هفت تیر 7tir.com : در فیلم بالا مشاهده می کنید مجری برنامه گلبرگ در شبکه 3 هنگامی که میخواهد در مورد ارتحال آیت الله خمینی صحبت کند به جای آنکه بگوید “ ارتحال جانسوز رهبر انقلاب” کلمه جانسوز را با جان گداز قاطی می کند و در نتیجه می گوید : “ارتحال جان گوز رهبر انقلاب” …
به نظر می رسد این مجری با توجه به زمان سوتی دادن به عنوان بد شانس ترین مجری تلویزیون ایران انتخاب شود
هفت تیر 7tir.com به قلم پیمان روشن ضمیر/سردبیر : میرحسین موسوی بعد از بارها فرار از پاسخ دادن به سوال منتقدان که از او در مورد سکوتش در رابطه با اعدام 4 هزار زندانی سیاسی در زمان نخست وزیری می پرسیدند ، سرانجام هفته گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه کرمان به سوالی در این مورد پاسخ گفت . البته تنها محتوایی که پاسخ میرحسین دارد این مضمون است که به من ربطی ندارد و این چیزها را از من نپرسید. میرحسین موسوی در کرمان می گوید : «گفته میشود در زمانی که آن اعدامها صورت گرفت من نخستوزیر کشور بودم و کاری نکردم! باید توجه کنیم که مسئله تفکیک قوا در کشور از ابتدای انقلاب وجود دارد. میتوانید از من راجع به عملکرد قوه مجریه در دوران جنگ سوال کنید و من با شفافیت، صراحت و صداقت پاسخ خواهم داد. نمیشود بدون نگاه به موقعیتها، ظرفیت زمانی و وقایع مختلف این سوال از من پرسیده شود. سوال مربوط به من را بپرسید، حتما پاسخ خواهم داد».
در سال 67 حکومت تصمیم می گیرد هزاران نفر از زندانیان سیاسی را اعدام کند .
این زندانیان هیچ کدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند بلکه به دلیل پایین بودن سطح اتهامات ، دادگاه های جمهوری اسلامی در آن فضا که هر کس با کوچک ترین همکاری با گروه های تروریستی اعدام می شد ، این افراد را به اعدام محکوم نکرده بود و به چند سال زندان محکوم شده بودند و قرار بود پس از سپری کردن دوران زندان آزاد شوند .
معمولا اتهامات ایشان همراه داشتن چند برگ اعلامیه سیاسی یا شرکت در یک تظاهرات سیاسی بود و هیچ گونه همکاری با گروه های تروریستی نداشتند و به معنی واقعی یک زندانی سیاسی عقیدتی بودند که دادگاه های جمهوری اسلامی نیز در مورد آنها حکم اعدام صادر نکرده بود .
پس چون این افراد هیچکدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند و قرار بود پس از سپری کردن زندان آزاد شوند می توان اعدام آنان را یک قتل عام غیر قانونی نامید .
غیر متعارف بودن این قضیه چنان بود که حتی صدای قائم مقام رهبر یعنی آیت الله منتظری نیز در آمد و ایشان طی چند نامه که به آیت الله خمینی و سایر مقامات ارسال کردند شدیدا به این رویه اعتراض کردند ، چنان که همین اعتراضات سرانجام به عزل ایشان از قائم مقامی رهبر انجامید .
بر اساس اسناد و شواهد موجود که مقدار قابل توجه ای از این اسناد از خاطرات آیت الله منتظری قائم مقام رهبر و نفر دوم مملکت در آن زمان بدست می آید ، قرار بر این شد که در همه استان های کشور کمیته ای سه نفره شامل دادستان ، رئیس زندان ، و نماینده وزارت اطلاعات تشکیل شود و این کمیته ، در مورد تک تک زندانیان تصمیم گیری کند که اگر تشخیص داد زندانی مورد نظر بر سر مواضع سیاسی خود مانده است او را اعدام کنند و اگر تشخیص دادند که بر سر موضع نیست ادامه دوران زندان را طی کند .
تا اینجای قضیه مشخص می شود چه تعداد زیادی از مسئولان وقت کشور مستقیم در جریان این ماجرا بودند و مستقیم در مورد اعدام این زندانیان تصمیم گیری می کردند .
