Posts Tagged ‘امریکا’

کاش عباس پالیزدار هم پاسپورت آمریکایی داشت

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر پالیزدار احمدی نژاد رکسانا صابری

هفت تیر 7tir.com: به قلم مهدی خزعلی دوست و همسنگر عباس پالیزدار در روزهای جبهه :  می دانم رکسانا به ناحق متهم و محکوم به جاسوسی شد، ما همه جاسوسیم! در تعریف جدید آقایان از جاسوسی که می فرمایند: فرایند جاسوسی تغییر ماهیت داده است و جاسوسی در قالب لابی های دیپلماتیک، روزنامه نگاری، خبرگزاری، مصاحبه ، تحلیل وقایع و وبلاگ نویسی شکل گرفته است! ” پس هر خبر ، اطلاع، تحلیل و نظریه پردازی جاسوسی است و وبلاگ نویسی اساس جاسوسی است پس ” ان اول الجاسوس”

چه شده است ؟ احمدی نژاد که علی رغم حکم برائت کارگزار نظام(موسویان)، اصرار دارد او جاسوس است، برای رکسانا که دادگاه او را به جاسوسی محکوم کرده بود مصاحبه و نامه نگاری می کند؟رکسانا خیلی سریع با استفاده از رانت اوباما تشریفات دادرسی را طی می کند و متهم، محکوم، تبرئه و آزاد می شود، اما جانباز حاج عباس پالیزدار دوازدهمین ماه زندان را می گذراند و هنوز حکمی ندارد! هنوز در بازداشت موقت است! او به تحریک محمود و داود و پروین احمدی نژاد سخن گفته بود، گمان می کرد دولت نهم از او حمایت میکند، اما محمود که می گفت : دل شیر داری، حتی تلفن های اورا هم جواب نمی دهد، داود که می گفت : ادامه بده، فراموشش کرده است! ، عباس نمی دانست که مبارزه با مفاسد دستهای پاک می خواهد! و کسانی که خود آلوده اند نمی توانند در این وادی گام نهند!

درزندان هواپیما ربا ، تروریست و قاتل از امکانات موبایل و تلفن نامحدود برخوردارند، اما عباس را در تنگنا و سختی نگه داشته اند، سر وکیل بند که قاتل باجناق خویش است او را تهدید می کند که اگرزیاد تلفن بزنی  تو را به بند ایدزی ها منتقل می کنم! و باز در حضور رئیس اندرزگاه می گوید: چند شب پیش می خواستند او را قیمه قیمه کنند من نگذاشتم، برایش محافظ بگذارید، دوشب پیش می خواستند شبانه او را به بند ایدزی ها ببرند، معاون زندان می گوید: آوردن بین اشرار بخشی از مجازات توست! یکی دیگر از مسئولین زندان می گوید: دستبند و پابند جریی از مجازات توست! هنوز که دادنامه ای صادر نشده چه مجازاتی؟! به جرم عاشقی و جانبازی به زنجیر می کشند، به عباس گفتم: به کارت جانبازی ات نناز ، اگر پاس آمریکایی داشتی آزاد بودی!  به پدر که عباس را ضمانت کرده بود می گویم: پدر جان کوپن شما باطله است، امروز کوپن اوباما خریدار دارد نه شما! شما از اصحاب کهفید، سکه دین مال 30 سال قبل است، امروز دلار اوباما کار ساز است!

23/2/88  مهدی خزعلی

روزنامه جمهوری اسلامی ، رکسانا را به آلودگی جنسی متهم کرد

چهار شنبه, می 13th, 2009

هفت تیر 7tir.com: روزنامه جمهوری اسلامی در ستون “جهت اطلاع” شماره روز چهارشنبه خود با انتشار خبر آزادی رکسانا صابری نوشته است: «این مقامات می‌گویند دادگاه تجدیدنظر اگر قرار بود تخفیفی بدهد حداكثر می‌بایست میزان زندان را از 8 سال به 5 سال كاهش می‌داد و او این مدت را در زندان می‌ماند نه آنكه با دو سال حبس آن‌هم تعلیقی كه به معنی نادیده گرفتن جاسوسی و سایر جرایم او از قبیل آلودگی جنسی و مشروبات الكلی و… می‌باشد».
بنا به ادعای جمهوری اسلامی، همین مقامات می‌گویند بدین ترتیب از این پس در كشور ما جاسوسی برای آمریكا آزاد است!

ركسانا صابری در بهمن ماه سال گذشته به جرم جاسوسی برای آمریكا توسط معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات بازداشت و در دادگاه انقلاب تهران به 8 سال زندان محكوم شده بود.

عکسهای رکسانا صابری یک روز پس از آزادی در تهران

چهار شنبه, می 13th, 2009

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

هفت تیر 7tir.com: يک روز پس از راي دادگاه تجديدنظر رکسانا صابري مبني بر تبديل حکم هشت سال زندان تعزيري به دو سال حبس تعليقي و آزادي وي از زندان اوين، باراک اوباما رئيس جمهوري امريکا از اين حکم استقبال کرد.

رکسانا صابري حدود دو ماه پيش به جرم جاسوسي به هشت سال زندان محکوم شده بود اما در روز دوشنبه دادگاه تجديدنظر حکم او را به دو سال حبس تعليقي کاهش داد و وي عصر روز دوشنبه آزاد شد. به دنبال صدور اين حکم اوباما ضمن استقبال آن را نشانه يي از رفتار بشردوستانه ايران دانست. هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا نيز پس از صدور اين حکم با بيان اينکه با شنيدن اين خبر «دلگرم» شده است، افزود؛ «ما مسلماً به بررسي خود درخصوص اتهامات وارده به رکسانا صابري ادامه خواهيم داد.» در عين حال به گزارش آفتاب کلينتون بار ديگر اعتراض خود را نسبت به متهم کردن رکسانا به جاسوسي اعلام داشت. کلينتون به خبرنگاران اظهار داشت؛ «ما از آزادي صابري بسيار خوشحاليم و بهترين آرزوها را براي او و خانواده اش داريم.» کلينتون همچنين ابراز داشت آزادي وي توسط سفارت سوئيس در تهران براي امريکا مسجل شده است. او ادامه داد؛ «رکسانا در حال حاضر با خانواده اش به سر مي برد و در روزهاي آينده تهران را به مقصد امريکا ترک خواهد کرد.» همچنين به گزارش آفتاب کاخ سفيد روز دوشنبه از اقدام ايران در آزادي رکسانا صابري استقبال کرد و آن را يک «حرکت انسان دوستانه» از جانب کشور دانست. «رابرت گيبس» سخنگوي کاخ سفيد در يک کنفرانس خبري ابراز داشت؛ «پس از آزادي رکسانا صابري نگراني اوباما برطرف شده است. ما مي دانيم اين مدت زمان براي دوستان و خانواده رکسانا آزاردهنده بوده است. رئيس جمهور قصد دارد در امريکا از وي استقبال کند. ما همچنان بر حرف خود پافشاري داريم که رکسانا اشتباهي متهم شده بود، اما در هر حال از اين حرکت انسان دوستانه استقبال مي کنيم.» در همين حال روزنامه «کريستين ساينس مانيتور» نوشت؛ «تصميم روز دوشنبه دولت ايران براي آزادي رکسانا صابري، يکي از موانع بسياري را که بر سر راه طرح گفت وگوي امريکا و ايران وجود دارد، حذف کرده است.»

احتمال معاوضه

در گزارش ديگر در اين ارتباط مجله تايم نوشت در پي آزادي رکسانا صابري، ايران در انتظار اقدام متقابل امريکا و آزادي سه ديپلمات ايراني دستگيرشده در عراق به وسيله نيروي هاي امريکايي است. به گزارش ايسنا در اين گزارش آمده است دو هفته قبل يک ديپلمات عالي رتبه اروپايي با پيامي از دولت ايران به واشنگتن وارد شد. ايراني ها بازداشت رکسانا صابري امريکايي – ايراني را با مورد ديپلمات هاي ايراني که توسط نيروي نظامي امريکا در عراق دستگير شده اند، همطراز مي ديدند. اين فرستاده اروپايي به تايم گفت ايراني ها خواستار تبادل زندانيان نبودند، اما نيات دولت اوباما را به شکلي نامحسوس تر به بوته آزمايش گذاشتند. اکنون که صابري آزاد شده است تهران واکنش امريکا را براي علائمي از حسن نيت متقابل در نظر خواهد داشت.

اين گزارش حاکي است امريکا به طور علني از هرگونه قياس ميان اين دو مورد خودداري مي کند. واشنگتن مدعي است در حالي که صابري روزنامه نگاري بوده که به دليل فعاليتش بازداشت شده اما ديپلمات هاي ايراني که در اربيل واقع در شمال عراق در ژانويه 2007 دستگير شدند، نظامي هستند. در همين حال رابرت وود سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا اعلام کرد هيچ معاوضه يي مطرح نشده است. به نوشته اين هفته نامه امريکايي، مي توان براي آزادي ديپلمات هاي ايراني بهانه متفاوتي پيدا کرد. امريکا در حال حاضر مي کوشد حدود 15 هزار فرد بازداشت شده را که در اختيار دارد به مقامات عراقي تحويل دهد و اين شامل سه ايراني يادشده نيز هست. جف موري سخنگوي وزارت دفاع امريکا نيز گفت؛ ما در حال کار کردن با عراقي ها در خصوص چگونگي انتقال ايراني ها و همه دستگيرشدگان به عراقي ها هستيم. اگر چنين چيزي رخ دهد مطمئناً آنها آزاد خواهند شد.

تلاش هاي دولت سوئيس

اخبار ديگر نيز حاکي از آن است که آزادي رکسانا صابري با پشتيباني و ميانجيگري دولت سوئيس ميسر شده است. به گفته مقامات سوئيسي، رودولف مرتس رئيس جمهور اين کشور در ديدار بحث برانگيز خود با احمدي نژاد با وي پيرامون وضعيت رکسانا صابري گفت وگو داشته است. محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران، در حاشيه سفرش به ژنو، براي شرکت در کنفرانس ضدنژادپرستي سازمان ملل متحد ديداري با رودولف مرتس رئيس جمهور سوئيس داشت. رئيس جمهور سوئيس به خاطر ملاقات با محمود احمدي نژاد با سيلي از انتقادات و اعتراضات دروني و بيروني مواجه شد. در آن زمان رئيس جمهور سوئيس اين انتقادات را با سکوت تحمل کرد.

