Posts Tagged ‘ایتالیا’

عکس دختر 18 ساله ایتالیایی عامل اختلاف خانوادگی نخست وزیری ایتالیا

چهار شنبه, می 6th, 2009

اخبار داغ هفت تیر دختری که عامل اختلاف های خانوادگی نخست وزیری ایتالیا است

هفت تیر 7tir.com: بعد از آنکه ورونیکا لاریو همسر سیلویو برلوسکونی از نخست وزیر ایتالیا به دلیل مهمانی با دختران نوجوان درخواست طلاق داد برلوسکونی روزنامه‌های چپ را عامل انختلاف بین وی و همسرش دانست.

اخبار داغ هفت تیر دختری که عامل اختلاف های خانوادگی نخست وزیری ایتالیا است

وی ضمن انتقاد شدید از همسرش گفت: هر موقع که به انتخابات نزدیک می شویم این گونه حوادث رخ می دهد. او باید از من عذرخواهی کند. این من هستم که باید درخواست طلاق بدهم. اینطور به نظر می آید که درخواست طلاق وی را قبول خواهم کرد. این بار واقعا همه چیز به پایان رسیده است.

ورونیکا لاریو، همسر سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، پس از ۱۹ سال زندگی‌ مشترک و با داشتن ۳ فرزند از دادگاه تقاضای طلاق کرد. برلوسکونی هفته گذشته اعلام کرده بود که قصد دارد ۱۰ زن خوشگل از شخصیتهای سینمایی و تلویزیونی ایتالیا را به نمایندگی‌ مجلس ایتالیا انتخاب کند که این موضوع باعث خشم همسرش شده بود. البته برلوسکونی پس از اینکه همسرش به طور رسمی‌ اعلام اعتراض کرد، از تصمیم خود منصرف شد.

خانم لاریو همچنین نسبت به شرکت کردن سیلویو برلوسکونی در تولد یک دختر ۱۸ ساله در شهر ناپل اعتراض کرده و مدعی شده که برلوسکونی هرگز در تولد ۱۸ سالگی هیچ یک از فرزندانش، علیرغم دعوت داشتن، شرکت نکرده بود.

برلوسکونی همچنین برای آنکه نشان دهد با خانواده نئومی لتیزیا – دختر ۱۸ ساله – دوستی خانوادگی دارد عکسی از نئومی را به همراه پدر و مادر وی به نشریه چی‌ – Chi-ارسال کرد.

البته مشخص نیست چرا در این مهمانی خانوادگی، اثری از ورونیکا – زن برلوسکونی – به چشم نمی خورد!

اخبار داغ هفت تیر دختری که عامل اختلاف های خانوادگی نخست وزیری ایتالیا است

به دلیل دختر بازی نخست وزیر ایتالیا ، همسرش طلاق می خواهد

دوشنبه, می 4th, 2009
اخبار داغ هفت تیر سیلویو برلوسکنی و ورونیکا لاریو

هفت تیر 7tir.com: ورونیکا لاریو، همسر سیلویو برلوسکنی، نخست وزیر ایتالیا از قصد خود برای جدایی از شوهرش خبر داده است.

آقای برلوسکنی که هفتاد و دو سال سن دارد، در واکنش به تقاضای طلاق همسرش این موضوع را شخصی دانسته و گفته از شنیدن آن ناراحت شده است.

به نوشته روزنامه لارپولیکا خانم لاریو زمانی از تلاش برای جدایی از همسرش خبر داد که مطبوعات از حضور آقای برلوسکنی در جشن تولد دختری هجده ساله در ناپل خبر دادند.

خانم لاریو در واکنش به این خبر به لارپوبلیکا گفت: “کافی است. نمی توانم با مردی باشم که با نوجوانان همنشینی می کند.”

او در ادامه گفت: “این واقعا من را شگفت زده می کند. زیرا او هیچگاه در جشن تولد هجده سالگی فرزندانش شرکت نکرد.” این سخنان پس از آن نقل شد که آقای برلوسکنی در مهمانی تولد یک دختر هجده ساله شرکت کرده بود.

