Posts Tagged ‘ماشین’
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com به نقل از وبلاگ زیتون : ( این مطلب قبل از سفر احمدی نژاد نوشته شد ) : درست چهار ساعت ديگه احمدينژاد مياد كرج…مسير استقبال از ميدون شهدا تا ميدون شهيد آجرلو يا همون ميدون سپاهه.

كلي اونورا كار داشتم، همه رو همينامروز رفتم انجام دادم تا به فردا نكشه… و عصر خسته با اتوبوس داشتم برميگشتم. اونقدر احساس تنهايي ميكردم كه دوست نداشتم سوار تاكسي شم.
از پنجره اتوبوس به پلاكارهاي خوشآمدگويي كه قدم به قدم به درختها و تيرها نصب كرده بودند، نگاه ميكردم. در عين حال صداي خندههاي ريز و نخودي دو دختر دبيرستاني كه جلوي من نشسته بودند به گوشم ميرسيد. احساس سرخوشي اونا داشت بهم منتقل ميشد. وقتي نگام به قسمت آقايون افتاد خندهم گرفت. تقريبا تموم آقايون قسمت جلوي اتوبوس برگشته بودن و اين دو رو تماشا ميكردن. دعا ميكردم دخترا متوجه نشن و صداي خندهشون همينطور بياد.
نه تنها متوجه نشدن، كه صداشون بلندتر هم شده بود. صحبت از اجبارشون براي شركت در مراسم استقبال احمدينژاد بود و هيجان از جالبي كارايي كه بايد بكنن. اتوبوس رو سكوت فرا گرفته بود و تقريبا همه به صحبت اين دو گوش ميدادن.
اولي- اومدن از دانشآموزان مدرسه ما ليست گرفتن به مدير گفتن بايد 800 نفر از مدرسه شما(آيندهساز يا آيندهسازان واقع در ميدون شهدا) حتما در مراسم شركت كنن. جايي هم كه بايد وايسيم خودشون تعيين كردن.
دومي- مدرسه ما هم همينطور(اين يكي دبيرستان حجاب ميرفت) ناظم گفته هيچكس حق نداره فردا مريض شه. بگو آخه مگه ما با ميكروب و ويروس قرارداد داريم؟ گفتن هر كي نياد نمرهش كم ميشه(نفهميدم نمرهي چيشون) دوساعت قبلش هم بايد مدرسه باشيم براي آمادگي.
اولي با هرهر- مامانم ميگه يه گيره لباس بزن رو دماغت بوي جورابش اذيتت نكنه.
دومي با كركر- مامان من برام يه شيشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جيبم هر وقت حالم بههم خورد بگيرم زير دماغم.
اولي- لابد پرچم هم ميدن دستمون تكون تكون بديم؟
دومي- تو ميگي از نزديك ميبينيمش؟
اولي- آره ديوونه رو ماشين سرباز وايميسه. شايد هم چهارپايه گذاشتن زير پاش(هر هر)
دومي- نامه براش بنويسيم بهش بديم؟ يه نامه عاشقانه! وقتي بازش ميكنه چه حالي ميشه(كركر)
اولي – من ميخوام براش بنويسم يه چيزي به اين مامانا بگه.(صداشو آروم ميكنه) نميذارن با دوست پسرامون بريم بيرون.
هر دو باهم هر هر كر كر…

اتوبوس بغل يك پلاكارد خير مقدم زرد گنده تو ترافيك مونده بود. مردي از جلوي اتوبوس داد زد:
- ببين از پول مالياتهاي ما چقدر از اينا زدن تو خيابون. بگيد آخه اگه از طرف مردمه چرا همهش يه رنگ و يه شكله!
مرد ديگري گفت بابا مرد خوبيه طفلك، اطرافيانش بدن! خودش خيلي كار ميكنه اما يه عده ميخوان بزنن زمين. اينبار كه راي بياره ديگه اعتماد به نفس پيدا ميكنه و كارا رو درست ميكنه. ميگن حتي نميذاره يه سوزن از بيتالمال هدر بره.
زني كه چادرش رو با دندون نگهداشته بود و كلي نايلون ميوه دست راستش بود و دستگيره را با دست چپ گرفته بود از لاي دندون فحشي نثار مردي كه قرار بود اعتماد به نفس پيدا كنه كرد.
