هفت تیر

آخرین نوشته‌ها

  • روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • رونق مرد هزار چهره و داوود خطر و داداش سیاه در کشورهای عربی
  • تیر خلاص دولت احمدی نژاد به حساب صندوق ذخیره ارزی
  • اعتراف وزیر نفت در مجلس : واردات غیرقانونی بنزین ، به دستور رئیس‏جمهور
  • گفتگوی بی پرده با عبدالله جاسبی : ۲۰ سال بعد معتبر ترین دانشگاه جهان ما هستیم
  • حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • آغاز فینال تاریخی و سه مرحله ای لیگ برتر ایران
  • راننده سمند که عامل کشته شدن ۲ دختر دانشجو در قزوین بود ، دستگیر شد
  • پدر دخترش را که مور تجاوز قرار گرفته بود ، کشت
  • جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • زهره وطن خواه ، دختر رالی ایران در آرزوی پاریس داکار
  • متاسفانه راديو پيام روزي ۶ ساعت موسيقي پخش مي كند . مقام معظم رهبری مخالفند
  • ضرب و جرح عروس توسط پدر شوهر به جرم بيرون رفتن از خانه
  • تاییدسخنان احمدی نژاد توسط امام جمعه مشهد در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان
  • امارات واسطه ای که هم از واردات و صادرات ایران سود میبرد و هم ادعای ارضی دارد

آخرين مطالب مورد بحث

  • داريوش از با بل: در کلیپ اعدام 5 مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • داريوش از با بل: در کلیپ اعدام 5 مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • نوید تهران: در درگیری مردم با نیروی انتظامی در فلکه دوم صادقیه
  • تهران: در فیلم بمب گذاری در نماز جمعه تهران سال 63
  • رضاازهرمزگان: در نرم افزاري براي جلوگيري از بازيابي فيلم ها و عكسهاي خصوصي حذف شده
  • م‌رضا: در اختراع یک سوئدی برای جلوگیری از تجاوز به زنان
  • نوید تهران: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • نوید تهران: در حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • نوید __تهران - در فیلم کتک خوردن یک خبرنگار توسط مامور حراست
  • ارم تهران: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • ارم تهران: در آغاز فینال تاریخی و سه مرحله ای لیگ برتر ایران
  • رضا __تهران: در فیلم درگیری قایق ایران با ناو آمریکایی در تنگه هرمز
  • محمد رضا - كلان شهر تهران: در متاسفانه راديو پيام روزي 6 ساعت موسيقي پخش مي كند . مقام معظم رهبری مخالفند
  • ارم تهران: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • ارم تهران: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
اردیبهشت ۱۷

مردی که از دست دوست پسر همسرش مرتب خانه عوض می کرد ، محاکمه شد

عشق و خیانت, حوادث, داغ ۲۲۷ نظر »

هفت تیر ۷tir.com :جلسه محاکمه مردي که جواني را در خانه اش ديده و او را به خاطر ارتباط با همسرش به قتل رسانده بود، در شعبه ۷۴ دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما در جلسه محاکمه ديروز ابتدا آرش سيفي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت؛ نادر ۳۴ساله که از زمان وقوع قتل در روز هشت خردادماه سال گذشته در بازداشت به سر مي برد، متهم است جواني به نام «م.» را با ضربات قمه به قتل رسانده است. مطابق اقارير متهم و ساير مدارک موجود در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.در ادامه اولياي دم مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.سپس نادر به دفاع از خود پرداخت. وي اتهام قتل را قبول کرد و گفت؛ دو سال قبل از حادثه بود که متوجه شدم همسرم با مردي به نام «م.» ارتباط دارد. البته اوايل به گفته هاي مردم توجهي نداشتم و سعي مي کردم حرف هايشان را نشنوم. ما با «م.» هم محلي بوديم و من دقيقاً او را مي شناختم. يک سال و نيم پيش در همان شرايط که تلاش مي کردم به همسرم بدبين نشوم «م.» را در پاگرد واحد آپارتماني ام ديدم. با خواهش و تمنا و نصيحت از او خواستم از زندگي ام بيرون برود. من عاشق همسرم بودم و آنقدر دوستش داشتم که نمي خواستم حرف هايي را که در مورد او مي زدند باور کنم، بعد که به خانه رفتم با همسرم هم صحبت کردم و از وي خواستم به کارهايش پايان دهد. او هم قبول کرد. با اين حال براي اطمينان بيشتر خانه ام را عوض کردم. چندي بعد متوجه شدم «م.» آدرس جديد خانه ام را پيدا کرده است. متهم ادامه داد؛ مجبور شدم دوباره به محل ديگري نقل مکان کنم. فکر مي کردم «م.» ديگر دست از سر همسرم برداشته است تا اينکه دوباره متوجه زمزمه هايي شدم که عليه همسرم مطرح مي شد. با اين حال هنوز هم همسرم را دوست داشتم و حاضر نبودم حرف نامربوطي را در موردش قبول کنم. روز حادثه سر کارم بودم که يکي از آشنايان با من تماس گرفت و گفت «م.» را اطراف خانه ام ديده است. بلافاصله به سمت منزل به راه افتادم، وقتي رسيدم با کليد در را باز کردم و وارد خانه شدم و ديدم «م.» در کنار همسرم است. آنقدر عصبي شدم که کنترل خودم را از دست دادم. با قمه يي که در دست داشتم سه ضربه به «م.» زدم. همسرم خيلي ترسيده بود و فرياد مي زد. با اينکه خيلي دوستش داشتم اما نتوانستم تحمل کنم و با قمه به او هم ضربه زدم، بعد هم خودم را به پليس معرفي کردم.قاضي تردست در ادامه جلسه دادگاه را غيرعلني اعلام کرد تا همسر نادر نيز تحت محاکمه قرار گيرد. همسر نادر در مرحله دادسرا به داشتن ارتباط با مقتول اعتراف کرده و در بخشي از سخنانش گفته بود؛ من شوهرم را دوست داشتم و دلم نمي خواست با مقتول رابطه داشته باشم اما وقتي به «م.» گفتم که ديگر نمي خواهم وي را ببينم، تهديدم کرد که به شوهرم خبر خواهد داد. مقتول به زور با من رابطه برقرار مي کرد و حتي زماني که فهميد شوهرم از ماجرا مطلع شده است، دست برنداشت. ما چندين بار هم خانه مان را عوض کرديم ولي «م.» همچنان مرا تهديد و وادار مي کرد کاري را انجام دهم که دوست نداشتم. تا اينکه شوهرم روز حادثه سرزده به خانه آمد و او را کشت. ضربه يي که به من زده بود هم بسيار عميق بود اما من به طرز معجزه آسايي نجات پيدا کردم.قضات شعبه ۷۴ پس از شنيدن دفاعيات همسر متهم در جلسه يي غيرعلني براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند. خیانت

بازدید خوانندگان هفت تیر از نمایشگاه کتاب . جمعه ۲۰ اردیبهشت

.
برچسب ها: خیانت ، متهم ، دادگاه ، قتل ، قمه ، همسر ، شوهر ، عشق ، محاکمه - همسرم دوست پسر دارد - پارتینر

اردیبهشت ۰۸

مرد صاحبخانه دوستش را که با همسر او رابطه نامشروع داشت به قتل رساند

عشق و خیانت, حوادث ۸۳ نظر »

The image “http://www.negaheno.net/akhbar/1385/Khordad/32-01.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
هفت تیر ۷tir.com
: مردي که پس از ورود به خانه اش متوجه حضور يک بيگانه شده و وي را کشته بود پس از دو بار تبرئه از اتهام قتل، بار ديگر در دادگاه تجديدنظر استان تهران محاکمه مي شود.

به گزارش خبرنگار ما اين پرونده جنايي ۷ سال پيش در پيشواي ورامين گشوده شد و کارآگاهان جنايي تحقيقات خود را پيرامون قتل مردي به نام اسماعيل که در خانه يکي از دوستانش مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته و کشته شده بود، آغاز کردند. محمد - مرد صاحبخانه - در همان مراحل اوليه تحقيق به کشتن اسماعيل اقرار کرد و گفت؛ روز حادثه وقتي در حياط را باز کردم متوجه شدم غريبه يي در خانه ام است، از لاي پنجره که نگاه کردم اسماعيل و همسرم خديجه را در وضعيت نامناسبي ديدم، به همين خاطر به طرف آشپزخانه که در گوشه حياط بود رفتم تا چاقويي بردارم، در همين هنگام فرزند کوچکم مرا ديد و با صداي او که مرا خطاب مي کرد خديجه و اسماعيل به خودشان آمدند. به محض اينکه به داخل ساختمان رفتم، چاقو به دست به سمت همسرم يورش بردم ولي اسماعيل سر راهم قرار گرفت. خديجه فرار کرد و من دوستم را با چاقو زخمي کردم. او همان طور که خونريزي داشت التماس مي کرد وي را ببخشم اما چون از نظر من مهدورالدم بود وي را کشتم.