بر اساس گزارش مطبوعات ایتالیا، آقای برلوسکنی به صاحب مهمانی تولد گردنبندی طلا و مزین به الماس هدیه داده بود.

آقای برلوسکنی در واکنش به این سخنان گفت از این که همسرش فریب روزنامه های چپ گرا را خورده، متاسف است.

او در بیانیه ای کوتاه گفت: “این موضوعی شخصی است که ناراحتم می کند، خصوصی است و به نظر می رسد که نباید درباره آن صحبت کرد.”

روابط نخست وزیر ایتالیا و همسرش پس از این ورونیکا لاریو از تلاش همسرش برای نامزدی زنان زیبا و فاقد تجربه سیاسی در انتخابات پارلمان اروپا انتقاد کرد، رو به سردی گذاشت.

خانم لاریو در یک نامه الکترونیکی به یکی از خبرگزاری های ایتالیا این اقدام را “مزخرفات شرم آمیزی” دانسته بود که برای رضایت “امپراتور” به اجرا گذاشته می شود.

آقای برلوسکنی علت این اقدام را بهبود روابط حزب راست میانه خود با طبقه فرهیخته و تحصیل کرده عنوان کرده بود.

خانم لاریو همچنین از همسر خود برای تلاش برای نامزد کردن زنان جوان برای نمایندگی حزبش در پارلمان اروپا انتقاد کرده بود. بعدا مشخص شد تنها یکی از کاندیداهای زن مورد نظر آقای برلوسکنی در فهرست نهایی حزب او راه یافته است.

سیلویو برلوسکنی روابط خود را با ورونیکا لاریو در دهه 1980 و پس از تماشای اجرای نیمه عریان او در یکی از نمایش هایش شروع کرد و ده سال بعد با او ازدواج کرد. ورونیکا لاریو همسر دوم آقای برلوسکنی است. این دو نوزده سال با هم زندگی کرده اند و حاصل زندگی مشترک آنها سه فرزند است که همگی بیشتر از بیست سال سن دارند.

آقای برلوسکنی شش و نیم میلیارد دلار ثروت دارد و علاوه بر یک امپراتوری رسانه ای مالک باشگاه فوتبال آ س میلان است.

رونق گرفتن کلوب هاي شبانه مخصوص تعويض همسر در ايتاليا

یکشنبه, می 3rd, 2009

هفت تیر رونق گرفتن کلوب هاي شبانه مخصوص تعويض همسر در ايتاليا

هفت تیر 7tir.com: : روزنامه اينديپندنت چاپ انگليس در يكي از شماره‌هاي دو هفته پيش خود طي گزارشي به پديده “تعويض همسر” در ايتاليا پرداخت و از رونق گرفتن چنين پديده‌اي در كشورهاي مختلف اروپايي به ويژه ايتاليا خبر داد.

ایندیپندنت در اين گزارش خود به نقل از روزنامه پرتیراژ “لاستامبا” چاپ ایتالیا نوشت: بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای “توسکانا” در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوتنامه دریافت می‌کنند، ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند. علت این مسأله آنست که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند. “لاستامبا” اين گزارش را “عريانها در وقت ناهار” ناميد.

در گزارش “لاستامبا” آمده: در هر دوره تعطیلات تابستانی حدود پانصد هزار زن و شوهر در دویست کلوپ شبانه که در سراسر ایتالیا وجود دارد همسران خود را برای برقراری رابطه نامشروع با یکدیگر عوض می‌کنند. هزار تعویض همسر نیز در اماکنی غیر کلوپ‌ها مانند گاراژهای خودرو، سواحل دریایی ویژه و حتی برخی از قبرستان‌ها صورت می‌گیرد.