تازه متوجه او شديم. دختري جاشو به اون داد كه بنشينه.زن تعارف كرد كه نه. دختر گفت ايستگاه بعدي پياده ميشه.
پسر ي كه روزنامه لوله شده دستش بود گفت آره طفلكي! نميذاره يه سوزن هدر بره اونوقت براي رئيسجمهور كومور هواپيماي اختصاصي ميفرسته بيارنش خدمتش. همه با آمريكا و فرانسه و انگليس و كانادا و آلمان و… رابطه برقرار ميكنن ما با كومور و بوكينا فاسو و ونزوئلا و بوليوي. تازه همهش هي بايد كمكشون كنيم. عجب بدبختي.
دختري كه به دانشجو ميزد از قسمت زنانه گفت: من عيد رفته بودم روستاهاي كرمان، بيچارهها نون ندارن بخورن. اونوقت آقا فكر مردم غزهست.
زن ميوه به دست كه حالا نشسته بود گفت: پيغمبر هم گفته چراغي كه به خونه رواست به مسجد حرومه!
همين سيبزمينيهايي كه دارن براي راي گرفتن مجاني بهمون ميدن، فرستاده بودن غزه. قبول نكردن، گفتن شما شيعه هستين خونتون كثيفه. لابد سيبزمينيهاتون هم كثيفه. حالا ما بايد سيبزميني دست دوم بخوريم.
مردي از قسمت مردونه با خنده گفت: خواهر من ، به مردم خودمون هم تازگيها چكپول دست اول ميدن. منتها آقا دير يادش افتاده. آخه بگو ارث پدرته كه بذل و بخشش ميكني؟ پول خودمونو به خودمون ميدي؟
بگو در دورهي كدوم رئيسجمهور اينقدر گروني و بدبختي بود؟
زني از عقب اتوبوس:
_ تو اين چهار سال بيشتر چيزا 400 درصد گرون شده. دم انتخاباتي، جون خودشون اومدن ارزون كنن، زور زدن 10 درصد ارزون كردن! حالا بعد از انتخابات براتون ميگم…
هر از گاهي از جلوي ماشيني ميگذشتيم كه مامورا نگهش داشته بودن و صندوق عقبشو باز كرده بود و زير و روش ميكردن . هر شيشه مايعي رو بو ميكردن. حتي ميخوابيدن زير بعضي ماشينها رو نگاه ميكردن.
مردي گفت براي همين من امروز ماشين نياوردم. سه چهار روزه همين خبراست. ديروز نگهم داشتن . كار فوري داشتم مضطرب بودم. لابد پيش خودشون گفتن حتما بمبگذارم كه عجله دارم. نشون به اون نشون كه سه ساعت تموم ماشينمو حتي لاي درهاشون و جيبامو گشتن و كلي سينجيمم كردن كه چيكارهاي و كجا بودي و داري كجا ميري؟
ميدونيد چقدر براي هر سفرش بودجه براي همين كارا مصرف ميشه؟ آخه بگو مرد حسابي چيه دوره راه افتادي؟ تو همون راديو تلويزيون نطق كن.
مرد ديگري گفت: ما خونهمون طرفاي ميدون سپاهه. پريشب نصف شب ناغافل ريختن تو پاركينگ ساختمون. تموم ماشينا رو گشتن. همهمونو خواب زده كردن و گفتن سويچهامونو ببريم پايين تا ماشينها رو بگردن. ميگن خبراي مردمي بهمون رسيده كه اينجا خبراييه. آخه بگو نيروهاي مردمي كجان؟ اينا همهش بهانهست. ميخوان بترسونن مردمو … دختر كوچيكم كه 12 سالشه از ترس پليس تا صبح هي از خواب ميپريد و گريه ميكرد.
ديگري گفت: به بيشتر مغازههاي بين راه استقبال هم گفتن در اون ساعتها بايد ببندن و وايسن جزء استقبال كنندهها… تو بعضي گونيها و قوطي هاي مغازهها هم سيخ كردن كه توش چيزي نباشه.