آیت الله خمینی ، سید احمد خمینی ، آیت الله منتظری قائم مقام رهبری ، اعضا بیت آیت الله منتظری ، دادستان کل کشور موسوی اردبیلی ، وزیر اطلاعات دولت میرحسین موسوی ، تمام دادستان ها در تمام استان ها و شهرهای کشور ، نماینده وزارت اطلاعات در تمام استان های ایران ، رئیس زندان در تمام مراکز استان ها ، تمام مامورانی که در همه استان ها اعدام ها را اجرا می کردند ، و به احتمال بسیار زیاد تمام اعضای شورای عالی امنیت ملی از مطلعین قطعی این ماجرا هستند که دقیقا هم در جریان پرونده بودند و هم به نوعی در این ماجرا نقش داشته اند .
با توجه به تعداد زیاد مسئولان که در سراسر کشور از قضیه باخبر بودند اگر مسئول بلند پایه ای در نظام پیدا شود که بگوید من بی خبر بودم حرفش به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست و تا به حال نیز شنیده نشده که کسی در یک جلسه رسمی و عمومی یا مصاحبه ، چنین چیزی را بگوید و از این اعدام ها اظهار بی اطلاعی کند .
میرحسین موسوی نامزد این دوره انتخابات ریاست جمهوری و نخست وزیر کشور در سال 67 نیز هرگز چنین ادعایی نکرده است و در هفته گذشته که مجبور به سخن گفتن در مورد این پرونده شد ، سعی داشت با اشاره به اصل تفکیک قوا از پاسخ گویی به محتوای این ماجرا و نقش خود ( یا حداقل دلیل سکوت او ) در این ماجرا ، فرار کند .
اما آیا واقعا اصل تفکیک قوا به این پرونده و مسئولیت نخست وزیر در این ماجرا ربط پیدا می کند و آیا میرحسین بهانه خوبی آورده است ؟
این پرونده هرگز در اختیار یکی از سه قوه کشور نبوده است و بر اساس کمیته تشکیل شده که مسئول اعدام زندانیان بودند مشاهده می شود که حداقل قوه قضاییه و قوه مجریه در این ماجرا به یک اندازه نقش داشته اند .
توجه شود که وزیر اطلاعات که عضو اصلی این کمیته بود و نماینده وزارت اطلاعات که تصمیم گیر اصلی در مورد اعدام ها در همه استان های کشور بودند ، تماما جزو اعضای قوه مجریه محسوب می شدند و صد در صد وزیر اطلاعات ( ری شهری ) در مورد چینن پرونده ای که به اعدام حدود 4 هزار زندانی سیاسی در 3 ماه انجامید با نخست وزیر که رئیس مستقیم او محسوب می شد مشورت کافی را انجام داده است و دستورات لازم را نیز دریافت کرده است و اگر غیر از این باشد جای تعجب دارد و تا زمانی که میرحسین موسوی ادعایی غیر از این نکرده است ما مبنا را بر همین سخن می گذاریم .
میرحسین موسوی نخست وزیر مورد علاقه آیت الله خمینی قدرت اصلی اجرایی کشور بود . او در آن زمان هرگز مشکلاتی که خاتمی در دوران ریاست جمهوری با آنها روبرو بود را نداشت . قوه قضاییه در زمان میرحسین بر خلاف زمان خاتمی در دست جناح مخالف نبود و اتفاقا دادستان کل کشور آیت الله موسوی اردبیلی دوست صمیمی میرحسین بود و از نظر تفکر سیاسی نیز عضو یک جناح محسوب می شدند . ( موسوی اردبیلی در این دوره انتخابات از میرحسین حمایت کرده است )
عمده بخشهای قوه قضاییه و قوه مجریه بر خلاف دوران خاتمی در دست کسانی بود که امروز خود را اصلاح طلب می نامند .
