Posts Tagged ‘بیمار’

نوبتهاي چند ماهه براي بيماران جن زده!

دوشنبه, می 11th, 2009

اخبار داغ هفت تیر خرافات و باورهای خرافی

هفت تیر 7tir.com:  برخي باورها آنچنان در روح و جان گروهي از افراد رخنه دارند که گويي جز آن نمي تواند چيز ديگري باشد، باورهايي مثل صحبت با ارواح، تاثير زندگي جنيان بر روي آدمها و مقولاتي از اين دست، گاه انسانهاي بي گناه را به کام مرگ مي کشد.

اين مقولات در اغلب نقاط کشور ديده مي شوند اما استانهاي جنوب شرقي ايران در اين زمينه به نوعي پيشتازند و چه بسا هزينه هاي جاني که در اين راه پرداخت مي شود و غيرقابل جبران است.

گزارشی که می خوانید که روايتیست که عينا نقل مي شود.

“بيمار يک زن روستايي باردار در يکي از روستاهاي اطراف بوشهر بود که هشتمين ماه بارداري خود را مي گذراند. اين زن دو روز بود که حرف نمي زد يا به سختي صحبت مي کرد. نمي توانست روي پاهاي خود بايستد يا راه برود و هر از گاهي دچار تشنج مي شد.

دوست من که از بستگان اين زن به شمار مي رفت از من خواست که او را همراهي کنم و با موافقت طرفين راهي منزل وي شديم. پس از ورود، ما را به يک اتاق شش تا هفت متري راهنمايي کردند، زن بيمار را که حليمه نام داشت در يک جاجيم دستبافت محلي پيچيده بودند و در حالي که يک قطعه آهن پهن به طول تقريبا 20 سانت زير سر او گذاشته بودند، مثل يک جنازه تقريبا در وسط اتاق خوابانده بودندش و در حالت اغماء به سر مي برد.

در گوشه ديگر اتاق يک کمد تخته اي تقريبا دو متري قرار داشت که مردها هنگام ورود آن سوي کمد مي نشستند و زنها بر بالين بيمار حلقه مي زدند، رفته رفته اطاق پر از زن و مرد شد.

از يک طرف مردها در مورد بيماري زن که گفتم حليمه نام داشت اظهار نظر مي کردند و از طرفي ديگر زنها به دوا و درمان مشغول بودند.

در همين بين يکي از زنها که کودک خردسالي در دامن داشت و جوان هم بود گفت: “همه اش تقصير از خودمان است، وقتي راه مي رويم بسم الله نمي گوييم، هنگامي که آب روي زمين مي ريزيم، صلوات نمي دهيم، در شب با احتياط راه نمي رويم، سر قضا (منظور زن ارواح، جن و انس بود) همه جا هستند وقتي به حمام مي رويم قطعه اي آهن براي پرهيزگاري با خود حمل نمي کنيم، معلوم است که اين بلاها سرمان مي آيد”.

هنوز حرف اين زن تمام نشده بود که يک زن کهنسال از راه رسيد. اين زن که نشان مي داد از بستگان حليمه است به حالت هيجان و اضطراب از شوهر حليمه که او را رضا صدا مي کردند پرسيد: رضا نرفتيد کسي که بهره (بهره دار به کسي گفته مي شود که بتواند با ارواح صحبت کند و آنان را آرام کند تا از بدن بيمار بيرون بروند) داشته باشد بياوريد؟

هنوز رضا لب به سخن نگشوده بود که يکي از مردها که به مشهدي کرم معروف بود و در جمع مردها نشسته بود گفت: من رفتم پايين پاهايش نشستم و دست روي پاي او گذاشتم حالش بدتر شد.

با اين بيان مشخص شد که مشهدي کرم از جمله کساني است که بهره دارند. مشهدي کرم در ادامه سخنان خود معتقد بود که جن و انسي که در بدن حليمه هستند از جنس مونث هستند و به همين خاطر بود که حال حليمه بدتر شده بود!

اين زن مجدداً گفت: همسرت را مي آوري تا بر بالين حليمه بنشيند؟. هنوز اين بحث ادامه داشت که يک نفر از مردها سئوال کرد: او را دکتر برده ايد؟ ديگري قبل از اينکه رضا شوهر حليمه سخن بگويد، گفت: “دکتر چه فايده دارد؟ هميشه همين بوده است اگر ارواح بخواهند زنده مي ماند و مي زايد و اگر نخواهند هر تصميمي بگيرند ما راضي هستيم”.