پس از اعترافات محمد، همسر وي نيز بازداشت شد و تحت بازجويي قرار گرفت. او گفت؛ اسماعيل به واسطه دوستي با شوهرم مرتب به خانه ما رفت و آمد داشت و به اين ترتيب رابطه با مرا آغاز کرد. من هرگز قصد نداشتم به شوهرم خيانت کنم و اسماعيل مرا وادار به اين کار مي کرد. در مورد روز حادثه نيز حرف هاي شوهرم صحت دارد. با اتمام تحقيقات مقدماتي پرونده اين جنايت به دو بخش تقسيم شد و قاضي شعبه دوم دادگاه عمومي ورامين محاکمه خديجه را به اتهام زناي محصنه برعهده گرفت. از سويي مقرر شد محمد نيز در شعبه اول دادگاه عمومي پاي ميز محاکمه برود. خديجه در جلسه محاکمه خود اتهام زناي محصنه را رد کرد و گفت؛ هر چند با اسماعيل رابطه نامشروع داشتم اما اين رابطه هرگز در حد زنا نبود.

شوهر خديجه نيز که در جلسه دادگاه حضور داشت از همسرش حمايت کرد و گفت؛ خديجه هيچ گاه مشکل اخلاقي نداشت و من به غير از روز حادثه مورد خاصي از او نديده بودم.

به اين ترتيب خديجه از اتهام زناي محصنه تبرئه و به خاطر رابطه نامشروع به شلاق محکوم شد. اين زن در حالي آزاد شد که شوهرش همچنان به اتهام قتل عمد در زندان به سر مي برد. هنگامي که نوبت محاکمه محمد فرا رسيد وي بار ديگر اعترافات اوليه اش را تکرار کرد و گفت با توجه به مشاهداتش در روز حادثه به اين يقين رسيده بود که اسماعيل مهدور الدم است. پس از دفاعيات متهم قاضي دادگاه، او را از هرگونه اتهامي تبرئه کرد اما در شرايطي که بايد اين مرد آزاد مي شد به خاطر اعتراض اولياي دم اسماعيل، وي همچنان در زندان ماند. به اين ترتيب رسيدگي مجدد به پرونده محمد به تعويق افتاد تا اينکه پرونده او ديروز به شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد. اکنون محمد قرار است در شرايطي تحت محاکمه قرار گيرد که بدون هيچ محکوميتي همچنان در زندان به سر مي برد.

اردیبهشت ۰۸

دختر صددرصد ايده‌ آل من

عشق و خیانت, مطالب ادبي و تاريخي, داغ ۱۱۰ نظر »

دختر ایده آل
عکس تزئینی
هفت تیر ۷tir.com : در یک صبح زیبا از کنار دختر صد در صد ايده‌ آلم رد مي‌شوم.
راستش را بخواهيد، آن‌قدر‌ها خوشگل نيست. هيچ ويژگي خاصي ندارد. لباس‌هايش ابداً استثنائي نيستند. از خواب بيدار شده و مو‌هاي پشت سرش تاخورده است. جوان هم نيست (بايد سي ساله باشد. دختر دختر هم نيست). با اين وجود از پنجاه متری مي‌تونم بفهمم: او دختر صددرصد ايده‌ال من است. لحظه‌اي که مي‌بينمش، قلبم از سينه‌ام بيرون مي‌زند و د‌هانم مانند چوب خشک است. تيپ محبوب خود شما مي‌تواند دختري باشد که قوزک پا‌هايش، ظريف است يا چشمانش درشت و يا انگشتانش کشيده است. يا اين‌که بي‌جهت مجذوب دختري مي‌شويد که وقتش را سر غذا تلف مي‌کند. تيپ بعضي دختر‌ها هم با سليقه من جور درمي‌آيد. گاهي توي رستوران به خودم مي‌آيم و مي‌بينم خيره دختري شد‌ه‌ام که پشت ميز بغلي نشسته چون شکل بيني‌اش را دوست دارم.
اما هيچکس نمي‌تواند بگويد دختر صددرصد ايده‌الش کاملاً عين تيپي درمي‌آيد که از قبل در تصوراتش داشته. با اين‌که من به بيني توجه خاصي دارم اما شکل بيني اين دختر يادم نمي‌آيد. حتي نمي‌دانم بيني داشت يا نه. تنها چيزي که با اطمينان يادم مي‌آيد اين است که زيبايي خاصي نداشت. عجيب است. به يکي مي‌گويم:”ديروز توي خيابان از کنار دختر صددرصد ايده‌الم رد شدم.”
مي‌پرسد:”جدي؟ خوشگل بود؟”
“نمي‌شه گفت.”
“پس تيپ محبوبت بوده.”
“نمي‌دونم، اصلاً هيچي درباره اش يادم نيست. نه شکل چشاش نه اندازه سينه‌‌هاش.”
“عجيبه.”
“درسته. عجيبه.”
حوصله‌اش سررفته. مي‌گويد: “خوب بهرحال، چيکار کردي؟ رفتي با‌هاش حرف زدي؟ دنبالش راه افتادي؟”
“نه. فقط تو خيابون از کنارش رد شدم.”
اون داره از شرق به طرف غرب مي‌ره و من از غرب به طرف شرق. صبح واقعاً زيباي آوريل است.
کاش مي‌توانستم با‌هاش حرف بزنم. نيم ساعت کفايت مي‌کرد. فقط مي‌خواستم از خودش بگويد. من هم از خودم مي‌گفتم. خيلي دوست داشتم پيچيدگي‌‌هاي تقديرمان را برايش توضيح بدهم که صبح‌گاه زيباي آوريل ۱۹۸۱ به گذشتن ما از کنار هم در يکي ازخيابان‌‌هاي فرعي ‌هاراجوکو منجر شده است. درست مانند ساعتي قديمي‌که به هنگام برقراري صلح جهاني ساخته شد۱، برخورد ما بايد مملو از مکتومات مهيج باشد.
مي‌توانستيم بعد از پياده روي، جائي نا‌هار بخوريم. شايد به تماشاي يکي از فيلم‌هاي وودي آلن مي‌رفتيم، در بار هتلي کوکتيل مي‌نوشيديم. آنوقت اقبالمان بالاخره کارمان را به تختخواب مي‌کشاند.
شانس بهم روکرده است.
حالا فاصله مان از پانزده يارد کمتر شده است.
چه‌طوري بهش نزديک شوم؟ چه بگويم؟
“صبح بخير دخترخانوم، فکر مي‌کنين بتونين نيم ساعت از وقتتون رو صرف يه مکالمه کوتاه بکنين؟”
مسخره است. شبيه دلال‌‌هاي بيمه مي‌شوم.
“ببخشيد، مي‌دونين اين دوروبرا خشکشويي شبانه روزي پيدا مي‌شه يا نه؟”
نه اين هم مسخره است. هيچ رخت چرکي هم همراهم نيست. به خرجش نمي‌رود.
شايد اگر حقيقت محض را بگويم کارسازتر باشد. “صبح بخير، شما دختر صددرصدايده‌ال من هستيد.” نه باورش نمي‌شود. اگر هم باور کند، شايد دلش نخواهد با من حرف بزند. شايد بگويد: متأسفم، من دختر صددرصد ايده‌ال شما هستم اما شما پسرصددرصد ايده‌ال من نيستيد. شايد همين‌طور شود. و اگر توي همچين موقعيتي قرار بگيرم، خرد مي‌شوم و هرگز از اين ضربه بهبود نمي‌يابم. من سي ودو سال دارم و پيري که مي‌گويند يعني همين.
جلوي يک گل‌فروشي از کنار هم رد مي‌شويم. توده کوچکي از هواي گرم به پوستم مي‌خورد. آسفالت خيابان مرطوب است و عطر گل‌هاي رز به مشامم مي‌رسد. نمي‌توانم خودم را راضي به صحبت با او کنم. پليور سفيدي به تن دارد و در دست راستش، پاکت نامه سفيدي را حلقه کرده که فقط يک تمبر کم دارد. از چشمان خوابالودش معلوم است براي کسي نامه نوشته. لابد شب قبل را تماماً صرف نوشتن اين نامه کرده. شايد تمام راز‌هايش توي اين پاکت باشد. چند قدم ديگر جلو مي‌روم و وقتي برمي‌گردم: بين جمعيت گم شده است.
البته حالا خوب مي‌دانم چه بايد مي‌گفتم. مي‌توانستم سخنراني دورودرازي بکنم. شايد آن‌قدر دورودراز که نتوانم سرو تهش را هم بياورم. هيچکدام از ايده‌‌هايي که به ذهن من خطور مي‌کنند در عمل چندان درست از آب درنمي‌آيند.
اوه، خيلي خوب، مي‌توانستم اين طوري شروع کنم:”روزي….روزگاري” و اين طوري تمامش کنم:”داستان غم انگيزي بود، نه؟”
روزي روزگاري، دختر و پسري زندگي مي‌کردند. پسر هجده سالش داشت و دختر شانزده سال. نه پسر آن‌قدر‌ها خوش تيپ بود و نه دختر چندان خوشگل. پسر تن‌هاي معمولي و دختر تن‌هاي معموليي بودند، مثل بقيه مردم. اما قلباً باور داشتند که جايي روي کره زمين، دختر صددرصد ايده‌ال و پسر صددرصد ايده‌الشان وجود دارد. بله آن‌‌ها به معجزه اعتقاد داشتند. معجزه اي که واقعاً اتفاق افتاد.
روزي در گوشه اي از يک خيابان به هم برخوردند.
پسر گفت: “شگفت انگيزه! همه عمر دنبال تو گشته ام. شايد باورت نشه اما تو دختر صددرصد ايده‌ال من هستي.” و دختر هم گفت:”و تو هم پسرصددرصد ايده‌ال من. عيناً همون طوري هستي که تصور مي‌کردم. انگار دارم خواب مي‌بينم.”
روي نيمکتي در پارک نشستند، دستان هم را گرفتند و ساعت‌هاي متمادي داستان زندگي خود را براي همديگر تعريف کردند. ديگر تن‌ها نبودند. نيمه صددرصد ايده‌ال خود را يافته بودند و نيمه صددرصد ايده‌الشان نيز آن‌‌ها را يافته بود. چقدر عالي است که نيمه صددرصد ايده‌ال خود را بيابي و نيمه صددرصد ايده‌الت نيز تو را بيابد. اين يک معجزه بود. معجزه هستي.
اما همين‌طور که نشسته بودند و صحبت مي‌کردند، تاروپود بسيار ريز شک در قلب‌هايشان ريشه مي‌دواند: طبيعيه که رويا‌هاي آدم به همين سادگي به حقيقت بپيوندند؟ به اين ترتيب وقتي سکوتي زودگذر بينشان حکمفرما شد، پسر به دختر گفت:”بيا خودمونو محک بزنيم.. فقط يه بار. اگر ما دوتا واقعاً عاشقاي صددرصدايده‌ال هم باشيم، يه روزي يه جايي بي بروبرگرد همديگه رو مي‌بينيم. و وقتي اين اتفاق افتاد و مطمئن شديم عاشقاي صددرصد ايده‌ال هم هستيم، همونجا و همون لحظه با هم ازدواج مي‌کنيم”.
دختره گفت:”درسته، دقيقاً بايد همين کارو بکنيم.”
اين طوري بود که از هم جدا شدند. دختر به سمت شرق رفت و پسر به سمت غرب.
اما آزمايشي که رويش توافق کردند، هيچ لزومي‌نداشت. نبايد زيربارش مي‌رفتند بخاطر اين‌که واقعاً عاشقان صددرصد ايده‌ال هم بودند و ملاقاتشان يک معجزه بود. اما آن‌قدر جوان بودند که نتوانستند اين را بفهمند. امواج سرد و لاقيد تقدير، جبارانه آن‌‌ها را به پيش بردند.
زمستان روزي، دختر و پسر هر دو گرفتار آنفلوآنزاي وحشتناک فصلي شدند و بعد از هفته ‌ها سرگرداني بين مرگ و زندگي، خاطرات تمامي‌سال‌هاي گذشته از ذهنشان پاک شد. وقتي بيدار شدند، سرشان مثل قللک دي.اچ لورنس کودک، خالي خالي بود.
با اين وجود آن دو آدم‌هاي باهوش و مصممي‌بودند و با تلاش‌هاي بي‌امان توانستند بارديگر علم و شعوري را بدست آورند که آنان را به حالت شهروندي کامل برگرداند. شکر خدا، چنان شهروندان برجسته‌اي شدند که مي‌توانستند مسيرشان را از يک خط مترو به خط ديگر عوض کنند و در اداره پست نامه‌اي سفارشي بفرستند. در واقع، حتي عشق را دوباره تجربه کردند. عشقي با ميزان هفتادوپنج يا حتي هشتادوپنج درصد را.
زمان با سرعتي سرسام آور گذشت و خيلي زود پسر سي و دو ساله شد و دختر سي ساله.
يک روز صبح زيباي آوريل، در جستجوي فنجاني قهوه براي آغاز روز، پسر از غرب به سمت شرق مي‌رفت، و در همين اثنا، دختر براي ارسال نامه اي سفارشي از سمت شرق عازم غرب بود. هردو در خيابان فرعي و تنگ محله ‌هاراجوکوي توکيو بودند. وسط‌هاي خيابان از کنار هم گذشتند. لحظه‌اي کوتاه، سوسوي خفيفي از خاطرات فراموش شده بر قلبشان تابيدن گرفت. تلاطمي‌در سينه ‌هاي هر دو افتاد. و فهميدند که:
اون دخترصددرصد ايده‌ال منه.
اون پسر صددرصد ايده‌ال منه.
اما تابش خاطراتشان بي‌رمق بود و افکارشان وضوح چ‌هارده سال قبل را نداشت. بي‌هيچ کلمه اي از کنار هم رد شدند و براي هميشه بين جمعيت گم و گور شدند.
داستان غم انگيزي بود، نه؟
همينه، بايد همينارو بهش مي‌گفتم.

