Posts Tagged ‘درگیری’
چهار شنبه, می 6th, 2009
هفت تیر 7tir.com: یک مراسم عروسی (نامزدی) در روستای بیلگه از توابع شهرستان مازی داغی در استان ماردین با آتش گشودن چهار فرد مسلح به دریای خون تبدیل شد. ۴۴ نفر در این حادثه خونین کشته شدند.
در ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت به هنگام عقد نکاح دو جوان در روستای فوق، سه یا چهار فرد مسلح که به صورتشان ماسک زده بودند از چند نقطه مختلف به سوی مهمانان آتش گشودند و نارنجک انداختند.
توفان وسیع شن که از سوی سوریه به مرزهای ترکیه وزیدن گرفته بود و نبودن محافظان روستا باعث شده بود افراد مسلح به راحتی بتوانند به سوی مردم آتش گشایند.
تمامی افرادی که به جرم حمله به مراسم عروسی، با اسلحههایشان دستگیر شده اند دارای نام خانوادگی یکسانی با مقتولین بوده اند.
گزارش های رسیده حاکیست پسرعموی عروس از وی خواستگاری کرده و جواب رد شنیده بود. در واقع خانواده عروس به پسر عموی وی جواب رد داده و به پسردایی او جواب مثبت داده بودند و این باعث خشم یک طرف شده بود.
پیرزنی که در عکس می بینید: دو دختر، ۲ پسر، سه عروس و یک نوه خود را از دست داده است.
سه وزیر دولت شامل وزیر کشور، دادگستری و کشاورزی ضمن دیدار با بازماندگان برای رفتگان این قتل عام آرزوی مغفرت کردند. مهدی اکر وزیر کشاورزی به کردی با بازماندگان اظهار همدردی کرد.
تعداد واقعی کشته شدگان، ۴۷ نفر است. سه نفر از ۱۷ زنی که در این قتل عام کشته شدند حامله بوده اند و به همراه جنینهایشان کشته شده اند. یکی از زنان حامله تنها دو روز به زایمانش مانده بود.
پنج بولدزر از صبح سه شنبه مشغول کندن قبر برای ۴۴ (۴۷) کشته ی این قتل عام بودند. رحم مادرانشان، مزار سه جنینی شده است که برای به دنیا آمدنشان چند روزی بیشتر باقی نمانده بود. کل جمعیت روستا ۱۵۰ نفر عنوان شده است.
تمامی مردان روستا دارای سلاح بوده و از سوی حکومت ترکیه به عنوان نگهبان روستا، مجوز حمل سلاح را دارا بودند. به علت مرزی بودن روستاهای جنوب ترکیه و حملات تروریست های پ.ک.ک از آن نقاط، روستائیان با مجوز دولت سلاح حمل می کنند و در درگیری های طایفهای از سلاح خود بر علیه همدیگر استفاده می کنند.
محل این عروسی خونین، روستای بیلگه کویؤ از توابع شهرستان مازی داغی استان ماردین بوده است. اکثریت جمعیت این استان را به ترتیب اعراب و ترکها و کردها تشکیل می دهند. کردها از سالهاست که به این منطقه در مرز سوریه کوچ می کنند.
داماد و عروس و اطرافیان عروس در بین کشته شدگان هستند. داماد از شهر کردنشین دیاربکر بوده است و از اقوام عروس به شمار می رود. تلویزیونهای ترکیه تصاویری از مویه و ضجه زنان به زبان کردی را پخش می کنند.
زنان روستاي بيلگه در روز سه شنبه در غم افراد بيگناهي كه در مراسم عروسي كشته شدند ، اشك مي ريزند.
تصوير يك آمبولانس كه پس از اطلاع مقامات از كشتار مردم در روستاي بيلگه اجساد پيكر مجروحان را به بيمارستان شهر ماردين انتقال مي دهد.
چهره يك دختربچه كه پس از مشاهده كشتار افراد خانواده اش توسط مردان مسلح دچار شوك شده است.
مردم روستاي بيلگه در
گورستان روستا براي كشته شدگان مراسم عروسي قبر حفر كرده و سنگ قبرمقتولان را براي نصب آماده مي كنند.
منظره روستاي ماتم زده بيلگه در روز سه شنبه و نيروهاي ارتش تركيه كه در روستا مستقر شده اند.
تصوير سربازان ارتش تركيه در روستاي بيلگه. به گفته شاهدان دوشنبه شب پس از مراسم عقد كنان و آغاز مراسم عروسي 4 مرد نقابدار و مسلح به سلاح هاي خودكار و نارنجك از 4 طرف وارد ميدان اصلي روستا شده و به سوي حاضران در اين مراسم آتش گشودند.
دو زن روستاي كردنشين بيلگه در حال گريه هنگام دفن عزيزانشان. در اين كشتار بيرحمانه دستكم 45 نفر كشته شدند كه نيمي از آنها زن و كودك بودند.
دورنماي روستاي كوچك بيلگه و بولدزرهايي كه در حال حفر گور براي قربانيان هستند. به گفته مقامات محلي 8 نفر در رابطه با اين كشتار دستگير شده اند. اما هنوز جزييات بيشتري در مورد عاملان اين قتل عام گزارش نشده است. برخي اين كشتار را ناشي از اختلاف داخلي ميان دو خانواده اعلام كرده و برخي ديگر مي گويند شورشيان پ.ك.ك عامل كشتار بوده اند.
تصوير يك زن مجروح كشتار روستاي بيلگه كه به دليل وخامت حالش به بيمارستان شهر دياربكر منتقل شده است.
Tags: ازدواج, اسلحه, بیمارستان, تروریست, ترکیه, توهین, تیراندازی, جشن, خواستگاری, خونین, درگیری, درگیری مسلحانه کشته زخمی عروسی, روستا, زخمی, سلاح, سوریه, عروس, عروسی, قبر, قتل عام, قتل عام در جشن عروسی, ماردین, مجروح, مرگ, نارنجک, نامزدی, پ ک ک, کشته, گورستان
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, جامعه, حوادث, داغ, گزارش, گزارش تصويري | 29 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: صبح ديروز با محمد مايلي كهن جر و بحث كردم.امير قلعهنويي در مورد درگيري با مايلي كهن اظهار داشت: درگيري فيزيكي با مايلي كهن نداشتم، اما از آنجايي كه من آدم دروغگويي نيستم ميگويم با ايشان جر وبحث كردم.
سرمربي تيم فوتبال استقلال در مورد اينكه ظاهرا براي مايلي كهن قسم خورده كه دستوري به ليدرها نداده تا عليه او ناسزا بگويند گفت: من قسم نخوردم اما حرفهايم را زدم. امير قلعهنويي و محمد مايلي كهن ديروز در كلاس مربيگري پيشرفته با يكديگر درگير شدند. قلعه نويي در كلاس تئوري عصر ديروز روته مولر شركت نكرد و براي حضور در تمرين استقلال راهي ورزشگاه دستگردي شد.