بنا بر گفته وزارت امور خارجه سوئيس، دولت امريکا پس از آزادي رکسانا صابري از کمک هاي دولت سوئيس براي نجات رکسانا صابري قدرداني کرده است. دولت سوئيس براي رسيدگي عادلانه به پرونده رکسانا صابري دست به تلاش هاي گسترده يي زده بود. در همين حال به گزارش فارس عبدالصمد خرمشاهي وکيل رکسانا صابري گفت؛ صابري تا چند روز آينده همراه پدر و مادر خود در تهران مي ماند و پس از انجام کارهاي شخصي ايران را ترک خواهد کرد.

فیلم:

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی  اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

 اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری یک روز پس از آزادی

قبلی : رکسانا صابری از در پشتی زندان اوین آزاد شد آقای احمدی نژاد ما هم شناسنامه آمریکایی می خواهیم

آقای احمدی نژاد ما هم شناسنامه آمریکایی می خواهیم

سه شنبه, می 12th, 2009

   اخبار داغ هفت تیر رکسانا صابری

هفت تیر 7tir.com:  ایرج جمشیدی- آیا اگر بعد از ماجرای رکسانا صابری کسی بگوید ما هم شناسنامه آمریکایی می خواهیم، باید متعجب شد؟
رکسانا صابری با شناسنامه آمریکایی، پدری ایرانی و مادری ژاپنی بهمن ماه ٨٧ به جرم خرید مشروبات الکلی بازداشت شد، در زندان به فعالیت خبرنگاری بدون مجوز متهم شد و در نهایت به جرم جاسوسی برای دولت متخاصم آمریکا به ٨ سال زندان محکوم گردید.

اما به همگان آشکار بود او نه تنها ٨ سال بلکه حتی یکسال یا چند ماه هم در زندان باقی نخواهد ماند و عن قریب آزاد خواهد شد و البته همین پیش بینی هم درست از آب درآمد. چراکه رکسانا شهروند آمریکایی بود و بلافاصله دولت جدید آمریکا و در راس آن باراک اوباما رئیس جمهور و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا واکنش شدید نشان دادند و خواستار آزادی رکسانا صابری شدند.

از آنجا که مادر رکسانا از تبار ژاپنی ها بود، چشم بادامی ها هم وارد عرصه شدند تا آنجا که وزیر خارجه ژاپن برای پیگیری پرونده به ایران آمد و در سخنانی عتاب آلود و آمرانه و دور از شئون دیپلماتیک خطاب به منوچهر متکی نارضایتی ژاپن و ژاپنی ها را به اطلاع ایران رساند. دعوای وزیر خارجه ژاپن با متکی تا آن حد بالا گرفت که ناچار کنفرانس مطبوعاتی مشترک وزارت خارجه دو کشور لغو گردید و وزیر خارجه ژاپن با حالت خشم تهران را ترک کرد. و البته وزارت خارجه هم ترجیح داد رفتار ناپسند و مغرورانه ژاپنی ها را آشکار نکند و از آن چشم پوشی کند!

در این میان رسانه های بین المللی واکنش گسترده یی به ماجرای رکسانا نشان دادند و به نوعی آنرا وارد کردن خبرنگاران به بازی سیاسی تهران- واشنگتن تفسیر کردند. و البته ایران زیر بار نرفت و رکسانا صابری را به جرم جاسوسی به ٨ سال زندان محکوم کرد. اما فقط یکی دو هفته زمان نیاز بود تا فشارهای سیاسی و بین المللی تاثیر گذار شود و در عین حال نامه محبت آمیز محمود احمدی نژاد – پیش از سفر به سوئیس برای سخنرانی در اجلاس ضد نژاد پرستی دوربان- درباره رکسانا صابری به رئیس قوه قضاییه منتشر شودکه در آن احمدی نژاد خواستار رسیدگی دقیق به پرونده و رعایت حقوق شهروندی رکسانا صابری شد!

و البته دادگاه تجدید نظر هم با سرعتی باور نکردنی به پیش بینی هایی موجود جامه عمل پوشاند و رکسانا را با استناد به رافت اسلامی و نیز ابراز ندامت از عمل مجرمانه اش « یعنی جاسوسی » تبرئه کرد و بلافاصله به او اعلام شد که می تواند از کشور خارج شود! و رکسانا هم از مقابل چشمان برخی دانشجویان فعالان زن و برخی کارگران که در بازداشت و در انتظار تشکیل دادگاه به سر می برند، وسایلش را جمع آوری کند و از زندان خارج شود! سئوال این است :در چنین وضعیتی به هفتاد میلیون نفر که فقط شناسنامه پر افتخار ایرانی دارند، چه احساسی دست می دهد؟ و آیا شایسته است با احساسات هفتاد میلیون ایرانی این چنین بازی کنیم.

به این ترتیب دوباره سوال ابتدای مطلب مطرح می شود: آیا اگر کسی بگوید شناسنامه آمریکایی می خواهد، باید تعجب کرد؟ نباید تعجب کرد: چون ما در ماجراهای مختلف از قبیل پرونده ملوانان انگلیسی که به تجاوز به خاک ایران متهم شدند، هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و جدیداً رکسانا صابری نشان داده ایم که با چه احترام و موشکافی عجیب و سرعت باور نکردنی به خواسته های طرف مقابل توجه می کنیم. ظاهرا فقط به این دلیل که (البته امیدواریم این گونه نباشد) شناسنامه طرف مقابل یا تماماً آمریکایی و انگلیسی و یا نیمه ایرانی- نیمه آمریکایی است! البته اشکالی ندارد که به پرونده چنین افرادی زود رسیدگی شود. ولی سوال این است که چرا فقط درباره چنین پرونده هایی برخی مقامات کشور وارد عمل می شوند تا به نوعی پرونده را ختم به خیر کنند و در مقابل هم اوباما و کلینتون پیام بفرستند که عمل شما بشردوستانه بود و دلگرم شدیم!

اکنون محمود احمدی نژاد باید پاسخ بدهد که چرا این چنین برای اتباع انگلیسی و آمریکایی نامه های محبت آمیز منتشر می کند، خواستار رسیدگی دقیق به پرونده آنان می شود اما در مقابل به درخواست ایرانیانی که یا در زندان هستند یا با مشکلات مشابهی مواجه هستند، نه تنها پاسخی داده نمی شود بلکه حتی خود را ملزم نمی داند به شهروندان ایرانی درباره ایفای وظایف قانونی اش از جمله این سوال ساده که در چهار سال گذشته با ٣٠٠ میلیارد دلار پول نفت چه کرده است، پاسخ بدهد. و وقتی هم مجلس در صدد ارسال گزارش تخلف یک میلیارد دلاری نفتی دولت به دادگاه برمی آید، مقامات دولتی از جمله رئیس جمهور سخت برآشفته می شود. آیا این همان موضوعی است که محمود احمدی نژاد از آن به عنوان افزایش شان ایران در داخل کشور و نظام بین الملل یاد می کند؟

آیا توجه نداریم با چنین پرونده سازی های سنگین از قبیل جاسوسی و سپس منتفی دانستن موضوع جاسوسی، بر وجهه بین المللی کشور و نیز نظام اطلاعاتی- امنیتی و قضایی ایران تأثیر منفی می گذاریم؟
مسئله بعدی این است در هر کشوری که بحث جاسوسی پیش بیاید، پیش از آنکه گیرنده اطلاعات محرمانه مورد مواخذه قرار بگیرد- که البته او هم مجرم است- دهنده اطلاعات که لابد از مقامات رسمی کشور است مورد محاکمه شدید قرار می گیرد.و فرد خاطی به افکار عمومی معرفی می شود ، چراکه به لحاظ قانونی اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده دراختیار مقامات رسمی است و یکی از وظایف و مسئولیت های مسئولان رسمی حفاظت از اطلاعات و اسناد محرمانه و طبقه بندی شده است. سوال این است که چه کسی به رکسانا صابری اطلاعات محرمانه داده است؟ اگر در هر کشوری که حداقل قانون در آن رعایت می شود، چنین اتفاقی رخ بدهد، نتایج آن می تواند تا سقوط دولت حاکم را در بر گیرد چرا که چنین دولتی در یکی از اصلیترین وظایفش یعنی حفظ اسرار و دور نگه داشتن اطلاعات محرمانه از دسترسی بیگانگان به آن ناتوان نشان داده است. اما ظاهراً در ایران مثل همیشه استثنا از بقیه جهان هستیم و آب از آب هم تکان نمی خورد و خود به دست خود شرایطی را پیش آورده ایم که اگر روزگاری واقعاً جاسوسی را دستگیر کردیم به این راحتی ها نتوانیم افکار عمومی داخل و خارج را قانع کنیم.

قبلی: رکسانا صابری از در پشتی زندان اوین آزاد شد
دختر شایسته آمریکا ، در تهران بازداشت شد

فیلم انتقاد بی سابقه صادق زیبا کلام از جمهوری اسلامی در پخش زنده صدا و سیما

یکشنبه, می 10th, 2009

صادق زیبا کلام

هفت تیر 7tir.com –  گزارش از مهدی محسنی :  برنامه تلویزیونی «رو در رو» جمعه شب ساعت 20:30 به مدت یک ساعت از شبکه خبر به شکلی زنده پخش شد. در این برنامه به شکل بی سابقه ای برخی سیاست های کلیدی 30 ساله جمهوری اسلامی ایران از سوی دکتر صادق زیبا کلام مورد انتقاد، سرزنش و حتی تمسخر واقع شد.

زیبا کلام مدعی شد که 30 سال گذشته ما در این توهم بوده ایم که پرچمدار مبارزه کشورهای جهان سوم و تحت ستم با «استکبار جهانی» به رهبری امریکا هستم. بجای اصل قرار دادن منافع ملی ، ایدئولوژی را برای تنظیم سیاست خارجی خود برگزیده ایم.

زیبا کلام در پاسخ به ادعای محمدرضا حاج بابایی ، عضو هیات رئیسه مجلس هشتم در مورد آزاد ننمودن 12 میلیارد دلار دارایی های بلوکه شده ایران توسط دولت اوباما به عنوان حسن نیت، پاسخ داد:

«بحث بلوکه شدن دارایی های ایران که مسئولان جمهوری اسلامی می گویند  واقعیت ندارد. این پولها به عنوان غرامت به ایرانیانی که به شهروندی آمریکا درآمده بودند و اموالشان به هر بهانه ای، مثلا طاغوتی بودن، توسط سپاه و دولت و دیگر نهادها مصادره شد پرداخته شده است. آنها به دادگاه های آمریکا شکایت کرده اند که اموال و زمین ها و کارخانه هایشان بی دلیل مصادره شده و پس از بررسی غرامت هایی به آنها تعلق گرفته و از آن پول چیزی باقی نمانده است.»