اردیبهشت ۰۳

ادعاي دروغين زن شوهر دار برای براي پنهان کردن رابطه غير اخلاقي

عشق و خیانت, زنان، دختران و خانواده, جامعه, اخبار ايران, حوادث, اخبار داغ, داغ ۲۴۶ نظر »

هفت تیر ۷tir.com : زن جوان براي تبرئه خود از روابط مخفيانه اش ادعا کرد که سه پسر دانش آموز او را ربوده و مورد تعرض قرار دادند.

چندي پيش زن جواني که خود را شيوا معرفي مي کرد به ماموران پليس مراجعه کرد و مدعي شد سه پسر جوان او را ربودند و قصد آزار وي را داشتند.

اين زن در توضيح ماجرا گفت؛ صبح از خانه بيرون آمدم و به قصد رفتن به دانشگاه سوار ماشين شدم، به جز راننده دو جوان سوار بر خودرو بودند به همين خاطر شک نکردم و مطمئن شدم که راننده مسافرکش است. مقداري از مسير را که طي کرديم من يکدفعه متوجه شدم که از مسير اصلي خارج شده ايم. هرچه داد و فرياد کردم فايده يي نداشت. سه پسر جوان مرا به بيابان کشاندند و شروع به عکسبرداري از من کردند و مي خواستند مرا مورد آزار قرار دهند. در همين لحظات بود که متوجه شدم يک وانت از جاده خاکي مي آيد. با داد و فرياد کمک خواستم و سه مردي که درون وانت بودند به من کمک کردند اما سه پسر متعرض متواري شدند.

با اعلام شکايت اين زن تحقيقات پليس آغاز شد و ماموران موفق شدند يکي از سه پسر متهم را دستگير کنند. وي اتهام آدم ربايي را رد کرد و در توضيح ماجرا گفت؛ من دانش آموز سال آخر دبيرستان هستم و چند ماه قبل با اين زن آشنا شدم. اوايل نمي دانستم او شوهر دارد و فکر مي کردم که مجرد است به همين خاطر رابطه ما بيشتر شد. روز حادثه مطابق قرار قبلي من اين زن را سوار ماشين کردم در حالي که دو دوستم هم سوار ماشين بودند براي برقراري رابطه غيراخلاقي با هم مطابق قرار به بيابان هاي اطراف رفتيم.

دقايقي بعد وانتي به طرف ما آمد، اين زن که ترسيده بود با داد و فرياد از ما دور شد و به طرف وانت رفت، او ترسيده بود و فکر مي کرد که دستگير و رازش فاش مي شود. به همين خاطر چنين کاري را انجام داد و بعد هم به دروغ عليه من و دوستانم شکايت کرد.

با اظهارات اين پسر جوان ماموران پليس تحقيقات گسترده خود را آغاز کردند. بررسي هاي نامحسوس پليس نشان داد زن شاکي شيوا نام ندارد و ادعاي او دروغ بوده است. آنها همچنين دريافتند اين زن خانه دار است و چند سال قبل ازدواج کرده و با ميل خود به همراه سه پسر جوان رفته است.

بنابراين زن جوان بار ديگر بازجويي شد. او گفت؛ به خاطر اختلافات شديدي که با شوهرم داشتم، رابطه سردي بين ما بود. به همين خاطر با پسر جوان رابطه برقرار کردم. من نمي دانستم او دوستانش را هم همراه خودش آورده است وقتي به بيابان رسيديم متوجه شدم يک وانت به سمت ما مي آيد، خيلي ترسيدم و براي تبرئه کردن خودم مجبور شدم به سرنشينان وانت بگويم سه پسر مرا ربوده اند. پليس براي انجام تحقيقات بيشتر زن جوان و سه پسر متهم را بازداشت کرد و تحقيقات از آنها ادامه دارد.

.

برچسب ها : رابطه غیر اخلاقی ، پلیس ، زن ، جوان ، ترس

اسفند ۲۶

آنچكه زنان هنگام ملاقات با مردان به آن توجه ميكنند

زنان، دختران و خانواده, عشق و خیانت, مقالات, آموزش متفرقه, داغ ۹۶ نظر »

دوست دختر عشق دوست داشتن ازدواج
هفت تیر ۷tir.com : وقتي مردي يك زن را مورد توجه قرار ميدهد، قوه تخيلـش بكار مي افتد. در اغلب موارد اينكه او چه چيـزي پوشـيـده است اهميت ندارد. براي مردان، قوه تــخيـل باعـث ايـجـاد پيش بيني ها و اميد به آشنايي ميگردد!

از طرف ديگر هنگامي كـه يـك زن مـردي را مـورد توجه قرار مــي دهــد، بــندرت در وحله اول تفكرات جنسي در مورد او بـه ذهـنـش خطور ميكند. بيـشتر احتمال دارد كه وي او را مورد توجه قرار دهد به اين دليـل كه شبـيه مردي است كه ميتواند از خود به لـحاظ جسماني، احساسي و مالي مراقبت نمايد و بـنــظر ميرسد كه ميتواند بر اغلب چالشها و سختي هاي زندگي فائق آيد.

