Posts Tagged ‘مالیات’

حکایت یک دختر کرجی از استقبال خودجوش از احمدی نژاد در کرج

دوشنبه, می 4th, 2009

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

هفت تیر 7tir.com به نقل از وبلاگ زیتون : ( این مطلب قبل از سفر احمدی نژاد نوشته شد ) :  درست چهار ساعت ديگه احمدي‌نژاد مياد كرج…مسير استقبال از ميدون شهدا تا ميدون شهيد آجرلو يا همون ميدون سپاهه.

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

كلي اونورا كار داشتم، همه رو همين‌امروز رفتم انجام دادم تا به فردا نكشه… و عصر خسته با اتوبوس داشتم برمي‌گشتم. اونقدر احساس تنهايي مي‌كردم كه دوست نداشتم سوار تاكسي شم.
از پنجره اتوبوس به پلاكارهاي خوش‌آمدگويي كه قدم به قدم به درخت‌ها و تيرها نصب كرده بودند، نگاه مي‌كردم. در عين حال صداي خنده‌هاي ريز و نخودي دو دختر دبيرستاني كه جلوي من نشسته بودند به گوشم مي‌رسيد. احساس سرخوشي اونا داشت بهم منتقل مي‌شد. وقتي نگام به قسمت آقايون افتاد خنده‌م گرفت. تقريبا تموم آقايون قسمت جلوي اتوبوس برگشته بودن و اين دو رو تماشا مي‌كردن. دعا مي‌كردم دخترا متوجه نشن و صداي خنده‌شون همينطور بياد.
نه تنها متوجه نشدن، كه صداشون بلندتر هم شده بود. صحبت از اجبارشون براي شركت در مراسم استقبال احمدي‌نژاد بود و هيجان از جالبي كارايي كه بايد بكنن. اتوبوس رو سكوت فرا گرفته بود و تقريبا همه به صحبت اين دو گوش مي‌دادن.

اولي- اومدن از دانش‌آموزان مدرسه ما ليست گرفتن به مدير گفتن بايد 800 نفر از مدرسه شما(آينده‌ساز يا آينده‌سازان واقع در ميدون شهدا) حتما در مراسم شركت كنن. جايي هم كه بايد وايسيم خودشون تعيين كردن.

دومي- مدرسه ما هم همينطور(اين يكي دبيرستان حجاب مي‌رفت) ناظم گفته هيچكس حق نداره فردا مريض شه. بگو آخه مگه ما با ميكروب‌ و ويروس قرارداد داريم؟ گفتن هر كي نياد نمره‌ش كم مي‌شه(نفهميدم نمره‌ي چيشون) دوساعت قبلش هم بايد مدرسه باشيم براي آمادگي.
اولي با هرهر- مامانم مي‌گه يه گيره لباس بزن رو دماغت بوي جورابش اذيتت نكنه.
دومي با كركر- مامان من برام يه شيشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جيبم هر وقت حالم به‌هم خورد بگيرم زير دماغم.
اولي- لابد پرچم هم مي‌دن دستمون تكون تكون بديم؟
دومي- تو مي‌گي از نزديك مي‌بينيمش؟
اولي- آره ديوونه رو ماشين سرباز وايميسه. شايد هم چهارپايه گذاشتن زير پاش(هر هر)
دومي- نامه براش بنويسيم بهش بديم؟ يه نامه عاشقانه! وقتي بازش مي‌كنه چه حالي مي‌شه(كركر)
اولي – من مي‌خوام براش بنويسم يه چيزي به اين مامانا بگه.(صداشو آروم مي‌كنه) نمي‌ذارن با دوست پسرامون بريم بيرون.
هر دو باهم هر هر كر كر…

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

اتوبوس بغل يك پلاكارد خير مقدم زرد گنده تو ترافيك مونده بود. مردي از جلوي اتوبوس داد زد:
- ببين از پول ماليات‌هاي ما چقدر از اينا زدن تو خيابون. بگيد آخه اگه از طرف مردمه چرا همه‌ش يه رنگ و يه شكله!
مرد ديگري گفت بابا مرد خوبيه طفلك، اطرافيانش بدن! خودش خيلي كار مي‌كنه اما يه عده مي‌خوان بزنن زمين. اين‌بار كه راي بياره ديگه اعتماد به نفس پيدا مي‌كنه و كارا رو درست مي‌كنه. مي‌گن حتي نمي‌ذاره يه سوزن از بيت‌المال هدر بره.

