فایل صوتی توهین علی دائیی به مایلی کهن در یک گفتگوی تلفنی با مازیار ناظمی
این فایل در یک تماس خصوصی مازیار ناظمی با علی دایی ضبط شد .


هفت تیر ۷tir.com دامون لینچ یک آمریکایی صلح دوست است که به ایران و ایرانیان عشق می ورزد. او برای شناخت و معرفی مردم و کشور ایران به وطن ما سفر کرده و مدتهاست که از خوبی ها و زیبایی های طبیعی و فرهنگی و اجتماعی ایران و ایرانیان می نویسد. دامون لینچ مدتهاست که بی وقفه و بی هیچ توقعی از کسی و بی هیچ چشمداشتی مالی و دنیوی برای برقراری صلح و دوستی میان دو ملت ایران و آمریکا می کوشد. او این اسلاید شو را نیز به ابتکار خودش ساخته و به مردم ایران تقدیم کرده است . به لطف او تاکنون چندین هزار نفر از مردم سراسر جهان این چهره زیبا و عاطفی را از ایران دیده اند. روی دکمه “پلی” کلیک کنید تا اسلاید را ببینید و از شنیدن آهنگ دلنشین و عاشقانه آن لذت ببرید. برای تشکر از این مرد شریف می توانید برایش در وبلاگش به زبان انگلیسی پیغام بگذارید. برای رفتن به وبلاگ دامون لینچ اینجا کلیک کنید
مشاهده کلیپ زیبای ایران ( بزارید کامل لود بشه و بعد در یک فضای ارام از شنیدن موسیقی فوق العاده زیبا و آرامش بخش آن به همراه تماشای عکس ها لذت ببرید )
.
کلیپ ویدئو - ایران - موسیقی - عکسهای زیبا از ایران - کلیپ موسیقی ایران - ساخته شده توسط آمریکایی

هفت تیر ۷tir.com : اما سال ۸۶ تحت هر شرایطی سال خوبی برای موسیقی پاپ نبود. حتی حضور نمایشی این شاخه موسیقی در جشنواره فجر هم کمکی به سال بد موسیقی پاپ نکرد. در این سال هیچ ملودی و ترانه یی به یک زمزمه فراگیر تبدیل نشد. در این میان البته محسن چاوشی می تواند استثنایی بر این قاعده باشد. اما مساله این است که چاوشی هم به هر حال در جریان موسیقی زیرزمینی یا بهتر بگوییم بدون مجوز تعریف می شود. موسیقی پاپ در شکل رسمی خود در سال ۸۶ چیز به یادماندنی ارائه نکرد. از آنجا که استادان موسیقی اصیل ایرانی، کلاسیک غربی و… در طول سال به مناسبت های مختلف بر سر سخن رفته بودند بدک ندیدیم کد در پایان سال به بخشی از موسیقی بپردازیم که کمتر امکان سخن گفتن داشت. گویا چاوشی تصمیم داشت امسال را بدون حاشیه برگزار کند که شاید این سکوت و کناره گیری به گرفتن مجوز نشر آثارش کمک کند، که به هر حال باز هم شرایط به گونه یی پیش رفت که نام او بر سر زبان ها افتاد.
-توانستید این بار «سنتوری» را با خیال راحت ببینید؟
بله، دفعه قبل در جشنواره پارسال با هزار بدبختی و توی صف ایستادن و واسطه تراشی و رفاقت و پارتی بازی، بالاخره توانستم در سالن سینما ایران سنتوری را ببینم ولی این بار قضیه فرق می کرد و توانستم با خیال راحت و در خانه نسخه کامل را تماشا کنم.
-این دفعه چه چیز و کدام قسمت فیلم برایتان مهم بود، دنبال اسم خودتان هم بودید که در نسخه جشنواره پارسال حذف شده بود؟
اصلاً، این بار هم حواسم بیشتر به بازی بهرام غرادانف بود. باز هم مثل دفعه قبل بازی اش مرا تحت تاثیر قرار داد. دفعه قبل وقتی آن قسمتی را دیدم که او با وجود گرسنگی و بی غذایی، سوسیس هایش را بین معتادان تقسیم کرد، واقعاً بغض کردم. بعد از دیدن فیلم، باز هم بازی اش را تبریک گفتم. البته این بار با sms.
