Posts Tagged ‘شلیک’

ماموران نیروی انتظامی راننده پراید را کشتند و فرار کردند

یکشنبه, می 10th, 2009

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
هفت تیر 7tir.com: پرونده دو مامور پليس که به قتل راننده يک خودرو پرايد متهم شده اند، براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
به گزارش هفت تیر اوايل سال 86 به ماموران پليس خبر دادند جسد مرد جواني در يک پرايد در خيابان پيروزي رها شده است. يافته هاي پليس نشان داد اين مرد احتمالاً از سوي افرادي تحت تعقيب بوده چرا که گلوله هاي زيادي به خودرو او اصابت کرده و چند گلوله نيز به خودش برخورد کرده بود. در حالي که جسد اين جوان به پزشکي قانوني انتقال يافته بود تحقيقات براي شناسايي عاملان قتل آغاز شد. ماموران براي اينکه سرنخي به دست آورند خانواده مقتول را مورد بازجويي قرار دادند اما آنها گفتند به هيچ کس مظنون نيستند و فرزندشان در حال بازگشت به خانه بوده که چنين حادثه يي برايش رخ داده است. در حالي که هيچ سرنخي از عاملان اين قتل وجود نداشت، کارآگاهان منتظر ماندند تا با اشتباه قاتل يا قاتلان آنها را به دام بيندازند. بعد از پايان کالبدشکافي جسد براي تدفين به خانواده مقتول تحويل داده شد و پرونده قتل اين جوان جزء پرونده هاي راکد اداره آگاهي باقي ماند. مدتي بعد از قتل جوان پرايدسوار مامور بررسي سلاح در يکي از کلانتري هاي تهران مشاهده کرد در خشاب کلاشينکفي که براي ماموريت در اختيار يکي از درجه داران کلانتري و سرباز همراه وي گذاشته شده بود، به جاي گلوله کاغذ پر کرده اند. وي همچنين متوجه شد از اين سلاح شليک شده است. با توجه به اين مساله آخرين فردي که سلاح در دست وي بود، احضار شد اما وي منکر تيراندازي شد و گفت احتمالاً نفر قبلي اين کار را کرده است و او از اين ماجرا خبر ندارد اما به رغم انکارهاي اين مامور تحقيقات ادامه يافت و سربازي که همراه وي بود، دستگير شد.

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
عکس تزئینی

سرباز جوان در بازجويي ها راز قتل جوان پرايدسوار را نيز برملا کرد. او گفت؛ من به عنوان سرباز همراه استوار پليس يک کلاشينکف از کلانتري گرفتيم تا براي بازجويي از فردي که در بيمارستان بود، برويم. پس از بازجويي در حال برگشت بوديم که استوار گفت از جوان پرايدسواري که در گوشه خيابان توقف کرده بود، بازجويي کنيم. نمي دانم به چه دليل استوار چنين تصميمي گرفت. وي ادامه داد؛ به راننده پرايد نزديک شديم. با او صحبت کرديم و استوار از او خواست پياده شود. راننده پرايد مقاومت کرد و گفت کاري نکرده و همه مدارک را هم دارد و از ماشينش پياده نمي شود. بعد هم ماشين را روشن کرد و به راه افتاد. استوار چند تير به او شليک کرد. پرايد متوقف شد. مرد راننده همچنان پشت فرمان بود. اما هر چه استوار به او مي گفت پياده شو، توجهي نمي کرد. اين سرباز ادامه داد؛ خيابان خلوت بود. ما به خودرو نزديک شديم و به يکباره ديدم خون از بدن مرد راننده جاري شده است و هيچ حرکتي ندارد. استوار از من خواست فرار کنيم و من هم به خواسته اش عمل کردم. زماني که به کلانتري رسيدم، از من خواست در اين باره به کسي چيزي نگويم اما چون بايد کلاشينکف را تحويل مي داديم و گلوله ها از سوي تحويلدار شمرده مي شد، نمي دانستيم بايد چه کنيم. استوار چند گلوله تهيه کرد و داخل سلاح گذاشتيم اما يکي از گلوله ها همچنان کم بود. براي اينکه جاي خالي آن را پر کنيم، استوار درون آن کاغذ گذاشت و قرار شد اگر از ما پرسيدند چرا داخل خشاب، کاغذ است، ما ادعاي بي اطلاعي بکنيم. با توجه به اين اعترافات، سرباز وظيفه و استوار پليس بازداشت شدند و پرونده به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد.بازپرس شاملو با استناد به اينکه ماموران هنگام حادثه حين انجام وظيفه بوده اند، پرونده را با قرار عدم صلاحيت به سازمان قضايي نيروهاي مسلح فرستاد.