همچنین زیبا کلام در پاسخ به سخنان بابایی که آمریکا را موجب بسیاری از مشکلات کشور خواند گفت : «ما به همین دلیل با آمریکا دشمنی می کنیم که برای مشکلاتی که از حلشان عاجز هستیم مقصری داشته باشیم و چه مقصری بهتر از آمریکا.»

این استاد دانشگاه در مورد این تصور که آمریکا رژیم صدام را به جنگ با ایران مجبور کرد، گفت: «سی سال این دروغ را به مردم گفته ایم اما پاسخ نمی دهیم اگر جنگ بد بود و آمریکا آنرا به راه انداخت چرا پس از فتح خرمشهر آنرا متوقف نکردید؟ آیا آمریکا بود که بر ادامه جنگ اصرار می کرد؟»

زیبا کلام همچنین با انتقاد از سیاست صدا و سیما گفت: «شما خبرهایی را که در جهت رفتار های مثبت دولت آمریکا و باراک اوباما باشد پوشش نمی دهید. مثلن وقتی ایشان از لزوم پیوستن اسرائیل به ان پی تی یا تشکیل دولت فلسطینی حرف می زند.»

دکتر زیبا کلام در پاسخ به پرسش دو نفر از دانشجویان حاضر دراین برنامه در مورد دلایل ادامه دشمنی با آمریکا و اینکه چرا بعد از سی سال از فرصت پیش آمده استفاده نمی کنیم گفت : «باید این را از کسانی پرسید که فکر می کنند «پرچمدار مبارزه با استکبار جهانی» هستند و منافع ملی را اینگونه به خطر انداخته اند.»

امیر محبیان، روزنامه نگار و دکتر کیومرث اشتریان، استاد دانشگاه تهران از دیگر مهمانان این برنامه بودند. بینندگان نیز می توانستند با تماس تلفنی و طرح سوال و همچنین ارسال اس ام اس و پاسخ به سوال «آیا عملکرد اوباما را در 100 روز اخیر مثبت ارزیابی می کنید؟» در این برنامه شرکت کنند.

لازم به ذکر است نقل قولهای بالا نزدیک به سخنان ابراز شده و تنها بخشی از اظهار نظر های طرح شده در این گفتگو است ( می توانید فیلم کامل این برنامه را در زیر همین صفحه ببینید ) . در این برنامه محبیان مواضع بسیار میانه و معتدلی را طرح نمود و محتوای سخنان اشتریان بیشترین نزدیکی را به اظهارات زیبا کلام داشت.

پخش این برنامه به شکل فعلی را می توان یکی از مثبت ترین اقدامات صدا و سیمای جمهوری اسلامی در یک دهه اخیر قلمداد نمود. اگر امکان ادامه آن به شکل و سیاق فعلی و بهره بردن از همه دیدگاه ها میسر باشد.

چنانچه در در دیدن فیلم مشکل دارید به خاطر فیلتر بودن یوتیوب در ای اس پی شماست.

قسمت دوم ویدئو(کلیک)

قسمت سوم  ویدئو(کلیک)

قربانيان نگونبخت فقر از نوع آمريکايي

یکشنبه, می 10th, 2009

اخبار داغ هفت تیر  فقر امریکا بحران اقتصادی

هفت تیر 7tir.com: وضعيت بانک هاي اطراف وال استريت خوب نيست و اين وضعيت شامل حال فروشندگان مواد مخدر هم مي شود. آنها در دوران خوش براي ثروتمندان امريکايي کوکائين و کراک مي فرستادند و حال در اين روزهاي ناخوش و کساد در «برادوي ميشن» نشسته اند يعني همان پناهگاه بي خانمان ها که يک سالن غذاخوري و يک کليساي کوچک هم دارد.
.
«آلوين» 47ساله يکي از ساکنان اين پناهگاه است. از مشتري هايش خبري نيست و بالطبع از پولي هم که در روزهاي خوش به جيب مي زد ديگر خبري نيست. اين مرد اهل لوئيزيانا ادعا مي کند به عنوان يک دلال متوسط پول خوبي درمي آورده اما حالا همه چيز وخيم و بحراني است؛ «خيلي مي ترسم.»
.
او آپارتمان خود را تخليه کرده و سپس به اين قديمي ترين پناهگاه فقراي شهر پناه آورده است. عدم پرداخت بدهي ها در به اصطلاح صنايع مواد مخدر اشد مجازات يعني مرگ را به همراه دارد. البته آلوين در برادوي ميشن احساس امنيت مي کند حتي آن هنگام که در اين پناهگاه رختخوابي براي خوابيدن وجود ندارد. او مي گويد؛ «ديشب روي زمين جلوي منبر کليسا خوابيدم.»

اين افراد همچون ماهي هاي از آب بيرون افتاده با حالتي نااميد و رانده شده در ميشن مي نشينند و تمام شب را در انتظار لحظه يي هستند که کشيش مسوول پناهگاه براي توزيع لوازم خواب مي آيد و در حال حاضر همه مشکل شان به دست آوردن زيرانداز و رختخواب يا نيمکتي خالي است که بتوانند روي آن بخوابند.

«جيمز مک لين» از اين شکايت دارد که حمايت کنندگان مالي از پناهگاه در چنين وضعيتي يعني درست در زمان بحران، بودجه اين محل را حداقل 16 درصد کاهش داده اند. مک لين زماني پيش از آنکه به مديريت اين پناهگاه ارتقا يابد خود از جمله ساکنان آن بوده است و حال مسووليت تهيه بودجه و برخي امورات اينجا را در دست دارد. با اين همه او مي گويد؛ «ما با قدرت تمام از اين بحران خلاص خواهيم شد.»

بحران اقتصادي در امريکا به بحراني اجتماعي تبديل شده است و اين حالت از زمان آن رکود عظيم در قرن گذشته ديگر سابقه يي نداشت. نه تنها بازارهاي بورس و قيمت سهام شرکت ها سقوط کرده بلکه اين سقوط ميليون ها انسان را نيز به همراه خود در اعماق باتلاق فقر فرو برده است.

فقر به عنوان پديده يي عمومي و جمعي بار ديگر بازگشته و در حدود 50 ميليون نفر بدون هرگونه بيمه درماني زندگي مي کنند و هر روز هم به تعداد آنها افزوده مي شود. 32 ميليون نفر با ارائه کوپن مواد غذايي تهيه مي کنند و 13 ميليون نفر هم بيکار هستند. تعداد بي خانمان ها نيز هر روز زيادتر مي شود زيرا رقم تخليه اجباري خانه ها بالاتر رفته است و اين رقم در ماه مارس نسبت به يک سال قبل افزايشي بالاي 45 درصد را نشان مي دهد. حتي در بهترين محله هاي شهر هم نشانه هايي از نگراني و شوک به چشم مي خورد. منطقه شيک و اعياني «ونيس بيچ» در نزديکي ساحل لس آنجلس خيابان هاي عريضي دارد اما ديگر نشانه يي از حرکت و رفت و آمد ماشين هاي اتاق دار و کاروان ها نيست و همه آنها در جاي خود پارک شده باقي مانده اند و ساکنان آن خود را نشان نمي دهند. بسياري از آنان پنجره هاي کاروان ها را با پاکت هاي مقوايي پوشانده اند تا باقيمانده وسايل شخصي خود را نجات دهند. اهالي اميدوارند شايد با نوعي هشدار پليسي بتوانند ماشين دزدها و ديگر خلافکاران را بترسانند.

اين بحران اقتصادي حتي در «جرج تاون» شيک و زيبا هم از خود آثاري بر جاي گذاشته است يعني در همان محله مسکوني تاريخي واشنگتن که اکثريت ساکنان آن را سياستمداران، لابيست ها و وکلاي دعاوي تشکيل مي دهند. هر کس که اشتباهاً درهاي ماشينش را قفل نکند به احتمال زياد صبح روز بعد بايد ميهمان ناخوانده يي را در ماشين از خواب بيدار کند. خانم «لئاندرا فريتاس» کارمند يکي از سفارتخانه هاي مقيم واشنگتن آن روز که در ماشين خود را گشود و زني با کيف دستي و گردنبند مرواريد را در آن ديد اصلاً بداخلاقي نکرد. آن زن از روي خجالت صورتش را پوشاند و مودبانه عذرخواهي کرد و با عجله از آن اتاق خواب موقت بيرون رفت.

روند پايان مدنيت اغلب با از دست دادن شغل آغاز مي شود. در حال حاضر شرکت هاي امريکايي با تبي جنون آميز حتي پرسنل قديمي خود را نيز اخراج مي کنند. نزديک به 690 هزار نفر در ماه مارس اعلام بيکاري کردند و اين رقم البته در فوريه 850 هزار و در ژانويه 510 هزار بود. تعداد بيکاران امريکا از زمان آغاز بحران اقتصادي در تابستان 2007 بالغ بر شش ميليون نفر مي شود.

کمک هاي مالي دولت و بيمه بيکاري هم کمتر از آن است که اين عده بتوانند همچنان زندگي خود را به همين صورت ادامه دهند. تب مصرف گرايي در سال هاي گذشته حساب پس اندازهاي مردم عادي را غارت کرد و صندوق سهام طبقه متوسط هم به طور متوسط 40 درصد از ارزش خود را از دست داد. و به اين ترتيب است که حال افراد بيکارشده غالباً در خطر سقوط در ورطه فقر قرار گرفته اند.

اخبار داغ هفت تیر  فقر امریکا بحران اقتصادی

سياستمداران امريکا در اين ميان غالباً (مانند گذشته) ملاقات هايي را با بي خانمان ها در گاراژهاي کارخانجات در سيليکون والي ترتيب مي دهند. «ميشل اوباما» هم به تازگي با ديدار سرزده اش از «آشپزخانه ميريام» در واشنگتن موجب خوشحالي ساکنان آن پناهگاه شد. البته شوهرش باراک هم کوتاه زماني پيش از مراسم سوگند دستور رنگ آميزي يکي از اين پناهگاه ها را که در نزديکي محل کار جديدش قرار دارد، صادر کرد. اوباما مي گويد؛ «امريکايي خواهيم داشت که با رشد پايدار اقتصادي ايجاد شغل کند و درآمدها افزايش يابد و اين چشم انداز من از آينده اين کشور است.» اما ظاهراً اين بحران سخنان او را کمرنگ کرده است.

رئيس جمهور امريکا بايد درک کند که اين کشور چگونه در حال فروپاشي است. مشاغل ناپديد شده و درآمدها آب رفته اند و امروزه آينده امريکا از هر زمان ديگر مخاطره آميزتر به نظر مي آيد. فقر موجود در ميان طبقه سوم جامعه در حال حاضر کاملاً ملموس است و مراکز توزيع سوپ رايگان از پذيرش گرسنگان طفره مي روند و حتي پناهگاه ها و خوابگاه هاي موجود هم اغلب نمي توانند به طور کامل تقاضاها را جوابگو باشند.