میرحسین موسوی هرگز مثل خاتمی مشکلات او را در مورد انتخاب وزیر اطلاعات نداشت و هرچند برای وزارت خانه های حساس با آیت الله خمینی مشورت می کرد اما هرگز مانند خاتمی مجبور نبود که 13 گزینه را به رهبر معرفی کند تا نفر سیزدهم وزیر اطلاعات شود بنا براین او هم وزیر اطلاعاتش را خودش انتخاب کرده بود و هم قدرت و اشراف کامل در مورد این وزارت خانه داشت .
وزیر اطلاعات دولت میرحسین پایه اصلی اجرا فرمان قتل زندانیان سیاسی در سال 67 بود و جالب اینکه بدانید در بسیاری از موارد نماینده دادستان در استانها تحت فشار نماینده وزارت اطلاعات دولت میرحسین مجبور به پذیرش حکم اعدام در مورد آن زندانی می شد .
آیت الله منتظری به وضوح در خاطرات خود به این موضوع اشاره می کند که نقش اصلی در این اعدام ها را وزارت اطلاعات دولت میرحسین موسوی بر عهده داشته است چنانکه در بسیاری استان ها مسئولان قضایی از تند روی های نماینده وزارت اطلاعات ناراحت بودند .
به عنوان مثال می توان نامه حاکم شرع دادگاه های انقلاب استان خوزستان به آیت الله خمینی را شاهد آورد که حاکم شرع استان خوزستان که از مسئولان قوه قضاییه محسوب می شود چنین می نویسد : “”.. من باب مثال در دزفول تعدادي از زندانيان به نامهاي طاهر رنجبر – مصطفي بهزادي – احمد آسخ و محمدرضا آشوع با اينكه منافقين را محكوم ميكردند و حاضر به هر نوع مصاحبه و افشاگري در راديو و تلويزيون و ويدئو و يا اعلام موضع در جمع زندانيان بودند، نماينده اطلاعات از آنها سئوال كرد شما كه جمهوري اسلامي را بر حق و منافقين را بر باطل ميدانيد حاضريد همين الان به نفع جمهوري اسلامي در جبهه و جنگ و گلوگاهها و غيره شركت كنيد، بعضي اظهار ترديد و بعضي نفي كردند، نماينده اطلاعات گفت اينها سر موضع هستند چون حاضر نيستند كه در راه نظام حق بجنگند . به ايشان گفتم پس اكثريت مردم ايران كه حاضر نيستند به جبهه بروند منافقند؟ جواب داد حساب اينها با مردم عادي فرق ميكند و در هر صورت با راي اكثريت نامبردگان محكوم شدند فقط فرد اخير در مسير اجراي حكم فرار كرد. لذا خواهشمند است در صورت مصلحت ملاك و معياري براي اين امر مشخص فرماييد تا مسئولين اجرا دچار اشتباه و افراط و تفريط نشوند.”” حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي خوزستان – محمد حسين احمدي
.
میرحسین موسوی خوب می داند که حتی اگر اصل تفکیک قوا را بپذیریم وحتی اگر قوه مجریه هیچ گونه نقشی در این اعدام ها نداشت ، باز باید به دلیل عدم موضع گیری در برابر این اعدام ها و عدم اطلاع رسانی به مردم ، او را مورد سوال قرار داد و از او پرسید که چه تضمینی وجود دارد که چنین شخصی با چنین سابقه ای در عدم حمایت از حقوق مردم ، پس از رسیدن به ریاست جمهوری از حقوق شهروندی مخالفین و زندانیان سیاسی دفاع کند و اگر چنین واقعه ای تکرار شود میرحسین چه می کند . آیا اگر در دوران ریست جمهوری او ده ها وبلاگ نویس زندانی و شکنجه شوند یا اگر ده ها روزنامه نگار در دادگاه های غیر علنی محاکمه و در زندان کشته شوند میرحسین موسوی تنها به گفتن ” اصل تفکیک قوا” بسنده می کند و هیچگونه اقدامی در دفاع از حقوق قانونی این افراد نخواهد کرد ؟
هرچند این سوال در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد و قبل از این سوال باید در مورد نقش مستقیم دولت او در این واقعه سوال شود . میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی که قدرت واقعی اجرایی کشور را بدست داشت در مورد قتل و عام حدود 4 هزار زندانی سیاسی که توسط وزارت اطلاعات دولت او مدیریت و انجام شد چه پاسخی دارد که بدهد ؟
میرحسین موسوی به خوبی به یاد دارد که وزیر کشور( محتشمی پور ) و وزیر خارجه ( ولایتی ) دولت او همان زمان برای توجیه این اعدام ها ، در خارج از کشور مصاحبه کرده اند ، حال چگونه است که وزرای دولت او بر خود لازم می بینند که در حمایت از این اعدام ها صحبت کنند و نخست وزیر به بهانه تفکیک قوا از پاسخگویی فرار می کند ؟
آنانی که تصمیم دارند به میرحسین رای دهند ، چیزی را از دست نمی دهند اگر قبل از رای دادن ، حداقل یک بار به طور جدی سوالات بالا را از میرحسین بپرسند و از او بخواهند به طور کامل شرح ماجرا و نقش خود و دولتش را در این ماجرا توضیح دهد .