(صحبتا خيلي زياد بود، مثل خبر الكي استان شدن كرج و انتخابات رياست جمهوري و به زور آوردن كارمندان ادارات براي استقبال ، آوردن بسيجيها از روستاهاي اطراف كرج همراه با چك و چلوكباب و… فحش هم توش زياد بود كه سانسور شد)
(گزارش تصویری سایت قلم)






Tags: اتوبوس, احمدی نژاد, استقبال, انتخابات, انتخابات ریاست جمهوری, بیت المال, تبلیغات, دختر, رئیس جمهور, رای, رییس جمهور, سخنرانی, سفر استانی, ماشین, مالیات, محمود احمدی نژاد, نامه, هواپیما, پرچم, پلگارد, پول, کرج, کرجی, کومور, گزارش, گزارش تصویری
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, گزارش, گزارش تصويري | 21 Comments »
یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر 7tir.com: مسيح تفرشي مديرعامل شرکت پارس خودرو گفت: خودروي تينا جايگزين خودروي ماکسيما و خودروي قشقايي جايگزين خودروي رونيز خواهد شد.
مديرعامل شرکت پارس خودرو روز شنبه در مراسم رونمايي از چهار محصول جديد شرکت سايپا، افزود: خودروي تينا در کلاس خودروي E قرار دارد و به صورت CKD تا آخر امسال وارد کشور مي شود. همچنين خودروي قشقايي تا بهمن ماه امسال براي فروش آماده خواهد شد.
وي، قيمت خودروي تينا را 50 ميليون تومان و خودروي قشقايي را 40 ميليون تومان اعلام کرد و اظهار داشت: سال جاري به دليل تاثير غيرمستقيم بحران مالي جهان بر صنعت خودرو سازي کشور، سال بسيار سختي براي خودروسازان داخلي خواهد بود.
مديرعامل شرکت پارس خودرو سال گذشته را سالي پربار براي شرکت پارس خودرو ارزيابي کرد و گفت: در سال گذشته با رشد 21 درصدي توليد ، ظرفيت توليد شرکت پارس خودرو از 600 دستگاه در روز به يک هزار و 50 دستگاه در روز افزايش يافت.
تفرشي سپس از کاهش 25 درصدي هزينه هاي توليد در بازار خودرو خبر داد و تاکيد کرد: ميزان فروش در سال قبل نسبت به مدت مشابه 10 درصد رشد داشته است.
وي در پايان از برنامه هاي اين شرکت براي کاهش مصرف سوخت در سال اصلاح الگوي مصرف خبر داد و تصريح کرد: در زمان حاضر پارس خودرو 24 درصد از سهم بازار خودرو کشور را در اختيار دارد.
هفت تیر : البته یک همچنان ایده ای مقداری با واقعیت تضاد دارد و قیمت این مدل ها تینا:حدود 40تا47 میلیون تومان و قشقایی 50 میلیون تومان است که با خودرو های ماکسیما و پاترول خیلی فرق دارد.
خودرو تینا



قشقایی



مورانو







Tags: اتومبیل, بازار, بازار خودرو, تینا, خودرو, خودرو تینا قشقایی ماکسیما رونیز, خودرو ملی, رونیز, سایپا, سوخت, فروش, قشقایی, قیمت, ماشین, ماکسیما, مسیح قشقایی, مگان, پارس خودرو
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار بازار و قيمت ها, داغ | 19 Comments »
یکشنبه, آوریل 19th, 2009

هفت تیر 7tir.com: خودرو «رانا» دومين خودرو با برند ملي اواخر سال جاري با قيمت پايه صد و پنج ميليون ريال و در سطوح استاندارد آلايندگي Euro 3، Euro 4 و Euro 5 از سوي گروه صنعتي ايران خودرو عرضه خواهد شد.
به گزارش هفت تیر ، عليرضا محمدي مدير پروژه خودرو ايكس 12 (رانا)، در مراسم رونمايي از دومين خودرو با برند ملي در گروه صنعتي ايران خودرو گفت: بخش عمده اي از زير مجموعه هاي پلت فرم متعلق به ايران خودرو كه خودرو “رانا” بر روي آن ارايه شده، موتور و گيربكس، سيستم تعليق، كفي خودرو، صندلي ها، سيستم هاي خنك كاري، ترمز و الكتريكال و مجموعه اگزوز را در بر دارد.
وي با بيان اينكه در اين خودرو از قواي محركه متنوعي استفاده شده است، اظهار داشت: موتور اين خودرو در سيكل تركيبي 6.6 ليتر و در جاده 4.5 ليتر در هر 100 كيلومتر سوخت مصرف مي كند.