زني كه چادرش رو با دندون نگه‌داشته بود و كلي نايلون ميوه دست راستش بود و دستگيره را با دست چپ گرفته بود از لاي دندون فحشي نثار مردي كه قرار بود اعتماد به نفس پيدا كنه كرد.
تازه متوجه او شديم. دختري جاشو به اون داد كه بنشينه.زن تعارف كرد كه نه. دختر گفت ايستگاه بعدي پياده مي‌شه.

پسر ي كه روزنامه لوله شده دستش بود گفت آره طفلكي! نمي‌ذاره يه سوزن هدر بره اونوقت براي رئيس‌جمهور كومور هواپيماي اختصاصي مي‌فرسته بيارنش خدمتش. همه با آمريكا و فرانسه و انگليس و كانادا و آلمان و… رابطه برقرار مي‌كنن ما با كومور و بوكينا فاسو و ونزوئلا و بوليوي. تازه همه‌ش هي بايد كمكشون كنيم. عجب بدبختي.

دختري كه به دانشجو مي‌زد از قسمت زنانه گفت: من عيد رفته بودم روستاهاي كرمان، بيچاره‌ها نون ندارن بخورن. اونوقت آقا فكر مردم غزه‌ست.
زن ميوه به دست كه حالا نشسته بود گفت: پيغمبر هم گفته چراغي كه به خونه رواست به مسجد حرومه!
همين سيب‌زميني‌هايي كه دارن براي راي گرفتن مجاني بهمون مي‌دن، فرستاده بودن غزه. قبول نكردن، گفتن شما شيعه هستين خون‌تون كثيفه. لابد سيب‌زميني‌هاتون هم كثيفه. حالا ما بايد سيب‌زميني دست دوم بخوريم.

مردي از قسمت مردونه با خنده گفت: خواهر من ، به مردم خودمون هم تازگي‌ها چك‌پول دست اول مي‌دن. منتها آقا دير يادش افتاده. آخه بگو ارث پدرته كه بذل و بخشش مي‌كني؟ پول خودمونو به خودمون مي‌دي؟
بگو در دوره‌ي كدوم رئيس‌جمهور اينقدر گروني و بدبختي بود؟
زني از عقب اتوبوس:
_ تو اين چهار سال بيشتر چيزا 400 درصد گرون شده. دم انتخاباتي، جون خودشون اومدن ارزون كنن، زور زدن 10 درصد ارزون كردن! حالا بعد از انتخابات براتون مي‌گم…

هر از گاهي از جلوي ماشيني مي‌گذشتيم كه مامورا نگهش داشته بودن و صندوق عقبشو باز كرده بود و زير و روش مي‌كردن . هر شيشه مايعي رو بو مي‌كردن. حتي مي‌خوابيدن زير بعضي ماشين‌ها رو نگاه مي‌كردن.

مردي گفت براي همين من امروز ماشين نياوردم. سه چهار روزه همين خبراست. ديروز نگهم داشتن . كار فوري داشتم مضطرب بودم. لابد پيش خودشون گفتن حتما بمب‌گذارم كه عجله دارم. نشون به اون نشون كه سه ساعت تموم ماشينمو حتي لاي درهاشون و جيبامو گشتن و كلي سين‌جيمم كردن كه چيكاره‌اي و كجا بودي و داري كجا مي‌ري؟
مي‌دونيد چقدر براي هر سفرش بودجه براي همين كارا مصرف مي‌شه؟ آخه بگو مرد حسابي چيه دوره راه افتادي؟ تو همون راديو تلويزيون نطق كن.