سرمربیان تیم های فوتبال سایپا و استقلال ديروز و در حاشیه کلاس مربیگری تهران با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کردند. در حالی که رقابتهای لیگ هشتم با قهرمانی استقلال به پایان رسیده است اما تبعات حاشیه های دیدار استقلال و سایپا همچنان برای محمد مایلی کهن و امیرقلعه نویی خبرساز است.پس از آنکه در این دیدار تماشاگران استقلال به محمد مایلی کهن توهین کردند و منجر به صدور بیانیه های وی و شکایت به کمیته انضباطی شد، ديروز ( یکشنبه ) و در حاشیه برگزاری کلاس مربیگری فوتبال در آکادمی ملی المپیک، مایلی کهن با قلعه نویی درگیری لفظی پیدا کرد و اگر وساطت دیگران نبود کار به درگیری فیزیکی نیز کشیده می شد.مرتضی محصص مدرس این کلاس که روز شنبه نیز در شروع این کلاس مایلی کهن را با اصرار به محل برگزاری کلاس آورده بود، پس از درگیری ديروز به همراه پیروانی نزد این دو مربی رفت تا شاید بتوانند واسطه آشتی شوند اما صحبت های آنها هم کارساز واقع نشد و قلعه نویی و مایلی کهن همچنان با اختلافات شدید به حضور در کلاس ادامه دادند.

محمد مايلي كهن در گفت و گو با خبرنگارها در مورد درگيري با امير قلعه نويي اظهار داشت: تنها چيزي كه ميتوانم در اين مورد بگويم اين است كه از توهين كنندگان به ناموسوم نميگذرم. در 8 سال جنگ شماري از مردم به خاطر مذهب به جبهه رفتند اما برخي نيز براي دفاع از ناموس خود به جبهه ها رفتند.
وي ادامه داد: اگر زمان به عقب برگردد و ديدار استقلال و سايپا مجددا تكرار شود، من ديگر مانند آن روز بي رگ و بي غيرت و ساكت نمي نشينم كه به ناموسم توهين شود. همانطور كه در گذشته هم گفتم آن روز بي غيرت بودم كه ورزشگاه آزادي را به آتش نكشيدم.
مايلي كهن با اشاره به شعار هواداران استقلال عليه مديرعامل اين باشگاه در تمرين امروز عنوان كرد: آقاي مديرعامل به شما تبريك مي گويم. شما از هواداراني حمايت كرديد كه امروز عليه خود شما شعار ميدهند.

(برای دیدن عکس در سایز بزرکتر روی آن کلیک کنید)
Tags: آکادمی ملی المپیک, اتش, اختلاف, استقلال, بی غیرت, تمرین, توهین, در گیری لفظی, درگیری, درگیری مایلی کهن قلعه نویی, روته مولر, سایپا, سرمربی, شعار, فحش, فحش ناموسی, فوتبال, قلعه نویی, لیدر, مايلي كهن, محمد مایلی کهن, مربی گری, هواداران, ورزش, ورزشگاه, ورزشگاه آزادی, کلاس
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار ورزشي, داغ | 13 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: مردي که در حمايت از يک فروشنده افغان مرتکب قتل شده با نقض حکم قصاصش از سوي رئيس قوه قضائيه يک بار ديگر در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
به گزارش هفت تیر اين مرد که حسين نام دارد، دو سال پيش ابتدا در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به اتهام قتل جواني به نام حميد محاکمه و به قصاص محکوم شد اما زماني که پرونده براي استيذان نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستاده شد وي با اين اعتقاد که متهم از خود دفاع کرده است راي صادره را نقض کرد و پرونده را براي رسيدگي مجدد به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاد.
مطابق اوراق پرونده 16 اسفند ماه سال 84 ماموران پليس شهر ري با خبر شدند درگيري ميان دو جوان در خيابان باعث زخمي شدن هر دو آنها شده است. دقايقي بعد پليس در محل حاضر و تحقيقات در اين زمينه آغاز شد. ماموران در يافتند حميد و حسين بر سر مساله يي با هم اختلاف پيدا کرده و بعد از اينکه به روي هم چاقو کشيده اند، همديگر را زده و زخمي شده اند. در حالي که تحقيقات ادامه داشت خبر رسيد حميد در بيمارستان جان باخته است. پس از آن پرونده با اتهام قتل عليه حسين به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
متهم در دفاع از خود گفت؛ من در خيابان در حال پياده روي بودم که يکدفعه چند جوان به سمت يک مرد افغان که اسباب بازي آهن ربايي مي فروخت، رفتند. پسران جوان از فروشنده آهن ربا خواستند اما حين بازي با آنها يکي از دو آهن ربا را به هوا پرت کردند که به زمين افتاد و شکست. مرد افغان از آنها خواست پول آهن ربا را بدهند اما پسران جوان به سرش ريختند تا او را بزنند. آنها گفتند نمي خواهند پول بدهند. در اين لحظه من در حمايت از مرد افغان وارد دعوا شدم و به پسر جواني که آهن ربا را شکسته بود، گفتم بايد پول اسباب بازي را بپردازد البته تا آن زمان هيچ کدام از آنها را نمي شناختم و بعدها فهميدم نام مقتول حميد است. به هر حال هر چه به او گفتم پول مرد افغان را بدهد و او را اذيت نکند، توجهي نکرد و درگيري بين ما آغاز شد و وي براي من چاقو کشيد.متهم ادامه داد؛ من هم برايش چاقو کشيدم. زماني که به سمتم حمله کرد و به من ضربه زد، من هم او را زدم البته قصدم اين نبود که او را بکشم و فقط مي خواستم از خودم دفاع کنم. متاسفانه ضربه يي که من زدم باعث مرگش شد.
دفاعيات متهم و وکيل مدافعش کارساز نبود و هيات قضات وي را با تقاضاي اولياي دم حميد به قصاص محکوم کردند. با اعتراض متهم پرونده به ديوان عالي کشور رفت و حکم در اين مرحله نيز تاييد شد اما زماني که پرونده براي استيذان به دفتر رئيس قوه قضائيه فرستاده شد، وي با اين استدلال که به نظر مي رسد حسين در مقام دفاع از خود مرتکب قتل شده است راي را نقض کرد.