کارخانه ها و شرکت هاي خصوصي هم توانايي پرداخت ماليات و کمک هاي اجتماعي را ندارند و آن دست و دلبازي ها درست زماني پايان مي گيرد که فقر گسترده و عمومي به امريکا بازگشته است. البته دولت هم در تشديد اين بحران نقش دارد. گرچه دولت واشنگتن آماده پرداخت پول اضافي است اما بسياري از نهاد هاي دولتي از بودجه هاي اجتماعي خود کاسته اند و يکي از دلايل آنها براي اين مساله اين است که نبايد مقروض شوند و طبق قانون موظف به صرفه جويي هستند.

مراکز توزيع سوپ مجاني در شهر نيويورک هم از اين رو چاره يي ندارند جز آنکه با مساله کاهش بودجه کنار بيايند و اين در حالي است که تقاضا و به عبارتي مراجعه کنندگان به آنها چند برابر شده اند. بر پايه اعلام مسوولان دولتي نيويورک در سال 2007 بالغ بر يک ميليون و 300 هزار نفر از غذاي مجاني استفاده کرده اند اما تنها در فاصله اکتبر تا نوامبر 2008 رقم اين نيازمندان ناگهان به سه ميليون نفر افزايش يافت. در حال حاضر مراکز توزيع سوپ مجاني مملو از مردم گرسنه است و يکي از اين پايگاه ها يعني کليساي آپوستل مقدس روزانه 1250 پرس غذا توزيع مي کند و به گفته «جوئل برگ» مدير اتحاديه اين مراکز در شهر نيويورک اين مقدار بسيار کم است؛ «مقدار اين غذا براي يک نفر کافي نيست و بسياري از افراد در حالي که شکم شان هنوز از گرسنگي قار و قور مي کند دوباره در صف مي ايستند.»

اما گرسنگي تنها مشکل اين مردم نيست. بسياري از کساني که در اين صف ها مي ايستند از داشتن هرگونه سرپناه محروم هستند. در ميان اين هزاران بي خانمان بسياري از خانواده ها هستند که به دليل عدم توانايي براي پرداخت اجاره خانه به مسافرخانه هاي ارزان قيمت نقل مکان کرده اند و جالب آنکه اين افراد قبلاً جزء طبقه متوسط به حساب مي آمدند.

مرکز تفريحي «کاستامسا موتوراين» در اورنج کانتي از جمله مراکز گران قيمتي است که در نزديکي لس آنجلس قرار دارد و بسياري از آن به عنوان يکي از نماد هاي رفاه در کاليفرنيا ياد مي کنند. اين مرکز علاوه بر يک زمين گلف زيبا يک مرکز خريد جديد دارد که غرفه هاي آن مخصوص بزرگ ترها و محل مخصوص بازي هاي آن ويژه کوچک ترها است.

اما در اين مسافرخانه هيچ چيز زيبايي وجود ندارد. درست در مقابل ورودي آن با اين تابلوي اخطار روبه رو مي شويم؛ ورود الکلي ها و گداها ممنوع است، روبه روي در اين متل يک خودروي پليس پارک کرده است. اهالي اتاق 108 اين مسافرخانه پشت پنجره نشسته اند و وسايل بازي آن مرکز تفريحي در دوران خوش را به ياد مي آورند. «سرجيو گالاردو» ساکن اين اتاق مي گويد فقط اتومبيل را با خودشان آورده اند و اکثر اسباب بازي هاي بچه ها را دور ريخته اند. او براي اين اتاق تقريباً 10 متري با آن آشپزخانه کوچک ماهي 870 دلار بايد بپردازد. در تاريک و روشن اتاق چهره پنج کودک او پيدا است؛ ريمون 13ساله، سرجيو 12ساله، آلينا 8ساله، جاکوب 5ساله و لاولي 3ساله.

خانواده گالاردو از ماه نوامبر در اين متل زندگي مي کنند و البته پيش از آن سه اتاق بزرگ داشتند. سرجيوي 33ساله به عنوان يک کارگر ساختماني پول خوبي درمي آورد و همسرش از بچه ها نگهداري مي کرد. حال او بيکار شده و آن اتومبيل هم عملاً به کارشان نمي آيد. آنها مجبور شدند سگ شفر محبوب شان را نيز به سازمان حمايت از حيوانات بسپارند زيرا ورود سگ به اين متل ممنوع است.

شايد تنها مزيت اين خانه جديد براي بچه ها آن بي شمار همبازي جديد باشد. يکي از سازمان هاي کمک رسان محلي تخمين مي زند در حال حاضر بيش از يک هزار خانواده در اورنج کانتي ساکن مسافرخانه ها هستند. شايد به همين خاطر است که بحران موجود در مرکز تفريحي کوستامساموتوراين چهره يي شادتر دارد. بچه ها چنان به بازي و شادي مشغولند که گويي در نزديکي ديسني لند زندگي مي کنند.

با اين حال خانواده گالاردو به اين خاطر هم خوشحال هستند که مجبور نشدند به منطقه ساکرامنتو بروند. در آن منطقه و در نزديکي ريل راه آهن، شهري چادري بنا شده که پناهگاه فقيرترين فقيران است. البته اين کمپ از مدت ها پيش وجود داشت و قبلاً بيش از همه اين معتادان بودند که در آنجا زندگي مي کردند اما در حال حاضر قربانيان اين بحران اقتصادي هم به آنها اضافه شده اند. تعداد اينچنين شهرهاي چادري روز به روز در امريکا بيشتر مي شود، از فلوريدا در سواحل شرقي گرفته تا سياتل در سواحل غربي. جالب آنکه اين روزها اظهار همدردي با اين فقرا و چادرنشينان تبديل به حرفه يي سودآور شده است و همين چندي پيش بود که «اپرا وينفري» سوپراستار تلويزيوني امريکا در برنامه تلويزيوني خود از اين افراد گفت و توجهات زيادي را به خود جلب کرد.

تصاوير پخش شده از تلويزيون يادآور تصاوير کتاب هاي تاريخ است و گويي گذشته، بازگشته است. آن بزرگسالان با نگاه هاي تهي و بي اميد و کودکان بي خبر از همه جا در واقع شبيه به کاريکاتوري از آن روياي امريکايي است. جرم شناسي به نام پروفسور «جيمز آلن فاکس» که سال ها پيش در مورد بروز يک بحران بزهکاري هشدار داده بود، مي گويد؛ «آن کشور برخوردار از امکانات نامحدود امروزه عبارتي است که براي بسياري از مردم حکم يک جوک و شوخي را دارد.»

و البته آمار و ارقام هم اين گفته پروفسور را تاييد مي کند. امريکا آماده است تا بار ديگر تبديل به غرب وحشي شود. تنها همين ماه آوريل را مي توان ماه خونين تاريخ بزهکاري در امريکا عنوان کرد. يک هفته قبل از عيد پاک سه نفر به دست جواني 22ساله در پيتسبورگ به قتل رسيدند. درست در همان روز مردي 34ساله در واشنگتن پنج فرزندش را به ضرب گلوله کشت و سپس خود را حلق آويز کرد. يک روز قبل از آن مردي در بيرمنگام نيويورک 13 نفر را در يک مرکز خدمات اجتماعي به قتل رساند و بعد از آن خودکشي کرد. اين سلسله جنايت ها در ماه عيد پاک همچنان جريان داشت؛ مردي از اهالي شهر پرايسويل آلاباما قبل از خودکشي، همسر، خواهر، خواهرزاده 11ساله و تنها دختر 16ساله خود را به رگبار گلوله بست و از پاي درآورد.

«باب هربرت » مفسر نشريه نيويورک تايمز با بدبيني کامل مي نويسد؛ «اين راه و روش و مسير امريکايي است.» او يادآوري مي کند از زمان حملات يازدهم سپتامبر 2001 تعداد 120 هزار امريکايي به دست هموطنان خود به قتل رسيده اند و اين رقم کشته شده 25 برابر بيشتر از تلفات امريکا در جنگ هاي افغانستان و عراق است.

اين افزايش قتل و جنايت در ماه هاي گذشته به عقيده بسياري از کارشناسان بايد با توجه به وضعيت فلاکت بار اقتصادي تجزيه و تحليل شود. «جک لواين » جرم شناس و استاد دانشگاه «نورث ايسترن» بوستون مي گويد؛ «من هرگز تا قبل از اين رقمي به اين بزرگي از جنايت آن هم در خلال زماني کوتاه سراغ ندارم.»

يک بار ديگر در امريکا نسلي سر برمي آورد که مشاهدات روزمره اش در خشونت و نااميدي خلاصه مي شود. فقراي جديد امريکا اغلب از توان لازم براي تحصيل هم برخوردار نيستند. کسي که خانه يي ندارد يا در متل زندگي مي کند، به ندرت مي تواند تکاليف مدرسه را انجام دهد و اصلاً سر کلاس درس حاضر شود.

«روندا هاراميس» مسووليت بخش مراقبت از دانش آموزان در مرکز مردم نهاد «ماري بتان» را بر عهده دارد. در طول يک روز 18 تماس تلفني با وي گرفته شد که از وي در مورد روش انجام تکاليف و حضور در کلاس با توجه به بي خانماني مي پرسيدند. خانم هاراميس و همکارانش البته هيچ مشاوره يي در اين مورد نتوانستند ارائه بدهند. آنها به روزنامه هاي محلي گفتند؛ «اين بحران براي آنها مانند توفان کاترينا در نيواورلئان است.»

اين بحران اجتماعي بيش از همه به کساني آسيب مي رساند که پيش از اين در حاشيه اجتماع بودند؛ به عنوان مثال مهاجران غيرقانوني که نيروي کار خود را به صورت روزمزد ارائه مي دادند. آنها هر روز صبح در پارکينگ بزرگ فروشگاه زنجيره يي ملزومات ساختماني يعني «هوم ديپوت» که درست در مقابل بلوار معروف سان ست قرار دارد، جمع مي شوند.

اين کارگران روزمزد ديگر هيچ اميدي ندارند. راس ساعت 11 صدها مرد به سوي اتومبيل هاي عبوري هجوم مي آورند تا شايد يکي از آنها چند نفري را براي کار بخواهد. آنها با انگليسي دست و پاشکسته شان به صاحبان آن ماشين ها مي فهمانند حاضر به هر کاري هستند؛ «رنگرزي، شست وشو، هر کاري که باشد.» اما کمتر پيش مي آيد موفقيتي به دست بياورند.