مرد ديگري گفت: ما خونه‌مون طرفاي ميدون سپاهه. پريشب نصف شب ناغافل ريختن تو پاركينگ ساختمون. تموم ماشينا رو گشتن. همه‌مونو خواب زده كردن و گفتن سويچ‌هامونو ببريم پايين تا ماشين‌ها رو بگردن. مي‌گن خبراي مردمي بهمون رسيده كه اينجا خبراييه. آخه بگو نيروهاي مردمي كجان؟ اينا همه‌ش بهانه‌ست. مي‌خوان بترسونن مردمو … دختر كوچيكم كه 12 سالشه از ترس پليس تا صبح هي از خواب مي‌پريد و گريه مي‌كرد.
ديگري گفت: به بيشتر مغازه‌هاي بين راه استقبال هم گفتن در اون ساعت‌ها بايد ببندن و وايسن جزء استقبال كننده‌ها… تو بعضي گوني‌ها و قوطي هاي مغازه‌ها هم سيخ كردن كه توش چيزي نباشه.
(صحبتا خيلي زياد بود، مثل خبر الكي استان شدن كرج و انتخابات رياست جمهوري و به زور آوردن كارمندان ادارات براي استقبال ، آوردن بسيجي‌ها از روستاهاي اطراف كرج همراه با چك و چلوكباب و… فحش هم توش زياد بود كه سانسور شد)

(گزارش تصویری سایت قلم)

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

اخبار داغ هفت تیر  استقبال خودجوش  از احمدی نژاد در کرج

نویسنده ای میلیونر به نام باراک اوباما

شنبه, آوریل 25th, 2009

هفت تیر باراک اوباما نویسنده میلیونر

هفت تیر 7tir.com : به طور قطع نويسندگي در دسته بندي شغل هاي پردرآمد رتبه چندان درخشاني ندارد و چنانچه دري به تخته يي بخورد، نويسنده يي پيدا مي شود که کتابش خوب فروش رود.

سال گذشته براي باراک اوباماي نويسنده، درها به شدت به تخته خوردند، در بحبوحه کارزار انتخاباتي رياست جمهوري در ايالات متحده، روي پيشخوان کتابفروشي هاي اين کشور دو کتاب قرار گرفتند که نويسنده شان يکي از نامزدهاي رياست جمهوري بود؛ کسي که امروز عنوان نخستين رئيس جمهور سياهپوست راه يافته به کاخ سفيد را يدک مي کشد.

هر چند «روياهايي از پدرم» و «جسارت اميد» که نام باراک اوباماي نويسنده را بر خود داشتند، پيشتر منتشر شده بودند، اما انتشار مجدد آنها در آن زمان باعث شد به فروش چشمگير ميليوني برسند و در فهرست «پرفروش ترين کتاب هاي روز» نيز قرار بگيرند. پس از آن هم کتابخوان هاي کشورهاي ديگر توانستند ترجمه هاي آنها را در دست بگيرند و از جزييات بيشتري در مورد زندگي شخصي اوباما آگاه شوند. به تازگي باراک اوباما و همسرش ميشل، اظهارنامه مالياتي شان را در سال 2008 ارائه کرده اند و به اين ترتيب مشخص شده است درآمد اين زوج در مجموع 2/8 ميليون دلار بوده است البته بيشترين سهم را در اين بين فروش بالاي اين دو کتاب داشته است.

هفت تیر باراک اوباما نویسنده میلیونر

اوباما در سال گذشته ميلادي از زمان سناتوري ايالت ايلينويز تا موقع انتخابش به عنوان رئيس جمهور امريکا حدود 140 هزار دلار درآمد داشته است. همسر او ميشل نيز که عضو هيات اجرايي درمانگاه دانشگاهي شيکاگوست، 62 هزار دلار به دست آورده است. بر اساس مدارک، اين زوج بايد حدود 855 هزار دلار ماليات بر درآمد پرداخت کنند. از سوي ديگر اسناد نشان مي دهد اوباماها نيکوکاران پرکاري هم بوده اند. آنها در مجموع 172 هزار دلار به 37 مرکز خيريه مختلف کمک کرده اند.

البته خانواده اوباما براي پشت سر گذاشتن رکورد بيل کلينتون و همسرش هيلاري کلينتون، که اينک وزير خارجه امريکاست، راه درازي را در پيش دارند. اين زوج هر دو درآمد بالايي را از فروش زندگينامه هاي خود به دست آوردند. بيل کلينتون همچنين نشان داده است از شم اقتصادي بالايي برخوردار است. او در سخنراني در دانشگاه ها و همين طور مراسم سياسي و غيرسياسي مختلف آنچنان پرکار نشان داده که از اين راه در بعضي روزها تا 500 هزار دلار نيز به حساب او واريز شده است.