با ارسال پرونده به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران اين متهم يک بار ديگر محاکمه شد و ادعاي خود را مبني بر اينکه قصد قتل نداشته و در مقام دفاع از خود مرتکب قتل شده است، دوباره مطرح کرد.در پايان جلسه دادگاه هيات قضات به رياست قاضي تردست براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
Tags: اتهام, افغان, افغانستان, افغانی, اولیای دم, بیمارستان, حکم, دادگاه, درگیری, دست فروش, دیوان عالی کشور, قاتل, قاضی, قتل, قتل حمایت دستفروش افغان, قصاص, قضات, متهم, محکوم, مقتول, موکل, وکیل, پلیس, پول, چاقو, چاقو کشی
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث | 15 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: راننده يک خودروي سواري به اين خاطر که آمبولانس در حال انجام وظيفه به او اجازه سبقت گرفتن نداده بود، تکنسين اورژانس را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد و مجروح کرد.به گزارش خبرنگار ما بعدازظهر ديروز وقتي به مرکز 115 اطلاع داده شد يک اتومبيل در بزرگراه چمران واژگون و راننده اش مجروح شده است دو تکنسين اورژانس ماموريت يافتند براي کمک هاي اوليه و انتقال مصدوم به بيمارستان به محل حادثه بروند اما پس از آنکه آمبولانس به بزرگراه چمران رسيد به خاطر ترافيک سنگين در ادامه مسير به سمت خودروي سانحه ديده دچار مشکل شد. در اين بين راننده خودروي اورژانس که جان فرد مجروح را در خطر مي ديد و مي دانست تاخير او و همکارش شايد ضايعه غيرقابل جبراني را به بار بياورد تلاش کرد با به صدا درآوردن آژير راه را براي خود باز کند. در چنين شرايطي که امدادگران در اضطراب به سر مي بردند راننده يک خودروي سانتافه که پشت آمبولانس در حرکت بود مرتب با بوق و چراغ از تکنسين اورژانس مي خواست کنار برود و به او اجازه سبقت دهد. اين اقدام راننده سواري به صورت ممتد در مسافتي طولاني ادامه پيدا کرد اما مامور اورژانس که لاين کناري را بسته مي ديد و فرصت اين را نداشت که در ترافيک قفل شده گرفتار بماند سعي کرد بدون توجه به درخواست غيرمنطقي مرد جوان به مسير خود ادامه دهد. بالاخره بعد از دقايقي آمبولانس به محل حادثه رسيد و دو تکنسين شتابان به سمت مرد مصدوم رفتند اما در اين هنگام راننده سانتافه نيز توقف کرد و با پياده شدن از خودرو اش به سمت يکي از امدادگران دويد و وي را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد. در حالي که تکنسين اورژانس زخمي و دچار خونريزي شديد شده بود ماموران نيروي انتظامي که شاهد اين صحنه بودند جوان مهاجم را بازداشت کردند.از سويي بعد از کمک رساني به راننده حادثه ديده، امدادگران مجروح نيز به بيمارستان منتقل شدند.بنا بر اين گزارش جوان مهاجم در بازجويي ها گفته است چون عجله داشته و آمبولانس به او اجازه سبقت گرفتن نمي داده عصباني شده و به همين دليل به امدادگر اورژانس حمله کرده است. در حال حاضر اين متهم در بازداشت به سر مي برد و پرونده يي قضايي عليه او گشوده شده است.
Tags: آمبولانس, امداد گران, اورژانس, بازداشت, بوغ, بیمار, بیمارستان, ترافیک, تکنیسین, خودرو, درگیری, راننده, سانتافه, سبقت, ضرب و شتم, ضرب و شتم راننده آمبولانس سبقت, ضرب وجرح, متهم, مصدوم, مهاجم, پلیس, کتک
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 47 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: درگيري هاي به وجود آمده در تمرين ديروز پرسپوليس آنقدر شديد بود که يگان ويژه مجبور شد وارد عمل شود تا اين درگيري ها به جاهاي باريک تري کشيده نشود.
در حالي پرسپوليس آخرين تمرين خود پيش از سفر به امارات و رويارويي با الشارجه را برگزار مي کرد که حدود 100 تماشاگر حاضر در زمين خيريه (محل تمرين پرسپوليس) به شدت باهم درگير شدند. طرفداران افشين پيرواني مربي برکنار شده پرسپوليس و عباس انصاري فرد مديرعامل باشگاه دو طرف اين درگيري بودند.

ليدرهاي موافق افشين پيرواني قصد ممانعت از شعار دادن ليدرهاي مخالف در جهت تشويق پرسپوليس و کادر فني فعلي اش داشتند. اين درگيري ها به حدي شدت گرفت که توجه بازيکنان و کادر فني را به خود جلب کرد و احمدرضا عابدزاده مربي دروازه بان هاي پرسپوليس تمامي ليدرها و تماشاگران را به خارج از محوطه محل تمرين هدايت کرد. در اين حين مسوولان پرسپوليس طي تماسي با يگان ويژه خواستار حضور آنها در محل تمرين پرسپوليس شدند که نيروهاي يگان ويژه پس از خاتمه اين درگيري ها به محل تمرين رسيدند. ليدرهاي موافق پيرواني همچنين درگيري لفظي شديدي را با محمود خوردبين سرپرست تيم پرسپوليس داشتند و حتي يکي از ليدرها پس از فحاشي به خوردبين، سرپرست پرسپوليس را تهديد به مرگ کرد. خوردبين نيز با تنظيم استشهادي از حاضران در پي شکايت از اين ليدر برآمد. خوردبين با تاييد خبر درگيري اش با اين ليدر گفت؛ «مي خواهم هواداران واقعي پرسپوليس را به مردم نشان دهم.» از ديگر نکات عجيب و تاسف بار ديگر تمرين روز گذشته پرسپوليس، درگيري مجدد احمدرضا عابدزاده با خبرنگاران بود. مربي دروازه بان هاي پرسپوليس، ضمن تهديد خبرنگاران به آنها گفت محل تمرين پرسپوليس را ترک کنند اما اين موضوع با پادرمياني وينگادا خاتمه يافت. نکته جالب اين بود که هنگام اين اتفاق تمام بازيکنان و اعضاي کادر فني به جز وينگادا در حال تماشاي خبرنگاران بودند. وينگادا با محکوم کردن اين اقدام گفت ؛ «اين مساله که عابدزاده خواسته است خبرنگاران در محل تمرين حضور نداشته باشند يک اتفاق بود و يک عمل احساسي از جانب اوست. بنده که بايد تصميم نهايي را در اين زمينه بگيرم نسبت به اين اقدام عابدزاده واکنش نشان دادم و مخالفت کردم.
دليلي وجود ندارد خبرنگاران در محل تمرين حضور نداشته باشند. اگر هم در هفته ها و روزهاي گذشته عابدزاده نسبت به تصميمش اقداماتي انجام داده من متوجه آن نشدم و تلاش خواهم کرد ديگر چنين اتفاقي نيفتد.»

وينگادا؛ من پيرواني را اخراج نکردم
در حالي که اخراج افشين پيرواني زمينه ساز درگيري هاي شديد ديروز بود، نلو وينگادا در پايان تمرين در جمع خبرنگاران مدعي شد، او خواهان اخراج پيرواني نبوده است، اين در حالي است که عباس انصاري فرد مديرعامل پرسپوليس مدعي شده بود به درخواست وينگادا پيرواني را از کادر فني کنار گذاشته است اما سرمربي پرسپوليس در اين باره گفت؛ «من نامه يي به باشگاه پرسپوليس درخصوص رفتن پيرواني ننوشته ام. اگر افرادي مي گويند اين نامه را من امضا کرده ام، آن را به مردم نشان دهند. من نيز با روي باز خواستار روشن شدن اين مساله هستم. در زندگي و فوتبال ياد گرفته ام صاف و صادق باشم و تمام حرف هايم را بزنم. اگر بخواهم جواب بدهم که پيرواني اخراج شده يا خير اين موضوع به وجود مي آيد که من پيرواني را اخراج کرده ام اما حالا که اين طور نيست من درباره ايشان حرفي نمي زنم، چون با او مشکلي ندارم. دليل غيبت پيرواني و سعداوي در تمرين گذشته حضور در کلاس مربيگري بود.»