مهندس محمدي در خصوص مدل هاي مختلف خودرو رانا، تصريح كرد: اين خودرو در دو گونه اصلي ارايه مي شود. در نوع اول كه دو حالت شامل گيربكس دستي- بنزين سوز و گيربكس دستي- دو گانه سوز را در بر دارد، تجهيزاتي از قبيل ايربگ راننده، كولر، فرمان هيدروليك و پخش MP3 با ورودي USB ديده شده است.
به گفته مدير پروژه ايكس12، گونه دوم اين محصول، گيربكس دستي- بنزين سوز، گيربكس اتوماتيك – بنزين سوز و گيربكس دستي- دو گانه سوز را در بر دارد و تجهيزات آن شامل ايربگ راننده و سرنشين، ترمزهاي ضد قفلABS ، شيشه بالابرهاي برقي، تنظيم برقي آينه ها، فرمان هيدروليك، كولر و پخش CD/MP3 با ورودي USB است.
وي خودرو رانا تنها خودروي توليد داخل دانست كه با آخرين استانداردهاي اروپايي مربوط به عابر پياده موسوم به Pedestrian Impact تطابق دارد. در اين محصول، استاندارد كنترل آلايندگي بر بالاترين استاندارد اروپايي(EU V) منطبق است.
محمدي در پايان و در زمينه تيراژ توليد و بازار هاي صادراتي خودرو رانا، متذكر شد: حداقل تيراژ سالانه براي اين خودرو 150 هزار دستگاه پيش بيني شده است و اين خودرو به بيش از 30 كشور جهان صادر خواهد شد.
يادآور مي شود شركت ايران خودرو، به منظور توسعه برند ملي و پلت فرم خود، با حضور نائب رئيس و روساي كميسيون هاي صنايع و معادن و انرژي مجلس شوراي اسلامي، وزراي صنايع و معادن، و رفاه و تامين اجتماعي، مديرعامل سابق و جديد ايران خودرو به همراه اعضاي هيات مديره و مديران شركت هاي تابعه اين گروه، مديرعامل سايپا و برخي مديران شركت هاي تابعه اين گروه خودروسازي، برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و مديران صنعت كشور دومين خودرو با برند ملي ايران با عنوان پروژه ايكس12 (رانا) را به بازار ايران و جهان معرفي كرد.









Tags: اتومبیل, ایران خودرو, بنزین, بنزین سوز, خودرو, خودرو ملی, دوگانه سوز, رانا, سوخت, عکس, ماشین, گزارش تصویری, گیربکس دستی
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار بازار و قيمت ها, داغ, گزارش, گزارش تصويري | 19 Comments »
چهار شنبه, مارس 25th, 2009
Tags: اتومبیل, احمدی نژاد, اعتراض, خودرو, دختر, دختر بالای ماشین محمود احمدی نژاد, دختر روی کاپوت ماشین احمدی نژاد, دختر سوار بر ماشین احمدی نژاد, دختر معترض احمدی نژاد, سفرهای استانی, ماشین, معترض, کاپوت
Posted in اخبار داغ, اخبار سياسي, زنان، دختران و خانواده, عکسهای جالب, يك عكس يك خبر | 19 Comments »
سه شنبه, مارس 3rd, 2009

به درخواست مقام قضایی تصویر متهم فراری در سایت قرار گرفت
مرد شيادي که با خريد و فروش خودرو دست به کلاهبرداري يک ميليارد توماني زده است، از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفت. اين متهم در قبال خريد اتومبيل به فروشندگان چک هاي بلامحل مي داد.
به گزارش خبرنگار ما تحقيقات براي دستگيري اين متهم از اوايل دي ماه پس از شکايت مردي به نام کيوان آٍغاز شد. اين مرد که به کلانتري نارمک رفته بود، در اظهاراتي گفت؛ «مدتي قبل تصميم گرفتم اتومبيل پژو 206 خودم را بفروشم. پس از آنکه از آگهي دادن در روزنامه ها به نتيجه يي نرسيدم، به نمايشگاه سورتمه در ميدان نارمک مراجعه و با مدير آن به نام سعيد صحبت کردم. او به من قول داد ظرف چند روز ماشينم را بفروشد. چند روزي خودرو را در نمايشگاه امانت گذاشتم تا اينکه با من تماس گرفت و گفت خودش اتومبيل را مي خرد. روزي که براي معامله ماشين به نمايشگاه رفته بودم، او گفت چون وضعيت بازار خودرو مناسب نيست، دو ميليون تومان نقد به من مي دهد و بقيه پول را در قالب يک چک پرداخت مي کند. من هم قبول کردم و پول را از او گرفتم و روز بعد هم سند اتومبيلم را به نام او کردم.» اين مالباخته ادامه داد؛ من چک را خرج کرده بودم اما پس از يک ماه که موعد چک رسيد، شخصي که چک در اختيارش بود، با من تماس گرفت و گفت چک برگشت خورده است. من به او گفتم حتماً اشتباهي رخ داده و به زودي نقد مي شود. فوراً به نمايشگاه رفتم و متوجه شدم آنجا تعطيل است.