متاسفــانـه بـرخـي از مــردان بسياري از ارزشـهـاي والاي انساني را ناديده گرفته و وقـتـي زنـي را مـورد تـوجـه قـرار مي دهند، دو فكر نكوهيده و ناپسند زير به سرعت از ذهنشان خطور مينمايد:

۱- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسيد؟

۲- روابط جنسي او چگونه خواهد بود؟

هنگامي كـه زنـان مـردي را مورد توجه قرار مي دهند، معمولا سه فكر از ذهنشان عبور ميكند:

۱- آيا شاغل است؟

۲- آيا شغل خوبي دارد؟

۳- آيا او ميتواند شغل خوبي را تـا مـدتي كـافي حفظ كند تا هر دو بتوانيم از مـنفعت آن بهرمند شويم؟

شايد اين دليل آن باشد كه چرا مردان احـساس ميكنند پذيرفته شدن آنها توسط يك زن منوط به گذراندن يك تست مشكل در مورد وضعيت جسماني و ماليشان است.

مردها نگاهي سر سري دارند، زن ها موشكافانه ميبينند

بـرخـلاف بـاور عـمومي، زنـها بـيشتر از مردان به مسائل ديداري اهميت مي دهند. آنـها تـمايل دارنـد آنچه را كه دوست دارند ببينند. اين ديدن لـزوما همـراه با خـيـره شـدن و زل زدن نيست و لزومي ندارد كه آن چيز كاملا واضح و آشكار باشد. يك نـگـاه گذرا كافيست كه تمام جزئيات در ذهن آنها ثبت گردد. مردان تحسين مي كنـنـد زنـان تـفتيش؛ يك زن ممكن است قبل از اينكه چشم در چشم يك مرد دوخته باشد و يـا ايـنـكه توجهش را به خود جلب نموده باشد، بخواهد تصميم به علاقمند شدن به آن مرد بگيرد.

مـردان پـستي بلندي ها و برجستگي ها را مورد توجه قرار مي دهـنـد، زنان ساخـتـار و بـنيان را. آنها به چشمها، دستها، دندانها، لبـخـند و كلاس مردان نـيـز توجه مي كـنـنـد. زنهايي كه بيشتر به خصوصيات وجودي مردان اهميت مي دهنـد، به مردان صادق، اهل گردش روي، قابل اعتماد و با استيل، زيرك، خوش مشرب و باكلاس توجه ميكنند. چنين مرداني به عـنـوان افرادي دوست داشـتـني، مـهربان و علاقمـنـد بـه ديـگران درنظر گرفته مي شوند. آنها محدوده وسيعي از تماسها و بـرخـوردهاي شـخـصي را ايجاد و نگهداري ميكنند.

زن ها از چشمهايشان بـراي برقراري ارتبـاط با مـرد مورد علاقه خود استفاده ميكنند. از طرف ديگر مردها، از تماسهاي چشمي و ديداري در مورد زن مورد علاقه خود اجتناب مينمايند.

با اينكه زنها مي گويند كه دوست ندارند يك مرد به بدن آنها خيره شود، وقتي مـردي كه ممكن اسـت به او عـلاقمند باشند عميقا در چشمهايشان نگاه ميكند، بدون اينـكه ابراز كنند، احساس شعف و شادماني بسيار مي نمايند. مردي كه ميداند براي انتقال علاقه خود به همسر آينده اش چگونه بايد از چشمهايش استفاده كند موفقتر از مردي خواهد بـود كه از نگاه كردن مستقيم به چشمهاي زن مورد علاقه اش خودداري مي كند. تبادل تماسهاي چشمي مرحله آغازين ابراز علاقه محسوب ميگردد.

چگونه ميتوانيد او را علاقمند نگهداريد؟

راز چشم ها

موثرترين روش نگاه كردن به همسر آينده تان چيست؟ از او مي خواهيد برق دلربـايي را در چشمهاي شما ببيند؟ مستقيما در چشمهايش نگاه كرده، گويي كه مي خـواهيد او را هيپنوتيزم كنيد، لبخند بزنيد و با خود بينديشيد: ” آنچه را كه ميبينم دوسـت دارم. ” توجه داشته باشيد كه نگاه شما بايد عاري از شهوات نفساني باشد چراكه زنها خيلي راحت ميتوانند به اين موضوع پي ببرند و پيامدش كاملا مشخص است.

بكار بردن موثر و صحيح چـشمها در مـورد يك زن دو هدف را دنبال ميكند. اول اينكه شما علاقه خود نسبت به او را ابراز مي داريد. دوم اينكه ميتوانيد آنچكه او از طريق تماسهاي چشمي سعي در بيانش دارد را تشخيص داده و حدس بزنيد. روي بـرگـردانـدن از يك زن بعد از اينكه با او تماس چشمي برقرار نموديد، بيانگر ضعف و سستي مي باشد. وقتي براي اولين بار با زن مورد علاقه خود تماس چشمي برقرار كرديد، اجازه دهيـد كـه او اين تماس را قطع كند. ممكن است احساس ناراحتي كنـيد، امـا امـتـحان كـنـيـد؛ اين روش جواب ميدهد!

اغلب زنها مي توانند بگويـند كه آيا يـك مـرد چشم هاي خـائن، چشم هاي دروغگو، چشم هاي متقلب، چشم هـاي مـتــاهل، چشمهاي منحرف و چشمهاي صادق دارد يا خير.

چنانچه مردي از چشمهايش به صـورتي نادرست استفـاده كند، مـمـكن اسـت شـانس موفقيت در برگزيدن همسر مورد علاقه اش را از دست بدهد. زنها قوه درك بالايي دارند. آنها مي تـوانند از نگاه يك مرد احساس كنند كه آيا او صادق و قابل اعتماد است يا خيـر.

اگر مردي از بـرقراي تـمـاس چشمـي بـا زن مـورد عـلاقـه اش خـودداري كـنـد، پـيـغـامـي ميفرستد مبني بر نداشتن تجربه كافي درمورد زنها،خجالتي بودن و عدم اعتماد بنفس و اگر خيلي شديد به وي خيره شود، باعث ناراحتي او خواهد شد. مـردانـي كـه تـجـربـه زيادي در مورد زن ها ندارند بصورت شهواني و نادرست به آنها نگاه ميكنند. مرداني كـه نگاهي مطمئن حاوي پيغام ” ميتوانم ترا داشته باشم!” ، بـه همسر آينده اشان دارند، او را مجذوب خودشان ميكنند.

بغير از اينكه زن هـا دستان يـك مـرد را براي اينكه ببيند آيا حلقه ازدواج دارد يا خير، نگاه ميـكنند، يك دليل ديگر را نيز دنبال ميكنند. اگر انگشت انگشتر يك مرد از انگشت سبابه او بلندتر باشد، مفهومش اين است كه سطح تستوسترون ( تستوسترون هورموني در بدن است كه براي تحركات جنسي، تنظيم مقدار چربي، نگهداري عضلات، تعديل قند و فشار خون و جلوگيري از افسردگي مورد نياز است ) بـالايي دارد. اگـر انـگشـت انـگشتر كوتاه تر از انگشت سبابه باشد، مقدار تستوسترون كمتر از ميزان متوسط آن است.

مـردها به سادگي و به اندازه زنها لبخند نمي زنـنـد. اگـر يـك زن خـوشـحـال بـاشـد و يـا احساسات مسرت بخشي را تجربه كند، لبخند ميزنـد. در ميـهمـاني هاي فاميلي خود اگر دقت كنيد كمتر مردي را ميـبينيد كه لبخند بر چهره اش باشد. اغلب آنها طوري بنظر ميرسند كه گويي از حضورشان در ميهماني خوشنود نيستند.

افراديكه داراي چهره اي مـعمولي هستـند و لبخند ميزنند اغلب جذاب تر از مردان خوش قيافه و زنـان زيـبـايي هستند كه لبخند نميزنند.

لبخند يك مرد نشان دهنده دلربايي، خوش بيني، مهربـانـي و با احـسـاسي او اسـت و بيانگر آن است كه آنچه را كه مي بينـد دوسـت دارد و از هـمه مـهمتر شخصي است كه مي توان با او ارتباط برقرار نمود. هنگاميكه ما لبخند ميزنيم عضـلات صـورتمان سيستم عصبي را براي توليد هورمون خاصي بنام “مورفين مغزي” تحريك ميـنمايد. ايـن هورمون در ما احساسي دلپذير و آرامش بخش ايجاد ميكند. ترشح آن يك اثر بي حـسي نـيز به دنبال خواهد داشت.

اكنون وقت آن رسيده كه بيشتر از يك مرد معمولي باشيد.

نقطه نـظر زنها اغلب مردان افرادي معمولي مي باشند امـا برخي از مردان از لحاظه درجه و رتبه ارجحـيـت دارنـد. زنان كلاس يك مرد را چگونه تعريف ميكنند؟ كلاس مانـنـد يك رنگين كمان است. زنها نمي دانند كه كلاس را چـطـور بـايـد تـعـريف كنند، اما وقتي آنرا مي بـيـنـنـد مـتـوجه اش ميـگردند. يـك تـجـلي خاص بهمراه هر مرد با كلاس وجـود دارد. او طوري رفتار مي نمايد كه توجه هر زني را به خـود معطوف ميكند.

يـك مرد باكلاس هر چيزي را با استيل انجام مي دهـد. در عين حال متظاهر و خودنما نمي باشد. او مجبـور نيـست كلاسش را به رخ ديگران بكشد. او به همان اندازه اي كـه بـه خـودش عـلاقه دارد، بـه ديـگران نيز علاقمنـد اسـت. او ميتواند متواضع و فروتن باشد.از همه مهمتر او با همه زنها با احترام و عزت رفتار ميكند.

