هفت تیر 7tir.com: مهندس میرحسین موسوی موسوی در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار میدادند با گفتن : “من به بسیج علاقه دارم” موجب رنجش این دانشجویان شد .
سفر میرحسین موسوی به کرمان و دیدار با مردم این دیار حاشیههایی به همراه داشت.
به گزارش هفت تیر، میرحسین موسوی ساعت 9.40 دقیقه صبح چهارشنبه وارد کرمان شد و مورد استقبال جمعی از مردم کرمان قرار گرفت.
مهندس میرحسین موسوی نخست به گلزار شهدا رفت و بر سر مزار شهدا و مزار آیتالله حقیقی، از روحانیون بزرگ کرمان فاتحه خواند. سپس گلزار شهدا را به قصد دانشگاه شهید باهنر ترک کرد.
پس از خوش آمدگویی مجری مراسم در سالن وحدت دانشگاه شهید باهنر که مهندس موسوی در ساخت آن مقام مشاور را داشته است، مهندس میرحسین موسوی به ایراد سخنرانی پرداخت.
در میان سخنرانی موسوی عدهای از اعضای بسیج شروع به اعتراض کردند که عدهای از دانشجویان با شعار “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد ” به آنها پاسخ دادند.
مهندس میرحسین موسوی در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار میدادند گفت: «وقتی شما این شعارها را می دهید به من بر میخورد ، من به بسیج علاقه دارم، من به بسیجی اعتقاد دارم که وقتی صندوق رای را به او میسپارند او مانند ناموسش از آن حفاظت کند».
دانشجویان همچنان شعار «نصرمن الهه و فتح قریب وای بر این دولت مردم فریب» را در اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت نهم فریاد میزدند.
هفت تیر 7tir.com : گزارش های رسیده حاکی از آن است که فیلم تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد با تقلیدهایی از فیلم تبلیغاتی خاتمی پس از پایان اولین دوره ریاست جمهوری او ساخته شده است .
فيلم تبليغاتي احمدي نژاد ويژه انتخابات رياست جمهوري دهم توسط نادر طالب زاده کارگردان ايراني متولد امریکا ساخته و آماده پخش شده است. گفته مي شود احمدی نژاد در اين فيلم روبه روي دوربين نشسته و به طرح برخي گلايه ها پرداخته و گریه مي کند. در اين فيلم احمدی نژاد بار ديگر خطاب به مردم مي گويد؛ اگر به من راي دهيد باندهاي قدرت و فساد را افشا خواهم کرد چرا که ديگر به مراحل پاياني شناسايي و افشاي اين باندها رسيده ايم. ما در این دوره آنها را پیدا کردیم و در دوره بعد افشا می کنیم . براساس شنيده ها رئيس جمهور فعلي دليل اصلي برآورده نشدن بعضي از برنامه ها و شعارهايش را باندهاي ثروت و قدرت و علت حجم عظيم مخالفت ها با دولتش را هم مقابله دولت نهم با باندهاي مافيايي اعلام مي کند. اين فيلم قرار است در مهلت قانوني تبليغات انتخاباتي از طريق تلويزيون پخش و در سراسر کشور توزيع شود.
گفتنیست 8 سال پیش محمد خاتمی پس از پایان دور اول انتخابات ریاست جمهوری در فیلم تبلیغات ویژه انتخابات خود در قسمتی که برای ثبت نام به ستاد انتخابات می رفت با خواندن شعری از حافظ ، شروع به گریه کرد و این فیلم تاثیر بسیاری در بالا رفتن آرای او داشت چنان که در تمام ستاد های انتخاباتی خاتمی این فیلم بارها نمایش داده شد .
هفت تیر 7tir.com به نقل از وبلاگ زیتون : ( این مطلب قبل از سفر احمدی نژاد نوشته شد ) : درست چهار ساعت ديگه احمدينژاد مياد كرج…مسير استقبال از ميدون شهدا تا ميدون شهيد آجرلو يا همون ميدون سپاهه.