اين مربي پرتغالي درخصوص اختلاف نظر با دستيارانش توضيح داد؛ «اختلاف نظر در هر کادر فني وجود دارد اما ما خودمان اين مساله را حل مي کنيم و نبايد اجازه دهيم به مطبوعات کشيده شود. مانند اينکه در صورتي که با پيرواني مشکلي داشته باشيم آن را در خودمان حل کنيم نه اينکه به مطبوعات بکشانيم.» وينگادا درباره بازگشت پيرواني گفت؛ «اگر بگويم پيرواني به تيم ما برمي گردد بدان معني است که بنده او را اخراج کرده ام اما ظاهراً اين تصميم باشگاه بوده است. من آدم دورويي نيستم و فقط يک رو دارم که آن را هم به وضوح عيان مي کنم. بنده پيرواني را اخراج نکرده ام و اگر مدرکي هم در اين زمينه وجود دارد، نشان داده شود.» اين در حالي است که مديرعامل پرسپوليس اعلام کرد راهي براي بازگشت پيرواني وجود ندارد.
حريف پرسپوليس کنار کشيد
در شرايطي که پرسپوليس خود را براي بازي با الشارجه امارات در چارچوب ليگ قهرمانان آسيا آماده مي کند، ديروز اين باشگاه اماراتي درخواست کناره گيري خود از رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا را به فدراسيون فوتبال اين کشور و AFC ارائه کرد. در نامه کناره گيري باشگاه الشارجه، اين باشگاه دشواري هاي فعلي تيم الشارجه در ليگ امارات را دليل کناره گيري خود اعلام کرده است. اين در حالي است که کنفدراسيون فوتبال آسيا هنوز در اين باره رسماً اعلام نظر نکرده است. عباس انصاري فرد در اين باره گفت؛ «خبر کناره گيري الشارجه کاملاً درست است و مسوولان اين باشگاه شب گذشته (شنبه) طي يک نامه رسمي به فدراسيون فوتبال و باشگاه پرسپوليس اين درخواست را اعلام کرده اند. باشگاه پرسپوليس در اين باره نامه نگاري مربوطه را با فدراسيون فوتبال و AFC انجام داده است و در انتظار نظر آنها هستيم.» اگر مشخص شود اين بازي لغو مي شود پرسپوليس به امارات سفر نمي کند. قرار است بازي الشارجه- پرسپوليس چهارشنبه برگزار شود.
رحمتي و حسيني در نزديکي پرسپوليس
پرسپوليس همچنان در حال مذاکره با بازيکنان مورد نظر خود براي فصل آينده است. مديران اين تيم که زودتر از ساير تيم ها وارد بازار نقل و انتقالات شده اند، اين بار مذاکره با سيدمهدي رحمتي، سيدجلال حسيني و هادي عقيلي را شروع کرده اند. رحمتي دروازه بان ملي پوش مس کرمان که پيش از اين نيز مورد توجه پرسپوليس قرار گرفته بود، بار ديگر مذاکره با مديران اين تيم را شروع کرده است. سيدجلال حسيني مدافع ملي پوش سايپا هم که قراردادش با اين تيم به پايان رسيده، مذاکرات نهايي را انجام داده و به توافق نهايي نيز دست پيدا کرده است و ظرف چند روز آينده قرارداد داخلي اش را با سرخپوشان امضا خواهد کرد. پرسپوليس مذاکراتي هم با هادي عقيلي مدافع ملي پوش سپاهان انجام داده است.
از آنجا که عقيلي با سپاهان قرارداد دارد بعيد است اين انتقال عملي شود. گفتني است پرسپوليس قبل از اين با اشپيتيم آرفي و مصطفي صبري قرارداد داخلي امضا کرده است و مذاکراتي هم با ميثم بائو و صابر ميرقرباني انجام داده است. جالب است که مربي پرسپوليس از اين خريدها ابراز بي اطلاعي مي کند.نلو وينگادا در اين باره گفت؛ «هنوز ليست نهايي من درباره بازيکنان صادر نشده و قصد دارم در آينده اين ليست را اعلام کنم. البته در اين زمينه سعي مي کنم به مشورت کادر فني نيز توجه کنم اما هر بازيکني که تاکنون با پرسپوليس قرارداد داخلي بسته با نظر من نبوده است و شما بايد دليل اين مساله را از مديريت باشگاه بپرسيد.»
Tags: اخراج, افشین پیروانی, تمرین, خوردبین, درگیری, درگیری پرسپولیس لیدر هواداران خورد بین عابدزاده, سرمربی, عابد زاده, فوتبال, لیدر, مربی, هواداران, ورزش, ویگاندا, پرتغالی, پرسپولیس, پلیس, پیروانی, کادر فنی, یگان ویژه
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار ورزشي, داغ | No Comments »
یکشنبه, می 3rd, 2009

هفت تیر 7tir.com: قتل شوهر با ضربه چاقو اتهامي است که باعث شد ديروز يک زن جوان به دادگاه کيفري استان تهران منتقل شود و تحت محاکمه قرار بگيرد.
در ابتداي اين جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران خطاب به هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ سوگند زن 21ساله متهم است همسرش حميد را با ضربه چاقو به قتل رسانده است. مطابق اوراق پرونده فروردين ماه سال گذشته به ماموران پليس اسلامشهر خبر دادند زن جواني که به شدت ترسيده مقابل خانه اش ايستاده و فريادزنان از زخمي شدن شوهرش خبر مي دهد و کمک مي خواهد. ماموران بلافاصله به آنجا رفتند. هرچند اورژانس نيز در محل حضور يافته بود، تکنسين ها اعلام کردند اين مرد لحظاتي بعد از زخمي شدن جان باخته است.
به دستور بازپرس پرونده جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت و سوگند همسر مقتول براي بازجويي به پليس آگاهي انتقال يافت. وي در همان بازجويي هاي اوليه گفت شوهرش با ضربه چاقوي وي زخمي شده است.شادابي ادامه داد؛ سوگند در مراحل مختلف تحقيقات به قتل اعتراف و انگيزه خود را اختلافات قبلي بيان کرده است. نماينده دادستان در مورد عمدي بودن قتل گفت؛ مطابق نظريه پزشکي قانوني علت مرگ پارگي قلب و ريه بوده که بر اثر اصابت جسمي برنده به زير سينه ايجاد شده و با توجه به اينکه متهم نيز در مراحل مختلف به قتل اعتراف کرده است، به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس مادر مقتول در جايگاه حاضر شد و براي عروسش تقاضاي قصاص کرد.
وي گفت پسرم بي گناه کشته شده و من حاضر نيستم از خون او بگذرم. پسرم جوان بود و مي توانست زندگي خوبي داشته باشد.در ادامه سوگند در جايگاه قرار گرفت تا در مورد اتهام قتل عمدي از خود دفاع کند. وي گفت؛ قبول دارم چاقو به دست من وارد بدن شوهرم شد اما من قصد کشتن او را نداشتم. وي ادامه داد؛ من و شوهرم حميد تازه با هم ازدواج کرده بوديم البته مدت طولاني با هم نامزد بوديم. از همان روزهاي اول نامزدي حميد با من بدرفتاري مي کرد. او چندين بار در دوران نامزدي مرا زد. با اين حال تحمل مي کردم، همه به من مي گفتند اين بدرفتاري ها به دليل اين است که شما زير يک سقف زندگي نمي کنيد اگر عروسي کنيد همه چيز درست مي شود. من هم به اين اميد مشکلات را تحمل مي کردم.