.
مطلب قبلی : فرار میرحسین از پاسخ دادن به سوال دانشجویان در مورد کشتار های سال 67
.ميرحسين : وقتي شعار توپ تانک بسیجی مي دهید به من بر می خورد
هفت تیر 7tir.com: داستان هزار فامیل دارای پیشینه دراز در تاریخ ایران است و با انقلاب در کشور آسیبی ندیده است.لیکن با برقراری جمهوری اسلامی ، به جای خاندانهای استخوان دار شناخته شده ، طایفه های دیگری از لایه های زیرین اجتماع قد بر افراشته و در طول سه دهه گذشته ، در حلقه های زنجیری که از وصلتهای بین یکدیگر بافته شده است به هم پیوستند . در این گزارش تلاش شده است که بر اساس اطلاعات موجود ، گوشه هائی از زندگی خاندان خمینی که سر سلسله هزار فامیل جدید است روایت شود :
از ازدواج سیدروحاللـه و خدیجه (قدسی)، دو پسر و سه دختر به دنیا آمدند. سیدمصطفی، سیداحمد، زهرا، فریده و صدیقه. هر دو پسر به لباس روحانیت درآمدند. سیدمصطفی در دوران تبعید خمینی به نجف همراه او بود . فوت او در سال 1356 صدمهای جدی به خاندان خمینی وارد کرد .
او با «معصومه حائری» دختر آشیخ مرتضی حائری از شخصیتهای مطرح قم وصلت كرده بودو دو فرزند از خود به جا گذاشت . یكی، «سیدحسین» و دیگری « مریم». هرقدر زندگی مریم عادی بود و پس از اخذ دكترای پزشكی از دانشگاه تهران و ازدواج، راهی خارج از كشور شد و اكنون زندگی آرامی در دبی دارد، زندگی سیدحسین پرحاشیه بود. او بهعنوان بازمانده سیدمصطفی، در نجف به همراه خمینی و پدرش بود و پس از مردن پدرش، عملا در دامان خمینی پرورش یافت. موضعگیری اول او در آستانه عزل بنیصدر بود كه طی سخنانی در مشهد به دفاع از رئیسجمهور در حال خلع برآمد.
پس از آن، خمینی از او خواست فعالیت سیاسی را كنار گذارد و در نتیجه، فرزند مصطفی تا زمان مردن خمینی به قم رفت و به درس و بحث حوزوی مشغول شد، پس از خمینی هم، این وضع ادامه داشت تا سال 82 كه بار دیگر به نقد وضع موجود بر آمد و در فضایی كه جمعی به طرح ایده رفراندوم جمهوری اسلامی پرداخته بودند، او نیز به مدافعان پیوست و انتقادهای صریحی از وضعیت موجود و عملكرد حكومت مطرح كرد. پس از آن، سیدحسین دوباره به حاشیه رفت و ارتباطهایش با خاندان خمینی در حد رفت و آمدهای محدود با برخی از آنان در قم بود .