اين آقا بر اين عقيده بود که اگر حليمه دکتر برود يا آمپول بزند برايش مضر و خطرناک است و ممکن است ارواح خبيثه او را بيشتر ناراحت سازند.

در حالي که همه سر در گريبان داشتند و نگران حال حليمه بودند، يکي ديگر از مردها که فردي مسن بود و و لنگي دور سرش بسته بود، سکوت را شکست و سئوال کرد: آيا برايش “عزايم” ( جلسه اي که تسخير کنندگان ارواح با چند نفر از همدستان و بيمار جن زده تشکيل مي دهد و از اهل پريون مي خواهد که فرد جن زده را راحت بگذارد!) گرفته ايد؟

پدر حليمه که حدود 50 سال بود و کت سياهي برتن کرده بود و ظاهراً خيلي ناراحت به نظر مي رسيد، گفت: همه کاري کرده ايم از ديروز تا به حال چه کاري که نکرده ايم ؟ رفتيم پيش سيد دعا نوشتيم، ديروز غروب به زيارت شاه جبار رفتيم.

پدر حليمه افزود: در محل قدمگاه شاه جبار که بوديم حالش بهتر شد و چند قدمي راه رفت ولي هر کاري کرديم که در ضريح خوابش ببرد خوابش نبرد.

مادر حليمه که براي جلوگيري از تشنج دخترش پايين پاي حليمه نشسته بود و دو پاي او را سفت گرفته بود دائما از دل آه مي کشيد و به خدا پناه مي برد و حالت منتظري را داشت که هر آن در انتظار حادثه اي است به همين دليل هر کس صحبتي مي کرد به دهان او خيره مي شد و با دقت حرفها را گوش مي داد.

اتاق پر شده بود از زن و مرد به طوري که ديگر جاي نشستن نداشت، دود قليان فضاي اطاق را پر کرده بود به حدي که انسانهاي سالم از اين هواي آلوده رنج مي بردند و حليمه همچنان در بستر خوابيده و به فاصله هر چند ثانيه يک سکسکه بزرگ مي کرد، گاهي هم حالت تشنجي پيدا مي کرد.

زنها وقتي مي خواستند از حليمه خداحافظي کنند اول از خدا مي خواستند که او را شفا دهد و وقتي برمي خواستند انگشت سبابه خود را که آب دهان خود را روي آن قرار داده بودند به منظور رفع نظر و چشم زخم در دهان بسته حليمه فرو مي بردند.

در حالي که چند ساعتي بيش از شب نگذشته بود، زنان و مردان روستا فوج فوج به عيادت حليمه مي آمدند. اتاق ديگر جاي نشستن نداشت. يکي از جوانها پيشنهاد کرد مردها بهتر است به اتاق ديگري بروند، تعدادي اين پيشنهاد را پذيرفتند تعدادي هم مخالفت کردند.

پدر رضا يکي از مخالفين بود. او نظرش اين بود که کساني که به عيادت مي آيند بايد کنار بستر بيمار بنشينند نه در اتاق ديگر زيرا شگون ندارد!

به ناچار عده‌اي از مردها به اتاق ديگري که کنار اتاق حليمه بود و حدود پنج متر طول داشت هدايت شدند. اين اتاق ظرف مدت کوتاهي پر شد، همه ناراحت بودند و براي بهبودي حال حليمه هر کس پيشنهادي مي داد يکي مي گفت: او را دکتر ببريد. ديگري مي گفت اين کار بسيار خطرناکي است چون اهل پريون بسيار از دوا و دکتر و سوزن بدشان مي آيد. به هر حال شمار عيادت کنندگان حليمه به حدي بود که ما به ناچار منزل رضا را ترک کرديم.

از شوهر حليمه پرسيديم بالاخره دکتر نگفت مريضي حليمه چيست؟ گفت: “مسئله خاصي ندارد و فرزندش در حال رشد است بنيه جسمي او ضعيف شده چند قرص و يک سوزن تقويتي برايش نوشته و گفته تا چند روز بايد استراحت کند اما ديگران با تجويز دکتر مخالف هستند”.

در حالي که با رضا خداحافظي مي کرديم، مادر رضا که به سختي راه مي رفت چند قدمي پشت سر ما آمده و از ما تشکر کرد و گفت: نمي دانم چه چيزي به حليمه رسيده که اينطور حالش بد شده است ما هم گفتيم انشاالله خدا شفا مي دهد و خداحافظي کرديم و از حياط رضا بيرون رفتيم”.