وي گفت؛ متاسفانه زندگي ما آن طور که پيش بيني مي شد، نبود و روابط ما حتي بعد از ازدواج هم اصلاح نشد و حميد همچنان با من بدرفتاري مي کرد. رفتارهاي عصبي او تا حدي بود که مرا کتک مي زد. روز حادثه صبح از خواب بيدار شدم. چند روزي بود که با حميد مشکل داشتم. زماني که من از رختخواب بيرون آمدم باز هم مطابق معمول حميد بهانه گرفت و دوباره با هم درگير شديم. حميد به شدت مرا کتک زد من هم به شدت خشمگين بودم و به دنبال راه دفاعي از خودم مي گشتم. زماني که حميد مرا به سمت آشپزخانه هل داد به کابينتي که چاقو ها روي آن قرار داشت برخورد کردم و در يک لحظه تصميم گرفتم چاقو را بردارم و با آن شوهرم را تهديد کنم تا از ضرباتي که به من مي زد، جلوگيري کنم. چاقو را رو به روي خودم گرفتم تا به حميد بگويم ديگر به من نزديک نشود اما او جلو آمد تا دوباره مرا بزند و يک دفعه چاقو که تيغه اش رو به او بود وارد بدنش شد.
نوعروس متهم به قتل ادامه داد؛ قسم مي خورم قصد کشتن شوهرم را نداشتم و زماني که او زخمي شد، من با داد و فرياد از همسايه ها کمک خواستم تا او را از مرگ نجات دهم. با اينکه من و حميد با هم اختلاف داشتيم، او را دوست داشتم و راضي به مرگش نبودم. ضمن اينکه ما قبلاً بارها و بارها با هم درگير شده بوديم اما هيچ وقت کار به اينجا کشيده نشده بود و ما اين طور رو درروي هم قرار نگرفته بوديم.
وي در آخرين دفاعيات خود گفت؛ باز هم مي گويم قصد نداشتم شوهرم را بکشم و من چاقو را به بدن او فرو نکردم بلکه حميد به سمت من آمد و زماني که مي خواست با من درگير شود، چاقو به بدن او اصابت کرد.بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
Tags: خون, درگیری, زن, شوهر, قاتل, قاضی, قتل, قتل شوهر, قتل عمد, قصاص, نو عروس, چاقو, کتک
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث | 23 Comments »
یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر 7tir.com: به گزارش رسانه های ايران دست کم 17 نفر از پرسنل نيروی انتظامی ايران شامگاه جمعه در حمله افراد مسلح به پاسگاه روانسر-پاوه در استان کرمانشاه کشته شده اند.به گفته نماينده کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی در حمله افراد مسلح به يک پاسگاه مرزی در محدوده شهرستان روانسر ، دستکم ۱۹ نفر از پرسنل نيروی انتظامی کشته يا زخمی شده اند.
به گزارش هفت تیر در جدیدترین درگیریها بین نیروهای انتظامی و نیروهای پژاک در شهرستان روانسر، شب گذشته بیش از ۱۷ تن از مأموران انتظامی جان خود را از دست دادند.
این درگیری در منطقهای موسوم به « پاسگاه انتظامی خراجیان» زمانی روی داد که نیرویهای پلیس در حال عبور از این منطقه بودهاند.
همچنین گفته میشود که دو مامور پلیس دیگر در درگیریهای جداگانهای با اعضای پژاک کشته شدهاند.
اعضای گروه پژاک دارای رابطه نزدیک با حزب کارگران کردستان ترکیه (پکک) هستند که از سال ۱۹۸۴، درگیریهای مرگباری با نیروهای دولتی ترکیه در جنوب شرقی این کشور دارند.

نیروهای جمهوری اسلامی اغلب در مناطق مرزی نزدیک عراق با اعضاء گروه پژاک وابسته به پکک درگیر میشوند.
طی سال های اخير گزارش هاي بسیاری از درگيری نيروهای انتظامی ايران با نيروهای حزب حيات آزادی کردستان، پژاک، منتشر شده است.
گروه پژاک که مقر های ان در نقاط مرزی ايران و عراق قرار دارد به عنوان بخش ايرانی، حزب کارگران کردستان ترکيه، پ. کا.کا، شناخته می شود.
حزب کارگران کردستان ترکيه با هدف تشکيل يک دولت «کرد» از سال ۱۹۸۴ عليه دولت اين کشور اعلام مبارزه مسلحانه کرده است. به گفته مقام های ترکيه در درگيری های بين دولت و شورشيان کرد تاکنون نزديک به ۴۰ هزار نفر کشته شده اند.
طی سال های اخير نيروهای دولتی ايران در برخی از مناطق کردستان بارها با نيروهای پژاک درگير شده اند. به گزارش رسانه های خبری، پايگاه های اصلی پژاک در مناطق کوهستانی مرز ايران و عراق قرار دارند.
جمهوری اسلامی ايران و ترکیه حزب حيات آزاد کردستان (پژاک) را يک گروه تروريستی می دانند.
اين گروه در سال های اخير يک سلسله برخوردهای خشونت بار با نيروهای نظامی و انتظامی ايران داشته که دهها کشته و مجروح از دو طرف بر جای گذاشته است.
در همين زمينه، تلويزيون دولتی ايران روز شنبه اعلام کرد: در اين درگيری دستکم ۲۰ نفر کشته شده اند.
تلويزيون دولتی ايران به نقل از پليس اعلام کرد:« افراد مسلح به پاسگاه نيروهای انتظامی روانسر-پاوه در استان کرمانشاه حمله کرده و ۱۰ مامور نيروی انتظامی را کشته اند.»
طبق اين گزارش ها ده نفر از اين افراد مسلح نيز در اين درگيری کشته شده اند. اين گزارش ها هويت افراد مهاجم را مشخص نکرده است.
Tags: انتظامی, تروریست, ترکیه, حزب حیات آزادی, حمله مسلحانه, درگیری, درگیری نظامی, روانسر, زخمی, عراق, مجروح, مسلح, مهاجم, نظامی, پ ک ک, پاسگاه, پالیزدار, پاوه, پلیس, پژاک, کردستان, کرمانشاه, کشته, کشته مجروح نیروی نظامی کردستان حمله مسلحانه گروهک پژاک, گروهک
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ | 77 Comments »
شنبه, آوریل 25th, 2009
هفت تیر 7tir.com: سخنرانی حجتالاسلام مهدی کروبی با ایجاد اخلال عدهای در مسجد سیدهای اراک ناتمام ماند.
به گزارش هفت تیر همزمان با سفر انتخاباتی کروبی به اراک، عدهای با ایجاد بینظمی در هنگام سخنرانی دبیرکل حزب اعتماد ملی در مسجد سیدها و قطع برق، مانع از ادامه سخنرانی او شدند.
بر اساس این گزارش در حالی که جمعی از مردم اراک در مسجد سیدها در حال شنیدن سخنان کروبی بودند، این عده با شعار حمایت از دولت اقدام به ایجاد تشنج و اخلال گسترده در سخنرانی نمودند.