-از دیدن اسم خودتان در تیتراژ شروع فیلم و شنیدن ترانه ها با صدای خودتان چه حسی داشتید؟
اگر بگویم هیچ حسی باورتان می شود. بیشتر حواسم به خود فیلم و بازی بهرام بود.
-یعنی بعد از این همه مدت کشمکش به دلیل حضور صدای شما و حذف اسم و صدایتان، الان که فیلم با اسم و صدای خودتان پخش شده هیچ حسی ندارید؟
واقعاً نسبت به صدای خودم و اسمم هیچ حساسیتی نداشتم. آهنگ های خودم را که هزار بار شنیده بودم و برایم تکراری شده بودند. آنها هم که باید، می دانستند که ترانه ها را من نوشته ام و خواننده ترانه ها محسن چاوشی است. پس دلیلی نداشت که خوشحال باشم.
-اما سال گذشته ناراحتی و نارضایتی خود را از حذف نام تان از تیتراژ فیلم اعلام کردید؟
سال قبل از حذف اسمم ناراحت نبودم، از نوع برخوردها ناراحت بودم، چون همان طور که گفتم همه مخاطبان «سنتوری» می دانستند که خواننده ترانه ها منم. باور کنید امسال هم بیشتر از اینکه خوشحال باشم، از دیدن سنتوری و نسخه کامل آن ناراحت شدم.
-به نظر می آید تنها برنده پخش فیلم سنتوری محسن چاوشی باشد که با وجود همه شایعات از حذف اسم و صدایش تا جایگزینی صدای بهرام رادان بالاخره فیلم با صدا و آهنگ های خودش پخش شد.
این را می گویم که فقط مطمئن شوید واقعاً حس واقعی ام را می گویم. این را قبول دارم که هر کاری که می شد برای حذف اسم و صدای من از فیلم صورت گرفت ولی وقتی «سنتوری» با اسم و صدا و موسیقی من پخش شد، هیچ حس پیروزی، انتقام و… نداشتم فقط به این دلیل که مطمئن بودم کار خودم را انجام داده ام و موسیقی ترانه های فیلم مال خودم است، حتی اگر طبق شایعاتی که واقعیت هم نداشتند، بهرام آنها را با صدای خودش بازخوانی کرده باشد. همین حس مالکیت و حسن انجام کار بود که کمکم می کرد درباره سنتوری به حاشیه نروم. ولی باز هم می گویم واقعاً برای تهیه کننده سنتوری ناراحت شدم.

-از بحث سنتوری خارج شویم و برویم سراغ موسیقی خودتان، موسیقی شما موسیقی و سبک و لحنی داشت که در خلاف جریان آب حرکت می کرد…
یعنی چی؟
-مثل اولین کارتان «نفرین» ترانه یی که به نوعی بدعت گذار ترانه ها و آهنگ های «نفرین کننده» امروز بود، یا سبکی تلخ و سیاه که تا امروز هم در کارهایتان ادامه دارند.
من از خواندن «نفرین» و ترانه «الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت» الان پشیمانم. آن زمان نباید آن ترانه را می خواندم چون هیچ عاشقی، معشوقش را نمی تواند نفرین کند و آرزوی مرگ او را داشته باشد، ضمن اینکه تا جایی که امکان دارد همه باید سعی کنند مثبت بخوانند. حالا دیگر می خواهم ترانه هایی بخوانم که امید و نگاه مثبت در آنها وجود داشته باشد. ضمن اینکه فکر نمی کنم کارهایم تلخ و سیاه باشند. این نظر شخصی شما است.
-ولی الان شما به عنوان خواننده آهنگ های تلخ و سیاه و متفاوت پاپ مطرح شده اید، چرا خودتان فکر می کنید کارهایتان تلخ و سیاه نیستند؟
فکر نمی کنم که کل موسیقی ام چنین ویژگی داشته باشد. مثلاً وقتی «خودکشی ممنوع» را خواندم، آخرش را مثبت تمام کردم یا کارهای دیگر هم همین وضعیت را دارند.
