Posts Tagged ‘دانشگاه’

کتک خوردن دانشجوی دانشگاه فردوسی توسط بسيج به دلیل انتقاد از خامنه ای

سه شنبه, می 19th, 2009


هفت تیر 7tir.com  : دانشجو مورد نظر  که در صحبت های خود از بسیح انتقاد می کند و سپس در بحث بی عدالتی  شروع به انتقاد از خامنه ای میکند بلافاصله با حمله دانشجویان بسیج به محل سخنرانی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد  . محل دانشگاه فردوسی مشهد

فیلم بیرون کردن عوامل صدا و سیما از دانشگاه علم و صنعت توسط دانشجویان

سه شنبه, می 19th, 2009


به گزارش هفت تیر 7tir.com  به نقل از آینده نیوز :  گروه کثیری از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، امروز در اقدامی اعتراض گونه به روند عدول رسانه ملی از بیطرفی و جانبداری آشکار این سازمان از نامزدی خاص، با سردادن شعارهای کوبنده، از ضبط برنامه توسط گروه اعزامی برنامه منطقه آزاد شبکه سوم سیما به شدت ممانعت کردند.

خبرنگار آینده که دانشجوی رشته مهندسی برق این دانشگاه است و از نزدیک شاهد این رویداد بوده، در گزارش خود آورده است: بر اساس اعلام قبلی برنامه منطقه آزاد که دیشب نیز تبلیغ برگزاری آن از شبکه سوم سیما به صورت زیرنویس پخش شد، قرار بود تریبون آزاد این شبکه ساعت 11 امروز دوشنبه 28/2/88 برنامه خود را در دانشگاه علم و صنعت ضبط کند .

راس ساعت مقرر این گروه تجهیزات و نفرات اعزامی خود را مقابل مسجد دانشگاه مستقر کرد. اما هنوز وسایل گروه به طور کامل مستقر نشده بود که دانشجویان با سر دادن شعارهای مختلف از انجام کار آنها ممانعت به عمل آوردند. گروهی از بسیجیان دانشگاه نیز از طریق آمپلی فایر مقابل مسجد در صدد کنترل فضا و ایجاد آرامش بر آمدند که به علت گستردگی دامنه مخالفت دانشجویان، موفق به این کار نشدند و در واکنش به اقدامات تحریک آمیز برخی دانشجویان بسیجی، دانشجویان مخالف نه تنها آمپلی فایر را شکستند بلکه تریبون گروه صدا و سیما را نیز سرنگون کردند.

در ادامه این گزارش آمده است : متعاقب این اقدامات، گروه دانشجویان مخالف که حدود 200 نفر بودند، با گروه دانشجویان بسیجی که حدود 50 نفر بودند به تبادل شعار علیه یکدیگر پرداختند. دانشجویان مخالف شعارهایی از قبیل نصرمن الله و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب/ دولت سیب زمینی، نمی خوایم نمی خوایم و در مقابل دانشجویان بسیجی نیز با سر دادن شعارهایی از قبیل مرگ بر منافق، آزادی اندیشه دروغه دروغه و سردادن شعارهایی دیگر به سمت دانشجویان مخالف حمله ور شدند و اندک زد و خوردی نیز رخ داد.

خبرنگار ما در ادامه گزارش خود آورده است: در دست یکی از دانشجویان معترض تراکتی وجود داشت که بر روی آن نوشته شده بود: صدا وسیما= کیهان تصویری.اعتراض دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به روند جانبداری از آقای احمدی نژاد در برنامه های صداو سیما بود و دانشجویان می گفتند، چرا صدا و سیما که با بودجه ایرانیان اداره می شود، در خدمت گروهی خاص در آمده و برنامه منطقه آزاد شبکه سوم سیما نیز شب های قبل برنامه ضبط شده در چند دانشگاه کشور را با سانسور شدید و به نفع آقای احمدی نژاد پخش کرده است.

در پایان این گزارش آمده است: گروه اعزامی صداوسیما از سرناچاری و عدم امکان ادامه فعالیت، وسایل خود را جمع آوری کرده  و ساعت 13به بیرون از دانشگاه رفت. دانشجویان در هنگام بیرون رفتن عوامل صدا و سیما همانطور که در فیلم زیر می بینید شعار ” برون بیرون ” را سر می دادند :
.
فیلم بیرون کردن عوامل صدا و سیما از دانشگاه علم و صنعت

.
قبلی : فیلم قسمت های سانسور شده برنامه منطقه   آزاد انتخابات شبکه 3

فیلم قسمت های سانسور شده برنامه تریبون آزاد انتخابات شبکه 3

یکشنبه, می 17th, 2009


هفت تیر 7tir.com  : در برنامه تریبون آزاد که با موضوع انتخابات در دانشگاه های مختلف فیلم برداری و هر شب از شبکه 3 پخش می شود علاوه بر سانسور و حذف گسترده ای که در صحبت های دانشجویان وجود دارد گاهی اتفاقات جالبی هم می افتد که در این برنامه نمایش داده نمی شود . 

این فیلم در مورد  درگیری بین دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر و بسیجیان در تریبون آزاد می باشد  که توسط شبکه 3 در این دانشگاه برگزار شده است  .در  ویدئو  مذکور  اولین دانشجو درمورد  آزاد نبودن انتخابات صحبت  می کند و می گوید “”همانطور که دیدید اینجا همه نظرشان بر چیست اما وقتی انتخابات تمام شد و شخص دیگری رای آورد آنوقت می فهمید که در ایران انتخابات نیست و انتصابات است”"  .
پس از آن  دومین سخنران، یک فرد با ظواهر بسیجی‌ است به پشت تریبون می رود   که پیش از شروع، با اعتراض به اینکه آیا اصلا دانشجوی آن دانشگاه هست، مواجه میشود و او هم در جواب می گوید در این دانشگاه واحد مهمان گرفته است  . در ادامه، پس از بسم الله سخن خود را اینطور آغاز می‌کند که ” اینجا یک سری حاج خانوم هایی هستند که دیشب برا حاج آقا‌هاشون بزک کردن، و الان یادشون رفته که پاک کنن…” 
 این حرف، با اعتراض شدید دانشجویان مواجه میشود. در این هنگام یکی‌ از دانشجویان دختر به پای تریبون رفته و سعی‌ در زدن آن فرد بسیجی‌ می‌کند و میکروفن را از دست فرد بسیجی در می آورد و به او فحش می دهد  و جلسهٔ تریبون آزاد از کنترل خارج میشود… سر انجام با دخالت حراست ،  بسیجی ها در حالی که توسط دانشجویان هو می شوند از محل دور می شوند .

ميرحسين : وقتي شعار توپ تانک بسیجی مي دهید به من بر می خورد

پنجشنبه, می 7th, 2009


هفت تیر 7tir.com: مهندس میرحسین موسوی موسوی در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار می‌دادند با گفتن : “من به بسیج علاقه‌ دارم” موجب رنجش این دانشجویان شد . 
سفر میرحسین موسوی به کرمان و دیدار با مردم این دیار حاشیه‌هایی به همراه داشت.

به گزارش هفت تیر، میرحسین موسوی ساعت 9.40 دقیقه صبح چهارشنبه وارد کرمان شد و مورد استقبال جمعی از مردم کرمان قرار گرفت.

مهندس میرحسین موسوی نخست به گلزار شهدا رفت و بر سر مزار شهدا و مزار آیت‌الله حقیقی، از روحانیون بزرگ کرمان فاتحه خواند. سپس گلزار شهدا را به قصد دانشگاه شهید باهنر ترک کرد.

هفت تیر میر حسین موسوی کرمان

پس از خوش‌ آمدگویی مجری مراسم در سالن وحدت دانشگاه شهید باهنر که مهندس موسوی در ساخت آن مقام مشاور را داشته است،  مهندس میرحسین موسوی  به ایراد سخنرانی پرداخت.

در میان سخنرانی موسوی عده‌ای از اعضای بسیج شروع به اعتراض کردند که عده‌ای از دانشجویان با شعار “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد ”  به آنها پاسخ دادند.

مهندس میرحسین موسوی  در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار می‌دادند گفت: «وقتی شما این شعارها را می دهید  به من بر می‌خورد ، من به بسیج علاقه‌ دارم، من به بسیجی اعتقاد دارم که وقتی صندوق رای را به او می‌سپارند او مانند ناموسش از آن حفاظت کند».

دانشجویان همچنان شعار «نصرمن الهه و فتح قریب وای بر این دولت مردم فریب» را در اعتراض به سیاست‌های اقتصادی دولت نهم فریاد می‌زدند.