Tags: اراک, انتخابات دهم, انتخابات ریاست جمهوری, باراک اوباما, تبلیغات, تبلیغات انتخباتی, درگیری, رئیس جمهور, رییس جمهور, سخنرانی, سخنرانی کروبی, سفر انتخاباتی کروبی, شعار, عکس, قطع برق, مهدی کروبی, کاندیدا, کاندیداتوری, کروبی, گزارش تصویری, گزارش تصویری درگیری کروبی سفر تبلیغات انتخاباتی اراک
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, گزارش تصويري | 10 Comments »
یکشنبه, مارس 15th, 2009

هفت تیر 7tir.com گزارش ارسالی یکی از شهروندان اندیمشک به هفت تیر در مورد درگیری خونین چهارشنبه در اندیمشک : یکسال پیش همین موقع درگیری بین چند طایفه از شهر اندیمشک شکل گرفت که یکی از طرف های اصلی این جنگ درون شهری ، طایفه ای به نام عبدولی ها بودند که عمدتا در بخش غربی شهر یعنی محلات ساختمان،رسالت و چهل هکتار ساکن اند. طرف دیگر ائتلافی از طوایف لر مانند سگوند ، پاپی،قلاوند و…..بودند.
عامل اصلی که موجب شد آن جنگ به یک جنگ خونین و دنباله دار در همان زمان تبدیل شود کشته شدن شخصی به نام ابراهیم فتحی در این درگیری ها بود . این درگیری با به آتش کشیدن یک پاسگاه نیروی انتظامی در همان زمان در اندیمشک به دست عزادارانی که پس از شرکت در مراسم ابراهیم فتحی با نیروی انتظامی درگیر شده بودند به یک بحران جدی تبدیل شد . در آن زمان عده ی بسیاری به جرم اغتشاش و یکی نفر نیز به جرم کشتن ابراهیم فتحی دستگیر شدند.
چند وقت پیش که در حال نزدیک شدن به سال مرگ ابراهیم می شدیم دادگاه قضایی اقدام به اجرا گذاشتن حکم اعدام قاتل ابراهیم نمود. مسلما قبیله عبدولی ها که یکی از افراد طایفه آنها اعدام شده بود خوشحال نبودند .
این عامل وجود داشت تا اینکه اتفاق ناگوار دیگری رخ داد…
یک پسر از طایفه سوگند یعنی همان طایفه ای که ابراهیم فتحی جزو ان بود در اقدامی که احتمالا به قصد بد نام کردن و ضربه زدن به طایفه عبدولی انجام شد ، اقدام به برقراری رابطه دوستی و در نهایت رابطه جنسی با یکی از دختران طایفه عبدولی کرد و در حین انجام این کار از خود و دختر مذکور فیلم برداری کرده بود .این فیلم خیلی زود در اندیمشک پخش شود و با قرار گیری بر روی اینترنت خیلی های دیگر نیز این فیلم را دیدند .
با منتشر شدن این فیلم عملا همه چیز برای زنده کردن کینه ها و شروع جنگی خونبار آماده بود بنابر این با وجود این دو عامل محرک جنگ شروع شد چنان که در روز چهارشنبه 21/12/87 عده ای از جوانان عبدولی به محله ی ساختمان و خیابان پرتو رفته و شروع به گفتن الفاظ رکیک به جوانان اندیمشکی کرده اند واین عمل موجب شده تا عده ای از اجامر و اوباش حاضر در آن محل دعوایی را شروع کرده و جوانان عبدولی مذکور را به شدت مضروب می کنند هم چنین آنها را دنبال کرده تا به سمت رسالت رفتند.
در رسالت عبدولی ها به درون خانه می روند و جوانانی که با آنها دعوایی کرده بودند به گلوله ی ساچمه ای می بندند .مجروحان و جدال اصلی از آنجا آغاز شد و هر لحظه شلوغ تر شد و هر دو گروه اقدام به جمع آوری افراد فامیل و آشنایان خود نمودند . این درگیری ها در فردای همان روز به شکل بسیار خونین تری ادامه می یابد چنان که یک شخص از طایفه عبدولی در خیابان فلاح اقدام به تیر اندازی به سمت مردم و افرادی که از دید خودش غیر خودی بودند نمود و در حین درگیری ماموری با نام شهروز قاسمی از طایفه ی میردورقی را که خواست او را متوقف نماید باتیر زد . این شخص که تفنگ ژ-3 داشته یک تیر به مامور می زند که تیر پس از پاره کردن کبد و طحال آن مامور را به قتل می رساند.
در این جنگ بزرگ درون شهری که نیروی انتظامی اندیمشک به کلی از مهار آن عاجز بود اتفاقات دلخراش کم نبوده اند .یکی از کشته ها افرادی بود که پس از حمله ی ناگهانی به خانه اش و به شدت مضروب کردن او، پس از آنکه قصد کرد فرار می کند، توسط یکی از زنان طایفه عبدولی به شدت با تفنگ ساچمه ای مورد اثابت گلوله قرار می گیرد ( این اسلحه ها مخصوص محیط زیست و نیروی انتظامی است و حمل آن نیاز به مجوز دارد )
و یا پدر و دختری18 ساله که در خیابان در حال راه رفتن بوده اند که ناگهان مورد اثابت ساچمه قرار می گیرند که خوشبختانه هر دو زنده اند .
در این درگیری خونین عبدولی ها به یک پاسگاه هم حمله کرده و پس از خلع سلاح سه گروهبان ،دست و پای گروهبان دیگری را بسته و به شدت مضروب می کنند.
تعداد دقیق کشته ها هشت نفر از مردم و 4 نفر از نیروی انتظامی :
1 نفر از طایفه ی قلاوند – 4 نفرسگوند-1نفرپاپی-حداقل دو نفر از طایفه عبدولی ( چون اکثرا متواری هستند و کشته یا مصدوم ها را به بیمارستان نیاوردند ) -1نفر نظامی که همان گروهبان یکم شهروز قاسمی می باشد .و سه نفر هم از ماموران نیروی انتظامی شهرستان شوش اعزام به اندیمشک در اثر چپ شدن تویوتا نیروی انتظامی کشته شدند .
اکثر مجروحینی که در بیمارستان هستند از طایفه ای غیر از عبدولی هستند و و مجروحین طایفه عبدولی به بیمارستان مراجعه نکردند و بسیاری نیز در بیمارستان های دزفول بستری هستند . هم چنین خانه هایی کشف شده که به صورت مخفیانه به درمان مجروحین می پرداخته اند.
ولی دیگر این چند روز غوغایی در بیمارستان برپا بوده…
سلاح های موجود در این درگیری:
در این جنگ بیشتر از اسلحه های ساچمه ای که حمل آن مخصوص نیروی انتظامی و سازمان جنگل بانی است و همچنین سلاح های ژ-3 ،کلاش و تپاره استفاده شد.هم چنین پلیس اعلام کرده که دو فقره موشک دوشکا و تعدادی نارنجک جنگی از منازل عبدولی ها کشف نموده.
باید بگویم که در این بهبهه بازار خرید و فروش اسلحه نیز داغ بود و عامل اصلی حمل اسلحه و تامین مهمات زنان طایفه عبدولی که پشتیبانی قوی از نیروی های طایفه عبدولی در این درگیری کردند .
تعداد دستگیر شدگان حدود 300 نفر بود که 200 نفر همچنان در بازداشت هستند .
