Posts Tagged ‘سلول’

نوشيدن آب قطب شمال عمر را زياد مي کند

یکشنبه, آوریل 26th, 2009

 هفت تیر آب  قطب شمال افزایش طول عمر
هفت تیر 7tir.com:  به گفته پروفسور برديشيف راز طول عمر رهبران اتحاد جماهير شوروي سابق، هند و کره شمالي همين امر بوده است.
اين دانشمند اظهار داشت که براي بهبود حال “لئونيد برژنف” رهبر اتحاد جماهير شوروي سابق در دهه هفتاد به وي توصيه کرده بود که آب حاصل از ذوب شدن يخهاي قطب شمال را بنوشد.
اين پروفسور روس که خود 82 سال دارد درخصوص راز طول عمر و سلامتي گفت، از آنجا که هزينه تهيه آب از قطب شمال بالاست خود وي آبي با همان خواص تهيه مي کند .
وي در خصوص چگونگي تهيه اين آب افزود، آب معمولي شير را پس از تصفيه منجمد کرده، سپس آن را از يخچال خارج مي کند و اجازه مي دهد تا دوباره ذوب شود به اندازه اي که در درون ظرف قطعه اي از يخ به حجم يک تخم مرغ باقي بماند.
اين قطعه يخ تمام ناخالصي هاي آب از جمله موادي که سلولهاي بدن را از بين مي برد به خود جذب مي کند .
با خارج کردن اين قطعه يخ يک ليوان حاوي آب سبک بدست مي آيد که مفيدترين نوشيدني جهان است.
قطب شمال پس از قطب جنوب سردترين نقطه روي زمين است که بيشتر مساحت آن را دريا تشکيل مي دهد. آب اين دريا شور است و در دمايي پايين تر از آب شيرين منجمد مي شود . آبهاي اقيانوسي در اين منطقه در زير اين يخها جريان دارد و منجمد نمي شود .
اين آب که محتوي اکسيژن و دي اکسيد کربن بيشتري نسبت به آب شيرين است، مي تواند به نوعي نظريه دانشمند روسي را در خصوص مفيد بودن اين آب تفسير کند.

سرطان دیگر درد لاعلاج نیست / شیوه های نوین درمان سرطان

یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر روش های نوین درمان سرطان

هفت تیر 7tir.com: محققان جهان معتقدند سرطان به زودي و با استفاده از روشها و فناوريهايي که در سالهاي گذشته توليد آنها شکل گرفته و در سال جاري رو به اتمام و تکميل است به بيماري پيش پا افتاده اي تبديل شده و مي توان عنوان لاعلاج را از کنار نام اين بيماري پاک کرد.

به گزارش هفت تیر، سرطان، اين بيماري خاموش و کشنده طي سالهاي اخير عامل مرگ بسياري از انسانها در سراسر جهان بوده است به طوري که تنها در سال 2007 بالغ بر 7.9 ميليون نفر از مردم جهان در اثر ابتلا به اين بيماري جان سپرده اند و پيش بيني ها نشان مي دهد اين آمار تا سال 2030 به 12 ميليون نفر خواهد رسيد.

سرطانهاي شش، معده، کبد، لنف و سينه نسبت به ديگر انواع اين بيماري از تخريب بيشتري برخوردار بوده و بيشترين مرگ و مير را به دنبال دارند.

با وجود آمارهاي هراسناک و نگران کننده از پيشرفت سرطان در ميان جوامع، مطالعات نشان مي دهد که مي توان از مرگ 30 درصد از افراد مبتلا با استفاده از شيوه هاي درماني رايج جلوگيري کرد. شيوه هايي مانند شيمي درماني و پرتو درماني که در عين درمان بيماري تاثيرات جانبي ناخوشايندي را نيز براي ديگر اعضاي بدن به دنبال مي آورد امروزه به صورت رايجي مورد استفاده مراکز پزشکي قرار دارد.