اين بحران مي تواند همه چيز را تغيير دهد حتي آن ايمان به توانايي هاي نامحدود دولت فعلي امريکا. دولت اوباما تا به امروز ميلياردها دلار پول به سيستم بانکي تزريق کرده و ميلياردها دلار ديگر هم بايد براي ساخت راه ها و پل ها هزينه شود. اما وضعيت اجتماعي همچنان وخيم تر مي شود.

آن خوشحالي و خشنودي از انتخاب اولين رئيس جمهور سياهپوست که توانست با شعار «تغيير و اميد» پيروز رقابت شود، آشکارا در حال فروکش کردن است. البته سخنان زيباي اوباما هنوز هم به همان زيبايي هستند اما مردم و طرفداران اين روزها بيش از آنکه به دهان او نگاه کنند به دست هايش خيره شده اند.

اين روزها هر زمان که رئيس جمهور در مورد وضعيت اقتصادي صحبت مي کند، آن سرمستي و نشاط در بسياري از مناطق تبديل به هوشياري و غم مي شود. چند هفته پيش زماني که اوباما پشت تريبون دانشگاه جرج تاون در واشنگتن قرار گرفت با لحني هشدارگونه به حاضران گفت؛ «مي خواهم به نثر بگويم و نه به شعر.» با اين حرف رئيس جمهور ديگر هيچ کس به ياد آن شعار نيفتاد؛ «بله، ما مي توانيم.»

اوباما در حالي که به شدت در فکر بود شنوندگان خود را پيش از هر چيز ديگر به صبر و شکيبايي دعوت کرد. او گفت نشانه هايي از بهبود اوضاع وجود دارد اما؛ «ما نمي توانيم اين اقتصاد را بار ديگر بر شن و مه بنا کنيم. ما بايد اين خانه را بر صخره يي مستحکم بسازيم اما اين کار در کوتاه مدت امکان پذير نيست.»

اوباما هنوز هم به سلفش يعني «جرج دبليو بوش» نامحبوب يادآور مي شود چگونه اين وضعيت آغاز شد. رئيس جمهور امريکا در جايي گفت؛ «ما وارث يک بودجه فاجعه آميز هستيم و به عبارتي يک هرج و مرج واقعي.» اما اين سخنان ديگر تاثيري ندارد زيرا بوش به تاريخ پيوسته است.

رئيس جمهور سابق به تازگي ليگ بسکتبال امريکا را افتتاح کرد. سپس با خوشحالي نگاهي به دوربين ها انداخت. وقتي از وي خواسته شد نظرش را در مورد سياست اوباما و نحوه برخورد وي با بحران فعلي بگويد با حالتي سياستمدارانه اين درخواست را رد کرد و گفت؛ «به نفع اوست که من چيزي نگويم.»

به هر ترتيب اين بحران ديگر به باني اصلي اش مربوط نيست و بحران اوباما به شمار مي آيد.

منبع؛ اشپيگل

تداوم درگیری ها در پاکستان و خطر سقوط دولت به دست طالبان

دوشنبه, می 4th, 2009

 اخبار داغ هفت تیر خطر سقوط دولت پاکستان به دست طالبان

هفت تیر 7tir.com: پس از آنکه ژنرال پترائوس فرمانده نيروهاي امريکايي در خاورميانه در يک اظهارنظر جديد و بحث برانگيز ابراز داشت؛ ممکن است تنها دو هفته به سقوط دولت پاکستان توسط طالبان زمان باقي مانده باشد، آخرين خبرها حاکي از آن است که به زودي رئيس جمهور امريکا با رهبران افغانستان و پاکستان ديدار خواهد داشت.

اين ديدارها به منظور يافتن راه حلي براي خروج پاکستان از بن بست فعلي است. اين تحول در حالي اتفاق مي افتد که در پي فشارهاي امريکا دولت پاکستان برخلاف سياست گذشته خود در تباني با شبه نظاميان طالبان حملات جديدي را عليه آنان ترتيب داد و خواستار خلع سلاح آنان شد. همزمان با تقويت قواي طالبان در مناطق شمال غربي پاکستان، مقامات امريکايي با نگراني فزاينده يي شرايط حاکم بر پاکستان را دنبال مي کنند و به گفته ناظران در فکر چاره يي براي نجات اين کشور از بحران موجود هستند.

شبه نظاميان وابسته به طالبان ماه گذشته ميلادي تا 100 کيلومتري اسلام آباد پايتخت پاکستان پيشروي کردند و تنها پس از فشار امريکا به دولت پاکستان براي حمله به طالبان، اين نيروها عقب نشيني کردند. به گزارش روزنامه ديلي تلگراف، ژنرال پترائوس فرمانده ارشد ارتش امريکا در خاورميانه و جنوب آسيا اظهار داشت؛ بهانه هاي دولت پاکستان تمام شده و هم اکنون پذيرفته که براي تضمين بقاي دولت بايد اقدامات فوري و جدي صورت گيرد. وي خواستار اقدامات ملموس در جهت انهدام مواضع طالبان در طول دو هفته آ تي و پيش از اعلام دور جديد اقدامات امريکا شده است. هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا، هفته گذشته اسلام آباد را متهم به شانه خالي کردن از مسووليت مبارزه با طالبان کرد.

قرار است در هفته جاري زرداري، حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان و باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در واشنگتن مذاکرات سه جانبه يي را برگزار کنند و به احتمال زياد مساله مبارزه پاکستان با طالبان در صدر دستور کاري اين نشست خواهد بود. روزنامه امريکايي نيويورک تايمز در گزارشي نوشت به دليل روابط خوب نوازشريف نخست وزير سابق پاکستان با گروه طالبان، امريکا درصدد است دست خود را به سوي او که دشمن اصلي رئيس جمهور کنوني است، دراز کند. شريف که در طول دهه 1990 دو بار نخست وزير پاکستان شد اکنون رهبري حزب مسلم ليگ شاخه نواز را بر عهده دارد.

برخي ناظران با اشاره به حوادث اخير پاکستان و افغانستان و همچنين رويکرد شبه قاره يي دولت جديد امريکا معتقدند تنها يک کودتاي نظامي مي تواند پاکستان را از اين وضعيت بغرنج نجات دهد. مهم ترين خطري که کشورهاي همجوار و هم پيمانان غربي پاکستان از بحران اين کشور احساس مي کنند سلاح هاي اتمي اين کشور است که در صورت دست يافتن گروه هاي شبه نظامي به آن منطقه با خطرهاي ويرانگري مواجه خواهد شد.

هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا در مصاحبه با شبکه خبري «فاکس نيوز» در بغداد با اشاره به همين موضوع گفت؛ سلاح هاي اتمي پاکستان هم اکنون بي خطر است اما واشنگتن درباره اينکه در صورت سرنگوني دولت اين کشور توسط نيروهاي در حال پيشروي طالبان چه پيش خواهد آمد، نگراني هايي دارد. اين گمانه زني ها درباره تحولات آينده پاکستان درحالي در جريان است که آصف علي زرداري رئيس جمهور اين کشور در سفر به ليبي با معمر قذافي ديدار کرد و به بررسي آخرين تحولات پاکستان پرداخت. جميل احمد خان سفير پاکستان در طرابلس اظهار داشت؛ هدف از اين سفر بهبود روابط اقتصادي بين پاکستان و ليبي بود و ما اميدواريم همان طور که در گذشته بيش از 150 هزار پاکستاني در بخش هاي مختلف اقتصادي ليبي فعاليت مي کردند اکنون نيز چنين شرايطي ايجاد شود. زرداري در جريان اين سفر سه روزه هفت توافقنامه دوجانبه در زمينه همکاري هاي اقتصادي، سياسي، امنيتي و فرهنگي با ليبي امضا مي کند.

در ادامه درگيري هاي اخير در پاکستان ديروز اعلام شد، دست کم 20 نفر ديگر از شبه نظاميان کشته شدند. در درگيري ميان نيروهاي ارتش و شبه نظاميان طالبان در منطقه «دير» و «بونير» نيز دست کم 55 تا 60 شبه نظامي طالبان کشته شدند. اطهر عباس سخنگوي ارتش پاکستان در يک کنفرانس خبري گفت؛ در عمليات نظامي ديروز نيز دو کارمند نيروهاي امنيتي جان خود را از دست دادند و هشت نفر ديگر نيز زخمي شدند. سخنگوي ارتش پاکستان تصريح کرد؛ کنترل کامل منطقه «دير» در دست نيروهاي امنيتي است و عمليات جست وجو و بازرسي در سراسر منطقه ادامه دارد، البته در بعضي از مناطق «دير و امبيلا» نيروهاي امنيتي با طالبان درگير هستند. اطهر عباس خاطرنشان کرد؛ مردم در مناطق «دگر و بونير» از عمليات نيروهاي امنيتي استقبال کرده اند. وي در ادامه سخنان خود گفت؛ نيروهاي امنيتي هفت خودرو را که حامل مواد منفجره بود، با استفاده از بالگردهاي نظامي منهدم کردند. ارتش پاکستان در منطقه دير و بونير همچنان در حال درگيري با شبه نظاميان طالبان است.

از سوي ديگر در پي بروز برخي ناآرامي ها در کراچي نخست وزير پاکستان در يک اظهارنظر ديگر در خصوص خشونت هاي اخير در اين شهر تصريح کرد؛ دولت بايد مشکلات را از طريق دنبال کردن سياست آشتي حل و فصل کند. وي اعلام کرد؛ ما متعهد مي شويم که به افراط گراها اجازه گستراندن نفوذ خود در کراچي را ندهيم.

يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاکستان در يک اظهارنظر ديگر اعلام کرد؛ امريکا از طريق حمايتش از پرويز مشرف روند دموکراسي در کشور را از بين برد. نخست وزير پاکستان در کنفرانس خبري در کراچي بعد از مشارکتش در نشست عالي رتبه براي بررسي اوضاع امنيتي گفت؛ دولت کنوني همچنان، حتي تا امروز از پيامد حمايت واشنگتن از پرويز مشرف رئيس جمهور سابق پاکستان رنج مي برد.

گيلاني مشرف را يک سرکش توصيف کرد و گفت؛ دولت کنوني همچنان از پيامد حمايت هاي امريکا از عملکرد مشرف رنج مي برد. وي در خصوص ديدگاه هاي باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در قبال پاکستان عنوان داشت؛ دولت مدني و سازمان هاي آن از جمله سازمان قوه قضائيه و رسانه ها بر اساس قانون اساسي و قوي منسجم عمل مي کنند. نخست وزير پاکستان که تا حدود زيادي مخالف دخالت هاي امريکا در اين کشور است در خصوص عمليات در بخش هايي از مناطق مرزهاي شمال غربي تصريح کرد؛ در صورتي که دولت با چالش روبه رو شود دولت منطقه يي بايد درخواست حمايت هاي نظامي را اعلام کند.