با پرس و جو از همسايه ها فهميدم سعيد کلاهبرداري کرده و متواري شده است. به دنبال اين شکايت پرونده به شعبه 6 دادسراي ناحيه چهار تهران ارجاع شد.
بازپرس ولي زاده براي دستيابي به اطلاعات بيشتر بار ديگر شاکي را مورد بازجويي قرار داد. کيوان در خصوص اينکه چطور به راحتي خودرو اش را در اختيار سعيد قرار داده و از او چک قبول کرده، گفت؛ چند مرتبه يي که به نمايشگاه رفتم، چند نفر از فوتباليست ها و بازيگرهاي مشهور در آنجا حضور داشتند . برخوردشان نشان مي داد با صاحب نمايشگاه ارتباط خوب و نزديکي دارند. ديدن اين افراد معروف باعث شد من هم به سعيد اطمينان و از او چک قبول کنم.
بازپرس ولي زاده پس از اظهارات اين مالباخته، پرونده را براي انجام تحقيقات تخصصي در اختيار کارآگاهان اداره چهاردهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار داد. در حالي که بررسي ها براي دستگيري متهم فراري آغاز شده بود، چند نفر ديگر نيز به دادسراي ناحيه چهار رفتند و طي اظهاراتي مشابه از سعيد شکايت کردند. شاکيان که همگي خودروهايشان را به اين مرد فروخته بودند، حضور چند چهره معروف در نمايشگاه و همچنين ظاهر و موقعيت خاص آنجا را علت اعتمادشان به سعيد اعلام کردند و گفتند متهم از آنها مبالغي بين دو تا 85 ميليون تومان کلاهبرداري کرده است. بررسي اظهارات مالباختگان نشان داد متهم بيشتر به خودروهاي پژو پرشيا، هوندا آزرا، سوزوکي و ال- 90 علاقه داشته و بيشتر اين خودروها را طعمه قرار داده است. به اين ترتيب با افزايش شکايت تحقيقات ويژه يي در اين زمينه آغاز شد.
در گام نخست کارآگاهان به بررسي حساب بانکي متهم که از آن به طعمه هايش چک داده بود، پرداختند. تحقيق در اين باره فاش کرد سعيد با ارائه مدرک جعلي کارمندان بانک را فريب داده و توانسته حساب بانکي براي خودش باز کند و آدرس و همه مشخصات ثبت شده در پرونده اش جعلي است. با گذشت بيش از دو ماه از ثبت اولين شکايت در حالي که روز به روز به تعداد شکات پرونده افزوده مي شد و مبلغ کلاهبرداري به حدود يک ميليارد تومان رسيده بود، بازپرس ولي زاده از رسانه ها خواست تصوير متهم را بدون پوشش منتشر کنند و افرادي که اطلاعي از محل اختفاي وي دارند به شعبه شش بازپرسي دادسراي چهار يا پليس آگاهي تهران بزرگ مراجعه کنند.
همچنين سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ به افرادي که قصد خريد و فروش خودرو يا هرگونه معامله دارند هشدار داد و گفت؛ معمولاً در هر معامله يي شرايط به گونه يي است که امکان کلاهبرداري براي يکي از طرفين فراهم است و تضمين هاي لازم اخذ نمي شود.
به همين خاطر ضروري است شهروندان جانب احتياط را رعايت و در اين باره با افراد مطلع مشورت کنند و درباره هر مورد مشکوکي تحقيقات لازم را انجام دهند و به صرف ظاهر طرف مقابل شان به او اطمينان نکنند.