مصاحبه با یکی از دانشجویان شکنجه شده امیر کبیر که دیروز آزاد شد

چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر مصاحبه با دانشجوی شکنجه شده

“مي گفتند ما منافقيم. ضد شهدا هستيم. مي گفتند سايت امير کبير بر ضد نظام تبليغ مي کند. دنبال اين بودند ‏ببينند سايت ما چگونه اداره مي شود.”‏

هفت تیر 7tir.com: اينها سخنان يکي از 5 دانشجوي اميرکبيري است که ديروز، پس از روزهاي متمادي زندان انفرادي، شکنجه ‏و عدمن ارتباط با جهان خارج، آزاد شده است. او نيز که مانند 4 هم دانشگاهي ديگرش بين 200 تا 300 ‏ميليون تومان وثيقه آزادي داده، در گفت و گوي کوتاهي با ما ، از روزهايي گفته که روزي 2 تا 4 بار ‏‏”بازجويي” شده است. ‏

نريمان مصطفوي، کوروش دانشيار، حسين ترکاشوند، اسماعيل سلمانپور و ياسر ترکمن دو شب پيش از ‏زندان اوين آزاد شدند؛ در حاليکه 5 اميرکبيري ديگر همچنان در سلول و خانواده هاي آنان در بي خبري ‏مطلق به سر مي برند. ‏

اين 5 تن آثار روزهاي سخت زندان را هم بر جسم دارند، مانند کوروش دانشيار که در اثر ضربات وارده، ‏انگشتش شکسته و هم بقيه که “هم روحي و هم فيزيکي” تحت فشار قرار داشته اند که بگويند “منافق” و “ضد ‏شهيد” هستند. ‏

يکي از دانشجويان که به علت شرايط بد روحي و جسمي قادر به صحبت طولاني نيست، همه مدت زندانش ‏را، مانند بقيه، در انفرادي گذرانده است. ‏

از او مي پرسم:‏

‎روزي چند نوبت بازجويي مي شديد؟‎
يادم نيست. اما حداقل دو بار و گاهي تا چهار بار. ‏

شکنجه هم شديد؟‎
زياد. هم روحي و هم فيزيکي. نمي توانم بگويم چقدر. قصد خورد کردنمان را داشتند. ‏

‎توانستند؟‎
اگر توانسته بودند زود تر آزاد مي شديم. ‏

‎چه مي خواستند؟‏‎
مي گفتند ما منافقيم. ضد شهدا هستيم. مي گفتند سايت امير کبير بر ضد نظام تبليغ مي کند. دنبال اين بودند ‏ببينند سايت ما چگونه اداره مي شود. ‏

‎چگونه آزاد شديد؟‎
بگذاريد بقيه را بعدا بگويم. الان حوصله ندارم. ‏

‎اسمتان را بنويسم؟‎
نه ننويسيد. نمي ترسم. اما ننويسيد بهتر است. ‏

اين پنج دانشجو و ديگر دانشجويان زنداني پلي تکنيکي در طول مدت بازداشت از حق ملاقات با خانواده و يا ‏وکيل به طور کلي محروم بودند. ‏

به نوشته سايت اميرکبير دانشجويان آزاد شده گفته اند تيم بازجويي با ندادن اجازه ملاقات به دانشجويان و ‏حبس آنان در سلول هاي انفرادي و آزارهاي جسمي و رواني به شدت آنها را تحت فشار قرار داده است. ‏ارتباط با امريکا، اسرائيل، منافقين و افراد سياسي مختلف همراه با موارد ديگري چون استفاده از مشروب، ‏مواد مخدر و فساد اخلاقي از جمله اتهاماتي بود که به آنان منتسب کرده بودند. ‏

‏ و اينک ۵ دانشجوي ديگر دانشگاه اميرکبير، عباس حکيم زاده، مهدي مشايخي، مجيد توکلي، احمد قصابان و ‏مسعود دهقان همچنان دربندند. ‏

کوروش دانشيار، حسين ترکاشوند و اسماعيل سلمانپور در روز ۱۷ بهمن ماه درمراسم سالگرد درگذشت ‏مهندس بازرگان در مقابل حسينيه ارشاد بازداشت شدند. نريمان مصطفوي در روز ۶ اسفندماه و پس از ‏اعتراض دانشجويان اميرکبير به دفن شهيد در اين دانشگاه بازداشت شدند. ياسر ترکمن نيز روز ۱۹ اسفندماه ‏در مقابل دانشگاه توسط نيروهاي لباس شخصي بازداشت شد.

فرار میرحسین از پاسخ دادن به سوال دانشجویان در مورد کشتار های سال 67

چهار شنبه, می 6th, 2009


اخبار داغ هفت تیر فرار میرحسین کشتار های سال 67

هفت تیر 7tir.com: میرحسین موسوی کاندیداهای جبهه ی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی روز دوشنبه در مسجد دانشگاه مازندران (بابلسر) حضور یافت.  و برای اولین بار در یک جلسه رسمی پرسش و پاسخ ، در مورد عملکردش در قضیه کشتار 4 هزار زندانی دگر اندیش در دوران نخست وزیریش مورد سوال قرار گرفت اما با  فرار کردن از سوال دانشجویان سالن جلسه را ترک کرد .
. نماینده ی  دانشجویان در این جلسه تبلیغاتی میرحسین  سوالاتی را در برابر میرحسین موسوی مطرح کرد که از جمله مربوط به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در دوران نخست وزیری او بود. میرحسین موسوی به هیچ یک از این سوالات پاسخ نداد .  صراحت میرحسین  تنها در آن جا بود که اعلام کرد: من با صراحت می گویم با اصلاح قانون اساسی مخالفم.