آنفولانزای خوکی در مکزیک 81 کشته گرفت / کل جهان در معرض تهدید

دوشنبه, آوریل 27th, 2009

هفت تیر آنفولانزای خوکی در مکزیک

هفت تیر 7tir.com: شیوع آنفولانزای خوکی در مکزیک، دولت این کشور را وادار کرد تا مدارس، دانشگاه‌ها و ۷۰ درصد کلوب‌های شبانه را تعطیل کند.

به گزارش خبرگزاری‌ها، دولت مکزیک از تجمع مردم در اماکن عمومی نیز جلوگیری می‌کند و از شهروندان خواسته است در خانه‌های خود بمانند.

آخرین خبرها حاکی از جان باختن دست‌کم ۸۱ نفر بر اثر آنفولانزای خوکی در مکزیک است.

وزارت دارایی مکزیک ۴۵۰ میلیون دلار برای مبارزه با این بیماری تنفسی اختصاص داده است.

به گزارش سازمان بهداشت جهانی، در ایالات متحده و بریتانیا نیز مورادی از ابتلا به آنفولانزای خوکی مشاهد شده اما گزارشی از جان باختن مبتلایان منتشر نشده است.

مقام‌های دیگر کشورها نگران شیوع این بیماری به صورت گسترده و سرایت آن به دیگر مناطق جهان هستند.

دولت‌های مختلفی علاوه بر توقف واردات بسته‌های مواد غذایی (گوشت خوک) از مکزیک، صدور روادید برای اتباع خود برای سفر به این کشور را به حال تعلیق درآورده‌اند. با این حال، سازمان بهداشت جهانی با بسته شدن مرزهای مکزیک مخالفت کرده است.

آنفلوانزای اسپانیائی جان ۴۰ میلیون نفر را گرفت

دانشمدان مدت‌هاست که نسبت به شیوع جهانی آنفلوآنزای مشترک بین حیوانات و انسان‌ها هشدار می‌دهند. آنفلوانزای فراگیری که در سال‌های ۱۹۱۹ / ۱۹۱۸ میلادی در اسپانیا آشکار شد، تاکنون سخت‌ترین آنفلوانزای تاریخ بشر بوده که در جریان آن ۴۰ میلیون نفر در کشورهای محتلف کشته شدند. ویروس این بیماری مرگبار قبل از سرایت به انسان، آنفلوانزای پرندگان بود.

خطر حمله اسرائیل به هواپیماهای نظامی ایران با اطلاع رسانی روسیه رفع شد

یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر خطر حمله اسرائیل به هواپیماهای نظامی ایران

هفت تیر 7tir.com: جنجالی که احمدی نژاد در ژنو درست کرد، در محافل سیاسی ایران آن اخباری را تائید کرد که در چند روز اخیر و بدنبال لغو مانور هواپیماهای نظامی جمهوری اسلامی در روز ارتش زمزمه می شد.

این اخبار، آنگونه که اطلاع پیدا کرده ایم مربوط به هشداری است که از جانب روسیه، در عالی ترین سطح به رهبران جمهوری اسلامی داده شده تا از هر گونه نمایش نظامی تحریک آمیز در ایران خود داری شود. حتی گفته می شود در این هشدار اضافه شده که تجمع 140 هواپیمای نظامی در تهران که تقریبا همه توان نظامی جمهوری اسلامی است و تجمع خلبان ها و خدمه این هواپیماها در مانور روز ارتش این خطر را دارد که اسرائیل در یک حمله برق آسا، پیش از آغاز مانور، مراکز تجمع این خلبان ها و هواپیماها را بمباران کند.

دراین زمینه حتی از نمونه جنگ 1967 و نابودی ناوگان هوائی – نظامی مصر در یک بمباران برق آسا از سوی اسرائیل یاد شده است.

سفر و سخنرانی جنجالی و ضد اسرائیلی احمدی نژاد در ژنو نیز، به نوع دیگری این خبر، یعنی آمادگی اسرائیل برای غافلگیر کردن ایران برای حمله نظامی برق آسا را تائید می کند. در 4 سال گذشته، سیاست نظامی جمهوری اسلامی جلب افکار عمومی مردم عرب با حملات تبلیغاتی به اسرائیل و انگشت گذاشتن بر درد کهنه مردم عرب و بویژه فلسطین بوده است.

این نوع حملات تبلیغاتی از مدتی پیش قطع شده بود و حتی معاون احمدی نژاد “رحیم مشاعی” از مردم اسرائیل بعنوان دوست یاد کرد. به همین دلیل سخنرانی و تکرار سخنانی در جهت جلب افکار عمومی مردم عرب، جز آن که ناشی از هشدار روس ها و اطلاعات جدیدی پیرامون حمله اسرائیل به ایران و ضرورت بازگشت به سیاست تحریک مردم عرب نمی تواند ارزیابی شود.

در ایران لغو بخش مانور 140 هواپیمای نظامی از مراسم روز ارتش، تحت عنوان نامساعد بودن هوا برای پرواز اعلام شد، اما دلیل اصلی این اقدام، هشداری است که روس ها در آستانه این مانور به تهران داده اند.

در محافل داخلی، حتی گفته می شود که هشدار روس ها شامل حال نمایش های موشکی ایران نیز شده است، البته با این توضیح که نمایش موشک هائی ساخت روسیه که در ایران رنگ شده و نام های اسلامی برآنها نهاده شده و یا موشک های روسی که درایران مونتاژ شده، باعث فشارهای سیاسی امریکا و اروپا به روسیه می شود.

آخرین خبری که این مجموعه را تکمیل می کند، اقدام فوری اسرائیل برای گرفتن آخرین سیستم ضد موشکی از امریکاست که خبر آن روز گذشته و بدنبال سخنرانی احمدی نژاد در ژنو منتشر شد.

خواهران دوقلو ی آمریکایی در فکر عمل جداسازی

شنبه, آوریل 25th, 2009

هفت تیر خواهران دوقلو ی آمریکایی در فکر عمل جداسازی

هفت تیر 7tir.com: زندگي سخت و زجرآور دو قلوهاي به هم چسبيده امريکايي که اکنون به 19 سالگي رسيده اند بار ديگر بحث درباره جداسازي آنها را جدي کرده و سر زبان ها انداخته است.

روز هفتم مارس سال 1990 ميلادي هنگامي که پزشکان بيمارستاني در مينه سوتا امريکا از اتاق عمل بيرون آمدند خبر شگفت انگيزي را به خبرنگاران اعلام کردند. زوجي جوان صاحب دو دختري شده بودند که بسياري از اندام شان مشترک بود. آن دو بيش از اينکه شبيه دوقلو هاي به هم چسبيده باشند به نوزادي دوسر شباهت داشتند چرا که تمام اندام ظاهري شان مشترک بود. دو قلو ها فقط يک جفت دست و پا و يک تنه داشتند اما وقتي پزشکان آزمايش ها و عکسبرداري هايي انجام دادند متوجه شدند اعضا و جوارح داخلي آنها از هم جدا است به گونه يي که دوقلوها صاحب دو قلب، دو معده و دو شش بودند.

هفت تیر خواهران دوقلو ی آمریکایی در فکر عمل جداسازی

تولد دخترهاي عجيب الخلقه مورد توجه پزشکان و متخصصان زيادي قرار گرفت و بسياري از آنها تاکيد کردند اين دو بايد هر چه زودتر از هم جدا شوند ولي پدر و مادر آن دو با عمل جداسازي مخالف بودند. خانواده هنسل دخترهاي خود را بريتني و ابيگيل ناميدند و با خود به خانه بردند. آنچه باعث مي شد والدين دوقلو اجازه ندهند دختران شان زير تيغ جراحي بروند هراس از مرگ آنها بود به همين خاطر ترجيح دادند به رغم تمام سختي ها و دشواري ها از فرزندان شان در همان شرايط مراقبت کنند. در تمام اين سال ها بريتني و ابيگيل زير نظر پزشکان به زندگي خود ادامه داده و سعي کرده اند بر مشکلات غلبه کنند، با اين وجود آرزوي داشتن زندگي مستقل اکنون آنها را براي رفتن به اتاق عمل وسوسه کرده است.

ابيگيل و بريتني بعد از مرگ لاله و لادن – خواهران به هم چسبيده ايراني – بزرگ ترين دوقلوهاي به هم چسبيده جهان شناخته شدند و تلاش کردند با وجود محدوديت هايي که دارند براي رسيدن به خواسته ها و آرزوهايشان از تکاپو نايستند. آن دو با تمرين هاي زيادي که انجام داده اند مي توانند شنا کنند، پيانو بنوازند و اخيراً هر يک به صورت مجزا گواهينامه رانندگي گرفته اند و دو خواهر اکنون مي کوشند در دانشگاه ادامه تحصيل بدهند. اين دو که در تمام 19 سال زندگي شان به ناچار از خواسته ديگري تبعيت کرده و به ناچار با ديگري همراه شده اختلاف سليقه هايي نيز دارند.بريتني و ابيگيل مي گويند هر کدام از ما علايق خاص خودش را دارد مثلاً يکي از ما عاشق رنگ صورتي است و ديگري رنگ ارغواني را دوست دارد ولي اين اختلاف سليقه ها باعث نمي شود با هم مشکل جدي پيدا کنيم. ما ياد گرفته ايم چطور به خاطر شرايط مان همديگر را درک کنيم.

دو خواهر اين روزها در حالي به انجام عمل جداسازي فکر مي کنند که پزشکان، جراحي را در اين سن خطرناک تر از دوران نوزادي شان مي دانند. از سويي پدر و مادر آن دو نيز همچنان ميلي به انجام اين عمل ندارند. در اين بين بسياري از امريکايي ها نيز نظرات متفاوتي ابراز کرده اند؛ گروهي از بريتني و ابيگيل مي خواهند هرگز به جدايي فکر نکنند و برخي انجام اين عمل را حق آنها مي دانند. اکنون بحث بر سر اين مساله بالا گرفته و اين در حالي است که دو خواهر اهل مينه سوتا يکي از تنها چهارقلوي به هم چسبيده هستند که تا بزرگسالي زنده مانده اند و خطر مرگ هر لحظه آن دو را تهديد مي کند .