آنچه که روايت شد، نه رمان بود و نه تخيل بلکه عين واقعيتي بود که حتي يک کلمه در آن اغراق نشده و تنها آنچه ديده و شنيده شد در اين گزارش آمد، واقعيتي که در قرن 21 در ايران اسلامي به خصوص در برخي نقاط جاري و ساري است .

متاسفانه نه تنها در روستاهاي اطراف بوشهر، مردم دچار چنين خرافاتي هستند بلکه در سراسر استان معمولا چنين صحنه هاي چندش آوري وجود دارد. در اين ميان نيز تعدادي به عنوان بهره دار که مي توانند ارواح را به تسخير خود درآورند، دکان و دستکي دارند و کاسبي مي کنند و چه بسا جانهايي که در اين ميان به خطر مي افتد و از دست رفتن آنها به خواست ارواح و پريان و تقدير … نسبت داده مي شود.

نمونه بارز گرايش مردم استان به خرافات و نيز تبعات شوم آن در مرکز استان به صورت آشکار فعاليت مي کند. مطب يکي از همين آقايان بهره بردار از مطب پزشکان متخصص شلوغتر است و نوبتهاي يک ماهه و چند ماهه به بيماران جن زده داده مي شود.

نکته جالب توجه ديگر اينکه تسخير کنندگان ارواح به راحتي مريضهاي جن زده خود را نمي بينند، بلکه بايد چند نوبت مراجعه کنند و پشت درب مطب بايستند و به او معتقد شوند و از همه پزشکان و مخلوقات روي زمين به جز خدا قطع اميد کنند! تا آنگاه نوبتي به فاصله يک ماه به آنان داده شود.

جن گيري و فال بيني و درمان بيماران با پري و جمادات بسیار رايج شده به گونه اي که امروز در استان هر کس کوچکترين بيماري رواني پيدا کرد بلافاصله مي گويند جن زده شده و به دعا نويسهاي محلي و جن گيران روي مي آورند و با اين توهمات بيمار را رواني تر مي سازند.

متاسفانه بسيار هم مشاهده شده که اين گونه بيماران به علت عدم مراجعه به دکتر يا جان باخته اند يا سربار جامعه شده اند.

فاجعه‏بار‏ترین اپیدمی‏های تاریخ (بیماریهای همه‏گیر)

جمعه, می 8th, 2009

هفت تیر ۷tir.com: یک بیماری، برای اینکه همه گیر و نام‏آور شود فقط کافیست که یک دور، دور جهان را طی کند. از نفر به نفر، گروه به گروه، شهر به شهر و کشور به کشور و سرانجام جهان. برای مثال بیماری آنفلوآنزای خوکی از مکزیک برخاست، سپس به آمریکا و سپس به نیوزلند و اسپانیا و … نیز راه پیدا کرد و اکنون در چین نیز مواردی مشاهده شده است. که بر پایۀ همین شیوع سریع، سازمان بهداشت جهانی درجۀ شیوع جهانی خود را از ۴ به ۶ افزایش داد، درجۀ ۴ به معنای انسان به انسان است که در نتیجه ممکن است جامعه را شامل شود. بیماری آنفلوانزای خوکی یک نسل پیشرفته از بیماری آنفلوآنزای اسپانیایی است، همان که میلیونها انسان را دهها سال پیش روانۀ خاک کرد.

توضیح : پاندمی، پاندمیک، اپیدمی یا همه گیری همه به این معناست که وقتی مردم یک منطقه در یک زمان و در یک مکان خاص به نوعی بیماری مبتلا شوند.

در اینجا خلاصه‏ای از ۵ بیماری همه‏گیر که بیشترین آمار مرگ و میر در دهه‏ها و صده‏های اخیر را داشته است، خدمتتان عرض می‏نمایم تا میزان فاجعه در سالهای پیشین را در نظر داشته باشیم و همچنین پیشرفت علم و تکنولوژی مهار بیماریها را مد نظر آوریم تا ما نیز احساس مسئولیت کرده و تا حد امکان قدمی هر چند کوچک برداریم :

آبله  (۴۳۰ قبل از میلاد – ۱۹۷۹)

 اخبار داغ هفت تیر ابله

این بیماری در ۱۰۰ سال گذشته حدود ۳۰۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشانده است. آماری وحشتناک که شاید قویترین سربازان و بزرگترین جنگها نیز چنین آمار مرگ و میر را نتوانند رقم زنند. فقط در قرن ۱۸ میلادی، حدود ۶۰ میلیون نفر در اروپا و فقط در سال ۱۹۶۷ حدود دو میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را از دست دادند.