اخبار داغ هفت تیر فرار میرحسین کشتار های سال 67

آخرین و پرشورترین قسمت پرسش و پاسخ مربوط به نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بود که مطالبات دانشجویان را بیان کرد که شدیدا مورد استقبال تمامی حضار قرار گرفت.
متن کامل سخنان نماینده انجمن اسلامی دانشگاه بابل بدین شرح است:
درود بر تمامی دانسجویان زندانی که نماد مقاومت جنبش دانشجویی هستند و درود بر دانشجویان ستاره دار که ستاره هایشان مدال افتخار هر دانشجوی آزاده ای است. درود بر صدها دانشجوی محروم از تحصیل و درود بر شما، آقای میرحسین موسوی که با شهامت پا به عرصه انتخابات گذاشتید.
آقای میرحسین موسوی می گویند با ابهام و کلی گویی سخن می گویید، اطرافیانتان می گویند این تاکتیکی است که مورد هجمه اقتدار گرایان قرار نگیرید، آقای موسوی، احمدی نژاد نیز با همین تاکتیک و شگرد های انتخاباتی به روی کار آمد، اما آن چیزی که امروز در کشور ما وجود ندارد اعتماد میان ملت و دولت است که فریب آن تاکتیک های کثیف را خوردند. و امروز نا امید و سرخورده چشم انتظار رئیس جمهور دیگر هستند.
آقای موسوی ما تجربه ۸ سال دولت اصلاحاتی را داشتیم که رئیس آن در جایی که باید می ایستاد و از حقوق ملتی که به او رای داده بود دفاع می کرد راه سازش با قدرت طلبان و سرکوب گران را در پیش گرفت که این سیاست مصلحت اندیش جز یاس و ناامیدی و منتهی شدن به دولت دیکتاتوری همچون دولت محمود احمدی نژاد ثمره ای نداشت.
ملت ایران در برگه های رای خود نام کسی را به عنوان رئیس جمهور می نویسد که صراحت در گفتار، صداقت در رفتار و شجاعت در دفاع از خواسته های به حق آنان را در عمل اثبات کرده باشد. ما رئیس جمهوری نمی خواهیم که مجری انتخابات ننگینی چون انتخابات مجلس هفتم باشد که در آن بیش از ۴۰۰۰ نفر رد صلاحیت شدند. ما رییس جمهوری نمی خواهیم که وقتی در انتخابات تقلب شد تنها به خدا نامه بنویسد. ما به فردی رای می دهیم که با شجاعت از آرای ملت صیانت کند.
آقای موسوی سوالات ما زیاد است. لطفا یادداشت بردارید. خواهش می کنم به همه آنها جواب دهید. امیدواریم کمبود وقت را توجیهی برای ابهام در گفتارتان نکنید چون جواب صریح نیازی به اطناب و درازگویی ندارد.
۱- شما و ما می دانیم که به گفته آیت الله منتظری قائم مقام وقت رهبری بیش از ۴۸۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷   بدون محاکمه به دستور آیت الله خمینی  اعدام شدند در حالی که دادگاه جمهوری اسلامی آنها را به زندان محکوم کرده بود . شما در آن زمان نخست وزیر ایران بودید.رئیس دولت  و  شخص سوم مملکت. مسئول دفاع از حقوق ملت. چه توضیحی درباره سکوتتان دارید؟ آیا این سکوت به معنای رضایت شما بود؟ باز هم تاکید می کنیم با صراحت پاسخ دهید.
۲- بیست سال سکوت کردید. بیست سالی که ملت در آن وقایعی همچون قتل های زنجیره ای و حادثه تلخ ۱۸ تیر را به چشم دیدند. آیا ضرورتی نداشت که شما به عنوان پیشکسوت عرصه سیاست کشور، موضعی را اتخاذ می کردید؟
۳- آقای موسوی قانون اساسی موجود ظرفیت هایی را برای تحقق آزادی و دموکراسی فراهم کرده است ولی از آن بیشتر ظرفیت های پرورش دیکتاتوری و قدرتمند شدن عده ای خاص و قلیل را دارد. آیا برای رعایت هر چه بیشتر حقوق شهروندی، حقوق بشر و تحقق آزادی و دموکراسی واقعی در کشور اعتقادی به اصلاح قانون اساسی دارید تا بیش از این شاهد سرکوب و دیکتاتوری نباشیم.
۴- امروز ملت ما حقوق مسلم زیادی دارد که توسط اقتدارگرایان نادیده گرفته می شود نظیر آزادی بیان، آزادی اندیشه، انتخابات و مطبوعات آزاد و ده ها مورد دیگر. ملت ایران حق دارد بعد از تحمل زجر و سختی سال ها جنگ و انقلاب و هزاران مصیبت دیگر زندگی مرفه و توام با آرامش داشته باشد. آقای میرحسین موسوی آیا شما نیز اعتقاد دارید باید همه حقوق مسلم ملت ایران قربانی دیپلماسی پرهزینه بر سر داشتن یک حق انرژی هسته ای شود؟ آیا شما هم می پندارید تحریم بر ملت ما و رفاه و آسایش آنها تاثیر ندارد؟
۵- آقای موسوی شما در سخنرانی هایتان این مژده را به مردم دادید که گشت های مخوف ارشاد را از خیابان های شهرهایمان جمع خواهید کرد و فرماندهان نیروی انتظامی در جواب شما اعلام کردند که این موضوع در حیطه اختیارات رییس جمهوری نیست و کسانی که در این باره اظهارنظر می کنند. از قانون بی اطلاع اند. برای تحقق این وعده خود چه پاسخی را برای ملت دارید؟
۶- و اما آخرین سوال: شما از دانشجویان زندانی حمایت کردید و ستاره دار کردن آنها را محکوم نمودید در حالی که اکثر این دانشجویان عضو طیف علامه دفتر تحکیم وحدت بودند شما سه هفته است که به درخواست ملاقات اعضای شورای مرکزی طیف علامه دفتر تحکیم وحدت پاسخی ندادید. چگونه این پارادوکس را تحلیل می کنید؟ نظر خود را به صورت شفاف و بدون ابهام در مورد طیف علامه دفتر تحکیم وحدت و ۵۲ انجمن اسلامی زیرمجموعه آن بیان کنید. آیا دولت شما این بزرگترین اتحادیه دانشجویی را به رسمیت خواهد شناخت؟
ما از شما ۶ سوال صریح و شفاف پرسیدیم و از شما ۶ جواب صریح و شفاف می خواهیم. از اینکه صحبت های من به درازا کشید و شما تحمل کردید تشکر می کنم.

بنابر این گزارش، موسوی در حالیکه از پاسخ دادن به سوال های نماینده انجمن اسلامی بابل طفره رفت، با لحنی آکنده از خشم اعلام کرد که این ۶ سوال بیش تر شبیه یک بیانیه است تا مطالبات.
وی گفت: “من ۲۰ سال سکوت نکردم و با بستن فله ای مطبوعات مخالفت کرده ام”. او همچنین گفت: “من صراحتا با اصلاح قانون اساسی مخالفم. من دیدم که چه کسی آن قانون اساسی را امضا کرد. من نمی گویم شما کافرید ولی این مواضع ما را به جایی درست نخواهد برد”. وی در ادامه گفت: “من کاملا به این قانون اساسی معتقدم و با آن وفادار خواهم ماند”.
از نکات قابل توجه این برنامه زمانی بود که نماینده انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی نوشیروانی بابل مشغول پرسیدن سوال بود. در این هنگام مجری برنامه و ستاد میرحسین موسوی سعی می کردند تا میکروفون را از وی بگیرند که موفق نشدند ولی در عوض وقتی سوال نماینده انجمن درباره کشتار ۶۷ بیان می شد، صدای بلندگوها را به شدت کم کردند. نماینده انجمن اسلامی سه بار رو به میرحسین کرد و از او پرسید اجازه می دهید تا سوالاتم را ادامه دهم که هر سه بار میرحسین سرش را به پایین انداخت و حرفی نزد. این در حالی بود که میرحسین وقتی یک دانشجوی بسیجی درخواست تریبون کرده بود، گفت: “به او تریبون بدهید و بگذارید صحبتش را بکند”.
در انتهای این مراسم میرحسین موسوی به جای پاسخ دادن به سوالاتی که نماینده انجمن اسلامی صنعتی بابل مطرح کرده بود، از پاسخ گویی طفره رفت و در حالی که دانشجویان فریاد می زدند “میرحسین، ۶۷، جواب بده” سالن را ترک کرد.

همچنین دانشجویان چندین بار در میان حرف های نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل شعار دادند “تحکیم طیف شیراز، نداریم، نداریم”.

در این گزارش آمده است: مراسم با خوش آمد گویی و سخنرانی دبیر انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه مازندران آغاز شد و پس از چند خوش آمد گویی دیگر میرحسین موسوی به ایراد سخنرانی کوتاهی پرداخت و در آن به نقد وضعیت موجود (بیش تر در زمینه اقتصادی) پرداخت.
سپس جلسه پرسش و پاسخ آغاز شد و در ابتدا دکتر زهرا کریمی عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران و یکی از ۵۰ اقتصاد دان منتقد دولت از موسوی سوالی مبنی بر این که “برنامه عملی شما برای بهبود وضعیت اقتصادی چیست؟” مطرح کرد. میرحسین موسوی در پاسخ گفت: “مدتی باید به احیای سازمان های کنترل کننده اقتصادی نظیر سازمان برنامه و بودجه، شورای پول و اعتبار و … که با تصمیمات غیر عقلانی منحل شد، پرداخت (در این زمان جمعیت شعار “محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد” را سر دادند) و سپس با کمک اطلاعات و آمار اقتصادی این مراکز دست به کار کارشناسی زد. سپس عنوان کرد که جزئیات طرح اقتصادی اش در چند هفته آینده منتشر خواهد شد.”
میرحسین در جواب پرسشی کتبی مبنی بر این که آیا در صورت انتخاب “خاتمی” را در کابینه اش جای خواهد داد؟ گفت: “خاتمی یک چهره برجسته و ممتاز داخلی و بین المللی است و در هر جایی که خود خاتمی بخواهد مخصوصا در بخش سیاست خارجی پذیرای حضور ایشان خواهیم بود.”
سپس رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به ذکر مشکلات فعالان دانشجویی در چهار سال گذشته پرداخت و نظر صریح موسوی را در مورد انجمن های اسلامی دانشجویان و دانشجویان زندانی جویا شد.
رضا عرب به عنوان دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در آغاز صحبت خود به دانشجویان دربند دانشگاه امیرکبیر وبه طور خاص عباس حکیم زاده درود فرستاد. وی در صحبت های خود به مشکلات پیش روی دانشگاهیان در راستای ایجاد فضای باز آکادمیک اشاره کرد وگفت: جناب آقای مهندس موسوی از شما خواهش می کنم به دانشجویانی که در این چهارسال مورد برخورد تعلیق اخراج محرومیت از تحصیل قرار گرفتند توجه فرمایید. دانشجویانی که به جرم اصلاح طلبی وتحول خواهی از تمامی گروه های اجتماعی دیگر هزینه بیشتری در اصلاح طلبی و تحول خواهی داده اند. چشم انداز شما برای دانشجویانی که در این چهار سال، زندان را تبدیل به خانه ی دوم آنها کرده اند چیست» وی پس از آن با اشاره به مشاوران و تفکر دوگانه ای که بر ستاد میرحسین موسوی در زمینه مسایل آموزش عالی حاکم است، خواستار پاسخ صریح موسوی در باره ی آینده ی وزارت علوم در دوره ی مدیریت او کرد و حمایت دانشگاهیان از وی را منوط به رفع این دوگانگی در رفتار ستاد موسویاعلام کرد.
موسوی در این موارد پاسخ صریح نداد و در مورد دانشجویان زندانی گفت: من زندان بان نیستم که در زندان را باز کنم تا کسی آزاد شود ولی می گویم به شعارم عمل خواهم کرد و شعارم “آزادی از ترس و رهایی از نیاز” است.
تعداد زیادی از جمعیت شعار دادند “موسوی صراحت ، صراحت” که مورد توجه میر حسین قرار نگرفت و عده ای نیز شعار “احمدی پینوشه ایران شیلی نمی شه” را سر دادند که در این میان فرد میانسال از میان جمعیت روی صندلی رفت و فریاد زد “مرگ بر ضد ولایت فقیه” که با شعارهای “مزدور برو گمشو” و “بسیجی برو گمشو” و “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد” از طرف دانشجویان روبرو شد. موسوی پاسخ داد: من پایبندی خود را به ولایت فقیه اعلام می کنم و ماجراهای اخیر در مورد ادغام سازمان حج و زیارت نشان داد که چه کسانی به ولایت فقیه پایبندند.
سپس یکی از دانشجویان بسیجی دختر به داد و فریاد پرداخت و درخواست تریبون کرد که با خواهش موسوی به او تریبون داده شد. این دانشجو پرسید شما هنوز طرح روشن اقتصادی نداده اید ولی وعده ی جمع کردن گشت ارشاد را داده اید. ما باید به فکر غیرت خودمان هم باشیم. آیا مشکل اساسی مردم گشت های ارشاد است!
موسوی در پاسخ گفت: اگر تورم ۵۰ درصد بشود هیچ گشت ارشادی نمی تواند جلوی فساد را بگیرد. ریشه در جایی دیگر است و راه را اشتباه رفته ایم. من هنوز بر این وعده ام پایبندم.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر یکی از فعالان حقوق زنان که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی بود از موسوی درخواست کرد موضع صریح خود را درباره “کمپین یک میلیون امضا” و “پرونده رکسانا صابری” اعلام کند. اما موسوی از دادن پاسخ صریح اجتناب کرد و فقط به ذکر این موضوع پرداخت که خواهان عدم تبعیض بین زن و مرد است و با لایحه چند همسری مجلس مخالف است و با سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها نیز مخالف است. موسوی در جای دیگر گفت که خواهان ایجاد فضای بازتر در فضای فرهنگی کشور من جمله بخش کتاب و سینما است.