در جلسه محاکمه اين دو مامور پليس آنها مدعي شدند جوان پرايدسوار مقداري مواد مخدر همراه خود داشته است و به همين دليل هم مي خواسته فرار کند و آنها مجبور به تيراندازي شدند. در اين بين پدر مقتول مدعي شد پسرش اعتياد نداشته و موادي که مي گويند از خودرو وي به دست آمده، متعلق به پسرش نبوده است. دو مامور در پايان جلسه محاکمه به پرداخت ديه به اولياي دم محکوم شدند. راي صادره مورد اعتراض اولياي دم و وکيل مدافع آنها قرار گرفت. وکيل اولياي دم در اعتراض خود نوشت اين دو مامور حين انجام وظيفه نبوده اند و ماموريتي هم نداشتند و بايد کار ديگري را انجام مي دادند و بي دليل به سوي جوان پرايدسوار رفته اند. ضمن اينکه در گزارش اوليه پليس به کشف مواد مخدر اشاره نشده و ادعاي اين دو مامور بي اساس است. وي همچنين گفت؛ کارشناسان نيز اعلام کرده اند تيراندازي ها از فاصله نه چندان دور و به عمد انجام شده است. با توجه به ايرادات وارده حکم صادره نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. به اين ترتيب قاضي عزيز محمدي و چهار مستشارش مسوول رسيدگي به اين پرونده شدند و دو مامور متهم به زودي در اين شعبه محاکمه مي شوند.