-ولی کارهای مهم شما خود تلخی و سیاهی اند، کارهایی مثل «متاسفم»، «آهنگ های سنتوری»، «عبور»، «نفس بریده»، «گل سر» و… می خواهم بدانم این نوع نگاه تلخ از کجا می آید؟
شاید از ناخودآگاه و گذشته ام. الان که می پرسید، مجبورم واقعاً در موردش فکر کنم. واقعاً نمی دانم ولی مطمئنم که اتفاقاتی را که از گذشته به یاد دارم تا به امروز در شکل گیری ذهنیت، سلیقه و حتی حس صدایم تاثیر داشته اند. مشکلات جنگ و جنگ زدگی و شهر به شهر آواره بودن مان از خرمشهر تا مشهد و تهران، مشکلات مالی و درگیری های روحی، روانی، عاطفی و… حتماً در ادامه یافتن این نوع نگاه و سبک کاری تاثیر داشته اند. فکر می کنم باز هم باید در این باره بعد از رفتن شما فکر کنم. واقعاً هنوز مطمئن نیستم ولی ادامه این روند مطمئنم که به شناخت خودم از «محسن چاوشی» درونی ام کمک می کند و خواهد کرد. من با طی کردن این روند به بسیاری از ناشناخته های درونی خودم رسیده و پیدایشان کرده ام. طی این چند سال اخیر خیلی از حس هایی که قبلاً در من وجود نداشتند، خودشان را نشان داده اند. خیلی هم درونگراتر از گذشته شده ام. آهنگ هایم هم شاید متاثر از این تغییرات و در ادامه مشکلات و اتفاقات گذشته ام باشند که البته هنوز تمام نشده اند و ادامه دارند.واقعاً نمی دانم. ولی یک حس درونی و شناختی که از خودم دارم، خلاف نظر شما را به من می گوید. حتی اگر به قول شما آهنگ «متاسفم» آهنگ شناخته شده من باشد و به نوعی داستان زندگی من و خیلی های دیگر، ولی باز در شعر، ترانه و آهنگ هایم نوعی روشنی و امید هست. درد من «غم فراق» و «نرسیدنی» است که مدام در حال تکرار و فریاد کردنش در آهنگ هایم هستم.
-آیا درست است که خواننده شدن شما فقط اتفاقی بوده و آهنگسازی را بیشتر دوست دارید؟
بله، هنوز هم آهنگسازی را بیشتر دوست دارم. واقعاً هم یک اتفاق و آشنا نبودنم به روند تولید و پخش یک کار باعث شد صدایم پخش شود و در مسیری قرار بگیرم که امکان خارج شدن و کناره گرفتن از آن وجود ندارد. الان هم خوانندگی و انتخاب آهنگ های خودم فقط و فقط به این دلیل است که با خوانندگی، خود و باطنم را پاک می کنم و شست وشو می دهم. وگرنه دلیل خوانندگی من نه شهرت و معروفیت است و نه منافع مادی که تا به امروز با وجود پرمخاطب بودن کارهایم به آن نرسیده ام. هدف من از موسیقی فقط و فقط معنوی، همان درونگرایی و رسیدن به عمقی است که گفتم. برای همین هم هست که کسی در خیابان چهره من را نمی شناسد، هر جایی که اسمی از من باشد به غیر از یکی دو تصویر تکراری چیز و عکس دیگری از من نمی بینی. فعلاً که این سبک و نوع موسیقی شده همه دار و ندار من از زندگی.
-بخش هایی از آلبوم آخرتان را شنیده ام. به نظر می آید در این آلبوم آخر با توجه به انتخاب شعرها به کلی سمت و سوی ذهنی تان تغییر کرده است.
این موضوع به نظرتان خوب است یا بد؟
-به نظر من خوب است. با اینکه موسیقی شما پاپیولار است ولی شعرها و همچنین موسیقی سنگین تر و درونی تر شده اند.
خودم هم چنین نظری دارم. باید هم همین طور باشد وگرنه درجا می زنم. درجا زدن هم امروزه، خود و عین پسرفت است. به نظرت من اگر بیایم دوباره کاری مثل «نفرین» را بخوانم کار درستی کرده ام؟ پس با انتخاب شعرهای جدیدتر که کاملاً با کارهای قبلی ام متفاوت هستند و وسواس بیشتر در موسیقی ام به پیشرفتی که خودم حس می کنم رسیده ام. برای همین هم می گویم اگر این آلبوم منتشر شود بهتر می توان درباره من نظر داد. من به نظر خودم پیشرفت کرده ام و قدم هایم رو به جلو بوده اند.