کروبی: در نظام فاسد گذشته برخلاف حالا پس از زندان حق تحصیل داشتیم

یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر کروبی در جمع دانشجویان

هفت تیر 7tir.com: مهدی کروبی نامزد انتخابات ریاست جمهوری  در جمع دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی  دانشگاه تهران  در پاسخ به انتقادات دانشجویی درباره تحدید آزادی‌ها در فضای دانشگاه برای اساتید و دانشجویان اظهار كرد: «یادتان باشد كه چانه‌زنی و ریش‌سفیدی در این موارد مساله‌ای فرعی است. من بر این مساله پافشاری دارم كه همه چیز در چارچوب قانون و اختیارات عمل شود. ما می‌گوییم كه در دانشگاه، دانشجو هم باید درس بخواند و هم فعالیت سیاسی كند. كمیته‌های انضباطی هم مسوولیت دارند تا برای بچه‌ها ایجاد آرامش كنند. من با این تفكر است كه پی‌گیر مسائل دانشجویان بودم اما در روزگاری كه چیزی در اختیار ما نیست وزارتخانه‌ای كه ارتباطی با آن‌ها نداریم و چهره‌هایی كه آشنایی چندانی با آن‌ها نداریم، جز گفت‌وگو، رایزنی و ریش‌سفیدی نمی‌توان انجام داد اما آن‌چه مسلم است ما به هیچ وجه از وضع موجود راضی نیستیم؛ گرچه در عین حال باید چارچوب‌های قانون را رعایت كنیم».

وی تصریح كرد: «من همیشه گفته‌ام كه دانشجو حتی اگر موضع‌گیری سیاسی خلاف قانونی هم انجام داد و قانون‌گذار ناگزیر از برخورد با او بود – البته برخی بازداشت‌ها، تعلیق‌ها و اخراج‌ها اساسا جرم نبوده و بازداشت نداشته است – اما فرض می‌كنیم دانشجو سخنی گفت كه با قانون منافات داشت و بازداشت شد اما حالا كه آزاد شده نباید از تحصیل محروم شود. ما در نظام فاسد گذشته دانشجو بودیم، تبعید شدیم، با پخش اعلامیه‌های حضرت امام(ره) بازداشت و محكوم شدیم و زندان هم كشیدیم. اما وقتی از زندان بیرون آمدیم تحصیل‌مان را ادامه دادیم».

كروبی خاطرنشان كرد: «من بارها گفته‌ام كه اگر دولت به دست من باشد حتما وزیری خواهم گذاشت كه دانشجوی ستاره‌دار نداشته باشد. در دولت اصلاحات و مجلس ششم این مساله‌ای این‌چنین به وجود می‌آمد، گلایه‌ها از دستگاه قضایی بود، اما در این 3-4 سال وضع ما به جایی رسیده كه فرشته‌ نجات و رحمت ما دستگاه قضایی است. اگر روزنامه‌ای تعطیل می‌شود قوه‌ قضاییه با آن اعلام مخالفت می‌كند و هیارت نظارت بر مطبوعات راسا اقدام به تعطیلی روزنامه می‌كند. ما خودمان وضع را به این‌جا كشانده‌ایم و تنها راه برون‌رفت از آن حضور جدی در انتخابات و تغییر وضع موجود در قوه‌ مجریه است».

وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره دانشجویان بازداشتی، گفت: «در رابطه با این عزیزان متاسفم. امیدوارم با یاری خداوند و تدبیر مسوولان امنیتی و قضایی، این دانشجویان آزاد شوند و بتوانند به تحصیل‌شان ادامه دهند».

وی در ادامه خطاب به دانشجویان گفت: «سعی كنید سوالاتتان را صریح و شفاف ولو تیغ‌دار و تلخ بیان كنید».

وی در پاسخ به سوال یكی از دانشجویان درباره موضعش برای فدرالیسم در ایران گفت: «اول بگویم كه این‌كه شما می‌گویید كردها در مرحله‌ اول انتخابات به آقای معین رای دادند شاید درست نباشد؛ چراكه در انتخابات گذشته من رای اول را در كردستان داشتم. علتش هم حمایت و طرفداری خانواده شهدا و امام جمعه اسبق استان از من بود. در كرمانشاه هم من اول و آقای هاشمی نفر دوم شده بودم. صبح 22 خرداد هم كه پای صندوق‌های رای می‌روید حقیر را فراموش نكنید».

دبیركل حزب اعتماد ملی همچنین در واكنش به درخواست دانشجویان مبنی بر اینكه سیاست شما برای آزادی دانشجویانی كه عنوان می‌كردند در بازداشت هستند، چیست، اظهار كرد: «بنده برای این دانشجویان همواره دعا كرده و اعتراض و تذكر خود را به مسئولان انتقال داده‌ام بنده هر كاری كه تاكنون از دستم برآید را انجام داده‌ام و پیگیر مسائل آن‌ها بودم بر این اساس خواسته شما برای آزادی دانشجویان باید بر مبنای این موضوع نباشد كه دانشجوی زندانی باید آزاد شود بلكه باید درخواست كنید كه نسبت به این قضیه بی‌تفاوت نباشیم؛ چرا كه در این زمینه «باید» معنایی ندارد؛ از این رو با قبول سخنان شما و در نظر گرفتن احساسات و عواطف‌تان اعتراض‌ها و حرف‌های شما را به مسئولان مربوطه انعكاس می‌دهم».

كروبی ادامه داد: «یكی دیگر از سیاست‌هایم در این زمینه آن است كه وزارت علوم در زمان ریاست جمهوری بنده تلاش كند كه هیچ دانشجویی در زندان نیفتد و یا برای آزادیش تلاش كنم».

دبیركل حزب اعتماد ملی در واكنش به این پرسش كه موضع شما در رابطه با سهمیه‌بندی جنسیتی و بومی‌گزینی چیست، گفت: «بنده بومی‌گزینی و سهمیه‌بندی جنسیتی را قبول ندارم چرا كه بر این باورم هر فرد باید بر اساس استعدادهایش و نمره‌ی كسب شده‌اش به دانشگاه برود».