گرچه نزدیكان خانواده نقل میكنند هنوز هم هرگاه نام سیدحسین در نزد همسر خمینی برده میشود، او به دلیل علاقه شدیدش به سیدمصطفی و فرزندانش متاثر میشود و اشك در چشمانش حلقه میزند. پسر دوم خمینی و فرزندانش اما در دوران جمهوری اسلامی مشهورتر بودند. سیداحمد كه عموما از او بهعنوان «محرم اسرار» خمینی و نظام یاد می شود خیلی زود و تنها به فاصله شش سال پس از مردن خمینی درگذشت و عملا فرزند ارشد او در جایگاه نماد و تولیت خاندان خمینی و موسسات منتسب به وی جای گرفت. سید حسن كه مادرش «فاطمه» دختر آیتاللـه سلطانی طباطبایی از علمای قم است، دو برادر دیگر به نام یاسر و علی دارد.
فرزندان سید احمد خمینی از راست حسن، یاسر ، علی
یكی از ناراحتیها و گلایههای خاندان خمینی به ماجرای خاكسپاری آیتاللـه طباطبایی برمیگردد. در حالی كه قرار بود او را در مرقد علما در حرم حضرت معصومه دفنكنند، تولیت حرم اجازه این امر را نداد و اعلام كردند كه جایی برای تدفین او وجود ندارد . در نتیجه با تصمیم سیدحسن خمینی، جنازه بار دیگر به تهران بازگشت و در حرم خمینی دفن شد. غیر از سیدحسن خمینی، برادران كوچكترش یاسر و علی هم در قم به تعلیم علوم حوزوی پرداختهاند كه در این میان، سیدحسن عملا به سطح اجتهاد رسیده و در سطوح عالی تدریس میكند.
یاسر سطوح عالی را طی میکند و در سطح مقدماتی تدریس میكند. علی كوچكترین برادرش هم مقدمات را طی كرده است. سیدحسن خمینی داماد آیتاللـه موسوی بجنوردی، از یاران خمینی است، یاسر داماد «سیدمحمد صدر» معاون وزارت امور خارجه دولت خاتمی است. در میان دختران خمینی ، زهرا مصطفوی دختر بزرگترش به عقد «محمود بروجردی» درآمده كه در دولت میرحسین موسوی معاون وزیر آموزش و پرورش و در دولت خاتمی، سفیر ایران در فنلاند بوده است.
زهرا مصطفوی دختر خمینی
زهرا مصطفوی تا حدودی در حوزه مسائل سیاسی و فرهنگی فعال مانده و تشكیلات جمعیت زنان انقلاب اسلامی به دبیر كلی وی اداره میشود كه از تشكلهای حامی «سیدمحمد خاتمی» در جریان انتخابات ریاستجمهوری بود و نشریاتی هم در حوزه زنان و انقلاب منتشر میكند. فرزندان زهرا مصطفوی، یكی مسیح بروجردی است كه به دامادی «محمد میرمحمدی» نماینده كنونی قم در مجلس درآمده و خود نیز در قم به فعالیتهای فقهی مشغول است. او مدتی با موسسه نشر و تنظیم آثار خمینی در تنظیم آثار فقهی او در قم همكاری داشت. دیگر فرزند زهرا مصطفوی، لیلی بروجردی است كه حقوق خوانده و به وكالت رسیده و اكنون با بخش حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز همكاری دارد.
زهرا اشراقی نوه خمینی و همسر دکتر محمد رضا خاتمی
همسر لیلی بروجردی «عبدالحسین سلطانی طباطبایی» برادرزن سیداحمد خمینی است. دختر دیگر خمینی، «فریده» زندگی آرامی دارد. او با یك بازاری علاقهمند به خمینی به نام اعرابی ازدواج كرده و فرزندش «فرشته اعرابی» هم، همچون دختر خالهاش لیلی، به عقد یكی دیگر از پسران آیتاللـه سلطانی طباطبایی- «مرتضی»- درآمده است . صدیقه ، دختر دیگر خمینی به عقد آیتاللـه اشراقی، از روحانیون قم، درآمد. حاصل این ازدواج چهار دختر و سه پسر بوده است که از جمع پسران «علی اشراقی» از دیگران مشهورتر است. او سالها در كمیسیون ماده 5 شهرداری تهران مشغول بود و پس از روی كار آمدن دولت جدید هم دعوت به همكاری در مدیریتهای شهری شد كه آن را نپذیرفت.
