Posts Tagged ‘امریکایی’

آقای احمدی نژاد ما هم شناسنامه آمریکایی می خواهیم

سه شنبه, می 12th, 2009

   اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری

هفت تیر 7tir.com:  ایرج جمشیدی- آیا اگر بعد از ماجرای رکسانا صابری کسی بگوید ما هم شناسنامه آمریکایی می خواهیم، باید متعجب شد؟
رکسانا صابری با شناسنامه آمریکایی، پدری ایرانی و مادری ژاپنی بهمن ماه ٨٧ به جرم خرید مشروبات الکلی بازداشت شد، در زندان به فعالیت خبرنگاری بدون مجوز متهم شد و در نهایت به جرم جاسوسی برای دولت متخاصم آمریکا به ٨ سال زندان محکوم گردید.

اما به همگان آشکار بود او نه تنها ٨ سال بلکه حتی یکسال یا چند ماه هم در زندان باقی نخواهد ماند و عن قریب آزاد خواهد شد و البته همین پیش بینی هم درست از آب درآمد. چراکه رکسانا شهروند آمریکایی بود و بلافاصله دولت جدید آمریکا و در راس آن باراک اوباما رئیس جمهور و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا واکنش شدید نشان دادند و خواستار آزادی رکسانا صابری شدند.

از آنجا که مادر رکسانا از تبار ژاپنی ها بود، چشم بادامی ها هم وارد عرصه شدند تا آنجا که وزیر خارجه ژاپن برای پیگیری پرونده به ایران آمد و در سخنانی عتاب آلود و آمرانه و دور از شئون دیپلماتیک خطاب به منوچهر متکی نارضایتی ژاپن و ژاپنی ها را به اطلاع ایران رساند. دعوای وزیر خارجه ژاپن با متکی تا آن حد بالا گرفت که ناچار کنفرانس مطبوعاتی مشترک وزارت خارجه دو کشور لغو گردید و وزیر خارجه ژاپن با حالت خشم تهران را ترک کرد. و البته وزارت خارجه هم ترجیح داد رفتار ناپسند و مغرورانه ژاپنی ها را آشکار نکند و از آن چشم پوشی کند!

در این میان رسانه های بین المللی واکنش گسترده یی به ماجرای رکسانا نشان دادند و به نوعی آنرا وارد کردن خبرنگاران به بازی سیاسی تهران- واشنگتن تفسیر کردند. و البته ایران زیر بار نرفت و رکسانا صابری را به جرم جاسوسی به ٨ سال زندان محکوم کرد. اما فقط یکی دو هفته زمان نیاز بود تا فشارهای سیاسی و بین المللی تاثیر گذار شود و در عین حال نامه محبت آمیز محمود احمدی نژاد – پیش از سفر به سوئیس برای سخنرانی در اجلاس ضد نژاد پرستی دوربان- درباره رکسانا صابری به رئیس قوه قضاییه منتشر شودکه در آن احمدی نژاد خواستار رسیدگی دقیق به پرونده و رعایت حقوق شهروندی رکسانا صابری شد!

و البته دادگاه تجدید نظر هم با سرعتی باور نکردنی به پیش بینی هایی موجود جامه عمل پوشاند و رکسانا را با استناد به رافت اسلامی و نیز ابراز ندامت از عمل مجرمانه اش « یعنی جاسوسی » تبرئه کرد و بلافاصله به او اعلام شد که می تواند از کشور خارج شود! و رکسانا هم از مقابل چشمان برخی دانشجویان فعالان زن و برخی کارگران که در بازداشت و در انتظار تشکیل دادگاه به سر می برند، وسایلش را جمع آوری کند و از زندان خارج شود! سئوال این است :در چنین وضعیتی به هفتاد میلیون نفر که فقط شناسنامه پر افتخار ایرانی دارند، چه احساسی دست می دهد؟ و آیا شایسته است با احساسات هفتاد میلیون ایرانی این چنین بازی کنیم.

به این ترتیب دوباره سوال ابتدای مطلب مطرح می شود: آیا اگر کسی بگوید شناسنامه آمریکایی می خواهد، باید تعجب کرد؟ نباید تعجب کرد: چون ما در ماجراهای مختلف از قبیل پرونده ملوانان انگلیسی که به تجاوز به خاک ایران متهم شدند، هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و جدیداً رکسانا صابری نشان داده ایم که با چه احترام و موشکافی عجیب و سرعت باور نکردنی به خواسته های طرف مقابل توجه می کنیم. ظاهرا فقط به این دلیل که (البته امیدواریم این گونه نباشد) شناسنامه طرف مقابل یا تماماً آمریکایی و انگلیسی و یا نیمه ایرانی- نیمه آمریکایی است! البته اشکالی ندارد که به پرونده چنین افرادی زود رسیدگی شود. ولی سوال این است که چرا فقط درباره چنین پرونده هایی برخی مقامات کشور وارد عمل می شوند تا به نوعی پرونده را ختم به خیر کنند و در مقابل هم اوباما و کلینتون پیام بفرستند که عمل شما بشردوستانه بود و دلگرم شدیم!