يك مرد بـعـد از مـلاقات بـا همسر آينده خـود در يـك مـيهماني چهار چيز را بخاطر خواهد سپرد:

۱- آيا با او رقصيد؟

۲- آيا او را بوسيد؟

۳- آيا به او شماره تلفن داد؟

۴- آيا شبي كه او را ملاقات كرد با او صحبتهاي عاشقانه رد و بدل نمود؟

يك زن نـيز بعد از اين كه همسر آينده اش را ملاقات نمود همين مسائل را به ياد خواهد سپرد. اگر چه زنها موارد زير را نيز در مورد شوهرشان به ياد خواهند داشت:

۱- چگونگي برقراري ارتباط اوليه توسط او

۲- لباس او

۳- ادوكولون او

۴- نوشيدني و غذايي كه براي خوردن انتخاب كرد

۵- آيا مرد با ادب و با تربيتي بود؟

۶- آيا با مردها و زنهاي ديگر برخوردي داشت؟ و اگر داشت چگونه

۷- آيا او را خنداند؟

قيافه زيبا همه چيز نيست

اين باور كه زنها فقط به مردهاي خوش تيپ و خوش اندام توجه ميكنند افسانه اي بيش نيست. مرداني كه خود را براي تحت تاثير گذاشتن ديگران آماده ميـكنند، مـهربان و اهل گردش هستند و خوش مشربي خويش را به نمايش مي گذارند، كـسـاني هــستند كه براي زنان ديگر جنبه رقابتي پيدا مي كنند. وقـتـي در مورد آن فـكر كـنيد، بـه بـسياري از مسائل پي خواهيد برد.

از آنجايي كه لباسـها معمولا ۹۵ درصد از بدن يك مرد را ميپوشانند، منطقي است كه از زنها انتظار داشــته باشيد كه به آنچه كه بر تن داريد توجه كنند. همچنين مرداني كه با مـردان و زنـان ديگر معاشرت مي كـنـند، نـا اميد و افسرده بـه نـظـر نـمي رسنـد. زن ها احساسات خود را دنبال كرده و به آنها پاسخ ميدهند. خنده برانگيزنده احساس مسرت است، و زنها عاشق خنديدن مي باشند. اين نكته را هنگاميكه به دنبال همسري براي خود ميگرديد به ذهن بسپاريد.

قبلی : چگونه می توانید به علاقه یک زن به خودتان پی ببرید
.
چگونه - زنان - عشق - جلب توجه - مردان - زنها - مردها - دوست داشتن - ابراز عشق - چگونه - چطور

اسفند ۲۲

خيانت زن فيلمبردار قتل شوهرش را رقم زد

عشق و خیانت, اخبار ايران, حوادث ۱۰۸ نظر »

زن خیانت کار
عکس تزئینی
هفت تیر ۷tir.com : زن فيلمبرداري که در پي رابطه با يک مرد همسرش را قرباني خيانت خود کرده بود به اتفاق همدستانش دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما راز خيانت شهره زن جوان، ۷۲ ساعت بعد از اينکه جسد شوهرش در بيابان هاي اطراف قزوين پيدا شد توسط ماموران پليس برملا شد.چندي پيش ماموران گشت پليس قزوين در يک منطقه بياباني جسد مردي جوان را پيدا کردند که دست و پايش با طناب بسته شده بود و به نظر مي رسيد وي خفه شده است چراکه دهان او نيز با پارچه بسته شده بود.با انتقال جسد به پزشکي قانوني و بررسي مشخصات افرادي که نامشان در ليست مفقودي ها بود مشخصات فردي به نام احمد به دست آمد که شباهت زيادي به جسد داشت. بنا بر اين خانواده احمد از جمله همسرش شهره براي شناسايي هويت جنازه به پزشکي قانوني فراخوانده شدند و تاييد کردند جسد متعلق به احمد است. نحوه قتل احمد ظن کارآگاهان نسبت به اين موضوع که وي به دست همسرش کشته شده است را برانگيخت و به همين خاطر شهره زير نظر گرفته شد. او سپس وقتي در برابر سوالات پليس قرار گرفت با گفته هاي ضد و نقيض اش شک کارآگاهان را دوچندان کرد. در نهايت با توجه به مدارک به دست آمده، شهره بازداشت شد و در بازجويي هايي فني - پليسي از خيانت به شوهرش پرده برداشت و عاملان قتل احمد را معرفي کرد. وي گفت؛ ماه ها پيش با مرد همسايه رابطه برقرار کردم وي که حسين نام دارد خيلي نسبت به من ابراز علاقه مي کرد. من و شوهرم فيلمبردار مجالس هستيم و حسين در مراسم مختلف اعضاي خانواده اش از من مي خواست وظيفه فيلمبرداري را برعهده بگيرم. من سه فرزند داشتم و زندگي ام خوب بود، اما حسين آنقدر نسبت به من ابراز علاقه کرد که اغفال شدم. او به من گفت براي اينکه بتوانيم با هم ازدواج کنيم بايد از احمد جدا شوم اما نگران بچه هايم بودم و در نهايت حسين تصميم به قتل احمد گرفت.وي ادامه داد؛ روز حادثه حسين به بهانه اينکه مهماني خانوادگي دارد از احمد خواست تا همراهش برود، شب که شد مرد همسايه برگشت و به من گفت شوهرم را کشته است.با اعتراف اين زن، پليس حسين را دستگير و اين مرد به قتل احمد اعتراف کرد. وي گفت؛ از ازدواج با همسرم راضي نبودم و به همين خاطر هم علاقه يي به او نداشتم تا اينکه شهره زن همسايه را ديدم و به او دل بستم. شهره فيلمبردار مجالس بود و من براي چند مجلس خانوادگي که داشتيم او را دعوت کردم و اين طور بود که ارتباط ما بيشتر شد. فکر مي کردم واقعاً عاشق او شده ام و بدون شهره نمي توانم زندگي کنم، به وي اصرار مي کردم از همسرش جدا شود و طلاق بگيرد اما وي قبول نمي کرد و گفت نمي تواند از بچه هايش جدا شود. به همين خاطر تصميم گرفتم احمد را بکشم تا بتوانم با شهره ازدواج کنم.مرد متهم ادامه داد؛ روز قبل از قتل ابتدا نقشه ام را با يکي از دوستانم و يکي از اقوامم در ميان گذاشتم. شب حادثه به بهانه فيلمبرداري احمد را به بيرون از خانه کشاندم و بعد سوار ماشين شديم، در راه من به جاده خاکي پيچيدم و در اين هنگام به همراه دو همدستم دست و پا و دهان احمد را بستيم و وي را خفه کرديم.با اعترافات اين مرد همدستانش نيز دستگير شدند و پرونده با قرار بازداشت شهره، حسين و همدستانش براي تحقيقات بيشتر به اداره آگاهي فرستاده شد.

.
زن - شوهر - همسر - قتل - فیلم بردار - فیلمبردار - مرد همسایه

اسفند ۱۹

طبق حکم دادگاه ایتالیا : زنان شوهر دار خیانتکار می توانند دروغ بگویند

زنان، دختران و خانواده, عشق و خیانت, اخبار جهان, اخبار داغ, داغ ۵۵ نظر »

زن خیانت به شوهر
بالاترین دادگاه تجدیدنظر در ایتالیا حکم داد زنان مزدوج ایتالیایی که به شوهران خود خیانت کرده اند، می توانند برای حفظ آبروی خود دروغ بگویند.

هفت تیر ۷tir.com : دادگاه این حکم بی سابقه را پس از مطرح شدن پرونده زنی صادر کرد که محکوم به دادن شهادت دروغ به پلیس شده بود.

این زن محکوم شده بود که به دروغ، دادن تلفن همراه خود به معشوقش را انکار کرده بود.

دادگاه تجدیدنظرحکم داد که این زن با ارائه شهادت دروغ قانون را نقض نکرده است.

در حکم دادگاه وارونه جلوه دادن حقایق برای مخفی نگه داشتن روابط خارج از چارچوب خانواده موجه دانسته شده است.

این درحالی است که انتظار می رفت در کشوری عمدتا کاتولیک مثل ایتالیا، دادگاه دید سختگیرانه تری نسبت به مسائلی چون دروغگویی و خیانت داشته باشد.

منابع خبری از این زن تنها با نام کارلا نام برده اند که ظاهرا در شهر پورتو ارکوله در ساحل توسکانی ساکن است.

در پرونده محکومیت کارلا، دادگاه او را مجرم دانسته بود که تلفن همراه خود را به جیووانی، معشوقش قرض داده است و او نیز با استف

اسفند ۱۵

چگونه می توانید به علاقه یک زن به خودتان پی ببرید

زنان، دختران و خانواده, عشق و خیانت, مقالات, داغ ۳۱۱ نظر »

قبل از اینکه مطلب را بخوانید باید خدمتتان عرض کنم که به دلیل دست تنها بودن در روزهای اخیر و گرفتاری های کاری سایت تا شنبه آپدیت نخواهد شد .
خوش باشید . سردبیر
زن علاقه عشق عاشق
هفت تیر ۷tir.com
: شـنيدن جواب رد از طـرف يـك زن بـراي مـردان اصـلا” مسئله خوشايندي نمي باشد. هيچ چيـز بـه انـدازه اينكه زن روياهايتان تقاضاي ازدواج شمـا را نـپـذيـرد، براييـتـان گـران تـمـام نـمي شود. پـيـش خـود تـصـور ميكرديد كه او به شما علاقه مند است ولي احتمالا” برداشتتان از علائم علاقمندي او اشتباه بوده است.