ضرب و شتم متهمی که پایش تیر خورده بود ، توسط پلیس

سه شنبه, مارس 3rd, 2009


هفت تیر 7tir.com به روایت  خبرنگار خبرگزاری ایرنا  :  ساعت حدود چهار بامداد روز دوشنبه ، جنوب شرق تهران، بولوار ابوذر، تقاطع آهنگ، خيابان وحدت اسلامي.
سر و صدا چند لحظه در کوچه پيچيد و سپس صداي شليک گلوله شنيده شد.
همسايه ها به دنبال سر و صدا به سمت پنجره دويدند، سه نفر مامور نيروي انتظامي در حال انجام وظيفه، با يک نفر که تير به پايش اصابت کرد، درگير شدند، لحظه اي بعد، فرد مضروب دستگير و دستبند به دستش زده شد.
جمعي از همسايه ها شاهد ماجرا بودند، يکي از ماموران آدرس محل را پرسيد و با بي سيم تماس گرفت.
10 دقيقه بعد، دو خودرو گشت پليس از راه رسيد و دو نفر از سرنشينان خودرو گشت پليس پياده شدند و به سمت مضروب رفتند و او را که از “رو” به زمين افتاده و دستبند به دستش زده شده بود، بشدت کتک زدند.
خانمي از پنجره فرياد زد “چرا مي زنيد، او که دستبند در دست دارد و زمين افتاده و تيرخورده است”، جمعي از مردم با او همصدا شدند و اعتراض کردند، که نحوه برخورد شما با مجرم يا متهم آنهم در مقابل ديدگان مردم، زحمات براداران پليس را که براي امنيت مردم شبانه روز زحمت مي کشند، زيرسوال مي برد.
اين خانم گفت: ما حامي شما هستيم، ولي، دادگاه بايد جرم او را مشخص کند، فعلا او مجروح است و نياز به مراقبت دارد، يکي از ماموران به اين خانم معترض شد.
تعداد ماموران به هشت نفر رسيد، مضروب که تير به پايش خورده و وسط کوچه افتاده بود، خون از پايش مي ريخت، در اين لحظه يکي از ماموران پاي او را گرفت و درازکش به سمت خيابان اصلي برد و در وسط خيابان رها کرد.
يک ساعت از ماجرا گذشت، خون زيادي از مجروح به زمين ريخته است، ولي هنوز از آمبولانس خبري نيست، گاهي اوقات ماموري به مضروب که فرياد مي کشد، نزديک مي شود، از او در باره بقيه همدستانش مي پرسد.
ساعت نزديک 5 و 15 دقيقه صبح آمبولانس از راه مي رسد و پاي مجروح را پانسمان مي کند و به همراه مامور به بيمارستان منتقل مي شود و پايان ماجرا؟
يادداشت دوم
…………….
“گفته ها و نقل قول هاي ماموران ”
متهم به اتفاق چند نفر در تهران پارس و حوزه ماموريت کلانتري 126، خودرو گشت پليس را سرقت کرده بود.
تعقيب و گريز در اتوبان افسريه ادامه يافت و سارقان خودروي سرقت شده را در محل تقاطع اتوبان آهنگ و اتوبان افسريه رها کرده و به کوچه هاي اطراف فرار کردند.
يکي از ماموران گفت: مجرمان گستاخانه با خودرو پليس که سرقت کرده بودند، با سرعت زياد در خلاف جهت اتوبان فرار مي کردند و ما مجبور شديم چندين تير به خودرو پليس که در دست سارقان بود، شليک کنيم و آسيب زيادي به خودرو وارد شد تا سرانجام آنها خودرو را رها کرده و در تقاطع اتوبان آهنگ به سمت کوچه هاي محل فرار کردند و يکي از آنها در اين محل و در حين فرار با فرمان ايست و متعاقب آن شليک اسلحه به پايش دستگير و منتظر آمدن آمبولانس هستيم.
ياداشت سوم
……………..
اقدامات نيروي انتظامي براي حفظ امنيت اجتماعي قابل تحسين است، شب و روز و در همه ايام مشغول انجام وظيفه هستند و جاي قدرداني دارد، ولي چرا بايد مامور گشت اينقدر سهل انگاري کند تا دزدان گستاخ خودرو مامور گشت را به سرقت ببرند.
اگر خداي ناکرده دزدان موفق مي شدند و از دست پليس فرار مي کردند، حتي چند ساعت کافي بود تا حوادث ناگواري رخ دهد.
برخورد خشونت آميز ماموران با مجرم پس از دستگيري او که در اثر شليک تير به پايش زخمي شده و دستبند در دست دارد، در مقابل ديد مردم چه مفهومي دارد؟
در آن وقت بامدادي، چرا آمبولانس بايد با يک ساعت تاخير بيايد، توجه داشته باشيم تقاضاي اعزام آمبولانس توسط ماموران پليس صورت گرفت. همه خيابانها خلوت و ترافيکي نبود.
در آخر “اي کاش” جناب سرهنگ که نمي شناسمش زودتر مي آمد، او که از مردم عذر خواهي کرد و گفت “آن مامور يا ماموران هر چند عصباني بودند، ولي نبايد مجرم دستگير شده و تير خورده و دستبند در دست داشته را در انظار مردم کتک بزنند”.
اين سرهنگ محترم گفت: آن مامور اگر عذري براي عمل خود نداشته باشد، قطعا توبيخ خواهد شد. از آن خانم هم که به او توهين شده بود، عذرخواهي مي کنم.