اکنون محمود احمدی نژاد باید پاسخ بدهد که چرا این چنین برای اتباع انگلیسی و آمریکایی نامه های محبت آمیز منتشر می کند، خواستار رسیدگی دقیق به پرونده آنان می شود اما در مقابل به درخواست ایرانیانی که یا در زندان هستند یا با مشکلات مشابهی مواجه هستند، نه تنها پاسخی داده نمی شود بلکه حتی خود را ملزم نمی داند به شهروندان ایرانی درباره ایفای وظایف قانونی اش از جمله این سوال ساده که در چهار سال گذشته با ٣٠٠ میلیارد دلار پول نفت چه کرده است، پاسخ بدهد. و وقتی هم مجلس در صدد ارسال گزارش تخلف یک میلیارد دلاری نفتی دولت به دادگاه برمی آید، مقامات دولتی از جمله رئیس جمهور سخت برآشفته می شود. آیا این همان موضوعی است که محمود احمدی نژاد از آن به عنوان افزایش شان ایران در داخل کشور و نظام بین الملل یاد می کند؟

آیا توجه نداریم با چنین پرونده سازی های سنگین از قبیل جاسوسی و سپس منتفی دانستن موضوع جاسوسی، بر وجهه بین المللی کشور و نیز نظام اطلاعاتی- امنیتی و قضایی ایران تأثیر منفی می گذاریم؟
مسئله بعدی این است در هر کشوری که بحث جاسوسی پیش بیاید، پیش از آنکه گیرنده اطلاعات محرمانه مورد مواخذه قرار بگیرد- که البته او هم مجرم است- دهنده اطلاعات که لابد از مقامات رسمی کشور است مورد محاکمه شدید قرار می گیرد.و فرد خاطی به افکار عمومی معرفی می شود ، چراکه به لحاظ قانونی اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده دراختیار مقامات رسمی است و یکی از وظایف و مسئولیت های مسئولان رسمی حفاظت از اطلاعات و اسناد محرمانه و طبقه بندی شده است. سوال این است که چه کسی به رکسانا صابری اطلاعات محرمانه داده است؟ اگر در هر کشوری که حداقل قانون در آن رعایت می شود، چنین اتفاقی رخ بدهد، نتایج آن می تواند تا سقوط دولت حاکم را در بر گیرد چرا که چنین دولتی در یکی از اصلیترین وظایفش یعنی حفظ اسرار و دور نگه داشتن اطلاعات محرمانه از دسترسی بیگانگان به آن ناتوان نشان داده است. اما ظاهراً در ایران مثل همیشه استثنا از بقیه جهان هستیم و آب از آب هم تکان نمی خورد و خود به دست خود شرایطی را پیش آورده ایم که اگر روزگاری واقعاً جاسوسی را دستگیر کردیم به این راحتی ها نتوانیم افکار عمومی داخل و خارج را قانع کنیم.

قبلی: رکسانا صابری از در پشتی زندان اوین آزاد شد
دختر شایسته آمریکا ، در تهران بازداشت شد

تداوم درگیری ها در پاکستان و خطر سقوط دولت به دست طالبان

دوشنبه, می 4th, 2009

 اخبار داغ هفت تیر خطر سقوط دولت پاکستان به دست طالبان

هفت تیر 7tir.com: پس از آنکه ژنرال پترائوس فرمانده نيروهاي امريکايي در خاورميانه در يک اظهارنظر جديد و بحث برانگيز ابراز داشت؛ ممکن است تنها دو هفته به سقوط دولت پاکستان توسط طالبان زمان باقي مانده باشد، آخرين خبرها حاکي از آن است که به زودي رئيس جمهور امريکا با رهبران افغانستان و پاکستان ديدار خواهد داشت.

اين ديدارها به منظور يافتن راه حلي براي خروج پاکستان از بن بست فعلي است. اين تحول در حالي اتفاق مي افتد که در پي فشارهاي امريکا دولت پاکستان برخلاف سياست گذشته خود در تباني با شبه نظاميان طالبان حملات جديدي را عليه آنان ترتيب داد و خواستار خلع سلاح آنان شد. همزمان با تقويت قواي طالبان در مناطق شمال غربي پاکستان، مقامات امريکايي با نگراني فزاينده يي شرايط حاکم بر پاکستان را دنبال مي کنند و به گفته ناظران در فکر چاره يي براي نجات اين کشور از بحران موجود هستند.