در همین راستا یکی از کارکنان یکی از کلوپ‌های شبانه که مخصوص “تعویض همسر” است در این باره گفت: انواع آدم‌ها به این کلوپ‌ها مراجعه می‌کنند، مانند حسابدار، پزشک، بازیکن فوتبال، سیاستمدار و غیره.

در ادامه گزارش این روزنامه ایتالیایی آمده است: این آمار و ارقام توسط مؤسسه “فیدر ” بدست آمده و آمار اعلام شده حدود پانصد هزار است در حالیکه حقیقت بیشتر از این عدد است و گمان می‌شود حدود دو میلیون باشد.

این مؤسسه می‌افزاید: آمارها نشان می‌دهد معدل سن بیشتر مردانی که تبادل همسر می‌کنند حدود 43 سال و زنان 35 سال است و عمل تبادل همسر فقط در شب صورت نمی‌گیرد بلکه گاهی اوقات در روز روشن و به ویژه پس از وقت ناهار صورت می‌گیرد.

حتی برلوسکنی!

نکته تعجب برانگيز اینست که این روزنامه ایتالیایی در گزارش خود اعلام کرده “سیلویو برلوسکنی” نخست وزیر ایتالیا نیز چندی پیش خواستار تعویض همسر خود “فرونیکا” با همتای دانمارکی خود “آندریاس فوج راسموسن” شده بود.

این روزنامه در ادامه نوشته است: “برلوسکنی” در حضور همگان گفت، می‌خواهم همسرم را به “راسموسن” بدهم زیرا از دیگران خندان تر و شاداب تر است.

ایندیپندنت در ادامه گزارش خود آورده است: پیش بینی می‌شود این گزارش خشم کشیشان ایتالیایی را برانگیزد و از این کار در موعظه‌های خود در کلیساها انتقاد کنند.

در پایان گفتنی است “تعویض همسر” که به آن “رابطه دسته جمعی” نیز گفته می‌شود کاری است که در اروپا و آمریکا به ویژه در جشن‌های مخصوص به شدت گسترش یافته است.

خانه وحشت در ایتالیا / تجاوز پدر و برادر به دخترها

یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر تجاوز پدر و بردار به دخترها

هفت تیر 7tir.com: يك مرد ايتاليايي با حبس دخترانش آنها را 25 سال مورد آزار و اذيت قرار داد و از آنها صاحب فرزند شده است. اين در حالي است كه پسر بزرگ خانواده نيز كه مشوق پدر براي آزار دخترانش بود، مشمول مجازاتي همچون پدرش شد.

به گزارش فاكس نيوز، «ميشل مانگلي»، 64 ساله توسط دادگاه عالي ايتاليا به جرم تجاوز به مدت 25 سال به دو دخترش محكوم به حبس ابد شد. اين در حالي‌است كه «جوزپه» 41 ساله پسر خانواده نيز به اتهام آزار و اذيت چهار فرزند خود و همچنين دو خواهرش توسط دادگاه ايتاليا متهم شناخته شد.
«لائورا»، دختر بزرگ خانواده‌ كه هم اكنون 34 سال دارد در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي ايتاليا گفت: پدرم از سن 9 سالگي من را مورد آزار و اذيت قرار مي‌داد. اين دختر در ادامه افزود: من از سن 9 سالگي در يك اتاق تاريك و بدون برق و روشنايي زندگي مي‌كردم و براي پدرم يك همسر و براي برادرم يك معشوقه بودم.
وي كه هم اكنون در بيمارستان روانپزشكي «تورين» و تحت نظر روان‌درمانان قرار دارد، در ادامه اضافه كرد: ابتدا برادرم مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و سپس پدرم و پس از آن چنين رفتاري براي خواهرم هم انجام شد.
اين در حالي‌است كه اين زن در ادامه صحبت‌هايش گفت: پدرم مرا مجبور كرد كه سقط جنين انجام دهم و براي آنكه پليس متوجه اين خشونت جنسي نشود، به كاركنان بيمارستان بگويم كه توسط يك مرد مراكشي مورد تعرض قرار گرفته‌ام، اما خواهر كوچك‌ترم از پدرم دو فرزند دارد. «آنتونيو جنويس»، وكيل مدافع اين دو مرد در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي ايتاليا پس از جلسه دادگاه افزود: موكلم تمامي ادعاهاي دخترانش مبني بر آزار آنها را رد كرده است. موكل من به ناتواني مبتلا است، پس چگونه مي‌تواند مرتكب چنين اعمالي شده باشد. او يك مرد مبتلا به ديابت است و از اينكه دخترانش چنين ادعايي را در مورد وي مطرح كرده‌اند به شدت از آنها شاكي و عصباني است.