Tags: اتومبیل, خودرو, دلال خودرو, دلال ماشین, ماشین, کلاه بردار, کلاهبردار, کلاهبرداری
Posted in اخبار ايران, حوادث | No Comments »
چهار شنبه, فوریه 25th, 2009
تا همين پنجاه، شصت سال پيش در بعضى از محلات قديمى تهران دكان هايى داير بود كه به آن شغل، «علافى» مى گفتند. در حقيقت محل فروش علوفه چهارپايان از قبيل جو، كاه، يونجه و عرضه اقلامى ديگر نظير زغال و هيزم بود. اين شغل به دو صورت عمل مى كرد؛ علاف ميدانى، علاف دكانى.
علاف ميدانى فروشنده اجناس عمده از خروار به بالا در ميادين و علاف دكانى هم خرده فروش محلى بود؛ تا جايى كه رفع نياز اهالى را در محلات بنمايد.
استاد جعفر شهرى پژوهشگر تهران قديم مى نويسد: «اجناسى مانند بوته، آرد، گندم، ارزن، دانه مرغ، نمك سنگ نيز در اختيار علاف هاى سرگذرها و همچنين فروش نفت نيز در دست علاف ها بود؛ اگرچه بقال ها و بعضى از عطارها نفت هم مى فروختند. اين علاف ها اجناس مردم را نيز حاضر كرده در اختيارشان مى گذاشتند، مانند زغال كه هم در هم آن را داشتند و هم سرند كرده على الحده و خاكه على الحده و گلوله (خاكه زغال الك كرده كه با آب خيس كرده به هم فشرده به صورت گلوله درمى آمد)/
همچنين شكسته چوب سفيد براى منقل و اجاق؛ چوب سفيد يعنى چوب سست سبك مانند چوب بيد و تبريزى كه زود گرفته مشتعل مى گرديد. چوبى در مصرف روشن كردن اجاق و پختن غذاهاى سردستى مانند نيمرو، خاگينه و گرم كردن خود.
در ناهموارى علاف جمله اى است كه مى گفتند «گير علاف افتاديم» كه به تدريج تبديل به علاف شديم (اصطلاحى درگير افتادن و گرفتار شدن) گرديد. در اين مأخذ كاروانسرا داران و قهوه خانه هاى ميان راه ها نيز براى مسافران چارپادار نيز علوفه براى فروش مى گذاشتند و اين فروش تا آن زمان حالت عادى و قيمت متعارف داشت كه جاده امن و يا برف و باران نيامده باشد، همچه كه راهى مورد هجوم راهزنان واقع شده يا برف و مزاحمتى آن را پوشانده مانع اياب و ذهاب و باعث توقف كاروانيان به يكى از اين قهوه خانه ها و كاروانسرها مى گرديد، آنجا بود كه ناگهان كاه يك من پنج شاهى به يك قران و زيادتر و جو يك من ده پانزده شاهى به چند برابر مى رسيد و چارپادار يا مسافران بينوا كه مركبشان مقدم برخودشان بود چنانچه چند روز متوقف شده بودند بايد آنچه نقدينه همراه دارند به بهاى كاه و جو اسب و الاغ بدهند و در رسيدن به منزل و مقصد كه بى پولى و بينوا رسيده مورد پرسش و سؤال اين چه وضع و حالت است واقع مى شدند؛ مى گفتند: گير علاف افتاده ايم!
اگر پرسيده شود نمك سنگ با علافى چه مناسبت مناسبتش اين بود كه اولاً قيمت آن در دكان علافى ارزان تر از نرخ بقال بود و ديگر نمك سنگ تقريباً خرد ه خرى اش نيز از يك من و دو من كمتر نبود كه براى خيساندن برنج و روى آن گذاشتن به كار مى آمد و همراه هيزم پلو و اجاق كه بايد از علاف خريده بشود نمك آن هم كه سنگين بار بود خريده مى شد كه بايد با الاغ برده شود و ديگر به كار طعم آوردن ذائقه گاو و گوسفند مى آمد كه گاودارها آن را همراه علوفه مى خريدند.نمك سنگ كه تكه هايى از آن را كنار آخور گاو گذاشته، حيوان به آن زبان مى كشيد و به اين وسيله برايش هم تحريك اشتها شده، هم طعم شيرش بهتر مى گرديد.»
روش ديگرى هم، چنين معمول بود كه دلال هاى علاف جنس علافى از قبيل هيزم و زغال را بار الاغ نموده، دور محلات شهر براى فروش مى بردند كه همراه با داد و فريادى آهنگين؛ اهالى را جهت خريد هيزم و زغال انبارى به كوچه مى كشاندند. مثل امروزه كه به وسيله وانت و اعلام بلندگوى دستى در كوچه پس كوچه هاى شهر جهت فروش سيب زمينى و پياز انبارى در فصل پائيز و عرضه ميوه و سبزى در ساير فصول عمل مى گردد.
ناگفته نماند زغال ها و هيزم ها پس از فروش توسط زغال سرندكن و هيزم شكن كه به دنبال دلال هاى علاف راه مى افتادند به كار سرند زغال و شكستن هيزم مشتريان مى پرداختند. هيزم و زغال تنها سوخت زمستان و اجاق پخت و پز مردم بود و به قول امروزى ها توليدكننده انرژى گرمايشى محسوب مى شدكه مردم ناگزير از تهيه آن بودند.
از دهه چهل با گسترش وسايل گرمازاى نفتى به تدريج در بعضى از خانواده ها بخارى جاى كرسى و منقل زغالى را گرفت و از رونق كار علافى كاسته شد و بر شعب فروش نفت در محلات افزوده گرديد.
جالب اين كه بحث در مورد بحران انرژى سابقه اى بس طولانى دارد. روزنامه اطلاعات در اول شهريور ۱۳۱۵ (هفتاد و دوسال پيش) با درج تيترى تحت عنوان ۱۰۰ سال بعد بشر در مقابل بحران انرژى چه خواهد كرد چنين نوشت: «منابع انرژى كنونى مانند نفت، زغال سنگ، چوب و غيره رو به اتمام است. دنيا نيازمند منابع جديد مى باشد.
امكان استفاده از كره خورشيد، (مقدار آفتابى كه در يك دقيقه در سطح زمين مى تابد) آنقدر انرژى دارد كه مى تواند احتياجات يك ساله تمام دنيا را از لحاظ حرارت و انرژى رفع كند. آيا مى توان از اين منبع استفاده كرد منابع قوايى كه اكنون مورد استفاده قرار گرفته روى به تمامى گذاشته و اگر دنيا به اين روش پيش رود طولى نخواهد كشيد كه از لحاظ كمى زغال سنگ، چوب، نفت، مواد روغنى و غيره سخت در مضيقه خواهد افتاد. مطابق محاسبه دقيق كه به عمل آمده تا يكصدسال ديگر بسيارى از اين منابع به كلى تهى و خالى شده و دست استحصال كنندگان از آنها بريده خواهد شد.
كسانى كه مدعى هستند ته معدن علم اكتشاف و اختراع بالا آمده گويا متوجه نيستند دنياى آينده چقدر نيازمند منابع جديدى است كه بتواند جاى منابع موجوده كنونى را بگيرد و تهيه اين منابع نيز مستقيماً از وظايف علم است. هر قدر روزگار بر نوع انسان بگذرد دنيا احتياج خود را به منابع جديد بيش از پيش احساس مى كند. آيا علم خواهد توانست از انرژى اتم استفاده كند
آيا مى تواند قواى بى منتهاى كره خورشيد را مورد استفاده قرار دهد همين دو موضوع كافى است كه در جديدى از يك دنياى بى پايان به روى علم و اختراع بگشايد و تحقيق در امكان و عدم امكان و مجاهده براى عملى كردن اين قضيه خود يكى از بزرگترين موفقيت هاى علم خواهد بود.