این بیماری که فقط مربوط به انسانها می‏باشد تا کنون تلفات زیادی را گرفته که گفته می‏شود منشا آن ۴۰۰۰ سال پیش در مصر بوده است و همزمانکه مردم تجارت گستردۀ خود را آغاز نمودند، این بیماری را گسترش داده و آنرا به هند و ژاپن و سپس اروپا و آمریکا منتقل کرده اند. این بیماری چنان بود که زخم و دردهایی را در ناحیۀ دهان، گلو و بدن بوجود می‏آورد و شدت آن به نوع پوست بدن افراد و سیستم ایمنی بدن آنها بستگی دارد. این بیماری در ابتدا کوری سپس بدچهره‏ای و نهایتا مرگ را دچار می‏شد.

نهایتا در سال ۱۷۹۶ دکتر ادوارد جنر متوجه شد که از تزریق مایع حاوی آبلۀ گاوی به بدن یک پسربچه، وی نسبت به این بیماری ایمن شده است. به همین دلیل آوای ادوارد جنر به عنوان اولین شخصی که واکسن را اختراع نمود شناخته می‏شود. همچنین نام واکسن از کلمۀ واکا (vacca) به معنی گاو در لاتین گرفته شده است زیرا اولین بار از سرم خون گاو مبتلا به ابلۀ گاوی استخراج شده است.

وبا (۱۸۱۷ – امروز)

 اخبار داغ هفت تیر وبا

هنگامیکه یک نفر از آب یا غذایی که حاوی میکروب ویبریو کلرا (وبا) باشد استفاده کند، در صورتیکه هیچگونه درمان اولیه‏ای صورت نگیرد، ممکن است جان خود را در عرض ۴ ساعت از دست دهد که به مقاومت بدن شخص بستگی دارد. ویکیپدیای فارسی در مورد این بیماری چنین نوشته است : “این بیماری در گذشته در ایران به نام مرگامرگی خوانده می‌شده‌است…  وبا در طول تاریخ هفت بار همه‌گیری جهان‌گستر داشته‌است. در قرن نوزدهم چندین بار در اروپا همه‌گیر شد اما امروزه وبا بیشتر در کشورهای جهان سوم به علت وضعیت ناسالم و غیر بهداشتی آبهای آشامیدنی دیده می‌شود.”

این میکروب با نفوذ به روده کوچک باعث دفع آب بسیار زیاد از آن می‏شود و کمبود شدید آب (دی هیدراسیون) و در نتیجه کم شدن مواد معدنی بدن و افت شدید فشار و در نتیجه مرگ را باعث می‏شود.

اولین همه‏گیری این بیماری در سال ۱۸۱۷ در کلکته هند، پس از یک فستیوال بزرگ سه ماهه که هزاران هزار نفر از سرتاسر جهان در آن شرکت کرده بوده‏اند، بوده است. در آن زمان افرادی که ناقل این میکروب بودند، در رود گنگ مشغول شنا شده و نتیجتا این بیماری در طول سه ماه به راحتی در سرتاسر هند گسترش یافت و به همین ترتیب یک همه گیری وبا شروع شد. مسافرین و بازرگانان این بیماری را به راحتی از این بندر به آن بندر و از این شهر به آن شهر انتقال دادند و نتیجه این شد که فقط در هند حدود ۴۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادند. در سایر کشورها نیز امار وحشتناکی رقم خورده است که در همه‏گیری های بعدی امار نسبی پایینتر از اول بوده است.

(۱۹۱۸ – ۱۹۱۹)

 اخبار داغ هفت تیر آنفلوآنزا

رتبۀ اول همه‏گیری بیماری‏ها از نظر خسارات تعلق دارد به همه‏گیری آنفلوآنزای اسپانیایی در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹/ دقیقا زمانی که جنگ جهانی اول در حال اتمام بود، بسیاری از مردم در جای جای دنیا به این بیماری دچار شدند که متاسفانه در ابتدا همه خیال کردند که این همان سرماخوردگی معمولی است که همیشه با آن دست و پنجه نرم می‏کنند. در کمتر از دوسال، این بیماری جان ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان را در سرتاسر جهان گرفت و حدود ۲/۵ تا ۵ درصد از جمعیت جهان را به زیر خاک فرو برد. در ابتدا خیال می‏شد که این همان مادر طبیعت است که به دلیل خرابی های زیادی که در طول جنگ جهانی اول به ان وارد شده، دارد تلافی می‏کند. مشکل اینجا بود که با اتمام جنگ جهانی اول گسترش این بیماری به حداعلای خود رسید به این صورت که سربازان مریض ویروس را به راحتی هرچه تمامتر به خانه و خانواده و محلۀ خود وارد می‏نمودند و عده ای دیگر را مریض می‏کردند.  در سال ۱۹۱۹، قریب به ۲۵% از آمریکایی ها به این ویروس مبتلا شدند.