«پائولو اسكافي»، بازپرس ويژه اين پرونده‌ نيز اعلام كرد كه براي دستيابي به جوانب پنهان اين پرونده‌ بايد روي اين دو دختر و پدر و پسر آزمايش DNA انجام شود. اين در حالي‌است كه رسانه‌هاي ايتاليا اين پرونده‌ را به پرونده‌ «خانه وحشت» در اتريش تشبيه كردند كه در آن «جوزف فريتزل» با حبس كردن دخترش «اليزابت» در زير ‌زمين منزل مسكوني‌شان به مدت 25 سال او را مورد آزار قرار داده و از او هفت فرزند داشت كه در نهايت دادگاه اتريش اين مرد را به حبس ابد محكوم كرد.

خط کشی سیاسی امروز ایران : بامرام ها و بی مرام ها

شنبه, فوریه 28th, 2009


هفت تیر 7tir.com
به قلم عباس عبدی : بارها گفته بودم كه فعلاً و تا اطلاع ثانوي مي‌توان خط‌كشي‌هاي چپ و راست، اصلاح‌طلب و محافظه‌كار، درون نظام و بيرون نظام و هر دوگانه و ايسم ديگر را نديده گرفت و به دوگانه « با مرام و بي‌مرام» توسل جست و خط‌كشي‌ها را براساس اين دوگانه انجام داد، زيرا كه “با مرامي” كمتر از هر چيز ديگري يافت مي‌شود. قضيه مربوط به آقاي پاليزدار است، كه چون جرقه‌اي در فضاي سياست وارد و اكنون چنانچه آقاي مهدي خزعلي در وبلاگ خويش نوشته در وضع بدي بسر مي‌برد. پرسش من نه از جناح اصلاح‌طلب است كه فعلاً خود را درگير انتخابات مي‌داند، و فرصتي براي پرداختن به اين امور بویژه اگر مربوط به افراد جناح دیگر باشد ندارد، اما جناح مقابل كه هميشه در دفاع از رفقا و دوستانشان سنگ تمام مي‌گذاشت، چرا اين بار تا اين حد سكوت پيشه كرده‌اند؟ برخي مي‌پرسند كه رفقاي جبهه و جنگ وي كجايند؟ البته كه فعاليت‌هاي مختلف سياسي و اقتصادي فرصتي براي پرداختن به اينگونه موارد نمي‌گذارد.
چرا بايد موضوع آقاي پاليزدار را مهم دانست؟ من كاري به اين ندارم كه آيا مواردي كه گفت درست بود يا غلط و يا حتي اگر درست بود، او و در آن وضعيت حق داشت كه اين مطالب را بگويد يا خير، اما اجازه دهيد كه خاطره‌اي را نقل كنم. در سال 1373 يك ماه را در بند عمومي زندان اوين بودم. يك آقاي دكتر وكيل هم در آنجا بود و فرصتي پيش آمد كه وضع پرونده خودش را برايم توضيح بدهد، البته كه بي‌تقصير نبود و خودش هم مي‌دانست. اما يك ضرب‌المثلي را با اشاره به من گفت مبني بر اينكه «جايي كه شتر بُوَد به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد» در واقع چگونگي وضعيت حقوق هر شتري با سوابق مشعشع، معرف وضعيت خرهايي است كه فاقد چنين سوابقي هستند.