به همين دليل دانشمندان در چند سال اخير حرکتي را در راستاي توليد درماني موثرتر و بدون آثار جانبي مضر آغاز کرده اند که تاکنون نتايج جالب توجه و اميدوار کننده اي را ارائه کرده است.

هفت تیر روشهای نوین درمان سرطان

محققان بيمارستان مونت سياني در همين راستا تکنولوژي جديدي را ارائه کرده اند که مي تواند تومورهاي سرطاني سينه را به منظور تشخيص بهترين درمان ممکن بررسي کرده و قادر است با دقتي بيش از 80 درصد احتمال نجات فرد از بيماري را پيش بيني کند.

اين تکنولوژي DyNeMo نام گرفته و شبکه هاي پروتئيني سلولهاي سرطاني را تجزيه مي کند. محققان با برسي شبکه پروتئيني بيش از 350 بيمار دريافتند افرادي که احتمال نجات آنها از بيماري وجود دارد در مقايسه با افرادي که در برابر بيماري تسليم شده اند از سازمان شبکه اي پروتئيني متفاوتي در تومورهاي سرطاني برخوردارند.

استفاده از نانوتکنولوژي براي تشخيص زودهنگام و درمان سرطان

دانشمندان دانشگاه لسيستر نيز با استفاده از نانوتکنولوژي شيوه اي جديد و موثر را براي تشخيص زودهنگام و درمان سرطان ابداع کرده اند. در اين شيوه از نانوذرات با خاصيت مغناطيسي بالا به شکل کاوشگري درون بدن انسان استفاده مي شود که با استفاده از سيستم ام آر آي تومورها را نمايش داده و با کمک حرارت شديد سلولهاي سرطاني را در مرحله هاي ابتدايي آغاز بيماري از بين مي برد.

به گفته محققان اين فناوري مي تواند در درمان انواع سرطانهاي کشنده مانند کبد، لنف و سينه که تشخيص و درمان زودهنگام در آن بسيار حياتي به شمار مي رود، موثر واقع شود. با اين وجود در حال حاضر اين شيوه درماني در درمان سرطان پروستات توانايي بسيار بالايي را از خود نشان داده است.


هفت تیر روشهای نوین درمان سرطان

از ديگر شيوه هايي که با استفاده از فناوري نانو در آينده اي نه چندان دور به درمان بيماران سرطاني خواهد پرداخت تکنولوژي است که توسط دانشمندان دانشگاه آلبرتا ابداع شده است.

دانشمندان در اين دانشگاه موفق به ابداع نانوذراتي شده اند که مي تواند روزي جايگزين پرتودرماني و شيمي درماني در درمان سرطان شود. نانوذراتي که در اين شيوه استفاده شده است 100 بار کوچکتر از يک تار موي انسان بوده و قادر است مواد ژنتيکي و داروها را به سلولهاي مبتلا انتقال دهد.

متناسب با نوع بيماري و درجه پيشرفت آن، نانوذرات استفاده شده در اين شيوه که M-nanodots نام گرفته است به مواد ژنتيکي و يا داروهاي مخصوصي مجهز شده و به نقطه اي تعيين شده در بدن بيمار تزريق شده و سپس تحت تاثير امواج فراصوت قرار مي گيرد زيرا اين ذرات به خودي خود فعاليتي نداشته و تنها نسبت به فراصوت حساس هستند.
به گزارش هفت تیر، اين امواج برخلاف پرتودرماني زياني براي سلولهاي مجاور تومورهاي بيماري نداشته و با تابيده شدن امواج فراصوتي بر روي نانوذراتي که درون سلولهاي بيمار قرار گرفته اند، حبابهايي درون غشاي سلول سرطاني ايجاد کرده و آن را نابود مي کند.

مواد زيستي استفاده شده در اين شيوه درماني از نوعي قارچ که بر روي گياه بامبو در چين و ژاپن مي رويد به دست آمده زيرا اين قارچها نسبت به فراصوت بسيار حساس هستند.

تابش يونهاي مثبت هيدروژني براي تخريب نسوج سرطاني

دانشگاه سوري نيز که در توليد اولين اسکنر عمودي نانويي جهان شرکت داشته از ديگر مراکزي است که به شيوه اي موثر براي درمان اين بيماري دست يافته است. بر اساس اين شيوه از تابش يونهاي مثبت هيدروژني براي تخريب نسوج سرطاني بدون ايجاد تخريب در ديگر سلولها استفاده مي شود. اين شيوه تاکنون در درمان سرطان چشم در انگلستان موثر واقع شده است.


تمامي شيوه هايي که تاکنون معرفي شده اند بر روي موجودات آزمايشگاهي مورد آزمايش قرار گرفته اند و تاکنون اجازه استفاده از اين شيوه ها در درمان انسانها به دليل نياز به تکميل و اثبات ايمني کامل صادر نشده است.

اما دانشمنداني که در ابداع اين درمانها نقش دارند معتقدند زمان زيادي تا تکميل اين شيوه ها باقي نمانده و سرطان نيز به زودي به بيماري ساده تبديل خواهد شد که به سهولت قابل درمان بوده و قادر به از بين بردن جان و زندگي مردم جهان نخواهد بود.

چه می گذرد بر دانشجویان زندانی

شنبه, آوریل 25th, 2009

 هفت تیر دانشجویان زندانی

هفت تیر7tir.com: به قلم مجتبی سمیع نژاد-سلول انفرادی؛ چه آن را دریچه‌یی باشد به نزدیک سقف و چه آن‌که دریچه‌یی کوچک به پایین در داشته باشد، تا غذایت را از آن بدهند، چه در آن شیر آب دست‌شویی باشد و چه نباشد، چه هر چند ساعت یک‌بار بیایند و از سوراخ بالای در نگاه‌ات کنند که در چه حالی و بلایی بر سر خودت نیاورده‌یی، چه لامپی در آن باشد که همیشه روشن باشد و یا گه‌گاهی خاموش‌اش کنند… هر چه و هر چه که باشد، مصداق بارز شکنجه است…

در سلول انفرادی با جهان واقعی بی‌ارتباطی خاصی وجود دارد، هیچ خبری به زندانی نمی‌رسد، هیچ ارتباطی با دنیای بیرون وجود ندارد، هیچ وسیله‌یی برای حتا سرگرمی در آن نیست، هیچ نوشته‌یی نیست که بخوانی، اگر باشد قرآنی است و مفاتیحی که اگر روزی فرصت کنی هفت‌بار جوشن‌کبیرش را برای ده روز متوالی بخوانی، تا مدعیان کلیددار بهشت اراده نکنند، دری به رحمت به روی‌ات باز نمی‌شود… در این فضا ذهن زندانی خالی می‌شود، تنها راه چاره رهایی است، زندانی دست به هر چیزی می‌زند، از فکر خودکشی گرفته تا خودفروشی (نه از نوع جسمی اش) از ایستاده‌گی تا سر حد مرگ و از شکستن و شنیدن صدای زاری. همین جا است که سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه است…

زندانی زیر این فشار است و جلسه‌های بازجویی صدها فشار دیگر روی زندانی می‌گذارد؛ او تهدید می‌شود، کتک می‌خورد، دروغ می‌شنود، گاهی مجبور می‌شود صدای مادرش را بشنود، گاهی مجبور می‌شود برای دوست‌اش نگران شود، گاهی به شک می‌افتد که ای وای چه قوم الظالمینی بودم من (به تازه‌گی که «مضلین» هم می‌شوند)، گاهی استحاله می‌شود، گاهی اماله می‌شود و یا تهدید به اماله می‌شود، گاهی از بینی‌اش خون می‌آید، گاهی صورت‌اش سرخ می‌شود، گاهی دل‌اش خون می‌شود، گاهی با لوازمی جدید آشنا می‌شود، گاهی در برابر دوربین‌های تلویزیونی قصه‌ی شب می‌گیرد… همین‌جا است که سلول انفرادی می‌شود مصداق بارز شکنجه
گاهی سلول انفرادی طولانی می‌شود، طول روزهای‌اش و تاریکی‌‌ی شب‌های‌اش؛ و گاهی مدت هفته‌های‌اش و در بسیار؛ تعداد ماه‌های‌اش. و در این گیر و دار و سکوت مرگ‌آور، زندانی باید فکر کند که آیا باید پای برگه‌یی یا برگه‌هایی را امضا کند که: «مطالب فوق را در صحت سلامت جسمی و روحی تایید می‌کنم» یا نه؟ و یا بهتر این‌که آیا قبول می‌کند که پرونده‌یی داشته باشد، آن هم از نوع قطورش یا خیر؟ که البته بهتر است قبول کند یا مجبور به قبول کردن بشود؛ اگر نه، یا فریادهای چند اتاق آن‌طرف‌تر بیش‌تر بلند می‌شود یا از تنها نعمت جهان که دیدن کسی است به نام «بازجو» شاید برای روزها و هفته‌ها کفران نعمت تلقی شود… پرونده باید کامل شود؛ آن نام‌نبرده و به خاطر چشم‌بند نادیده، آخر شغل‌اش این است، از این راه ارتزاق می‌کند و یک در دنیا و صد در آخرت می‌گیرد…

۹ دانش‌جوی دانش گاه پلی‌تکنیک بیش از دو ماه است که به سلول انفرادی‌اند، به رسم «سلول انفرادی» ارتباطی با دنیای خارج ندارند، به همین رسم و به دنباله‌ی آن از دیدار خانواده و داشتن وکیلی که کمک‌شان باشد محروم‌اند، هنوز اتهام مشخصی ندارند، چرا که اتهام‌ها بعد از این «بازداشت موقت» که برخی از تبهکاران همین قدر به زندان محکوم می‌شوند، تفهیم می‌شود. خبر‌ها از شرایط بد روحی و جسمی آن‌ها حکایت دارد. کم‌تر شنیده شده که موی سر یک زندانی آن هم در سلول انفرادی از ته تراشیده شده باشد، اما در مورد اسماعیل سلمان‌پور شده، که «هوش‌یاری و تمرکز مناسب برای آگاهی از محیط پیرامون خود را نداشته» همین‌جا است که سلول انفرادی نقض آشکار حقوق‌بشر است. وقتی محمد پورعبدالله را از قزل حصار کرج تا سلول انفرادی اوین تهران می‌آورند تا آن برگه‌ها که امضا نکرده امضا کند، پیدا است که چه رنجی است بدان زندان زندانیان را…

مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلما‌ن‌پور، کوروش دانشیار، احمد قصابان، عباس حكيم زاده، نريمان مصطفوي ،مهدي مشايخي، یاسر ترکمن، شبنم مددزاده و به تازه‌گی مسعود دهقان یازده دانش‌جویی هستند که در سلول انفرادی زندان اوین روزگار به سختی می‌گذرانند و کیست که نداند سلول انفرادی یعنی شکنجه‌گاه و کیست که نداند با نام گذاشتن سوئیت به جای سلول انفرادی تشویش اذهان عمومی می‌کنند، تا اقدام علیه امنتی ملی و تبلیغ علیه «نظام»شان جا افتد و سیل کوچک مراسم‌های خودجوش استقبال در فرودگاه برای «حماسه»‌ی کوچکی و «اقتدار ملی»‌ی از دست رفت از رونق نیافتد.

داشتن سلول انفرادی نشانی دیگر برای سرافکنده‌گی یک ملت است که ما باشیم، و نشانی دیگر است برای وجود نقض حقوق‌بشر در ایران. دانش‌جویان زندانی را آزاد کنید…