كلي اونورا كار داشتم، همه رو همينامروز رفتم انجام دادم تا به فردا نكشه… و عصر خسته با اتوبوس داشتم برميگشتم. اونقدر احساس تنهايي ميكردم كه دوست نداشتم سوار تاكسي شم.
از پنجره اتوبوس به پلاكارهاي خوشآمدگويي كه قدم به قدم به درختها و تيرها نصب كرده بودند، نگاه ميكردم. در عين حال صداي خندههاي ريز و نخودي دو دختر دبيرستاني كه جلوي من نشسته بودند به گوشم ميرسيد. احساس سرخوشي اونا داشت بهم منتقل ميشد. وقتي نگام به قسمت آقايون افتاد خندهم گرفت. تقريبا تموم آقايون قسمت جلوي اتوبوس برگشته بودن و اين دو رو تماشا ميكردن. دعا ميكردم دخترا متوجه نشن و صداي خندهشون همينطور بياد.
نه تنها متوجه نشدن، كه صداشون بلندتر هم شده بود. صحبت از اجبارشون براي شركت در مراسم استقبال احمدينژاد بود و هيجان از جالبي كارايي كه بايد بكنن. اتوبوس رو سكوت فرا گرفته بود و تقريبا همه به صحبت اين دو گوش ميدادن.
اولي- اومدن از دانشآموزان مدرسه ما ليست گرفتن به مدير گفتن بايد 800 نفر از مدرسه شما(آيندهساز يا آيندهسازان واقع در ميدون شهدا) حتما در مراسم شركت كنن. جايي هم كه بايد وايسيم خودشون تعيين كردن.
دومي- مدرسه ما هم همينطور(اين يكي دبيرستان حجاب ميرفت) ناظم گفته هيچكس حق نداره فردا مريض شه. بگو آخه مگه ما با ميكروب و ويروس قرارداد داريم؟ گفتن هر كي نياد نمرهش كم ميشه(نفهميدم نمرهي چيشون) دوساعت قبلش هم بايد مدرسه باشيم براي آمادگي.
اولي با هرهر- مامانم ميگه يه گيره لباس بزن رو دماغت بوي جورابش اذيتت نكنه.
دومي با كركر- مامان من برام يه شيشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جيبم هر وقت حالم بههم خورد بگيرم زير دماغم.
اولي- لابد پرچم هم ميدن دستمون تكون تكون بديم؟
دومي- تو ميگي از نزديك ميبينيمش؟
اولي- آره ديوونه رو ماشين سرباز وايميسه. شايد هم چهارپايه گذاشتن زير پاش(هر هر)
دومي- نامه براش بنويسيم بهش بديم؟ يه نامه عاشقانه! وقتي بازش ميكنه چه حالي ميشه(كركر)
اولي – من ميخوام براش بنويسم يه چيزي به اين مامانا بگه.(صداشو آروم ميكنه) نميذارن با دوست پسرامون بريم بيرون.
هر دو باهم هر هر كر كر…
اتوبوس بغل يك پلاكارد خير مقدم زرد گنده تو ترافيك مونده بود. مردي از جلوي اتوبوس داد زد:
- ببين از پول مالياتهاي ما چقدر از اينا زدن تو خيابون. بگيد آخه اگه از طرف مردمه چرا همهش يه رنگ و يه شكله!
مرد ديگري گفت بابا مرد خوبيه طفلك، اطرافيانش بدن! خودش خيلي كار ميكنه اما يه عده ميخوان بزنن زمين. اينبار كه راي بياره ديگه اعتماد به نفس پيدا ميكنه و كارا رو درست ميكنه. ميگن حتي نميذاره يه سوزن از بيتالمال هدر بره.
زني كه چادرش رو با دندون نگهداشته بود و كلي نايلون ميوه دست راستش بود و دستگيره را با دست چپ گرفته بود از لاي دندون فحشي نثار مردي كه قرار بود اعتماد به نفس پيدا كنه كرد.
تازه متوجه او شديم. دختري جاشو به اون داد كه بنشينه.زن تعارف كرد كه نه. دختر گفت ايستگاه بعدي پياده ميشه.