زهرا خاتمی در یکی از فعالیتهای انتخاباتی برای سید محمد خاتمی
در میان دختران «نعیمه» به عقد پسر آیتالله طاهری اصفهانی، امامجمعه مستعفی اصفهان، درآمده است. اما در میان چهار خواهر، «زهرا اشراقی» از دیگران مشهورتر است. او با دیدگاههای باز در حوزه مسائل سیاسی و زنان موضع میگیرد و یكی از گفتوگوهایش درباره حجاب با نشریات خارجی هم، بحثانگیز شد. زهرا اشراقی با ازدواج با «سیدمحمدرضا خاتمی» دبیركل سابق جبهه مشاركت و برادر رئیسجمهوری پیشین، نزدیكترین حلقه میان خانواده خمینی با اصلاحطلبان محسوب میشود.
هفت تیر 7tir.com : سی سال پیش در چنین روزی : آیتالله خمینی: حجاب اسلامی باید در مملکت رعایت بشود در پی سخنان آیتالله خمینی درباره حجاب زنان در فیضیه قم، آیتالله اشراقی، داماد آیتالله خمینی گفت: «خواست امام این است که حجاب اسلامی باید در مملکت رعایت بشود.» اشراقی توضیح داد: «حجاب اسلامی لازم نیست حتماً چادر باشد.»
سخنان دیروز آیتالله خمینی در جمع طلب فیضیه قم انعکاس گستردهای در تمام محافل و مجامع یافت و خصوصاً آن قسمت که درباره حجاب اسلامی بود، مورد شرح و تفسیر فراوان قرار گرفت.
بنا به نوشته روزنامه اطلاعات، در پی سخنرانی آیتالله خمینی که دیروز گفته بود «از فردا باید بانوان با حجاب اسلامی در وزارتخانهها حاضر شوند» عدهای تندرو با شدت عمل از بانوان بیحجاب و اقلیتهای مذهبی خواستند که از فردا حتماً با چادر حاضر شوند والا با شدت عمل مواجه میشوند.
در پی این وضع آیتالله اشراقی داماد آیتالله خمینی به روزنامه اطلاعات گفت: «امیدوارم که این حرف درست نباشد که مردم بخواهند با شدت عمل نهی از منکر کنند، اما آنچه خواست امام است این است، خلاصه باید حجاب اسلامی رواج پیدا کند و مملکت، مملکت اسلامی است و ما جمهوری اسلامی را داریم پایهگذاری میکنیم. باید قوانین اسلامی مو به مو به قدر امکان اجرا بشود. البته در سطح مقداری از خانهها، ادارات، حتی دانشگاهها، مدارس، دبیرستانها بایستی توجیه بشود که خانمها رعایت حجاب اسلامی را بکنند و معنای حجاب اسلامی هم چادر نیست. چادر یکی از مصارفش این است که البته بهتر خانمها را میپوشاند، اما به صورتهای دیگر هم میتوانند خانمها همانقدری که مو را بپوشانند، مواضع زینت را هم بپوشانند، چون حجاب یکی از ضروریات دین اسلام است. چون به هر شکلی و به هر نحوی که مواضع زینت، و مو و گردن که لباس آبرومندی بپوشند به هر شکلی که میخواهد باشد و لازم نیست که حتماً چادر باشد.»
آیتالله اشراقی افزود: «اما فکر میکنم مردم مسلمانی که آشنا با احکام اسلامی دارند با اینکه همه اشتیاق کامل دارند که حجاب اسلامی باشد و آقا نظر مبارکشان این است که همه جا حجاب اسلامی رواج یابد، خانمها حتیالمقدور حجاب را رعایت کنند ولی مردم نباید هرج و مرج ایجاد کنند و نباید در نهی از منکر، منکر را با منکر دیگری دفع کرد، منکر را باید با روش مسالمتآمیز دفع کرد. استدعا کنند، خواهش کنند از خانمها که رعایت حجاب اسلامی را بکنند، اما اگر توهینی پیش بیاید یا جسارتی بشود یا بخواهند به طورهای دیگری که خود آن کارها منکر باشد از نظر اسلام محکوم است، چه بهتر که مردم حتیالمقدور سعی کنند و کوشش کنند که رعایت موازین اسلامی را بکنند. و از طرف دیگر خود خانمها هم باید این حکم اسلامی را خودشان اجرا کنند.»
