Posts Tagged ‘توپ’

پوستر استقلال هدیه هفت تیر به هوادران استقلال + فیلم و موزیک قهرمانی

دوشنبه, آوریل 27th, 2009

قهرمانی استقلال
هفت تیر 7tir.com : عصر ديروز امير قلعه نويي و شاگردانش در حالي با جام قهرماني هشتمين دوره ليگ برتر دور افتخار زدند که قهرمان حقيقي اين دوره کيلومترها آن طرف تر در ورزشگاه تختي اهواز با انجام يک بازي جوانمردانه نمايشي ستايش آميز از فوتبال پاک ارائه داده بود.مجيد جلالي و فولاد خوزستان از مدت ها پيش تحت فشار بوده اند. آنها خيلي خوب مي دانستند تعيين تيم قهرمان در آخرين روز ليگ برتر به عملکردشان در بازي با ذوب آهن اصفهان بستگي دارد. شايعات مطرح شده پيش از شروع مسابقه پيرامون تباني احتمالي دو تيم نيز دقيقاً ريشه در همين حساسيت داشت.

هفت تیر مجید جلالی فولاد

اما مجيد جلالي و شاگردانش در طول 90 دقيقه فوتبال جوانمردانه خط بطلاني بر تمام اين شايعات کشيدند تا امير قلعه نويي در ورزشگاه ثامن الائمه مشهد مرد نيکبخت روز پاياني ليگ باشد.او در حالي دست هايش را رو به آسمان بلند کرد و خدا را شکر مي گفت که بخش اعظم اين قهرماني را مديون فوتبال پاک فولاد خوزستان است.خداداد افشاريان و عليرضا فغاني به طور همزمان در ساعت 15/17 به نشانه شروع بازي هاي مشهد و اصفهان مي دمند. شرايط پيش از شروع اين ديدارها به گونه يي رقم خورده بود که ذوب آهن اصفهان براي رسيدن به نخستين عنوان قهرماني اش تنها محتاج يک تساوي برابر فولاد خوزستان بود. در اين سو در ورزشگاه ثامن الائمه مشهد استقلال در نااميدي مفرط رو در روي پيام خراسان مي گذاشت چراکه تنها يک معجزه مي توانست آنها را در پايان 90 دقيقه به عنوان قهرمان معرفي کند.هنوز شش دقيقه از شروع بازي ها نگذشته بود که نادر احمدي در اهواز پيام آور خوشبختي شد. خبر گل نخست فولاد خيلي زود به مشهد رسيد. حالا استقلالي ها رويايشان را در دسترس مي ديدند. با اين حال به نظر مي رسيد برتري بر پيام که با انگيزه بقا در ليگ برتر مي جنگيد، کار چندان ساده يي نيست. سرانجام در دقيقه 41 فابيو جان واريو هافبک برزيلي استقلال گل نخست را وارد دروازه پيام کرد تا نيمه نخست هر دو بازي با نتيجه يي مشابه به پايان برسد.با شروع نيمه دوم حساسيت ها به اوج خود رسيده است. ذوب آهن مي تواند تنها با يک گل مجدداً مسير حرکت قطار قهرماني را به سوي اصفهان بازگرداند. شاگردان منصور ابراهيم زاده فشار زيادي را تحمل مي کنند. همين استرس را بر نيمکت، سکوها و تماشاگران تلويزيوني بازي ضرب کنيد. بالاخره ذوب آهن کار خودش را انجام مي دهد و مصطفي صالحي نژاد با گلي که در اهواز به ثمر مي رساند، استقلالي ها را در مشهد نصف عمر مي کند. اين گل در دقيقه 72 به ثمر رسيد.حالا ذوب آهن فارغ از هر نتيجه يي که استقلال مقابل پيام به دست بياورد، قهرمان بي چون و چراي دوره هشتم ليگ برتر است.از نوع بازي استقلالي ها مي توان فهميد از نتيجه بازي اهواز اطلاع دارند. يأس و سرخوردگي به وضوح در چهره آنها ديده مي شود. اما اگر بتوان تعريفي درست براي فوتبال پاک ارائه داد، بي شک نمايش فولاد برابر ذوب آهن مثالي بي بديل براي آن خواهد بود. احمد آل نعمه در دقيقه 76 گل برتري فولاد را به ثمر مي رساند. تنها سه دقيقه بعد محمد قاضي خيال استقلال را راحت مي کند. ذوب آهن سه- يک بازي را واگذار کرده و اين آبي پوشان هستند که در صورت حفظ پيروزي شان بر پيام جام را بالاي سر خواهند برد. وقتي داور به سود تيم قلعه نويي اعلام ضربه پنالتي مي کند، خيلي ها قهرماني استقلال را قطعي مي دانند. اما ظاهراً آرش برهاني قصد دارد يک تنه هيجان و استرس را تا آخرين لحظات بر فوتبال تحميل کند. نکته تعجب برانگيز تصميم کادر فني استقلال در سپردن ضربه پنالتي به برهاني است چرا که اين بازيکن در مسابقات حساس قبلي هرگز مطمئن پشت توپ نايستاده بود.برهاني در حالي اين پنالتي را از دست داد که در اهواز سجاد فيض اللهي گل چهارم فولاد را برابر ذوب آهن به ثمر رساند. بروز چند درگيري فيزيکي بين بازيکنان که باعث شد فغاني سه بار از کارت قرمزش استفاده کند، آخرين اتفاقات مسابقه مشهد بود. سوت هر دو مسابقه نيز تقريباً به طور همزمان زده شد تا در پايان 34 هفته رقابت پرفشار، استقلال با برتري يک بر صفر مقابل پيام مشهد و البته به لطف شکست 4 بر يک ذوب آهن در برابر فولاد خوزستان جام قهرماني را در ميان هيجان بي اندازه هوادارانش بالاي سر ببرد. در ديگر بازي هاي سرنوشت ساز روز آخر ابومسلم در يک بازي جنجالي در انزلي با ملوان به تساوي بدون گل رسيد تا به شکل ناپلئوني در ليگ برتر باقي بماند تا همشهري اش، پيام به ليگ يک سقوط کند. در يک بازي ديگر تيم استقلال اهواز با سه گل برق شيراز را شکست داد تا در روز پاياني از سقوط بگريزد. در بازي هاي ديگر پرسپوليس با دو گل راه آهن را شکست داد و صباباتري با نتيجه چهار بر دو از سد سايپا گذشت. پرونده فوتبال در فصل جاري ليگ اگرچه بسته شد اما همچنان چشم هاي بسياري به دنبال نتايج جام حذفي است.