پسر ي كه روزنامه لوله شده دستش بود گفت آره طفلكي! نميذاره يه سوزن هدر بره اونوقت براي رئيسجمهور كومور هواپيماي اختصاصي ميفرسته بيارنش خدمتش. همه با آمريكا و فرانسه و انگليس و كانادا و آلمان و… رابطه برقرار ميكنن ما با كومور و بوكينا فاسو و ونزوئلا و بوليوي. تازه همهش هي بايد كمكشون كنيم. عجب بدبختي.
دختري كه به دانشجو ميزد از قسمت زنانه گفت: من عيد رفته بودم روستاهاي كرمان، بيچارهها نون ندارن بخورن. اونوقت آقا فكر مردم غزهست.
زن ميوه به دست كه حالا نشسته بود گفت: پيغمبر هم گفته چراغي كه به خونه رواست به مسجد حرومه!
همين سيبزمينيهايي كه دارن براي راي گرفتن مجاني بهمون ميدن، فرستاده بودن غزه. قبول نكردن، گفتن شما شيعه هستين خونتون كثيفه. لابد سيبزمينيهاتون هم كثيفه. حالا ما بايد سيبزميني دست دوم بخوريم.
مردي از قسمت مردونه با خنده گفت: خواهر من ، به مردم خودمون هم تازگيها چكپول دست اول ميدن. منتها آقا دير يادش افتاده. آخه بگو ارث پدرته كه بذل و بخشش ميكني؟ پول خودمونو به خودمون ميدي؟
بگو در دورهي كدوم رئيسجمهور اينقدر گروني و بدبختي بود؟
زني از عقب اتوبوس:
_ تو اين چهار سال بيشتر چيزا 400 درصد گرون شده. دم انتخاباتي، جون خودشون اومدن ارزون كنن، زور زدن 10 درصد ارزون كردن! حالا بعد از انتخابات براتون ميگم…
هر از گاهي از جلوي ماشيني ميگذشتيم كه مامورا نگهش داشته بودن و صندوق عقبشو باز كرده بود و زير و روش ميكردن . هر شيشه مايعي رو بو ميكردن. حتي ميخوابيدن زير بعضي ماشينها رو نگاه ميكردن.
مردي گفت براي همين من امروز ماشين نياوردم. سه چهار روزه همين خبراست. ديروز نگهم داشتن . كار فوري داشتم مضطرب بودم. لابد پيش خودشون گفتن حتما بمبگذارم كه عجله دارم. نشون به اون نشون كه سه ساعت تموم ماشينمو حتي لاي درهاشون و جيبامو گشتن و كلي سينجيمم كردن كه چيكارهاي و كجا بودي و داري كجا ميري؟
ميدونيد چقدر براي هر سفرش بودجه براي همين كارا مصرف ميشه؟ آخه بگو مرد حسابي چيه دوره راه افتادي؟ تو همون راديو تلويزيون نطق كن.
مرد ديگري گفت: ما خونهمون طرفاي ميدون سپاهه. پريشب نصف شب ناغافل ريختن تو پاركينگ ساختمون. تموم ماشينا رو گشتن. همهمونو خواب زده كردن و گفتن سويچهامونو ببريم پايين تا ماشينها رو بگردن. ميگن خبراي مردمي بهمون رسيده كه اينجا خبراييه. آخه بگو نيروهاي مردمي كجان؟ اينا همهش بهانهست. ميخوان بترسونن مردمو … دختر كوچيكم كه 12 سالشه از ترس پليس تا صبح هي از خواب ميپريد و گريه ميكرد.
ديگري گفت: به بيشتر مغازههاي بين راه استقبال هم گفتن در اون ساعتها بايد ببندن و وايسن جزء استقبال كنندهها… تو بعضي گونيها و قوطي هاي مغازهها هم سيخ كردن كه توش چيزي نباشه.