وی افزود: «در مورد حق تحصیل دانشجویان نیز بر این باورم كه اگر حتی دانشجویی مجرم بود و خلافی را مرتكب شده و بر اساس آن به زندان رفت باید پس از دوره محكومیتش به تحصیل خود ادامه دهد و از تحصیل محروم نشود».

كروبی همچنین در پاسخ به این پرسش كه برنامه شما در رابطه با اصول 19 و 15 قانون اساسی در مورد حق تحصیل به زبان مادری چیست، اظهار كرد: «از جمله اختیارات رییس‌جمهور اجرای اصول قانونی است. از این رو تلاش می‌كنم همه اصول قانون اساسی از جمله اصول 19 و 15 را عملی كنم البته اگر روزی موانعی در این زمینه وجود داشت و نتوانستم آن‌ها را به سرانجام برسانم صادقانه این موارد را با مردم در میان می‌گذارم».

وی همچنین در رابطه با راهكارهایش برای آن‌چه رفع تبعیض بین قومیت‌ها عنوان شد، نیز گفت: «در صورتی كه ریاست دولت را به عهده گرفتم تلاش می‌كنم كابینه‌ای تشكیل دهم تا همه اقوام احساس كنند كه در این كابینه نماینده‌ای دارند به عبارت دیگر كابینه‌ی 70 میلیونی تشكیل می‌دهم به گونه‌ای كه مردم احساس كنند دولت برای خودشان است و در آن حضور دارند. البته در این زمینه از حضور نیروهای متخصص و باتجربه نیز بهره خواهم برد».

كروبی در رابطه با بحث گشت ارشاد نیز گفت: «به مجرد رای‌ آوردن گشت ارشاد را جمع می‌كنم؛ چرا كه این موضوع جزو روحیات و ادبیات بنده قرار نمی‌گیرد. راهكارم نیز این است كه نیروی اصلاح‌طلبی را به عنوان وزیر كشور انتخاب كنم تا مقام معظم رهبری پس از آنكه آن فرد را به عنوان جانشین فرمانده كل قوا در نیروی انتظامی انتخاب كردند آن فرد پس از مخالفت با این اعمال گشت ارشاد را جمع كند».

وی در ادامه تاكید كرد: «بنده در تلاشم كارهای زیربنایی را به گونه‌ای انجام دهم تا وضع موجود حتی اگر بهتر نشود بدتر نیز نشود. البته در این زمینه رویكردهایی را در نظر گرفته كه بعدها برخی بهانه نیاورند كه ولنگاری را در جامعه ترویج دادم. بنده كارهایم را با خشونت انجام نمی‌دهم بلكه با منطق و سلسله برنامه‌ریزی‌هایی فعالیت می‌كنم».

وی در واكنش به صحبت یكی از دانشجویان مبنی بر اینكه تضمین‌تان برای اجرایی كردن سخنان خود چیست، گفت: «شما می‌توانید به پرونده این چند سال من مراجعه كنید بنده همواره حرف‌هایی را زدم كه تا آخر پای آن ایستاده‌ام مثل بعضی‌ها حرف‌های بزرگی نمی‌زنم كه نتوانم آن را انجام دهم».

كروبی در توصیه به دانشجویان گفت: «اگر می‌خواهید از اطرافیان بنده و یا از ناحیه‌ی مهندس موسوی كسانی را دعوت كنید فضا را به گونه‌ای ایجاد كنید كه آن‌ها حاضر شوند در بین شما بیایند و سخنانش را به صورت شفاف بزنند همان گونه كه شما از ما انتظار بیان شفاف را دارید ما هم می‌خواهیم كه شفاف سخنانتان را بگویید شما مسائل ابهام‌آمیزی را مطرح می‌كنید كه ما نمی‌دانیم كدام درست و كدام نادرست است».

دبیركل حزب اعتماد ملی در پاسخ به پرسش دانشجوی دیگری در رابطه با نظارت استصوابی نیز گفت: «بنده همواره گفته‌ام كه با نظارت استصوابی مخالفم البته در حال حاضر همه چیز دست شورای نگهبان است و ناظرین بر اجرا غلبه دارند».

كروبی ادامه داد: «بنده تداركات‌چی نیستم بلكه رییس‌جمهوری هستم كه از اختیارات خود به نحو احسن استفاده می‌كنم آنجا كه در حوزه‌ی اختیاراتم نیز نباشد تلاش می‌كنم با رایزنی و گفتگو آن مسائل را رفع كنم».

وی همچنین اظهار كرد: «در این جلسه نامی از دكتر سروش برده شد آقای سروش به بنده محبت دارند و من نیز به ایشان علاقمندم البته این بدان معنا نیست كه ما همه‌ی حرف‌های یكدیگر را قبول داشته باشیم؛ بلكه من احترام خاصی برایشان قائل هستم ایشان شخصیت علمی است كه برخی از نظراتشان را قبول دارم و برخی را نیز قبول ندارم و این در مورد موضع ایشان نسبت به بنده نیز صدق می‌كند».

وی اظهار كرد: «تصور كنید دو كاندیدا هستند كه هردو سابقه و خدماتی دارند و شما باید بین اینها تبلیغات یک نفر را انجام دهید. این كار اولا موجب ایجاد شور انتخاباتی می‌شود و دیگر این‌كه هركدام از این افراد مخاطب‌هایی دارند و افرادی را جذب خود می‌كنند».

رییس مجلس ششم یادآور شد: «وقتی شور انتخاباتی وجود داشته باشد و نفرات بیشتری در انتخابات شركت كنند مثلا 32 میلیون واجد شرایط، سخت است كه رقیب بتواند بیش از نیمی از آرا را به دست گیرد. اما اگر میزان شركت كننده به 26 میلیون رسید، آنها می‌توانند همان اول رای بیاورند. عقیده‌ی ما این است كه تعدد كاندیدا در این حد جمعیت شركت كننده را بالا خواهد برد و باعث می‌شود انتخابات در مرحله‌ی اول به نفع رقیب پایان نپذیرد».

كروبی در پاسخ به پرسشی درخصوص انتقاد از وضعیت زنان در جامعه اظهار كرد: «توجه داشته باشید كه بیشتر مشكلات ما در این زمینه مشكلات فرهنگی و آداب و رسوم است و مسائل شرعی نیست كه محل اشكال است؛ هم‌چنان كه شاهد هستیم فقهای ما نظرات خوبی در مورد ارث و دیه ارایه می‌دهند».

وی اضافه كرد: «من تا كنون به‌ویژه زمانی كه در قدرت بودم آن‌چه توانسته‌ام را عمل كرده‌ام و اگر هم نتوانسته‌ام حداقل آن را بیان كرده‌ام».

دبیركل حزب اعتماد ملی درباره‌ی لزوم رسیدگی به مناطق جنگی در دوره‌ی فعلی گفت: «من این برنامه را دارم كه به مناطق جنگی عقب‌افتاده اولویت خاص جهشی بدهیم تا بتوانند پیشرفت كنند. معتقد هستم در این مناطق باید كار تند و سریعی انجام شود و حتی ممكن است افراد خاصی را زیر نظر خودم برای این كار انتخاب كنم».

كروبی در پایان در پاسخ به دانشجویی كه از وی می‌خواست برای دانشجویان بازداشتی هم مثل حسین لقمانیان روزه سیاسی بگیرد، گفت: «من در آن موقع قدرت و امكانات داشتم اما اكنون اگر از شدت گرسنگی روزه بمیرم هم كسی اعتنایی نمی‌كند. اما به هر حال ما پی‌گیر وضعیت دانشجویان هستیم».

تحصن دانشجویان معترض در دانشگاه صنعتی بابل

دوشنبه, آوریل 13th, 2009

تحصن دانشجویان در دانشگاه صنعتی بابل

هفت تیر 7tir.com: صدها دانشجوی معترض دانشگاه صنعتی بابل از ساعت ۱۱:۳۰ روز یک شنبه تحصن روز دوم خود را با اعتصاب غذای گسترده آغاز کردند. بیش از ۸۰۰ تن از دانشجویان در این اعتصاب غذا شرکت کرده و غذای امروز خود را به بهزیستی اهدا کردند و سینی های خالی را از سلف دانشگاه تا دفتر معاونت دانشجویی فرهنگی دکتر امینی راد چیدند.

سپس دانشجویان معترض به استقبال از سه دانشجویی که از دبروز دست به اعتصاب غذا زده اند رفته و با آنها به دفتر معاونت فرهنگی دانشجویی رفتند. در طول راه پیمایی شعارهایی نظیر«دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» و«زندانی سیاسی آزاد باید گردد» سر دادند.