از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علايق رومانتيك خود بصورتي زيركانه و پيچيده عمل ميكنند(مگراينكه طرف مقابلشان خوش تيپ و پول دار باشد آنجوريكه خودشان اظهار مي كنند) و اكثر آنها جوابهاي ضـد و نقيضي ميـدهـند چون خودشان مطمئن نيستند كه چـه چيزي در سرشان ميگذرد.

بنابراين آنچه كه اغلب آقايان به دنبالش هستند، يك سري علائم و نشانه هايي اسـت كه بوسيله آنها متوجه علاقمندي حقيقي طرف مقابلشان شوند.

در زير برخـي از نـشـانه هـاي كـه مي تـواند نـشانه علاقمندي يك زن باشد را مشاهده ميكنيد:

۱- او همگام با شما است

ناگهان متوجه ميشويد كه او همه جا حضور دارد. او “بطور اتفاقي” هر كجا شما هستيد پيدايش مي شود، يا در راه روي محل كارتان مرتب جلوي شما قدم ميزند، يا “تصادفي” به شما برخورد ميكند، يا در ميهماني در اطراف شما مانور مي دهد.
آنچه كه او انجام ميدهد تلاش براي جلب توجه شما است، و بـراي اين اسـت كه خود را در موقعيتي قرار دهد تا شما “قدم اول” را برداريد. مسئله اينـجا اسـت كــه بـسـيـاري از مردان نسبت به اين عمل زنان بيتوجه هستند و به همين دليـل بسياري از فرصت ها را از دست ميدهند. مردان مستقيم عمل مي كنند، زنان غير مستقيم. بنابرايـن اگر زنـي مكررا” شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اينكه او اينكار را عمدا” انـجام ميدهد زياد است

.

۲- او حركاتي بخصوص انجام مي دهد

يك جمله قديمي مي گويد:”جسم دروغ نمي گويد.” طبيعت بشر را جوري برنامه ريزي نموده كه هنـگام ابـراز عـلاقه بـي اخـتيـار شـروع بـه انـجام يـك سـري حركات جسماني مشخص ميكند. اين اعمال غير شفاهـي از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چيزي جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغير است

.
در اينجا برخي از علائم زبان جسماني را مشاهده ميكنيد:
اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
بازي كردن با مو و دست كشيدن لاي موها
نوازش كردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عينك
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
تقليد از حركات شما ( مثلا” اگر دست خود را روي ميز بگذاريد او هم همين كار را ميكند.)
لبخند زدن هنگاميكه شما او را برانداز ميكنيد.

اگر برخي از اين علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نموديد، تقريبا” مي توانيد مطمئن شويد كه او چراغ سبز شروع رابطه براي ازدواج را دارد به شما نشان ميدهد

۳- او هيچگاه براي شما سرش شلوغ نيست

اين اصلي ترين قانون بازي عشق است. اگر زني علاقه به برقراري رابـطـه و بـيرون رفتن با شما داشته باشد، هميشه خودش را در دسترس قرار ميدهد. يـعنـي او يـك شـمـاره تلفن كاري يا آدرس ايميل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن يا ايـميـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را براي با هم بودن خواهد پذيرفت - و اگر او در روزي كه شما تعيـين كرده ايد وقت نداشت، چيزي شبيـه اين خواهد گفت: “خوب، اين پنجشنبه نميتونم، اما اگر اشكال نداره بندازيم براي پنجشنبه ديگه، باشه؟ ”

شـمـا هـرگـز از يـك زن عـلاقـمـند چـنين جملاتي را نخواهيد شنيد: ” الان واقـعـا” سـرم شلوغه”، يا

“بذار بينم وقت دارم”، يا “نميدونم بتونم بيام يا نه”

۴-او در مورد شما كنجكاو است

زني كه به شما علاقمند است دوست دارد همه چيزتان را بداند ( تا بتواند در اين مـورد با دوستان دخترش صحبت كند). او درمورد خانواده،پيشينه،سليقه غذايي، موسيقي، فيلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد كرد. انگيزه اصلي او اين اسـت كـه عـلايـق شما را بشناسد تا بتواند خود را داراي علايق مشــتـرك بــا شما نموده و پـيـوسـتـگـي بيشتري با شما ايجاد كند- اگر از قايق سواري خوشتان نميآيد، او نيز ناگهان از اين كار متنفر مي شود

۵- او وضعيت مالي شما را مي سنجد

زن علاقمند دوست دارد منابع و بنيه مالي همسر آينده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتي مانند: “كجا زندگي ميكني؟”، “چه ماشيني داري؟” و “شغلت چيه؟” مـيتواند نشانه علاقمندي وي باشد. اگر پاسخ اين سؤالات مطابق با “استانداردهاي” او باشــد، علائم بعدي ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباري از مه فرو خواهد رفت

۶- او در مورد آينده صحبت ميكند

يك زن علاقمند هميشه دوست دارد در مورد نقشه هاي آينده و كارهايي كه ميتوانيد با هم انجام دهيد اشتياق نشـان مـي دهد. درواقع او اغلب چيزي شـبـيـه ايـن ميـگـويـد: “واي… تـو هـم از بـوليـنگ خوشت مياد؟ بايد يه بار با هم بريم بازي كنيم.” اگر او چنين عمل نمود، شك نكنيد كه دوست دارد ازش بخواهيد با شما بيرون برود

۷- او بيقراري و بي تابي ميكند

اگر او واقعا” علاقمند باشد، همانند يك گربه دور و بر شما دستپاچه و بيقرار خواهد بود، بخصوص هنگاميكه شما نتوانيد متوجه علائم اشتياق او شويد. البته ممكن است كه ذاتا” يك شخص خجالتي نرمال باشد - اگر او فقط پيش شما بي قراري ميكند، احتمالا در سرش فكر ازدواج دارد

۸- او نسبت به زنان ديگر، حسادت مي ورزد

يك زن سعي مي كـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند يك عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ كند. بنابراين اگر در حـال جوك گفـتن بـراي زنـان ديـگر متـوجـه حرص خوردن و جلز و ولز كردن او شـديـد، بـدانـيد كـه او انـتظار دارد برايش بيشتر از يك دوست باشيد.

نشانه هاي فوق ممكن است لزوما” دليل بر علاقـمـندي يك زن نـبـاشد چـون بـرخـي از زنان كلا” با ديگران حالتي دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زيـادي از ايـن عـلائم را در فـردي مشاهده نموديد ميتوانيد به خود اميدواري دهيد و به دلتان صابون بزنيد

اسفند ۰۳

نی نی

زنان، دختران و خانواده, عشق و خیانت, داغ ۶۷ نظر »

دختر نی نی پروستادین

دکتر گفت : روی تخت دراز بکش ببینم جنین وارد رحم شده یا نه . دخترک روی تخت دراز کشید. مایع لزج را روی شکمش احساس میکرد.حرکت دستگاه روی شکمش حس خوبی بهش میداد.

دکتر گفت چه زود وارد رحم شده ، امروز ششمین روز یه که اینجاست. انگار دکتر دستپاچه شده بود ، گفت حالا چی ؟ می خوای چیکارش کنی ؟ چرا دقت نکردین ؟ الان باید خوب فکر کنی … دختر به حرفهای دکتر توجه نمیکرد . برگشته بود زل زده بود به مونیتور دستگاه سونوگرافی، با دقت به اونجا نگاه میکرد . دکتر داشت با اضطراب عواقب کار رو میگفت . ولی دختر حواسش به اون نبود . از دکتر پرسید کجاست الان ؟ دکتر خودکارش رو گذاشت روی مونیتور و به یک نقطه در سمت چپ اشاره کرد. دختر محو اون فضا شده بود. می دید که آره ، انگار یک چیزی اونجاست… دکتر داشت یه چیزهایی مینوشت. بالای صفحه تاریخ زد ۷ بهمن . دختر با خودش گفت آخی امروز هفتمه چه خوب. دکتر نوشت به اندازه ۷ میلیمتر . دختر با خودش فکر کرد چه کوچولو ، باز هم که هفته … دختر حساب میکرد که اگر این بچه بمونه باید حدود ۷ مهر به دنیا بیاد. ۷\۷\۸۷ … وای چه مهیج …

.

.

.

توی ماشین دختر با هیجان حرفهای دکتر رو تعریف میکنه ، میگه وای بابایی نی نی مون همش ۷ میلیمتره . با دستش ۷ میلیمتر رو نشون میده ، پسر میخنده میگه ولی این که تو نشون میدی حداقل ۲ سانتی هست . دختر به دستش نگاه میکنه و با خودش فکر میکنه یعنی از این هم کوچکتره و باعث این همه تغییر تو بدنم شده .
.
.

دکتر رویه یک تیکه کاغذ مینویسه “پروستادین”. کاغذ رو میده دست دختر میگه از ناصر خسرو باید بگیریش ، بازار سیاه دارو ، به تاریخ مصرفش دقت کن … ۲ تا به فاصله سه ساعت… ناشتا باش حتما … میگه امیدوارم حساسیتی بهش نشون ندی ، تهوع ، دل درد شدید ، شوک شدن ، اینها طبیعیه اگر حالت دیگه ای دیده شد سریع باید به بیمارستان برسوننت .
.
.