(صحبتا خيلي زياد بود، مثل خبر الكي استان شدن كرج و انتخابات رياست جمهوري و به زور آوردن كارمندان ادارات براي استقبال ، آوردن بسيجيها از روستاهاي اطراف كرج همراه با چك و چلوكباب و… فحش هم توش زياد بود كه سانسور شد)
هفت تیر 7tir.com: فیلم مربوط به یکی از سفرهای تبلیغاتی احمدی نژاد است . احمدی نژاد که در این فیلم جرات نزدیک شدن به مردم را ندارد مردم را پشت میله ها قرار داده است و خودش آن طرف میله ها روی ماشین ایستاده و دارد برای مردم سخنرانی می کند.
مردم بارها به سخنان احمدی نژاد اعتراض می کنند و وقتی می بینند باز احمدی نزاد حرف خودش را می زند شعار می دهند دروغه دروغه! احمدی نژاد هم در جواب میگوید : چی چی دروغه ؟ گذشته ها گذشته . پس من برم دیگه ؟
هفت تیر 7tir.com: زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: “زيبايی زنان ايرانی چنان خيرهکننده است که هوش از سر بيننده میربايد” ولی امروز چه چيز در ايران زيبا به شمار میرود؟ زيبا، هر آن چيزی ست که کانالهای ماهوارهای نشان میدهند. زيبا، هر آن چيزی ست که در فيلمهای هاليوود نشان داده میشود. امروز زنان ايرانی باور خود را به بیهمتا بودن خويش از دست دادهاند.
اشپيگل آنلاين (۱۹ آوريل) در گزارشی که تنها به بخشی از زنان جامعه و به ويژه تازه به دوران رسيدههايی اختصاص دارد که در يک جامعه بیتوليد و در يک اقتصاد بيمار، فقط مصرف میکنند، و تصويری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زير عنوان کوتاه «جنون زيبايی در ايران» چنين مینويسد:
جنون زيبايی زير روسری غوغا میکند. زنان ايرانی برای برنزه شدن تا مرز بيهوشی زير آفتاب جزغاله میشوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سرکه مینوشند.
«ياسمين تيفنزه» از سالها پيش در ايران زندگی میکند و هنوز نمیتواند اين همه را درک کند. به يادداشتهايی از او از سرزمين هزار و يک عمل بينی توجه کنيد:
ممکن است در غرب درباره مانکنهايی که به بيماری لاغری و سوء تغذيه دچار هستند، بحث شود. در ايران اما رژيم گرفتن و عمل زيبايی، شيک و مد به شمار میرود. امکان ندارد زنان در ايران همديگر را ملاقات کنند و يک برنامه رژيم غذايی رد و بدل نکنند و يا درباره آخرين عمل زيبايی که انجام دادهاند، حرف نزنند. زيبا بودن در ايران، يکی از وظايف اصلی زنان است.
ولی واقعا چه چيز در ايران زيبا به شمار میرود؟ زيبا، هر آن چيزيست که کانالهای ماهوارهای نشان میدهند. زيبا، هر آن چيزيست که در فيلمهای هاليوود نشان داده میشود. و اين همه در کشوری که زنانش از قرنها پيش به دليل زيبايی طبيعیشان زبانزد بودهاند. زمانی، مسافری از غرب چنين نوشته بود: «زيبايی زنان ايرانی چنان خيرهکننده است که هوش از سر بيننده میربايد». امروز اما زنان ايرانی باور خود را به بیهمتا بودن خويش از دست دادهاند.
زنان ايران به دليل حجاب اجباری نمیتوانند مانند زنان در کشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش کوچکی از موی و پرهيب پيکرشان است که در برابر بيگانه به نمايش در میآيد.
دختران روپوش مدرسه میپوشند و حق ندارند آرايش کنند و حتی به ناخنهايشان لاک بزنند، يا موهايشان را رنگ کنند و يا حتی ابروهايشان را بردارند. همه اينها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران میکنند و چندان احتياط و حساسيتی هم در اين راه به خرج نمیدهند.