همچنین سه نفر از افرادی که از عاملان اصلی شروع جنگ بوده اند در نزدیکی ایلام و دهلران دستگیر شده اند.
علاوه بر آن یک دسته ی 150 نفری از عبدولی ها در حوالی پشمینه زار دستگیر شده اند و عده ی دیگری هم در شهر دستگیر شده اند.
سرنوشت عبدولی ها:
هم اکنون بسیاری از عبدولی ها متواری هستند و به جاهایی همچون کوهدشت در استان لرستان که جای اصلی آنان است پناه برده اند.عده ای هم در شهر پنهان اند و یا در اطراف شهر ولی در مجموع اکثر خانه های آنان قفل شده اند هیچ کس در آنان نیست و در مجموع تعدادشان بسیار در شهر کم شده است و از ترس انتقام از شهر خارج شده اند .
نکته مهم حمایت حسنوند نماینده مردم اندیمشک در مجلس از طایفه عبدولی ها پیش از این بود که اکثریت افراد این طایفه در انتخابات قبل به این نماینده رای دادند .
افراد دستگیر شده اغلب به اهواز منتقل می شوند و گویا اداره ی اطلاعات اهواز ماموریت شناسایی و بازجویی را بر عهدا دارد.
.
مطالب قبلی : درگیری ماموران نیروی انتظامی و کارگران متحصن کیان تایر در جاده ساوه .
درگیری مردم با نیروی انتظامی در فلکه دوم صادقیه .
Tags: اندیمشک, تفنگ ساچمه ای, جنگ در اندیمشک, جنگ طایفه ای, حسنوند, درگیری, درگیری های خونین اندیمشک, رابطه جنسی, سگوند, شهر اندیمشک, طایفه سگوند, طایفه عبدولی, عامل درگیری اندیمشک, عبدولی, فیلم ایرانی, فیلم مستهجن, مجروح, نماینده اندیمشک, نماینده مردم اندیمشک در مجلس, نیروی انتظامی, کشته, کشته شدگان
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 45 Comments »
سه شنبه, مارس 3rd, 2009

عاطفه یوسفی اولین زنی بود که دبیر انجمن اسلامی شد. او اکنون در خارج از ایران است . خاطره ای از او در مورد دفن شهدا در دانشگاه و مفاومت دانشجویان را در زیر میخوانید :
هفت تیر 7tir.com به قلم عاطفه یوسفی : اسفند ماه سال ۸۴ اوایل ماه بود که جلسه ی شورای فرهنگی دانشگاه تشکیل شد.آن روز به عنوان دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف می توانستم در جلسات باشم اما نماینده ای هم داشتیم که با رای شورای عمومی انجمن مسئول حضور در جلسات بود. در جلسه صحبت از تدفین شهدا در دانشگاه شده بود. نماینده ما در شورا گمانم آرش صادقی بود می گفت که حتی نماینده بسیج هم در جلسه موافق جدی طرح نبوده و به خواست انجمن مبنی بر نظر سنجی و آماده سازی محیط دانشگاه رای داده است.
گفتند می خواهند شهدا را دفن کنند. محکم ترین “نمی ذاریم” عمرم را جواب دادم. جو دانشگاه ما به قول سهراب پور مثل خیلی دانشگاههای دیگر بی توجه به نظر دانشجو نبود. همیشه اگر مخالفت جدی از سوی دانشجوها بروز داده می شد قبل از هر جار و جنجالی خود سهراب پور مسیر را برای حفظ آرامش دانشگاه تغییر می داد. اما این بار سهراب پور هم دیگر کاره ای نبود میان قدرت نمایی های حکومتیان.
نظر سنجی کردیم. اکثریت دانشجویان نوشته بودند که مخالف تدفین اند. برای بسیج و رئیس توضیح آوردیم که حتی اگر چنین اقدامی ضروری است جو دانشگاه آمادگی چنین چیزی را ندارد. گفتیم که شهید را کرده اند ابزار تبلیغ نگذاریم دانشگاه را هم ابزار تبلیغ بکنند. اما کار از جای دیگر آب می خورد . خبر می رسید که سردار باقرزاده- مسئول اکتشاف اجساد- شهدای دانشگاه ما را آماده کرده است (نعوذ بالله شهید سفارش می دادند انگار). زمزمه هایی بود که فلان هفته تصمیم بر تدفین دارند اما خوابش را نمی دیدیم بی تبلیغ و یکباره چنین کنند. ما همه هنوز به محیط نیمه دموکرات دانشگاهمان مومن بودیم. تجمعی از دانشجوها به جلوی دفتر رئیس رفتند بودند ۵۰۰ نفر. تحصن کردند که رئیس بیاید و قول بدهد چنین نمی کند. رئیس آفتابی نشد در عمر ریاستش چنین تجمعی جلوی دفترش نشده بود. بهانه آوردند که اصلا در دانشگاه نیست. معاون دانشجویی دکتر وثوقی وحدت آمد. درخواست دانشجویان را امضا کرد. بندی بود که قول می داد در تعطیلات عید این کار را نکنند. بند دیگری می گفت برای اجرای طرح نظر سنجی کنند. خلاصه امضا داد که طرح متوقف است. و ما حس می کردیم که خیلی مدنی توانستیم طرح را متوقف کنیم.
همان روز یا فردایش باز خبر آوردند که تدفین شهدا فرداست. بار نمی دانم چندمی بود که در آن هفته به دفتر ریاست می رفتیم. سهراب پور این بار کمی مضطرب بود. مثل همیشه منطقی نمی گفت که خودش هم با اصل آماد ه بودن محیط برای این اقدام موافق است. در پس پرده می گفت از دستش خارج است اما ضمنا به بالا دستی هایش مخالفت دانشجویان را ابراز داشته است. این شاخه به آن شاخه می پرید می گفت پس فلان دسته از دانشجویان که آمدند و گفتند ما خودمان استقبال می کنیم که هستند؟ آنها هم دانشجویند! یا اینکه یک بار گفت مسجد هیأت امنا دارد جزء دانشگاه نیست . دوستان من هم گفته بودند که پس اسمش را نگذارید مسجد دانشگاه شریف و درهایش را هم از سوی آزادی باز کنید نه در دانشگاه. برایش آمار می دادیم باز گفتیم که ما آنها را هم قانع می کنیم. آخر در شورای مرکزی بسیج هم کمتر کسی موافق دفن شهدا – وقتی این همه مخالفت وجود دارد- بود. ما ساعت ۷ از دفتر رئیس بیرون آمدیم و دلخوش بودیم که می داند چه می گوییم. روزها بعد معلوم شد که بعد از ما ساعت ۸ گروهی از دوستان من جمله برادر مهرداد بذرپاش به دفتر رئیس رفته اند و کار را یکسره کرده اند.