پسر انگار کمی نگرانه … میترسه که دختر نتونه این درد رو تحمل کنه … دستپاچه نیست … مغزش کار میکنه … فکر میکنه، برنامه ریزی میکنه. دختر گوش میکنه ، گوش میکنه ، گوش میکنه بعد یهو بر میگرده میگه بابایی اگه نگهش داریم چی میشه؟ پسر یکم فکر میکنه بعد میگه با این شرایط فکر میکنی عاقلانه است … دختر ساکته … پسر میگه روش جدی فکر کن ، خانواده ی من و خودم مشکلی نداریم ببین توی خونه ی شما راهی براش پیدا میشه … اگر میشد میریم خیلی زود رسمیش میکنیم و …

دختر به کوچولویی که توی رحمش جا خوش کرده فکر میکنه … جلوی آینه وقتی داره موهاشو شونه میکنه باهاش شروع به حرف زدن میکنه … بهش میگه نمی تونه به دنیا بیارتش ، بهش میگه فکر نکن چیز خاصی رو از دست میدی ، خیلی از آدمها الان آرزو داشتن که وقتی اندازه ی تو بودن یکی کاری که من می خوام با تو بکنم باهاشون میکرد … بعد با خودش فکر میکنه که نه ، خیلی هم به این حرف اعتقادی نداره … بهش میگه کوچولو اینجا هیچکس از اومدنت خوشحال نمیشه ، هیچکی دوستت نداره …بعد یاد عکس سونوگرافی میفته ، احساس میکنه که نه ، خودش دوسش داره … یکم احساس عذاب وجدان میاد سراغش به آینه که نگاه میکنه میبینه صورتش از اشکاش خیسه خیسه … به حرفهای پسر که فکر میکنه آروم میشه ، آرومه آروم … از اینکه متعهدانه هست و هر دوشونو دوست داره … با خودش میگه همه ی اینها شاید بهانه ای بود برای محک زدن … محک زدن ادعاها … راستی چقدر قشنگه همیشه آخر همه ی محک زدن ها یک اطمینان بزرگ ایجاد بشه … به بزرگی چیزی که امروز براش ایجاد شده بود. ..
.


برچسبها : نی نی - نوزاد - سقط جنین - آمپول - پروستادین - دختر - بابایی

بهمن ۲۶

روانشناس زندان در توالت با یک زندانی روانی آمیزش کرد وحامله شد

عشق و خیانت, اخبار جهان, اخبار داغ, روانشناسي, داغ ۷۱ نظر »

یک روانشناس زن شوهردار در زندان با یک زندانی شیزوفرن آمیزش کرد و از او حامله شد!

هفت تیر ۷tir.com : در انگلستان صحبت از این عشق عجیب است. استفانی ریوس زن روانشناس ۳۰ ساله در زندان Ashworth به عنوان روانشناس برای مجرمان دارای مشکلات روحی کار می کرد. هنگامی که این زن ۳۰ ساله با یک مجرم زندانی مبتلا به شیزوفرن پارانوییدی عشق را تجربه کردند ، و در توالت زندان مخفیانه آمیزش کردند آنچه نباید می شد سرانجام اتفاق افتاد .

رابطه جنسی روانشناس زندان با زندانی
استفانی شوهردار با این بیمار بیست ساله مجرم که به جرم دزدی مدت زندانش را می گذراند آمیزش کرد و از او حامله شد!

بعد از حاملگی هم شوهرش او را طلاق داد هم از کارش اخراج شد ۰.

وی که در دادگاه به جرم س.ک.س در محل کار محاکمه می شد به جرم ارتکابی اعتراف کرد. استفانی در دادگاه گفت: با او رابطه داشتم. فقط یک بار با وی در توالت زندان آمیزش کردم. از او با یک آمیزش حامله شدم اما نوزادم را هم می خواهم. عاشق شدم و جرمم را قبول دارم!

روانشناس زن با این اعتراف همه را شگفتزده کرد. وی با اعتراف به جرم بمدت ۱۲ ماه از کارش تعلیق شد. استفانی که منتظر تولد جنین داخل شکمش است علاوه بر این گفته است می خواهد با پدر فرزندش یک زندگی تشکیل دهد و منتظر آزاد شدن وی است!!


آمیزش جنسی - زن - زندانی روانی - روانشناس -
شیزوفرن

بهمن ۲۴

ناصرالدین شاه ، اولین ایرانی که در روز ولنتاین به معشوقش کارت پستال داد

عشق و خیانت, مطالب ادبي و تاريخي, از كتاب خاطرات, گزارش تصويري, داغ ۴۴ نظر »

ناصرالدین شاه شاید اولین ایرانی نباشد که با کارت پستال خریدن برای معشوق روز ولنتاین را گرامی داشته است اما مسلما اولین ایرانی است که به این عنوان نامش در تاریخ آمده است و سندی مبنی بر آنکه قبل از او کسی چنین کاری کرده باشد در دست نیست
.ناصرالدین شاه

هفت تیر ۷tir.com : چهارده ففوريه در فرهنگ مغرب زمين ،روز ولنتاين يا روز عشاق است ،چون مي دانم بواسطه پوشش خبري روز ولنتاين در اينترنت به احتمال زياد در مورد ريشه هاي اين روز مطالب زيادي خوانده ايد ،طولاني نمي نويسم و در اينجا فقط به اين اشاره مي كنم كه وقتي ناصر الدين شاه به سفر فرنگ رفت تحت تاثير فرهنگ آنجا چيزهايي هم در مورد اين روز شنيد و تصميم گرفت به اين مناسبت براي انيس الدوله هديه اي بفرستد در نتيجه كارت پستالي را فرستاد تا نشان دهد كه چقدر به انيس الدوله علاقه دارد در مورد انيس الدوله مطالب زيادي در تاريخ آمده ،زني فرهيخته ،زيبا و زبان دان كه برخي نوشته اند در نهايت به دست زنان حرمسرا مجبور به خوردن قهوه قجري شد .

 

در مورد انيس الدوله همچنين نوشته اند كه انیس الدوله ، از جمله صیغه های شاه بود ، اما نه تنها از زنان عقدی شاه محترم تر بود ، بلکه طرف مشورت شاه نیز قرار می گرفت و اولین زنی است که به همراه شاه قاجار ، در اولین سفر او به فرنگ ، تا مسکو ، همراه وی بود. انیس الدوله که در واقع ملکه بود ، ولی فرزندی نیاورد. شاه او را از دل و جان دوست داشت و چندین بار خواست وی را در زمره زن های عقدی خویش درآورد ، ولی او نپذیرفت و اظهار داشت که نمی خواهد ساعت سعد زناشویی خود را بر هم زند. پس از کشته شدن شاه روزی برایش دسته ای اسکناس آوردند و چون تمثال شوهر را روی آن ها دید ، چنان بر سینه و شکم کوفت که سخت بیمار شد و پس از چند ماه به همسر خویش پیوست. انیس الدوله ، به همراه شاه و همراه از راه انزلی ، عازم اروپا شدند ، اما چون موضوع حجاب انیس الدوله مطرح بود ، و ظاهری کاملا متفاوت با زنان اروپایی داشت ، اجبار او را از مسکو به تهران بازگرداندنداما شاه به حدی به او فکر می کرد که به هنگام سفر به انجلیز پیکره ای از خود را به همراه کارت پستالی برای او فرستاد این البته به جهت روزی بود که در بلاد فرنگ عشاق برای معشوق انجام می دهند تا نشان دهند خاطرشان به او مشغول است.

 

ناصرالدین شاه درباره همراه بودن انیس الدوله در این سفر در خاطرات خود چنین نوشته است : ” کسانی که همراه به فرنگستان آمده اند از این قرار است در دو کشتی ؛ کشتی اول : صدراعظم ، انیس الدوله ، عایشه ، معصومه ، خورشید کنیز انیس الدوله…” با مشکل پیش آمده و عدم تناسب لباس انیس الدوله با زنان اروپایی ، قرار شد ، آن ها -زنان همراه- به ایران بازگردند. ناصرالدین شاه می گوید :” امروز بنا شد انیس الدوله و حرم از این جا ، فردا بروند تهران. با ساری اصلان ( رحمت الله خان ) و میر شکار ، محمد حسن خان برادر انیس الدوله ، حاجی سرور ، آقا علی و غیره. انیس الدوله راضی نمی شد.گریه کردند. خیلی به ما بد گذشت ، خیلی بد خیلی سخت ، اگر همراه می بردیم برای جا ، منزل ، کالسکه ، کشتی نشستن اشکالات داشت. اگر بروند تهران دل ما می سوخت. بسیار بسیار بد گذشت. آخر میرشکار ، ساری اصلان راضی کردند به خودشان که این جا بد می گذشت مثل حبس بودند.” روز بعد شاه در یادداشت خود آورده است : “… آمدیم عمارت ، انیس الدوله این ها می خواستند بروند. زیاد گریه کردم و آن ها هم گریستند. اوقاتم بسیار تلخ شد. خدا انشاالله به سلامتی همه را به وطن خود برساند. انشاالله به خصوص انیس الدوله هرچند در طول سفر خاطرم از وی فارغ نمی شد.” انیس الدوله زنی خیر و با ایمان بود. پل ناصرآباد در لواسانات و درهای مسجد گوهرشاد که به طرف حرم باز می شود به دستور او طلاکوب شده است.