اگر کسی پولش را نداشته باشد، از روشهايی استفاده میکند که در آلمان بيمارگونه ارزيابی میشوند: مثلا همراه با غذا سرکهای را میخورند که خودشان درست کردهاند تا چربی با اسيد جايگزين شود. علاوه بر اين در روز چندين ليتر آب مینوشند چرا که چربی بايد به اين وسيله از بدنشان خارج شود. به همه اينها يک ورزش شديدا مبالغهآميز نيز اضافه میشود. البته با موهای کاملا آرايش شده، صورت پودر و کرم ماليده و در فضايی که بوی عطر و ادوکلن گران قيمت آن را پر کرده است.
امير، يک مهندس پنجاه ساله از تهران میگويد: «فرقی نمیکند، در هر ساعتی که به پارک بروم، زنان چنان بی عيب و نقص به نظر میرسند که من هميشه از خودم میپرسم آخر اينها کی از خواب بلند شدهاند؟ چنان بوی عطر میدهند که من برای دويدن در پارک يک شال با خودم میبرم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمیبندم، بلکه جلوی بينیام میگيرم تا مرا از موج عطری که از سوی زنان متصاعد میشود، حفظ کند».
اگرچه تصور زنان ايرانی از زيبايی با تصوری که مأموران امر به معروف و نهی از منکر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حکومت از اين نوع فرهنگ پرورش اندام حمايت میکند: در بسياری از پارکها دستگاههای پرورش اندام قرار داده شده است و مربی مخصوص زنان وجود دارد که روزی يک ساعت آن هم رايگان به آنها تمرين میدهد.
اخيرا پارکهايی مخصوص زنان ساخته شده تا چشم نامحرم به آنها نيفتد. در اين نوع پارکها زنان میتوانند بدون حجاب حرکت کنند. نيروهای انتظامی برای اين پارکها زنان انتظامی را به کار میگمارد.
زنان ثروتمندتر اما پزشکانی را استخدام میکنند که برای آنها برنامه غذايی تجويز میکند. يک رستوران زنجيرهای در ايران از چندی پيش حتی سه وعده منوی غذای رژيمی برای بانوان طبقه بالا ارائه میکند. زنانی که از امکانات مالی کمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستيکهای مخصوص نگهداری مواد غذايی میپيچند و زير آفتاب دراز میکشند تا چربی بدنشان آب شود.
آن پوست سپيدی که روزی در ايران شيک به شمار میرفت، مدتهاست که از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در يک مسابقه بیپايان تلاش میکنند به مؤثرترين شکل ممکن خودشان را برنزه کنند و برای اين کار هيچ حد و مرزی نمیشناسند. مثلا يکی از موادی که میتوان پوست خود را با آن برنزه کرد، مايهای است که از ترکيب حنا و ماست به دست میآيد. در سال گذشته، مخلوط روغن زيتون و قهوه سريعترين راه برنزه شدن به شمار میرفت. يک راه ديگر که معجزه میکند اين است که در حال ماليدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمک پاشيد!
زنان ناجی غريق از مد برنزه بسيار نگران هستند چرا که زنان ساعتها زير نور خورشيد دراز میکشند، بدون آنکه چيزی بخورند. اين کار اغلب به اختلال در گردش خون منجر میشود. ناجيان غريق در محلهای شنا هميشه از بلندگو اعلام میکنند که بانوان بايد دست کم يک بار در ساعت دوش آب سرد بگيرند و به اندازه کافی مايعات بنوشند. آنها میخواهند با اين هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پيش، جنون برنزه شدن تا آنجا پيش رفت که خانمها پس از کلی شنا کردن زير آفتاب، يک ساعت تمام هم روی نيمکت دراز کشيدند تاحمام آفتاب بگيرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتابسوختگی شدند و حتی گفته میشود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ايرانی دوستی را میشناسد، يا دوست دوستش را، و يا دوستِ دوستِ دوستش را، که بدنش اين اندازه از آفتاب و گرما را نمیتوانست تحمل کند. چندی پيش دولت دستور داد تمام اين نيمکتها را، البته به دلايل بهداشتی، جمع کنند.