آن مقدار اشعه آفتابى كه بر روى پشت بامى به مساحت ۱۰ پاى مربع مى تابد داراى يك قوه اسب انرژى مى باشد و اين مقدار انرژى براى رفع حوايج الكتريكى يك خانه معمولى در تمام مدت روز كه آفتاب مى تابد كفايت مى كنند.با وجود همه اين حقايق اين منبع بى منتهاى انرژى تاكنون تماماً به هدر رفته و به هيچ وجه مورد استفاده واقع نشده است. علم با همه پيشرفت هاى خود نتوانسته است اين منبع خارق العاده را تحت اختيار خود قرار دهد و هنوز با همه مساعدت هاى علما اين معما حل نشده و حتى كوچكترين راهى براى حل آن به دست نيامده است.» 7tir.com
هفتاد سال پيش كه در تهران همچنان بهره گيرى از وسايل سنتى مثل كرسى و منقل زغالى و اجاق هيزمى رواج داشت صنعتگران داخلى و خارجى جهت استفاده بهينه از نفت در منازل و كارخانجات اقدام به ساخت وسايلى نمودند كه به تدريج در سال هاى بعد استفاده از آن تقريباً جنبه عمومى پيدا كرد. در تاريخ دوم تيرماه ۱۳۱۷ در تهران نمايشگاه وسايل نفت سوز برقرار شد كه مورد توجه مردم قرار گرفت. روزنامه اطلاعات در اين باره مى نويسد:
«ادواتى كه به معرض نمايش گذارده شده عبارت از دستگاه هايى بود كه براى توليد حرارت جهت گرم كردن عمارت، حمام، لوله كشى، آشپزى و ساير كارهاى خانگى و كارخانجات به كار مى رود و همه با نفت مى سوزد، همين طور يخچالى كه با نفت كار مى كند و ادوات ديگرى كه تمام توليد حرارت مى نمايد. »
نقش چهارپايان
دكان علافى هر محل سهميه كاه، جو و يونجه مصرفى چهارپايان اهالى را عرضه مى نمود، زيرا اغلب داراى الاغ يا يابوى سوارى و باركش بودند؛ جهت نگهدارى اين حيوانات وجود طويله ضرورت داشت.
طويله در قسمتى از خانه كه معمولاً نزديك به در خروج و دورتر از ساختمان مسكونى، در بيرونى يا زاويه هشتى قرار گرفته بود. چهارپايان در آن زمان نقش اتومبيل را براى ساكنين ايفا نموده و طويله هم مانند پاركينگ خودروهاى امروزى جاى خاصى داشت.
معاينه فنى
در گذشته، مثل امروزه كه خودروها مى بايستى معاينه فنى شوند، چهارپايان باركش جهت رفت و آمد در شهر نيز معاينه مى شدند. يك آگهى از طرف بلديه طهران در سال ۱۳۰۹ شمسى (۷۸ سال پيش) بيانگر اين حقيقت است:«براى اينكه دواب ( چهارپايان ) باركش داخل شهر بتوانند آزادانه از دروازه داخل و خارج شوند و وسايل تسهيل كار تفتيش مأمورين دروازه ها و نقشين تپان فراهم باشد؛ به عموم صاحبان دواب باركش داخل شهر اخطار مى شود از اين تاريخ تا آخر شهريورماه جارى دواب خود را به محل نقليه بلديه واقع در انتهاى خيابان گار ماشين (رى فعلى) برده تا مطابق دستورى كه داده شده مأمورين بلديه آنها را معاينه و مجاناً پلمب نمايند. در صورت تأخير متخلفين از اين دستور تعقيب خواهند شد.»
طويله دارى
همانطورى كه در عصر ماشين نياز به پاركينگ، تعميرگاه و صنوف مربوط به خودرو امرى اجتناب ناپذير است؛ در سال هاى بدون ماشين هم كه امور حركتى به وسيله چهارپايان انجام مى شد طويله دارى يا پانسيون حيوانات پا به پاى شغل علافى اهميتى خاص داشت.
دو نوع چهارپا براى نگهدارى در اختيار طويله دار قرار مى گرفت. اول فروشندگان دوره گرد كه آب و علوفه حيوانشان را خود داده فقط براى استراحت شبانه به طويله دار مى سپردند. دوم بعضى از كسبه كه خانه و طويله شخصى نداشتند اما چهارپا در طول روز مورد نيازشان بود؛ پس از اتمام كار حيوان خود را در پانسيون حيوانات پارك مى نمودند.
طويله دار مسئول آب و علف و نظافت و در نهايت حفظ و حراست از حيوان سپرده شده نيز بود. نوع ديگر از طويله دارى كه شأن آنها بالاتر بود و نقش آژانس هاى باربرى و مسافرتى امروزى را ايفا مى كردند. اين دسته از طويله داران تعدادى حيوان براى باركشى و اجاره در اختيار داشتند؛ تعدادى هم با چهارپايان و چارواداران حرفه اى حمل ونقل مسافر مى نمودند به اين دسته از طويله داران، «حمله دار» نيز مى گفتند.
Tags: الاغ, انرژی, بیطار, حمل و نقل, خر, درشکه, سوخت, طیمار, قاطر, ماشین, معیانه فنی, گاری
Posted in اخبار داغ, داغ, مطالب ادبي و تاريخي, مطالب جالب, مقالات | 4 Comments »