وی گفت: «ما باید غربزدگی را کنار بگذاریم و برای زن همهگونه شخصیتی قائلیم و رعایت کمال احترام نسبت به خانمها میشودو تساوی حقوق که بین زن و مرد قائل هستیم و خانمها را در تمام شئون لازمالرعایه میبینیم و موقعیتهایی که اسلام نسبت به خانمها داده که شاید هیچ مذهبی یا هیچ مرام دیگری اینطوری نسبت به خانمها احترام قائل نیست. و در تمام شئون اجتماعی میتوانند شرکت کنند، حتی حق رأی دادن دارند و میتوانند فعالیتهای اجتماعی داشته باشند. اینکه خانمها حجاب اسلامی داشته باشند هیچ تزویدی برای آنها نیست. این یک حکمی است که رعایتش بر عهده خود خانمهاست.»
به نوشته روزنامه اطلاعات، امروز در بسیاری از مدارس دخترانه تهران تظاهراتی در جهت موافقت و مخالفت با حجاب اسلامی برگزار شد. این تظاهرات در دبیرستانهای دخترانه مرکز و شمال و قسمتی از غرب تهران گستردهتر بود. پارهای از شعارهای این گروه عبارت بود از «حجاب ما پاکی ماست»، «الله اکبر» و «درود بر تو خواهر مجاهد». موافقان و مخالفان حجاب برای تظاهرات در این مورد به دانشگاه تهران رفتند.
کارکنان زن هواپیمایی ملی ایران امروز نسبت به حجاب اسلامی زنان اعتراض کردند. خانم فرزانه نظرعلی به عنوان نماینده کارکنان زن هما در ویلا گفت: «حجاب ما زنان پاکی ماست و دولت باید برای خانمها در جهت تقویت حجاب فکری اندیشه کند، نه حجاب ظاهری.» وی گفت: «عدهای ما را متهم کردهاند نیمه لخت به محل کار خود میرویم حال آنکه یونیفورم ما کاملاً پوشیده است.»
به گزارش روزنامه اطلاعات در محوطه دانشگاه تهران مخالفان حجاب به منظور بزرگداشت روز جهانی زن تظاهرات کردند. آنان که در آمفی تئاتر هنرهای زیبای دانشگاه تهران و محوطه دانشگاه گرد هم آمده بودند، ابتدا سرودی در بزرگداشت روز زن خواندند و آنگاه این شعارها را سر دادند که «اتحاد، مبارزه، آزادی»، «مرگ بر استبداد». این گروه زنان خواستار حقوق برابر و مزد مساوی میان کارگران زن و مرد شدند. سپس گروهی از دانشآموزان به دانشگاه رفتند و در حالی که استدلال میکردند چون زن و مرد در انقلاب با هم شهید شدند، پس هر دو باید آزاد باشند، به چپهایی که در دانشگاه مراسم برگزار کرده بودند پیوستند.
در تظاهرات امروز دانشگاه تهران، گروهی از زنان که علیه حجاب اسلامی شعار میدادند به سوی دادگستری رفتند در اجتماعی که در مقابل دادگستری برگزار شد قطعنامهای علیه حجاب صادر کردند. گروهی از زنان و مردان انقلابی مذهبی نیز در دانشگاه تهران به طرفداری از حجاب شعار دادند.
در همین حال جنبش ملی مجاهدین، هواداران سازمان مجاهدین در بیانیهای به مناسبت روز جهانی زن ، اقدامات «سرمایهداری غرب را در چهره کریه و بزک کرده آزادی زن» محکوم کردند، اما سازمان چریکهای فدایی خلق رفتار ضدانقلابی مرتجعان در مورد زنان را محکوم کرد.
تظاهرات زنان در اعتراض به اجباری شدن حجاب
فیلم تظاهرات بزرگ زنان در اعتراض به ممنوعیت حجاب در ایران سال 58 :