 

 


ناصر الدین شاه مهمان ادوارد هفتم پادشاه انگلیس

 

معشوقه ناصرالدین شاه

 

 


تصویر کارت پستال(رودی در انگلیس)

 

 

ولنتاین ناصرالدین شاه
تصویری از بلیط یک نمایش که ظاهرا به دلیل علاقه انیس الدوله به هنر تیاتر صرفا برای رویت او ارسال شده است(انیس الدوله به انگلیسی و فرانسه تسلط کامل داشت)

 

 


تصویری از انیس الدوله

 


با مقایسه دیگر زنان شاه با انیس الدوله می توان دلیل علاقه شدید ناصر الدین شاه به او را درک کرد!

قبلی : ماجرای توالت رفتن ناصرالدین شاه در دیار فرنگ

کارت پستال اینترنتی با کیفیت عالی برای ولنتاین

 

کارت پستال برای ولنتاین - ولنتاین - کارت پستال - عکس - ناصرالدین شاه قبله عالم - همسران ناصرالدین شاه - انیس الدوله

بهمن ۲۴

کارت پستال اینترنتی با کیفیت عالی برای ولنتاین

عشق و خیانت, داغ ۸۸ نظر »

ادامه را بخوانید »

بهمن ۲۱

چرا ما دخترهاي دهه پنجاه آنقدر نجيب بوديم

زنان، دختران و خانواده, عشق و خیانت ۱۴ نظر »

چرا ما دخترهاي دهه پنجاه آنقدر نجيب بوديم كه هميشه از اولين روز آشناييمان با كسي مي خواستيم با او ازدواج كنيم؟ كه بايد با كسي دوست مي شديم كه آخر و عاقبتي داشته باشد؟ كه اگر او از همان روز اول دنبال آخر و عاقبتي نبود فورا خطش مي زديم؟ كه در صورتي از روزهاي دوستيمان لذت مي برديم كه مطمئن بوديم در پس آن آخر و عاقبتي هست؟ كه اگر يكي از دوستمان با كسي مي ماند كه آخر و عاقبتي با هم نداشتند، یا به هر صورتي مي خواستيم منصرفش كنيم يا به چشم ديگري بهش نگاه مي كرديم؟

بعيد مي دانم دهه شصتي ها مثل ما باشند و اميدوارم که نباشند. از روزهايي كه هنوز نمي دانيد خانه چطور هميشه تميز و مرتب است، ظرفها هميشه شسته شده و يخچال هميشه پر، لذت ببريد. غير مذهبي ها از دوران دوستيتان و مذهبي ها از دوران نامزديتان لذت ببريد بي آنكه دائم به آخر و عاقبتش فكر كنيد!
دختر زیبا

منبع : hoghooghdanehparisi.blogfa.com/post-۱۴۱.aspx

دختر - دخترها - دخترهای دهه پنجاه - دهه شصت

بهمن ۱۵

دو خواهر به جرم خیانت به شوهر محکوم به سنگسار شدن

حقوقی, عشق و خیانت, اخبار داغ, داغ ۷۴ نظر »

images/20080203/women.jpg
هفت تیر ۷tir.om : دو خواهر محکوم به سنگسار پس از تاييد حکم شان از سوي ديوان عالي کشور طي نامه يي خطاب به دادستان کل کشور خواستار رسيدگي مجدد به پرونده شان شدند.به گزارش خبرنگار ما، اين دو خواهر دي ماه سال گذشته با فيلمي که شوهر يکي از آنها در اختيار پليس قرار داد، دستگير شدند.دي ماه سال گذشته مردي با پليس شهريار تماس گرفت و مدعي شد متوجه شده همسرش و خواهر وي زماني که او در خانه نيست مرداني را به منزل مي آورند و با اين مردان رابطه دارند. اين مرد در شکايت خود گفت؛ از چندي قبل به همسر ۲۷ ساله ام به نام زهره مشکوک شده بودم، چند وقتي بود که او رفتار خوبي با من نداشت و تندي هايش باعث شده بود احساس کنم همسرم ديگر دوست ندارد با من زندگي کند. براي اينکه مطمئن شوم زهره به من وفادار است يک روز وقتي در خانه نبود در کانال کولر دوربين کار گذاشتم تا زماني که در منزل نيستم رفتار او را کنترل کنم. دو روز بعد وقتي دوربين را از کانال خارج کردم، متوجه شدم، همسرم زهره و خواهرش آذر هر روز بعد از رفتن من مرداني را به خانه مي آورند و با آنها رابطه دارند.با شکايت اين مرد ماموران زهره و آذر را دستگير کردند و مورد بازجويي قرار دادند. اين دو منکر داشتن هرگونه رابطه شدند و با اين ادعا که فيلم هاي تهيه شده ربطي به آنها ندارند، اتهام را از خود دور کردند، اما بعد از چندين جلسه بازجويي آنها اعتراف کردند دو زني که در فيلم حضور دارند خودشان هستند. با وجود اين اعترافات از آنجايي که هيچ صحنه يي مبني بر زناي محصنه يا اقرار از سوي اين دو خواهر در اين خصوص وجود نداشت پرونده آنها با صدور کيفرخواستي مبني بر رابطه نامشروع براي محاکمه به دادگاه عمومي فرستاده شد.زهره و آذر پس از محاکمه در شعبه ۱۲۸ دادگاه عمومي فرديس کرج به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شدند و با قطعي شدن راي، حکم آنها اجرا شد و اين دو دوباره به زندان بازگردانده شدند. در حالي که تصور بر اين بود که دو خواهر آزاد شوند، شش ماه بعد احضاريه يي در زندان به دست آنها رسيد که تاکيد مي کرد آنها بايد در شعبه ۸۰ دادگاه کيفري استان تهران به جرم زناي محصنه محاکمه شوند. در زمان قيد شده زهره و آذر به شعبه ۸۰ انتقال داده شدند و توسط ۵ قاضي اين شعبه تحت محاکمه قرار گرفتند. آنها باز هم مدعي شدند با هيچ مردي رابطه نداشته اند و فيلم تهيه شده هيچ ربطي به آنها ندارد.زهره زني که شوهرش فيلم را به پليس ارائه داده بود، گفت؛ من سال ها درس خواندم و ليسانس تاريخ گرفتم، حتي در مدرسه درس مي دادم و شغلم را دوست داشتم اما شوهرم بعد از مدتي با کار کردن من مخالفت کرد و اصرار براي رفتن به سر کار فايده يي نداشت. رفتارهاي شوهرم باعث شد تا رابطه ما تيره شود. او هميشه نسبت به من سوء ظن داشت و تصور مي کرد علت اختلافات ما اين است که من با کس ديگري رابطه دارم. در حالي که مشکلات من و شوهرم ناشي از سختگيري هاي وي بود.اين زن ادامه داد؛ اعترافاتم در مرحله بازپرسي را قبول ندارم و آنچه را گفتم انکار مي کنم. از سوي ديگر شوهر آذر در مراحل رسيدگي به اين پرونده هيچ شکايتي را عليه همسرش به دادگاه ارائه نداد و اعلام کرد از آذر شکايتي ندارد. از آنجايي که مدارک اجراي حکم ۹۹ ضربه شلاق در پرونده اين دو خواهر در زمان محاکمه مجدد در دست نبود قضات شعبه ۸۰ دادگاه کيفري استان تهران با استناد به علم قاضي زهره و آذر را به سنگسار محکوم کردند و اين حکم مورد تاييد ديوان عالي کشور قرار گرفت. جبار صولتي وکيل مدافع اين دو خواهر در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ متاسفانه پرونده ايراد اساسي دارد چرا که نمي توان فردي را براي يک جرم دو بار محاکمه کرد، اما اين دو خواهر در يک پرونده و به يک اتهام دو بار محاکمه شده و دو بار حکم براي آنها صادر شده است. دو خواهر يک بار در اين پرونده جرم رابطه نامشروع داشتند و مجرم شناخته شدند و حتي حکم در مورد آنها اجرا شد و پس از آن دوباره در همين پرونده به جرم زناي محصنه محاکمه و به سنگسار محکوم شدند.وي ادامه داد؛ از سوي ديگر در اين پرونده شرايط اثبات زناي محصنه که چهار بار اقرار متهمان يا چهار شاهد است وجود ندارد و هيچ مدرک قانوني نيز در پرونده مشاهده نمي شود که قاضي بتواند به استناد آن به علم برسد و راي بر سنگسار صادر کند. صولتي افزود؛ بازپرس پرونده در يک کيفرخواست يک بار دو خواهر را به رابطه نامشروع و در همان کيفرخواست بار ديگر آنها را به زناي محصنه متهم کرده است. اما از آنجايي که پرونده رابطه نامشروع و زناي محصنه از هم جدا شده است اسنادي که نشان مي دهد اين دو يک بار محاکمه و حکم در موردشان اجرا شده است در پرونده زناي محصنه آنها وجود ندارد و همين پرونده به ديوان عالي کشور نيز فرستاده شده و شعبه ۲۶ ديوان نيز حکم سنگسار را تاييد کرده است. وکيل دو خواهر اضافه کرد؛ با توجه به اينکه حکم صادره را غيرشرعي و غيرقانوني مي دانم به اين راي اعتراض و از دادستان کل کشورتقاضاي رسيدگي مجدد کرده ا