تالار گفتگو بدون نیاز به ثبت نام :

دو قولوهای شگفت انگیز

چی میشه نی نیا دو قلو میشن؟

دو قلوهای به هم چسبیده تاریخ 16+

عروس دامادهای دو قلو (دیدن داره)

لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

پنجشنبه, آوریل 23rd, 2009

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا

هفت تیر لباس ورزشی جدید فوتبالیست های زن امریکا


صادق زيبا کلام : اگر رکسانا جاسوس است من هم شريک جرمم

چهار شنبه, آوریل 22nd, 2009

 هفت تیر نامه زیبا کلام به شاهرودی درباره رکسانا صابری

هفت تیر 7tir.com: نامه صادق زیبا کلام به آیت الله شاهرودی درباره رکسانا صابری

صادق زیبا کلام : داستان این مرقومه همچون سرنوشت موضوع آن، خانم رکسانا صابری، بسیار پر فراز و نشیب گردید. در ابتدا آنرا به صورت یادداشت برای یکی از روزنامه‌های مدافع جامعه مدنی، حقوق شهروندی، قانون و قانون گرایی ارسال داشتم. بالطبع به دلیل حساسیت موضوع، یادداشت مدتی سرگردان بود تا النهایه تصمیم به درج آن گرفته می‌شود. اما پس از حروفچینی مطلب و درست اندکی قبل از به زیر چاپ رفتن، سر دبیر محترم روزنامه عاقبت اندیشی کرده و یادداشت را برداشتند.

به ناچار آنرا اندکی تغییر داده و در قالب یک نامه سرگشاده به محضر حضرتعالی درآوردم. اما درست در هنگام ارسال نامه به محضرتان که روز شنبه29 فروردین بود، رای دادگاه خانم رکسانا صابری اعلام گردید و معلوم شد مشارالیها به 8 سال زندان به جرم جاسوسی محکوم شده‌اند. به ناچار باز مجبور شدم که متن نامه را مجدداً تغییر دهم.

جالب است که همان روزنامه که هر روزه به مناسبت انتخابات پیرامون الزام به آزادی، ضرورت قانون و قانون گرایی، احترام به دگراندیشی و … کلی یادداشت و تحلیل چاپ می‌کند، حتی از درج خبر ارسال نامه سرگشاده به محضر جنابعالی در مورد خانم رکسانا صابری خودداری کردند بدون آنکه در خبر ذره‌ایی اشاره به موضوع و کم و کیف نامه سرگشاده شده باشد.

البته مباحثی همچون دفاع از حقوق بشر، حق برخورداری از آزادی بیان و گردش سیال اطلاعات، حقوق شهروندان، دفاع از اصحاب قلم، رسانه، مطبوعات و سایر مطالبی از این دست البته که از نظر سر دبیر محترم آن روزنامه لازم، بلکه برای روزنامه‌ای دگر اندیش واجب است. منتهی مادام که این بحث‌ها صرفاً در چارچوبهای نظری، تحلیلی، گفتمانی و از سوی دوستان، نزدیکان و چهره‌های اصلاح‌طلب، آنهم جهت زینت بخشی در صفحات روزنامه و منور ساختن سیمای نامزد مورد نظرمان باشد. و الا در عمل، آنقدر محتاط و دست به عصا هستیم که حتی در درج خبری کوتاه پیرامون ارسال یک نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه پیرامون رکسانا صابری هم خودداری می کنیم.

حضرت آیت الله، بازداشت رکسانا صابری و سپس کشیده شدن پای اتهام جاسوسی واقعاً نگران کننده بود اما محکومیت مشارالیه به 8 سال زندان واقعاً به دور از انتظار بود. در اینکه مخالفین، دشمنان و رقبای هر کشوری از جمله ایران، همواره درصدد هستند که اخبار، اطلاعات و مطالب محرمانه و طبقه بندی شده را از کشور رقیب یا دشمن به دست آورند تردیدی نیست. اما متاسفانه ظرف سالهای اخیر سنت مذمومی در جامعه ما رواج یافته که عبارتست از وارد نمودن اتهاماتی همچون «جاسوسی»، «همکاری با بیگانگان»، «تلاش در جهت براندازی نظام»، «ایجاد انقلاب مخملی» و نظائر اینها به افراد همچون آب خوردن، و در مواردی راحت تر از صدور یک برگ جریمه. بدون آنکه مبانی حقوقی جدی چندانی برای این اتهامات سنگین وجود داشته باشد.

پرونده مرحومه زهرا کاظمی، حسین موسویان، هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و هم پرونده‌هایشان از جمله مثال‌های بیّن می‌باشند. در جملگی این موارد، اتهامات خیلی جدی به متهمین این پرونده‌ها وارد گردید که بعدا معلوم شد واقعیت‌ها خیلی هم آنگونه نبوده. آن همه جارو جنجال پیرامون خانم هاله اسفندیاری و همکارانشان وارد شد، حتی متهمین پشت صفحه تلویزیون به ارتکاب “جرم” هایشان “اقرار” و “اعتراف” نمودند بعد هم که آبها از آسیاب ریخت، متهمین ساکت، آرام و بی سروصدا آزاد شده و به کشورشان بازگشتند.

حاصل آن همه سرو صدا و آن همه تبلیغات در عرصه بین‌المللی بجز بدنامی و آب به آسیاب مخالفین نظام ریختن آیا سود دیگری برای ما در برداشت؟ یا مورد مرحومه زهرا کاظمی که آنقدر در حرفه اش ناشی و ناوارد بود که در روز روشن آن هم در سالروز 18 تیر در جلوی زندان اوین مشغول عکس گرفتن بوده، چگونه می‌توانسته جاسوسه باشد؟ یا حسین موسویان که ریاست محترم جمهوری وسخنگوی دولت که مع الاسف حقوقدان هم هستند، مُصِر بودند که جاسوسی می‌کرده و بعد هم معلوم شد که چنین نبوده. تا برسیم به مورد اخیر، خانم رکسانا صابری.

من باور دارم که پرونده ایشان هم خیلی متفاوت از پرونده‌های امثال زهرا کاظمی، هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و حسین موسویان نمی‌تواند باشد. چرا که مشارالیها را قریب به دو سال است که می‌شناسم و از دور و نزدیک شاهد فعالیت‌های ایشان بوده‌ام. فی الواقع اگر رکسانا صابری واقعاً جاسوس باشد، بنده هم در همان دادگاه و به عنوان شریک جرم می‌بایستی محاکمه شوم. چرا که بارها و بارها ایشان با بنده مصاحبه کرده‌اند، بارها و بارها سر مقاله‌ها و یادداشت‌های حقیر در مطبوعات یا رسانه‌های دیگر را ترجمه کرده و به سایت‌های خارجی ارسال داشته بودند.

آشنایی‌ام با ایشان زمانی بود که مشارالیه برای دفتر بی‌بی‌سی در تهران کار می‌کردند. مدتی هم به عنوان خبرنگار آزاد کار می‌کردند. یکبار که جهت گرفتن مصاحبه برای یکی از روزنامه‌های آمریکایی به دفترم در دانشگاه آمده بودند گفتند که نگران ادامه فعالیتشان در ایران هستند چون وزارت ارشاد کارت خبرنگاری‌شان را تمدید نکرده است. بنده هم گفتم که اگر از مسیر معمولی نشد، من سعی می‌کنم ببنیم کسی را می‌توانم در ارشاد واسطه قرار دهم.

من نمی‌دانم خانم رکسانا صابری به کدامین اطلاعات، اسناد محرمانه، طبقه بندی شده و پنهانی دسترسی داشته که برای دشمنان ایران (فی المثل آمریکا یا دیگران) با اهمیت بوده؟ خبرنگاری که حتی قادر نبود کارت خبرنگاری‌اش را تمدید کند، یا مدتها با بی‌بی‌سی در تهران کار می‌کرده، نمی‌دانم چقدر برای دستگاه‌های اطلاعاتی غربی و یا آمریکایی‌ها می‌توانسته عنصری مطلوب و با ارزش باشد که از طریق وی به اطلاعات محرمانه دست یابند. احتیاجی نیست که انسان شم اطلاعاتی و امنیتی داشته باشد یا سالها دوره‌های ویژه جاسوسی و ضد جاسوسی را گذرانده باشد تا بتواند تشخیص دهد که فردی همچون رکسانا صابری یقیناً آخرین کسی می‌بوده که امریکایی‌ها یا دیگران برای جاسوسی در ایران به سر وقتش ممکن است رفته باشند. مگر اینکه بپذیریم عقل و درک مقامات امنیتی، اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا از درک این نکته بیّن هم عاجز است.

حضرت آیت الله شاهرودی، اتفاقاً مشارالیها مجرم هستند، اما جرم‌شان نه جاسوسی که امر دیگری است. رکسانا صابری تنها جرمی که دارد عشق و علاقه بیش از حد به ایران است. همان عاطفه‌ای که سرانجام کار دستش داد و گرفتارش کرد. او از پدری ایرانی و مادری ژاپنی قریب به سی سال قبل و هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی در آمریکا متولد شد. در همانجا به مدرسه، کالج و دانشگاه می‌رود. او خیلی راحت می‌توانست با بی‌بی‌سی جهانی، CNN، CBS و سایر غولهای رسانه‌ای دنیا کار کند و خیال پدر و مادرش هم آسوده باشد. اما عشق او به ایران مانع می‌شد. همان عشق و علاقه‌ای که آخر هم کار دستش داد.

می رسیم به “اعترافات” و “اقرارهای” وی که ممکن است یکی از این شب‌ها زینت بخش تلویزیون‌هایمان هم شود. همانطور که اعترافات هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و… را شاهد بودیم. زندان اوین چنان عظمت و شکوهی دارد که خیلی از غولها را به آسانی تشویق و ترغیب به اقرار و اعتراف می‌نماید. چه رسد به رکسانا صابری که شخصیتی بسیار معمولی دارد و در مملکتی غریب زندگی می‌کرد. اوین که جای خود دارد، رکسانا صابری که بنده می‌شناسم اگر حتی یک شب در کلانتری نزدیک منزلشان هم به سر می‌برد، احتمالاً صبح به بسیاری از جرم‌ها و گناهانش اعتراف می‌کرد.

من نمی‌دانم نظام ما تا به کی می‌بایستی برای این دست پرونده‌ها از محل منافع ملی‌مان هزینه نماید؟ کمترین هزینه پرونده زهرا کاظمی آن بود که کشور کانادا را که اگر همراه ما نبود دست کم مخالف ما هم در عرصه بین‌المللی نبود را بدل ساخت به یک دشمنی که در بسیاری از مراکز بین‌المللی بغض و کینه‌اش علیه ایران حتی بعضاً از آمریکا هم بیشتر است.

مطلب زیاد شد. جده‌ای داشتم که خداوند رحتمتش کند، همیشه به ما یاد می‌داد که تفاوت دوست و دشمن آن است که دشمن می‌گوید “می‌خواستم بگویم”، اما دوست می‌گوید “گفتم”. انشاءالله که خداوند سبحان به همه ما افتخار دوستی این نظام را اعطا فرماید.