برای دیدن پوستر در اندازه بزرگ تر بر روی عکس کلیک کنید

هفت تیر پوستر قهرمانی استقلال

هفت تیر 7tir.com : فیلم جشن قهرمانی استقلال در ورزشگاه ثامن الئمه مشهد به همراه یک موزیک شاد (استقلالی ها از دست ندهند ) :

دومين بيانيه خواندني محمد مايلي کهن صادر شد : من اشتباهی بودم

سه شنبه, آوریل 21st, 2009

 هفت تیر محمد مایلی کهن

به گزارش هفت تیر 7tir.com، محمد مايلي كهن امروز بيانيه شماره 2 خود را به شرح زير صادر كرد:
بسمه تعالي
بيانيه شماره 2
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است
نمي‌دانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر مي‌دهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و … تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و … را از بين ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بي‌بهره نمي‌مانند.(داور، بازيكن، مربي و …) .
اي خائن(مايلي كهن) آدم بي‌منطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار مي‌دادند توپ، ‌تانك، فشفشه، مايلي كهن و… توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر مي‌شد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي‌مانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و …
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي‌دهند.
پسرم هيچ مي‌داني كه پدرت در تمامي دوران قهرماني‌اش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند.
اي مردك عقب‌مانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي‌بيني.
اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقب‌افتادگي‌ات به خاطر اين است كه نمي‌خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل مي‌زنند مي‌روند و در بغل آنها قرار مي‌گيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه مي‌بايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او مي‌شد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نمي‌رفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده مي‌شد.
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌شان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌اش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نمي‌ديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو مي‌باشد. پس بايد بر اساس اصول حرفه‌اي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوب‌هاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبي‌ها‌ را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.
عجيب است كه روده‌درازي مي‌كنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوه‌ام) اين شعر را مي‌خواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، مي‌زنم زمين هوا مي‌ره، نمي‌دوني تا كجا مي‌ره. من اين توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد.
بابا ،عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم مي‌آيم و مي‌گويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش مي‌كنم و مي‌گويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو.
محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد.