Posts Tagged ‘سینما’

ملکه هاي سينماي جهان چه کساني هستند

شنبه, می 2nd, 2009

هفت تیر 7tir.com: بهترين بازيگران زن ده‌سال اخير سينماي جهان انتخاب شدند. دراين بررسي، بازيگران مطرح سينماي جهان از سال 2000 ميلادي به بعد مدنظر بوده‌اند و ستارگان مطرح سينماي دهه‌ 90 از جمله «مگ‌رايان» و «ميشل فايفر» كه در سال‌هاي اخير پركار نبوده‌اند، مورد قضاوت قرار نگرفته‌اند.

بنابر اعلام پايگاه اطلاع‌رساني Imdb، نيكول كيدمن كه تاكنون يكبار براي فيلم «ساعت‌ها» برنده اسكار بوده درصدر اين ليست قرار دارد. «كيت بلانشت» به‌همراه «مريل استريپ» بازيگر كهنه‌كار‌هاليوود رتبه‌هاي دوم و سوم اين فهرست را به‌خود اختصاص داده‌اند.

«كيت وينسلت» به همراه «رنه زلو‌گر» در رتبه‌هاي چهارم و پنجم ايستاده‌اند.«ريس ويترسپون» كه سال گذشته به‌عنوان گران‌ترين بازيگر ‌هاليوود در دريافت دستمزد اعلام شد، در كنار «جودي دنچ» و «اسكارلت يوهانسون» رتبه‌هاي ششم تا هشتم را به خود اختصاص داده‌اند. «جوليا رابرتز»، «جوليان مور»، «نائومي واتس»، «چارليزترون»، «هلن ميرن»، «كايرانايتلي» و «جنيفر كانلي» نيز در رتبه‌هاي نهم تا پانزدهم اين فهرست قرار گرفته‌اند.

به گزارش تصویری از ده بازيگر اول اين فهرست توجه فرمایید:

نیکول کیدمن

اخبار داغ هفت تیر نیکول کیدمن

نیکول ماری کیدمن، متولد ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ (۳۰خرداد ۱۳۴۶ خورشيدی) بازیگر آمریکایی- استرالیایی و برنده جایزه اسکار که به خوانندگی نیز پرداخته‌است. پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود که هردو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو‌هاوایی (ایالات متحده) متولد شده‌است و به همین دلیل دارای هردو ملیت آمریکایی و استرالیایی است. پدرش «آنتونی» متخصص شیمی بالینی بود و مادرش «جانلا» آموزشیار پرستار بود.در سال ۱۹۷۳ میلادی؛ یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد.

اخبار داغ هفت تیر نیکول کیدمن

او در زندگی خود دو بار ازدواج کرد که یکی از آنها با تام کروز در سال ۱۹۹۰ بود كه در سال ۲۰۰۱ کار آنها به طلاق کشیده شد. در این بین آنها دو فرزند به نام‌های ایزابلا جین (۱۹۹۲)و کانرآنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. و دیگر ازدواج وی با کیث اوربان در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. سال 2002 سالي بود كه نيكول 35 ساله به اوج افتخارات هنري يك بازيگر دست يافت. بازي بي نظير او در نقش ويرجينيا وولف در فيلم ساعت‌ها او را علاوه بر جوايز متعدد از فستيوال‌هاي مختلف، برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن كرد. اما شايد جنجالي‌ترين دوره حرفه‌اي نيكول كيدمن را بايد سال 1999 دانست. حضور در پروژه جنجالي چشمان كاملا بسته آخرين اثر استنلي كوبريك و بازي او براي سومين بار در كنار همسرش تام كروز، اين زوج را دچار مشكلاتي كرد كه در نهايت به جدايي آنها منجر شد. اين تريلر، روايت شك و ترديدي است كه يك زوج آمريكايي نسبت به هم پيدا مي‌كنند و نمايانگر سيري است كه در اين تامل سپري مي‌شود. بازي فوق‌العاده و بي نقص كيدمن، به خصوص در سكانس مربوط به ميهماني اول فيلم به نظر يكي از سكانس‌هاي برتر تاريخ سينما است.

کیت بلانشت

اخبار داغ هفت تیر کیت بلانشت

کاترین الیز بلانشت معروف به کیت بلانشت متولد ۱۴ مه ۱۹۶۲ بازیگر و کارگردان تئاتر استرالیایی است. از جمله فیلم‌های معروف او مي‌توان به هوانورد، الیزابت، من اینجا نیستم و مورد عجیب بنجامین باتن اشاره کرد. او از انستیتوی ملی هنرهای نمایشی استرالیا در ١٩٩٢ فارغ‌التحصیل شده و خیلی زود در عرصه تئاتر به شهرت رسیده است. منتقدان سینما در سال ١٩٩٧ با فیلم اسکار و لوسیندا کشفش کردند، اما یک سال بعد بازی در نقش ملکه الیزابت اول در فیلمی از شکار کاپور از وی بازیگری با شهرت جهانی ساخت. با این حال چند سال بعدی را به بازی در نقش‌های مکمل گذراند و در فیلم‌هایی چون یک شوهر ایده آل، آقای ریپلی زیرک، مردی که گریست و موهبت بازی کرد.

اخبار داغ هفت تیر کیت بلانشت

آغاز قرن تازه برای او دوره رسیدن به نقش‌های بزرگ در دل محصولات عظیمی چون ارباب حلقه‌ها (در نقش ملکه گالادریل)، نقش کاترین هپبورن در فیلم هوانورد (اولین اسکارش را برای همین نقش دریافت کرد) و سوزان در فیلم بابل بود. سال گذشته پس از نزدیک به یک دهه؛ مقطعی دیگر از زندگی ملکه الیزابت را روی پرده بازآفرینی کرد و بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد. شگفت انگیز اینکه در همین سال برای بازی در نقش باب دیلن در فیلم آنجا نیستم نیز نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل بود. بلانشت تاکنون چهار بار نامزد جایزه اسکار و یک بار برنده آن، دوبار برنده جایزه بفتا، دوبار برنده جایزه گلدن گلاب و برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره ونیز بوده است. او ده‌ها جایزه معتبر تئاتری و بیش از ٥٠ جایزه سینمایی دیگر نیز در کارنامه خود دارد.

مريل استريپ

اخبار داغ هفت تیر مريل استريپ

متولد 1949 و در آستانه 61 سالگي است. چروك‌ها به صورتش هجوم آورده‌اند، اما هنوز پركار است و با شوق به قلب نقش‌هاي نو مي‌زند و مي‌خواهد عنوان «بهترين بازيگر زن عصر خويش» را حفظ كند، ولو آنكه سنش او را به‌سوي نقش‌هاي‌ مادرانه سوق دهد.كارنامه درخشان مريل استريپ كتمان‌ناپذير است و سياهه‌اي از زناني كه به مدد حضور او روي پرده جان گرفتند و در اذهان ماندند در آن خودنمايي مي‌كند. ولو آنكه فعاليت اصلي‌اش را خيلي دير ـ در 30 سالگي ـ آغاز كرد و در اين سن به شهرت رسيد. بنابراين او را نه در نقش دختران جوان بلكه در نقش زني به‌تنگ‌آمده، مستقل، ماجراجو يا زخم‌خورده به‌ياد مي‌آوريم. در چهل سالگي بي‌ترديد عنوان بااستعدادترين بازيگر زن سينما را يدك مي‌كشيد و شاخص‌ترين آنها بود.

اخبار داغ هفت تیر مريل استريپ

احتمالا واژه شاخص براي توصيف او كافي نبود، چرا كه گاهي اين معني را مي‌دهد كه اثري فوق‌العاده است، ولي مردم آن را دوست ندارند. همان چيزي كه در مورد لاورنس اليويه، كاترين هيپبورن و حتي برخي آثار ال پاچينو هم صدق مي‌كرد.اما استريپ در انتهاي دهه 1980 فوق‌العاده بود و در فيلم فريادي در تاريكي، ساخته فرد شيپسي (1988)، نقش يك زن استراليايي را بي‌نقص بازي كرد. خيلي‌ها حوصله تماشاي اين فيلم را نداشتند، چون موضوع آن و صحنه‌هايش آزاردهنده بود. استريپ طي ده سال شش بار نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر زن شده بود و دو بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن نقش دوم. او در هر دو زمينه برنده جايزه شد؛ اما كسي اهميتي هم داد؟

كيت وينسلت

اخبار داغ هفت تیر كيت وينسلت

كيت اليزابت وينسلت مشهور به رز انگليسي با 168 سانتي متر قد يكي از بازيگران معروف‌هاليوود است. او در يك خانواده هنرپيشه به‌‌دنيا آمد. پدرش راجر وينسلت و مادرش سالي بريج ـ وينسلت هر دو بازيگر بودند. پدربزرگ و مادربزرگ مادري او اليور و ليندا بريج هم در كار تئاتر بودند. و دايي او رابرت بريج در كار صحنه تئاتر مشغول به كار بود. بعد از موفقيت بيش از انتظار تاينانيك كيت وينسلت به پروژه‌هاي مستقل اكتفا كرد. در سال 1998در فيلم «شكسپير عاشق» و در سال 1999 در فيلم آنا و پادشاه بازي كرد.

اخبار داغ هفت تیر كيت وينسلت

كيت در سن 29 سالگي چهارمين نامزدي براي يك جايزه آكادميك را دريافت كرد و او هنوز جوان‌ترين هنرپيشه اي است كه اين افتخار را دارد. كيت و لئوناردو دي كاپريو دوستان بسيار نزديكي هستند. فرزندانش به لئوناردو دايي لئو مي‌گويند او در يك مصاحبه اعلام كرد كه يكسال (از آوريل 2006 تا آوريل 2007) را به خود مرخصي داده تا وقت بيشتري را با خانواده خود بگذراند. كيت درباره پدر و مادرش مي‌گويد: «مامان و بابا بيشتر با من دوست بودند تا پدر و مادر، آنها هيچگاه دلواپسي و تشويش برايم به‌وجود نياوردند آنها به من آموختند خودم باشم.»

رنه زلو‌گر

اخبار داغ هفت تیر رنه زلو‌گر

«رنه كاتلين زلوگر» متولد 25 آوريل 1969 در «كاتي» از شهرهاي تكزاس به‌دنيا آمد. پدرش «اميل اريخ زلوگر» يك مهندس سوئيسي بزرگ شده استراليا و مادرش «جلفريد ايرنه اندرسن» يك پرستار نروژي بود. پدر و مادر زلوگر در يك كشتي در زمان مهاجرت به آمريكا با هم آشنا شدند و در سال 1963 با هم ازدواج كردند.در 1991 از دانشگاه تگزاس شهر «اوستين» در رشته انگليسي فارغ‌التحصيل شد.

اخبار داغ هفت تیر رنه زلو‌گر

بعد از دانشگاه تصميم گرفت به‌صورت حرفه‌اي بازيگري را دنبال كند. به‌دليل اينكه ورود به‌هاليوود دشوار بود بهتر ديد كه در تگزاس بماند و در «هوستون» به‌دنبال بازي در فيلم‌ها بود. در اين دوران به عنوان پيشخدمت كار مي‌كرد. «رنه زلوگر» يكي از 5 بازيگري است كه براي يك فيلم موفق به دريافت جوايز اسكار‌، بافتا‌، گولدن گلوب و SAG شده است.

لورا جین ریس ویترسپون

اخبار داغ هفت تیر  لورا جین ریس ویترسپون

لورا جین ریس ویترسپون (متولد۲۲ مارس ۱۹۷۶) که بیشتر با نام ریس ویترسپون شناخته می‌شود، بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار است. او با نقش‌آفرینی در فیلم قدم‌زنی در مسیر برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن در سال ۲۰۰۵ شد. او به عنوان یکی از برجسته‌ترین و گران‌ترین بازیگران زن‌هالیوود به‌شمار می‌رود.

اخبار داغ هفت تیر  لورا جین ریس ویترسپون

ريس ويترسپون، چهره برگزيده آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريکا در رشته بهترين بازيگر زن، اعلام کرد که تنديس اسکار را مرهون محبت‌هاي جاني کش و جون کارتر است. او در فيلم قدم زني در نقش جون کارتر، خواننده جوان کانتري را بازي کرد که به مدد تلاش و شور و شوق مسير موفقيت را طي کرده و رابطه اش با جاني‌کش را شکل مي‌دهد. ويترسپون به هنگام دريافت جايزه اش عنوان کرد که به هنگام گذراندن دوران کودکي‌اش در تنسي هرگز تصور نمي‌کرد که به چنين جايگاهي دست يابد، با اين وجود اين موفقيت را وام دار جون کارتر است.

جودی دنچ

اخبار داغ هفت تیر جودی دنچ

جودی دنچ که يکی از موفق‌ترين بازيگران بريتانياست با تحسين شدن در‌هاليوود بيگانه نيست. او که دارای عالی‌ترين لقب اشرافی بريتانياست، برای نقشی که در فيلم خانم هندرسون تقديم مي‌کند، ايفا کرده نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر زن است. اين يكي از موفقيت‌هاي جودی دنچ در سابقه کار پنجاه ساله او است.

اخبار داغ هفت تیر جودی دنچ

جودی دنچ قبلا به‌خاطر بازی کوتاه، اما گيرايش در نقش ملکه اليزابت در فيلم شکسپير عاشق اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل را گرفته بود. او در سال 1997 نيز به خاطر بازی در نقش ملکه ويکتوريا در فيلم خانم براون نامزد دريافت جايره اسکار بهترين بازيگر شده بود. خانم دنچ 71 ساله که قبلا 9 بار جايزه بفتا (معادل بريتانيايی اسکار) را برده، برای بازی در فيلم خانم هندرسون تقديم مي‌کند هم نامزد جايزه بفتا شد. خود جودی دنچ با فروتنی مي‌گويد که نامزدی اش برای دريافت اسکار نتيجه اقبال خوش او است.

اسكارلت يوهانسون

اخبار داغ هفت تیر اسكارلت يوهانسون

اسكارلت يوهانسون 26 ساله متولد نيويورك است. پدر او كارستن يك آرشيتكت دانماركي بود و مادرش ملاني يك تهيه كننده سينما. اسكارلت فقط هفت‌ساله بود كه بازي در تلويزيون را آغاز كرد، اما نقشي كه او را به شهرت رساند، بازي در مقابل بيل موراي در فيلم «گمشده در ترجمه» بود.

اخبار داغ هفت تیر اسكارلت يوهانسون

حالا اسكارلت يوهانسون جدي‌ترين پديده جوان هاليوود محسوب مي‌شود، او بعد از بازي در فيلم «گمشده در ترجمه» سوفيا كاپولا، در دو فيلم وودي آلن (امتیاز نهایی و اسكوپ) و فيلم «كوكب سياه» برايان دپالما بازي كرده است. او در «كوكب سياه» به ستارگان سينما در دهه‌هاي 40 و 50 كه با موهاي طلايي و صدايي آهنگين روي صحنه ظاهر مي‌شوند، شباهت يافته است؛ هرچند خودش مدعي است كه براي رسيدن به اين نقش هيچ بازيگر خاصي را الگوي خود قرار نداده است.

جوليا رابرتز

اخبار داغ هفت تیر جوليا رابرتز

جوليا رابرتز در سميرنا؛ جورجيا در28اكتبر 1967 به دنيا آمد.جوليا در اين سرزمين گرم و شرجي تربيت شده. او لاغر است با بدني ژرف. لاغر مانند ني با ساق‌هاي بلند با موهاي مجعد پرپشت. نمي توان گفت كه او خيلي زيبا است‌: چشمان خاكستري و دهان بزرگش به خوبي احساسات را روي صحنه مي‌تواند بيان كند.

اخبار داغ هفت تیر جوليا رابرتز

جوليا اولين اسكار خود را براي نقش خود در ارین براکوویچ فيلي كه بر اساس يك داستان واقعي بود، دريافت كرد.

اخبار داغ هفت تیر جوليا رابرتز

جولیـــان مــــــور (زاده ۳دســــامبر ۱۹۶۰) بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار‌، گلدن گلوب‌، امی و بفتا است.

20 مورد سانسور در پخش میلیونر زاغه نشین از تلویزیون

یکشنبه, مارس 29th, 2009
میلیونر زاغه‌نشین

بیش از بیست مورد تغییر در بهترين فيلم اسكار 2009 ، تازه‌ترین شاهکار صداوسیما

هفت تیر 7tir.com: به قلم مزدک علی نظری- در سال‌های اخیر یکی از بدترین اهانت‌های ناروا به جامعه‌ی روزنامه‌نگاران ایران، تهمت «سیاه‌نمایی» بوده است. آن‌ها که از بیان حقیقت به شدت وحشت دارند، همواره با این اتهام کوشیده‌اند صداهای منتقد و روشنگر را خاموش کنند.

پخش همراه با جرح و «تخریب» یکی از آثار سینمایی روز دنیا از شبکه‌ی یک تلویزیون، یک بار دیگر بهانه‌ای شد تا بسیاری از ناظران و منتقدان متعهد به صدا در آمده و از سیاست‌های مخرب موجود اظهار تاسف کنند. بیست‌و چند مورد تغییر تنها در یک فیلم سینمایی معروف – که همین چندی پیش در تمام دنیا دیده و تحسین شده- شاهکاری بود که فقط از صداوسیمای ما بر می‌آمد. این در حالی است که برش‌ها و تغییرات اعمال شده، غالباً به دلیل مسائل اخلاقی نبوده و دلیل موجهی برای این «خرابکاری فرهنگی» وجود ندارد. در مقابل، مسئولان سیما در اقدامی عجیب استودیوی شبکه سه (پر بیننده‌ترین شبکه‌ی داخلی) را در لحظات تحویل سال نو، دربست در اختیار عوامل فیلمی گذاشتند که تنها 2 روز از اکران آن گذشته و با تبلیغ و تعریف و تمجید از این فیلم، مردم را به تماشای «اخراجی‌ها 2» دعوت کردند؛ فیلمی که با شوخی‌های تکراری و زشتی چون صادر شدن بوی باقالی و… اوج ابتذال را در سینمای ما به نمایش گذاشته است.

بیان حقایق از زبان یک منتقد منصف سیاه‌نمایی است یا چنین عملکردی که جز خجالت و تخریب وجهه‌ی ایران و فرهنگ این سرزمین، حاصلی در پی ندارد؟

قرار بود به بهانه‌ی پخش «میلیونر زاغه‌نشین» از تلویزیون ایران، حاشیه‌های جالب و ناگفته‌ی این فیلم که توسط خبرنگار ما جمع‌آوری شده بود، در «خبرنگاران صلح» منتشر شود. مثل این نکات که: مسابقه‌ی «چه‌کسی می‌خواهد میلیونر شود؟» در عالم واقع هم سال‌هاست از یک شبکه‌ی محبوب هندی پخش می‌شود و در یکی از دوره‌ها هم «آنیل کاپور» اجرای آن را بر عهده داشته است. یا واقع‌گرایی فیلم در نمایش رفتار پلیس هند و…

ولی با شرایط موجود بهتر است نگاهی داشته باشیم به حجم هولناک جرح و تغییراتی که میلیونر زاغه‌نشین را از یک اثر اسکاری و فوق‌العاده جذاب، به فیلمی گنگ و بد بدل کردند که چیزی برای بیننده‌ی عادی ندارد و کسی که فیلم اصلی را دیده را هم با فیلمی تازه مواجه می‌کند!

میلیونر زاغه‌نشین

همه‌ی زیبایی‌های دزدیده شده

آن‌چه به عنوان میلیونر زاغه‌نشین از شبکه‌ی یک نمایش داده شد، با فیلم اصلی تفاوت‌های بسیاری داشت که در ادامه به بعضی موارد اشاره می‌کنیم:

1) یکی از اسکارهای این فیلم بابت موزیک متن و ترانه‌های زیبای آن داده شده. در فیلمی که از سیمای ما پخش شد نه‌تنها طبیعتاً خبری از آواز در آن نبود، بلکه موزیک متن هم بی‌ربط و پاره‌پاره پخش شد. آن‌ها که نسخه‌ی اصلی فیلم را دیده‌اند می‌دانند که به این ترتیب چه بلایی به سر تدوین شاهکار فیلم آمده است.

2) طبق یک قانون تازه، تمام صحنه‌های سیگار کشیدن شخصیت‌های هر فیلمی سانسور می‌شود؛ حتی فیلمی که چند جایزه اسکار و گلدن‌گلوب را برده باشد، اصلاً اهمیت ندارد. مهم سلامت بینندگان عزیز است. «سلیم» امضای «آمیتا باچان» را به یک عشق‌فیلم می‌فروشد که عمراً سیگار نمی‌کشد!

3) گویا استعمال قلیان هم شامل قانون بالا می‌شود. نمایی که سلیم (که از فروختن کفش توریست‌ها پولدار شده) را در حال کشیدن قلیان نشان می‌دهد، در نسخه‌ی مورد بحث دیده نشد.

4) صحنه تکان‌دهنده‌ی کور کردن کودک فقیر توسط عوامل باند «مامان» دیده نشد. لابد زیادی تکان‌دهنده بوده است.

5) خشونت فیلم در سکانسی دیگر هم بی‌مورد تشخیص داده شده: آن‌جا که سلیم و گانگسترهای همراهش «لاتیکا» را از ایستگاه قطار بر گردانده و با چاقو صورت دختر را خط می‌اندازند. حالا دیگر مهم نیست که تماشاگر بیچاره در حافظه‌ی خود شک کند و نفهمد که آن خط روی صورت دختر از کجا آمد؟

6) یک خشونت دیگر: در صحنه حمله‌ی هندوها به زاغه مسلمانان؛ کتک‌کاری‌ها زیاد نمایش داده نشد و مردی که آتش زده می‌شود هم کلاً دیده نشد.

میلیونر زاغه‌نشین

7) در دوران نوجوانی قهرمانان فیلم، دو برادر هنگام دله‌دزدی، شاهد اجرای یک اپرا هستند؛ که در فیلم جدید اپرا مضر تشخیص داده شده و حذف گردیده است!

8 ) کل صحنه‌های مربوط به جستجوی دو برادر به دنبال محل آموزش رقص لاتیکا و طبیعتاً رقص دخترک، قیچی شده بود.

9) وقتی «جمال» در مرحله‌ی ماقبل آخر برنده می‌شود، مجری مسابقه (آنیل کاپور) در حالی که می‌رقصد می‌گوید: «بلند شو، با من برقص…» این قسمت هم حذف شد. کلاً رقص چیز خوبی نیست!

10) بزن و برقص در خانه‌ی «جاوید» هم همین‌طور.

11) کل سکانسی که جمال توریست‌ها را برای دیدن محله‌های پایین‌شهر می‌برد و دوستانش تاکسی توریست‌ها را لخت می‌کنند (به‌جز نمای گنگی از کتک زدن جمال توسط راننده تاکسی) لابد زائد شناخته شده و حذف شده بود!

12) یکی از زیباترین صحنه‌های فیلم، تماشای لاتیکا توسط جمال، از بالای ایستگاه قطار است. در چیزی که نمایش داده شد، صدای دخترک بود و خودش نبود! در چند سکانس دیگر هم آستین‌حلقه‌ای بودن لباس لاتیکا باعث غیب شدنش شد.

13) در سکانس‌های اولیه که بازیگران به زبان هندی صحبت می‌کنند و فیلم با زیرنویس انگلیسی همراه است، عبارت صریح و آشنای «I love you» به جمله بی‌ربطی مثل: «خوبه، بریم!» دوبله شد. این تابلوترین نکته بود، والا تغییر دیالوگ‌ها و حتی داستان فیلم‌ها به دلخواه «پدیدآورندگان ثانویه»ای که در صداوسیما نشسته‌اند، ماجرای تازه‌ای نیست.

14) دوبله‌ی بد این فیلم هم جای سوال داشت و مثلاً صدای لوس و مضحک انتخاب شده برای بازیگران کودک، به شدت توی ذوق می‌زد.

15) صحنه‌ی حمام رفتن لاتیکا (هرچند داخل حمام دیده نمی‌شود) قیچی شد. لابد برای پیش‌گیری از نمایش داخل حمام در فیلم‌های دیگر!

16) اختلاف دو برادر نوجوان بر سر تصاحب لاتیکا، به شکل دیگری نمایش داده شد. دوبلور سلیم گفت: «می‌خواهم لاتیکا را ببرم پیش جاوید.» اما تماشاگران با تعجب دیدند که او به جای رفتن، جمال را از اتاق بیرون کرده و در را بست!

17) نمای نماز خواندن سلیم (با کلاه سفید رنگ) حذف شد.

18) و ضمناً هرجای دیگر فیلم که حرفی از اسلام به میان می‌آید، جملات سانسور یا به صورت دیگری ترجمه شدند. مثلاً: حذف اشاره‌ی سلیم به صدای اذان، یا آنجا که جمال پس از تعریف ماجرای مرگ مادرش می‌گوید: «اگر الله و راما نبودند، مادرم امروز زنده بود.» که در «نسخه‌ی پاکیزه» گفته شد: «اگر فرقه‌بازی نبود…»

19) اشاره‌هایی که به مسلمان بودن جاوید (گانگستر زاغه‌ مسلمان‌ها) می‌شود هم همین‌طور؛ که حتماً توجیه آن «تحریک احساسات عمومی» است. حتی جمله‌ی مجری مسابقه (آنیل کاپور) که خود را مسلمان معرفی می‌کند هم…

20) در لحظات پایانی فیلم چیزهای درهم‌برهمی پخش شد و ناگهان تیتراژ؛ چراکه هم یک صحنه‌ی ماچ و بوسه داشت و هم بعدش آن رقص دسته‌جمعی ملت در ایستگاه قطار، که جداً شاهکار است. حیف شد؛ نصف مزه‌ی فیلم به همین بود!

21) حتی تیتراژ آخر فیلم هم از تیغ تیز سانسور در امان نماند و با پرش‌های متعددی همراه بود.

22) و…

توضیح ضروری: متاسفانه دقایقی از ابتدای فیلم را ندیدیم تا بدانیم بر سر تیتراژ زیبای اولیه (با آن ریتم تند تدوین و موزیک فوق‌العاده) چه آوردند. یا آن سکانس عجیب پریدن جمال در فضولات انسانی، که بعید است از دست قیچی‌داران سیما در رفته باشد!

دختر فرج الله سلحشور : از این که در سریال یوسف پیامبر بازی کرده ام شرمنده ام

یکشنبه, مارس 15th, 2009
خانم‌ها در سینمای ما نقش گوجه روی سالاد را دارند؛ یک نقش تزئینی! حالا دو تا خانم هم در داستان باشد تا جذاب شود!

هفت تیر 7tir.com :  «زینب سلحشور» دختر فرج ا… سلحشور، کارگردان سریال یوسف است. او مشاور خانواده و هنرمندی است که حدود 9 سال در سینما، تلویزیون و رادیو کار کرده و آغاز کارش با گروه کودک شبکه یک و برنامه نیمرخ بود. پس از آن در رادیو به گویندگی پرداخت و از آن پس در پروژه‌های سینمایی در سمت‌های مختلفی به ایفای نقش پرداخت. تقریبا همه خانواده او مخالف سرسخت حضور او در عرصه هنر بوده‌اند!

زينب سلحشور از منتقدین جدی سریال یوسف پیامبر است؛ همان سریالی که پدرش ساخته. او معتقد است نباید انتقاداتش را به سریال یوسف پیامبر محدود کنیم. موضوع از دید او وسیع‌تر از دیدگاه مطرح شده در یک سریال است. سلحشور که در خانواده‌ای مذهبی زندگی می‌کند و دو برادرش هم طلبه علوم دینی هستند، می‌گوید جریانی هدایت شده و سازمان یافته برای ترویج چند همسری در سینما و تلویزیون به راه افتاده که نتایج آن می‌تواند در جهت اهداف دشمنان انقلاب مصرف شود. وی انتقاد خود را بیشتر متوجه ناظران بخش فرهنگی کشور می‌داند تا هنرمندان و فیلمسازان. او بر این اعتقاد است که زن همیشه در سینمای ما نقش حاشیه‌ای داشته است: «خانم‌ها در سینمای ما نقش گوجه روی سالاد را دارند؛ یک نقش تزئینی! حالا دو تا خانم هم در داستان باشد تا جذاب شود! نمی‌دانم شما چند مجموعه می‌توانید اسم ببرید که در آن خانمی عاقل، بالغ و باشعور داستان را پیش می‌برد. ما از این قبیل داستان‌ها در فیلم و سریال‌های خارجی بسیار می‌بینیم، اما در ایران متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد».

او همچنین اضافه کرده است که شاید برخی از سینماگران ما اصلا نگرش مذهبی هم نداشته باشند، اما وقتی بحث زن می‌شود نگاهشان نگاه جنسیتی است، به جای نگاه شخصیتی. اگر هم زنی محور اصلی داستان‌ها باشد، یک زن معتاد، یا یک زن خیابانی یا یک زن مظلوم بدبخت است! آنهایی که معتقد نیستند نگاه‌های جنسیتی دارند، آنهايي هم که معتقدند نگاه‌های متعصبانه و سلیقه‌ای که هر دو زن را تخریب می‌کند.

او همچنین به این مسئله صحه گذاشته است که حدود 20 سال است که روند چند همسری در سینما و تلویزیون طرح‌ریزی شده است: «اینکه می‌گویم طرح‌ریزی شده بود، چون اعتقاد دارم واقعا طرح‌ریزی شده بود. من یادم می‌آید که از یک دوره‌ای عشق از دامنه بین دختر و پسرها رفت بین زن و مردها. در فیلم‌های خارجی این طور شد. یعنی عوض دختر و پسرها حالا زن و مردهای مطلقه یا همسر مرده آمدند وسط. یعنی کم کم عشق به میان جامعه آدم بزرگ‌ها رفت. بعد از مدتی جریان‌هایی مثل تعریف خیانت شروع شد. آمدند خیانت را در فیلم تعریف کردند. وقتی اسم خیانت می‌آید خیلی وحشتناک است اما وقتی با مهارت تمام اسم خیانت عوض ‌شده و واژه‌های دیگری جایگزین آن می‌شود قبح صحبت کردن راجع به آن می‌ریزد .

http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/cache/1236388882.jpg
مصاحبه با خانم زینب سلحشور را در زیر  بخوانید :

حضور زن در چند سال اخیر در فیلم‌ها و سریال‌ها تقریبا به حاشیه رفته، به جز چند فیلم انگشت شمار، زن در فیلم‌ها به صورت بخشی از دکور یا به عنوان عامل بالا بردن گیشه مطرح شده، شما نقش زن را چطور ارزیابی می‌کنید؟
سلحشور:در چند ساله اخیر نبوده، زن همیشه در سینمای ما نقش حاشیه‌ای بوده. خانم‌ها در سینمای ما نقش گوجه روی سالاد را دارند، یک نقش تزئینی! حالا دو تا خانم هم در داستان باشد تا جذاب شود! نمی‌دانم شما چند مجموعه می‌توانید اسم ببرید که در آن خانمی عاقل، بالغ و باشعور داستان را پیش می‌برد. ما از این قبیل داستان‌ها در فیلم و سریال‌های خارجی بسیار می‌بینیم، اما در ایران متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد.

فکر می‌کنید این متاثر از بحث‌های مذهبی باشد، یعنی در مذهب ما خیلی جاها قرار نیست که زن آن‌قدرها آزاد باشد که بتواند خیلی کارها را انجام بدهد؟

سلحشور:خب متأسفانه ما دست آخر برای توجیه دیدگاه‌ها و سلائقمان همه چیز را گردن دین می‌اندازیم، فکر نمی‌کنم این تأثیر دین در سینمای ما باشد. بعضی از آدم‌هایی که با این نگرش فیلم می‌سازند، شاید خیلی معتقد و مذهبی هم نیستند من علتش را تاثر از عرف و نگرش‌های سنتی می‌دانم. چون دین ما از نظر من چنین نگاهی ندارد. ما طبق سلائق خودمان و طبق حافظه تاریخی چند هزار ساله‌مان که مردمحوری را در خود دارد، عادت به این‌گونه نگاه کردن به زن داریم! حالا این وسط یک چیزی هم از شرع می‌شنویم می‌بینیم چقدر با سلیقه ما جور است. آن را به همه مسائل تعمیم می‌دهیم. مثلا حکم شرعی وجود دارد که یک خانم به تنهایی آواز نخواند آواز دست جمعی باشد (که البته روی این هم اختلاف است)

این یک حکم شرعی است اما خود ما این نگاه را در همه چیز وارد می‌کنیم، می‌گوییم پس یک خانم در هیچ موردی نباید تنهایی نشان داده شود و همیشه باید در سایه یک عده‌ای باشد. من این را به حساب دین نمی‌گذارم. چون ما شخصیت‌های تاریخی- مذهبی زیادی داشتیم که نه در سایه کسی بلکه به تنهایی استقلال حضور داشتند، حضرت زهرا وقتی که خطبه خواندند تنها بودند آن هم در جمع آن همه مرد، که اگر ما آن روز بودیم، قطعا چه حرف‌ها که پشت سر زنی که آمده بین این همه مرد صدایش را بلند کرده و خطبه خوانده نمی‌زدیم!! حضرت زینب بعد از واقعه عاشورا تنها بود. یعنی می‌خواهم بگویم این نوع نگاه برآمده از سلیقه‌ها و برداشت‌های ماست، نه از دین.

عرض کردم شاید برخی از سینماگران ما اصلا نگرش مذهبی هم نداشته باشند، اما وقتی بحث زن می‌شود نگاهشان نگاه جنسیتی است، به جای نگاه شخصیتی. اگر هم زنی محور اصلی داستان‌ها باشد، یک زن معتاد، یا یک زن خیابانی یا یک زن مظلوم بدبخت است! آن‌هایی که معتقد نیستند نگاه‌های جنسیتی دارند، آن‌ها هم که معتقدند نگاه‌های متعصبانه و سلیقه‌ای که هر دو زن را تخریب می‌کند.

من کارگردانی را می‌شناسم که وقتی سریال دکتر کوئین پخش می‌شد، هر جا که بود مکان را ترک می‌کرد! یک بار خودم از این آقا شنیدم که در بحثی می‌گفت: اصلا در هر فیلمی که زن نقش اصلی دارد و اوست که همه را هدایت می‌کند، بدانید که این فیلم فیلم فمینیستی است!! می‌خواهم بگویم متاسفانه، این نگرش برخی از آدم‌های سنتی- مذهبی ماست.

بحث چند زنی تقریبا از سریال نرگس در تلویزیون مطرح شد، و بعد از آن ادامه پیدا کرد. می‌دانم که از دغدغه‌های شماست، فکر می‌کنید چرا این اتفاق افتاده؟

سلحشور:البته من این را رد می‌کنم که از سریال نرگس شروع شد.

از کجا شروع شد؟

سلحشور:فکر می کنم 20 سال است که این روند مطرح کردن مسئله چند همسری در سینما و تلویزیون آغاز شده

خب از چه سریالی؟
سلحشور:یک روند خیلی عجیبی بود این داستان، خیلی هم استادانه طرح‌ریزی شده بود.ژ
یعنی با طرح و سازماندهی شده اتفاق افتاده؟

سلحشور: این که می‌گویم طرح‌ریزی شده بود، چون اعتقاد دارم واقعا طرح‌ریزی شده بود. من یادم می‌آید که از یک دوره‌ای عشق از دامنه بین دختر و پسرها رفت بین زن و مردها، در فیلم‌های خارجی این طور شد. یعنی عوض دختر و پسرها حالا زن و مردهای مطلقه یا همسر مرده آمدند وسط. یعنی کم کم عشق به میان جامعه آدم بزرگ‌ها رفت. بعد از مدتی جریان‌هایی مثل تعریف خیانت شروع شد. آمدند خیانت را در فیلم تعریف کردند، وقتی اسم خیانت می‌آید خیلی وحشتناک است اما وقتی با مهارت تمام اسم خیانت عوض می‌شود و واژه‌های دیگری جایگزین آن می‌شود قبح صحبت کردن راجع به آن می‌ریزد!
یک مطلبی شما داشتید که یکی از کارکنان سریال یوسف فرستاده بودند، من می‌خواهم از حرف این خانم استفاده کنم که در واقع حرف دل من هم بوده، این روندی که ایشان در 17-18 ساله گذشت تشریح کردند، کاملا تصدیق می‌کنم و اضافه می‌کنم که حالا پس از روند عادی‌سازی و حتی مظلوم نشان دادن مردان خیانت کار امروز نوبت موجه شدن تصویر زن دوم است! همسر دوم در فیلم‌ها به عنوان یک عنصر موجه مطرح می‌شود. الان داستان طوری شده که هووها نقش‌های مثبت داستان هستند، در سریال‌های کره‌ای همسران دوم و سوم امپراطور، آدم‌های خوبی هستند.

خب شاید اتفاقی بوده، وقتی که سریال تاریخی است و بر اساس واقعیت و مثلا یک شخصی دو زن داشته، که فیلم‌ساز ما نمی‌تواند باید و بگوید که خیر، یک زن داشته!

سلحشور:ببینید در سریال مختار من اطلاع دارم که همسر دوم مختار نشان داده می‌شود، که نمی‌دانم چه لزومی دارد که بحث همسر دوم مختار مطرح شود. به قول آقای قرائتی می‌گوید علمی که سود نداشته باشد به چه دردی می‌خورد؟ مثلا بدانید ابن‌سینا چند کیلو بوده، به چه دردتان می‌خورد! حالا شما بدانید فلانی 50 زن داشته، چه چیزی را می‌خواهید بفهمید، چه چیزی را می‌خواهید اثبات کنید؟ مگر این که یک هدفی از این ماجرا دارید، مگر فیلم‌ساز بدون هدف کاری می‌کند؟ روندی که الان در حال شکل‌گیری است، روند موجه شدن همسر دوم در فیلم‌هاست. با تمام حرمتی که برای آقای افخمی قائل هستم، و ایشان برای من خیلی عزیز و قابل احترامند، ولی باید بگویم روز حسرت یکی از نمونه‌های این کار بود. یعنی خواسته یا ناخواسته در این فیلم همسر دومی به عنوان یک قدیس مطرح شد! نه حتی یک زن معمولی، دردکشیده و …

همسر دوم فیلم آقای افخمی یک قدیس به تمام معنا بود. قدیسی که همه در قیامتشان گیر بدرفتاری با این همسر دوم بودند! سوالی اتفاقا در همین فیلم مطرح شد که جوابی به آن داده نشد که دقیقا بی‌جواب ماندن این سوال هم برای من جای تعجب بود! وقتی که خانم بایگان می‌فهمند که پسرشان همسر دیگری نیز دارد، آقای فرامرز قریبیان به این نکته اشاره می‌کند که من آن دختر را دیده‌ام، دختر خوبی به نظر می‌رسد و خانم بایگان با تعجب می‌پرسد: «چطور زنی که راضی می‌شود سر زندگی کس دیگری برود زن خوبی است؟» اما در این سریال به این پرسش پاسخی داده نمی‌شود و خانم بایگان هم خیلی راحت سر این موضوع قانع می‌شود و همسر جدید پسرش را آن هم با مهــــــر فراوان!! می‌پذیرد! و این آن چیزی است که قرار است جا انداخته شود! این که آقایان شجاعت داشته باشید و کمی صبر، هر خانواده‌ای وقتی اول این موضوع را بفهمند، کمی دعوا و داد و بیداد می‌کنند، اما بعد مجبور می‌شوند رضایت بدهند!

یعنی فکر می‌کنید کسانی دوست دارند این‌جا مثل عربستان شود؟

سلحشور:شما جور دیگری فکر می‌کنید؟

:من نمی‌دانم، از شما سوال می‌کنم!

سلحشور:نمی‌گویم همه، اما لااقل آرزوی این جریان این است که مسلما به آن‌جا ختم خواهد شد. ولی به قول آن خانم آن‌چه متاسفانه مدنظر قرار نگرفته، این است که زنان ایرانی مثل زنان عرب نیستند که سازگار شوند و بگویند خب نصف مال من نصف مال تو!! این اتفاق در ایران نمی‌افتد، زن ایرانی نمی‌ایستد این جریان را تماشا کند اتفاقی که می‌افتد که متاسفانه متاسفانه متاسفانه صدای پیشرفت جریانش هم به گوش می رسد انتقام و دو طرفه شدن خیانت است!

آیا شما فکر می‌کنید در آینده آ‌ن‌چه به قول خودتان «ترویج چند زنی» است، ممکن است تبعاتش به جز ترویج چند زنی، خیانت و فساد هم باشد؟
سلحشور:در آینده نیست، الان اتفاق افتاده. شما واقعا خبر ندارید که این روند در ایران راه افتاده. به خاطر یک سریال نیست، به خاطر یک روند فرهنگ‌ساز است. ببینید بچه تا زمانی که دروغ را نگفته دروغ گفتن برایش قبح دارد، وقتی گفت دیگر تا اخر عمرش دروغ می‌گوید به قول این خانم، تا یک زمانی این موضوع قبیح بود، ولی الان شده مایه خنده، دور هم می‌نشینند در موردش حرف می‌زنند و می‌خندند من‌نمی دانم باید چه کسی را مقصر دانست؟ متاسفانه کار به خیانت دو طرفه کشیده، حالا این که کسی حواسش هست یا نه، نمی‌دانم.

عطف به قوانین مذهبی ما، بیشتر آن‌هایی که می‌خواهند بحث چند همسری را در فیلم‌هایشان در ایران مطرح کنند، با توجه به ممیزی‌های خاص سینما و تلویزیون، به قوانین مذهبی متوسل می‌شوند.

سلحشور:دقیقا این‌طور است و این جای تاسف دارد. من معتقدم اگر آدم هر کاری می‌خواهد بکند شجاعتش را داشته باشد بگوید من می‌خواهم این‌طور باشد، شجاعتش را نداریم می‌خواهیم خودمان را به یک جای قابل استنادی وصل کنیم، پشت دیوار مذهب قایم می‌شویم!

سریالی که الان پر مخاطب است و بحث برانگیز سریال یوسف است که اتفاقا پدر شما هم کارگردان آن است. در اغازین قسمت‌های این سریال حضرت یعقوب نشان داده می‌شود که از میان چهار زنش، یکی را بیشتر دوست دارد و از میان بچه‌های چهار زن بچه همان زن را، که تلویحا حسادت زن‌های دیگر و حسادت بچه‌ها هم به بچه زن مورد علاقه تعمیم داده می‌شود و در واقع این حسادت‌های زنانه، افکار و افعالی شیطانی مطرح می‌شوند، نظرتان به عنوان دختر آقای سلحشور در مورد این سریال چیست؟

سلحشور:خود قرآن در مورد چهار زنی حضرت یعقوب و در مورد خواهر بودن همسرانش چیزی نگفته. وقتی که نظارتی نیست، هر کسی برداشت‌های شخصی‌اش را به تصویر می‌کشد. من به عنوان یک مخاطب عادی نظر مي‌دهم، کاری ندارم که نسبت من با کارگردان این کار چیست. من شرمنده‌ام از همه جوان‌های این مملکت که دین برایشان این‌طور تعریف می‌شود. متاسفم و نگرانم از آینده این نسل با دین و سیرت و قرآن. نمی‌دانم تکلیف آن‌ها چه خواهد بود؟

این برداشت‌های شخصی چه تاثیری دارد؟

سلحشور:واقعا چقدر برای ما اهمیت دارد تاثیرش روی زندگی مردم چقدر است؟ همه هنرمندان می‌دانند که هنر با مخاطب تعریف می‌شود. می‌خواهیم بدانم ما چقدر فکر می‌کنیم که تاثیر کارمان روی مردم چیست و چقدر مسئولیت‌پذیر هستیم؟ من انتظاری از آقایان ندارم، شاید خیلی چیزها بخواهند که خیلی چیزها پیش بیاید. اما می‌خواهم از خانم‌ها بپرسم ما چقدر حق داریم چیزهایی که دوست داریم را عرف کنیم و ترویج دهیم؟ چقدر برایمان مهم است که چه آتش‌هایی را در زندگی‌ها روشن می‌کنیم؟ آیا ما مخاطبین خود را فقط در لحظاتی که برایمان سوت و کف می‌زنند و از ما امضا می‌خواهند می بینیم؟

خب چه چیزی باعث می‌شود که این سوء تعبیرها به وجود بیاید و این سریال‌ها ساخته شوند؟

سلحشور:فقدان متولی درست. می‌خواهم فرزندوار از علمای امروز جامعه یک انتقاد کوچکی بکنم، گرچه انتقاد از علما خیلی شایسته نیست متاسفانه. ولی من جرات می‌دهم به خودم که سوالم را مطرح کنم. برایم جالب است که در جریان انقلاب علما خیلی سهم داشتند، اصلا عامل اصلی شکل‌گیری و پیروزی انقلاب علما بودند، علما بین مردم بودند، ریسک‌پذیری داشتند. چه شد که بعد از انقلاب علما احساس کردند که مردم دیگر به آن‌ها احتیاجی ندارند؟ چه شد که حالا تنها جایی که علما را می‌توان یافت مدارس علمیه است؟ یک وقتی شما می‌گویید علما به تربیت شاگرد پرداخته‌اند تا آن‌ها بیایند دین را به مردم بگویند، خیلی خب کجا هستند این شاگردان؟

دو برادر من و خیلی از بچه‌های فامیل ما طلبه هستند. اما مانند بسیاری طلاب دیگر حاضر نیستند محل زندگی خود را غیر از قم شهر دیگری قرار دهند؟ یعنی تنها شهری که نیاز به ارشاد دارد قم است؟ طلبه‌ها اصلا حاضر نیستند از قم بیرون بیایند! چرا تبلیغ می‌روند ،10 روز محرم ، 1 ماه رمضان ، اما آیا واقعا این‌جوری است؟ نیاز مردم به یک عالم دینی با این چند روز چند روزها برطرف می‌شود؟ با یک سال و دو سال تبلیغ هم وضعیت مردم یک شهر عوض نمی‌شود. احساس می‌کنم اهداف گم شده است. من راحت بگویم، من در یک خانواده مذهبی زندگی می‌کنم، دو برادر من طلبه هستند، عموی من مداح است و.. من به عنوان یک جوان پاسخ سوالات مذهبی‌ام را نمی‌توانم بگیرم، 3 ماه طول می‌کشد تا از یکی که می‌تواند جواب سوال‌هایت را بدهد وقت بگیری بعد هم یک ساعت بیشتر زمان برای صحبت نداری! وای به روز باقی افراد جامعه!

اسم برنامه‌های تلویزیونی را هم نمی‌آورم که همه ما می‌دانیم که هر کس پشت دوربین قرار می‌گیرد موظف است طبق ضوابط سازمان سخن بگوید و آن هم در حالی که همیشه ضیق وقت وجود دارد! سخنرانی از علمای بزرگی چون آیت الله جوادی آملی پخش می‌کنند که فقط طلاب سطح بالا معنیش را می‌فهمند! ما چیزی به اسم پرسش و پاسخ مذهبی و طلبگی در تلویزیون نداریم، شاید برای این که به دین خود اعتقاد نداربم و معتقد نیستیم اسلام برای هر سوالی، جوابی دارد و از ترس این که نکند در یک برنامه سوالی مطرح شود که علما از پس جواب دادنش برنیایند اصولا طرح سوال و جواب را از برنامه‌ها حذف می‌کنیم!

ما قدر علمایمان را نمی‌دانیم و متاسفانه آن‌طور که باید از محضرشان استفاده نمی‌کنیم در حالی که همه می‌دانیم اصولا یکی از جنبه‌های جذب مردم به دین در زمان ائمه اطهار (علیهماالسلام) مناظره‌های ایشان با اهل ادیان دیگر بوده. مسئولین امر چقدر به بحث تشریح و تبیین درست دین برای مردم اهمیت داده‌اند؟

بحث علما در جای خود وجود دارد. اما این‌جا بحث سریال‌هاست، طبعا علما نه می‌توانند و نه وقت و موضوعیت‌شان این است که بنشینند و سریال‌ها را قبل از پخش نگاه کنند و نظر بدهند، ناظرینی در صدا و سیما به عنوان ناظر پخش وجود دارند. فکر می‌کنم نقش آن‌ها در این موضوع خاص بیش از نقش علما موضوعیت دارد.

سلحشور: ببینید بحث علما که مطرح شد، بحث نظارت بر صداوسیما نبود، شما گفتید وظیفه چه کسی است که دین را تشریح کند، من گفتم وظیفه‌اش با علماست، می‌خواهم این دو با هم خلط مبحث نشود و کسی از این بحث سوء برداشت نکند. می‌خواستم بگویم اگر دین درست و به طور جامع و آرمانی ترویج شده بود، امروز تنها آیت الله سبحانی به این سریال اعتراض نمی‌کردند، همه مردم به این سریال اعتراض می‌کردند.

اما در مورد نظارت، چطور می‌توان تصور کرد که جریان ناخواسته اتفاق افتاده! در این سریال‌ها خیلی چیزها می‌آید ساخته می‌شود و پخش می‌شود و بعد می‌گویند ما خبر نداشتیم، مگر می‌شود ما همه چیز را کنترل کنیم! اگر همه چیز را نمی‌شود کنترل کرد، چطور فیلمنامه‌هایی که در آن، دو جمله که از حد ممیزی خارج باشد تصویب نمی‌شوند؟ اگر فیلنامه‌ها بدون خواندن و دقت تصویب می‌شوند، باید نشست و گریه کرد. اگر هم با دقت و پس از بررسی تصویب می‌شوند که دیگر چه توجیهی وجود دارد؟ بعضی وقت‌ها می‌گویند تقصیر کارگردان بود، فیلمنامه‌ای که ما تصویب کردیم این نبود! چطور ممکن است چنین اتفاقی بیافتد؟ پس ناظر کیفی برای چه به پروژه‌ها فرستاده می‌شود؟ بر این اساس من معتقدم که با وجود نظارت‌ها این اتفاق طراحی شده است.

شما می‌گویید پروژه سازماندهی شده وجود دارد، نمی‌دانم تعریفتان از سازماندهی چیست، تعریف من از سازماندهی این است که یک تصمیم از بالا گرفته شود و بعد در طبقات پایین‌تر چگونگی تحقق این تصمیم محقق شود. این‌جا اول فیلم‌ساز طرح خود را ارایه می‌دهد بعد ناظرین تاییدش می‌کنند. یعنی ناظرین نقشی در ایده‌پردازی فیلم‌ساز که ندارند!

سلحشور:ببینید من به هیچ عنوان هنرمندان را در این ماجرا مقصر نمی‌دانم. من به محمد حسن‌زاده، کارگردان مجموعه نمیرخ می‌گفتم که چرا فلانی را به عنوان مجری انتخاب کردند، به من گفت، خانم سلحشور آن آدم مقصر نیست، او دوست دارد این کار را انجام بدهد. کسی که به او اجازه داده که مطرح شود مقصر است. گیرم همه ادم‌ها دوست داشته باشند بیایند رییس‌جمهور بشوند شما اجازه می‌دهید؟ یک مرجعی باید باشد که کنترل کند.

حالا این قضیه دو وجه دارد، یا این اتفاق خواسته می‌افتد یا ناخواسته. ناخواسته یک موضوعی مطرح می‌شود و سال‌ها دستمایه فیلم‌سازی فیلمسازان می‌شود، مثلا در دوران دفاع مقدس همه به سمت ساخت فیلم‌های جنگی می‌رفتند، خب یک نفر هم در این جریان قرار می‌گیرد. او مقصر نیست. اما یک موقعی هم خواسته این کار انجام می‌شود. یعنی یک فیلم‌سازی می‌خواهد هشدار بدهد، به مخاطب و مسئولین که اتفاقی در حال رخ دادن است که بنیان خانواده‌ها را از هم می‌پاشد. یا همین که یک آدمی خودش این کاره است، دوست هم دارد، می‌خواهد این را فرهنگ کند.

من می‌خواهم بگویم یک هنرمند کاری که به نظرش درست است، انجام می‌دهد، چه کسی که می‌خواهد هوس هایش را رایج کند، چه آن کسی که می خواهد هشدار بدهد و چه آن آدمی که به خاطر مد روز این داستان را می نویسد، آن کسی که این‌ها را کنترل می‌کند و خط می‌دهد، هنرمند نیست. این‌جا مسئول و ناظر وجود دارد. این هم که می‌گویم این جریان هدایت شده است، نمی‌خواهم این را مربوط کنم به مسئول صدا و سیما و یا هر کس دیگری.. موضوع خیلی بزرگتر از این‌هاست.

من در پرونده‌های مشاوره‌ای که دارم، می‌بینم طی این دو- سه سال اخیر به شدت تعداد افرادی که به جادو و طلسم روی می‌آورند، زیاد شده. یعنی مردم گرفتارند و دست آخر نمی‌توانند مشکلشان را حل کنند. به سمت جادو و طلسم می‌روند، من آماری در آوردم که خیلي برایم جالب بود. اخیرا هم فکر می‌کنم این بحث را از برنامه‌ای شنیدم که راجع به مدعیان دروغین بود. می‌گفتند که یهودیان و کسانی که نسبت به مسلمانان مغرض هستند به شدت به دنبال ترویج این خرافات هستند. ترویج چند همسری هم می‌تواند یکی از این برنامه‌ها باشد، با ترویج چند همسري بنیان خانواده از هم خواهد پاشید، این یعنی براندازی نرم. دیگر نیازی به اسلحه نیست،خانواده را بپاش همه اجتماع از هم می‌پاشد ، فرزندان خانواده‌ای که نظارت و دوستی با فرزندان در آن از بین می‌رود، چون پدر و مادر مشغول دعواهای عاطفی و حقوقی‌اند به دنبال خلاهای خود سر از خیلی جاها ممکن است در بیاورند!

(البته نمی‌گویم همه اینطور می شوند) من از نزدیک دیده‌ام خانواده‌هایی را که دچار مشکل می‌شوند. اصلا این‌طور نیست که یک مردی زن دوم بگیرد و بعد از مدتی جنگ و جدل اوضاع مساعد شود. بنیان خانواده‌ها از هم می‌پاشد، بچه ها قربانی جدل‌های پدر و مادر می‌شوند اگر کار پدر و مادر به جدایی نکشد! مادر تبدیل به یک جسم بی‌روح، منزوی و افسرده می‌شود و بچه‌ها عملا از انرژی مثبت او بی بهره می مانند ، آدم‌هایی می شوند بی نهایت بدبین و ترسو نسبت به تشکیل زندگی مشترک! فیلم می سازیم و می خواهیم به یک بچه‌ای بیاموزیم که اگر پدرت به مادرت خیانت کرده به تو ربطی ندارد بر ماجرا سرپوش بگذار و زندگیت را بکن ! واقعا تصور می کنیم که همچین بار سنگینی برای یک بچه کشیدنی است؟ ما رویاپردازی می‌کنیم یا می خواهیم واقعیت را ببینیم؟ با همه وجود معتقدم به این که این یک جریان تعریف شده از سوی دشمنان اسلام است که متاسفانه ما بدون فکر کردن به عواقب طولانی مدت آن با آن همراه شدیم

و اما حرف آخر: می‌دانم که از فردا به لیست خانم های فمينیست اضافه می شوم چرا که در جامعه ما اصولا صحبت درباره حقوق زنان و یا ارائه تعریف مثبت از زن (مگر آنجا که ما مصلحت ببینیم!) یا هشدار درباره ظلم به این قشر یعنی طرفدار فمينیسم بودن !! که اگر این‌طور است پیامبر گرامی ما اولین پایه‌گذار فمنیسم به حساب می‌آید و من مفتخرم که پیرو ایشانم! و دوم این که من به عنوان یک جوان به همه مسوولین و علمای مملکتم که تلاش می‌کنند برای بهتر انجام دادن مسئولیت‌شان در هر پستی که هستند احترام ویژه قائلم و امیدوارم که انتقاد آگاهانه جوانان را به حساب رد زحمات ایشان و یا قدرنشناسی نگذارند و آن‌ها هم اگر صحبتی با مردم دارند در گفتنش راحت‌تر باشند و بدانند که مردم ظرفیت درکش را دارند و اگر کمکی از دستشان بر بیاید دریغ نمی‌کنند …

میری ، کمدین مشهور قبل از انقلاب ، درگذشت + فیلم و مصاحبه

سه شنبه, مارس 3rd, 2009

seyyed-ali-miri-gajamoo
هفت تیر  7tir.com  :  سید علی میری بازیگر قدیمی و دوست داشتنی سینمای کمدی قبل از انقلاب صبح امروز دوشنبه ۱۲ اسفند ماه ۱۳۸۷ در بیمارستان آبان تهران به علت عارضه قلبی درگذشت.
مرحوم میری متولد ۱۳۱۸ رشت بود ” بعضی از دوستان اشاره کردند مرحوم میری متولد ۱۳۱۵ از قریه خرم آباد تنکابن – شهسوار قدیم بودند و اولین فیلم ایشان هم خشت و آینه بود ” که از کلاسهای آزاد هنرپیشگی در جامعه بارید فارغ‌التحصیل و در سال ۱۳۴۱ فعالیت هنری اش را از تئاتر شروع و در سال ۱۳۴۳ با بازی در آثاری همچون ” به دادم برس رفیق ” شیطان در می‌زند ” ” سرنوشت‌سازان ” ” دیوار شیشه‌ای ” …….. نام خود را به عنوان یکی از هنرمندان پیشکسوت عرصه ی سینمای کمدی در ایران جاودانه کرد.
میری تا قبل از انقلاب در بیش از ۱۰۰ فیلم با هنرمندانی چون ناصر ملک مطیعی و فریبا خاتمی در فیلم ” اخم نکن سرکار ” با رضا بیک ایمانوردی و جمیله در فیلم ” گل پری جون ” با ایرج قادری و وحدت در فیلم ” ناخدا با خدا ” با همایون در فیلم ” خیالاتی ” و بار دیگر با وحدت در فیلم ” خوشگذران ” همبازی بود.
روحش شاد.

سيد علي ميري 12/12/1387 در بيمارستان آبان تهران درگذشت. در عمر هنري اش كه بيش از ۱۴ سال نبود در ۱۱۵ فيلم بازي كرد.ميري كه عموما در نقش وردست رشتي ظاهر مي شد متولد شهسوار بود و در سال ۱۳۴۰ از مدرسه
هنرپيشگي فارغ التحصيل شده بود. بعد از سه سال كار تئاتري با فيلم “زمزمه محبت”كار امير شروان به سينما وارد شد اين بازيگر فقط در سال ۵۶ در ۱۰ فيلم بازي كرده بود.ناخدا باخدا،يكي خوش صدا يكي خوش دست و ميرم بابا بخرم از كارهاي معروف او در نزد تماشاگران آثار قبل از انقلاب است.مرحوم ميري در سن ۶۹ سالگي درگذشت.
انجمن تئاتر آزاد نيز به عنوان متولي برگزاري مراسم با انتشار نمابري در گذشت اين هنرمند را تسليت گفت و اعلام كرد: مراسم ختم اين هنرمند از ساعت 14 تا 15:30 روز جمعه 16 اسفند ماه در مسجد نور ميدان فاطمي برگزار مي‌شود.

فیلم آخرین مصاحبه با میری و فیلم تکه هایی از بازی این هنرمند توانا را در این لینک ببینید :

فیلمی جالب و خنده دار از اجرای زنده عزت الله انتظامی و داریوش مهرجویی

دوشنبه, ژانویه 7th, 2008

اجرای زنده عزت الله انتظامی و داریوش مهرجویی در مراسم بزرگداشت داریوش مهرجویی :

یک ویدئوی بسیار جالب و ده دقیقه ای از شوخی عزت الله انتظامی با داریوش مهرجویی و تقلید صدای داریوش مهرجویی توسط انتظامی . البته در آخر مهرجویی هم که کمی ناراحت شده تلافی میکنه و ادای عزت الله انتظامی را در میاره .. در این ویدئو انتظامی شروع به تعریف خاطره ای از اختلاف مالی خودش با داریوش مهرجویی میکنه و خاطره را بسیار زیبا و هنرمندانه تعریف میکند و بارها حضار را که همه از بازیگران مشهور سینما هستند به خنده می اندازد .

عزت الله انتظامی + داریوش مهرجویی + اجرای زنده مهرجویی با انتظامی + فیلم مراسم بزرگداشت داریوش مهرجویی + تقلید صدای داریوش مهرجویی + نهمین چشن سینمایی دنیای تصویر