عمل زيبايی در ايران به يک کار روزانه تبديل شده است. هميشه و همه جا از آن حرف زده میشود. خيابانهای تهران پر است از زنان و مردانی که يک چسب زخم روی بينیشان دارند. از آنجا که بسياری از ايرانيان دماغشان بزرگ است، عمل بينی به يکی از معمولترين عملهای زيبايی تبديل شده است. در عين حال بزرگ کردن لبها و برجسته کردن استخوان گونهها و بزرگ کردن پستانها نيز بسيار رايج است. رفع چربی بدن نيز بيش از پيش طرفدار پيدا میکند. از آنجا که عمل زيبايی با هزينه همراه است، حتی برخی پدران اتومبيل خود را میفروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدلهای مجلههای زيبايی عمل کند.
آرايشگاههای زنانه و مردانه درايران جدا هستند. به همين دليل سالنهای آرايش زنانه به استوديوهای زيبايی تبديل شدهاند که زنان میتوانند يک روز تمام در آنها بدون هر مشکلی بسر آورند. کم نيستند سالنهای آرايش و زيبايی که حتی سه طبقه هستند زيرا اغلب پيش میآيد که همه مشتريان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا میمانند. مثلا برای اينکه لاک ناخنهای يک خانم بايد با لباس شباش جور در بيايد. البته با اين شکل و شمايل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر میشوند.
اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلايی میکنند که متأسفانه با ترکيب رنگ موی زنان ايرانی، نه بلوند بلکه زرد میشود. از آنجا که خانمها فقط میتوانند چتری و جلوزلفی خود را از زير روسری به نمايش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش میدهند و بالا میبرند.
بالاخره همه چيز حاضر میشود: با پوست به شدت قهوهای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج کيلو، آرايش خشک هاليوودی و کفشهايی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ايرانی با الگوهای غربیشان تقريبا هيچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقريبا! چرا که زنان در غرب واقعا اين شکلی نيستند!
هفت تیر 7tir.com: سخنرانی حجتالاسلام مهدی کروبی با ایجاد اخلال عدهای در مسجد سیدهای اراک ناتمام ماند.
به گزارش هفت تیر همزمان با سفر انتخاباتی کروبی به اراک، عدهای با ایجاد بینظمی در هنگام سخنرانی دبیرکل حزب اعتماد ملی در مسجد سیدها و قطع برق، مانع از ادامه سخنرانی او شدند.
بر اساس این گزارش در حالی که جمعی از مردم اراک در مسجد سیدها در حال شنیدن سخنان کروبی بودند، این عده با شعار حمایت از دولت اقدام به ایجاد تشنج و اخلال گسترده در سخنرانی نمودند.
هفت تیر 7tir.com: در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دولت دست به اقدامات جالب و بی نظیری زده است چنان که کم کم ملت همه دست به دعا برداشته اند که کاش هر سال ، به نام اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شود و به جای یک بار در 4 سال ، ده بار در سال انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود و هر دوره هم محمود احمدی نژاد بتواند نامزد شود .
به گزارش هفت تیر به نقل از روزنامه اعتماد محمود احمدینژاد در جریان بازدید نوروزی خود از یک بیمارستان بهرامی تهران به کارکنان آن یک میلیون ریال عیدی دادهاست.
یکی از کارکنان بیمارستان بهرامی تهران در تماس با روزنامه اعتماد اعلام کرد محمود احمدینژاد در دیدار نوروزی با پرسنل این بیمارستان که هفته نخست فروردین صورت گرفت به هر یک از کارکنان 100 هزار تومان عیدی داده است».
گفتنی است پیش از این کارکنان وزارت خارجه درباره عیدی صدهزار تومانی احمدینژاد در زمان دیدارش از وزارت خارجه که به همه حضار پرداخت شده بود خبر دادند . .
همچنین اخبار بسیاری از توزیع گسترده سیب زمینی رایگان در شهرهای کشور توسط دولت به گوش می رسد . اولین بار خبر توزیع سیب زمینی رایگان در زمان سفرهای انتخاباتی آقای خاتمی شنیده شد که دولت هر کجا آقای خاتمی برای سخنرانی می رفت در همان مکان اقدام به توزیع سیب زمینی رایگان می کرد .