-گویا تعداد کارهای منتشر نشده جدیدتان بیشتر از این آلبومی است که می گویید؟
شما چون کارهای من را شنیده اید این را می دانید. من اگر آن یک آلبوم را که هنوز منتشر نشده مثال می زنم به این دلیل است که مردم و مخاطبان عادی از آن و آماده شدنش برای انتشار و مشکلات عدم انتشارش خبر دارند. آلبوم «یه شاخه نیلوفر» با وجودی که ترانه ها و موسیقی متفاوت تری را به نسبت کارهای قبلی ام دارد ولی باز هم چندان جدید نیست. آخرین کاری که از من شنیده شد، ترانه های فیلم سنتوری است که باز هم مربوط به دو سال قبل می شود. ما بعد از سنتوری، «یه شاخه نیلوفر» را کار کردیم و بعد از آن آلبوم «مولانا» را که از شعرهای مولانا، وحشی بافقی، باباطاهر، شهریار و ژولیده نیشابوری استفاده کردیم. این آلبوم متفاوت تر از همه کارهایی است که انجام داده ام. من از آلبوم «خودکشی» به بعد شروع کردم به خواندن و اجرای شعر و ترانه و آهنگ های فاخر. ولی همیشه دوست دارم نظر مردم و مخاطبان را بدانم. به همین دلیل دوست دارم آلبومم زودتر به بازار بیاید تا بازخوردها و نظرهای واقعی و حقیقی تر را بدانم.
-این روزها دیگر صدای شما را شبیه به خواننده یی دیگر نمی دانند؟
من از آلبوم «خودکشی» به بعد صدایم هم تغییر کرد و به سمتی رفت که دوست داشتم برود. من از روز اول هم نمی خواستم شبیه خواننده دیگری بخوانم، اما بعضی از شرکت هایی که با پیشنهاداتشان برای همکاری موافقت نکردم، در این ارتباط جوی را علیه من به راه انداختند. واقعاً آن روزها احساس تنهایی می کردم. اما خدا را شکر می کنم که همان خواننده یی که من را متهم می کردند شبیه او می خوانم در چند مصاحبه اش از صدا و موسیقی من دفاع کرد و گفت که هیچ شباهتی بین کار من و خودش نمی بیند ولی به جایش خواننده همان شرکت ها را به بدترین شکل نقد کرد و گفت که می خواهد ادای او را دربیاورد و حتی آهنگ های او را هم برای رسیدن به هدفش عیناً کاور می کند. همیشه خواسته ام خودم باشم و نخواستم جای کس دیگری باشم. این را با موسیقی ام هم ثابت کرده ام.
-همیشه احساس می کردم با توجه به رنگ و لحن صدایتان امکان کار سبک راک را هم دارید. این البته اتفاقی است که در آلبوم های منتشر شده شما نیفتاده است. ولی در این آلبوم های تازه، فضای تنظیم ها به سمت راک رفته. دلیل این تغییر ناگهانی چه چیزی بود؟
من خواننده و آهنگساز کارها هستم و در تنظیم ها هیچ دخالتی نداشته ام. اخلاق کاری ام هم همین است. دلیل این تغییر را محمدرضا آهاری بهتر می تواند توضیح دهد.
دانلود کل آلبوم به صورت زیپ
دانلود آهنگ بسیار زیبای فیلم علی سنتوری با صدای محسن چاوشی
نون دونه ای سه عباسی ، برنج سیری چهار عباسی ، آدم مفلسو چو من وا میداره به رقاصی
شاید به جرات بتوان گفت شهر قصه بهترین مجموعه موزیکالی بود که در تاریخ سینما و تلویزیون و تئاتر برای کودکان ساخته شده است ..
شهر قصه کاریست جاودانه از بیژن مفید .
بیژن مفید نویسنده و کارگردان این نمایشنامه خود اجرای نقش شخصیتهای روباهِ مُلا و
شتر نقال، و «بهمن مفید» برادر او در نقش خرس رمال و بُز بزار، و بالاخره کوچکترین برادرش
«هومن مفید» نقش موش عاشق را به عهده داشتند.نقش داستانگوی شهر قصه را نیز
«جمیله ندایی» به عهده داشت که در آن زمان همسر «بیژن مفید» بود.