این بیماری از طریق هوا منتشر می‏شود و علائمی از جمله درد عضلانی شدید، تب و لرز، سردرد و سرفه و … دارد، علائمی که عامل مرگ بسیاری از افراد شد. ذات الریه یا التهاب ششها یکی دیگر از عوارض این بیماری است که خیلی راحت می‏تواند انسان را از پای درآورد.

مرگ سیاه یا طاعون سیاه (۱۳۴۰ تا ۱۹۷۱)

 اخبار داغ هفت تیر طاعون سیاه

در سالهای مابین ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۱میلادی، قریب به ۷۵ میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را بوسیلۀ این بیماری باکتریایی از دست دادند. در مورد خاستگاه این بیماری روایات متعددی نقل شده است اما بیشترین احتمال بر این است که این بیماری بوسیله یک نوع موش کوهی به کک هایی که در پوست انها لانه داشته‏اند منتقل شده و سپس از طریق کک‏ها به بدن سایر جانداران بویژه موشها وارد می‏شده است. آنگاه این موشها و کک‏ها که مابین بارهای تجار و بازرگانان زندگی می‏کرده‏اند، بیماری را به جای جای دنیا منتقل نموده‏اند. همچنین تاتارها که برای تکمیل فتوحات خود به اروپا قدم گذارده بودند کمک شایانی به گسترش این بیماری کرده و آنرا به اروپای شرقی منتقل نمودند.

در ابتدای هجوم تاتارها، آنها متوجه مرگ مرموز عده‏ای از سربازان شدند که تصمیم گرفتند جسد انها را بوسیله منجنیق به مرکز شهر مورد نظر (کریما در اوکراین)در اروپا پرتاب کنند و بدین ترتیب بیماری را ارزانی داشتند و سپس بازرگانانی که در آن شهر مشغول کار بودند شهر را ترک کرده و بیماری را در سرتاسر اروپا و آفریقا پخش کردند. از تعداد ۴۰ میلیون نفری که در ان زمان در اروپا زندگی می‏کردند، ۲۵ میلیون نفر هلاک شدند.

بیماری طاعون به سه شکل خیارکی، ریوی و عفونت خونی وجود دارد. شکل خیارکی به این صورت است که معمولا در اطراف غدد لنفاوی متورم شده و دردناک می‏گردد و نوع ریوی از افراد حامل باکتری خیارکی و از طریق هوا و تنفس به افراد سالم منتقل می‏شود و بسیار کشنده است. نوع عفونت خونی در ادامۀ طاعون خیارکی بوجود می‏آید که در نتیجۀ فعالیت شدید دستگاه ایمنی می‏باشد.

مالاریا (۱۶۰۰ تا امروز)

 اخبار داغ هفت تیر مالاریا

با اینکه حیات حیوانات برای انسانها بسیار مهم است و امروزه تلاش زیادی برای حفظ آن می‏شود، باز هم بسیاری از مرگ و میر انسانها بدست آنها بخصوص شاخۀ حشرات انجام می‏گیرد. یک گزش بسیار کوچک توسط یک حشرۀ کوچک (آنوفل) می‏تواند باعث انتقال پلاسمودیوم به کبد شده و از آنجا خون فرد را آلوده کند.

اگر بیمار مبتلا به مالاریا تحت درمان قرار نگیرد، به دلیل قطع ارتباط خون با دستگاههای بدن، در عرض ۲ هفته جان خود را از دست خواهد داد. در حالیکه شیوع بیماری مالاریا معمولا در آمریکا و بخشهایی از آسیا واقع می‏شود، ۸۵ تا ۹۰ درصد از خسارات جانی متوجه آفریقاست، جایی که این بیماری سالانه جان یک میلیون نفر را می‏گیرد.

یکی از مهمترین و ساده ترین راههای پیشگیری از این بیماری جلوگیری از تماس پشه با بدن است.


پانوشت :

در طول ۳۰ سالی که ویروس ایدز شناسایی شده است حدود ۲۵ میلیون نفر جان خود را از دست داده و هم اکنون نیز بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی حدود ۴۰ میلیون نفر ناقل این بیماری هستند. آیا این همه گیری  و اپیدمی خاموش نیست؟ آیا نباید نسبت به پیشگیری ان اقدام نمود؟

ضرب و شتم راننده آمبولانس ، توسط مردی که میخواست از او سبقت بگیرد

دوشنبه, می 4th, 2009

اخبار داغ هفت تیر  ضرب و شتم راننده آمبولانس
هفت تیر 7tir.com: راننده يک خودروي سواري به اين خاطر که آمبولانس در حال انجام وظيفه به او اجازه سبقت گرفتن نداده بود، تکنسين اورژانس را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد و مجروح کرد.به گزارش خبرنگار ما بعدازظهر ديروز وقتي به مرکز 115 اطلاع داده شد يک اتومبيل در بزرگراه چمران واژگون و راننده اش مجروح شده است دو تکنسين اورژانس ماموريت يافتند براي کمک هاي اوليه و انتقال مصدوم به بيمارستان به محل حادثه بروند اما پس از آنکه آمبولانس به بزرگراه چمران رسيد به خاطر ترافيک سنگين در ادامه مسير به سمت خودروي سانحه ديده دچار مشکل شد. در اين بين راننده خودروي اورژانس که جان فرد مجروح را در خطر مي ديد و مي دانست تاخير او و همکارش شايد ضايعه غيرقابل جبراني را به بار بياورد تلاش کرد با به صدا درآوردن آژير راه را براي خود باز کند. در چنين شرايطي که امدادگران در اضطراب به سر مي بردند راننده يک خودروي سانتافه که پشت آمبولانس در حرکت بود مرتب با بوق و چراغ از تکنسين اورژانس مي خواست کنار برود و به او اجازه سبقت دهد. اين اقدام راننده سواري به صورت ممتد در مسافتي طولاني ادامه پيدا کرد اما مامور اورژانس که لاين کناري را بسته مي ديد و فرصت اين را نداشت که در ترافيک قفل شده گرفتار بماند سعي کرد بدون توجه به درخواست غيرمنطقي مرد جوان به مسير خود ادامه دهد. بالاخره بعد از دقايقي آمبولانس به محل حادثه رسيد و دو تکنسين شتابان به سمت مرد مصدوم رفتند اما در اين هنگام راننده سانتافه نيز توقف کرد و با پياده شدن از خودرو اش به سمت يکي از امدادگران دويد و وي را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد. در حالي که تکنسين اورژانس زخمي و دچار خونريزي شديد شده بود ماموران نيروي انتظامي که شاهد اين صحنه بودند جوان مهاجم را بازداشت کردند.از سويي بعد از کمک رساني به راننده حادثه ديده، امدادگران مجروح نيز به بيمارستان منتقل شدند.بنا بر اين گزارش جوان مهاجم در بازجويي ها گفته است چون عجله داشته و آمبولانس به او اجازه سبقت گرفتن نمي داده عصباني شده و به همين دليل به امدادگر اورژانس حمله کرده است. در حال حاضر اين متهم در بازداشت به سر مي برد و پرونده يي قضايي عليه او گشوده شده است.

عجیب ترین های صفحات حوادث ، در سال 87

یکشنبه, مارس 22nd, 2009


هفت تیر 7tir.com  :  اخبار در صفحات حوادث گاهی به اندازه‌ای عجیب و باورنکردنی است که موجب می‌شود خوانندگان دقایقی بسیار روی آن مکث کنند و برای پذیرفتن چنین اخباری دودل باشند. سایت خبری هفت تیر در شش ماه از سال گذشته به روز نشد و به اخبار بسیاری نپرداخت .  اخبار جالبی مانند مهریه هزار بوسه‌ای تا دردسرهای دندان عقل برای 3پزشک که از عجیب‌ترین حادثه‌های سال 87 بود. نگاهی به اخبار حوادث سال گذشته می اندازیم :

نوزاد اجاره‌ای
به دنیا آوردن یک نوزاد از رحم اجاره‌ای پدر و مادرش دردسری جنجالی به وجود آورد. مسؤولان بیمارستانی که این نوزاد اجاره‌ای در آنجا به دنیا آمده بود، حاضر نشدند گواهی ولادت را به نام پدر و مادر اصلی کودک صادر کنند.

این پدر و مادر که پس از سال‌ها بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های پزشکی و عبور از همه موانع آزمایشگاهی از باروری خود ناامید شده بودند با مراجعه به یکی از کلینیک‌های ناباروری خواستار بچه‌دار شدن با روش رحم اجاره‌ای شدند. فروردین‌ماه سال 87، زمانی که نوزاد متولد شد گواهی ولادت به نام مادری که رحم خود را اجاره داده بود صادر شد. به همین خاطر زوج جوان به دادسرا مراجعه کردند و خواستار پیگیری قانونی شدند تا نوزاد به نام پدر و مادر اصلی ثبت شود…

یک دندان عقل در برابر 3 پزشک
3 پزشک در 22 فروردین‌ماه سال 87 به خاطر سهل‌انگاری در کشیدن دندان یک بیمار به دادسرا احضار شدند. بیمار وقتی نزد خانم دکتری برای کشیدن دندان عقل رفت، پس از تزریق داروی بیهوشی از مطب خارج شد، اما چند روز بعد متوجه شد که دچار فلج اعصاب صورت شده است.

وی سپس نزد روانپزشک مراجعه کرد که این‌بار نیز با مداوا و تشخیص غلط پزشک به یک فیزیوتراپ معرفی شد و به دستور دکتر فیزیوتراپ 20 جلسه تحت درمان صورت با اشعه مادون قرمز قرار گرفت.

پس از گذشت چندماه نه‌تنها فلج اعصاب صورت مرد بیمار بهبود نیافت بلکه افتادگی پلک راست بیمار که موجب کم‌بینایی وی شده بود، نیز به نابینایی مطلق تبدیل شد. 3 پزشک از سوی بازپرس دادسرای جرائم پزشکی به پرداخت دیه محکوم شدند.

موبایلی در چاهک فاضلاب
پنج اردیبهشت‌ماه سال 87 دست جوانی به دلیل سهل‌انگاری در داخل چاهک سرویس بهداشتی گیر کرد! تلفن همراه این کارگر جوان به هنگام ورود به سرویس بهداشتی از دستش افتاد و به داخل چاهک فرورفت و هنگامی که وی اقدام به بیرون آوردن تلفن همراهش کرد به دلیل سهل‌انگاری دستش در چاهک سرویس بهداشتی گیر کرد و دیگر نتوانست دستش را بیرون آورد، سرانجام ماموران آتش‌نشانی دست وی را در وضعیت نامناسبی از چاهک بیرون کشیدند.

طولانی‌ترین پرونده طلاق
طولانی‌ترین پرونده دادگاه خانواده در اردیبهشت سال 87، جزو عجیب‌ترین خبرها بود که پس از 10سال بسته شد. این زن و شوهر به‌خاطر اختلاف جزئی با یکدیگر به مشاجره پرداختند و 50 پرونده در دادگاه تشکیل دادند و سرانجام پس از 10 سال حکم طلاق این زوج صادر شد.

مهریه 3 شاخه رز سیاه
داماد محکوم شد تا 9 هزار تومان معادل 3 شاخه گل رز سیاه مهریه همسرش را بپردازد! این زن و شوهر کم سن‌ و سال پس از ازدواج با یکدیگر اختلاف پیدا کردند. عروس جوان بعد از یک سال زندگی از دست بدبینی‌های شوهرش به ستوه آمد و درخواست طلاق داد. حکم طلاق صادر و داماد محکوم شد تا مهریه 3 شاخه گل رز سیاه را به همسرش بپردازد…

مهریه یک میلیارد و 800 میلیون تومانی
زن جوان مهریه 10 هزار سکه‌ای خود را به اجرا گذاشت تا شوهرش با زن مورد علاقه خود ازدواج کند. مرد که تاجر آهن است با اصرارهای مادرش با دختری ازدواج کرد که علاقه‌ای به وی نداشت در حالی که با دختر مورد علاقه‌اش رابطه پنهانی داشت و وی را به عقد موقت خود درآورده بود.

به همین خاطر زن جوان مهریه سنگین خود را به اجرا گذاشت تا پای خود را از زندگی شوهر و هوویش بیرون بکشد. مرد نیز با حکم دادگاه محکوم شد تا یک میلیارد و 800 میلیون تومان به همسرش بپردازد تا بتواند در کنار زن مورد علاقه‌اش زندگی کند.