ارادتمند صادق زیبا کلام
استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
سه شنبه اول اردیبهشت 1388

نامه احمدی نژاد خطاب به مرتضوی در مورد رکسانا صابری و حسین درخشان

یکشنبه, آوریل 19th, 2009

 احمدی نژاد-رکسانا صابری- حسین درخشان

هفت تیر 7tir.com: در حالی که دو روز قبل در خبرها آمده بود که رکسانا صابری روزنامه نگار ایرانی-آمریکایی  بعد از محاکمه در یک دادگاه غیر علنی به هشت سال زندان محکوم شده است امروز از جانب احمدی نژاد نامه ای خطاب به سعید مرتضوی دادستان تهران ارسال شده است که در نوع خود کم نظیر می باشد

متن نامه “عبدالرضا شيخ الاسلامي” رييس دفتر رييس جمهوري به “سعيد مرتضوي” به شرح زير است:
جناب آقاي سعيد مرتضوي
دادستان محترم تهران
سلام عليکم
به قرار اطلاع پرونده اتهامات آقاي حسين درخشان و خانم رکسانا صابري در مراجع قضايي در دست رسيدگي مي باشد.
نظر به تأکيد رياست محترم جمهوري، ترتيبي اتخاذ فرماييد تا مراحل رسيدگي به اتهامات افراد مذکور با دقت کامل و رعايت قسط و عدل و جميع موازين قانوني صورت گيرد و شخصاً مراقبت فرماييد تا متهمان بتوانند از کليه آزادي ها و حقوق قانوني براي دفاع از اتهامات وارده برخوردار باشند و کوچکترين حقي از آنها ضايع نشود.
عبدالرضا شيخ الاسلامي.

 احمدی نژاد-سعید مرتضوی

“عبدالصمد خرمشاهي” وکيل رکسانا صابري روز گذشته (شنبه) در گفت وگو با خبرنگار قضايي و حقوقي ايرنا گفته بود که موکلش بر اساس دادنامه اي که تحويل گرفته به تحمل هشت سال حبس تعزيري محکوم شده است.
وي تاکيد کرده بود که “بر اساس قوانين جاري، دادنامه صادره ظرف 20 روز قابل تجديد نظر است و من در مهلت مقرر به تکليف قانوني خود عمل مي کنم.”

رکسانا صابري که 30 سال سن دارد و از تابعيت ايراني برخوردار است، اواخر ژانويه (اوايل بهمن 1387) بازداشت شد و دستگاه قضايي سپس اتهام او را جاسوسي براي آمريکا اعلام کرد .  رکسانا صابری سپس بر خلاف تمام قوانین حقوق بشر و حتی قانون برخورد با زندانیان سیاسی ایران ، در یک دادگاه غیر علنی بدون اینکه بتواند از خود دفاع کند به هشت سال زندان محکوم شد .
“حسين درخشان” نيز از وبلاگ نويساني است که در چند سال فعالیت خود در خارج به شدت از دولت احمدی نژاد و جمهوری اسلامی حمایت می کرد اما پس از بازگشت به ایران بازداشت شد و قرار است به اتهام توهین  به مقدسات محاکمه شود . بعضی تحلیل گران معتقدند بازداشت حسین درخشان صحنه سازی است و پروژه سایت گرداب با  هدایت و راهنمایی های او در حال انجام است . چیزی که بر این گمانه زنی ها دامن زده است اینکه حسین درخشان در تمام تماس های خود از زندان حاضر به اعلام نارضایتی از وضعیت خود نشده  است و به خانواده نیز گفته است “ لازم نیست هیچ تلاشی برای آزاد کردن من انجام دهید من اینجا جام خیلی خوب است ”

رئیس جمهور آمریکا هم وارد ماجرا شد – اوباما گفت : مطمئن هستم رکسانا جاسوس نیست
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا می گوید رکسانا صابری درگیر هیچ گونه فعالیت جاسوسی نبوده است. آقای اوباما به خبرنگاران گفت کشورش به تماس با مقام های ایرانی از طریق سوییس که حافظ منافع آمریکا در ایران است ادامه خواهد داد. هانس رودولف مرز، رئیس جمهوری سوییس هم در دیدار با محمود احمدی نژاد درباره رکسانا صابری، گفتگو کرد. آقای احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس جهانی ضدنژاد پرستی سازمان ملل متحد به سوئیس سفر کرده است. رکسانا صابری، روزنامه نگار آمریکایی که پدری ایرانی دارد از سوی دادگاهی در ایران به جرم جاسوسی به هشت سال زندان محکوم شده است. ‘برخورد درست’ باراک اوباما که در پایان اجلاس کشورهای آمریکایی در ترینیداد و توباگو صحبت می کرد، گفت کشورش در تلاش است تا با خانم صابری به درستی برخورد شود و می خواهد اطلاعات بیشتری را درباره پرونده او در ایران به دست بیاورد. آقای اوباما در این حال ابراز اطمینان کرد که رکسانا صابری به عنوان یک شهروند آمریکا درگیر هیچ گونه فعالیت جاسوسی نبوده است. آقای اوباما گفت: “من کاملا مطمئنم او به هیچ وجه درگیر جاسوسی نبوده و او یک ایرانی-آمریکایی بوده که به کشوری که والدینش از آنجا آمده اند علاقه داشته است.” چند ساعت قبل از مصاحبه مطبوعاتی آقای اوباما، محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران در نامه ای به دادستان تهران خواستار رعایت عدالت برای رکسانا صابری شد.

اینجا آمریکاست – لطفا مریض نشوید

شنبه, آوریل 18th, 2009

مطب پزشک

هفت تیر 7tir.com: به نقل از وبلاگ ته دیگ- ایاالات متحده ی آمریکا مزخرفترین سیستم درمانی و پزشکی را در دنیا دارد.

تصحیح می کنم : ایالت ویرجینیا واشنگتن دی سی و مریلند که اطراف محل زندگی ما است.

تصحیح می کنم : در دنیا که نه اما بین ایران هندوستان انگلستان ایتالیا کانادا سری لانکا مالزی و دوبی که من خبر دارم.

خدا بر سر دشمنتان نیاورد! فعلاً دوازده بار است که تلفن کرده ام به مطب سه دکتر مختلف که یکی شان به من وقت بدهد!!

مستقیم نمی توانی زنگ بزنی و از دکتری که می خواهی ببیندت وقت بگیری! اول باید دکتر اولیه ات که هیچ غلطی نمی کند بجز همین سفارش فکس کردن به این دکتر و آن دکتر! بگویی که حالا من می خواهم بروم پیش متخصص! اون کاغذ می نویسد که بری پیش متخصص. اول هم کاغذش را فکس می کند. بعد باید تلفن بزنی به متخصص بپرسی: رسید؟؟ می گوید: بله یا نه! اگر نه که دوباره همین پروسه تکرار می شود.

می روی پیش متخصص. می گوید: اول باید آزمایش بشوی!

سه ماه بعد جواب آزمایش با یک بیل سه هزار دلاری تا ده دوازده هزار دلاری می آید دم در خانه ات که اول سکته می کنی: بابا من خیر سرم بیمه دارم!! چرا دوازده هزار دلار بدم برای یک آزمایش!!

بعد یک ماه یک بیل دیگر می آید که شرکت بیمه تان را پیدا کردیم و هفت هزار دلار هزینه ی آزمایش را داده اند شما باید فقط پنج هزار دلار بقیه را بدهید!!

توجه داشته باشید: شما هنوز دکتر متخصص را ندیده اید! اصلاً هنوز نمی دانید چه مرگتان است!

بالاخره متخصص لعنتی را می بینید. می گوید: یک خبر خوب برایتان دارم: شما این بیماری را ندارید! اما این آزمایش فقط می گوید شما فلان بیماری را “ندارید” برای اینکه ببینید “چه” بیماری دارید باید به متخصص دیگری مراجعه کنید!!!!

ای ی ی ی ی ی ی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من غلط کردم که بخوام بدونم چه بیماری داشته باشم! ولمون کنید!

دکتر به شما یک شماره تلفن می دهد. زنگ بزنید به اینجا و وقت دکترمتخصص شماره ی دو را بگیرید. سه هزار تا تلفن دیگر می زنید چون اصلاً این آدمی که معرفی کرده اند دیگر توی این کلینیک کار نمی کند و این کلینیک اصلاً کار شما را انجام نمی دهد و بالاخره یک جایی را پیدا می کنی که کار شما را انجام می دهد. می گوید دوباره باید دکتر اولی فکس بفرستد!

دوباره زنگی می زنی و فکس می کنند و ……..

خلاصه آن بلایی که نباید بر سر دهان مبارکتان می آید!

جهنم است. همان ایران و سیستم پارتی بازی و دخترخاله و پسرعمو بازی مان هزار بار بهتر است.

مریض شده ام.

چرا؟ چی شده؟

دلم درد می کنه.

بیا. من همین الان زنگ می زنم عموم دکتره. برات وقت می گیرم.

هر دکتری هم همه ی کارها را بلد است توی ایران! دل درد داری شکسته بند هم کارت را می اندازت! کارش خیلی هم خوب است. همه با هم پارتی بازی می کنند. دوست تو برای دختر من. شاگرد من برای خواهر تو. مادر من برای نوه خاله همسایه ی تو. سر و تهش هم به هزار دلار نمی کشد.

ای ی ی ی ی ی ی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دکترهای اینجا می ترسند معاینه ات بکنند. می ترسند که دست بهت بزنند. سه هزار تا آزمایش می کنند و آخرش می گویند: ما نمی دانیم چه مرگیت است! بالاخره خوب می شوی! درد باید همین شکلی باشد: یعنی خودش بی دلیل بیاید و بی مداوا هم برود!!!! باور کنید این حرف همان دکتر اولیه ی من است! پیر خرفت بعد از هزار سال دکتری کردن نظرش اینست!!

شرم آور ترین قسمتش اینست که وقتی می روی خانه یک بیل برایت می فرستند: هزینه ی آزمایش ها. هزینه ی داروها!! هزینه ی اورژانس. دستمزد پزشک. هزینه ی تشخیص!!! با خودت فکر می کنی: تشخیص درد من چی بود واقعاًً؟؟

عادل فردوسي پور به جرم برندازي نرم بازداشت شد

پنجشنبه, آوریل 9th, 2009

هفت تیر 7tir.com:  باند عادل فردوسی پور معروف به عادل نود و باندش که قصد بر اندازی ورزشی را داشتند متلاشی شد!
مدیر شبکه سه فعالیت عادل فردوسی پور در آن شبکه را تکذیب کرد!
یک منبع آگاه: عادل فردوسی پور مدارک محرمانه تیم ملی را در اختیار آمریکا قرار می داد!
عادل فردوسی پور در راه زندان به دلیل سرما خوردگی درگذشت!

عادل فردوسی پرو