صدور رأي در دادگاهي ايتاليايي به درخواست پدر و مادر دختري براي قطع تجهيزات وصل شده به بدن وي كه 11 سال است در شرايط گياهي زندگي مي‌كند به موضوع اصلي افكار عمومي ايتاليا تبديل شده است، و حتي نخست‌وزيري چون برلوسكوني با آن سوابق را به مخالفت با اين مرگ واداشته تا از اين نمد براي خود كلاهي بدوزد(1). اما فارغ از هر نگاهي كه به اين مسأله وجود داشته باشد، نمي‌توان منكر حساسيت جوامع غربي نسبت به اينگونه موضوعاتي كه در اطرافشان مي‌گذرد شد. قضيه دريفوس در فرانسه كافي بود كه كليت جامعه فرانسه را در چنان تب و تابي فرو ببرد كه پيگيري ماجراي آن سال‌ها به طول انجامد و موجب تغييرات جدي در فضاي سياسي آن جامعه شود. البته هيچ كس هم نگفت كه دريفوس يك يهودي بوده و ارزش و اهميتي نداشته تا براي آن بحران ايجاد شود، و اين تصور مطرح نبود كه اگر يك نفر در جلوي مجلس خود را آتش بزند اهميت آن به اين است كه جانباز باشد و اگر معتاد بود، بي‌خيال.
«بي‌مرامي» فقط ناشي از فقدان حساسيت نيست، گرچه جامعه ما حساسيت ندارد، چند روز پيش فيلمي را ديدم كه نحوه برخورد با يك جوان مو بلند را نشان مي‌داد، البته موهايش از موهاي مشاور محترم رييس دولت بلندتر نبود، اما اعصاب بيننده از اين حد تحقير خرد مي‌شد و جالب اين بود كه سخنان انتخاباتي رييس دولت را هم روي اين فيلم گذاشته بودند تا دیدن آن خیلی عذاب آورتر شود و تحقیر کم بود دروغ هم اضافه شده بود ، فيلمي كه در یک مورد بسيار كمتر از آن در ايالات متحده پخش شد و موجب واكنش جامعه و تحولات عظيمي گرديد. هم‌چنين در يكي دو روز گذشته، چرت چند لحظه‌اي يك وزير ژاپني در يك كنفرانس، به آنجا رسيد كه نخست وزير را در فشار استعفاي كل كابينه قرار داده است، البته وقتي كه در جامعه‌اي چرتي كوچك (ولو به دليل مصرف دارويی كه خواب‌آور بوده است) چنين تبعاتي دارد، طبيعي است كه افراد از اشكالات بزرگتر پرهيز مي‌كنند، اما در جامعه ما وقتي بحث اصالت مدرك دكتراي فلان مقام دولتي مي‌شود، طلبكار مي‌شوند كه مگر در كشور مسأله ديگري وجود ندارد كه به مدرك ناقابل ايشان گير داده‌ايد؟ و كلي هم صورت حساب طلبكاري روي ميز ملت قرار مي‌دهند كه ما چه خدمات مشعشعي كرده‌ايم! اما همانطور که گفتم مساله فقط ناشی از کمبود حساسیت نیست بلکه «بي‌مرامي» ناشي از سقوط اخلاقي است. وقتي در جامعه ‌اي زندگي مي‌كنيم كه «بي‌مرامي» مرام مي‌شود، حس اعتماد به ديگران زايل مي‌گردد بدترين حس ممكن به شخص دست داده مي‌شود. حتي فداكاري‌هاي افراد نيز سود جويانه تلقي مي‌گردد، و این در حالی است که در اين جامعه قدرت‌طلبي‌هاي شخصي نيز فداكاري معرفي مي‌شوند!
حالا كه دور دور انتخابات است، همه در پي كسب صندلي استيل، اما يك با مرام پيدا شود و در اين زمينه كاري كند، نه فقط براي حل مشكل ديگران، بلكه براي اثبات با مرام بودن خويش.