شبه نظاميان وابسته به طالبان ماه گذشته ميلادي تا 100 کيلومتري اسلام آباد پايتخت پاکستان پيشروي کردند و تنها پس از فشار امريکا به دولت پاکستان براي حمله به طالبان، اين نيروها عقب نشيني کردند. به گزارش روزنامه ديلي تلگراف، ژنرال پترائوس فرمانده ارشد ارتش امريکا در خاورميانه و جنوب آسيا اظهار داشت؛ بهانه هاي دولت پاکستان تمام شده و هم اکنون پذيرفته که براي تضمين بقاي دولت بايد اقدامات فوري و جدي صورت گيرد. وي خواستار اقدامات ملموس در جهت انهدام مواضع طالبان در طول دو هفته آ تي و پيش از اعلام دور جديد اقدامات امريکا شده است. هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا، هفته گذشته اسلام آباد را متهم به شانه خالي کردن از مسووليت مبارزه با طالبان کرد.

قرار است در هفته جاري زرداري، حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان و باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در واشنگتن مذاکرات سه جانبه يي را برگزار کنند و به احتمال زياد مساله مبارزه پاکستان با طالبان در صدر دستور کاري اين نشست خواهد بود. روزنامه امريکايي نيويورک تايمز در گزارشي نوشت به دليل روابط خوب نوازشريف نخست وزير سابق پاکستان با گروه طالبان، امريکا درصدد است دست خود را به سوي او که دشمن اصلي رئيس جمهور کنوني است، دراز کند. شريف که در طول دهه 1990 دو بار نخست وزير پاکستان شد اکنون رهبري حزب مسلم ليگ شاخه نواز را بر عهده دارد.

برخي ناظران با اشاره به حوادث اخير پاکستان و افغانستان و همچنين رويکرد شبه قاره يي دولت جديد امريکا معتقدند تنها يک کودتاي نظامي مي تواند پاکستان را از اين وضعيت بغرنج نجات دهد. مهم ترين خطري که کشورهاي همجوار و هم پيمانان غربي پاکستان از بحران اين کشور احساس مي کنند سلاح هاي اتمي اين کشور است که در صورت دست يافتن گروه هاي شبه نظامي به آن منطقه با خطرهاي ويرانگري مواجه خواهد شد.

هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا در مصاحبه با شبکه خبري «فاکس نيوز» در بغداد با اشاره به همين موضوع گفت؛ سلاح هاي اتمي پاکستان هم اکنون بي خطر است اما واشنگتن درباره اينکه در صورت سرنگوني دولت اين کشور توسط نيروهاي در حال پيشروي طالبان چه پيش خواهد آمد، نگراني هايي دارد. اين گمانه زني ها درباره تحولات آينده پاکستان درحالي در جريان است که آصف علي زرداري رئيس جمهور اين کشور در سفر به ليبي با معمر قذافي ديدار کرد و به بررسي آخرين تحولات پاکستان پرداخت. جميل احمد خان سفير پاکستان در طرابلس اظهار داشت؛ هدف از اين سفر بهبود روابط اقتصادي بين پاکستان و ليبي بود و ما اميدواريم همان طور که در گذشته بيش از 150 هزار پاکستاني در بخش هاي مختلف اقتصادي ليبي فعاليت مي کردند اکنون نيز چنين شرايطي ايجاد شود. زرداري در جريان اين سفر سه روزه هفت توافقنامه دوجانبه در زمينه همکاري هاي اقتصادي، سياسي، امنيتي و فرهنگي با ليبي امضا مي کند.

در ادامه درگيري هاي اخير در پاکستان ديروز اعلام شد، دست کم 20 نفر ديگر از شبه نظاميان کشته شدند. در درگيري ميان نيروهاي ارتش و شبه نظاميان طالبان در منطقه «دير» و «بونير» نيز دست کم 55 تا 60 شبه نظامي طالبان کشته شدند. اطهر عباس سخنگوي ارتش پاکستان در يک کنفرانس خبري گفت؛ در عمليات نظامي ديروز نيز دو کارمند نيروهاي امنيتي جان خود را از دست دادند و هشت نفر ديگر نيز زخمي شدند. سخنگوي ارتش پاکستان تصريح کرد؛ کنترل کامل منطقه «دير» در دست نيروهاي امنيتي است و عمليات جست وجو و بازرسي در سراسر منطقه ادامه دارد، البته در بعضي از مناطق «دير و امبيلا» نيروهاي امنيتي با طالبان درگير هستند. اطهر عباس خاطرنشان کرد؛ مردم در مناطق «دگر و بونير» از عمليات نيروهاي امنيتي استقبال کرده اند. وي در ادامه سخنان خود گفت؛ نيروهاي امنيتي هفت خودرو را که حامل مواد منفجره بود، با استفاده از بالگردهاي نظامي منهدم کردند. ارتش پاکستان در منطقه دير و بونير همچنان در حال درگيري با شبه نظاميان طالبان است.