ساعت ۸ صبح فردا در میانه راه دانشگاه بودم که تلفنم زنگ خورد. یکی از کارمندان دانشگاه که رابط بود گفت درهای مسجد را بسته اند. تزیین می کنند و قبر می کنند. باور نکردم. بی تبلیغ؟ این چه معنی دارد؟ جز اینکه ثابت کنند هر کار بخواهند می کنند؟! از همان جا دفتر انجمن را گرفتم دو نفر رفتند مسجد ببینند چه خبر است خودم فورا آمدم دفتر انجمن. یک ساعت نشد که همه جمع بودیم حالا بسیج اطلاعیه هایی را به ملت می داد در مورد تکریم شهدا ابن سینا ۱۲ ظهر. بین ابن سینا تا مسجد دانشگاه راه زیاد است. فکر کردیم که بدنه بسیج هم بی اطلاع است یا استراتژی جمع کردن بچه ها اینجاست و تمام کردن غائله در مسجد. همه روی ورق های بزرگ شعار می نوشتند. ظرف یک ساعت حوالی ۱۰ صبح بیش از ۲۰۰ نفر آدم اطراف ابن سینا بود. منابع بسیج هم خبر از درگیری می دادند. فقط این طور توافق کرده بودند که حالا شهدا آمده اند و ما باید استقبال شایان کنیم! تئوریسین های ما هم از این سو می گفتند خوب استقبال شایان می کنیم تا پارک طرشت همانجا که سه شهید دیگر مدفونند. همانجا مراسم می گیریم و تشییع می کنیم به با شکوه ترین وضع ممکن.
ساعت ۱۱ که شد ۴۰۰-۵۰۰ نفر جلوی بوفه جمع بودند. با پلاکارد. قول دادید دروغ گفتید! شهادت را دفن می کنند! و … جمعیت بیش از هر چیز برافروخته از قول دروغ وثوقی بود. این اگر چه تنها دلیل نبود ولی ویرانگرترین برای آنها بود. برای من که همه اعتمادم به درایت مسئولین از بین رفته بودفقط یک چیز مهم بود. یک بار جلوی اینها بایستیم تا بفهمند شهید اسباب بازی هایشان نیست. من خواهر شهید بودم می دیدم بازی کثیفشان چه بر سر عزت و احترام شهید در بین مردم آورد. مردم به شهید و خانواده اش هم مثل جیره خواران میثاق کننده با جنایات رژیم برخورد می کردند. شهید سر فراز مقدس جنگ ما نمی توانست بی آبرویی اینها را به دوش نکشد… همه شما در همان جامعه زندگی می کنید. می دانید چه می گویم. می دانید که مخفی کردن فرزند شهید یا خانواده شهید بودن چقدر مرسوم تر است از افتخار نوه های اروپایی کشتگان جنگ جهانی دوم در اینجا آلمان…همه اینها هنوز هم خون آدمیزاد را اگر آدم باشد به جوش می آورد. آنقدر که به دفتر سهراب پور نرسیده بودم که گفتند بچه ها به در مسجد رسیده اند. سهراب پور را رها کردم وفقی رفت دنبال او. من برگشتم طرف جمعیت. می ترسیدم …می ترسیدم اجساد در مسجد باشد و بی حرمتی شود با ۱۷۰۰ نفر آدمی که خدا می دانست کدامشان چقدر کنترل اعصابش دستش است. سکویی را غرب مسجد با پرچم ساخته بودند. فکر کردیم تابوت ها اینجاست. دست به دست دادیم و بچه ها را از آن فاصله دادیم. حلقه انسانی! بچه ها بدون برنامه ریزی با این حلقه ای که ما به دور سکو زده بودیم به طرف قبرها هدایت شدند و بعدش فهمیدیم که موقعیت استراتژیک دست ماست! از آن سو بسیج هم بچه ها را از ابن سینا برده بود مقابل دفتر رئیس. رئیس هم لبخند زده بود بای بای کرده بود و نترسیده بود (بر خلاف تجمع ما). و از در شرقی مسجد وارد شدند و جنوب مسجد را اشغال کردند. اذان گفتند آنها در مسجد و بچه های ما در همان محل تحصن نماز خواندند.قبل و بعد نماز هم شعار می دادند و یار دبستانی می خواندند. عده ای آب معدنی خریدند و بین بقیه تقسیم کردند. پشت بام های مسجد و صحن پر از چهره های ریشدار نا آشنای سیاه پوشی بود که به من می گفت اینجا نه دانشگاه من است و نه دانشگاه حتی سهراب پور. اینجا ملک پدری اینهاست که با دوربین و بی سیم همه جا هستند.
درهای مسجد ازسمت آزادی باز شد. ملتی از برادران سیاه پوشی که جل الخالق عظیم الجثه هم بودند به متحصنین بخش جنوبی اضافه می شد. چقدر چهره ی نا آشنا می دیدیم.
سخنران و مداح دعوت کرده بودند. سخنران سخنرانی می کرد و بارها کابل بلندگو پاره شد. تریبون لازم بود تا به نتیجه برسیم. بالاخره محیط شریفی شد. بلندگو آمد وسط، یک موافق طرح و یک مخالف طرح صحبت می کردند. شهیدی در مسجد نبود. همه چیز خوب پیش می رفت. همه چیز به نظر همه معقول میامد. پیشنهاد تدفین طرشت در لابی ما و بسیج داشت به ثمر می نشست. همه آرام بودند و منتظر بودند صحبت ها برای همه به نتیجه برسد. که حدادیان پشت بلندگو رفت. چند جمله ای گفت و یکهو بی امان فریاد حسین حسین زد. به خودم که آمدم ۲۰-۳۰ نفر با تابوتهایی که نفهمیدم کی و از کجا در آمد ظرف چند ثانیه نصف حیاط مسجد را دور زده بودند و ریخته بودند روی بچه های ما که نشسته بودند.از قضا ردیف جلو دختر ها بودند.
معلوم است وقتی با تابوت به جمعی حمله کنید آن وسط حلوا پخش نمی شود. کتک می خورید و تابوت می شود ابزار نفوذ زورکی و حتما که مقدس نبود برایتان…که اگر بود با آن حمله نمی کردید. با تابوت شهید با اسم دین با خیلی چیزها حمله کردید و …نتیجه اش همین است. نه دین ماند و نه شهید و نه همه ارزش هایی که ابزار نفوذ شد. همه آنچه شما از آن آویزان شدید تا بمانید…ندانستید که آنها را هم فرو می برید….
بقیه اش برایم مهم نیست.
اتفاق مشابهی در امیرکبیر رخ داده. شریف که به نوعی آرام ترین دانشگاه تهران است به آن آشوب افتاد . پلی تکنیک که به حق قلب تپنده جنبش دانشجویی است ۷۰ نفر بازداشتی داد. می خواهند قدرت نمایی کنند نه؟ وگرنه از روز روشن واضح تر است که پلی تکنیکی ها کوتاه نمی آیند… گاهی قدرت سعی می کند مسابقه بگذارد تا به دانشجو ثابت کند حرف آخر را که می زند. برایش هزینه هم می دهد. کلی نیروی ضد شورش و تعطیلی چند روزه ی دانشگاه و… ارزش چند شهید…هزینه بازی قدرت اینهاست.
.
قبلی : شعار متفاوت دانشجویان : نهار دیگه تموم شد ، بسیجی برو گم شو
Tags: امیر کبیر, انجمن اسلامی, دانشجویان, دانشگاه, دانشگاه شریف, دبیر انجمن اسلامی, دختر, درگیری, دفن شهدا, دفن شهدا در دانشگاه, شریف, شهدا, شهید, عاطفه یوسفی, مسجد دانشگاه
Posted in اخبار داغ, اخبار دانشگاه, اخبار سياسي, داغ | 8 Comments »