در حاشیه برکناری علی دایی
شنبه, آوریل 4th, 2009هفت تیر 7tir.com: در شرایطی که پنج روز از برکناری علی دایی گذشته اما همچنان حاشیههای این برکناری ادامه دارد.
شنبه 8/1/88 ساعت 23:30 علی کفاشیان دو ساعت پس از شکست ایران برابر عربستان به همراه دبیرکل فدراسیون فوتبال بر سر میز شام اعضای تیم ملی حاضر میشود. سکوت و فضای سنگین اردوی تیم ملی با صحبتهای رییس فدراسیون فوتبال شکسته میشود: « ما هم برابر عربستان و هم مقابل کرهجنوبی موقعیتهای گلزنی زیادی داشتیم و همین نشان میدهد که تیم ما با برنامه بوده. هنوز کار ما تمام نشده و دو بازی مهم در خارج از خانه مقابل کره جنوبی و کره شمالی داریم و میتوانیم با گرفتن امتیاز از این دو بازی و همچنین بازی مقابل امارات به جام جهانی صعود کنیم. ما بارها نشان دادهایم که در بیرون از خانه بهتر نتیجه میگیریم و با همین امید بازیهای بعدی را انجام میدهیم. فدراسیون از شما و کادر فنی حمایت میکند و هنوز ما برای صعود به جام جهانی بدون شانس نیستیم.» پس از حمایت رییس، کفاشیان با بدرقه دایی و بازیکنان تیم ملی، رییس و دبیر کل فدراسیون در ساعت 00:30 از هتل آکادمی فوتبال میروند.
2- یکشنبه 9/1/88 ساعت 10:40 کفاشیان در گفتوگو با یکی از خبرگزاریها میگوید که “فعلا قصد تغییر در کادر فنی را نداریم و هنوز زمان زیادی داریم.” این جمله تایید کننده حمایت شب گذشته رییس فدراسیون فوتبال از علی دایی بود اما پس از چند دقیقه به طور عجیبی این جمله از مصاحبه کفاشیان برداشته میشود. بیست دقیقه بعد سایت برنا که از نزدیکترین سایتها به دولت است در خبری اعلام کرد که علی دایی از کار برکنار شد. در این خبر هیچ منبعی ذکر نشده بود. پس از خبر برنا، ایرنا و فارس هم که در طیف حامیان دولت قرار دارند در خبری مشابه اعلام کردند که “بنا به درخواستهای مردمی فدراسیون فوتبال علی دایی را برکنار کرده است.” اما نکته جالب این بود که هیچ مقامی در فدراسیون این خبر را تایید نمیکرد و حتی علی کفاشیان در گفتوگویی با ایسنا ضمن تکذیب این خبر گفت که پس از جلسه ویژه فدراسیون، درباره کادر فنی تصمیمگیری میکند.
3- یکشنبه 9/1/88 ساعت 15:10 در شرایطی که هیچ مقامی از فدراسیون همچنان خبر برکناری دایی را تایید نمیکرد، پایگاه اطلاع رسانی دولت در اس ام اسی که برای برخی مسوولان خبرگزاریها فرستاد اعلام کرد که دایی برکنار شده است. در این پیامک نوشته شده بود: “پاد- در پی کسب نتایج ضعیف، علی دایی از سرمربیگری تیم ملی ایران برکنار شد.” در حالی این اس ام اس به طور محرمانه ارسال شد که بر روی سایت پایگاه اطلاع رسانی دولت چنین خبری دیده نمیشد. این در شرایطی بود که همچنان هیچ مسوولی در فدراسیون فوتبال این خبر را تایید یا تکذیب نمیکرد. در همان شب رییس جمهور احمدی نژاد در جلسه هیات دولت با انتقاد شدید از فدراسیون فوتبال از سازمان تربیت بدنی خواست به دنبال تربیت مربیان زبده باشد و این تا حدودی تایید کننده شایعه صادر شدن دستور برکناری دایی توسط رییس جمهور بود.
4- یکشنبه 9/1/88 ساعت 15:45 علی کفاشیان در تماسی با علی دایی میگوید: « هیات رییسه فدراسیون فوتبال تصمیم گرفته تغییراتی را کادر فنی به وجود بیاورد، به همین خاطر اگر اجازه بدهید میخواهیم این خبر را اعلام کنیم.» در میانههای صحبت کفاشیان، دایی که در جریان خبرهای رسانههای نزدیک به دولت قرار گرفته رو به کفاشیان میگوید: «آقای کفاشیان بیایید روراست باشید. من که میدانم این تصمیم هیات رییسه فدراسیون نیست. شما دیشب مثلا از تیم ملی حمایت کردید. این نظر شما نیست. این تصمیمی است که جاهای دیگر برای شما گرفتهاند.»
5- سه شنبه 11/1/88 ساعت 12 محمد علی آبادی با دایی تماس میگیرد. دایی معمولا شمارههایی که نمیشناسد را جواب نمیدهد. این بار هم رفتار او مانند قبل است اما وقتی علی آبادی چند بار تماس میگیرد دکمه سبز گوشیاش را فشار میدهد. آن طرف خط علی آبادی است. رییس سازمان به دایی میگوید که میخواهد او را همین الان ببیند که جواب دایی ساده است: «من الان در مغاره هستم و نمیتوانم بیایم.» علی آبادی میگوید که میخواهد او را برای جلسه مهمی به جایی ببرد که جواب دایی تندتر از جمله اول اوست.
6- دایی این روزها زندگی جدیدی را آغاز کرده. تعدادی از دوستانش میگویند که دایی روزی پرقدرتتر از گذشته بر میگردد، اما آن روز زمانی خواهد بود که تغییراتی اساسی در مدیریت سازمان تربیت بدنی به وجود آمده باشد اما بعضی دیگر از دوستانش میگویند که بعید نیست، دایی برای همیشه از ایران برود. البته این روزها دایی در تهران و در فروشگاه مرکزی “دایی” روزهای بی فوتبالی را میگذارند. روزهایی که شاید برای اولین بار طولانیتر از همیشه باشد. این بار جدایی مردی که قرار بود قیصر فوتبال ایران باشد اما با تصمیمی اشتباه “مرد سوخته” لقب گرفت، به احتمال خیلی طولانیتر از قبل خواهد بود. شهریار، قیصر یا هر چه دیگر که او را صدا زدیم این روزها بیمعنی است. او با تصمیم اشتباه فدراسیون و سازمان تربیت بدنی و جاه طلبیهای خودش به تیم ملی آمد و خیلی زود و قبل از رسیدن به آرزوهایش از دور خارج شد.
ماجرای اختلاف دایی و علی کریمی
علي دايي شخصيت منحصر به فردي دارد. او از آن دسته آدم هايي است که به سختي مي توانيد خودتان را متقاعد کنيد تا برايش دل بسوزانيد. البته اين مساله براي مردي که چه در دوران بازي و چه در طول مدت سرمربيگري اش در سايپا و تيم ملي فوتبال ايران با سماجت تنها و تنها روي حرف خودش ايستاد و به توصيه هيچ کس هم گوش نکرد، چندان دور از انتظار نيست. با اين حال وقتي در ميانه هاي نيمه نخست بازي مقابل عربستان فريادهاي «علي کريمي- علي کريمي» تماشاگران به صورت زمزمه از گوشه ورزشگاه آغاز شد و در ادامه رفته رفته به کل جمعيت سرايت کرد، خيلي ها متقاعد شدند که پا روي دل شان بگذارند. بايد براي علي دايي دلسوزي کرد؟ حتي اگر ترديدي نيز در اين زمينه وجود داشت تنها تا انتهاي بازي دوام آورد. علي دايي به عنوان سرمربي تيم بازنده با تمام غرور و لجاجت اش مدت ها بعد از پايان مسابقه همچنان روي نيمکت ذخيره ها نشست تا مبادا با خيل تماشاگراني خشمگين روبه رو شود که او را مقصر اصلي باخت به عربستان مي دانستند و حاضر به ترک استاديوم نبودند. در آن لحظات سواي باخت و اينکه آيا علي دايي واقعاً مقصر بوده يا نه، مي توانستيد تمام قد براي او دل بسوزانيد. چه بسا خود او هم در تمام آن لحظات سخت براي خودش دل مي سوزاند و حسرت مي خورد که چرا اين همه روي خودخواهي اش اصرار و ابرام به خرج داده است. شايد دايي در آن لحظات پيش خودش فکر مي کرد که اگر علي کريمي را بيرون نمي گذاشت، اگر روي قول و قرارش باقي مي ماند، اگر اين همه لجباز نبود و… .
پرده اول
در آن سو ادعاي اينکه علي کريمي از نتيجه رقم خورده خوشحال بوده يا توي دلش کيفور شده مستلزم بي رحمي توأم با شيطنت است. او نيز بايد مثل انبوه هواداران حاضر در ورزشگاه، تماشاگران تلويزيوني و علاقه مندان به فوتبال از اين «ناکامي ملي» مغموم باشد. همچنين طبيعي است که او با علم به تمام مذاکرات و حرف و حديث هاي قبلي از پيمان شکني علي دايي دلخور باشد. با اين حال به محض اينکه رسانه ها به سراغش مي روند طبق معمول تلاش مي کند تنها بعد ملي ماجرا را پررنگ جلوه دهد. او با تاکيد روي اين نکته که بايد به فکر تيم ملي بود، مي گويد؛ «بهتر است در مورد گذشته بحث نکنيم. چيزي که اهميت دارد اين است که تيم ملي را براي سه بازي آينده آماده کنيم.» اما اين خويشتنداري چندان دوام ندارد. به هر حال داستان دايي- کريمي پس از شکست مقابل عربستان روندي به خود گرفت که به هيچ عنوان نمي توان در قبال آن سکوت اختيار کرد. چه انگيزه يي بهتر از پاسخگويي؟ سرمربي معزول تيم ملي در کنفرانس مطبوعاتي پايان مسابقه در برابر اصرار خبرنگاران براي کنکاش در مورد دلايل نبودن علي او گفته بود اين بازيکن بعد از مسابقه با کرواسي هرگز عملکرد مثبتي در تيم ملي نداشته است.
