکبر در آستانه اجراي راي قرار گرفته است.

جواب رد شنیدن پسر عموها به کشتار 44 نفر در یک عروسی در ترکیه منجر شد

چهار شنبه, می 6th, 2009
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه

هفت تیر 7tir.com: یک مراسم عروسی (نامزدی) در روستای بیلگه از توابع شهرستان مازی داغی در استان ماردین با آتش گشودن چهار فرد مسلح به دریای خون تبدیل شد. ۴۴ نفر در این حادثه خونین کشته شدند.

در ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت به هنگام عقد نکاح دو جوان در روستای فوق، سه یا چهار فرد مسلح که به صورتشان ماسک زده بودند از چند نقطه مختلف به سوی مهمانان آتش گشودند و نارنجک انداختند.

توفان وسیع شن که از سوی سوریه به مرزهای ترکیه وزیدن گرفته بود و نبودن محافظان روستا باعث شده بود افراد مسلح به راحتی بتوانند به سوی مردم آتش گشایند.

تمامی افرادی که به جرم حمله به مراسم عروسی، با اسلحه‌هایشان دستگیر شده اند دارای نام خانوادگی یکسانی با مقتولین بوده اند.
گزارش های رسیده حاکیست پسرعموی عروس از وی خواستگاری کرده و جواب رد شنیده بود. در واقع خانواده عروس به پسر عموی وی جواب رد داده و به پسردایی او جواب مثبت داده بودند و این باعث خشم یک طرف شده بود.

اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه

پیرزنی که در عکس می بینید: دو دختر، ۲ پسر، سه عروس و یک نوه خود را از دست داده است.

سه وزیر دولت شامل وزیر کشور، دادگستری و کشاورزی ضمن دیدار با بازماندگان برای رفتگان این قتل عام آرزوی مغفرت کردند. مهدی اکر وزیر کشاورزی به کردی با بازماندگان اظهار همدردی کرد.

تعداد واقعی کشته شدگان، ۴۷ نفر است. سه نفر از ۱۷ زنی که در این قتل عام کشته شدند حامله بوده اند و به همراه جنین‌هایشان کشته شده اند. یکی از زنان حامله تنها دو روز به زایمانش مانده بود.

پنج بولدزر از صبح سه شنبه مشغول کندن قبر برای ۴۴ (۴۷) کشته ی این قتل عام بودند. رحم مادرانشان، مزار سه جنینی شده است که برای به دنیا آمدنشان چند روزی بیشتر باقی نمانده بود. کل جمعیت روستا ۱۵۰ نفر عنوان شده است.

تمامی مردان روستا دارای سلاح بوده و از سوی حکومت ترکیه به عنوان نگهبان روستا، مجوز حمل سلاح را دارا بودند. به علت مرزی بودن روستاهای جنوب ترکیه و حملات تروریست های پ.ک.ک از آن نقاط، روستائیان با مجوز دولت سلاح حمل می کنند و در درگیری های طایفه‌ای از سلاح خود بر علیه همدیگر استفاده می کنند.

محل این عروسی خونین، روستای بیلگه کویؤ از توابع شهرستان مازی داغی استان ماردین بوده است. اکثریت جمعیت این استان را به ترتیب اعراب و ترکها و کردها تشکیل می دهند. کردها از سالهاست که به این منطقه در مرز سوریه کوچ می کنند.

داماد و عروس و اطرافیان عروس در بین کشته شدگان هستند. داماد از شهر کردنشین دیاربکر بوده است و از اقوام عروس به شمار می رود. تلویزیونهای ترکیه تصاویری از مویه و ضجه زنان به زبان کردی را پخش می کنند.

اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
زنان روستاي بيلگه در روز سه شنبه در غم افراد بيگناهي كه در مراسم عروسي كشته شدند ، اشك مي ريزند.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
تصوير يك آمبولانس كه پس از اطلاع مقامات از كشتار مردم در روستاي بيلگه اجساد پيكر مجروحان را به بيمارستان شهر ماردين انتقال مي دهد.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
چهره يك دختربچه كه پس از مشاهده كشتار افراد خانواده اش توسط مردان مسلح دچار شوك شده است.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
مردم روستاي بيلگه در گورستان روستا براي كشته شدگان مراسم عروسي قبر حفر كرده و سنگ قبرمقتولان را براي نصب آماده مي كنند.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
منظره روستاي ماتم زده بيلگه در روز سه شنبه و نيروهاي ارتش تركيه كه در روستا مستقر شده اند.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
تصوير سربازان ارتش تركيه در روستاي بيلگه. به گفته شاهدان دوشنبه شب پس از مراسم عقد كنان و آغاز مراسم عروسي 4 مرد نقابدار و مسلح به سلاح هاي خودكار و نارنجك از 4 طرف وارد ميدان اصلي روستا شده و به سوي حاضران در اين مراسم آتش گشودند.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
دو زن روستاي كردنشين بيلگه در حال گريه هنگام دفن عزيزانشان. در اين كشتار بي‌رحمانه دستكم 45 نفر كشته شدند كه نيمي از آنها زن و كودك بودند.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
دورنماي روستاي كوچك بيلگه و بولدزرهايي كه در حال حفر گور براي قربانيان هستند. به گفته مقامات محلي 8 نفر در رابطه با اين كشتار دستگير شده اند. اما هنوز جزييات بيشتري در مورد عاملان اين قتل عام گزارش نشده است. برخي اين كشتار را ناشي از اختلاف داخلي ميان دو خانواده اعلام كرده و برخي ديگر مي گويند شورشيان پ.ك.ك عامل كشتار بوده اند.
اخبار داغ هفت تیر کشتار 44 نفر در یک عروسی در  ترکیه
تصوير يك زن مجروح كشتار روستاي بيلگه كه به دليل وخامت حالش به بيمارستان شهر دياربكر منتقل شده است.

موش ها یک پیرمرد زنده را در استرالیا تکه تکه کرده و خوردند

چهار شنبه, می 6th, 2009

اخبار داغ هفت تیر موش ها یک پیرمرد تکه تکه کرده و خوردند
عکس تزئینی

هفت تیر 7tir.com: وزارت رسيدگي به امور سالمندان استراليا طي بيانيه‌اي اعلام كرد كه بر اثر حمله يك دسته بزرگ از موش‌ها به يك مركز نگهداري از سالمندان در اين كشور، يك پيرمرد 89 ساله توسط اين جوندگان تكه پاره شد.

اخبار داغ هفت تیر موش ها یک پیرمرد تکه تکه کرده و خوردند

«جاستين اليوت» ـ وزير رسيدگي به امور سالمندان در سناي استراليا ـ در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي اين كشور يادآور شد: يك دسته بزرگ از موش‌هاي به اين مركز حمله كرده و طي آن، يك پيرمرد 89 ساله افليج توسط اين حيوانات گوشت‌خوار تكه‌پاره شد.

اين در حاليست كه در گزارش پزشكان اين مركز آمده است كه اين پيرمرد از ناحيه سر و گلو توسط اين جوندگان مورد حمله قرار گرفته كه در نهايت به دليل شدت جراحات، جان خود را از دست داده است.

تاكنون چنين رويدادي در استراليا رخ نداده و امكان مي‌رود كه به دليل وقوع خشكسالي در اين كشور، موش‌ها براي يافتن غذا به اين مركز حمله كرده باشند.

خودکشي جوان یاسوجی بخاطر بازيگر زن سريال افسانه جومونگ

سه شنبه, می 5th, 2009

 هفت تیر خودکشی به خاطر علاقه به سوسانو

هفت تیر 7tir.com: یک جوان یاسوجی به علت علاقه به سوسانا شخصیت زن سریال افسانه جومونگ و مخالفت پدرش جهت ازدواج با سوسانا اقدام به خودکشی کرد.

به گزارش هفت تیر پدر این جوان که در بیمارستان بستری شده است افزود: پسرش از وی خواسته بود تا با فروش گوسفندانش هزینه سفر وی را جهت یافتن سوسانا و ازدواج با وی تأمین کند که پس از مخالفت پدر اقدام به خوردن قرص کرده است.

پدر این جوان که شغلش کشاورزی است با اشاره به اینکه هزینه فروش کل گوسفندانش کمتر از یک میلیون تومان است گفت: به هیچ طریقی نتوانستیم وی را از این تصمیم منصرف کنیم و نهایتا اقدام به خودکشی کرد.

البته حال جوان رو به بهبود است و از خطر مرگ نجات یافته است.