تحصن دانشجویان در دانشگاه صنعتی بابل

سپس در دفتر معاونت فرهنگی دکتر امینی راد تحصن کردند که وی در دفترش حاضر نبود. دانشجویان پس از ۳۰ دقیقه تحصن در دفتر معاونت فرهنگی به سمت نمازخانه دانشگاه راهپییمایی کردند و در پشت درب نمازخانه و صحن ساختمان برق نشستند. هنگامی که رئیس دانشگاه و معاونین وی و مسئول نهاد رهبری دانشگاه حجت الاسلام حسینی از دفتر نمازخانه بیرون آمدند توسط دانشجویان متحصن و معترض محاصره گردیدند. آنها هم اکنون در محاصره دانشجویان هستند. مسئول نهاد رهبری علیه دانشجویان معترض در بین دو نماز بر بالای منبر سخنرانی کرده و دانشجویان خواستار این هستند که وی همان حرف ها را در جمع دانشجویان معترض بزند تا دانشجویان جواب او را بدهند.

دکتر شکری رییس دانشگاه که با بی اعتنایی می خواست از جمع دانشجویان عبور کند با شعار «رییس مزدور نمی خواهیم، حراست زور نمی خوایم» مواجه شد. حجت الاسلام حسینی، نماینده نهاد دست به تهدید دانشجویان زد و گفت ما با دانشجویانی که کلاس های درس را تعطیل کردند در کمیته انضباطی برخورد می کنیم. ولی دانشجویان معترض اجازه ندادند که او از جمعشان خارج شود و با شعار «نصر من ا… و فتح قریب، چیزی نمانده به طلوع سپید» حلقه محاصره را تنگ تر کردند. چند تن از دانشجویان بسیجی به سمت محسن برزگر، یکی از دانشجویانی که از دیروز در اعتصاب غذاست، حمله کردند که با واکنش دانشجویان متحصن روبه رو شد. سپس مسئول نهاد رهبری دانشجویان بسیجی را از منطقه دور کرد و به آنها گفت با انجمنی ها درگیر نشوید. اینها همین را می خواهند و آشوب طلبند.

تحصن دانشجویان در دانشگاه صنعتی بابل

دانشجویان با شعارهای متعدد رییس دانشگاه را در حلقه محاصره به دفترش بردند. مسئول دفتر نهاد رهبری دانشجویان بسیجی را جمع کرد و به آنها گفت دانشجویان معترض را با قدرت سرکوب می کنیم. حجت الاسلام حسینی گفت اینها حرمت ها را شکستند و ما با آنها برخورد می کنیم و از دانشجویان بسیجی خواست آرامش خود را حفظ کنند. در همین هنگام یک ماشین نیروی انتظامی وارد دانشگاه شد و پس از چند دقیق توقف در دانشگاه از ترس حمله دانشجویان به کنار سر در دانشگاه رفت. مامورین نیروی انتظامی هم اکنون مقابل سر در دانشگاه مستقر شده اند.

تحصن دانشجویان در دانشگاه صنعتی بابل

دانشجویان متحصن کلاس های عصر را تعطیل کرده و به خواندن سرود یار دبستانی مشغول شده اند. همچنین دانشجوی دیگری به نام های حمید جهان تیغ نیز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. هم اکنون ۴ دانشجو اعتصاب غذای نامحدود کرده اند.

آنها در ساعت ۳ عصر جلسه بحث دانشجویی با عنوان حق انتخاب نوع پوشش و برخورد حکومت با آن را برگزار خواهند کرد.

ضرب و شتم دانشجويان متحصن دانشگاه بابل

صبح امروز دوشنبه ۲۴ فروردین دانشجویان متحصن که دیشب را در خوابگاه دانشگاه به سر می بردند به هنگام ورود به دانشگاه توسط نیروهای لباس شخصی و حراست مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

نیروهای حراست به دانشجویان اعلام کردند که طبق دستور رییس دانشگاه دانشجویانی که اعتصاب غذا کرده اند ممنوع الورود شده اند و حق ورود به دانشگاه را ندارند.

به گزارش هفت تیر، دانشجویان از مامورین حراست که بسیاری از آنان افراد جدیدی بودند و حتی لباس حراست را نیز به تن نداشتند تقاضا کردند که حکم ممنوع الورود شدنشان را به آنها نشان دهند که آنان از این کار سرباز زدند و با دادن دشنام و ضرب و شتم دانشجویانی که اعتصاب غذا کرده بودند اقدام به بیرون کردن دانشجویان از دانشگاه نمودند که با واکنش دانشجویان متحصن رو به رو شدند و به علت کثرت تعداد دانشجویان و مقاومت آنها نیروهای لباس شخصی و حراست عقب نشینی کردند و موفق به خارج کردن دانشجویان از دانشگاه نشدند.

دیشب نیز افراد ناشناسی با خانواده دانشجویان متحصن تماس گرفتند و اعلام کردند که فرمانداری و سپاه بابل قصد برخورد و بازداشت دانشجویان را دارند و از خانواده دانشجویانی که اعتصاب غذا کردند خواستند که فرزندان خود را از جمع متحصنین خارج کنند.

فيلم شعار دادن دانشجويان در حالي که رئيس دانشگاه و مسئول بسيج را محاصره کرده اند را در زير ببینید

چه کسی مرا از خلیج فارس به خلیج ع.ر.ب.ی اخراج کرد ؟

یکشنبه, مارس 15th, 2009

هفت تیر 7tir.com  به قلم یک  ایرانی ساکن کویت :   این تصویر گواهینامه رانندگی من است که بعد چندماه تلاش موفق به گرفتنش شدم. بماند که گواهینامه بین المللی را بدلیل صدور از ایران قبول نکردند!
چیزی که شادی مرا خشک کرد، عنوان بالای کارت بود. جایی که کار می کنم در خیابان خلیچ ع.رب.ی است، در کارت اعتباری و گواهینامه و پاسپورتم نوشته : خلیچ ع.رب.ی.
ایران مرا ببخش، ایرانیانی که در گذشته برای سربلندی وطن تلاش کردید، از کورش و کمبوجیه گرفته تا امیرکبیر و رضا  شاه  و جوانانی که در راه وطن شهید و جانباز شدید، . . . مرا ببخشید.

من بدلایل نامعلومی در گزینش آزمون دکتری در ایران رد شدم.
من دوسال از جوانیم را در پادگان به اسم خدمت سربازی هدر دادم تا دیرتر وارد بازار کار شوم.
من با مدرک فوق لیسانس یکی از معتبر ترین دانشگاههای کشور و سابقه کار چند ساله با حقوق ماهیانه 600000 تومان زیر خط فقر بودم.
من که ماهی ده روز حقوقم عقب می افتاد نگران بودم مبادا رییس شرکت به خارچ از کشور فرار کند و همین آب باریک قطع شود.
من با وام و اقساط پرایدی خریدم که سه روز در هفته بجای اینکه من سوارش باشم، سوار من بود.

من برای خرید مسکن در نزدیک ترین روستای اطراف تهران هم پول کافی نداشتم.
من برای اجاره مسکن شصت متری بایست 130% حقوقم را می پرداختم.
من جوگیر! شش سال پیش برای ادامه تحصیل فرنگ نرفتم تا به خیال خام خودم به کشورم خدمت کنم.
من به یاد می اورم که به جرم پوشیدن آستین کوتاه در حراست دانشگاه ممنوع الورود می شدم.
من و همسالان من شهامت حرف زدن با همکلاسی دختر خود را نداشتند.

ای تمام کسانی که به من چپ چپ نگاه می کنید، من نه به خود، که بزور به خارج هل داده شدم . . . ناچارم بین تبعیض و زندگی زیر خط فقر، و خلیج ع.ر.بی یکی را انتخاب کنم. ایران، مرا ببخش، بخدا دوست داشتم ایرانی بمانم و خلیج فارس فریاد یزنم. . .

روایت عاطفه یوسفی از دفن شهدا در دانشگاه شریف

سه شنبه, مارس 3rd, 2009

عاطفه یوسفی
عاطفه یوسفی اولین زنی بود که دبیر انجمن اسلامی شد. او اکنون در خارج از ایران است  . خاطره ای از او در مورد دفن شهدا در دانشگاه و مفاومت دانشجویان را در زیر میخوانید :

هفت تیر 7tir.com به قلم عاطفه یوسفی  :   اسفند ماه سال ۸۴ اوایل ماه بود که جلسه ی شورای فرهنگی دانشگاه تشکیل شد.آن روز به عنوان دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف می توانستم در جلسات باشم اما نماینده ای هم داشتیم که با رای شورای عمومی انجمن مسئول حضور در جلسات بود. در جلسه صحبت از تدفین شهدا در دانشگاه شده بود. نماینده ما در شورا گمانم آرش صادقی بود می گفت که حتی نماینده بسیج هم در جلسه موافق جدی طرح نبوده و به خواست انجمن مبنی بر نظر سنجی و آماده سازی محیط دانشگاه رای داده است.