شنيدن همين جمله کافي است تا علي کريمي را بي خيال خويشتنداري و سياست پيشگي کند و به اين ادعا پاسخ دهد.او در اين مورد مي گويد؛ «حرف دايي را قبول دارم، اما ايشان فکر مي کند تنها خودش براي تيم ملي موثر بوده؟ دايي فکر مي کند از روز ورود به تيم ملي تا آخرين بازي اش هميشه عملکرد موثري داشته و بهترين بازيکن تمام دوران تيم ملي بوده است؟» هيجان علي کريمي به همين سرعت فروکش مي کند. به همين خاطر لازم است سوال بعدي به سرعت مطرح شود؛ به راستي چه عواملي باعث برکناري علي دايي شد؟ پاسخ او هرچند مجدداً با محافظه کاري شروع مي شود، اما «هرکسي نقطه ضعفي دارد. من هم در بازيگري ضعف دارم. آقاي دايي براي تيم ملي زحمت کشيده ولي فکر مي کنم لجبازي بيش از اندازه بيشترين آسيب را به او زد. غرور و لجبازي دايي بيش از اندازه بود. فکر مي کنم هيچ کس به اندازه خود او باعث ايجاد اين شرايط نشد و دايي بيشتر از همه به خودش آسيب زد.» اصرار براي دانستن علت اصلي اختلاف با دايي از زبان خود کريمي بي فايده به نظر مي رسد؛ «دوست ندارم در اين مورد صحبت کنم. بازگشت من به تيم ملي دلايلي داشت که تنها خداداد عزيزي و حسين هدايتي مي دانند. اگر واقعيت را مي خواهيد از اين دو نفر بپرسيد.»
پرده دوم
«اين بحث به هفته هاي پيش از بازي با عربستان برمي گردد. آن زمان بهزاد غلامپور مربي دروازه بان هاي تيم ملي به من زنگ زد و صحبت هايي در اين زمينه داشت. او مي گفت مربيان تيم ملي خواهان حضور علي کريمي در تيم هستند اما نمي خواهند در صورت دعوت دوباره با کناره گيري مجدد اين بازيکن مواجه شوند. در نهايت بحث به اينجا رسيد که من با علي کريمي صحبت کنم و او را براي حضور دوباره در تيم ملي راضي کنم.» اين روايت خداداد عزيزي از داستان دايي- کريمي است. ستاره سال هاي نه چندان دور تيم ملي در ادامه ماجرا را به اين صورت تشريح مي کند؛ «با علي کريمي صحبت کردم. او واقعاً تصميمش را گرفته بود و نمي خواست به تيم ملي برگردد. از او خواهش کردم در تصميمش تجديدنظر کند. او نيز لطف داشت و در نهايت پذيرفت که به تيم ملي برگردد.»
اما وقتي ليست تيم ملي از سوي علي دايي اعلام شد نشانه يي از هيچ توافقي در آن ديده نمي شد. عزيزي در اين مورد مي گويد؛ «نمي دانم چه اتفاقي افتاد و چرا علي دايي تمام توافقات را به هم زد. در اين قضيه تنها من شرمنده کريمي شدم.»
پرده سوم
بازي تمام شده است با اين حال دست کم نيمي از تماشاگران حاضر به ترک ورزشگاه نيستند. آنها مي خواهند خشم و دلخوري شان را از شکست تحقيرآميز مقابل عربستان با فرياد بر سر علي دايي خالي کنند. دايي هم شستش خبردار شده و تک و تنها روي نيمکت ذخيره ها نشسته تا مبادا با خيل تماشاگران روبه رو شود. او در آن لحظات احتمالاً با خودش فکر مي کرد اي کاش اين همه لجباز نبود، کاش زير قول و قرارش نمي زد، کاش… . اما اين «اي کاش ها» چندان در مخيله دايي دوام نياورد. او با حرف هايي که در طول کنفرانس مطبوعاتي زد، ثابت کرد همچنان لجبازترين مرد فوتبال ايران است و قصد ندارد هيچ تغييري در رفتار خودش ايجاد کند. آيا واقعاً بايد براي علي دايي دلسوزي کرد؟