«بیژن مفید» علاوه بر فعالیت در عرصه ادبیات نمایشی و تئاتر، در حوزههای موسیقی و
نقاشی هم دستی داشت.
«بیژن مفید» روز ۲۱ آبان ماه سال ۱۳۶۳، دو سال بعد از ورودش به آمریکا، در لوس آنجلس
در گذشت و با مرگ او ایران یکی از بهترین هنرمندان دوران اخیر را از دست داد.
دوستانی که سن بیشتر از من دارند باید قبل از انقلاب این مجموعه نمایشی را در تلویزیون دیده باشند و دوستان تقریبا هم سن و سال من باید حداقل داستان خاله سوسکه این مجموعه را به یاد بیاورند .
البته بعدا از داستان های این مجموعه مثل داستان خاله سوسکه باز سازی هایی شد اما منظور من داستان های اصلی با موزیک و ترانه های اصلی این مجموعه با کارگردانی بیژن مفید است .
داستان فیله اومد آب بخوره افتاد و دندونش شکست .
ماجرای باحال خانم مجری که میره به عنوان کلفت استخدام بشه
ماجرای دلبری های خاله سوسکه و عاشقی موش : نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
ماجرای معرکه های جناب شتر
و ماجراهای روباه که ملا شده بود بچه ها را درس میداد ..
مجموعه کامل شهر قصه به صورت mp3 را میتوانید از لینک های زیر دانلود کنید
mp3 شهر قصه دانلود قسمت اول
mp3 شهر قصه دانلود قسمت دوم ( خاله سوسکه حتما دانلود کنید )
mp3 شهر قصه دانلود قسمت سوم
mp3 شهر قصه دانلود قسمت چهارم
خلاصه جونم براتون بگه تو این شهر ما ..
خر خرازی میکرد
بزه بزازی می کرد
خاله سوسکه ، ! طنازی می کرد
اسبه اساری میکرد
دارکوب نجاری می کرد
شتره نمد مالی میکرد
خرسه رمالی میکرد
غورباقه قواصی میکرد
میمونه رقاصی می کرد ..
در کلاس درس ملا سعی میکنه تا به خاله سوسکه نزدیک بشه
خاله سوسکه و موش به سبک غربی میرقصند در حالیکه بقیه با تعجب و حسرت نگاه میکنند و شعر سنتی “حمومی آی حمومی” را می خوانند
رمال به خاله سوسکه التماس میکند.
ملا بر خاله سوسکه سجده میکند.
درویش ناامید شده و بر میگردد.
روباه نوحه خوانی میکند.

عکسی از بازگران و کارگردان شهر قصه
حیفه از قصه کودکان نام ببریم و از حمید عاملی قصه گوی فقید کودکان در رادیو که چند روز پیش فوت کردند یاد نکنیم

آخرین عکسهای حمید عاملی در مراسم تجلیل از او
دانلود قصه کودکان - دانلود ترانه کودکان - دانلود ترانه برای بچه ها - دانلود نمایش نامه شهر قصه
سعید شنبه زاده هنرمند توانای بوشهری در فستیوال موسیقی های محلی در فرانسه به هنر نمایی پرداخت . در دو فیلم زیر قسمت هایی از اجرای نی انبونه به همراه رقص او را ملاحظه میکنید . سعید شنبه زاده شناخته شده ترین استاد موسیقی بوشهری در دنیاست که در بسیاری از فستیوالهای موسیقی دنیا شرکت کرده و جوایز متعددی را کسب کرده است
در این کنسرت نقیب شنبه زاده پسر سعید با اجرای زیبایش پدر را همراهی میکند
دانلود فیلم رقص سعید شنبه زاده
فیلم رقص و نوازندگی سعید شنبه زاده
به وبلاگ سعید شنبه زاده که تحت عنوان فرازو مطلب مینویسد حتما سر بزنید که بسیار زیبا و خواندنی می نویسد

سعید شنبه زاده
نقیب شنبه زاده
سردبیر: برادر بزرگ سعید ، دکتر جمشید شنبه زاده استاد من در دانشگاه دزفول بود . از اون مهمتر سعید همشری مونه …
برچسبها : موسیقی محلی بوشهری -رقص بوشهری - موسیقی محلی بوشهر - نوحه خونی بوشهر - دانلود رایگان موسیقی بوشهری












آخرين مطالب مورد بحث