گفتند می خواهند شهدا را دفن کنند. محکم ترین “نمی ذاریم” عمرم را جواب دادم. جو دانشگاه ما به قول سهراب پور مثل خیلی دانشگاههای دیگر بی توجه به نظر دانشجو نبود. همیشه اگر مخالفت جدی از سوی دانشجوها بروز داده می شد قبل از هر جار و جنجالی خود سهراب پور مسیر را برای حفظ آرامش دانشگاه تغییر می داد. اما این بار سهراب پور هم دیگر کاره ای نبود میان قدرت نمایی های حکومتیان.

نظر سنجی کردیم. اکثریت دانشجویان نوشته بودند که مخالف تدفین اند. برای بسیج و رئیس توضیح آوردیم که حتی اگر چنین اقدامی ضروری است جو دانشگاه آمادگی چنین چیزی را ندارد. گفتیم که شهید را کرده اند ابزار تبلیغ نگذاریم دانشگاه را هم ابزار تبلیغ بکنند. اما کار از جای دیگر آب می خورد . خبر می رسید که سردار باقرزاده- مسئول اکتشاف اجساد- شهدای دانشگاه ما را آماده کرده است (نعوذ بالله شهید سفارش می دادند انگار). زمزمه هایی بود که فلان هفته تصمیم بر تدفین دارند اما خوابش را نمی دیدیم بی تبلیغ و یکباره چنین کنند. ما همه هنوز به محیط نیمه دموکرات دانشگاهمان مومن بودیم. تجمعی از دانشجوها به جلوی دفتر رئیس رفتند بودند ۵۰۰ نفر. تحصن کردند که رئیس بیاید و قول بدهد چنین نمی کند. رئیس آفتابی نشد در عمر ریاستش چنین تجمعی جلوی دفترش نشده بود. بهانه آوردند که اصلا در دانشگاه نیست. معاون دانشجویی دکتر وثوقی وحدت آمد. درخواست دانشجویان را امضا کرد. بندی بود که قول می داد در تعطیلات عید این کار را نکنند. بند دیگری می گفت برای اجرای طرح نظر سنجی کنند. خلاصه امضا داد که طرح متوقف است. و ما حس می کردیم که خیلی مدنی توانستیم طرح را متوقف کنیم.

همان روز یا فردایش باز خبر آوردند که تدفین شهدا فرداست. بار نمی دانم چندمی بود که در آن هفته به دفتر ریاست می رفتیم. سهراب پور این بار کمی مضطرب بود. مثل همیشه منطقی نمی گفت که خودش هم با اصل آماد ه بودن محیط برای این اقدام موافق است. در پس پرده می گفت از دستش خارج است اما ضمنا به بالا دستی هایش مخالفت دانشجویان را ابراز داشته است. این شاخه به آن شاخه می پرید می گفت پس فلان دسته از دانشجویان که آمدند و گفتند ما خودمان استقبال می کنیم که هستند؟ آنها هم دانشجویند! یا اینکه یک بار گفت مسجد هیأت امنا دارد جزء دانشگاه نیست . دوستان من هم گفته بودند که پس اسمش را نگذارید مسجد دانشگاه شریف و درهایش را هم از سوی آزادی باز کنید نه در دانشگاه.  برایش آمار می دادیم باز گفتیم که ما آنها را هم قانع می کنیم. آخر در شورای مرکزی بسیج هم کمتر کسی موافق دفن شهدا – وقتی این همه مخالفت وجود دارد-  بود. ما ساعت ۷ از دفتر رئیس بیرون آمدیم و دلخوش بودیم که می داند چه می گوییم. روزها بعد معلوم شد که بعد از ما ساعت ۸ گروهی از دوستان من جمله برادر مهرداد بذرپاش به دفتر رئیس رفته اند و کار را یکسره کرده اند.

ساعت ۸ صبح فردا در میانه راه دانشگاه بودم که تلفنم زنگ خورد. یکی از کارمندان دانشگاه که رابط بود گفت درهای مسجد را بسته اند. تزیین می کنند و قبر می کنند. باور نکردم. بی تبلیغ؟ این چه معنی دارد؟ جز اینکه ثابت کنند هر کار بخواهند می کنند؟! از همان جا دفتر انجمن را گرفتم دو نفر رفتند مسجد ببینند چه خبر است خودم فورا آمدم دفتر انجمن. یک ساعت نشد که همه جمع بودیم حالا بسیج اطلاعیه هایی را به ملت می داد در مورد تکریم شهدا ابن سینا ۱۲ ظهر. بین ابن سینا تا مسجد دانشگاه راه زیاد است. فکر کردیم که بدنه بسیج هم بی اطلاع است یا استراتژی جمع کردن بچه ها اینجاست و تمام کردن غائله در مسجد. همه روی ورق های بزرگ شعار می نوشتند. ظرف یک ساعت حوالی ۱۰ صبح بیش از ۲۰۰ نفر آدم اطراف ابن سینا بود. منابع بسیج هم خبر از درگیری می دادند. فقط این طور توافق کرده بودند که حالا شهدا آمده اند و ما باید استقبال شایان کنیم! تئوریسین های ما هم از این سو می گفتند خوب استقبال شایان می کنیم تا پارک طرشت همانجا که سه شهید دیگر مدفونند. همانجا مراسم می گیریم و تشییع می کنیم به با شکوه ترین وضع ممکن.

ساعت ۱۱ که شد ۴۰۰-۵۰۰ نفر جلوی بوفه جمع بودند. با پلاکارد. قول دادید دروغ گفتید! شهادت را دفن می کنند! و … جمعیت بیش از هر چیز برافروخته از قول دروغ وثوقی بود. این اگر چه تنها دلیل نبود ولی ویرانگرترین برای آنها بود. برای من که همه اعتمادم به درایت مسئولین از بین رفته بودفقط یک چیز مهم بود. یک بار جلوی اینها بایستیم تا بفهمند شهید اسباب بازی هایشان نیست. من خواهر شهید بودم می دیدم بازی کثیفشان چه بر سر عزت و احترام شهید در بین مردم آورد. مردم به شهید و خانواده اش هم مثل جیره خواران میثاق کننده با جنایات رژیم برخورد می کردند. شهید سر فراز مقدس جنگ ما نمی توانست بی آبرویی اینها را به دوش نکشد… همه شما در همان جامعه زندگی می کنید. می دانید چه می گویم. می دانید که مخفی کردن فرزند شهید یا خانواده شهید بودن چقدر مرسوم تر است از افتخار نوه های اروپایی کشتگان جنگ جهانی دوم در اینجا آلمان…همه اینها هنوز هم خون آدمیزاد را اگر آدم باشد به جوش می آورد. آنقدر که به دفتر سهراب پور نرسیده بودم که گفتند بچه ها به در مسجد رسیده اند. سهراب پور را رها کردم وفقی رفت دنبال او. من برگشتم طرف جمعیت. می ترسیدم …می ترسیدم اجساد در مسجد باشد و بی حرمتی شود با ۱۷۰۰ نفر آدمی که خدا می دانست کدامشان چقدر کنترل اعصابش دستش است. سکویی را غرب مسجد با پرچم ساخته بودند. فکر کردیم تابوت ها اینجاست. دست به دست دادیم و بچه ها را از آن فاصله دادیم. حلقه انسانی! بچه ها بدون برنامه ریزی با این حلقه ای که ما به دور سکو زده بودیم به طرف قبرها هدایت شدند و بعدش فهمیدیم که موقعیت استراتژیک دست ماست! از آن سو بسیج هم بچه ها را از ابن سینا برده بود مقابل دفتر رئیس. رئیس هم لبخند زده بود بای بای کرده بود و نترسیده بود (بر خلاف تجمع ما). و از در شرقی مسجد وارد شدند و جنوب مسجد را اشغال کردند. اذان گفتند آنها در مسجد و بچه های ما در همان محل تحصن نماز خواندند.قبل و بعد نماز هم شعار می دادند و یار دبستانی می خواندند. عده ای آب معدنی خریدند و بین بقیه تقسیم کردند. پشت بام های مسجد  و صحن پر از چهره های ریشدار نا آشنای سیاه پوشی بود که به من می گفت اینجا نه دانشگاه من است و نه دانشگاه حتی سهراب پور. اینجا ملک پدری اینهاست که با دوربین و بی سیم همه جا هستند.