گزارش تصویری توزیع گسترده سیب زمینی رایگان در شهرهای کشور در آستانه انتخابات توسط دولت :
عکس خبرگزاری ایسنا از استقبال مردم شیراز از خاتمی
به گزارش هفت تیر از شیراز 7tir.com : امروز در فرودگاه شیراز بیش از هزار نفر به استقبال خاتمی آمده بودند که تعداد زیادی از دانشجویان در میان آنان دیده می شدند .
خاتمی از فرودگاه به ورزشگاه شهید دستغیب رفت و با استقبال بیش از ده هزار نفر از مردم شیراز روبرو شد که کاملا استادیوم شهید دستغیبی را پر کرده بودند . خاتمی در ورزشگاه دست غیبی گفت : :«وصف بیمثال شیراز كه حافظ بزرگ آن را خاص خود دانسته چیست؟ و چه چیزی در این سرزمین وجود داشت كه حافظ وصف آن را بیمثال میداند؟ وی تصریح كرد اینجا سرزمین عشق و ایمان و آزادگی و سرزمین دلدادگی به پیامبر و اهل بیت(ع) است.»
خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود جمهوری اسلامی را درخت تنومندی داسنت که همه زیر سایه آن قرار دارند و گفت : امروز اخلاق در جمهوری اسلامی در خطر است . همه باید به فکر حفظ ارزشهای انقلاب باشیم .
خاتمی پس از ایراد سخنان کوتاهش در ورزشگاه دستغیبی برای زیارت قصد داشت به سمت شاهچراغ حرکت کند که با مخالفت فرماندار شیراز که در محل حضور داشت مواجه شد . بعد از خروج خاتمی از استادیوم و زمانی که قصد داشت به سمت شاهچراغ حرکت کند فرماندار شیراز خود را جلوی ماشین حامل خاتمی انداخته و با تاکید از خاتمی و همراهانش خواست که از رفتن به شاهچراغ خودداری کنند.
سخنان فرماندار با بی اعتنایی خاتمی روبرو شد و خاتمی بی اعتنا به فرماندار از راننده ماشین خواست که به سمت شاهچراغ حرکت کند .
عکس عزیزی فرماندار شیراز :
با حرکت اتومبیل خاتمی تعداد قابل توجه ای از جمعیت حاضر در استادیوم به دنبال ماشین خاتمی به سمت شاهچراغ حرکت کردند و فاصله استادیوم تا شاهچراغ را پیاده پیمودند و اتومبیل خاتمی نیز سعی نداشت تا از جمعیت طرفداران جلو بزند و چنان شد که فاصله 5 دقیقه ای استادیوم تا شاهچراغ را خاتمی یک ساعته پیمود . حرکت خاتمی و همراهان که صحنه جالبی را بوجود آورده بود با استقبال مردمی که در مسیر قرار داشتند مواجه شد .
پس از رسیدن خاتمی و همراهان چند هزار نفری او به شاهچراغ ، خاتمی مورد استقبال مردمی قرار گرفت که برای زیارت به شاهچراغ رفته بودند . خاتمی ترجیح داد پس از پاسخ دادن به ابراز احساسات این مردم بدون ورود به شاهچراغ محل را ترک کند . حامیان خاتمی در شاهچراغ قبل از رسیدن خاتمی و بعد از رفتن خاتمی بر علیه فرماندار ، استاندار و دولت احمدی نژاد شعار می دادند . مردم در اعتراض به فرماندار شیراز که او را عامل نیامدن خاتمی به شاهچراغ و همچنین عامل پاره شدن برنامه ریزی شده پوسترهای خاتمی در شیراز می دانستند ، شعار می دادند : ” عزیزی حیا کن ، شیراز را رها کن . فرماندار حیا کن ، شیراز را رها کن “.
خاتمی تا دقایقی دیگری در هتل پارس شیراز کنفرانس مطبوعاتی خواهد داشت