شکایت به خاطر کچلی
تیرماه سال 87 پسر جوانی از یک پزشک متخصص پوست و مو به خاطر کچل شدن خود شکایت کرد. وی برای کاشتن قسمتی از موهای سرش نزد پزشک متخصص پوست و مو در شمال تهران مراجعه کرد و خود را به تیغ جراحی سپرد. قرار بود پس از جراحی، موهای پسر جوان پرپشت شود غافل از اینکه تمام موهایش ریخته و او برای همیشه کچل شده بود. با شکایت این جوان، پزشک به دادسرا احضار شد و تحقیقات در این‌باره همچنان ادامه دارد.

دردسر ازدواج پسر مسلمان با دختر مسیحی
ازدواج دردسرساز، راز 3 جاعل حرفه‌ای را برملا کرد. این 3 مرد با دریافت پول‌های میلیونی از دختر و پسرهای جوان برای آنها صیغه‌نامه جعلی تنظیم می‌کردند. دختر و پسری به خاطر مخالفت‌های خانواده‌شان بر سر ازدواج، ناچار شدند صیغه‌نامه تهیه کنند. به همین خاطر در دام 3 جاعل کلاهبردار گرفتار شدند و 10 میلیون تومان پول خود را به باد دادند. آنها پس از اینکه دریافتند صیغه‌نامه جعلی است در دادسرای خارک از 3 جاعل شکایت کردند.

استفاده از موبایل ممنوع!
دختر عاشق‌پیشه با حکم عجیب دادگاه محکوم شد تا یک سال از تلفن همراه استفاده نکند. این دختر با ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز برای هووی خیالی خود مزاحمت ایجاد می‌کرد. آذرماه سال 87 قضات شعبه 39 دادگاه تجدیدنظر، این دختر عاشق‌پیشه را محکوم کردند تا یک سال حق ثبت‌نام و استفاده از تلفن همراه را نداشته باشد.

دردسرهای ازدواج پنهانی
13 آذرماه سال 87 پرونده‌ای در دادسرای شمیرانات تشکیل شد که در آن حسادت انگیزه‌ای شد تا زن 34ساله برای انتقام از همسر صیغه‌ای خود دست به اقدام عجیبی بزند. این زن وقتی دید پسر 24 ساله علاقه‌ای به زندگی با وی ندارد، خودروی وی را به آتش کشید و این پسر را تهدید به اسیدپاشی کرد. زن توطئه‌گر با شکایت همسر صیغه‌ای خود به اتهام تهدید و اسیدپاشی روانه زندان شد.

مهریه سفر به 110 پایتخت
بهمن‌ماه سال 87 زن جوانی نزد قاضی دادگاه خانواده رفت و در حالی که 6 ماه از زندگی مشترکش می‌گذشت مهریه سفر به پایتخت 110 کشور را به اجرا گذاشت! نوعروس مدعی بود که داماد این مهریه عجیب را تعیین کرده و وعده داده هر 2 ماه یکبار همسرش را به سفر خارج از کشور ببرد اما به قولش عمل نکرده است. پس از اظهارات عجیب این زن، دستور احضار داماد در جلسه دادگاه صادر شد.

مهریه هزار بوسه‌ای
عجیب‌ترین پرونده‌ای که در بهمن‌ماه سال 87 در صفحه حوادث به چاپ رسید، مهریه هزار بوسه‌ای یک زن جوان بود که دیگر حاضر نبود در کنار همسرش زندگی کند. این زن که بشدت از همسرش متنفر بود حتی نپذیرفت حکم یک بوسه برای جدایی‌اش صادر شود!

زن جوان مدعی شده بود که شوهرش با زن جوانی آشنا شده و وی را به عقد موقت خود درآورده است. زن جوان پس از آن به دادگاه رفت و خواستار جدایی شد. حکم طلاق این زوج صادر شد و مرد محکوم شد تا 100 سکه و یکهزار بوسه مهریه همسرش را بپردازد. زن گفت فقط صد سکه را می خواهم و هزار بوسه را می بخشم اما مرد قبول نکرد و در دادگاه گفت یا همش یا هیچی ..

داربی غم‌انگیز زن و شوهر
پرونده زوج جوان علاقه‌مند به فوتبال نیز از عجیب‌ترین حادثه‌های سال 87 بود. این زوج بر سر داربی بین تیم‌های پرسپولیس و استقلال درگیر شدند و به دادگاه خانواده مراجعه کردند! این زن و شوهر بر سر مسابقه تیم‌های محبوبشان شرط‌بندی کردند اما غافل از اینکه کارشان به طلاق می‌کشد. پرونده عجیب آنها به دایره مشاوره دادگاه خانواده فرستاده شد و زوج جوان پس از رفتن به نزد مشاور از تصمیم خود منصرف شدند.