درهای مسجد ازسمت آزادی باز شد. ملتی از برادران سیاه پوشی که جل الخالق عظیم الجثه هم بودند به متحصنین بخش جنوبی اضافه می شد. چقدر چهره ی نا آشنا می دیدیم.

سخنران و مداح دعوت کرده بودند. سخنران سخنرانی می کرد و بارها کابل بلندگو پاره شد. تریبون لازم بود تا به نتیجه برسیم. بالاخره محیط شریفی شد. بلندگو آمد وسط، یک موافق طرح و یک مخالف طرح صحبت می کردند. شهیدی در مسجد نبود. همه چیز خوب پیش می رفت. همه چیز به نظر همه معقول میامد. پیشنهاد تدفین طرشت در لابی ما و بسیج داشت به ثمر می نشست. همه آرام بودند و منتظر بودند صحبت ها  برای همه به نتیجه برسد. که حدادیان پشت بلندگو رفت. چند جمله ای گفت و یکهو بی امان فریاد حسین حسین زد. به خودم که آمدم ۲۰-۳۰ نفر با تابوتهایی که نفهمیدم کی و از کجا در آمد ظرف چند ثانیه نصف حیاط مسجد را دور زده بودند و ریخته بودند روی بچه های ما که نشسته بودند.از قضا ردیف جلو دختر ها بودند.

معلوم است وقتی با تابوت به جمعی حمله کنید آن وسط حلوا پخش نمی شود. کتک می خورید و تابوت می شود ابزار نفوذ زورکی و حتما که مقدس نبود برایتان…که اگر بود با آن حمله نمی کردید. با تابوت شهید با اسم دین با خیلی چیزها حمله کردید و …نتیجه اش همین است. نه دین ماند و نه شهید و نه همه ارزش هایی که ابزار نفوذ شد. همه آنچه شما از آن آویزان شدید تا بمانید…ندانستید که آنها را هم فرو می برید….

بقیه اش برایم مهم نیست.

اتفاق مشابهی در امیرکبیر رخ داده. شریف که به نوعی آرام ترین دانشگاه تهران است به آن آشوب افتاد . پلی تکنیک که به حق قلب تپنده جنبش دانشجویی است ۷۰ نفر بازداشتی داد. می خواهند قدرت نمایی کنند نه؟ وگرنه از روز روشن واضح تر است که پلی تکنیکی ها کوتاه نمی آیند… گاهی قدرت سعی می کند مسابقه بگذارد تا به دانشجو ثابت کند حرف آخر را که می زند. برایش هزینه هم می دهد. کلی نیروی ضد شورش و تعطیلی چند روزه ی دانشگاه و… ارزش چند شهید…هزینه بازی قدرت اینهاست.
.
قبلی : شعار متفاوت دانشجویان : نهار دیگه تموم شد ، بسیجی برو گم شو

فیلم شعار متفاوت دانشجویان : نهار دیگه تموم شد ، بسیجی برو گم شو

شنبه, فوریه 28th, 2009

هفت تیر 7tir.com :  به دنبال مراسم تدفین شهدای گمنام در دانشگاه امیر کبیر که با کمک بسیجیان خارج از دانشگاه که به این دانشگاه آورده شده بودند انجام گرفت ، مخالفت های گسترده ای را در سطح دانشگاه شاهد بودیم .
در همان روز 70 دانشجو امیر کبیر بازداشت شدند که 25 نفر تا به امروز در بازداشت هستند و چندین نفر از دانشجویان نیز در اثر درگیری با بسیجیها به شدت زخمی شدند . دانشجویان معتقد بودند دفن شهدا در دانشگاه بهانه ای ایست که به وسیله آن پای نیروهای بسیج و نظامیان را به دانشگاه باز کنند .  گزارش کامل آن روز به همراه تصاویر و فیلم درگیری های دانشگاه امیر کبیر امروز در هفت تیر قرار می گیرد .
در این مطلب  فیلم کوتاهی از شعار دانشجویان خطاب به بسیجیان را قرار می دهیم . جایی که دانشجویان بعد از نهار خطاب به بسیجیهایی که با اتوبوس به دانشگاه امیر کبیر آورده شده بودند فریاد می زنند : نهار دیگه تموم شد ، بسیجی برو گم شو .

همچنین دانشجویان در قسمتی که محل غذا خوری خواهران بسیجی بود شعار می دادند : ای خواهر بسیجی دانشگاه رستوران نیست .

فیلم را ببینید :

video

فیلم سخنان مهم مقام معظم رهبری در مورد اسلامی کردن دانشگاه ها

سه شنبه, می 6th, 2008

عکس آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری
دانلود فیلم سخنان حضرت آیت الله خامنه ای
در مورد اسلامی کردن دانشگاه ها و انتقاد از عملکرد مسئولین و وزیر سابق علوم ( دکتر معین ) . درست مشخص نیست این سخنان در زمان وزیر بودن دکتر معین ایراد شده است یا این سخنرانی متعلق به پس از استعفای دکتر معین است .

به گزارش هفت تیر 7tir.com مقام معظم رهبری در این سخنان ضمن تاکید بر اسلامی شدن دانشگاه ها و مصوباتی که از جانب دکتر معین به آنها بی توجه ای شده بود فرمودند : ای کاش آقای دکتر معین می بود که من این حرف را می خواهم بزنم . در باب اسلامی شدن دانشگاهها همینطور که به من گزارش رسیده به نظرم 72 جلسه تشکیل شد . از آقای دکتر معین باید سوال کنیم که این مصوبات چند تاش و چگونه در دانشگاه اجرا شد . من به ایشون گفتم ، من اعتراض دارم . یه چیزهایش عکس شده . یعنی الان در دانشگاه های کشور ترویج موسیقی میشه . نباید بشه .
ترویج موسیقی یک کاریست بر خلاف مذاق اسلام . درسته که هر نوع موسیقی حرام نیست . اما ترویج موسیقی به این معنی نیست که میروند یک نوع موسیقی که حرام نیست را می گردند با دقت پیدا می کنند اون را تعلیم می دهند و ترویج می کنند . این نیست ، بلکه درست عکس این است .
در موارد بسیاری عکس این بوده است .
مثلا یا فرض کنید بعضی رفتارها . بعضی سفرهای خارجی که دانشجوها می کنند . من پیغام دادم به آقای دکتر معین . برای یک دانشجو سفر تفریحی و علمی گذاشتند آنهم به کجا ؟ به خارج از کشور .! به چه مناسبت ؟ دانشجو برود خارج از کشور که چه بکند ؟ یا اینکه سفر کیش گذاشته اند . خوب به جای کیش بگذارید ، اصفهان یا بگذارید مشهد یا جایی که یک دستاورد معنوی داشته باشد .
جوان هر جا برود آن کیف حلال را می کند ، آن چیزی که برای جوان مجاز است و حلال است ، آن خوشی های جوانی و آن چیزی که در سنین ما از اون غذایی که ما خیلی لذت نمی بریم جوان می خورد و لذت می برد . از آن منظره ای که ما خیلی برامون جاذبه ای نداره ، جوان نگاه می کند و کیف می کند .
ایت الله خامنه ای ادامه دادند : جوان کیف خودش را می کند ، یک سفر روستایی هم که جوان را ببرید برایش تنوع و شادی است . حالا حتما باید ببرند کیش ؟ اونجا ببرند که آن جوان بتواند بر خلاف ضوابط عمل کند ؟ ضابطه شکنی بکند ؟ چرا ؟ اسلامی شدن دانشگاه ها این است ؟
یا اردو مختلط . من خیلی تعجب کردم . اردو مختلط دانشجویی ؟
دختر و پسر در اردو مختلط . نفس اردو مختلط بد است . این آقایونی که الان دستندرکار اردو مختلط شده اند همون کسایی هستند که سال 63 و 64 توی کلاس ها دیوار کشیدند و بنده به دستور امام رفتم در نماز جمعه گفتم این کار بد است . من نمی فهمم که چطور اینها اینگونه عوض می شوند . 180 درجه راهشون را عوض می کنند .. حالا همین آقایون در اردو چند روزه شبانه روزی دختر و پسر را همراه می کنند ..

برای شنیدن سخنان مقام معظم رهبر در دیدار مقامات دولت خاتمی و جمعی از مسئولان اینجا کلیک کنید

برچسبها : سخنان مقام رهبری – آیت الله خامنه ای – موسیقی – حرام – ترویج موسیقی در دانشگاه – اردو مختلط دانشجویی – عکس – فیلم – سفر به کیش – انتقاد – دکتر معین