از سوي ديگر در پي بروز برخي ناآرامي ها در کراچي نخست وزير پاکستان در يک اظهارنظر ديگر در خصوص خشونت هاي اخير در اين شهر تصريح کرد؛ دولت بايد مشکلات را از طريق دنبال کردن سياست آشتي حل و فصل کند. وي اعلام کرد؛ ما متعهد مي شويم که به افراط گراها اجازه گستراندن نفوذ خود در کراچي را ندهيم.

يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاکستان در يک اظهارنظر ديگر اعلام کرد؛ امريکا از طريق حمايتش از پرويز مشرف روند دموکراسي در کشور را از بين برد. نخست وزير پاکستان در کنفرانس خبري در کراچي بعد از مشارکتش در نشست عالي رتبه براي بررسي اوضاع امنيتي گفت؛ دولت کنوني همچنان، حتي تا امروز از پيامد حمايت واشنگتن از پرويز مشرف رئيس جمهور سابق پاکستان رنج مي برد.

گيلاني مشرف را يک سرکش توصيف کرد و گفت؛ دولت کنوني همچنان از پيامد حمايت هاي امريکا از عملکرد مشرف رنج مي برد. وي در خصوص ديدگاه هاي باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در قبال پاکستان عنوان داشت؛ دولت مدني و سازمان هاي آن از جمله سازمان قوه قضائيه و رسانه ها بر اساس قانون اساسي و قوي منسجم عمل مي کنند. نخست وزير پاکستان که تا حدود زيادي مخالف دخالت هاي امريکا در اين کشور است در خصوص عمليات در بخش هايي از مناطق مرزهاي شمال غربي تصريح کرد؛ در صورتي که دولت با چالش روبه رو شود دولت منطقه يي بايد درخواست حمايت هاي نظامي را اعلام کند.

باز هم جنجال خداداد : حتی نباید قطبی را به ایران راه می دادند

شنبه, آوریل 25th, 2009

 هفت تیر اعتراض خداداد عزیزی به انتصاب افشین قطبی

هفت تیر 7tir.com: “خداداد عزيزي” ملي پوش اسبق تيم ملي گفت: براي فوتبال مان متاسفم كه فردي را به عنوان سرمربي انتخاب مي كند كه امنيت اجتماعي مان را زير سوال برده است.

خداداد افزود: قطبي همان كسي است كه چند هفته قبل با حضور در يك شبكه خارجي جدا از زير سوال بردن ساختار فوتبال ايران، امنيت كشورمان را هم زير سوال برد. بنده متعجبم كه چگونه به چنين آدمي پست حساس سرمربيگري تيم ملي را مي دهند زيرا حتي نبايد اجازه مي دادند او وارد ايران شود.
وي اضافه كرد: اگر يك خارجي امنيت كشورمان را زير سوال مي برد مي گفتيم خارجي است اما اين آقا كه ادعايش مي شود ايراني الاصل است چرا اين كار را انجام داد؟ به نظر من قطبي اصلا ايراني نيست ، او يك آمريكايي است يا كره اي و شايد هم اماراتي!
خداداد عزيزي درباره كارنامه قطبي نيز گفت: كسي كه پرسپوليس را با بهترين نفرات و امكانات به زمين زد و آخر سر هم فرار را بر قرار ترجيح داد حالا چگونه مي خواهد تيم ملي ايران را در گذرگاه سخت جام جهاني همراهي كند و ما را به آفريقاي جنوبي ببرد؟
ضمنا اگر پرسپوليس سال قبل قهرمان شد آن قهرماني حاصل يك مديريت خوب بود .بازيكنان فصل قبل پرسپوليس خيلي خوب انتخاب شده بودند و در واقع خريد هاي اين باشگاه عالي بود و گرنه قطبي كاري نكرد و چه بسا هر مدير ديگري غير از كاشاني بود قبل از پايان ليگ عذر اين مربي را مي خواست.
خداداد در انتها گفت: ديگر نمي دانم چه بگويم چون فايده اي ندارد. همين آقاي قطبي طي ماه هاي اخير انواع و اقسام كانال ها را زد تا صاحب تيم شود اما حتي يك تيم اماراتي به او ندادند ، حالا چگونه است كه بهترين تيم ايران را به دست او مي سپارند؟!